Msnp's binary thoughts
742 subscribers
162 photos
7 videos
7 files
114 links
Last seen alive: Long time ago
Download Telegram
Forwarded from دغدغه نگار
تفاوت بین مسئله و خواسته!

یکی از پر تکرار ترین اشتباهاتی که در بین افرادی که تازه استارت آپ زده اند دیده‌ام، این است که مسئله را به درستی نشناخته‌اند و وارد ارائه‌ی راه حل شده‌اند. در بیشتر موارد هم این موضوع ناشی از این است که یک ایده‌ی خوب به ذهن‌شان رسیده و فرصت را برای اجرای آن مناسب دیده‌اند. ایده‌ها در واقع راه حل‌های ما برای مسائل هستند. پس شروع از ایده یعنی سرنا را از سر گشاد نواختن! برای همین این روش یکی از پر شکست‌ترین مسیر ها به سمت استارت‌آپ است.

برای نوشتن مسئله‌ی خوب لازم است به ویژگی‌های مسئله دقت کنیم:

۱. مسئله برای کاربر است. نه برای کارآفرین!
۲. مسئله در ذات خود ناشی از یک ناتوانی و سختی‌ست! مسئله در مسیر رسیدن به یک چیز مشخص است!
۳. حل شدن مسئله واضح است. (به سادگی قابل تشخیص است) ولی مسئله عدم وجود راه حل نیست.
۴. در ۸۰٪ مواقع مسئله‌ی اصلی به صورت زمان‌بر بودن انجام یک کار نمایان می‌شود.

باید مسئله را از زاویه نگاه کاربر ببینیم. این اولین قدم برای این است که بتوانیم مشکل کاربر را درست درک کرده و حل کنیم. بیان مسئله از زبان خودمان ما را به بیراهه می‌برد یعنی جلوی موفقیت ما را می‌گیرد! مبادا بگوییم کاربر باید این را بخواهد! توجه کنیم که یک استارت آپ در شروع، قرار نیست کاربران را تغییر دهد. پس برای شروع سراغ کاربرانی می‌رود که خواسته‌شان مشخص است و مانعی باعث شده به آن یا نرسند، یا با سختی برسند.

کاربر می‌خواهد/دوست دارد/تصمیم گرفته است یک کاری را انجام دهد. تا اینجا هنوز هیچ مسئله‌ای را شناسایی نکرده‌ایم. آن چیزی که سر راه کاربر برای رسیدن به خواسته‌اش قرار دارد و او را اذیت می‌کند، می‌شود مسئله. در ارائه های متعددی دیده ام که کارآفرینان جوان یکی از این دو قسمت را بیان نمی‌کنند. یعنی یا خواسته‌ی کاربر را می‌گویند و به هیچ مسئله ای اشاره نمی‌کنند. بعد هم می‌گویند مسئله خود خواسته است. همین که نمی‌رسد یعنی مسئله دارد. یا یک مسئله درست را بیان می‌کنند ولی معلوم نیست این مسئله چه خواسته‌ای را محقق می‌کند.

حل شدن مسئله باید واضح باشد. برای شروع وقتی برای حل مسئله‌ای اقدام کنیم که بتوانیم حل شدن‌ش را بفهمیم. به عنوان مثال سریع تر بودن انجام یک کار یکی از مسائل کاملا واضح است. اینکه کاربر کاری را زود تر انجام دهد به‌سادگی روشن می‌شود. در عوض «سختی» چیزی‌ست که اصلا حل شدنش واضح نیست. برای همین سختی بیان خوبی برای مسئله نیست. در چارچوب jobs to be done پیشنهاد می‌شود مسئله‌ی نهایی را به صورت یک unmet measurable outcome بیان کنیم. یعنی بگوییم چه نتیجه‌ی قابل اندازه‌گیری وجود دارد، که هنوز محقق نشده است.

از طرف دیگر باید توجه کرد که این بیان باعث گمراهی ما نشود تا مسئله را به شکل نبود راه حل بیان کنیم. چون وقتی در دل آن راه حل قید شده باشد، خودمان جلوی نوآوری را گرفته‌ایم. به عنوان مثال، اینکه مدیر یک داشبورد ندارد تا همه چیز را ببیند «نمی‌تواند» یک مسئله باشد. احتمالا (اگر واقعا مسئله ای وجود داشته باشد) در اینجا مسئله این است که مدیر می‌خواهد سریع از وضعیت سازمان مطلع شود. یا می‌خواهد بروز مشکلات را سریع تشخیص دهد.

در نهایت توجه کنیم که در اکثر موارد زمان‌بر بودن انجام یک کار مانع خیلی مهمی در مسیر انجام آن کار است و تکنولوژی هم می‌تواند زمان را خیلی تسریع کند. حتی در مواقعی که ارزش پیشنهادی اصلی سرعت نیست، پس از اینکه راه حل ارائه می‌شود، زمان انجام کارها کاهش می‌یابد. پس همیشه زمان را در نظر داشته باشیم.

با توجه به این موارد معمولا مسئله کاربران به شکل زیر بیان می‌شود:
کاربر می‌خواهد .... را انجام دهد ولی ...... مانع انجام آن است.
👍2
من دیگه جواب پیامای هیچکدومتون رو نمیدم
باید از منشی‌م وقت بگیرید
4🤣3
No caption.
4🔥4👍1😭1
ری اکت و نود خر اند، خر
😴1
word analogy 🫤
سوال یک میلیون دلاری
یه llm کدی که خودش ساخته رو بهتر دیباگ میکنه یا کدی که آدم نوشته ؟
Msnp's binary thoughts
سوال یک میلیون دلاری یه llm کدی که خودش ساخته رو بهتر دیباگ میکنه یا کدی که آدم نوشته ؟
اینو شاید بگید که خب معلومه کدی که خودش نوشته
ولی آیا اون ازکل کد خودش و منطق کلش مطمئنه که خودش بتونه براحتی دیباگ کنه؟
⁉️⁉️
👍1
واقعا این سوال مهمیه برای این که حضور انسان تو workflow چقدر مهمه و چقدر تاثیر داره
داریم وارد پروسه ساخت agentic workflow ای میشیم که agent تولید میکنه
🔥3
کات سین | CutScene 🎬
Photo
انیمه هایی که واقعا ارزش دیدن دارن