برای مباحث تئوری دیپ لرنینگ این دوره مبانی یادگیری عمیق از فرادرس دورهی خوبی بود. مباحث مقدماتی دیپ لرنینگ از جمله ساختار شبکههای عصبی، انواع شبکههای عصبی مختلف مثل شبکههای کانولوشنی و RNN ها و معماریشون و الگوریتمهای بهینه سازی داخل این دوره بررسی میشن. یه چیز مهم درمورد این دوره اینه که فقط مختص مباحث تئوری دیپ لرنینگ هستش و زیاد وارد کدنویسی و کار عملی و نحوه پیادهسازی الگوریتمها نمیشه و از این نظر دورهی کاملی نیست. پس اگر هدفتون کدنویسی و کار عملی هم هست این دوره براتون کامل نیست.
چیزی که الان دارم میگذرونم این اسپشیالیزیشن دیپ لرنینگ از کورسرا هستش و 5 تا کورس داره. کورس اول درمورد ساختار شبکههای عصبی و معرفی کلی نحوه عملکردشون هستش. کورس دوم درمورد بهبود عملکرد شبکهها و الگوریتمهای بهینه سازی هستش. کورس سوم درمورد یه سری مباحث تخصصی ماشین لرنینگ مثل هندل کردن ارورهاس. کورس چهارم درمورد شبکههای عصبی کانولوشنی و در نهایت کورس پنجم درمورد مدلهای sequnce دار و شبکههای عصبی بازگشتی هستش. همهی این کورسا داخلشون هم مباحث تئوری بررسی میشه و هم کدنویسیشون انجام میشه. مدرس این اسپشیالیزیشن Andrew Ng هستش که از مطرحترین مدرسهای این حوزه هستش. سطح ریاضی این دوره یکم بالا هستش و یه پایهی نسبتا خوبی از ریاضی میخواد. این رو هم بگم که هرکدوم از کورسهای این اسپشیالیزیشن رو به طور جداگانه میشه برداشت؛ اگر صرفا یه مبحث رو بخواید.
بای د وی هرچند نیازی به گفتن نیست ولی همه این کورسایی که گفتم پیشنیازشون تسلط نسبی روی پایتون هستش
Pillars of Creation
دلیل اینکه داروهای اعصاب و روان دارای عوارض متعدد هستن همینه. چون همون طور که دیدیم نقش نوروترنسمیترها داخل مدارها بررسی میشه و یه نوروترنسمیتر داخل مدارهای مختلف میتونه نقشهای خیلی متفاوتی داشته باشه؛ و همون طور که دیدیم، داروهای روان مکانیسم تاثیرشون…
یه مثال میخوام بزنم تا این قضیه رو بهتر درک کنین
یه گروه دارویی داریم که توی روانپزشکی به طور گسترده استفاده میشن؛ به اسم داروهای مهار کننده انتخابی باز جذب سروتونین (selective serotonin reuptake inhibitors) یا به اختصار SSRI.
مکانیسم عملکرد این گروه دارویی مهار کردن پمپی هستش که سروتونین رو به نورون پیشسیناپسی بازجذب میکنه (SERT). با این کار باعث میشن سروتونین به مدت بیشتری در فضای سیناپسی باقی بمونه و تحریک بیشتری روی نورون پسسیناپسی القا کنه و در کل تون سرتونرژیک رو در مدارهایی که از این نوروترنسمیتر استفاده میکنن افزایش بده. این گروه دارویی بیشتر توی اختلالات مربوط به افسردگی و اضطراب استفاده میشن و از داروهای این گروه میتونیم به فلوکستین، سیتالوپرام و سرترالین اشاره کنیم. برخی مواردی که گروه SSRI جزو رژیم دارویی براشون استفاده میشه :
- اختلال افسردگی ماژور (MDD)
- اختلال اضطراب فراگیر (GAD)
- اختلال وسواسی- جبری (OCD)
- اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)
- اختلال پنیک (Panic disorder)
سروتونین نوروترنسمیتری هستش که توی مدارهای مربوط به خواب و واکنشهای جنسی نقش داره پس از عوارض این گروه دارویی میتونیم به مختل شدن خواب و عوارض جنسی مثل تاخیر در انزال در مردها و اناورگاسمی و کاهش میل جنسی در زنها اشاره کرد. همچنین سروتونین روی حرکات دستگاه گوارش و عملکردش اثر تحریکی داره و این گروه دارویی میتونه باعث تهوع و اسهال بشه. یکی دیگه از عملکردهای سروتونین داخل بدن تاثیر روی لخته شدنِ سالم خون هستش. پمپ بازجذب سروتونین (SERT) روی پلاکتهای خون هم وجود داره و داروهای SSRI عملکرد این پمپ رو در کل بدن سرکوب میکنن. پس یکی دیگه از عوارض این داروها اینه که خون به طور نرمال لخته نمیشه و ممکنه جاهای مختلف بدن کبودیهای بی دلیل به وجود بیاره.
