Pillars of Creation
برمیگردیم به سال 1914. هابر به شدت ملیگرا بود. با شروع جنگ جهانی اول توی سال 1914, برخلاف دانشمندای صلح طلبِ دیگه مثل اینشتین که بیطرفی خودشون رو نسبت به این جنگ اعلام کرده بودن، هابر داوطلبانه آمادگی خودش رو برای کمک به ارتش آلمان برای تولید سلاح و مواد…
اما هابر صرفا به مواد منفجره قانع نبود. اون معتقد بود میتونه سلاحهای بیشتری رو بسازه. برای همین آزمایشگاهش خیلی زود تبدیل به یه مرکز تحقیق روی گازهای شیمیایی جنگی برای ارتش آلمان شد که دانشمندای زیادی داخلش به تحقیق مشغول بودن و خودش این پروژه رو مدیریت میکرد.
هابر طی آزمایشاتی که داشت گازهای شیمیایی مختلفی رو برای ارتش ساخت. از جمله گاز کلر (به عنوان عامل شیمیایی جنگی) که باعث خفگی و اسیدی شدن ریهی سربازها میشد؛ فوسژن که چندبرابر کشندهتر از گاز کلر بود و عامل بخش بزرگی از تلفات جنگ بود.
وقتی یکی از فرماندهای ارتش آلمان نارضایتی خودش رو در استفاده از این سلاحها اعلام کرد، هابر گفت هرچقدر ارتش قدرتمندتر باشه راحتتر پیروز میشه و جنگ زودتر تموم میشه. معتقد بود توسعهی سلاحهای شیمیایی باعث اتمام جنگ و نجات جون آدمهای زیادی میشه.
همسر هابر به شدت با این کارهای هابر مخالف بود. اون اولین زنی بود که در تاریخ آلمان دکترای شیمی گرفته بود و معتقد بود استفاده از علم برای کشتار جمعی یه خیانت به رسالت دانشمندی هستش. همسر هابر در اعتراض به کارهای هابر خودکشی کرد.
@CenterOfSingularity
هابر طی آزمایشاتی که داشت گازهای شیمیایی مختلفی رو برای ارتش ساخت. از جمله گاز کلر (به عنوان عامل شیمیایی جنگی) که باعث خفگی و اسیدی شدن ریهی سربازها میشد؛ فوسژن که چندبرابر کشندهتر از گاز کلر بود و عامل بخش بزرگی از تلفات جنگ بود.
وقتی یکی از فرماندهای ارتش آلمان نارضایتی خودش رو در استفاده از این سلاحها اعلام کرد، هابر گفت هرچقدر ارتش قدرتمندتر باشه راحتتر پیروز میشه و جنگ زودتر تموم میشه. معتقد بود توسعهی سلاحهای شیمیایی باعث اتمام جنگ و نجات جون آدمهای زیادی میشه.
همسر هابر به شدت با این کارهای هابر مخالف بود. اون اولین زنی بود که در تاریخ آلمان دکترای شیمی گرفته بود و معتقد بود استفاده از علم برای کشتار جمعی یه خیانت به رسالت دانشمندی هستش. همسر هابر در اعتراض به کارهای هابر خودکشی کرد.
@CenterOfSingularity
Pillars of Creation
اما هابر صرفا به مواد منفجره قانع نبود. اون معتقد بود میتونه سلاحهای بیشتری رو بسازه. برای همین آزمایشگاهش خیلی زود تبدیل به یه مرکز تحقیق روی گازهای شیمیایی جنگی برای ارتش آلمان شد که دانشمندای زیادی داخلش به تحقیق مشغول بودن و خودش این پروژه رو مدیریت میکرد.…
سرانجام جنگ جهانی اول سال 1918 تموم شد و آلمان یکی از شکست خوردههای این جنگ بود. اسم هابر به خاطر نقش در کشتن هزاران نفر، داخل لیست جنایتکاران جنگی رفت و هابر یه مدتی پنهان شده بود تا اسمش از این لیست خط بخوره. بعد از اتمام جنگ، مراسم اهدای جوایز نوبل که در طول مدت جنگ برگزار نشده بود، دوباره از سر گرفته شد. کمیتهی نوبل با وجود آگاهی نسبت به نقش هابر در توسعهی سلاحهای شیمیایی تصمیم گرفت جایزهی نوبل شیمی رو بهش اهدا کنه. کمیته نوبل اهمیت سنتز آمونیاک رو یه خدمت بزرگ به بشریت میدید و داوری خودش رو این طور توجیه کرد.
