Pillars of Creation
1.95K subscribers
290 photos
20 videos
14 files
110 links
"What we know is a drop, what we don't know is an ocean."
-Isaac Newton

دانشجوی پزشکی، علاقه‌مند به نجوم، تکامل و علوم شناختی

فهرست مطالب چنل:
https://t.me/c/2564876463/326

ناشناس:
https://t.me/HidenChat_Bot?start=442438802
Download Telegram
Pillars of Creation
Photo
یه تایمی هستش نزدیک به غروب که خورشید موازی ابرها می‌تابه و باعث می‌شه ابرها بدرخشن طوری که انگار درخشش اون‌ها از خودشونه.
عکسای بالا رو هم دقیقا همین تایم گرفتم و خیلی دوستشون دارم؛ هم به خاطر ابرها هم به خاطر اون پرنده که رندوم داخل عکس افتاد.
Pillars of Creation
یه تایمی هستش نزدیک به غروب که خورشید موازی ابرها می‌تابه و باعث می‌شه ابرها بدرخشن طوری که انگار درخششون از خودشونه.
و این تایم خیلی زودگذره، یعنی ابرها نهایتا ۵ دیقه این‌ شکلی باشن و بعدش که خورشید از سطحشون پایین‌تر رفت درخشش خودشون رو از دست می‌دن.
کمبود آب بدن می‌تونه باعث سردرد بشه

مغز داخل یه مایع به اسم مایع مغزی-نخاعی (CSF) شناوره و بخشی از وزنش توسط نیروی شناوری‌ای که از طرف این‌ مایع بهش وارد می‌شه هندل می‌شه. کم شدن حتی 10 درصد از مایع مغزی-نخاعی باعث میشه مغز از اون سطحی که داخل جمجمه هست پایین‌تر بره و پرده‌ها و ساختارهایی که مغز رو به جمجمه متصل نگه می‌دارن کشیده بشن. مغز خودش گیرنده‌ی درد نداره پس درد‌ی رو حس نمی‌کنه اما ساختارهای نگه‌دارنده‌ش گیرنده‌ی درد دارن؛ و کشیدگی این پرده‌ها و ساختارها باعث به وجود اومدن درد می‌شه. پس‌ خوردن آب کافی در طول روز فراموش نشه.
یه سردرد دیگه‌ای داریم به اسم سردرد الکلی یا hangover headache که از طرف کسایی که الکل مصرف می‌کنن زیاد گزارش می‌شه. دلیل این سردرد، خاصیت سمی بودن و تحریک‌پذیری الکل برای پرده‌های مغزه که باعث القای حس درد از طرف این ساختارها می‌شه. دلیل دوم اینه که الکل باعث می‌شه بدن آب بیشتری رو نسبت به حالت عادی از دست بده و این باعث پایین اومدن سطح مایع مغزی-نخاعی و القای درد می‌شه.
شاید در این امر از سوی زن جوان نوعی مهارت به‌ کار گرفته شده بود، اما احساس لذت از یافتن فردی که به سخنانمان گوش می‌کند، افکارمان را حدس می‌زند، جوابمان را می‌دهد، با پاسخ‌هایش جواب‌ها را برایمان فراهم می‌سازد، در ماریول شور و شعفی ایجاد کرده بود. خشنود از نحوهٔ استقبال زن از او، مقهور لطف هیجان‌انگیزی که در حقش روا می‌داشت و مسحور طلسمی که زن می‌دانست چطور مردها را با آن تسخیر کند، می‌کوشید به خانم دو بورن آن طیف رنگ ذهنی را نشان دهد که اندکی کدر اما خصوصی و ظریف بود و وقتی خوب او را می‌شناختند، محبت‌هایی نادر و پرشور نثارش می‌کردند.
یک‌باره زن به او گفت:
«گپ زدن با شما بسیار خوشایند است، آقا. البته پیش‌تر به من اطلاع داده بودند.»
ماریول حس کرد سرخ می‌شود و جسورانه گفت:
«و به من هم گفته بودند، خانم، که شما...»
حرفش را قطع کرد:
«بگویید زنی عشوه‌فروشم. با آدم‌هایی که خوشایندم هستند، زیاد عشوه‌گری می‌کنم. همه این را می‌دانند. از خودم پنهانش نمی‌کنم. اما خواهید دید که غمزه‌فروشی من کاملاً بی‌طرفانه است. همین باعث می‌شود دوستانم را حفظ کنم و هرگز آن‌ها را از دست ندهم... یا دوباره پس بگیرم؛ همه را دوروبر خودم نگه دارم.»