همهی این عوارض وجود دارن چون دارو به طور انتخابی عمل نمیکنه و عملکردش رو در کل بدن القا میکنه.
مکانیسم عملکرد این گروه دارویی مهار کردن پمپی هستش که سروتونین رو به نورون پیشسیناپسی بازجذب میکنه (SERT). با این کار باعث میشن سروتونین به مدت بیشتری در فضای سیناپسی باقی بمونه و تحریک بیشتری روی نورون پسسیناپسی القا کنه و در کل تون سرتونرژیک رو در مدارهایی که از این نوروترنسمیتر استفاده میکنن افزایش بده. این گروه دارویی بیشتر توی اختلالات مربوط به افسردگی و اضطراب استفاده میشن و از داروهای این گروه میتونیم به فلوکستین، سیتالوپرام و سرترالین اشاره کنیم. برخی مواردی که گروه SSRI جزو رژیم دارویی براشون استفاده میشه :
- اختلال افسردگی ماژور (MDD)
- اختلال اضطراب فراگیر (GAD)
- اختلال وسواسی- جبری (OCD)
- اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)
- اختلال پنیک (Panic disorder)
سروتونین نوروترنسمیتری هستش که توی مدارهای مربوط به خواب و واکنشهای جنسی نقش داره پس از عوارض این گروه دارویی میتونیم به مختل شدن خواب و عوارض جنسی مثل تاخیر در انزال در مردها و اناورگاسمی و کاهش میل جنسی در زنها اشاره کرد. همچنین سروتونین روی حرکات دستگاه گوارش و عملکردش اثر تحریکی داره و این گروه دارویی میتونه باعث تهوع و اسهال بشه. یکی دیگه از عملکردهای سروتونین داخل بدن تاثیر روی لخته شدنِ سالم خون هستش. پمپ بازجذب سروتونین (SERT) روی پلاکتهای خون هم وجود داره و داروهای SSRI عملکرد این پمپ رو در کل بدن سرکوب میکنن. پس یکی دیگه از عوارض این داروها اینه که خون به طور نرمال لخته نمیشه و ممکنه جاهای مختلف بدن کبودیهای بی دلیل به وجود بیاره.
همهی این عوارض وجود دارن چون دارو به طور انتخابی عمل نمیکنه و عملکردش رو در کل بدن القا میکنه.
Pillars of Creation
یه گروه دارویی داریم که توی روانپزشکی به طور گسترده استفاده میشن؛ به اسم داروهای مهار کننده انتخابی باز جذب سروتونین (selective serotonin reuptake inhibitors) یا به اختصار SSRI. مکانیسم عملکرد این گروه دارویی مهار کردن پمپی هستش که سروتونین رو به نورون…
پروزاک اسم تجاری فلوکستین هستش. تونی سوپرانو رو توی سریال سوپرانوز یادتون بیارید که برای افسردگی و حملات پنیک یکی از داروهایی که مصرف میکرد پروزاک بود.
Forwarded from Dannychem
درمان وسواس (اختلال وسواس فکری-عملی - OCD):
خط اول درمان وسواس معمولاً داروهای SSRIs (مثل فلوکستین، فلووکسامین، سرترالین) و رواندرمانی (مثل CBT یا رفتاردرمانی شناختی) هست.
آنتیسایکوتیکهای نسل دوم (مثل رسپریدون یا آریپیپرازول) گاهی به عنوان افزودنی برای مواردی که به درمانهای اولیه پاسخ نمیدهند یا وسواس شدید همراه با علائم روانپریشی دارند، استفاده میشن.
خط اول درمان وسواس معمولاً داروهای SSRIs (مثل فلوکستین، فلووکسامین، سرترالین) و رواندرمانی (مثل CBT یا رفتاردرمانی شناختی) هست.