این تصمیم با واکنشهای منفی گستردهای رو به رو شد. برخی از دانشمندا از جمله بریتانیاییها و فرانسویها خواهان محاکمهی هابر به خاطر جنایات جنگی بودن و بسیاری از شرکت کنندهها این مراسم رو بایکوت کردن و داخلش شرکت نکردن.
تلاش هابر در توسعهی سلاحهای شیمیایی باعث شد لقب "پدر جنگ شیمیایی" رو بهش بدن. هابر همچنین لقب "پدر نان ارزان" رو به خاطر سنتز آمونیاک برای کودهای شیمیایی گرفته بود.
این تصمیم با واکنشهای منفی گستردهای رو به رو شد. برخی از دانشمندا از جمله بریتانیاییها و فرانسویها خواهان محاکمهی هابر به خاطر جنایات جنگی بودن و بسیاری از شرکت کنندهها این مراسم رو بایکوت کردن و داخلش شرکت نکردن.
تلاش هابر در توسعهی سلاحهای شیمیایی باعث شد لقب "پدر جنگ شیمیایی" رو بهش بدن. هابر همچنین لقب "پدر نان ارزان" رو به خاطر سنتز آمونیاک برای کودهای شیمیایی گرفته بود.
Pillars of Creation
Photo
البته عکسا زیاد خوب نشدن بیشتر برای یادگاری گذاشتم😂 تلسکوپم از اونایی نیست که بشه باهاش عکس گرفت، بیشتر برای دیدن با چشمه. داخل دوربین گوشی جزئیات زیادی نمیفته.
این توییت جدیدا توی توییتر وایرال شده و جالب اینجاست بدونید بیشترین چیزی که مردم زیر این توییت درموردش بحث کردن این بود که چرا به جای "فوت" از "اکسپایر" استفاده کردی یا چرا گفتی "داکیومنت" چرا کلمهی فارسیش رو استفاده نکردی :))))
اصلا همین که یه نفر همچین توییتی زده، خودش یه فاجعه رو نشون میده. و این که مردم به جای پرداختن به موضوع در خطر بودن جون طرف بیشتر به این پرداختن که چرا از "اکسپایر" استفاده کرده یه فاجعهی بزرگتر. فاجعهی هردوی این قضایا به اندازه کافی واضح و مبرهن هستن که درموردشون حرفی ندارم. صرفا میخوام درمورد این اصطلاح "اکسپایر" یه توضیحی بدم.
اصلا همین که یه نفر همچین توییتی زده، خودش یه فاجعه رو نشون میده. و این که مردم به جای پرداختن به موضوع در خطر بودن جون طرف بیشتر به این پرداختن که چرا از "اکسپایر" استفاده کرده یه فاجعهی بزرگتر. فاجعهی هردوی این قضایا به اندازه کافی واضح و مبرهن هستن که درموردشون حرفی ندارم. صرفا میخوام درمورد این اصطلاح "اکسپایر" یه توضیحی بدم.
Pillars of Creation
این توییت جدیدا توی توییتر وایرال شده و جالب اینجاست بدونید بیشترین چیزی که مردم زیر این توییت درموردش بحث کردن این بود که چرا به جای "فوت" از "اکسپایر" استفاده کردی یا چرا گفتی "داکیومنت" چرا کلمهی فارسیش رو استفاده نکردی :)))) اصلا همین که یه نفر همچین…
اول این که اصطلاح "اکسپایر" یه اصطلاح تخصصی پزشکیه و شما هر تکست بوک و رفرنس پزشکی رو باز کنید از این اصطلاح استفاده کرده. طبیعتا وقتی آموزشها بر اساس تکست بوکها هستش، نه تنها توی ایران بلکه توی همهی دنیا کادر درمان از این اصطلاح استفاده میکنن و چیزی نیست که برای توهین به کار بره بلکه برای توصیف وضعیت به کار میره.