دل ما - گی‌ دو موپاسان
یوتیوب نینجا نرد یه پلی‌لیست نورولوژی با 66 تا ویدیو داره. لیست ویدیوها با یه آناتومی کلی از مغز و ستون مهره‌ها شروع می‌شه. بعد درمورد طرز کار نورون مثل پتانسیل عمل و... و سلول‌های گلیال صحبت می‌کنه. بعد از اون وارد ساختارهای مغز میشه و هر ویدیو به طور جداگانه به یه ساختار اختصاص پیدا کرده از جمله لوب‌های قشر مغز، اجزای ساقه مغز (مدولا، پانز و میدبرین)، اجزای عمقی مثل بازال گانگلیا، سیستم لیمبیک و اجزای دیگه‌ای که داخل پلی لیست می‌‌تونین ویدیوی مربوط بهشون رو پیدا کنین‌. مسیرهای صعودی و نزولی مغز و نخاع و مسیرهای خاص مثل مسیر سرکوب درد و مسیرهای رفلکسی و مخچه‌ای رو با جزئیات توی ویدیوهای بعدی می‌تونین پیدا کنین؛ و در نهایت مسیر تمام دوازده عصب مغزی از عصب شماره یک (اولفکتوری) تا عصب شماره‌ی دوازده (هایپوگلوسال) هرکدوم رو داخل ویدیوی جداگونه کامل و با جزئیات توضیح داده. یه سری ویدیوی فرعی هم این وسط وجود دارن مثل شبکه‌های نخاعی، شبکه عصبی روده‌ای و سیستم سمپاتیک و پاراسمپاتیک. این‌ها و چیزهای دیگه رو هم می‌تونین توی این پلی‌لیست پیدا کنین.

در کل یکی از کامل‌ترین پلی‌لیست‌های نورولوژیه و اگه مسیرتون به هرکدوم از این سر فصل‌ها خورد می‌تونین از ویدیوش استفاده کنین. توضیح دادنش هم خیلی عالی و شفافه، زک مورفی توی انتقال مفاهیم به شدت مهارت داره. سطح زبانش هم اوکیه و راحت می‌تونین متوجه بشین.

لینک پلی‌لیست نورولوژی نینجا نرد
هرچقدر توی زندگی جلوتر می‌رم بیشتر به این نتیجه می‌رسم که با ارزش‌ترین دارایی‌ای که آدما دارن، زمان و وقتشونه.
The Garden of Eden with the Fall of Man, by Jan Brueghel (1615)
Pillars of Creation
The Garden of Eden with the Fall of Man, by Jan Brueghel (1615)
طبق تورات، عدن اسم باغی بود که آدم و حوا داخلش سکنی گزیده بودن. این باغ دوتا درخت مهم داخلش داشت. درخت حیات (Tree of Life) که در وسط باغ بود و کسی که از میوه‌ی این درخت می‌خورد حیات جاودان پیدا می‌کرد؛ و درخت معرفت نیک و بد (Tree of the Knowledge of Good and Evil) که به آدم امر کرده بود از همه‌ی میوه‌های باغ می‌تونه بخوره به جز میوه‌ی این درخت. اما بعد از اینکه مار، حوا رو وسوسه می‌کنه، آدم و حوا از میوه‌ی این درخت می‌خورن و بعدش به نقص‌های خودشون و برهنه بودنشون آگاهی پیدا می‌کنن. بعد از خوردن میوه‌ی این درخت، آدم و حوا از عدن اخراج می‌شن تا نتونن از میوه‌ی درخت حیات بخورن و تا ابد زنده بمونن. داستان سقوط انسان از عدن داخل کتاب اول عهد عتیق، یعنی کتاب "پیدایش" اومده.
Pillars of Creation
طبق تورات، عدن اسم باغی بود که آدم و حوا داخلش سکنی گزیده بودن. این باغ دوتا درخت مهم داخلش داشت. درخت حیات (Tree of Life) که در وسط باغ بود و کسی که از میوه‌ی این درخت می‌خورد حیات جاودان پیدا می‌کرد؛ و درخت معرفت نیک و بد (Tree of the Knowledge of Good and…
عهد عتیق (تورات)
کتاب "پیدایش"
باب سوم- سقوط انسان