آنتیسایکوتیکهای نسل دوم (مثل رسپریدون یا آریپیپرازول) گاهی به عنوان افزودنی برای مواردی که به درمانهای اولیه پاسخ نمیدهند یا وسواس شدید همراه با علائم روانپریشی دارند، استفاده میشن.
Forwarded from Dannychem
Dannychem
وسواس شدید همراه با علائم روانپریشی
وقتی وسواس خیلی شدید میشه و فرد نمیتونه بین افکار وسواسی و واقعیت تمایز بذاره، یا وقتی علائم روانپریشی به همراه وسواس وجود داره، درمان سختتر میشه و نیاز به استفاده از آنتیسایکوتیکهای نسل دوم (برای کنترل علائم روانپریشی) به همراه درمانهای وسواس هست.
Forwarded from Dannychem
Dannychem
وقتی وسواس خیلی شدید میشه و فرد نمیتونه بین افکار وسواسی و واقعیت تمایز بذاره، یا وقتی علائم روانپریشی به همراه وسواس وجود داره، درمان سختتر میشه و نیاز به استفاده از آنتیسایکوتیکهای نسل دوم (برای کنترل علائم روانپریشی) به همراه درمانهای وسواس هست.
مثل اختلال وسواس-وسواس با علائم روانپریشی (Psychotic OCD):
در بعضی افراد، وسواسها خیلی شدید و غیرقابل کنترل میشن و به مرور به شکلی در میاد که فرد نمیتونه تشخیص بده افکار وسواسیش واقعی هستن یا نه. یعنی مثل هذیان یا توهم عمل میکنن. مثلاً کسی ممکنه باور داشته باشه که اگر کاری نکنه، واقعاً اتفاق وحشتناکی میافته (هذیان) و این با وسواس معمولی فرق میکنه.
در بعضی افراد، وسواسها خیلی شدید و غیرقابل کنترل میشن و به مرور به شکلی در میاد که فرد نمیتونه تشخیص بده افکار وسواسیش واقعی هستن یا نه. یعنی مثل هذیان یا توهم عمل میکنن. مثلاً کسی ممکنه باور داشته باشه که اگر کاری نکنه، واقعاً اتفاق وحشتناکی میافته (هذیان) و این با وسواس معمولی فرق میکنه.
داشتم درمورد کشفهایی که جایزه نوبل پزشکی رو گرفتن میخوندم رسیدم به نوبل پزشکی 2019 که خیلی کشف جالبی بوده. درمورد اینکه سلولها دقیقا چجوری کمبود اکسیژن رو حس میکنن و بهش پاسخ میدن.
قضیه از این قراره که سلول به طور پیوسته یه مولکول به اسم Hif آلفا رو میسازه که این مولکول در حالت عادی و حضور اکسیژن نرمال با اکسیژن واکنش میده و بعد تبدیل به یه مولکول دیگه میشه و در نهایت تجزیه میشه. اما اگه اکسیژن وجود نداشته باشه این مولکول تجزیه نمیشه و به هسته میره و اونجا با Hif بتا جفت میشه و یه کمپلکسی رو میسازه که باعث فعال شدن ژنهای پاسخگویی به شرایط هایپوکسی (کمبود اکسیژن) میشه.
یعنی ما به طور پیوسته این مولکول رو داریم تولید میکنیم داخل سلول که در 99 درصد مواقع تجزیه میشه؛ و دقیقا همون 1 درصد مواقع که اکسیژنی وجود نداره، ژنهایی رو فعال میکنه که باعث تولید گلبولهای قرمز بیشتر برای جا به جایی بهتر اکسیژن میشه؛ در کنارش رگزایی رو فعال میکنه تا رگهای خونی بیشتری به اون محل برسن؛ و متابولیسم سلول رو از حالت اکسیژنی به حالت بدون اکسیژن تغییر میده. قشنگ نیست؟ خیلی قشنگه!
رفرنس
قضیه از این قراره که سلول به طور پیوسته یه مولکول به اسم Hif آلفا رو میسازه که این مولکول در حالت عادی و حضور اکسیژن نرمال با اکسیژن واکنش میده و بعد تبدیل به یه مولکول دیگه میشه و در نهایت تجزیه میشه. اما اگه اکسیژن وجود نداشته باشه این مولکول تجزیه نمیشه و به هسته میره و اونجا با Hif بتا جفت میشه و یه کمپلکسی رو میسازه که باعث فعال شدن ژنهای پاسخگویی به شرایط هایپوکسی (کمبود اکسیژن) میشه.
