Pillars of Creation
اصل دوم نظریهی نسبیت خاص ما رو به نتایج جالبی میرسونه. فرض کنید یه فضانورد توی یه سفینه متحرک با سرعت ثابت بیرون از زمین هستش (عکس سمت چپ). داخل این سفینه یه منبع نور قرار داره که به سمت یه آینه پالس نور میتابونه. فوتونهای نور بعد از برخورد به آینه بازتاب…
فردی که داخل فضاپیما هستش سرعت فوتون رو چجور محاسبه میکنه؟ از نقطه نظر این فرد که از داخل سفینه داره این فرایند رو مشاهده میکنه، فوتون یه مسیر عمودی رو پیمایش میکنه که مساوی با دو برابر فاصلهی بین آینه و گیرنده هستش (2D) . زمانی که گیرنده بهش نشون میده رو به عنوان t1 در نظر میگیریم. پس سرعت نور از نقطه نظر فرد داخل سفینه میشه : c = 2D / t1
حالا فردی که از روی زمین مشاهدهگر هستش میخواد سرعت رو محاسبه کنه. برخلاف فرد داخل سفینه که مسیر فوتون رو داخل اون محیط یک مسیر عمودی میبینه، فردی که از روی زمین مشاهدهگر هستش مسیر فوتون رو یک مسیر مورب میبینه (عکس سمت راست). چون از نقطه نظرش سفینه ثابت نیست و متحرک هستش. همون طور که داخل عکس سمت راست مشخص هستش، مسافتی که فوتون از نقطه نظر فرد روی زمین پیمایش میکنه، برابر با 2S هستش. زمان این فرایند از نقطه نظر فرد روی زمین رو هم t2 در نظر میگیریم. پس سرعتی که فرد روی زمین به دست میاره میشه : c = 2S / t2
حالا فردی که از روی زمین مشاهدهگر هستش میخواد سرعت رو محاسبه کنه. برخلاف فرد داخل سفینه که مسیر فوتون رو داخل اون محیط یک مسیر عمودی میبینه، فردی که از روی زمین مشاهدهگر هستش مسیر فوتون رو یک مسیر مورب میبینه (عکس سمت راست). چون از نقطه نظرش سفینه ثابت نیست و متحرک هستش. همون طور که داخل عکس سمت راست مشخص هستش، مسافتی که فوتون از نقطه نظر فرد روی زمین پیمایش میکنه، برابر با 2S هستش. زمان این فرایند از نقطه نظر فرد روی زمین رو هم t2 در نظر میگیریم. پس سرعتی که فرد روی زمین به دست میاره میشه : c = 2S / t2
Pillars of Creation
فردی که داخل فضاپیما هستش سرعت فوتون رو چجور محاسبه میکنه؟ از نقطه نظر این فرد که از داخل سفینه داره این فرایند رو مشاهده میکنه، فوتون یه مسیر عمودی رو پیمایش میکنه که مساوی با دو برابر فاصلهی بین آینه و گیرنده هستش (2D) . زمانی که گیرنده بهش نشون میده…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این گیف رو نگاه کنین تا بهتر درک کنین نقطه نظرها رو. اون بالا مسیر فوتون رو از نقطه نظر فرد داخل سفینه میتونین ببینین. فرد داخل سفینه چون داره همزمان با سفینه حرکت میکنه مسیر حرکت فوتون رو به صورت عمودی میبینه.
پایین، مسیر فوتون از نقطه نظر فردی که از روی زمین داره به فرایند نگاه میکنه رو میتونین ببینین. چون فرد روی زمین ثابت هستش و سفینه نسبت بهش درحال حرکت هستش، مسیر فوتون از نقطه نظر فرد روی زمین یک مسیر مورب هستش.
پایین، مسیر فوتون از نقطه نظر فردی که از روی زمین داره به فرایند نگاه میکنه رو میتونین ببینین. چون فرد روی زمین ثابت هستش و سفینه نسبت بهش درحال حرکت هستش، مسیر فوتون از نقطه نظر فرد روی زمین یک مسیر مورب هستش.