 و اما مار از همهٔ وحوش صحرا که یهوه خدا ساخته بود،‏ زیرکتر بود.‏ او به زن گفت:‏ «آیا خدا براستی گفته است که از هیچ‌یک از درختان باغ نخورید؟‏» ۲  زن به مار گفت:‏ «از میوهٔ درختان باغ می‌خوریم،‏ ۳  اما خدا گفته است،‏ ”‏از میوهٔ درختی که در وسط باغ است مخورید و بدان دست مزنید،‏ مبادا بمیرید.‏“‏» ۴  مار به زن گفت:‏ «به‌یقین نخواهید مرد.‏ ۵  بلکه خدا می‌داند روزی که از آن بخورید،‏ چشمان شما باز خواهد شد و همچون خدا شناسندهٔ نیک و بد خواهید بود.‏» ۶  چون زن دید که آن درخت خوش‌خوراک است و چشم‌نواز،‏ و درختی دلخواه برای افزودن دانش،‏ پس از میوهٔ آن گرفت و خورد،‏ و به شوهر خویش نیز که با وی بود داد،‏ و او خورد.‏ ۷  آنگاه چشمان هر دوی آنها باز شد و دریافتند که عریانند؛‏ پس برگهای انجیر به هم دوخته،‏ لُنگها برای خویشتن ساختند.‏۸  و صدای یهوه خدا را شنیدند که در خنکی روز در باغ می‌خرامید،‏ و آدم و زنش خود را از حضور یهوه خدا در میان درختان باغ پنهان کردند.‏ ۹  ولی یهوه خدا آدم را ندا در داده،‏ گفت:‏ «کجا هستی؟‏» ۱۰  گفت:‏ «صدای تو را در باغ شنیدم و ترسیدم،‏ زیرا که عریانم،‏ از این رو خود را پنهان کردم.‏» ۱۱  خدا گفت:‏ «که تو را گفت که عریانی؟‏ آیا از آن درخت که تو را امر فرمودم از آن نخوری،‏ خوردی؟‏» ۱۲  آدم گفت:‏ «این زن که به من بخشیدی تا با من باشد،‏ او از آن درخت به من داد و من خوردم.‏»‏۱۳  آنگاه یهوه خدا به زن گفت:‏ «این چه کار است که کردی؟‏» زن گفت:‏ «مار فریبم داد و من خوردم.‏»‏۱۴  پس یهوه خدا به مار گفت:‏ «چون چنین کردی،‏ از همهٔ چارپایان و همهٔ وحوش صحرا ملعونتری!‏ بر شکمت خواهی خزید و همهٔ روزهای زندگی‌ات خاک خواهی خورد.‏ ۱۵  میان تو و زن،‏ و میان نسل تو و نسل زن،‏ دشمنی می‌گذارم؛‏ او سر تو را خواهد کوبید و تو پاشنهٔ وی را خواهی زد.‏»‏*۱۶  و به زن گفت:‏ «درد زایمان تو را بسیار افزون گردانم؛‏ با درد،‏ فرزندان خواهی زایید.‏ اشتیاق تو به شوهرت خواهد بود،‏ و او بر تو فرمان خواهد راند.‏»‏۱۷  و به آدم گفت:‏ «چون سخن زنت را شنیدی و از درختی که تو را امر کردم از آن نخوری خوردی،‏ به سبب تو زمین ملعون شد؛‏ در همهٔ روزهای زندگی‌ات با رنج از آن خواهی خورد.‏ ۱۸  برایت خار و خَس خواهد رویانید،‏ و از گیاهان صحرا خواهی خورد.‏ ۱۹  با عرق جبین نان خواهی خورد،‏ تا آن هنگام که به خاک بازگردی که از آن گرفته شدی؛‏ چراکه تو خاک هستی و به خاک باز خواهی گشت.‏»‏۲۰  و اما،‏ آدم زن خود را حوا* نامید،‏ زیرا او مادر همهٔ زندگان بود.‏ ۲۱  یهوه خدا پیراهنهایی از پوست برای آدم و زنش ساخت و ایشان را پوشانید.‏۲۲  و یهوه خدا فرمود:‏ «اکنون آدم همچون یکی از ما شده است که نیک و بد را می‌شناسد.‏ مبادا دست خود را دراز کند و از درخت حیات نیز گرفته بخورد و تا ابد زنده بماند.‏» ۲۳  پس یهوه خدا آدم را از باغ عدن بیرون راند تا بر زمین که از آن گرفته شده بود زراعت کند.‏ ۲۴  پس آدم را بیرون راند،‏ و در جانب شرقی باغ عدن کروبیان را قرار داد و شمشیری آتشبار را که به هر سو می‌گشت،‏ تا راه درخت حیات را نگاهبانی کند.
بنا به روایت تورات، خدا آدم را از خوردن میوۀ درخت معرفت خوب و بد نهی کرد و بدو گفت: «روزی که از آن بخوری، خواهی مرد.»

