👍100❤29
میخوام واست از غم، سوگواری، بیپولی، روزای سخت، جدایی و بیانگیزگی و ناامیدی حرف بزنم، پس اگر این روزارو میگذرونی، چند دقیقه وقت بذار و این حرفارو عمیق بخون🤍
پنج سالِ پیش که مادربزرگمو از دست دادم، به مدتِ شش روز گوشیمو خاموش کردم و نمیخواستم هیچکس، هیچ آدمی رو ببینم.
همه سعی میکردن توی همون دو روز اول منو به زندگی برگردونن اما من یکسال، باور نمیکردم که مادربزرگم از دنیا رفته.
به مدتِ یکسال سرِ مزارش نرفتم و سعی میکردم حس کنم که هنوز بینِ ما هست.
بعدش خوردیم به کرونا، من تازه یه مدرسه استخدام شده بودم که بخاطر کرونا کلاً شد مجازی، منم از کار بیکار شدم و قرار شد همه باهم بمونیم تو خونه، دوستامو نبینم، جایی نرم، از همه فاجعهتر این بود که من نمیتونستم برم سرکار! من رسماً معتاد بودم به کار کردن.
بعدش رسیدیم به اردیبهشت، خوردیم به یه چالشِ بزرگتر! من باید با وجودِ این ویروسی که همه میگفتن کشندهست، میرفتم دنبال کار جدید چون اگر میموندم تو خونه و کار نمیکردم، فکر و خیالِ زیاد منو میکُشت!
حالا کار پیدا شد و من موندم و خانوادهی نگرانی که حس میکردن اگر یکیمون از خونه خارج بشه، قراره بقیه بمیرن با این بیماری!
من موندم و رفت و آمد با اتوبوس و سه لایه ماسک و یه الکل و شلوغیِ جمعیت و استرسی که هرروز داشتم که آیا مریض بشم، نشم، واسه چندرغاز حقوقی که بخاطر فرار از فکر و خیال بهش پناه آورده بودم.
من موندم و کلاسای مجازیِ دانشگاهی که نمیدونستم با کارمندی چطور برم شرکت کنم و امتحانایی که نمیدونستم درس بخونم، جزوه باز کنم، تقلب کنم؟ چیکار کنم؟!
من موندم و زندگیای که داشت بیست و دو سالگیمو به بدترین شکل ممکن ازم میگرفت و تنها راهی که بلد بودم، این بود که فرار کنم.
این که کار کنم تا فرار کنم از غم، غصه، دوری، جدایی، سوگواری.
ولی فکر میکنید چی شد؟!
روزگارِ من اونطوری موند؟!
شب و روزای من اون شکلی موند؟!
نه…!
نه عزیزم، نه…!
بعنوانِ آدمی که انگار زندگیش یه کلاف کاموا بوده و هرروز فقط یه دونه از یه کلاهِ بافتنی رو بافته و الان رسیده به اون مرحله که فقط اون گولهی قلمبهی بالای کلاه مونده تا ببافم و بذارم سرش و از کلاهِ خوشگلم استفاده کنم، بهت میگم خواهش میکنم توی هر مرحله از زندگی که هستی ادامه بده، شده با زور، با کلافگی، گریه، غصه و فشار…
ولی ادامه بده. با هرراهی که بلدی خودتو دور کن از فشار و سختی دور کن تا دنیا بهت نشون بده چی واست در نظر گرفته.
ناامید نشو، میرسه روزای خوبت❤️
konnjed @Caption
پنج سالِ پیش که مادربزرگمو از دست دادم، به مدتِ شش روز گوشیمو خاموش کردم و نمیخواستم هیچکس، هیچ آدمی رو ببینم.
همه سعی میکردن توی همون دو روز اول منو به زندگی برگردونن اما من یکسال، باور نمیکردم که مادربزرگم از دنیا رفته.
به مدتِ یکسال سرِ مزارش نرفتم و سعی میکردم حس کنم که هنوز بینِ ما هست.