یعنی ما به طور پیوسته این مولکول رو داریم تولید میکنیم داخل سلول که در 99 درصد مواقع تجزیه میشه؛ و دقیقا همون 1 درصد مواقع که اکسیژنی وجود نداره، ژنهایی رو فعال میکنه که باعث تولید گلبولهای قرمز بیشتر برای جا به جایی بهتر اکسیژن میشه؛ در کنارش رگزایی رو فعال میکنه تا رگهای خونی بیشتری به اون محل برسن؛ و متابولیسم سلول رو از حالت اکسیژنی به حالت بدون اکسیژن تغییر میده. قشنگ نیست؟ خیلی قشنگه!
رفرنس
در کل زیست شناسی و شاخههای مرتبط بهش مثل پزشکی مباحثی هستن که در ظاهر و در نگاه سطحی خیلی خشک به نظر میان و هر کسی باهاشون ارتباط نمیگیره. اما اگر کسی وارد عمقشون بشه و باهاشون ارتباط بگیره متوجه میشه که از قشنگترین مباحثی هستن که وجود دارن. به معنی واقعی کلمه : شناختِ نحوهی زیستن.
جالبه بدونین ایوان پاولف که اکثرا به خاطر آزمایش شرطی سازی کلاسیک (classical conditioning) که روی سگها انجام داده بود میشناسنش در واقع یه پزشک بود و حیطه تحقیقش روی دستگاه گوارش بود. این قضیهی شرطی سازی کلاسیک رو کاملا اتفاقی در جریان آزمایشاتش روی دستگاه گوارش سگها متوجهش شد و قصدش اصلا آزمایش درمورد این قضیه نبود. جایزه نوبل پزشکی 1904 رو هم به خاطر کشفیاتش درمورد دستگاه گوارش گرفت.
Pillars of Creation
جالبه بدونین ایوان پاولف که اکثرا به خاطر آزمایش شرطی سازی کلاسیک (classical conditioning) که روی سگها انجام داده بود میشناسنش در واقع یه پزشک بود و حیطه تحقیقش روی دستگاه گوارش بود. این قضیهی شرطی سازی کلاسیک رو کاملا اتفاقی در جریان آزمایشاتش روی دستگاه…
پاولف با جراحیای که روی سگها انجام داده بود بخشی از مجازی بزاقی و معدهای سگ رو به بیرون از بدن سگ متصل کرده بود که به اصطلاح بهش میگن فیستول. این روش بی سابقه بود و کسی انجامش نداده بود تا اونموقع. اینطوری میتونست میزان ترشحات گوارشی و فعالیت واقعی غدد سگ رو بررسی کنه بدون اینکه حیوون کشته بشه یا آسیب خاصی ببینه.
تا قبل از پاولف دیدگاهی که درمورد دستگاه گوارش وجود داشت این بود که این دستگاه صرفا با تماس غذا به سطحش فعال میشه و نقش دستگاه عصبی روی گوارش کشف نشده بود. درمورد عملکردهای ترشحی و آنزیمیش اطلاعات زیادی در دسترس نبود. نقش دستگاه عصبی و یه سری از عصبها مثل عصب واگ (عصب شماره 10 مغزی) در تنظیم گوارش توسط پاولف کشف شد و نشون داد عملکرد این دستگاه صرفا مکانیکی و با تماس نیست.
پاولف متوجه شد ترشح بزاق و اسید معده با دیدن، بوییدن یا حتی فکر کردن به غذا هم انجام میشه. توی یکی از ازمایشها متوجه شد حتی صدای پای کسی که داره میاد به سگ غذا بده باعث ترشح بزاق سگ میشه. اینجا بود که شرطی سازی کلاسیک رو کشف کرد. یه محرک طبیعی (غذا) که با یه محرک خنثی (صدای پای کسی که غذا میخواد بده) همراه میشه و بعد از یه مدت همون محرک خنثی باعث پاسخ (ترشح بزاق) میشه. این کشف پاولف سنگ بنای یکی از مهمترین مکتبهای روانشناسی قرن بیستم به اسم رفتارگرایی (behaviorism) بود که بعدها روانشناسهایی مثل واتسون و اسکینر به طور گستردهتر درموردش تحقیق کردن.
نوبل پزشکی 1904 که پاولف گرفت به خاطر کشفهاش درمورد دستگاه گوارش مخصوصا نقش دستگاه عصبی بود.