دوم این که "مرگ" برای همهی انسانها مفهوم و معنای سنگینی داره. کادر درمان اعم از پزشکها، پرستارها و ... همگی انسانن و مرگ برای اونها هم بار روانی سنگینی داره و این تصور اشتباهیه که چون خیلی باهاش سر و کار دارن پس براشون عادی میشه؛ اتفاقا بیشتر در معرض این بار روانی هستن. و این که وظیفهی کادر درمان اسمش روشه: درمان. کادر درمان این وظیفهی رو نداره که برای هر بیمار غم و غصه بخوره بلکه نیاز داره خیلی سریع از این قضیه مووآن کنه تا بتونه به بیمارهای دیگه برسه و درمانشون کنه و اونها رو نجات بده. نمیشه از یه قشر انتظار داشت با مرگ به طور مستقیم سر و کار داشته باشه و همزمان بار روانیای از این قضیه براش ایجاد نشه و بتونه این کار رو ادامه بده. برای همین یکی از دلایل وجود این اصطلاحات اینه که بار روانی رو کمتر کنه تا کادر درمان بتونه سریع مووآن کنه و بدون مشکل به کارش ادامه بده تا بیمارهایی که میشه براشون کاری کرد از دست نرن.
دوم این که "مرگ" برای همهی انسانها مفهوم و معنای سنگینی داره. کادر درمان اعم از پزشکها، پرستارها و ... همگی انسانن و مرگ برای اونها هم بار روانی سنگینی داره و این تصور اشتباهیه که چون خیلی باهاش سر و کار دارن پس براشون عادی میشه؛ اتفاقا بیشتر در معرض این بار روانی هستن. و این که وظیفهی کادر درمان اسمش روشه: درمان. کادر درمان این وظیفهی رو نداره که برای هر بیمار غم و غصه بخوره بلکه نیاز داره خیلی سریع از این قضیه مووآن کنه تا بتونه به بیمارهای دیگه برسه و درمانشون کنه و اونها رو نجات بده. نمیشه از یه قشر انتظار داشت با مرگ به طور مستقیم سر و کار داشته باشه و همزمان بار روانیای از این قضیه براش ایجاد نشه و بتونه این کار رو ادامه بده. برای همین یکی از دلایل وجود این اصطلاحات اینه که بار روانی رو کمتر کنه تا کادر درمان بتونه سریع مووآن کنه و بدون مشکل به کارش ادامه بده تا بیمارهایی که میشه براشون کاری کرد از دست نرن.
ماه همیشه یک سمتش به ماست. یا بهتر بگیم، ما از روی زمین فقط یک سمت از ماه رو میتونیم ببینیم. دلیلش اینه که دورهی گردش ماه به دور خودش با دورهی گردشش به دور زمین برابره. یعنی هر چند درجه که در مدار زمین پیشروی میکنه، همون مقدار درجه به دور خودش میچرخه. به خاطر همینه که همیشه فقط یک سمتش رو به زمین هستش و سمت دیگهش برای ما غیر قابل دیدن هستش. اسم این پدیده tidal lock هستش.
جالبه بدونید tidal lock فقط مختص به ماه نیست. قمرهای سیارات دیگه مثل مشتری و زحل هم دچار tidal lock هستن و زمان گردش وضعیشون با زمان گردش انتقالیشون برابره و فقط یه سمتشون رو به سیارهس.
در واقع ماه همیشه این شکلی نبوده. در بدو به وجود اومدن ماه، دوره گردشش به دور خودش با دوره گردشش به دور زمین متفاوت بوده و بخشهای گستردهتری از ماه به سمت زمین قرار میگرفته. بعد از گذشتن میلیونها سال، جاذبه زمین باعث شده دورههای گردش با هم دیگه برابر بشن و پدیدهی tidal lock اتفاق بیفته.
