گاهی نه آشتی میکنی نه قَهرو بلدی..!
کِدِر بودن نزدیکترین کلمه به حالمه
قرار نیست مسیرت باهات راه بیاد وقتی داری میگذری ازش
هر روزو زندگی‌ میکنم مثِ روزِ آخر
حوصلم تَرک کرده، نمیکشه دیگه!
غرق تو تباهی ، معلق بی فردا
خالی میکنن پُشتتو حتی سایه ها
جلوم شصتا رفیق پشتم یدونه !
کی میدونه چقد دوییدیم دنبالِ یه حالِ خوب
موند ازشون فقط ادعاشون
دارم بدرقه میکنم جَوونیمو بره!!
از آینده نا امیدم از گذشته پشیمون
آرزویِ ما بود خاطره ی باقی
هر روز باید شارژ کنم حالمو هِی
کاش نرسه مرگِ این رویا
این بدنِ جَوون از این روحِ پیر سیره
دنیا قشنگه من کثیفِ لنزم
میبُرم اما آرزو کم نی
خودت مهمتر از همه مُهِمای دورتی
زندگیم عینِ یه بازیو ، سخته به خودت هِی ببازی
فقط کسی که از تو پایین تره به شکست هات میخنده