بعدش خوردیم به کرونا، من تازه یه مدرسه استخدام شده بودم که بخاطر کرونا کلاً شد مجازی، منم از کار بیکار شدم و قرار شد همه باهم بمونیم تو خونه، دوستامو نبینم، جایی نرم، از همه فاجعهتر این بود که من نمیتونستم برم سرکار! من رسماً معتاد بودم به کار کردن.
بعدش رسیدیم به اردیبهشت، خوردیم به یه چالشِ بزرگتر! من باید با وجودِ این ویروسی که همه میگفتن کشندهست، میرفتم دنبال کار جدید چون اگر میموندم تو خونه و کار نمیکردم، فکر و خیالِ زیاد منو میکُشت!
حالا کار پیدا شد و من موندم و خانوادهی نگرانی که حس میکردن اگر یکیمون از خونه خارج بشه، قراره بقیه بمیرن با این بیماری!
من موندم و رفت و آمد با اتوبوس و سه لایه ماسک و یه الکل و شلوغیِ جمعیت و استرسی که هرروز داشتم که آیا مریض بشم، نشم، واسه چندرغاز حقوقی که بخاطر فرار از فکر و خیال بهش پناه آورده بودم.
من موندم و کلاسای مجازیِ دانشگاهی که نمیدونستم با کارمندی چطور برم شرکت کنم و امتحانایی که نمیدونستم درس بخونم، جزوه باز کنم، تقلب کنم؟ چیکار کنم؟!
من موندم و زندگیای که داشت بیست و دو سالگیمو به بدترین شکل ممکن ازم میگرفت و تنها راهی که بلد بودم، این بود که فرار کنم.
این که کار کنم تا فرار کنم از غم، غصه، دوری، جدایی، سوگواری.
ولی فکر میکنید چی شد؟!
روزگارِ من اونطوری موند؟!
شب و روزای من اون شکلی موند؟!
نه…!
نه عزیزم، نه…!
بعنوانِ آدمی که انگار زندگیش یه کلاف کاموا بوده و هرروز فقط یه دونه از یه کلاهِ بافتنی رو بافته و الان رسیده به اون مرحله که فقط اون گولهی قلمبهی بالای کلاه مونده تا ببافم و بذارم سرش و از کلاهِ خوشگلم استفاده کنم، بهت میگم خواهش میکنم توی هر مرحله از زندگی که هستی ادامه بده، شده با زور، با کلافگی، گریه، غصه و فشار…
ولی ادامه بده. با هرراهی که بلدی خودتو دور کن از فشار و سختی دور کن تا دنیا بهت نشون بده چی واست در نظر گرفته.
ناامید نشو، میرسه روزای خوبت❤️
konnjed @Caption
❤412👍99👎1
اسم اونی که دوستش داری رو میتونی اینجوری سیو کنی:
سیوش کن "sieluni rauhaa" یعنی آرامش روحم
سیوش کن "Ma Rose" یعنی گل رُزِ من
سیوش کن "Okara efu" یعنی نیمه تو
سیوش کن "occhi perlati" یعنی چشم مروارید من
سیوش کن "Hugin" یعنی زندگی بخش
سیوش کن "setinom" یعنی تکیه گاه زندگیت
سیوش کن "Mi paz" یعنی آرامش ابدی
سیوش کن "Metanoia" یعنی معجزه من
سیوش کن "Mi morfina" یعنی مُورفین من
سیوش کن "Mein seele" یعنی نفس من
💬 @Caption
سیوش کن "sieluni rauhaa" یعنی آرامش روحم
سیوش کن "Ma Rose" یعنی گل رُزِ من
سیوش کن "Okara efu" یعنی نیمه تو
سیوش کن "occhi perlati" یعنی چشم مروارید من
سیوش کن "Hugin" یعنی زندگی بخش
سیوش کن "setinom" یعنی تکیه گاه زندگیت
سیوش کن "Mi paz" یعنی آرامش ابدی
سیوش کن "Metanoia" یعنی معجزه من
سیوش کن "Mi morfina" یعنی مُورفین من
سیوش کن "Mein seele" یعنی نفس من
💬 @Caption
❤80👍18
امروز یه مطلب خوندم میگفت کسایی که تند راه میرن حجم کورتکس مغزشون بیشتره، مسئولیتهای اجتماعی بیشتری دارن، کمالگران، به نسبت بقیه آدمهای غمگینتری هستن و درونگراییشون بیشتره. این خیلی من بود.