@CenterOfSingularity
جالبه بدونید tidal lock فقط مختص به ماه نیست. قمرهای سیارات دیگه مثل مشتری و زحل هم دچار tidal lock هستن و زمان گردش وضعیشون با زمان گردش انتقالیشون برابره و فقط یه سمتشون رو به سیارهس.
در واقع ماه همیشه این شکلی نبوده. در بدو به وجود اومدن ماه، دوره گردشش به دور خودش با دوره گردشش به دور زمین متفاوت بوده و بخشهای گستردهتری از ماه به سمت زمین قرار میگرفته. بعد از گذشتن میلیونها سال، جاذبه زمین باعث شده دورههای گردش با هم دیگه برابر بشن و پدیدهی tidal lock اتفاق بیفته.
@CenterOfSingularity
Pillars of Creation
ماه همیشه یک سمتش به ماست. یا بهتر بگیم، ما از روی زمین فقط یک سمت از ماه رو میتونیم ببینیم. دلیلش اینه که دورهی گردش ماه به دور خودش با دورهی گردشش به دور زمین برابره. یعنی هر چند درجه که در مدار زمین پیشروی میکنه، همون مقدار درجه به دور خودش میچرخه.…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
با وجود پدیدهی tidal lock اولین حدسی که میشه زد اینه که فقط 50 درصد سطح ماه قابل دیدن هست. اما در واقعیت ما میزان بیشتری از سطح ماه رو میتونیم ببینیم و حدود 59 درصد از سطح ماه برای ما قابل دیدنه. این 9 درصد اضافه به خاطر یه سری حرکتای نوسانی ماه هستش که بهشون میگن لایبریشن (Libration)
به این گیفی که ناسا از کنار هم گذاشتن عکسهای ماه در دورهی چرخشش به دست آورده نگاه کنید. همون طور که میبینید به نظر میاد ماه توی حرکتش کمی به سمت جلو عقب و چپ و راست خم میشه و ثابت نیست. این حرکات رو بهشون میگن لایبریشن. لایبریشنهای ماه عمدتا به دو دلیل اتفاق میفتن: اولین دلیل اینه که مدار چرخش ماه یه مدار دایرهای نیست بلکه بیضی شکل هستش؛ و دومین دلیل اینه که محور چرخ وضعیش با محور چرخش انتقالیش چند درجه زاویه داره. در مجموع، لایبریشنهای ماه باعث میشن 59 درصد از سطح ماه در یک دوره گردشش برای ما قابل مشاهده باشه.
@CenterOfSingularity
به این گیفی که ناسا از کنار هم گذاشتن عکسهای ماه در دورهی چرخشش به دست آورده نگاه کنید. همون طور که میبینید به نظر میاد ماه توی حرکتش کمی به سمت جلو عقب و چپ و راست خم میشه و ثابت نیست. این حرکات رو بهشون میگن لایبریشن. لایبریشنهای ماه عمدتا به دو دلیل اتفاق میفتن: اولین دلیل اینه که مدار چرخش ماه یه مدار دایرهای نیست بلکه بیضی شکل هستش؛ و دومین دلیل اینه که محور چرخ وضعیش با محور چرخش انتقالیش چند درجه زاویه داره. در مجموع، لایبریشنهای ماه باعث میشن 59 درصد از سطح ماه در یک دوره گردشش برای ما قابل مشاهده باشه.
@CenterOfSingularity
Pillars of Creation
با وجود پدیدهی tidal lock اولین حدسی که میشه زد اینه که فقط 50 درصد سطح ماه قابل دیدن هست. اما در واقعیت ما میزان بیشتری از سطح ماه رو میتونیم ببینیم و حدود 59 درصد از سطح ماه برای ما قابل دیدنه. این 9 درصد اضافه به خاطر یه سری حرکتای نوسانی ماه هستش که…
41 درصد از سطح ماه برای ما از روی زمین غیر قابل مشاهدهس و هیچ ایدهای درموردش نداشتیم؛ تا سال 1959. بعد از جنگ جهانی دوم و شروع جنگ سرد، آمریکا و شوروی در رقابت بودن توی زمینههای مختلف خودشون رو پیشرفت بدن و قدرتشون رو زیادتر کنن. صنعت فضایی و کاوشگرها یکی از مهمترین چیزایی بودن که در دوران جنگ سرد آمریکا و شوروی روشون سرمایه میذاشتن.