Pillars of Creation
فردی که داخل فضاپیما هستش سرعت فوتون رو چجور محاسبه میکنه؟ از نقطه نظر این فرد که از داخل سفینه داره این فرایند رو مشاهده میکنه، فوتون یه مسیر عمودی رو پیمایش میکنه که مساوی با دو برابر فاصلهی بین آینه و گیرنده هستش (2D) . زمانی که گیرنده بهش نشون میده…
خب، همون طور که هم داخل عکسها و هم داخل گیف مشخصه، از نقطه نظر فردی که روی زمین هستش، فوتون مسیر طولانیتری رو نسبت به نقطه نظر فرد داخل سفینه طی میکنه. به عبارت دیگه 2S طول بیشتری داره تا 2D.
طبق اصل دوم نظریه نسبیت خاص، این دو فرد باید سرعت یکسانی رو برای نور به دست بیارن. از اونجایی که 2S بزرگتر از 2D هستش و سرعت نور هم ثابته، پس t2 هم بزرگتر از t1 باید باشه تا مقدار سرعت ثابت بمونه. به عبارت دیگه، زمانی که فرد داخل سفینه از این فرایند به دست میاره کوچیکتر از زمانی هستش که فرد مشاهدهگر از روی زمین به دست میاره.
یه بار دیگه به این قضیه فکر کنین : یک فرایند رخ داده، دو نفر زمان صرف شده توسط این فرایند رو به طور جداگانه حساب کردن و دوتا عدد به دست آوردن که با هم دیگه برابر نیست و یکیش از اونیکی بیشتره! به عبارتی برای یک فرایند یکسان دوتا زمان به دست اومده! این قضیه چه معنیای میتونه داشته باشه؟ آیا به این معنی نیست که زمان برای فرد داخل سفینه کندتر میگذره؟ دقیقا همینه. زمان برای فردی که داخل سفینه متحرک هستش داره کندتر میگذره نسبت به فردی که بیرون سفینه قرار داره و ثابته. به این قضیه که از اصل دوم نظریه نسبیت خاص نتیجه گرفته میشه میگن اتساع زمانی یا Time Dilation.
طبق اصل دوم نظریه نسبیت خاص، این دو فرد باید سرعت یکسانی رو برای نور به دست بیارن. از اونجایی که 2S بزرگتر از 2D هستش و سرعت نور هم ثابته، پس t2 هم بزرگتر از t1 باید باشه تا مقدار سرعت ثابت بمونه. به عبارت دیگه، زمانی که فرد داخل سفینه از این فرایند به دست میاره کوچیکتر از زمانی هستش که فرد مشاهدهگر از روی زمین به دست میاره.
یه بار دیگه به این قضیه فکر کنین : یک فرایند رخ داده، دو نفر زمان صرف شده توسط این فرایند رو به طور جداگانه حساب کردن و دوتا عدد به دست آوردن که با هم دیگه برابر نیست و یکیش از اونیکی بیشتره! به عبارتی برای یک فرایند یکسان دوتا زمان به دست اومده! این قضیه چه معنیای میتونه داشته باشه؟ آیا به این معنی نیست که زمان برای فرد داخل سفینه کندتر میگذره؟ دقیقا همینه. زمان برای فردی که داخل سفینه متحرک هستش داره کندتر میگذره نسبت به فردی که بیرون سفینه قرار داره و ثابته. به این قضیه که از اصل دوم نظریه نسبیت خاص نتیجه گرفته میشه میگن اتساع زمانی یا Time Dilation.
Pillars of Creation
اتساع زمانی یا Time Dilation.
همون طور که دیدید، زمان برای فردی که متحرک هستش نسبت به فردی که ثابت هستش کندتر میگذره. اما چقدر کندتر؟ و چطور میشه محاسبه کرد چقدر اتساع زمانی رخ داده؟ با این فرمول.
