One day you will look back on this,
And you will be proud that you didn't give up.
So keep on going, you got this.
یه روزی میرسه که یاد این دوران میفتی، و به خودت افتخار میکنی که پا پس نکشیدی!
پس همین راهت رو ادامه بده، از پسش بر میای.
@Caption
And you will be proud that you didn't give up.
So keep on going, you got this.
یه روزی میرسه که یاد این دوران میفتی، و به خودت افتخار میکنی که پا پس نکشیدی!
پس همین راهت رو ادامه بده، از پسش بر میای.
@Caption
در روابط میان فردی، بیاحترامی فقط توهین و فحاشی نیست. بیاعتنایی، سهل گیری و نادیده گرفتن و القای هرگونه حس ناامنی در اون شکل از رابطه، به صورتی که موجب آشفتگی احوال کسی بشه، نوعی از بیاحترامی به اون فرد و ارتباطه.
Delaraam @Caption
Delaraam @Caption
شکستن واقعی قلب چه شکلیه؟
وقتیه که میبینی اون آدمی که باهات صمیمیه هر روز عوض میشه ولی تو هیچی نمیگی چون اونقدر ناراحت و داغونی که حتی نمیتونی باهاش بحث و دعوا کنی... :)
@Caption
وقتیه که میبینی اون آدمی که باهات صمیمیه هر روز عوض میشه ولی تو هیچی نمیگی چون اونقدر ناراحت و داغونی که حتی نمیتونی باهاش بحث و دعوا کنی... :)
@Caption
کاکتوسیم در ذهن بعضی آدمها.
خیالشان جمع است که دوامآورندهایم و مدارا کنندهایم و ادامه دهنده... خیالشان جمع است که دلخور نمیشویم و گلایه نمیکنیم. خیالشان جمع است که به این زودیها نمیرویم و اگر رفتیم، بر میگردیم...
نمیبینندمان و نمیشنوندمان و برای دلخوشیمان کاری نمیکنند و در ذهنشان ما همانجا بدون هیچ نیازی ایستادهایم و فرق داریم با همهای که متوقعند و گلایه میکنند و به دل میگیرند و مراعات میخواهند.
و ما ناگهان و در عین مدارا، از درون تهی میشویم و شانه خالی می کنیم و بر میگردند و میبینند که نیستیم!
و تازه میفهمند ما هم غمگین میشدیم و ما هم دلمان میگرفت و ما هم نیازمند توجه بودیم، خیلی بیشتر از چیزی که فکر میکردند...
@Caption نرگس صرافیان طوفان
خیالشان جمع است که دوامآورندهایم و مدارا کنندهایم و ادامه دهنده... خیالشان جمع است که دلخور نمیشویم و گلایه نمیکنیم. خیالشان جمع است که به این زودیها نمیرویم و اگر رفتیم، بر میگردیم...
نمیبینندمان و نمیشنوندمان و برای دلخوشیمان کاری نمیکنند و در ذهنشان ما همانجا بدون هیچ نیازی ایستادهایم و فرق داریم با همهای که متوقعند و گلایه میکنند و به دل میگیرند و مراعات میخواهند.
و ما ناگهان و در عین مدارا، از درون تهی میشویم و شانه خالی می کنیم و بر میگردند و میبینند که نیستیم!
و تازه میفهمند ما هم غمگین میشدیم و ما هم دلمان میگرفت و ما هم نیازمند توجه بودیم، خیلی بیشتر از چیزی که فکر میکردند...
@Caption نرگس صرافیان طوفان
برای بار هزارم میگم دیگه خود دانید. خودتون رو آماده کنید برای یک تجربه منحصربهفرد و هیجانانگیز. دیدن سریال Calls تجربهای که شاید هر ۱۰۰ سال یکبار اتفاق بیفته.
جوری آدمو درگیر میکنه که کل برنامههای روزتو کنسل کنی و بشینی پاش. با داستانی که آخر سریال قشنگ ارضا میشی و یه مدت منگی!
milad G @Caption
جوری آدمو درگیر میکنه که کل برنامههای روزتو کنسل کنی و بشینی پاش. با داستانی که آخر سریال قشنگ ارضا میشی و یه مدت منگی!
milad G @Caption
این خانمی که تو این چند روز با تیتر زدن در مورد ۱۸ ساله شدنش ما رو سرویس کردید، خواهر کلوئی هست نه خود کلوئی! :))
فکر کنم کپشن پستش کاملاً گویا باشه...
@Caption
فکر کنم کپشن پستش کاملاً گویا باشه...
@Caption
Mig de tot
Blak
آقااا
از اوناست که آرومت نمیکنه و به جاش دهنت رو با مرور کردن خاطراتت سرویس میکنه.
خلاصه که تقدیم به شما.
@Caption
از اوناست که آرومت نمیکنه و به جاش دهنت رو با مرور کردن خاطراتت سرویس میکنه.
خلاصه که تقدیم به شما.