seekinthelight1 @Caption
seekinthelight1 @Caption
👍420❤96
اتاقی برای دوستدارن ادبیات و دنیای کلاسیک🪞
نامه های کافکا به ملینا
نوشته داستایفسکی
خواهران برونته
نامه های ونگوگ به برادرش
@Roomrosea
https://t.me/Roomrosea
نامه های کافکا به ملینا
نوشته داستایفسکی
خواهران برونته
نامه های ونگوگ به برادرش
@Roomrosea
https://t.me/Roomrosea
❤11👍8
You want to come into my life, the door is open.
You want to get out of my life, the door is open.
Just one request, don't stand at the door, you're blocking the traffic!
میخوای بیای تو زندگیم؟ در بازه
میخوای از زندگیم بری؟ بازم در بازه.
فقط یه خواهش دارم ازت، جلوی در واینستا
باعث میشی ترافیک درست شه!
@Caption
You want to get out of my life, the door is open.
Just one request, don't stand at the door, you're blocking the traffic!
میخوای بیای تو زندگیم؟ در بازه
میخوای از زندگیم بری؟ بازم در بازه.
فقط یه خواهش دارم ازت، جلوی در واینستا
باعث میشی ترافیک درست شه!
@Caption
❤228👍101
Don't forget that you're a human. It's okay to have a melt down. Just don't unpack and live there. Cry it out and then refocus on where you are headed!
یادت نره که تو یه انسانی. طبیعیه که کم بیاری و جا بزنی. فقط جوری نباشه که زانوی غم بغل بگیری و یه گوشه توی لاک خودت بری. هر چی تو دلت هست رو بریز بیرون و دوباره روی مسیری که برات رقم خورده تمرکز کن!
💬 @Caption
یادت نره که تو یه انسانی. طبیعیه که کم بیاری و جا بزنی. فقط جوری نباشه که زانوی غم بغل بگیری و یه گوشه توی لاک خودت بری. هر چی تو دلت هست رو بریز بیرون و دوباره روی مسیری که برات رقم خورده تمرکز کن!
💬 @Caption
❤174👍46
کاش میتونستم اتاقمو بذارم تو جیبم و همه جا با خودم ببرمش. هر وقت هر جا نیازش داشتم درش بیارم و برم تو تختم.
lleafbug @Caption
lleafbug @Caption
👍407❤106
👍310❤52
کپشنهایی که بهشدت مودن:
intrigued by the chaos
شیفتهی هياهو و همهمه شدم
After hours...
پس از گذشت ساعاتی...
think I might stay a while
فکر کنم یه مدت همینجا بمونم
All unfamiliar yet so comforting
همهچیز برام غریبهست اما حس خوبی دارم.
I'm just a (pretty) girl
من فقط یه دختر(خوشگلم)م.
released from her cell
از شر تماسهاش خلاص شدم.
bury me in this outfit
منو تو همین لباس دفن کنید.
mental health might be dropping the playlist.
پلی لیستم نمایانگر وضعیت روحیمه.
driving thru the city
دور دور تو شهر
@Caption
intrigued by the chaos
شیفتهی هياهو و همهمه شدم
After hours...
پس از گذشت ساعاتی...
think I might stay a while
فکر کنم یه مدت همینجا بمونم
All unfamiliar yet so comforting
همهچیز برام غریبهست اما حس خوبی دارم.
I'm just a (pretty) girl
من فقط یه دختر(خوشگلم)م.
released from her cell
از شر تماسهاش خلاص شدم.
bury me in this outfit
منو تو همین لباس دفن کنید.
mental health might be dropping the playlist.
پلی لیستم نمایانگر وضعیت روحیمه.
driving thru the city
دور دور تو شهر
@Caption
👍66❤25