پارامترهای این فرمول :
v = سرعت جسم متحرک
c = سرعت نور
Δt = گذر زمان از نقطه نظر جسم متحرک
Δt' = گذر زمان از نقطه نظر جسم ثابت
طبق این فرمول، میزان اتساع زمانی بستگی به میزان سرعت جسم داره. هرچقدر سرعت یک جسم بیشتر بشه، مخرج این کسر کوچیکتر میشه. هرچقدر هم مخرج این کسر کوچیکتر بشه مقدارش بالاتر میره و هرچقدر هم مقدار بالاتر بره میزان اتساع زمانی و اختلاف زمان هایی که نقطه نظرها ثبت میکنن بیشتر میشه. تا جایی که اگه سرعت جسم به سرعت نور برسه حد اختلاف زمانی به بینهایت میل میکنه. این به چه معناست؟ به معنی این که زمان برای جسم متحرک متوقف میشه.
پارامترهای این فرمول :
v = سرعت جسم متحرک
c = سرعت نور
Δt = گذر زمان از نقطه نظر جسم متحرک
Δt' = گذر زمان از نقطه نظر جسم ثابت
طبق این فرمول، میزان اتساع زمانی بستگی به میزان سرعت جسم داره. هرچقدر سرعت یک جسم بیشتر بشه، مخرج این کسر کوچیکتر میشه. هرچقدر هم مخرج این کسر کوچیکتر بشه مقدارش بالاتر میره و هرچقدر هم مقدار بالاتر بره میزان اتساع زمانی و اختلاف زمان هایی که نقطه نظرها ثبت میکنن بیشتر میشه. تا جایی که اگه سرعت جسم به سرعت نور برسه حد اختلاف زمانی به بینهایت میل میکنه. این به چه معناست؟ به معنی این که زمان برای جسم متحرک متوقف میشه.
Pillars of Creation
همون طور که دیدید، زمان برای فردی که متحرک هستش نسبت به فردی که ثابت هستش کندتر میگذره. اما چقدر کندتر؟ و چطور میشه محاسبه کرد چقدر اتساع زمانی رخ داده؟ با این فرمول. پارامترهای این فرمول : v = سرعت جسم متحرک c = سرعت نور Δt = گذر زمان از نقطه نظر جسم متحرک…
بیاید یک مثال بزنیم : فرض کنید یه دوقلو همین الان روی زمین به دنیا اومدن. یکیشون رو روی زمین نگه میداریم و اونیکی رو میذاریم داخل یه سفینه تا با 0.8 سرعت نور (0.8c) این سفینه حرکت کنه. حالا فرض میکنیم داخل سفینه 10 سال بگذره. یعنی کسی که داخل سفینه باشه 10 ساله بشه و بعد سفینه رو به زمین برگردونیم. اگر این اعداد رو داخل فرمول بالا جایگذاری کنیم، عددی که به دست میاد تقریبا میشه 16. این یعنی با اینکه این دو فرد همزمان با هم به دنیا اومدن اما وقتی سفینه به زمین برگرده، اون قلی که داخل سفینه بوده 10 سالش هستش درحالی که قلِ روی زمین 16 ساله هستش و این دونفر باهم 6 سال اختلاف سنی دارن. این قضیه یکی از آزمایشهای ذهنی معروف نسبیت خاص اینشتین هستش که بهش میگن پارادوکس دوقلوها یا The Twin paradox.