در تفاسیر یهودی «معرفت خوب و بد» به میل جنسی تفسیر شده است. کودک تا پیش از آن که بتواند بین خوب و بد تمیز بگذارد، میل جنسی ندارد. آدم نیز در بهشت همچون کودکی بدون تمیز بود و تازه پس از خوردن از درخت معرفت میل جنسی در او پیدا شد. اگر میل جنسی تنها پس از خوردن از درخت معرفت پدید آمد، علت آفرینش حوّا چه بود؟ حوّا نه برای آمیزش، بلکه برای آن آفریده شد که آدم تنها نباشد. در ابتدا خدا حیوانات را آفرید تا آدم را از تنهایی درآورند، و هنگامی که هیچ یک یاور مناسبی از آب درنیامدند، از گوشت و خون آدم یاوری برایش ساخت. آفرینش حیوانات پیش از حوّا، نشان می‌دهد که هدف، آمیزش جنسی نبوده است.

جالب است که تورات هر گاه می‌خواهد از آمیزش جنسی سخن بگوید از فعل «معرفت یافتن» استفاده می‌کند، گویی این آمیزش، محصول درخت معرفت است:

آدم زن خود حوّا را «بشناخت» و او باردار شده، قابیل را زاد.
پیدایش ۴: ۱

به همین دلیل بود که آدم و حوا، تا پیش از خوردن از میوۀ درخت معرفت، از برهنگی شرم نداشتند: چون اندام جنسی در نظرشان اندام ویژه‌ای نبود. پس از خوردن از درخت بود که این اندام مرکز میل جنسی شد و از برهنه بودنش شرمگین شدند. و به همین دلیل بود که خدا، حوّا را با مجازات‌هایی مرتبط به میل جنسی کیفر داد: زایمان سخت و جانکاه، و پس از زایمان، اشتیاقِ دوباره به آمیزش با شوهر برای زایمانی دیگر. بدین ترتیب جرم و مجازات با همدیگر تناسب دارند.

با این تفسیر مضمون اصلی داستان باغ عدن را می‌توان این چنین بازگو کرد: خدا آدم را مخیّر کرده بود بین خوردن از درخت حیات و خوردن از درخت «معرفت». اگر درخت حیات را انتخاب می‌کرد، دیگر نیازی به تولید مثل نبود: دو انسان، آدم و حوّا، بدون میل جنسی و بدون فرزند تا ابد زندگی می‌کردند. اگر درخت «معرفت» را انتخاب می‌کرد، تولّد و به همراهش، مرگ، وارد چرخۀ هستی می‌شد: هر انسان صاحب فرزند می‌شد و خود می‌مرد تا فرزندانش به نوبهٔ خود صاحب فرزند شوند و بمیرند و حیات نوع بشر را ادامه دهند. و وقتی آدم و حوّا میل جنسی را بر زندگی ابدی ترجیح دادند و از درخت حیات محروم شدند، بلافاصله در نخستین آیۀ فصل بعد تورات می‌گوید: آدم زن خود حوّا را «بشناخت» و او باردار شده، قابیل را زاد.




برگرفته از:
تفسیر ابن عزرا
ذیل پیدایش، باب ۳
Forwarded from آخرین‌آواز‌یک‌قو
سال ۱۹۷۴ هنرمند صرب، مارینا آلراموویچ تصمیم گرفت یکی از رادیکال ترین اجراهای تاریخ رو رقم بزنه.
اون تو یه گالری در ناپل ایتالیا وایساد و فقط یه جمله گفت «من شی هستم، شما هر کاری میخواید با من بکنید، مسئولیتش بامن.»
کنارش روی یه میز ۷۲ تا وسیله گذاشته بودن؛ از پر، گل و عسل گرفته تا چاقو و زنجیر و شلاق و حتی یک تفنگ و یک گلوله ی واقعی.
مارینا به مدت ۶ ساعت کاملا بی حرکت ایستاد، حق هیچ دفاعی از خودش نداشت.
اولش مردم خجالتی بودن؛ لبخند میزدن، حتی بهش گل میدادن اما هر چی بیشتر زمان میگذشت نقابشون بیشتر میافتاد.
تا جایی که یک نفر بهش سیلی زد و مارینا بازهم هیچ واکنشی نشون نداد، بعد اون یکی لباسشو پاره کرد، یکی از بدن برهنه‌ش عکس گرفت و گذاشت توی دستاش و همینطور یکی شروع کرد به مکیدن خون مارینا و حتی یکی روش چاقو کشید و یکیم خواست بهش تجاوز کنه.
در نهایت، یکی تفنگ رو برداشت و گلوله رو گذاشت توش و نشونه گرفت سمت مارینا.
Forwarded from آخرین‌آواز‌یک‌قو
به همین راحتی، مردم عادی تو یه گالری هنری فقط در عرض چند ساعت تبدیل شدن به شکنجه‌گر و تهدید کننده ی جون یه زنی که گفته من از خودم مقابل شما دفاعی نمیکنم.
کشف آتش، عاملی کلیدی در افزایش حجم مغز انسان در طول تکامل