@Caption
۷ کتاب برای یه رابطه عاطفی بینظیر:
۱. ازدواج بدون شکست نوشتهٔ دکتر ویلیام گلسر/کارلین گلسر
۲. محکم در آغوشم بگیر نوشتهٔ دکتر سو جانسن
۳. سِیر عشق اثر آلن دو باتن
۴. هشت قرار ملاقات اثر جان گاتمن، ژولی گاتمن
۵. عمل عاشقانه نوشتهٔ دکتر راس هریس
۶. همسران هوشیار اثر رابین والسر، دارا وستراپ
۷. کلیدهای همسران موفق اثر جان گاتمن، نَن سیلور
AliZolfi @Caption
۱. ازدواج بدون شکست نوشتهٔ دکتر ویلیام گلسر/کارلین گلسر
۲. محکم در آغوشم بگیر نوشتهٔ دکتر سو جانسن
۳. سِیر عشق اثر آلن دو باتن
۴. هشت قرار ملاقات اثر جان گاتمن، ژولی گاتمن
۵. عمل عاشقانه نوشتهٔ دکتر راس هریس
۶. همسران هوشیار اثر رابین والسر، دارا وستراپ
۷. کلیدهای همسران موفق اثر جان گاتمن، نَن سیلور
AliZolfi @Caption
نوشته بود یکی از نشونههای ADHD اینه که مثلا شما اگه قراره ساعت ۶ عصر برید یه جایی، از صبح که بیدار میشید خودتونو به در و دیوار و زمین و زمان میزنید و هیچ کار مفیدی انجام نمیدید تا اون ساعتی که باید حاضر شید بشه:))
Tina @Caption
Tina @Caption
Blocking is for the weak you're gonna see me enjoying my life.
بلاک کردن کار آدمای ضعيفه
تو قراره منو در حال لذت بردن از زندگیم ببینی. ☺️
@Caption
بلاک کردن کار آدمای ضعيفه
تو قراره منو در حال لذت بردن از زندگیم ببینی. ☺️
@Caption
❤5
Genuinely believe one of the best ways to achieve anything is to simply believe you're going to get it. Sometimes I have no idea how I'm going to get from A to Z but still prepare and make space in my life for it to arrive.
It's crazy what God provides when you have faith and are truly open to receiving.
از ته دل باور دارم که یکی از بهترین راهها برای بهدست آوردن چیزی اینه که به سادگی باور کنی قراره بهدستش بیاری. گاهی هیچ ایدهای ندارم که قراره چهجوری از الف برسم به ی اما همچنان براش تو زندگیم یه جا پیدا و مهیا میکنم تا زمانی که به دستم برسه.
اون چیزی که خدا برات فراهم میکنه وقتی که بهش ایمان داری و واقعا آمادهی دریافتش هستی واقعا باور نکردنیه ✨
@Caption
It's crazy what God provides when you have faith and are truly open to receiving.
از ته دل باور دارم که یکی از بهترین راهها برای بهدست آوردن چیزی اینه که به سادگی باور کنی قراره بهدستش بیاری. گاهی هیچ ایدهای ندارم که قراره چهجوری از الف برسم به ی اما همچنان براش تو زندگیم یه جا پیدا و مهیا میکنم تا زمانی که به دستم برسه.
اون چیزی که خدا برات فراهم میکنه وقتی که بهش ایمان داری و واقعا آمادهی دریافتش هستی واقعا باور نکردنیه ✨
@Caption
بابزرگم ۸۹ سالشه و قبلا هم گفتم آلزایمر داره و … شرایط بد.
دیروز رفتم سر زدم، داشت با گلای قالی پر میرفت باهاشون حرف میزد، بهش میگم چی میگی بابزرگ؟
میگه: «با مامانم حرف میزنم.
بدیعه (نامادریش زمان بچگیش) صبا بهمون جای چایی شیرین چایی نمک میداد، جرات نمیکردیم بگیم به بابام، چقدر من و نگار (خواهر بابابزرگم) چایی شور خوردیم بچگی. چندبارم نگار که اعتراض کرد کتک سیری خورد.»
اشکش رو پاک کرد.
دلم براش ریش شد. مرد تو ما رو یادت نمیاد، چطور۸۲ ۸۳ سال پیش رو انقدر تلخ یاد میاد.
واقعا آدمیزاد وقتی فراموشی هم میگیره از خاطرههای تلخ در امان نیست؟
sepid @Caption
دیروز رفتم سر زدم، داشت با گلای قالی پر میرفت باهاشون حرف میزد، بهش میگم چی میگی بابزرگ؟
میگه: «با مامانم حرف میزنم.
بدیعه (نامادریش زمان بچگیش) صبا بهمون جای چایی شیرین چایی نمک میداد، جرات نمیکردیم بگیم به بابام، چقدر من و نگار (خواهر بابابزرگم) چایی شور خوردیم بچگی. چندبارم نگار که اعتراض کرد کتک سیری خورد.»
اشکش رو پاک کرد.
دلم براش ریش شد. مرد تو ما رو یادت نمیاد، چطور۸۲ ۸۳ سال پیش رو انقدر تلخ یاد میاد.
واقعا آدمیزاد وقتی فراموشی هم میگیره از خاطرههای تلخ در امان نیست؟
sepid @Caption
❤1
فروغ فرخزاد تو یکی از نامههاش به ابراهیم گلستان نوشته:
«کافیست که صدایم کنی، بگویی فروغ و من به دنیا بیایم و درختها و آفتاب و گنجشکها با من به دنیا بیایند.»
خواستم بگم که یه زن توقعات عجیبی از یه مرد نداره؛ کافیه با عشق اسمش رو صدا بزنی و اون جونش برات بره :)
@Caption
«کافیست که صدایم کنی، بگویی فروغ و من به دنیا بیایم و درختها و آفتاب و گنجشکها با من به دنیا بیایند.»
خواستم بگم که یه زن توقعات عجیبی از یه مرد نداره؛ کافیه با عشق اسمش رو صدا بزنی و اون جونش برات بره :)
@Caption