Reading Old Letters
Da Voile
اسم موزیک خیلی خوبه و خیلی به فضاش میاد، خواندن نامههای (چت) قدیمی، پر از حسرت، خشم و پشیمونیه.
@Caption
@Caption
👍28❤15👎1
از محبتهای کوچیک خوشم میاد، نوازش کردن پوست دست، گرفتن بازو توی شلوغی، نگاههای اطمینان بخش، مرتب کردن لباسهای توی تن، بازی با انگشتها، دلایل کوچیک برای زنده موندن...
Elham @Caption
Elham @Caption
❤390👍78👎5
بعضی آدما انرژی خوارن...
واقعاً انرژیتو میگیرن، فرقی نداره کیه و کجاست و چجوریه! کوچیکترین ارتباطی با اینا روح و روانتو سرویس میکنه...
@Caption
واقعاً انرژیتو میگیرن، فرقی نداره کیه و کجاست و چجوریه! کوچیکترین ارتباطی با اینا روح و روانتو سرویس میکنه...
@Caption
👍480❤103
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خدا خودش کارشو بلده؛ تو نگران نباش.
زمانبندی کارهاش رو دست نداره.
برنامههاش رو دست ندارن.
اون دقیقاً همون جایی که باید باشی تو رو قرار داده.
به اطاعت کردن ازش ادامه بده ♥️
Story @Caption
زمانبندی کارهاش رو دست نداره.
برنامههاش رو دست ندارن.
اون دقیقاً همون جایی که باید باشی تو رو قرار داده.
به اطاعت کردن ازش ادامه بده ♥️
Story @Caption
❤382👍35👎13
واقعا یکی از بدترین حسایی که میشه به یه نفر داشت ناامیدیه، نه عصبانیای، نه ناراحتی فقط ناامیدی، وقتی هم که ناامید میشی اون چراغی که تو دلت روشن کرده بودی همراه با یه بخشی از قلبت خاموش میشه.
TakBargeRoyai @Caption
TakBargeRoyai @Caption
👍289❤92
I ignore others for you, and you ignore me for others...
من بهخاطر تو بقیه رو نادیده میگیرم،
تو بخاطر بقیه منو نادیده میگیری :)
💬 @Caption
من بهخاطر تو بقیه رو نادیده میگیرم،
تو بخاطر بقیه منو نادیده میگیری :)
💬 @Caption
👍189❤65
اگه بدن تون جای امنی برای زیستن نباشه
شما ناخواسته یاد می گیرید
که در ذهن تون زندگی کنید.
این یکی از دلایل غرق شدن در افکاره!
DrFarhad @Caption
شما ناخواسته یاد می گیرید
که در ذهن تون زندگی کنید.
این یکی از دلایل غرق شدن در افکاره!
DrFarhad @Caption
❤269👍105👎1
❤445👍219
یه دیالوگ خوبی تو فیلم "Hyouka" بود که میگفت:
«تو اسمم رو میدونی، نه داستانم رو؛
تو لبخندم رو میبینی، نه دردم رو؛
تو متوجه چیزهایی که رها میکنم میشی، نه زخمهام؛
میتونی حرفهام رو بخونی، نه ذهنم رو.
پس راجع به من نه نظر بده و نه قضاوتم کن چون تو فقط قسمتی از من رو میبینی که خودم خواستم بهت نشون بدم.»
💬 @Caption
«تو اسمم رو میدونی، نه داستانم رو؛
تو لبخندم رو میبینی، نه دردم رو؛
تو متوجه چیزهایی که رها میکنم میشی، نه زخمهام؛
میتونی حرفهام رو بخونی، نه ذهنم رو.
پس راجع به من نه نظر بده و نه قضاوتم کن چون تو فقط قسمتی از من رو میبینی که خودم خواستم بهت نشون بدم.»
💬 @Caption
1👍285❤110
پسرا یه چیزی از من به شما:
هر چقدر هم که یه دختر از شما خوشش بیاد و تایپش باشین، اگر بلاتکلیف و بی مسئولیت باشین، میزاریمتون کنار.🦦
melikaa @Caption
هر چقدر هم که یه دختر از شما خوشش بیاد و تایپش باشین، اگر بلاتکلیف و بی مسئولیت باشین، میزاریمتون کنار.🦦
melikaa @Caption
👍952❤144👎27
هر موقع به شرایط فعلی زندگیمون فکر میکنم یاد این حرف احمد حلت میفتم که میگه:
با این غم چه میتوان کرد، با غم نان، با غم دویدن و نرسیدن، با غم جنگیدن و له شدن، چگونه سرپا بمانم. چگونه از امید بگویم و خجالت نکشم. چه بگویم...
@Caption
با این غم چه میتوان کرد، با غم نان، با غم دویدن و نرسیدن، با غم جنگیدن و له شدن، چگونه سرپا بمانم. چگونه از امید بگویم و خجالت نکشم. چه بگویم...
@Caption
❤196👍61
ایده متن استوری با دوستت:
Crazy together
کنار هم دیگه دیوونه بازی درمیاریم
Better together
کنار هم دیگه بهتره
My human diary
دفترخاطرات زندهم
Trouble makers since day one
از روز اول دردسرساز بودیم
Life is better with you
زندگی کنار تو بهتره
You're my favourite human
تو آدم موردعلاقهمی
@Caption
Crazy together
کنار هم دیگه دیوونه بازی درمیاریم
Better together
کنار هم دیگه بهتره
My human diary
دفترخاطرات زندهم
Trouble makers since day one
از روز اول دردسرساز بودیم
Life is better with you
زندگی کنار تو بهتره
You're my favourite human
تو آدم موردعلاقهمی
@Caption
👍62❤61👎3
میگفت:
رفیق صمیمیم، هفت سال پیش از دنیا رفت.
از اون روز به بعد، دیگه نه خبری ازش داشتم، نه حتی چیزی از خونوادهش شنیدم...
تا امروز.
یه تماس ناشناس داشتم. صدای یه پسر بچه اون طرف خط:
«ببخشید آقا، میتونید دوچرخه منو تعمیر کنید؟»
گفتم: «شمارهمو از کجا آوردی؟ اصلاً میدونی من کیام؟»
با سکوت چند ثانیهای گفت:
«نه… نمیدونم شما کی هستین.
فقط کنار میز بابام یه عکس بود. یه عکس از شما دوتا با هم.
پشتش نوشته بود:
اگه یه روز به چیزی احتیاج داشتی و من نبودم،
به این شماره زنگ بزن…
خودم هستم، فقط تو یه جسم دیگه.»
@Caption
رفیق صمیمیم، هفت سال پیش از دنیا رفت.
از اون روز به بعد، دیگه نه خبری ازش داشتم، نه حتی چیزی از خونوادهش شنیدم...
تا امروز.
یه تماس ناشناس داشتم. صدای یه پسر بچه اون طرف خط:
«ببخشید آقا، میتونید دوچرخه منو تعمیر کنید؟»
گفتم: «شمارهمو از کجا آوردی؟ اصلاً میدونی من کیام؟»
با سکوت چند ثانیهای گفت:
«نه… نمیدونم شما کی هستین.
فقط کنار میز بابام یه عکس بود. یه عکس از شما دوتا با هم.
پشتش نوشته بود:
اگه یه روز به چیزی احتیاج داشتی و من نبودم،
به این شماره زنگ بزن…
خودم هستم، فقط تو یه جسم دیگه.»
@Caption
❤1.38K👍81👎8