Pillars of Creation
1.97K subscribers
290 photos
21 videos
14 files
110 links
"What we know is a drop, what we don't know is an ocean."
-Isaac Newton

دانشجوی پزشکی، علاقه‌مند به نجوم، تکامل و علوم شناختی

فهرست مطالب چنل:
https://t.me/c/2564876463/326

ناشناس:
https://t.me/HidenChat_Bot?start=442438802
Download Telegram
Pillars of Creation
Photo
تثبیت نیتروژن به حالت طبیعی پاسخگوی نیاز روز افزون جمعیت انسان‌ها به غذا نبود. باکتری‌ها خیلی کند فرایند تثبیت رو انجام می‌دادن و رعد برق‌ هم اونقدری زیاد اتفاق نمی‌افتاد که بخواد نیتروژن مورد نیاز زمین‌های کشاورزی رو کامل تامین کنه. برای همین انسان‌ها نیاز داشتن نیتروژن خاک رو به صورت دستی غنی کنن.
یکی از مهم‌ترین موادی که توی قرن 19 میلادی برای غنی‌سازی نیتروژن خاک استفاده می‌شد گوانو بود. گوانو (Guano) در واقع مدفوع پرندگان دریایی بود که طی قرن‌های متمادی روی صخره‌ها و جزایر جمع شده بود. میزان نیتروژن گوانو تا 20 درصد هم می‌رسید و این برای خاک اروپا و آمریکا که دچار کمبود شدید نیتروژن شده بود خیلی درصد مناسبی بود. به همین خاطر گوانو لقب "طلای سفید کشاورزی" رو به خودش گرفت و قیمتش خیلی بالا رفت تا حدی که قیمت چند گرم گوانو با یک گرم طلا برابر شده بود. کشورهای مختلف بر سر منابع گوانوی موجود در جزایر مختلف باهم در رقابت بودن و تلاش می‌کردن جزایر دارای گوانو رو سریع‌تر از بقیه تصرف کنن. حتی جنگی به اسم جنگ گوانو (1864 - 1866) بین اسپانیا و پرو بر سر منابع گوانو در گرفت.

@CenterOfSingularity
Pillars of Creation
Photo
در اواخر قرن ۱۹ ذخایر گوانو تقریبا در حال اتمام بود. این یه بحران بزرگ بود. ذخایر نیتروژن خاک دوباره تموم شده بود و منبعی وجود نداشت تا نیتروژن خاک تامین بشه و برای جمعیت انسان‌ها که به صورت تساعدی رو به افزایش بود پاسخگو باشه. قسمت زیادی از بشریت در مرز قحطی و مرگ بر اثر گرسنگی بود.
پیشبینی‌های زیادی توسط دانشمندان مختلف درمورد آینده‌ی این‌وضعیت وجود داشت و هیچکدوم آینده‌ی خوبی رو در انتظار بشریت نمی‌دیدن. دانشمند بریتانیایی، ویلیام کروکس، پیشبینی کرده بود که با وجود افزایش جمعیت و کاهش ذخایر نیتروژن خاک، در کمتر از سی سال قسمت بزرگی از مردم تمام نقاط دنیا از قحطی و گرسنگی جون خودشون رو از دست می‌دن. کروکس، راه حل این وضعیت رو در تثبیت صنعتی و گسترده‌ی نیتروژن با استفاده از نیتروژن مولکولی موجود در اتمسفر می‌دید.

@CenterOfSingularity
Pillars of Creation
در اواخر قرن ۱۹ ذخایر گوانو تقریبا در حال اتمام بود. این یه بحران بزرگ بود. ذخایر نیتروژن خاک دوباره تموم شده بود و منبعی وجود نداشت تا نیتروژن خاک تامین بشه و برای جمعیت انسان‌ها که به صورت تساعدی رو به افزایش بود پاسخگو باشه. قسمت زیادی از بشریت در مرز قحطی…
دانشمندای زیادی در طی دهه‌های مختلف روی پروژه‌ی واکنش تثبیت نیتروژن مولکولی زمان زیادی گذاشتن اما همه‌ی آزمایش‌ها با شکست مواجه شدن، به جز یک‌ آزمایش.
فریتز هابر، شیمیدان آلمانی، سال 1904 بعد از دیدن صف طولانی آزمایش‌هایی که موفقیت آمیز نبودن به این مبحث علاقه مند شد. ایده‌ی هابر این بود که نیتروژن رو داخل یه محفظه‌ی بسته همراه با هیدروژن قرار بده و فشار و دما رو بالاتر ببره تا برخورد مولکول‌ها افزایش بده و همزمان از یک کاتالیزگر برای پیش بردن واکنش و راحت‌تر شکستن پیوند سه گانه‌ی نیتروژن استفاده کنه.