Pillars of Creation
کهکشان آندرومدا یکی از کهکشانای نزدیک به ما هستش که داره با سرعت به سمت ما حرکت میکنه و پیشبینی شده بین 4 تا 5 میلیارد سال دیگه به کهکشان ما برخورد میکنه. اگه تا اون موقع خورشید سیارهمون رو ذوب نکرده باشه، سوپرنواها آسمون شب رو کامل روشن نکرده باشن و یا…
یا یه مثال خیلی جالبتر : کهکشان آندرومدا از ما 2.5 میلیون سال نوری فاصله داره. یعنی اگه بخوایم با یه سفینه که با سرعت نور حرکت میکنه بهش برسیم 2.5 میلیون سال طول میکشه. اما یه نکته، از نظر یه مشاهدهگر که به سفینهی ما نگاه میکنه 2.5 میلیون سال طول میکشه نه از نظر ما. همون طور که بالاتر توی اون فرمول گفتم، وقتی سرعت متحرک برابر با سرعت نور باشه زمان براش متوقف میشه. این یعنی ما قراره بشینیم توی سفینه و دکمه استارت رو بزنیم و در یک چشم بر هم زدن توی کهکشان آندرومدا باشیم. یک لحظه کنار زمین داخل سفینه باشیم و دقیقا توی یک لحظه بعد به کهکشان آندرومدا رسیدیم. اما با یک تفاوت. این یک لحظه ای که داخل سفینه برای ما صرف میشه، برابر با 2.5 میلیون سال هستش که فرد ثابت خارج سفینه ثبتش میکنه. به عبارت دیگه، اگه بتونیم با سرعت نور سفر کنیم، در یک چشم بر هم زدن داخل زمان و به آینده سفر کردیم!
یکی از شواهد تجربی اثبات کنندهی اتساع زمانی در سرعتهای بالا، وجود ذراتی به اسم میون (muon) هستش. پرتوهای کیهانی با برخورد به لایههای جو زمین این ذرات رو پدید میارن. میونها ذرات ناپایداری هستند که نیمه عمرشون فقط چندمیکروثانیهس و سریع تجزیه میشن. طبق مکانیک نیوتونی، نباید تعداد زیادی از این ذرات به سطح زمین برسن و وسط راه اکثرشون تجزیه بشن. اما شواهد تجربی نشون میدن که تعداد میونهایی که به سطح زمین میرسن خیلی زیادتر از حد انتظاره. آیا این یعنی نیمه عمرشون طولانیتر شده؟ نه. نیمه عمرشون همون چند میکروثانیهس و توی همون زمان تجزیه میشن، اما بستگی داره از کدوم نقطه نظر این زمان رو اندازهگیری کنیم. میونها با سرعتهای خیلی بالا و نزدیک به سرعت نور حرکت میکنن و سرعتشون تقریبا ۹۸ درصد سرعت نور هستش. این باعث میشه زمان براشون کندتر بشه و از نقطه نظر ما به مدت طولانیتری در حالت پایدار باقی بمونن و مسافت بیشتری رو تا سطح زمین طی کنن.
Pillars of Creation
Photo
یادتونه اینجا درمورد طرز کار GPS گفتم؟ ماهوارههای GPS با ترکیب فاصله لوکیشن ما رو نشون میدن. حالا فاصلهشون از ما چجور به دست میاد؟ با ضرب سرعت نور در مدت زمان رسیدن سیگنال از گوشی ما. اما یه بحثی هست. این ماهوارهها با سرعت خیلی بالا اطراف جو زمین حرکت میکنن و این یعنی زمان براشون با زمان ما برابر نیست. جالبه بدونید فرمول اتساع زمانی و نسبیت خاص اینشتین داخل فرمولهای به دست آوردن فاصله داخل این ماهوارهها گنجونده شدن تا اون اختلاف زمانی وجود نداشته باشه و فاصلهی ما و لوکیشن ما دقیق نشون داده بشه. در غیر این صورت ممکن بود خیلی توی نشون دادن لوکیشن ما اشتباه کنن.
ولی آیا واقعا میتونیم با سرعت نور حرکت کنیم؟ با سرعتهای فراتر از نور چطور؟ چه اتفاقی ممکنه بیفته در این شرایط؟
درمورد پاسخ این سوالها بیشتر قراره صحبت کنم بعدا
درمورد پاسخ این سوالها بیشتر قراره صحبت کنم بعدا
هیچوقت کسایی که فیلم و سریال رو روی 2x میبینن یا یه بخشها و اپیزودا رو اسکیپ میکنن درک نمیکنم. خود من ترجیحم همیشه اینه که یه دونه فیلم ببینم ولی همون یه دونه رو کامل و روی دور 1x ببینم تا اینکه 5 تا فیلم رو با اسکیپ و روی دور بالا ببینم.