پروژهی لونا یکی از پروژههایی بود که شوروی داشت پیش میبرد و هدفش کسب اطلاعات درمورد ماه بود؛ مخصوصا اون بخش از ماه که قابل دیدن نیست. بعد از چندبار شکست عملیاتها، شوروی توی سال 1959 کاوشگر Luna 3 رو تونست با موفقیت به ماه بفرسته و از سمت دیگهی ماه تصویربرداری کنه.
عکسی که میبینید توسط کاوشگر Luna 3 گرفته شده و اولین عکسی بود که ما از سمت دیگهی ماه تونستیم ببینیم. یه عکس پر از نویز و با رزولوشن پایین، اما با شکوه. چون برای اولین بار در تاریخ تونسته بودیم اون سمتی از ماه رو ببینیم که هیچ کس ندیده بود.
@CenterOfSingularity
پروژهی لونا یکی از پروژههایی بود که شوروی داشت پیش میبرد و هدفش کسب اطلاعات درمورد ماه بود؛ مخصوصا اون بخش از ماه که قابل دیدن نیست. بعد از چندبار شکست عملیاتها، شوروی توی سال 1959 کاوشگر Luna 3 رو تونست با موفقیت به ماه بفرسته و از سمت دیگهی ماه تصویربرداری کنه.
عکسی که میبینید توسط کاوشگر Luna 3 گرفته شده و اولین عکسی بود که ما از سمت دیگهی ماه تونستیم ببینیم. یه عکس پر از نویز و با رزولوشن پایین، اما با شکوه. چون برای اولین بار در تاریخ تونسته بودیم اون سمتی از ماه رو ببینیم که هیچ کس ندیده بود.
@CenterOfSingularity
Pillars of Creation
41 درصد از سطح ماه برای ما از روی زمین غیر قابل مشاهدهس و هیچ ایدهای درموردش نداشتیم؛ تا سال 1959. بعد از جنگ جهانی دوم و شروع جنگ سرد، آمریکا و شوروی در رقابت بودن توی زمینههای مختلف خودشون رو پیشرفت بدن و قدرتشون رو زیادتر کنن. صنعت فضایی و کاوشگرها یکی…
بعد از پروژهی لونا، پروژههای دیگهای برای شناسایی ماه انجام شدن. یکی از مهمترین پروژهها، پروژهی مدارگرد شناسایی ماه (Lunar Reconnaissance Orbiter) یا به اختصار LRO هستش که کاوشگرش توسط ناسا توی سال 2009 به فضا پرتاب شد.
هدف اصلی پروژهی LRO تهیهی نقشهی گسترده و سه بعدی از سطح ماه به منظور شناسایی مکانهای مناسب فرود و منابع احتمالی ماه بود. عکسی که میبینید از سمت دیگهی ماه توسط همین کاوشگر LRO گرفته شده. همون طور که میبینید سطح دیگهی ماه خیلی با اون سطحش که برای ما قابل مشاهدهس متفاوته.
@CenterOfSingularity
هدف اصلی پروژهی LRO تهیهی نقشهی گسترده و سه بعدی از سطح ماه به منظور شناسایی مکانهای مناسب فرود و منابع احتمالی ماه بود. عکسی که میبینید از سمت دیگهی ماه توسط همین کاوشگر LRO گرفته شده. همون طور که میبینید سطح دیگهی ماه خیلی با اون سطحش که برای ما قابل مشاهدهس متفاوته.