@CenterOfSingularity
Pillars of Creation
دانشمندای زیادی در طی دهه‌های مختلف روی پروژه‌ی واکنش تثبیت نیتروژن مولکولی زمان زیادی گذاشتن اما همه‌ی آزمایش‌ها با شکست مواجه شدن، به جز یک‌ آزمایش. فریتز هابر، شیمیدان آلمانی، سال 1904 بعد از دیدن صف طولانی آزمایش‌هایی که موفقیت آمیز نبودن به این مبحث علاقه…
هابر موقعی که آزمایش‌های خودش رو روی این واکنش انجام می‌داد داخل یه کارخونه‌ی لامپ حبابی به عنوان مشاور تکنیکال کار می‌کرد. برای همین می‌تونست به موادی دسترسی داشته باشه که اون دوران خیلی کمیاب بودن. مثل فلز اوسمیوم.
اوسمیوم (Osmium) یه فلز کمیاب هستش که اون موقع فقط 100 کیلوگرم ازش توی دنیا خالص سازی شده بود. کارخونه‌ای که هابر براش کار می‌کرد درحال آزمایش‌ این فلز برای رشته‌های لامپ بود و هابر به فکرش رسید در کنار عناصر دیگه‌ای که به عنوان کاتالیزگر استفاده کرده بود از این عنصر هم استفاده کنه.
سرانجام بعد از 5 سال تلاش بی وقفه و آزمایش‌هایی که با شکست مواجه می‌شدن، هابر توی سال 1909 تونست واکنش تولید آمونیاک رو با استفاده از نیتروژن و هیدروژن مولکولی و اوسمیوم به عنوان کاتالیزگر پیش ببره و برای اولین بار بتونه یه واکنش برای تولید آمونیاک از نیتروژن مولکولی و غنی سازی نیتروژن خاک کشف کنه.
امروزه واکنش هابر به صورت :
N2 + H2 ---> NH3
انجام می‌شه و به دلیل کمیاب بودن اوسمیوم، از آهن به عنوان کاتالیزگر این واکنش استفاده می‌شه.

@CenterOfSingularity
Pillars of Creation
هابر موقعی که آزمایش‌های خودش رو روی این واکنش انجام می‌داد داخل یه کارخونه‌ی لامپ حبابی به عنوان مشاور تکنیکال کار می‌کرد. برای همین می‌تونست به موادی دسترسی داشته باشه که اون دوران خیلی کمیاب بودن. مثل فلز اوسمیوم. اوسمیوم (Osmium) یه فلز کمیاب هستش که اون…
واکنش هابر انسان‌ها رو از یکی از بزرگترین مشکلاتی که باهاش مواجه شده بودن و می‌تونست منجر به مرگ تعداد زیادیشون بشه نجات داد‌. دیگه خطر قحطی ناشی از کمبود نیتروژن خاک انسان‌ها رو تهدید نمی‌کرد. برای همین سطح زمین‌های کشاورزی قابل کشت چندبرابر شد و جمعیت تونست بدون مانع غذا افزایش پیدا کنه. تخمین زده می‌شه که اختراع هابر مسئول زندگی ۴ میلیارد نفر از مردم دنیا درحال حاضره و اگه اون واکنش کشف نمی‌شد جمعیت الان دنیا فقط ۴ میلیارد نفر بود. و یه چیز جالب دیگه اینه که نیتروژن نصف مولکول‌های توی بدنتون حاصل نیتروژنی هستش که طی واکنش هابر تولید شده.