تا قبل از پاولف دیدگاهی که درمورد دستگاه گوارش وجود داشت این بود که این دستگاه صرفا با تماس غذا به سطحش فعال میشه و نقش دستگاه عصبی روی گوارش کشف نشده بود. درمورد عملکردهای ترشحی و آنزیمیش اطلاعات زیادی در دسترس نبود. نقش دستگاه عصبی و یه سری از عصبها مثل عصب واگ (عصب شماره 10 مغزی) در تنظیم گوارش توسط پاولف کشف شد و نشون داد عملکرد این دستگاه صرفا مکانیکی و با تماس نیست.
پاولف متوجه شد ترشح بزاق و اسید معده با دیدن، بوییدن یا حتی فکر کردن به غذا هم انجام میشه. توی یکی از ازمایشها متوجه شد حتی صدای پای کسی که داره میاد به سگ غذا بده باعث ترشح بزاق سگ میشه. اینجا بود که شرطی سازی کلاسیک رو کشف کرد. یه محرک طبیعی (غذا) که با یه محرک خنثی (صدای پای کسی که غذا میخواد بده) همراه میشه و بعد از یه مدت همون محرک خنثی باعث پاسخ (ترشح بزاق) میشه. این کشف پاولف سنگ بنای یکی از مهمترین مکتبهای روانشناسی قرن بیستم به اسم رفتارگرایی (behaviorism) بود که بعدها روانشناسهایی مثل واتسون و اسکینر به طور گستردهتر درموردش تحقیق کردن.
نوبل پزشکی 1904 که پاولف گرفت به خاطر کشفهاش درمورد دستگاه گوارش مخصوصا نقش دستگاه عصبی بود.
Forwarded from Psy(سحرا)
جالب بود که توی کتاب پاتولوژی چنین چیزی رو دیدم و چنین داستانی رو خوندم
و زیبا تر اینکه در شاهنامه ما میخونیم هوشنگ اولین کسیه که آتش رو پیدا کرد
#فردوسی
در اساطیر یونان پرومتئوس خدای آتش است او عاشق آتنا دختر زئوس شد، آتنا به او کمک کرد تا آتش را بدزدد...میگن این آتش رمزِ عشقه که پرومتئوس وارد زمین کرده و به خاطر اون جگرش خورده میشده...🥲
زئوس در عصر آفرینش انسانها، پرومتئوس را برگزید تا همه چیز را به انسان بدهد، بهجز آتش. پرومتئوس مورد اعتماد این کار را کرد و بسیاری از مسائل آدمیان را برطرف کرد. او به انسانها عشق میورزید و نمیتوانست ناراحتی و رنج آنها را ببیند؛ به همین علت به دور از چشم زئوس آتش را در نیای گذاشته و به انسان داد.
وقتی خبر به زئوس رسید او را بر سر قله قاف برد و بست و به سزای اعمال خود رساند.هر روز عقابی میآمد و جگر او را میخورد و شب جگر از نو میرویید.
و زیبا تر اینکه در شاهنامه ما میخونیم هوشنگ اولین کسیه که آتش رو پیدا کرد
فکند آن زمان سنگ و آمد به سنگ
از او شد پدید آتشِ رنگرنگ
نیایش نمودش زِ دور از نهفت
که او را فروغی چنین هدیه گفت
#فردوسی
Pillars of Creation
و این تایم خیلی زودگذره، یعنی ابرها نهایتا ۵ دیقه این شکلی باشن و بعدش که خورشید از سطحشون پایینتر رفت درخشش خودشون رو از دست میدن.
و مثل همیشه ابرا فقط در حد چند دیقه اینجور موندن
یه پشهای اطراف اتاق داشت ول میچرخید خواستم بزنمش که فقط گوشه دستم بهش خورد و متاسفانه بر اثر ضربه مغزی فوت کرد؛ هرچند مطمئن نیستم ساختاری به اسم مغز داشته باشن یا نه. خلاصه که نگاه کردم دیدم بدنش خیلی سالم مونده گفتم ببرمش زیر میکروسکوپ که حداقل مرگش بی دلیل نبوده باشه.
عکسا به ترتیب :
1 - بال
2 - مفصل پا
3 - سر و سینه از نمای بغل
4 - چشمها با زوم بالا
5 - سر از نمای بالا
6 و 7 - انتهای خرطوم
عکسا به ترتیب :
1 - بال
2 - مفصل پا
3 - سر و سینه از نمای بغل
4 - چشمها با زوم بالا
5 - سر از نمای بالا
6 و 7 - انتهای خرطوم