@CenterOfSingularity
Pillars of Creation
بعد از پروژهی لونا، پروژههای دیگهای برای شناسایی ماه انجام شدن. یکی از مهمترین پروژهها، پروژهی مدارگرد شناسایی ماه (Lunar Reconnaissance Orbiter) یا به اختصار LRO هستش که کاوشگرش توسط ناسا توی سال 2009 به فضا پرتاب شد. هدف اصلی پروژهی LRO تهیهی نقشهی…
مقایسهی اولین عکسی که از سمت دیگهی ماه گرفته شد توسط Luna 3 و عکسی که LRO دقیقا از همونجا گرفت.
@CenterOfSingularity
@CenterOfSingularity
اکثر دانشجوهای پزشکی، پرستاری، تربیت بدنی و کلا دانشجوهایی که با درس آناتومی سر و کار دارن حداقل یک بار اسم فرانک نتر (Frank Netter) خالق کتاب اطلس آناتومی نتر رو شنیدن یا از خود کتابش استفاده کردن.
نتر از بچگی علاقهی زیادی به هنر و نقاشی داشت. توی دوره دبیرستان وارد آکادمی ملی طراحی آمریکا شد و خیلی سریع تونست پیشرفت کنه و برای مجلههایی مثل نیویورک تایمز طراحی انجام بده.
بعد از اون، نتر وارد رشتهی پزشکی شد و بعد از اتمام دورهی پزشکی عمومی، تخصص جراحی رو انتخاب کرد. در دوران دانشجویی نتر، یه شرکت دارویی بهش پیشنهاد همکاری داد تا تصاویر پزشکی اون شرکت رو طراحی کنه و استارت کار نتر به عنوان یه طراح و نقاش تخصصی آناتومی بدن از اینجا بود.
@CenterOfSingularity
نتر از بچگی علاقهی زیادی به هنر و نقاشی داشت. توی دوره دبیرستان وارد آکادمی ملی طراحی آمریکا شد و خیلی سریع تونست پیشرفت کنه و برای مجلههایی مثل نیویورک تایمز طراحی انجام بده.
بعد از اون، نتر وارد رشتهی پزشکی شد و بعد از اتمام دورهی پزشکی عمومی، تخصص جراحی رو انتخاب کرد. در دوران دانشجویی نتر، یه شرکت دارویی بهش پیشنهاد همکاری داد تا تصاویر پزشکی اون شرکت رو طراحی کنه و استارت کار نتر به عنوان یه طراح و نقاش تخصصی آناتومی بدن از اینجا بود.
@CenterOfSingularity
نتر برای طراحیهاش علاوه بر حضور در اتاقهای عمل و مشاهدهی نمونههای واقعی، از متخصصان هر حوزه برای بهتر کردن طراحیهاش کمک میگرفت. برای همینه که طراحیهای نتر از نقاط مختلف بدن خیلی دقیق هستن و طرحهاش به طور گسترده توسط دانشجوها و جراحها استفاده میشن.
اون همهی نقاشیها رو با دستای خودش و قلمو میکشید و برای همین نسبت به طرحها و کتابهای آناتومی دیگهای که وجود دارن، طرحهای نتر خیلی طبیعیتر و زندهتر هستن. نتر در طول زندگیش بیش از 4000 طراحی پزشکی برای منظورهای مختلف انجام داد که بخشی از این طراحیها گلچین شدهن و داخل کتاب اطلس آناتومی نتر گنجونده شدهن.
امروزه این کتاب یکی از مهمترین و دقیقترین کتابها در حوزهی آناتومی هستش که به طور گسترده توی دانشگاهای دنیا استفاده میشه.
@CenterOfSingularity
اون همهی نقاشیها رو با دستای خودش و قلمو میکشید و برای همین نسبت به طرحها و کتابهای آناتومی دیگهای که وجود دارن، طرحهای نتر خیلی طبیعیتر و زندهتر هستن. نتر در طول زندگیش بیش از 4000 طراحی پزشکی برای منظورهای مختلف انجام داد که بخشی از این طراحیها گلچین شدهن و داخل کتاب اطلس آناتومی نتر گنجونده شدهن.
امروزه این کتاب یکی از مهمترین و دقیقترین کتابها در حوزهی آناتومی هستش که به طور گسترده توی دانشگاهای دنیا استفاده میشه.
@CenterOfSingularity