@CenterOfSingularity
Pillars of Creation
واکنش هابر انسان‌ها رو از یکی از بزرگترین مشکلاتی که باهاش مواجه شده بودن و می‌تونست منجر به مرگ تعداد زیادیشون بشه نجات داد‌. دیگه خطر قحطی ناشی از کمبود نیتروژن خاک انسان‌ها رو تهدید نمی‌کرد. برای همین سطح زمین‌های کشاورزی قابل کشت چندبرابر شد و جمعیت تونست…
مراسم نوبل سال 1918 یکی از عجیب‌ترین مراسم‌های نوبل تاریخ بود. 9 سال بعد از اختراع واکنش هابر، کمیته‌ی نوبل جایزه‌ی نوبل شیمی رو به هابر به خاطر ابداع این روش اهدا کرد. اما این قضیه اعتراض خیلی‌ها رو بر انگیخت. خیلی از دانشمندها به عنوان اعتراض داخل این مراسم حضور پیدا نکردن و دو نفر از برنده‌های نوبل توی رشته‌های دیگه، برای اعتراض جایزه‌شون رو پس دادن و قبول نکردن. در اهمیت و حیاتی بودن اختراع هابر شکی نبود. اما دقیقا چرا همچین رفتاری رو انجام دادن؟ چرا اینقدر واکنش‌های منفی‌ای در پاسخ به جایزه‌ای که هابر گرفت وجود داشت؟ در این 9 سالی که گذشت چه اتفاقی افتاده بود که اینقدر نظرها نسبت به فریتز هابر منفی شده بود؟
برمیگردیم به سال 1914. هابر به شدت ملی‌گرا بود. با شروع جنگ جهانی اول توی سال 1914, برخلاف دانشمندای صلح طلبِ دیگه‌ مثل اینشتین که بی‌طرفی خودشون رو نسبت به این جنگ اعلام‌ کرده بودن، هابر داوطلبانه آمادگی خودش رو برای کمک به ارتش آلمان برای تولید سلاح و مواد شیمیایی جنگی اعلام کرد.

همونطور که می‌دونیم، شکستن پیوند سه گانه‌ی هیدروژن انرژی خیلی زیادی رو می‌طلبه. طبق قانون پایستگی انرژی، تشکیل پیوند سه گانه باید همونقدر انرژی زیاد رو تولید کنه. تشکیل نیتروژن دواتمی و آزاد سازی انرژی اون، پایه‌ی تولید مواد منفجره‌س. اکثر مواد منفجره‌ای که میشناسیم مثل TNT، در واقع توی قسمت فراورده‌های واکنش مولکول نیتروژن دواتمی رو دارن و از انرژی زیاد حاصل ازش هستش که میتونن انفجار ایجاد کنن.

ایده‌ی هابر این بود که آمونیاک تولید شده توسط واکنشش رو طی یه سری واکنشِ دیگه تبدیل به مواد منفجره کنه. این ایده توسط ارتش آلمان اجرا شد و حجم زیادی مواد منفجره‌ طی این فرایند تولید شد و واکنش هابر خیلی سریع در قلب ماشین جنگی ارتش آلمان جای گرفت.

@CenterOfSingularity
Pillars of Creation
برمیگردیم به سال 1914. هابر به شدت ملی‌گرا بود. با شروع جنگ جهانی اول توی سال 1914, برخلاف دانشمندای صلح طلبِ دیگه‌ مثل اینشتین که بی‌طرفی خودشون رو نسبت به این جنگ اعلام‌ کرده بودن، هابر داوطلبانه آمادگی خودش رو برای کمک به ارتش آلمان برای تولید سلاح و مواد…
اما هابر صرفا به مواد منفجره قانع نبود. اون معتقد بود میتونه سلاح‌های بیشتری رو بسازه. برای همین آزمایشگاهش خیلی زود تبدیل به یه مرکز تحقیق روی گازهای شیمیایی جنگی برای ارتش آلمان شد که دانشمندای زیادی داخلش به تحقیق مشغول بودن و خودش این پروژه رو مدیریت می‌کرد.

هابر طی آزمایشاتی که داشت گازهای شیمیایی مختلفی رو برای ارتش ساخت. از جمله گاز کلر (به عنوان عامل شیمیایی جنگی) که باعث خفگی و اسیدی شدن ریه‌ی سربازها می‌شد؛ فوسژن که چندبرابر کشنده‌تر از گاز کلر بود و عامل بخش بزرگی از تلفات جنگ بود.

وقتی یکی از فرماندهای ارتش آلمان نارضایتی خودش رو در استفاده از این‌ سلاح‌ها اعلام کرد، هابر گفت هرچقدر ارتش قدرتمندتر باشه راحت‌تر پیروز می‌شه و جنگ زودتر تموم می‌شه. معتقد بود توسعه‌ی سلاح‌های شیمیایی باعث اتمام جنگ و نجات جون آدم‌های زیادی می‌شه.

همسر هابر به شدت با این کارهای هابر مخالف بود. اون اولین زنی بود که در تاریخ آلمان دکترای شیمی گرفته بود و معتقد بود استفاده از علم برای کشتار جمعی یه خیانت به رسالت دانشمندی هستش. همسر هابر در اعتراض به کارهای هابر خودکشی کرد.