یکی از شاخص‌های مهم برای مقایسه‌ی توان شناختی بین گونه‌های انسانی و جانوران دیگه نسبت وزن مغزشون به وزن بدنشون یا ضریب انسفالی (Encephalization Quotient) هستش. ضریب انسفالی نشون می‌ده یه گونه چقدر مغز بیشتری نسبت به اون چیزی که برای بدنش انتظار می‌ره داره و بالا بودنش معمولا با توانایی‌های شناختی پیشرفته‌تر مثل تفکر انتزاعی، زبان و حل مسئله ارتباط مستقیم داره. هوموساپینس‌ها یا انسان‌های خردمند دارای بزرگترین ضریب انسفالی بین جانوران و گونه‌های دیگه‌ی انسانی هستن.

این مغز بزرگ طبیعتا انرژی زیادی رو هم مصرف می‌کنه. مغز یک نوزاد تازه به دنیا اومده در حالت استراحت 60 درصد انرژی بدنش رو مصرف می‌کنه و مغز یک بزرگسال 25 درصد. درحالی که مغز یه شامپانزه به طور میانگین فقط حدود 8 درصد انرژی بدنش رو مصرف می‌کنه.

کشف آتش و پختن غذا از مهم‌ترین نظریه‌هایی هستش که توضیح میده چطور انسان‌ها تونستن مغز پرمصرف خودشون رو با کالری کافی تغذیه کنن. در مطالعه‌ای که روی موش‌ها انجام شد، موش‌هایی که گوشت پخته می‌خوردن به نسبت موش‌هایی که گوشت خام می‌خوردن 29 درصد وزن بیشتری می‌گرفتن. این درحالی بود که موش‌هایی که غذای خام می‌خوردن حتی با وجود دریافت کالری بیشتر، وزن کمتری داشتن. این نتایج نشون میدن که هضم غذاهای پخته بسیار کارآمدتر از غذاهای خام هستش و باعث می‌شه انرژی بیشتری برای بدن و مخصوصا مغز فراهم بشه. شواهد فسیلی از هوموارکتوس‌ها نشون میدن که همزمان با افزایش اندازه‌ی مغز اون‌ها، دندان‌ها و حجم فک به تدریج کوچیکتر شده‌ن که نشونه‌ای از مصرف غذاهای نرم‌تر و پخته شده هستش.

علاوه بر پختن غذاها، یکی دیگه از دلایل بزرگتر شدن مغز در پی افزایش انرژی در دسترس بدن، تغییر رژیم غذایی انسان به سمت گوشتخواریِ بیشتر هستش. کالری رژیم گوشتخواری به نسبت رژیم گیاهخواری بیشتر هستش. نیاکان ما وقتی شروع به مصرف بیشتر گوشت کردن، در هر وعده‌ی غذایی کالری بیشتری دریافت می‌کردن. این باعث شد دستگاه گوارش و روده‌ی ما کوچیک‌تر بشه و انرژی کمتری برای گوارش غذا صرف بشه و این انرژی صرف تغذیه‌ی مغز و بزرگتر شدن اندازه‌ش بشه. این فرضیه که به فرضیه‌ی بافت پرهزینه (Expensive Tissue Hypothesis) معروفه، وقتی مطرح شد که مشاهده شد دستگاه گوارش انسان، فقط 60 درصد اندازه‌ای هستش که برای یک پریمات با جثه‌ی مشابه انتظار می‌ره.

رفرنس:
Ann Gibbons, ‘Food for Thought: Did the First Cooked Meals Help Fuel the Dramatic Evolutionary Expansion of the Human Brain?’, Science 316:5831 (2007), 1,558–60.

Pillars of Creation