مکتب خونه یه سری از دورههاش رو رایگان کرده. یه نگاه که انداختم دورههای خیلی خوبی هم بینشون هستن مثل دوره هک و امنیت جادی و دوره کامپیوتر ویژن با openCV علیرضا اخوان پور. توی زمینههای دیگه هم دوره رایگان کرده یه نگاه بندازین ببینین چیزی به دردتون میخوره بردارید فوقش بعدا شرکت میکنین چون ۲۷ مرداد این طرحشون تموم میشه. (فقط وقت برداشتن دوره تموم میشه بعد از اون هم میتونین دوره رو شرکت کنین)
لینک لندینگ دوره هایی که رایگان کرده:
https://mktb.me/txvk/
کد تخفیف صد درصدی :
چنتا نکته :
فقط یه دوره میتونید بردارید.
دورهای که رایگان برمیدارید برای فقط یادگیری هستش، اگه مدرک میخواید باید هزینهی دوره رو پرداخت کنین
برای استفاده از کد تخفیف حتما باید قبل از اینکه دوره رو به سبد خرید اضافه کنید، تیک "دسترسی کامل" رو توی صفحهی توضیحات دوره غیرفعال کنید و بعد اضافه کنید. بعد برید کد تخفیف رو توی سبد خرید بزنید تا دوره رایگان بشه براتون. اگه دیدین کامل رایگان نشد از سبد خرید حذف کنید و این مراحل رو دوباره همینجور که گفتم برید تا رایگان بشه.
لینک لندینگ دوره هایی که رایگان کرده:
https://mktb.me/txvk/
کد تخفیف صد درصدی :
HAMDELIچنتا نکته :
فقط یه دوره میتونید بردارید.
دورهای که رایگان برمیدارید برای فقط یادگیری هستش، اگه مدرک میخواید باید هزینهی دوره رو پرداخت کنین
برای استفاده از کد تخفیف حتما باید قبل از اینکه دوره رو به سبد خرید اضافه کنید، تیک "دسترسی کامل" رو توی صفحهی توضیحات دوره غیرفعال کنید و بعد اضافه کنید. بعد برید کد تخفیف رو توی سبد خرید بزنید تا دوره رایگان بشه براتون. اگه دیدین کامل رایگان نشد از سبد خرید حذف کنید و این مراحل رو دوباره همینجور که گفتم برید تا رایگان بشه.
حس میکنم مردم در سطح جهانی درکی از کانسپت "unpopular opinion" ندارن چون اکثر نظراتی که تحت عنوان "نامحبوب" دارم میبینم نظراتی هستن که هفتاد هشتاد درصد مردم باهاشون موافقن. طبیعتا نظری که درصد بالایی از مردم باهاش موافقن نظری نیست که بهش گفت نامحبوب. نظری واقعا نامحبوب و رادیکاله که از هر ده نفر نهایتا یک نفر موافقت کنه و اون نُه نفرِ باقی مونده از شدت مخالفت بریزن سر طرف و نقدهای سنگین بهش وارد کنن. از اونجایی که توی هر برههی تاریخی درصد بالایی از اجتماع ترجیح میدن از منطقهی امن خودشون خارج نشن، پس همیشه درصد کمی از مردم وجود داشتهن که نظر نامحبوب داشته باشن؛ و چون سر و کله زدن با منطقهی امن مردم و کسایی که نقدهای شدید وارد میکنن کار هر کسی نیست، پس از بین اون درصد کمی که نظر واقعا نامحبوب دارن، همچنان درصد کمی وجود دارن که نظر نامحبوبشون رو بیان میکنن.