@CenterOfSingularity
Pillars of Creation
اما هابر صرفا به مواد منفجره قانع نبود. اون معتقد بود میتونه سلاح‌های بیشتری رو بسازه. برای همین آزمایشگاهش خیلی زود تبدیل به یه مرکز تحقیق روی گازهای شیمیایی جنگی برای ارتش آلمان شد که دانشمندای زیادی داخلش به تحقیق مشغول بودن و خودش این پروژه رو مدیریت می‌کرد.…
سرانجام جنگ جهانی اول سال 1918 تموم شد و آلمان یکی از شکست خورده‌های این جنگ بود. اسم هابر به خاطر نقش در کشتن هزاران نفر، داخل لیست جنایتکاران جنگی رفت و هابر یه مدتی پنهان شده بود تا اسمش از این لیست خط بخوره. بعد از اتمام جنگ، مراسم اهدای جوایز نوبل که در طول مدت جنگ برگزار نشده بود، دوباره از سر گرفته شد. کمیته‌ی نوبل با وجود آگاهی نسبت به نقش هابر در توسعه‌ی سلاح‌های شیمیایی تصمیم گرفت جایزه‌ی نوبل شیمی رو بهش اهدا کنه. کمیته نوبل اهمیت سنتز آمونیاک رو یه خدمت بزرگ به بشریت می‌دید و داوری خودش رو این طور توجیه کرد.

این تصمیم با واکنش‌های منفی گسترده‌ای رو به رو شد. برخی از دانشمندا از جمله بریتانیایی‌ها و فرانسوی‌ها خواهان محاکمه‌ی هابر به خاطر جنایات جنگی بودن و بسیاری از شرکت کننده‌ها این مراسم رو بایکوت کردن و داخلش شرکت نکردن.

تلاش هابر در توسعه‌ی سلاح‌های شیمیایی باعث شد لقب "پدر جنگ شیمیایی" رو بهش بدن. هابر همچنین لقب "پدر نان ارزان" رو به خاطر سنتز آمونیاک برای کودهای شیمیایی گرفته بود.
مراحل ماه گرفتگی 1404
Pillars of Creation
Photo
البته عکسا زیاد خوب نشدن بیشتر برای یادگاری گذاشتم😂 تلسکوپم از اونایی نیست که بشه باهاش عکس گرفت، بیشتر برای دیدن با چشمه. داخل دوربین گوشی جزئیات زیادی نمیفته.
این توییت جدیدا توی توییتر وایرال شده و جالب اینجاست بدونید بیشترین چیزی که مردم زیر این توییت درموردش بحث کردن این بود که چرا به جای "فوت" از "اکسپایر" استفاده کردی یا چرا گفتی "داکیومنت" چرا کلمه‌ی فارسیش رو استفاده نکردی :))))

اصلا همین که یه نفر همچین توییتی زده، خودش یه فاجعه رو نشون می‌ده. و این که مردم به جای پرداختن به موضوع در خطر بودن جون طرف بیشتر به این پرداختن که چرا از "اکسپایر" استفاده کرده یه فاجعه‌ی بزرگ‌تر. فاجعه‌ی هردوی این قضایا به اندازه کافی واضح و مبرهن هستن که درموردشون حرفی ندارم. صرفا می‌خوام درمورد این اصطلاح "اکسپایر" یه توضیحی بدم‌.
Pillars of Creation
این توییت جدیدا توی توییتر وایرال شده و جالب اینجاست بدونید بیشترین چیزی که مردم زیر این توییت درموردش بحث کردن این بود که چرا به جای "فوت" از "اکسپایر" استفاده کردی یا چرا گفتی "داکیومنت" چرا کلمه‌ی فارسیش رو استفاده نکردی :)))) اصلا همین که یه نفر همچین…
اول این که اصطلاح "اکسپایر" یه اصطلاح تخصصی پزشکیه و شما هر تکست بوک و رفرنس پزشکی رو باز کنید از این اصطلاح استفاده کرده. طبیعتا وقتی آموزش‌ها بر اساس تکست بوک‌ها هستش، نه تنها توی ایران بلکه توی همه‌ی دنیا کادر درمان از این اصطلاح استفاده می‌کنن و چیزی نیست که برای توهین به کار بره بلکه برای توصیف وضعیت به کار می‌ره.

دوم این که "مرگ" برای همه‌ی انسان‌ها مفهوم و معنای سنگینی داره. کادر درمان اعم از پزشک‌ها، پرستارها و ... همگی انسانن و مرگ برای اون‌ها هم بار روانی سنگینی داره و این تصور اشتباهیه که چون خیلی باهاش سر و کار دارن پس براشون عادی می‌شه؛ اتفاقا بیشتر در معرض این بار روانی هستن. و این که وظیفه‌ی کادر درمان اسمش روشه: درمان. کادر درمان این وظیفه‌ی رو نداره که برای هر بیمار غم و غصه بخوره بلکه نیاز داره خیلی سریع از این قضیه مووآن کنه تا بتونه به بیمارهای دیگه برسه و درمانشون کنه و اون‌ها رو نجات بده. نمی‌شه از یه قشر انتظار داشت با مرگ به طور مستقیم سر و کار داشته باشه و همزمان بار روانی‌ای از این قضیه براش ایجاد نشه و بتونه این کار رو ادامه بده. برای همین یکی از دلایل وجود این اصطلاحات اینه که بار روانی رو کمتر کنه تا کادر درمان بتونه سریع مووآن کنه و بدون مشکل به کارش ادامه بده تا بیمارهایی که می‌شه براشون کاری کرد از دست نرن.
ماه همیشه یک سمتش به ماست. یا بهتر بگیم،‌ ما از روی زمین فقط یک سمت از ماه رو می‌تونیم ببینیم. دلیلش اینه که دوره‌ی گردش ماه به دور خودش با دوره‌ی گردشش به دور زمین برابره. یعنی هر چند درجه که در مدار زمین پیشروی می‌کنه، همون مقدار درجه به دور خودش می‌چرخه. به خاطر همینه که همیشه فقط یک‌ سمتش رو به زمین هستش و سمت دیگه‌ش‌ برای ما غیر قابل دیدن هستش. اسم این پدیده tidal lock هستش.

جالبه بدونید tidal lock فقط مختص به ماه نیست. قمرهای سیارات دیگه مثل مشتری و زحل هم دچار tidal lock هستن و زمان گردش وضعی‌شون با زمان گردش انتقالی‌شون برابره و فقط یه سمتشون رو به سیاره‌س.

در واقع ماه همیشه این شکلی نبوده. در بدو به وجود اومدن ماه، دوره گردشش به دور خودش با دوره گردشش به دور زمین متفاوت بوده و بخش‌های گسترده‌تری از ماه به سمت زمین قرار می‌گرفته. بعد از گذشتن میلیون‌ها سال، جاذبه زمین باعث شده دوره‌های گردش با هم‌ دیگه برابر بشن و پدیده‌ی tidal lock اتفاق بیفته.

@CenterOfSingularity
Pillars of Creation
ماه همیشه یک سمتش به ماست. یا بهتر بگیم،‌ ما از روی زمین فقط یک سمت از ماه رو می‌تونیم ببینیم. دلیلش اینه که دوره‌ی گردش ماه به دور خودش با دوره‌ی گردشش به دور زمین برابره. یعنی هر چند درجه که در مدار زمین پیشروی می‌کنه، همون مقدار درجه به دور خودش می‌چرخه.…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
با وجود پدیده‌ی tidal lock اولین حدسی که می‌شه زد اینه که فقط 50 درصد سطح ماه قابل دیدن‌ هست. اما در واقعیت ما میزان بیشتری از سطح ماه رو می‌تونیم ببینیم و حدود 59 درصد از سطح ماه برای ما قابل دیدنه. این 9 درصد اضافه به خاطر یه سری حرکتای نوسانی ماه هستش که بهشون می‌گن لایبریشن (Libration)

به این‌ گیفی که ناسا از کنار هم گذاشتن عکس‌های ماه در دوره‌ی چرخشش به دست آورده نگاه کنید. همون‌ طور که می‌بینید به نظر میاد ماه توی حرکتش کمی به سمت جلو عقب و چپ و راست خم می‌شه و ثابت نیست. این حرکات رو بهشون می‌گن لایبریشن. لایبریشن‌های ماه عمدتا به دو دلیل اتفاق میفتن: اولین دلیل اینه که مدار چرخش ماه یه مدار دایره‌ای نیست بلکه بیضی شکل هستش؛ و دومین دلیل اینه که محور چرخ وضعی‌ش با محور چرخش انتقالی‌ش چند درجه زاویه داره. در مجموع، لایبریشن‌های ماه باعث می‌شن 59 درصد از سطح ماه در یک دوره گردشش برای ما قابل مشاهده باشه.

@CenterOfSingularity