جالب اینجاست اگر به تاریخ نگاه کنیم میبینیم همیشه بیشترین تغییرها، جهتدهیها و شکل دهیها به اجتماع مردم، علم و یا هر چیز دیگهای، توسط کسایی انجام شده که نامحبوبترین و رادیکالترین نظرها رو میدادن. کسایی که نقدهای شدید، تمسخرها و طرد شدنها رو به جون میخریدن و پای نظری که دادن میایستادن؛ و در نهایت هم باعث شدن نظریههای قدیم نقض بشن، منطقه امن اجتماع گسترش پیدا کنه و دریچههای جدیدی به روش باز بشه.
جالب اینجاست اگر به تاریخ نگاه کنیم میبینیم همیشه بیشترین تغییرها، جهتدهیها و شکل دهیها به اجتماع مردم، علم و یا هر چیز دیگهای، توسط کسایی انجام شده که نامحبوبترین و رادیکالترین نظرها رو میدادن. کسایی که نقدهای شدید، تمسخرها و طرد شدنها رو به جون میخریدن و پای نظری که دادن میایستادن؛ و در نهایت هم باعث شدن نظریههای قدیم نقض بشن، منطقه امن اجتماع گسترش پیدا کنه و دریچههای جدیدی به روش باز بشه.
Forwarded from پناهگاه🦥
Pillars of Creation
The Evpatoria Report – Taijin Kyofusho
آهنگ «تایجین کیوفوشو» با صدای واقعی مکالمههای فضانوردان شاتل فضایی کلمبیا شروع میشه؛ صدایی که حالا میدونیم مربوط به آخرین لحظات زندگیشونه. از همون اول، یه حس سنگین و واقعی به آدم منتقل میشه. اسم آهنگ هم اسم یه اختلال روانی تحت عنوان "تایجین کیوفوشو" هست که باعث می شه آدمها از این بترسن که نکنه باعث ناراحتی یا آزار دیگران بشن، برای همین سعی میکنن خودشون رو عقب بکشن و در جامعه حاضر نشن. همین مفهوم، یه جورایی به تصمیمی که ناسا دربارهی فضانوردای کلمبیا گرفت ربط پیدا میکنه و آهنگ با ترکیب این دو، یه فضای عجیب و پر از سوال میسازه.
ماجرای کلمبیا اینطور بود که موقع پرتاب، یه تیکه فوم از مخزن سوخت کنده شد و خورد به بال چپ شاتل. این ضربه آسیب جدیای وارد کرد، ولی اون لحظه کسی خیلی جدی نگرفتش. بعد از بررسی، بعضی مهندسها نگران شدن، ولی تصمیمگیرهای اصلی ناسا گفتن نه بررسی بیشتری لازمه و نه لازمه به خدمه چیزی گفته بشه. چون احتمال نجات خیلی پایین بود و فکر میکردن اگه فضانوردا بدونن، ممکنه دچار اضطراب یا ترس بشن. ترجیح دادن سکوت کنن، شاید از ترس اینکه با گفتنش باعث رنج بیشتری بشن. ولی خب، همین سکوت هم خودش یه جور درد داشت. انگار آهنگ داره همون ترسی رو نشون میده که باعث میشه آدمها حقیقت رو پنهون کنن، چون فکر میکنن با گفتنش ممکنه به کسی آسیب بزنن.
ماجرای کلمبیا اینطور بود که موقع پرتاب، یه تیکه فوم از مخزن سوخت کنده شد و خورد به بال چپ شاتل. این ضربه آسیب جدیای وارد کرد، ولی اون لحظه کسی خیلی جدی نگرفتش. بعد از بررسی، بعضی مهندسها نگران شدن، ولی تصمیمگیرهای اصلی ناسا گفتن نه بررسی بیشتری لازمه و نه لازمه به خدمه چیزی گفته بشه. چون احتمال نجات خیلی پایین بود و فکر میکردن اگه فضانوردا بدونن، ممکنه دچار اضطراب یا ترس بشن. ترجیح دادن سکوت کنن، شاید از ترس اینکه با گفتنش باعث رنج بیشتری بشن. ولی خب، همین سکوت هم خودش یه جور درد داشت. انگار آهنگ داره همون ترسی رو نشون میده که باعث میشه آدمها حقیقت رو پنهون کنن، چون فکر میکنن با گفتنش ممکنه به کسی آسیب بزنن.
Pillars of Creation
https://youtu.be/z060xYPILMo?si=sAsKZV9Hc3POXoNP
دوتا متفکر که توسط هوش مصنوعی ساخته شدن. یکیشون رو با پرامپت، آتئیست و اونیکی رو خداباور کردن و اونها رو جلوی همدیگه قرار دادن تا درمورد وجود خدا بحث کنن. از چندتا مدل هوش مصنوعی دیگه هم استفاده کردن تا به استدلالهاشون نمره بدن. مناظره با یه سوال مهم شروع میشه: "آیا وجود این همه رنج و شر در دنیا وجود خدا رو رد میکنه؟" و بعد از این سوال ادامه پیدا میکنه.
ویدیوی جالبی بود پیشنهاد میکنم ببینیدش.
ویدیوی جالبی بود پیشنهاد میکنم ببینیدش.
Pillars of Creation
بهترین توییتِ این ژانر
فقط باید بعدش مواظب میبود ایسیلدور پسر الندیل حلقهی یگانه رو از چنگش در نیاره که تهش بیفته دست هابیتهای شایر و اونها هم حرکت کنن سمت موردور تا حلقه رو توی کوه اورودروین نابود کنن.
Forwarded from مسیحاداموس
اینستا رو که باز کنی این کلمه محکم میخوره تو صورتت. امکان نداره حداقل یه ویدیو انگیزشی درسی یا ورزشی باهاش ندیده باشی😂
ولی اصلا این دیسیپلین دیسیپلین که همه میگن از کجا میاد؟ میدونستین این کلمه اصلا به معنی استمرار نیست؟ یعنی الان هست، ولی نه اصالتا. توسط تحول معنایی کاربردش عوض شده.
قبلا اصلا به معنی تنبیه به کار میرفته.
Makes sense, right?
جالبه بدونین خیلی از کلمات انگلیسی که امروزه استفاده میشن قبلا همین معنی رو داشتن. حتی کلمه رایجی مثل doctor(رفتن به پست مربوطه)
بعد تر،حدودا توی زمان رنسانس، بخاطر جو دینی و حاکمیت کلیسا، این کلمه معنی پیروی از قوانین مذهبی و کنترل نفس به خودش گرفت. درواقع بیشتر به معنی اطاعت بود.
الان توی قرن ۲۰، دو معنی اصلی داره که اکثریت معنی دوم رو نمیدونن.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from مسیحاداموس
مسیحاداموس
"یک شاخه علمی وابسته به چند حوزهی علمی یا تخصصی مختلفِ دیگه"
مثل اینه که چند پزشک با تخصصهای مختلف روی یک بیمار کار کنن، اما هرکدوم کار خودشونو بکنن. با یک هدف مشترکِ درمان بیمار.
علم ترجمه هم همچین علمیه. توش یه ذره از همه چی لازمه تا یه ترجمه خوب دربیاد.
عین این خط رو توی کتابintroduction to translation studies میتونید پیدا کنید. جزوه مینویسم براتونها.
چند رشته با هم تعامل و ترکیب میکنن، مرزهاشون کمرنگ میشه.
مثلا روانشناسی و عصبشناسی ترکیب میشن و میشه "نوروساینس".
"وقتی یه رشته از ابزار یا ایدههای رشته دیگه کمک میگیره".
مثلا فیزیکدان از ریاضی برای حل معادلاتش استفاده میکنه.
"مرز رشتهها کاملاً از بین میره و یه دانش یا رویکرد جدید ساخته میشه."
مثل "Data Science" که از آمار، علوم کامپیوتر و ریاضیات قاطی شده ولی خودش یه رشته مستقله.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM