#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
چند شعر از «ودیع سعادة» مترجم «فاطمه جعفری»
منبع: کانون فرهنگی چوک
http://www.chouk.ir/anjoman-shear/shear-tarjomeh/14366-2017-08-08-06-01-18.html
۳. برگزیده از دیوان: «من أخذ النظرة التي تركتها أمام الباب؟»
«من أخذ النظرة؟»
من أخذ النظرة التي تركتها أمام الباب قبل أن أنام؟
النظرة التي
طوال الليل
حاولت أن أخلق لها عينا
نظرة بلا عين أتت
ووقفت على بابي
في قلبي أحداق كثيرة لعيون
نبشتها حدقة حدقة
ولم أجد عينا لهذه النظرة
نظرة غريبة أتت في الليل
ونامت أمام الباب
وفي الفجر
حين فتحت عينيَّ
غابت.
«چه کسی آن نگاه را برداشت؟»
چه کسی آن نگاه را برداشت که قبل از خواب پیش روی دَر رهایش کردم؟
نگاهی که
تمام شب
سعی کردم برایش چشمی بیافرینم.
نگاهی بدون چشم آمد
و بر دَرِ من ایستاد
در دلم حدقههای زیادی برای چشمها هست
همه را تکبهتک وارسی کردم
و چشمی برای این نگاه نیافتم.
نگاه عجیبی شب آمد
و پیش روی دَر خوابید
و سپیدهدم
چشمانم را که باز کردم
پنهان شد.
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
🆔 @CTAFJ
چند شعر از «ودیع سعادة» مترجم «فاطمه جعفری»
منبع: کانون فرهنگی چوک
http://www.chouk.ir/anjoman-shear/shear-tarjomeh/14366-2017-08-08-06-01-18.html
۳. برگزیده از دیوان: «من أخذ النظرة التي تركتها أمام الباب؟»
«من أخذ النظرة؟»
من أخذ النظرة التي تركتها أمام الباب قبل أن أنام؟
النظرة التي
طوال الليل
حاولت أن أخلق لها عينا
نظرة بلا عين أتت
ووقفت على بابي
في قلبي أحداق كثيرة لعيون
نبشتها حدقة حدقة
ولم أجد عينا لهذه النظرة
نظرة غريبة أتت في الليل
ونامت أمام الباب
وفي الفجر
حين فتحت عينيَّ
غابت.
«چه کسی آن نگاه را برداشت؟»
چه کسی آن نگاه را برداشت که قبل از خواب پیش روی دَر رهایش کردم؟
نگاهی که
تمام شب
سعی کردم برایش چشمی بیافرینم.
نگاهی بدون چشم آمد
و بر دَرِ من ایستاد
در دلم حدقههای زیادی برای چشمها هست
همه را تکبهتک وارسی کردم
و چشمی برای این نگاه نیافتم.
نگاه عجیبی شب آمد
و پیش روی دَر خوابید
و سپیدهدم
چشمانم را که باز کردم
پنهان شد.
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
دربارهی رمان #دروزیان_بلگراد اثر #ربیع_جابر و ترجمهی #فاطمه_جعفری
برگرفته از:
https://www.goodreads.com/review/show/2010687774
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
برگرفته از:
https://www.goodreads.com/review/show/2010687774
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
دربارهی رمان #دروزیان_بلگراد اثر #ربیع_جابر و ترجمهی #فاطمه_جعفری
برگرفته از:
https://www.goodreads.com/review/show/2010687774
پیوند میان مترجم و خالق اثر ادبی، پیوند بسیار پر اهمیتی است. جدای از آن که یک ترجمه سلیس و روان از یک متن ادبی موجب میشود که آن اثر در ذهن مخاطبان زبان مقصد به خوبی بنشیند. مترجم نقش شناساندن یک اثر ادبی به مخاطب را ایفا میکند. بی شک اگر ترجمه شاعرانه سعید نفیسی از "ایلیاد و ادیسه" هومر نبود ما قادر نبودیم امروز این دو منظومه حماسی غنی را بشناسیم و یا اگر زنده یاد مهدی سحابی، "در جستجوی زمان از دست رفته" نوشته مارسل پروست را نمیکاوید و به فارسی بر نمیگرداند، امروز ما شناختی از این نویسنده مهم فرانسوی زبان نداشتیم. این وظیفه پر رنگ موجب میشود تا ما به اهمیت یک مترجم ورای کیفیت ترجمههایش پی ببریم و درمییابیم که این مترجمان هستند که ما را با آثار ادبی مختلف آشنا میسازند.
ترجمه کتاب «دروزیان بلگراد» نوشته ربیع جابر، نویسنده جوان لبنانی، یکی از آثاری است که به خوبی نقشِ شناساندن این اثرِ خارجی زبان به مخاطب را ایفا کرده است. دروزیان بلگراد رمانی است به زبان عربی که فاطمه جعفری آن را از زبان اصلی ترجمه و نشر افراز آن را منتشر ساخته است.
ربیع جابر در این رمان با روایتی مدرن و نفسگیر ماجرای کشته شدن دروزیان بلگراد در سال 1860 را در سایه روایتها و داستانهای تاریخی دیگر به تصویر میکشد. جابر در این رمان که با بخشهای کوتاه فصل بندی شده، ماجرای تخم مرغ فروشی به نام حنا یعقوب را بیان میکند که مسیحی است و همراه دروزیان مسلمان به اشتباه دستگیر میشود و سالها در زندان ها و سردابهای مخوف زندانی میگردد، بدون آنکه همسرش هیلانه و دختر کوچکش باربارا از ماجرای اسارت او با خبر شوند. در طول رمان ما، با تمامِ مصائب حنا و دیگر دروزیان بلگراد آشنا میشویم. با دستهایی که زیر فشار زندان قطع و با گلوهایی که بریده میشوند.
رمان را میتوان در ژانر ادبیات زندان دانست. اما زبان رمان با سایر آثار در این ژانر متفاوت جلوه میکند. شیوه روایت رمان ترکیبی است از رمان مدرن و حکایتهای کوتاه ادبیات کهن عرب و فارسی . ربیع جابر که پیش از نوشتن رمان"امریکا" مورد توجه جهانیان قرار گرفته بود، به خاطر نگارش رمان دروزیان بلگراد برنده جایزه معتبر بوکر عربی در سال ۲۰۱۲ میلادی شد. ترجمه رمان بسیار روان است و خانم فاطمه جعفری به خوبی از عهده آن برآمده است و بی شک نزدیکیهای زبان فارسی به عربی در خوب بودن این ترجمه، تاثیر گذار بوده است. زبانِ ترجمه اثر بسیار ظریف است و ترجمه به گونهای صورت گرفته است که لحن رمان به خوبی رعایت شده و در بخشهایی که نیاز به استفاده از زبان عامیانه بوده است، مترجم به خوبی زبان عامیانه فارسی را برای ترجمه برگزیده و در بخشهای دیگر از زبان و لحنی نوشتاری استفاده کرده است.
نکته دیگری که در کنارِ معرفی این رمان ژرف میتوان اضافه نمود، وضعیت ادبیات امروز عرب است. عرب که امروز به واسطه نفت، جنگ و اسلام از هر نژادی بیشتر بر سر زبانها افتاده است، ادبیاتش هم کم کم در مسیری متعالی قدم بر میدارد. از شاعرانِ عربی چون نزار قبانی تا آدونیس گرفته تا نویسندگانی مثل نجیب محفوظ و جبران خلیل جبران همگی ادبیات عرب را به گونهای جهانی کرده اند. در میانِ جامعهِ ادبی ایران و مردم ایران متاسفانه هنوز هم نوعی "عرب ستیزی" وجود دارد که این عرب ستیزی به ادبیات هم سرایت کرده و بعضی میاندیشند که ادبیات عرب، ادبیاتی سطحی و غیر قابل اتکاست. این در حالی است که جوامع عربی به واسطه آزادیهای نسبی که دارند، توانسته اند در زمینههای فرهنگی رشد کنند و دنیای ادبیات عرب در مسیری ژرف در حال پیشرفت و تکاپو است. هرچه به جلو قدم بر میداریم، اشعار و داستانهای عربی با اقبال جهانی بیشتری مواجه میشوند.
در آخر، دروزیان بلگراد را میتوان رمانی دانست در ژانر ادبیات زندان که به رمان تاریخی تنه میزند و می تواند مخاطب را چند روزی در دنیای نفسگیر قصهاش غرق کند.
#صالح_رستمی
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
🆔 @CTAFJ
دربارهی رمان #دروزیان_بلگراد اثر #ربیع_جابر و ترجمهی #فاطمه_جعفری
برگرفته از:
https://www.goodreads.com/review/show/2010687774
پیوند میان مترجم و خالق اثر ادبی، پیوند بسیار پر اهمیتی است. جدای از آن که یک ترجمه سلیس و روان از یک متن ادبی موجب میشود که آن اثر در ذهن مخاطبان زبان مقصد به خوبی بنشیند. مترجم نقش شناساندن یک اثر ادبی به مخاطب را ایفا میکند. بی شک اگر ترجمه شاعرانه سعید نفیسی از "ایلیاد و ادیسه" هومر نبود ما قادر نبودیم امروز این دو منظومه حماسی غنی را بشناسیم و یا اگر زنده یاد مهدی سحابی، "در جستجوی زمان از دست رفته" نوشته مارسل پروست را نمیکاوید و به فارسی بر نمیگرداند، امروز ما شناختی از این نویسنده مهم فرانسوی زبان نداشتیم. این وظیفه پر رنگ موجب میشود تا ما به اهمیت یک مترجم ورای کیفیت ترجمههایش پی ببریم و درمییابیم که این مترجمان هستند که ما را با آثار ادبی مختلف آشنا میسازند.
ترجمه کتاب «دروزیان بلگراد» نوشته ربیع جابر، نویسنده جوان لبنانی، یکی از آثاری است که به خوبی نقشِ شناساندن این اثرِ خارجی زبان به مخاطب را ایفا کرده است. دروزیان بلگراد رمانی است به زبان عربی که فاطمه جعفری آن را از زبان اصلی ترجمه و نشر افراز آن را منتشر ساخته است.
ربیع جابر در این رمان با روایتی مدرن و نفسگیر ماجرای کشته شدن دروزیان بلگراد در سال 1860 را در سایه روایتها و داستانهای تاریخی دیگر به تصویر میکشد. جابر در این رمان که با بخشهای کوتاه فصل بندی شده، ماجرای تخم مرغ فروشی به نام حنا یعقوب را بیان میکند که مسیحی است و همراه دروزیان مسلمان به اشتباه دستگیر میشود و سالها در زندان ها و سردابهای مخوف زندانی میگردد، بدون آنکه همسرش هیلانه و دختر کوچکش باربارا از ماجرای اسارت او با خبر شوند. در طول رمان ما، با تمامِ مصائب حنا و دیگر دروزیان بلگراد آشنا میشویم. با دستهایی که زیر فشار زندان قطع و با گلوهایی که بریده میشوند.
رمان را میتوان در ژانر ادبیات زندان دانست. اما زبان رمان با سایر آثار در این ژانر متفاوت جلوه میکند. شیوه روایت رمان ترکیبی است از رمان مدرن و حکایتهای کوتاه ادبیات کهن عرب و فارسی . ربیع جابر که پیش از نوشتن رمان"امریکا" مورد توجه جهانیان قرار گرفته بود، به خاطر نگارش رمان دروزیان بلگراد برنده جایزه معتبر بوکر عربی در سال ۲۰۱۲ میلادی شد. ترجمه رمان بسیار روان است و خانم فاطمه جعفری به خوبی از عهده آن برآمده است و بی شک نزدیکیهای زبان فارسی به عربی در خوب بودن این ترجمه، تاثیر گذار بوده است. زبانِ ترجمه اثر بسیار ظریف است و ترجمه به گونهای صورت گرفته است که لحن رمان به خوبی رعایت شده و در بخشهایی که نیاز به استفاده از زبان عامیانه بوده است، مترجم به خوبی زبان عامیانه فارسی را برای ترجمه برگزیده و در بخشهای دیگر از زبان و لحنی نوشتاری استفاده کرده است.
نکته دیگری که در کنارِ معرفی این رمان ژرف میتوان اضافه نمود، وضعیت ادبیات امروز عرب است. عرب که امروز به واسطه نفت، جنگ و اسلام از هر نژادی بیشتر بر سر زبانها افتاده است، ادبیاتش هم کم کم در مسیری متعالی قدم بر میدارد. از شاعرانِ عربی چون نزار قبانی تا آدونیس گرفته تا نویسندگانی مثل نجیب محفوظ و جبران خلیل جبران همگی ادبیات عرب را به گونهای جهانی کرده اند. در میانِ جامعهِ ادبی ایران و مردم ایران متاسفانه هنوز هم نوعی "عرب ستیزی" وجود دارد که این عرب ستیزی به ادبیات هم سرایت کرده و بعضی میاندیشند که ادبیات عرب، ادبیاتی سطحی و غیر قابل اتکاست. این در حالی است که جوامع عربی به واسطه آزادیهای نسبی که دارند، توانسته اند در زمینههای فرهنگی رشد کنند و دنیای ادبیات عرب در مسیری ژرف در حال پیشرفت و تکاپو است. هرچه به جلو قدم بر میداریم، اشعار و داستانهای عربی با اقبال جهانی بیشتری مواجه میشوند.
در آخر، دروزیان بلگراد را میتوان رمانی دانست در ژانر ادبیات زندان که به رمان تاریخی تنه میزند و می تواند مخاطب را چند روزی در دنیای نفسگیر قصهاش غرق کند.
#صالح_رستمی
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
Goodreads
Saleh Rostami’s review of دروزیان بلگراد -داستان حنا یعقوب
پیوند میان مترجم و خالق اثر ادبی، پیوند بسیار پر اهمیتی است. جدای از آن که یک ترجمه سلیس و روان از یک متن ادبی موجب میشود که آن اثر در ذهن مخاطبان زبان مقصد به خوبی بنشیند. مترجم نقش شناساندن یک اثر ادبی به مخاطب را ایفا میکند. بی شک اگر ترجمه شاعرانه سعید…
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
🔴 داستان کوتاه «حالا میفهمم»
🔹 از #احمد_خالد_توفیق
🔸ترجمهی #فاطمه_جعفری
برگرفته از کانال مجله ادبی پیاده رو:
@piaderonews
میدانی (سلمی) ما نادانی و بیعقلی کردیم ...
باید به عنوان دو آدم بالغ این حقیقت را قبول کنیم ... باید اعتراف کنیم که از آن مرز باریک میان عقل و جنون تجاوز کردیم ... دلیلش هم، آن (نیاز مبرم به انجام چیزی است)، همان فرزند خلف خستگی، و حالا هم باید این هزینهی سنگین را بپردازیم.
فقط سعی کن به من بچسبی و پاهایت را کمی تکان بدهی تا گرمت شود ...
درست است که سن و سالت از من کمتر است و در بیست سالگی هستی که انتظار پختگی عقل را از آن نداریم، و این هم صحیح که من سی ساله هستم و انتظار میرود تو را به درستی راهنمایی کنم ...
http://www.uupload.ir/files/turz_f.j.jpg
🔴لطفاً ادامه ی داستان را در مجله ادبی پیاده رو مطالعه بفرمایید :
http://piadero.ir/portal/index.php?do=post&id=2177
🔺 در صورت تمایل با مراجعه به لینک سایت می توانید نظر بدهید 👆👆👆
◾️بخش : #ادبیات_عرب
زیر نظر تیرداد آتشکار
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
🆔 @CTAFJ
🔴 داستان کوتاه «حالا میفهمم»
🔹 از #احمد_خالد_توفیق
🔸ترجمهی #فاطمه_جعفری
برگرفته از کانال مجله ادبی پیاده رو:
@piaderonews
میدانی (سلمی) ما نادانی و بیعقلی کردیم ...
باید به عنوان دو آدم بالغ این حقیقت را قبول کنیم ... باید اعتراف کنیم که از آن مرز باریک میان عقل و جنون تجاوز کردیم ... دلیلش هم، آن (نیاز مبرم به انجام چیزی است)، همان فرزند خلف خستگی، و حالا هم باید این هزینهی سنگین را بپردازیم.
فقط سعی کن به من بچسبی و پاهایت را کمی تکان بدهی تا گرمت شود ...
درست است که سن و سالت از من کمتر است و در بیست سالگی هستی که انتظار پختگی عقل را از آن نداریم، و این هم صحیح که من سی ساله هستم و انتظار میرود تو را به درستی راهنمایی کنم ...
http://www.uupload.ir/files/turz_f.j.jpg
🔴لطفاً ادامه ی داستان را در مجله ادبی پیاده رو مطالعه بفرمایید :
http://piadero.ir/portal/index.php?do=post&id=2177
🔺 در صورت تمایل با مراجعه به لینک سایت می توانید نظر بدهید 👆👆👆
◾️بخش : #ادبیات_عرب
زیر نظر تیرداد آتشکار
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
#معرفی_شاعر_٧ #مجدي_النجار
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
مجدي النجار، شاعر ترانهسرا و ادیب مصری (۱۹۵۶- ۲۰۱۴ م) است که بیش از ۱۰۰۰ ترانه برای بیشتر آهنگسازان معاصر سروده و خوانندگان بسیاری اشعار او را اجرا کردهاند. از معروفترین ترانههای او میتوان به «ما ابقاش انا(اصاله)»، «لو بتحب حقيقي صحيح (هاني شاكر)»، «يا اللي ماشي (بهاء سلطان)»، «الست دي امي (خالد عجاج)»، «انا مش حاضعف (عمرو دياب)» و «اصلها بتفرق (عمرو دياب)» اشاره کرد.
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
مجدي النجار، شاعر ترانهسرا و ادیب مصری (۱۹۵۶- ۲۰۱۴ م) است که بیش از ۱۰۰۰ ترانه برای بیشتر آهنگسازان معاصر سروده و خوانندگان بسیاری اشعار او را اجرا کردهاند. از معروفترین ترانههای او میتوان به «ما ابقاش انا(اصاله)»، «لو بتحب حقيقي صحيح (هاني شاكر)»، «يا اللي ماشي (بهاء سلطان)»، «الست دي امي (خالد عجاج)»، «انا مش حاضعف (عمرو دياب)» و «اصلها بتفرق (عمرو دياب)» اشاره کرد.
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
شعر #اصلها_بتفرق
شاعر: #مجدي_النجار
مترجم: #فاطمه_جعفری
اصلها بتفرق
قدري إختارلي اكون ليها .. وانا سلمت وقلبي إختار
شوفت الجنه في عنيها .. إزاي اسيبها وأعيش في النار
أصلها بتفرق في حياتك واحده ..
من اول ما تعيش وياها .. تلقاها معاك ملهاش بديل
أصلها بتفرق وانا عاشق واحده ..
وبحب ودايب في هواها .. وعيونها في ليل الغربة دليل
حبها في قلبي ودي اجمل واحده ..
ملقتش جمالها في ولا واحده .. والله ملهاش بديل
أصلها بتفرق في الشوق والوحدة ..
في حياتي وهي هنا معايا .. الدنيا بحالها مابتسعنيش
أصلها بتفرق وانا روحي في واحده ..
وبفكر ليل ونهار فيها .. والشوق بيزيد مبينتهيش
حبها في قلبي ودي اجمل واحده ..
ملقتش جمالها في ولا واحده .. والله ملهاش بديل
أصلها بتفرق في حياتك واحده ..
من اول ما تعيش وياها .. تلقاها معاك ملهاش بديل
أصلها بتفرق وانا عاشق واحده ..
وبحب ودايب في هواها .. وعيونها في ليل الغربه دليل
أصلها بتفرق من واحده لواحده .. في واحده بتنساها بواحده
وواحده مبتتنسيش ..
چون فرق دارد
تقدیرم این بود که مال او باشم ... من هم تسلیم شدم و قلبم او را برگزید
بهشت را در چشمانش دیدم ... پس چگونه رهایش کنم و در جهنم سر کنم
چون فرق دارد در زندگیات زنی باشد...
که از اولین دم زندگی با او ... بفهمی که کسی جایش را نمیگیرد
چون فرق دارد و من عاشق زنی هستم...
دوستش دارم و در عشقش ذوب میشوم ... و چشمانش در شب غربت رهنماست
عشقش در قلب من است و او زیباترین زن است ...
زیباییاش را در هیچ زنی ندیدهام ... بهخدا که کسی جایش را نمیگیرد
چون در اشتیاق و تنهایی فرق دارد ...
وقتی در زندگیام اینجا همراه من است ... دنیا با تمام وسعتش گنجایشم را ندارد
چون فرق دارد و روح من درگیر زنی است
و شبوروز به او فکر میکنم ... و اشتیاقم بینهایت زیاد میشود
عشقش در قلب من است و او زیباترین زن است
زیباییاش را در هیچ زنی ندیدهام ... به خدا که کسی جایش را نمیگیرد
چون فرق دارد در زندگیات زنی باشد...
که از اولین دم زندگی با او ... بفهمی که کسی جایش را نمیگیرد
چون فرق دارد و من عاشق زنی هستم...
دوستش دارم و در عشقش ذوب میشوم ... و چشمانش در شب غربت رهنماست
چون از زنی تا زن دیگر تفاوت هست ... زنی هست که با زن دیگری فراموشش میکنی
و زنی که هرگز فراموشش نتوانی کرد.
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
🆔 @CTAFJ
شعر #اصلها_بتفرق
شاعر: #مجدي_النجار
مترجم: #فاطمه_جعفری
اصلها بتفرق
قدري إختارلي اكون ليها .. وانا سلمت وقلبي إختار
شوفت الجنه في عنيها .. إزاي اسيبها وأعيش في النار
أصلها بتفرق في حياتك واحده ..
من اول ما تعيش وياها .. تلقاها معاك ملهاش بديل
أصلها بتفرق وانا عاشق واحده ..
وبحب ودايب في هواها .. وعيونها في ليل الغربة دليل
حبها في قلبي ودي اجمل واحده ..
ملقتش جمالها في ولا واحده .. والله ملهاش بديل
أصلها بتفرق في الشوق والوحدة ..
في حياتي وهي هنا معايا .. الدنيا بحالها مابتسعنيش
أصلها بتفرق وانا روحي في واحده ..
وبفكر ليل ونهار فيها .. والشوق بيزيد مبينتهيش
حبها في قلبي ودي اجمل واحده ..
ملقتش جمالها في ولا واحده .. والله ملهاش بديل
أصلها بتفرق في حياتك واحده ..
من اول ما تعيش وياها .. تلقاها معاك ملهاش بديل
أصلها بتفرق وانا عاشق واحده ..
وبحب ودايب في هواها .. وعيونها في ليل الغربه دليل
أصلها بتفرق من واحده لواحده .. في واحده بتنساها بواحده
وواحده مبتتنسيش ..
چون فرق دارد
تقدیرم این بود که مال او باشم ... من هم تسلیم شدم و قلبم او را برگزید
بهشت را در چشمانش دیدم ... پس چگونه رهایش کنم و در جهنم سر کنم
چون فرق دارد در زندگیات زنی باشد...
که از اولین دم زندگی با او ... بفهمی که کسی جایش را نمیگیرد
چون فرق دارد و من عاشق زنی هستم...
دوستش دارم و در عشقش ذوب میشوم ... و چشمانش در شب غربت رهنماست
عشقش در قلب من است و او زیباترین زن است ...
زیباییاش را در هیچ زنی ندیدهام ... بهخدا که کسی جایش را نمیگیرد
چون در اشتیاق و تنهایی فرق دارد ...
وقتی در زندگیام اینجا همراه من است ... دنیا با تمام وسعتش گنجایشم را ندارد
چون فرق دارد و روح من درگیر زنی است
و شبوروز به او فکر میکنم ... و اشتیاقم بینهایت زیاد میشود
عشقش در قلب من است و او زیباترین زن است
زیباییاش را در هیچ زنی ندیدهام ... به خدا که کسی جایش را نمیگیرد
چون فرق دارد در زندگیات زنی باشد...
که از اولین دم زندگی با او ... بفهمی که کسی جایش را نمیگیرد
چون فرق دارد و من عاشق زنی هستم...
دوستش دارم و در عشقش ذوب میشوم ... و چشمانش در شب غربت رهنماست
چون از زنی تا زن دیگر تفاوت هست ... زنی هست که با زن دیگری فراموشش میکنی
و زنی که هرگز فراموشش نتوانی کرد.
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
#سلسله_درسهای_فن_ترجمه - #قسمت_۵ج
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
۶- گروه اسمی اضافی لفظی نکره متشکل از:
«اسم فاعل یا صیغهی مبالغه (مشتق از فعل متعدی) + مضافالیه (مفعولبه معنوی)»: «كَافَأتُ طَالِباً (فَاهِمَ الدَّرسِ)»
با ژرفساخت: «گروه فعلی اسنادی»: «كَافَأتُ طَالِباً (فَهِمَ الدَّرسَ)» (به دانشجویی جایزه دادم که درس را فهمید).
•در این جمله نیز، شناخت زیرساخت گروه اسمی اضافی، به بهبود کیفیت ترجمه کمک کرده است، در غیر این صورت جمله به صورت: «به دانشجوی درسفهم (یا فهمندهی درس) جایزه دادم» ترجمه میشد که ترجمهی جالبی نیست.
۷- گروه اسمی اضافی لفظی متشکل از:
«وصف مشتق + موصوف»:
الف) در صورتی که این گروه در جایگاه نعت باشد: «وَصَلَ رَئِيسٌ (فَائِقُ الاحتِرَامِ)» (رئیس بسیار محترم آمد)،
زیرساخت آن شبیه شمارهی ۴ است: «گروه اسمی اسنادی»: «وَصَلَ رَئِيسٌ (احتِرَامُهُ فَائِقٌ)» (ر.ک به #سلسله_درسهای_فن_ترجمه - #قسمت_۵ب).
ب) اما اگر در دیگر جایگاهها قرار گیرد: «تَقَبَّلُوا (فَائِقَ الاحتِرَامِ)»
ژرفساخت آن، «گروه وصفی (موصوف + صفت) است: «تَقَبَّلُوا (الاحتِرَامَ الفَائِقَ)» (احترام فراوان ما را پذیرا باشید).
•در این جمله نیز شناخت ژرفساخت به ترجمهی مناسب کمک کرده است.
۸- گروه اسمی اضافی متشکل از:
«مضاف (وصف مصدری) + مضافالیه (موصوف): «تَقَبَّلُوا (صَادِقَ مَشَاعِرِي)»
با ژرفساخت: «گروه وصفی (موصوف + صفت): «تَقَبَّلُوا (مَشَاعِرِي الصَّادِقَةَ)» (احساسات صمیمانهی مرا بپذیرید).
•همانطور که ملاحظه میشود دو گروه ۷ب و ۸ ژرفساختی مشابه هم دارند.
۹- گروه اسمی اضافی متشکل از:
«مضاف (مصدر) + مضافالیه (مفعولبه یا فاعل در معنا):
الف- «(إكرَامُ الضَيفِ) أمرٌ مَشكُورٌ» (تکریم میهمان کاری ستودنی است).
با ژرفساخت: «أن + فعل ساخته شده از آن مصدر + مضافالیه در جایگاه مفعولبه و منصوب): «(أنْ يُكرَمَ الضَيفَ) أمرٌ مَشكُورٌ»
ب- «(إكرَامُكَ) الضُيُوفَ أمرٌ مَشكُورٌ»
با ژرفساخت: «أن + فعل ساخته شده از آن مصدر + مضافالیه در جایگاه مسندالیه): «(أنْ تُكرِمَ) الضُيُوفَ أمرٌ مَشكُورٌ»: «کاری ستودنی است که میهمانان را تکریم کنی»
•همانطور که ملاحظه میشود در شمارهی ب، شناخت ژرفساخت باعث بهبود ترجمه شده است، در غیر اینصورت جمله به صورت «تکریم کردنت میهمانان را کاری ستودنی است» ترجمه میشد که چنین ساختاری در زبان فارسی وجود ندارد.
۱۰- گروه اسمی اضافی متشکل از:
«مضاف (مسمّی) + مضافالیه (اسم): الف- «دَارُ الآخِرَةِ» ب- «جَامِعَةُ اليَرمُوك»
با دو ژرفساخت زیر:
الف- «گروه وصفی»: «الدَارُ الآخِرَةُ»
ب- «مضاف معرفه + موصول + فعل «يُسَمَّى (تُسَمَّى) بـِ» + مضافالیه»: «الجَامِعَةُ الَّتِي تُسَمَّى بِاليَرمُوك»
#فاطمه_جعفری
T.me/CTAFJ
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
۶- گروه اسمی اضافی لفظی نکره متشکل از:
«اسم فاعل یا صیغهی مبالغه (مشتق از فعل متعدی) + مضافالیه (مفعولبه معنوی)»: «كَافَأتُ طَالِباً (فَاهِمَ الدَّرسِ)»
با ژرفساخت: «گروه فعلی اسنادی»: «كَافَأتُ طَالِباً (فَهِمَ الدَّرسَ)» (به دانشجویی جایزه دادم که درس را فهمید).
•در این جمله نیز، شناخت زیرساخت گروه اسمی اضافی، به بهبود کیفیت ترجمه کمک کرده است، در غیر این صورت جمله به صورت: «به دانشجوی درسفهم (یا فهمندهی درس) جایزه دادم» ترجمه میشد که ترجمهی جالبی نیست.
۷- گروه اسمی اضافی لفظی متشکل از:
«وصف مشتق + موصوف»:
الف) در صورتی که این گروه در جایگاه نعت باشد: «وَصَلَ رَئِيسٌ (فَائِقُ الاحتِرَامِ)» (رئیس بسیار محترم آمد)،
زیرساخت آن شبیه شمارهی ۴ است: «گروه اسمی اسنادی»: «وَصَلَ رَئِيسٌ (احتِرَامُهُ فَائِقٌ)» (ر.ک به #سلسله_درسهای_فن_ترجمه - #قسمت_۵ب).
ب) اما اگر در دیگر جایگاهها قرار گیرد: «تَقَبَّلُوا (فَائِقَ الاحتِرَامِ)»
ژرفساخت آن، «گروه وصفی (موصوف + صفت) است: «تَقَبَّلُوا (الاحتِرَامَ الفَائِقَ)» (احترام فراوان ما را پذیرا باشید).
•در این جمله نیز شناخت ژرفساخت به ترجمهی مناسب کمک کرده است.
۸- گروه اسمی اضافی متشکل از:
«مضاف (وصف مصدری) + مضافالیه (موصوف): «تَقَبَّلُوا (صَادِقَ مَشَاعِرِي)»
با ژرفساخت: «گروه وصفی (موصوف + صفت): «تَقَبَّلُوا (مَشَاعِرِي الصَّادِقَةَ)» (احساسات صمیمانهی مرا بپذیرید).
•همانطور که ملاحظه میشود دو گروه ۷ب و ۸ ژرفساختی مشابه هم دارند.
۹- گروه اسمی اضافی متشکل از:
«مضاف (مصدر) + مضافالیه (مفعولبه یا فاعل در معنا):
الف- «(إكرَامُ الضَيفِ) أمرٌ مَشكُورٌ» (تکریم میهمان کاری ستودنی است).
با ژرفساخت: «أن + فعل ساخته شده از آن مصدر + مضافالیه در جایگاه مفعولبه و منصوب): «(أنْ يُكرَمَ الضَيفَ) أمرٌ مَشكُورٌ»
ب- «(إكرَامُكَ) الضُيُوفَ أمرٌ مَشكُورٌ»
با ژرفساخت: «أن + فعل ساخته شده از آن مصدر + مضافالیه در جایگاه مسندالیه): «(أنْ تُكرِمَ) الضُيُوفَ أمرٌ مَشكُورٌ»: «کاری ستودنی است که میهمانان را تکریم کنی»
•همانطور که ملاحظه میشود در شمارهی ب، شناخت ژرفساخت باعث بهبود ترجمه شده است، در غیر اینصورت جمله به صورت «تکریم کردنت میهمانان را کاری ستودنی است» ترجمه میشد که چنین ساختاری در زبان فارسی وجود ندارد.
۱۰- گروه اسمی اضافی متشکل از:
«مضاف (مسمّی) + مضافالیه (اسم): الف- «دَارُ الآخِرَةِ» ب- «جَامِعَةُ اليَرمُوك»
با دو ژرفساخت زیر:
الف- «گروه وصفی»: «الدَارُ الآخِرَةُ»
ب- «مضاف معرفه + موصول + فعل «يُسَمَّى (تُسَمَّى) بـِ» + مضافالیه»: «الجَامِعَةُ الَّتِي تُسَمَّى بِاليَرمُوك»
#فاطمه_جعفری
T.me/CTAFJ
Telegram
کافه ترجمه عربی
لینک اولین پست کانال:
https://t.me/CTAFJ/4
https://t.me/CTAFJ/4
#از_گوشه_و_کنار_ترجمه #قسمت_۸
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
- ضمر قواه: توانش تحلیل رفت.
- من الجميل أن تفعل شيئا...: خیلی میچسبد کاری کنی که...
- كوّن قناعة أن...: خودش را مجاب کرد که...
- جراحة يوم واحد: جراحی سرپایی
- جاء الدنيا معتبرا أنّ...: با این دید به دنیا آمده که...
- «أتحدى أن + جملهی فعلیهی مثبت: شرط میبندم که + جملهی منفی»
- مثال: أتحدى أن تجد مثله في مكان آخر: شرط میبندم که نظیرش را در جای دیگری پیدا نمیکنی.
- «أراهن أن + جملهی اسمیهی مثبت: شرط میبندم که + جملهی مثبت»
- مثال: أراهن أنّ هذا قد حدث: شرط میبندم که این امر اتفاق افتاده است.
- «أراهن أن + جملهی اسمیهی منفی: شرط میبندم که + جملهی منفی»
- مثال: أراهن أنّ كثيرا من الصور لم تشاهدها من قبل: شرط میبندم که بسیاری از عکسها را پیشتر ندیدهای.
#فاطمه_جعفری
https://t.me/CTAFJ
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
- ضمر قواه: توانش تحلیل رفت.
- من الجميل أن تفعل شيئا...: خیلی میچسبد کاری کنی که...
- كوّن قناعة أن...: خودش را مجاب کرد که...
- جراحة يوم واحد: جراحی سرپایی
- جاء الدنيا معتبرا أنّ...: با این دید به دنیا آمده که...
- «أتحدى أن + جملهی فعلیهی مثبت: شرط میبندم که + جملهی منفی»
- مثال: أتحدى أن تجد مثله في مكان آخر: شرط میبندم که نظیرش را در جای دیگری پیدا نمیکنی.
- «أراهن أن + جملهی اسمیهی مثبت: شرط میبندم که + جملهی مثبت»
- مثال: أراهن أنّ هذا قد حدث: شرط میبندم که این امر اتفاق افتاده است.
- «أراهن أن + جملهی اسمیهی منفی: شرط میبندم که + جملهی منفی»
- مثال: أراهن أنّ كثيرا من الصور لم تشاهدها من قبل: شرط میبندم که بسیاری از عکسها را پیشتر ندیدهای.
#فاطمه_جعفری
https://t.me/CTAFJ
Telegram
کافه ترجمه عربی
لینک اولین پست کانال:
https://t.me/CTAFJ/4
https://t.me/CTAFJ/4
#معرفی_شاعر_۸ #ممدوح_عدوان
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
ممدوح (مدحت) صبری عدوان (۱۹۴۱-۲۰۰۴) نویسنده، شاعر و نمایشنامهنویس سوری در روستای قیرون استان حماة تولد یافت و در سال ۱۹۶۶ در رشتهی زبان انگلیسی از دانشگاه دمشق فارغ التحصیل شد و از سال ۱۹۶۴به فعالیت روزنامهنگاری و انتشار شعر در مجلات پرداخت. حاصل تلاش او ترجمهی ۲۵ کتاب در زمینهی ادبیات و نمایشنامه و تألیف ۹ کتاب در زمینهی ادبیات و هنر و زندگی، ۲۱ دفتر شعر و همچنین ۲۶ نمایشنامه است که بارها در کشورهای عربی به روی صحنه رفته است. وی از سال ۱۹۹۲ به تدریس نمایشنامهنویسی نیز مشغول بوده و جوایز متعددی را برای آثار خود دریافت نموده است.
#فاطمه_جعفری
https://t.me/CTAFJ
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
ممدوح (مدحت) صبری عدوان (۱۹۴۱-۲۰۰۴) نویسنده، شاعر و نمایشنامهنویس سوری در روستای قیرون استان حماة تولد یافت و در سال ۱۹۶۶ در رشتهی زبان انگلیسی از دانشگاه دمشق فارغ التحصیل شد و از سال ۱۹۶۴به فعالیت روزنامهنگاری و انتشار شعر در مجلات پرداخت. حاصل تلاش او ترجمهی ۲۵ کتاب در زمینهی ادبیات و نمایشنامه و تألیف ۹ کتاب در زمینهی ادبیات و هنر و زندگی، ۲۱ دفتر شعر و همچنین ۲۶ نمایشنامه است که بارها در کشورهای عربی به روی صحنه رفته است. وی از سال ۱۹۹۲ به تدریس نمایشنامهنویسی نیز مشغول بوده و جوایز متعددی را برای آثار خود دریافت نموده است.
#فاطمه_جعفری
https://t.me/CTAFJ
Telegram
کافه ترجمه عربی
لینک اولین پست کانال:
https://t.me/CTAFJ/4
https://t.me/CTAFJ/4
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
كل شيء صار موزونا مقفّى
صار محدود المعاني
مجلس الشعب
المسيرات
نظام السير
تصميم المباني
وقفة الناس أمام الفرن
دور الناس في السجن
مواعيد الولادات
الجنازات
الأغاني
والأماني
كل شيء صار موزونا مقفّى
فلماذا تكتب الشعر الحديثْ
يا خبيثْ؟
همهچیز موزون و قافیهدار شده
معانیاش اما محدود و کوتاه
مجلس خلق
تظاهرات
قوانین رانندگی
طراحی ساختمان
ایستادن مردم جلوی نانوایی
آمدوشد پیاپی مردم در زندان
تواریخ تولد
مراسم تدفین
ترانهها
و آرزوها
همهچیز موزون و قافیهدار شده
پس چرا شعرِ نو مینویسی
ای فرومایه
شاعر: #ممدوح_عدوان
مترجم: #فاطمه_جعفری
#فاطمه_جعفری
https://t.me/CTAFJ
🆔 @CTAFJ
كل شيء صار موزونا مقفّى
صار محدود المعاني
مجلس الشعب
المسيرات
نظام السير
تصميم المباني
وقفة الناس أمام الفرن
دور الناس في السجن
مواعيد الولادات
الجنازات
الأغاني
والأماني
كل شيء صار موزونا مقفّى
فلماذا تكتب الشعر الحديثْ
يا خبيثْ؟
همهچیز موزون و قافیهدار شده
معانیاش اما محدود و کوتاه
مجلس خلق
تظاهرات
قوانین رانندگی
طراحی ساختمان
ایستادن مردم جلوی نانوایی
آمدوشد پیاپی مردم در زندان
تواریخ تولد
مراسم تدفین
ترانهها
و آرزوها
همهچیز موزون و قافیهدار شده
پس چرا شعرِ نو مینویسی
ای فرومایه
شاعر: #ممدوح_عدوان
مترجم: #فاطمه_جعفری
#فاطمه_جعفری
https://t.me/CTAFJ
Telegram
کافه ترجمه عربی
لینک اولین پست کانال:
https://t.me/CTAFJ/4
https://t.me/CTAFJ/4
#سلسله_درسهای_داستان_کوتاه #داستان_کوتاه_رئالیستی #قسمت_۸
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
عناصر داستان کوتاه رئالیستی و ویژگیهای آن
۷- نثر رئالیستی: داستان کوتاه رئالیستی به نثر نوشته میشود؛ از آن رو که موضوعش زندگی روزمره است و کسی در زندگی روزمره در برقراری ارتباط با دیگران از شعر استفاده نمیکند. اما صرف کاربرد نثر نیست که کیفیتی رئالیستی به داستان میدهد، بلکه نثر رئالیستی ویژگیهایی دارد که مهمترین آنها عبارتست از:
الف) شفافیت روایی در برابر فصاحت بلاغی:
نثر رئالیستی به جای زیبایی، باید دقت در بیان داشته باشد، به عینیت بگراید و متن داستان را برای خواننده، فهمپذیرتر کند.
ب) کارکرد ارجاعی در برابر کارکرد مجازی:
در نثر رئالیستی از تشبیه،استعاره و مجاز خودداری شده و در عوض بر ثبت عینی و بیواسطهی رویداد تاکید میشود.
ج) زبان متعین در برابر زبان انتزاعی:
در داستانهای رئالیستی، نویسنده به جای بازنمایی دنیای درونذهنیِ شخصیتها که در داستانهای مدرنیستی شاهد آن هستیم، یا تصویرپردازیهای وهمناک که خاص داستانهای سوررئالیستی است، تلاش میکند دنیای برونذهنیای را توصیف کند که شخصیتها در آن زندگی میکنند.
د) زبان محاورهای در برابر زبان رسمی:
گفتیم که در داستان کوتاه رئالیستی، شخصیتها معمولا از اقشار متوسط یا تحتانی جامعه هستند و به همین دلیل یا بیسوادند و یا سواد چندانی ندارند و زاویهی دید نیز یا اولشخص ناظر بر رویدادها یا شریک در آنهاست و یا سوم شخصی که از درون ذهن شخصیت اصلی خبر دارد. حال باید اضافه کنیم که نثر رئالیستی ارتباط تنگاتنگی با این دو عنصر یعنی شخصیت و زاویهی دید دارد؛ بنابراین گفتار شخصیتها بسیار عامیانه و انعکاس دهندهی سطح پایین سواد و فرهنگ آنهاست.
#فاطمه_جعفری
https://t.me/CTAFJ
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
عناصر داستان کوتاه رئالیستی و ویژگیهای آن
۷- نثر رئالیستی: داستان کوتاه رئالیستی به نثر نوشته میشود؛ از آن رو که موضوعش زندگی روزمره است و کسی در زندگی روزمره در برقراری ارتباط با دیگران از شعر استفاده نمیکند. اما صرف کاربرد نثر نیست که کیفیتی رئالیستی به داستان میدهد، بلکه نثر رئالیستی ویژگیهایی دارد که مهمترین آنها عبارتست از:
الف) شفافیت روایی در برابر فصاحت بلاغی:
نثر رئالیستی به جای زیبایی، باید دقت در بیان داشته باشد، به عینیت بگراید و متن داستان را برای خواننده، فهمپذیرتر کند.
ب) کارکرد ارجاعی در برابر کارکرد مجازی:
در نثر رئالیستی از تشبیه،استعاره و مجاز خودداری شده و در عوض بر ثبت عینی و بیواسطهی رویداد تاکید میشود.
ج) زبان متعین در برابر زبان انتزاعی:
در داستانهای رئالیستی، نویسنده به جای بازنمایی دنیای درونذهنیِ شخصیتها که در داستانهای مدرنیستی شاهد آن هستیم، یا تصویرپردازیهای وهمناک که خاص داستانهای سوررئالیستی است، تلاش میکند دنیای برونذهنیای را توصیف کند که شخصیتها در آن زندگی میکنند.
د) زبان محاورهای در برابر زبان رسمی:
گفتیم که در داستان کوتاه رئالیستی، شخصیتها معمولا از اقشار متوسط یا تحتانی جامعه هستند و به همین دلیل یا بیسوادند و یا سواد چندانی ندارند و زاویهی دید نیز یا اولشخص ناظر بر رویدادها یا شریک در آنهاست و یا سوم شخصی که از درون ذهن شخصیت اصلی خبر دارد. حال باید اضافه کنیم که نثر رئالیستی ارتباط تنگاتنگی با این دو عنصر یعنی شخصیت و زاویهی دید دارد؛ بنابراین گفتار شخصیتها بسیار عامیانه و انعکاس دهندهی سطح پایین سواد و فرهنگ آنهاست.
#فاطمه_جعفری
https://t.me/CTAFJ
Telegram
کافه ترجمه عربی
لینک اولین پست کانال:
https://t.me/CTAFJ/4
https://t.me/CTAFJ/4
#معرفی_نویسنده_۳ #نزار_یوسف
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
نزار یوسف، نویسنده و پژوهشگر سوری است که علاوه بر تألیفات پژوهشیاش، رمان «أنا والملاک» و دو مجموعهداستان «المسیح المهموم» و «تشوشو کاکی» را به رشتهی تحریر درآورده است.
#فاطمه_جعفری
https://t.me/CTAFJ
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
نزار یوسف، نویسنده و پژوهشگر سوری است که علاوه بر تألیفات پژوهشیاش، رمان «أنا والملاک» و دو مجموعهداستان «المسیح المهموم» و «تشوشو کاکی» را به رشتهی تحریر درآورده است.
#فاطمه_جعفری
https://t.me/CTAFJ
Telegram
کافه ترجمه عربی
لینک اولین پست کانال:
https://t.me/CTAFJ/4
https://t.me/CTAFJ/4
#فاطمه_جعفری
🆔@CTAFJ
🔹داستان کوتاه «میراث»
⚫️ اثر #نزار_یوسف
🔸ترجمهی #فاطمه_جعفری
🔴 برگرفته از:
«مجله ادبی پیاده رو»
@piaderonews
آن روز زود بیدار شد... احساس خوشحالی نامعمولی داشت. صورتش را با آب خنک شست و لباسهایش را پوشید... قرارداد انحصار وراثت دیروز تمام شده بود و تنها چیزی که برای امروز مانده بود، تأیید آن از سوی قاضی در حضور برادران او و وکیل در کاخ دادگستری بود تا اینکه اجرایی شود.
بعد از صبحانهی سریع، لباس رسمیاش را پوشید و سرووضعش را جلوی آینه مرتب کرد و کمی عطر و ادوکلن شرقی و روایح هندی به خود زد... نزدیک درِ خروجی که رسید، کمی به عقب برگشت و به عکس پدرش نگاه کرد که در گوشهی بالای سمت چپ آن، روبان مخملی سیاهی آویزان بود... خدا رحمتت کند پدر... و بهشت را نصیبت کند... و قرین رحمتت کند... اینها را در دلش گفت و دانههای تسبیح نفیسش را که در دستش بود، با تواضعوفروتنی حرکت داد ...
#مجموعه_داستان_تشوشو_کاکی
🔴لطفاً ادامه ی داستان را در مجله ادبی پیاده رو مطالعه بفرمایید👇👇👇 :
http://piadero.ir/portal/index.php?do=post&id=2197
#فاطمه_جعفری
🆔@CTAFJ
http://www.uupload.ir/files/tovq_ctafj.jpg
🆔@CTAFJ
🔹داستان کوتاه «میراث»
⚫️ اثر #نزار_یوسف
🔸ترجمهی #فاطمه_جعفری
🔴 برگرفته از:
«مجله ادبی پیاده رو»
@piaderonews
آن روز زود بیدار شد... احساس خوشحالی نامعمولی داشت. صورتش را با آب خنک شست و لباسهایش را پوشید... قرارداد انحصار وراثت دیروز تمام شده بود و تنها چیزی که برای امروز مانده بود، تأیید آن از سوی قاضی در حضور برادران او و وکیل در کاخ دادگستری بود تا اینکه اجرایی شود.
بعد از صبحانهی سریع، لباس رسمیاش را پوشید و سرووضعش را جلوی آینه مرتب کرد و کمی عطر و ادوکلن شرقی و روایح هندی به خود زد... نزدیک درِ خروجی که رسید، کمی به عقب برگشت و به عکس پدرش نگاه کرد که در گوشهی بالای سمت چپ آن، روبان مخملی سیاهی آویزان بود... خدا رحمتت کند پدر... و بهشت را نصیبت کند... و قرین رحمتت کند... اینها را در دلش گفت و دانههای تسبیح نفیسش را که در دستش بود، با تواضعوفروتنی حرکت داد ...
#مجموعه_داستان_تشوشو_کاکی
🔴لطفاً ادامه ی داستان را در مجله ادبی پیاده رو مطالعه بفرمایید👇👇👇 :
http://piadero.ir/portal/index.php?do=post&id=2197
#فاطمه_جعفری
🆔@CTAFJ
http://www.uupload.ir/files/tovq_ctafj.jpg
#سلسله_درسهای_فن_ترجمه #قسمت_۶
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
۳- گروه اسمی تمییزی: گروهی با یک اسم مجمل در آغاز که با اسم مابعدش تفسیر میشود. اسم مجمل، همیشه اسم مقدار است. اسم مقدار اسمی است که مقدار پیمانه، وزن یا مساحت را معلوم میدارد. الگوی ساختاری این گروه را میتوان به صورت «اسم مقدار + تمییز» نوشت: «اشتَرَيتُ (رَطلاً عَسَلاً)».
•اعراب اسم مقدار بر حسب نقشی است که در جمله دارد.
•اعراب تمییز منصوب، مجرور به اضافه و یا مجرور به «مِن» است:
- «اشتَرَيتُ (رَطلاً عَسَلاً)»: «(نیم مَن عسل) خریدم».
- «اشتَرَيتُ (رَطلَ عَسَلٍ)»: «(نیم مَن عسل) خریدم».
- «اشتَرَيتُ (رَطلاً مِن عَسَلٍ)»: «(نیم مَن عسل) خریدم».
•ویژگیهای عام این گروه:
-تمییز نکره است.
-تمییز بر اسم مقدار مقدم نمیآید.
-بین تمییز و اسم مقدار فاصله نمیافتد.
-تمییز مفرد است و مثنی و جمع بسته نمیشود.
-اگر دو تمییز وجود داشته باشد، به صورت عطف یا غیر عطف آورده میشود:
«اشتَرَيتُ (رَطلاً عَسَلاً وَسَمَناً)»
«اشتَرَيتُ (رَطلاً عَسَلاً سَمَناً)»
-اسم مقدار میتواند معدود عدد واقع شود:
«اشتَرَيتُ (ثَلَاثَةُ أرطالٍ عَسَلاً)»
#فاطمه_جعفری
https://t.me/CTAFJ
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
۳- گروه اسمی تمییزی: گروهی با یک اسم مجمل در آغاز که با اسم مابعدش تفسیر میشود. اسم مجمل، همیشه اسم مقدار است. اسم مقدار اسمی است که مقدار پیمانه، وزن یا مساحت را معلوم میدارد. الگوی ساختاری این گروه را میتوان به صورت «اسم مقدار + تمییز» نوشت: «اشتَرَيتُ (رَطلاً عَسَلاً)».
•اعراب اسم مقدار بر حسب نقشی است که در جمله دارد.
•اعراب تمییز منصوب، مجرور به اضافه و یا مجرور به «مِن» است:
- «اشتَرَيتُ (رَطلاً عَسَلاً)»: «(نیم مَن عسل) خریدم».
- «اشتَرَيتُ (رَطلَ عَسَلٍ)»: «(نیم مَن عسل) خریدم».
- «اشتَرَيتُ (رَطلاً مِن عَسَلٍ)»: «(نیم مَن عسل) خریدم».
•ویژگیهای عام این گروه:
-تمییز نکره است.
-تمییز بر اسم مقدار مقدم نمیآید.
-بین تمییز و اسم مقدار فاصله نمیافتد.
-تمییز مفرد است و مثنی و جمع بسته نمیشود.
-اگر دو تمییز وجود داشته باشد، به صورت عطف یا غیر عطف آورده میشود:
«اشتَرَيتُ (رَطلاً عَسَلاً وَسَمَناً)»
«اشتَرَيتُ (رَطلاً عَسَلاً سَمَناً)»
-اسم مقدار میتواند معدود عدد واقع شود:
«اشتَرَيتُ (ثَلَاثَةُ أرطالٍ عَسَلاً)»
#فاطمه_جعفری
https://t.me/CTAFJ
Telegram
کافه ترجمه عربی
لینک اولین پست کانال:
https://t.me/CTAFJ/4
https://t.me/CTAFJ/4
#معرفی_شاعر_٩ #منذر_مصري
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
منذر مصری، شاعر سوری متولد سال ۱۹۴۹ در لاذقیه و دانشآموختهی کارشناسی علوم اقتصادی و دیپلم عالی برنامهریزی منطقهای است. اولین مجموعهاشعار خود را در سال ۱۹۷۸ با عنوان «آمال شاقة» منتشر کرد. از دیگر کارهای او میتوان به «بشر وتواریخ وأمکنة (۱۹۷۹)»، «أنذرتک بحمامة بیضاء (۱۹۸۴)»، «داکن (۱۹۸۹)»، «مزهریة علی هیئة قبضة ید (۱۹۹۷)، «الشای لیس بطیئا (۲۰۰۴)»، «من الصعب أن أبتکر صیفا (۲۰۰۸)»، «انعطافة السبعينات (۲۰۰۹)»، «لأني لست شخصا آخر (۲۰۱۰)» و «الصدی الذي أخطأ (۲۰۱۱)» اشاره کرد.
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
http://uupload.ir/files/64g_ctafj.jpg
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
منذر مصری، شاعر سوری متولد سال ۱۹۴۹ در لاذقیه و دانشآموختهی کارشناسی علوم اقتصادی و دیپلم عالی برنامهریزی منطقهای است. اولین مجموعهاشعار خود را در سال ۱۹۷۸ با عنوان «آمال شاقة» منتشر کرد. از دیگر کارهای او میتوان به «بشر وتواریخ وأمکنة (۱۹۷۹)»، «أنذرتک بحمامة بیضاء (۱۹۸۴)»، «داکن (۱۹۸۹)»، «مزهریة علی هیئة قبضة ید (۱۹۹۷)، «الشای لیس بطیئا (۲۰۰۴)»، «من الصعب أن أبتکر صیفا (۲۰۰۸)»، «انعطافة السبعينات (۲۰۰۹)»، «لأني لست شخصا آخر (۲۰۱۰)» و «الصدی الذي أخطأ (۲۰۱۱)» اشاره کرد.
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
http://uupload.ir/files/64g_ctafj.jpg
#گزیدهای_از_اشعار_منذر_مصري
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
۱. «قضى حياته في حروب» از مجموعهشعر «بشر وتواریخ وأمکنة»
قضى حياته
في حروب قامت وما قعدت
بين أُمِّهِ الغرائز
وأبيهِ العقل.
وقبل أن يموت
فوجئوا حين أسرَّ لهم
بأنَّ ما قتله هو
أُختُهُ
العاطفة...
«زندگیاش را در جنگها سپری کرد»
زندگیاش را سپری کرد
در جنگهایی بیپایان
میان مادر امیال
و پدر عقل.
و پیش از آنکه بمیرد
به افشای این راز غافلگیرشان کرد
که قاتل او
خواهرش
عاطفه است...
۲. «بقدمين عمياوين» از دفتر شعر «داکن»
تسألني
كيف أتيتُ
كيف عرفتُ طريقي.
تسألني
كيف أرشدَتني سحابة
كيف أتَّبعتُ خُطى ظلال.
أجيبُ:
آثار مخالبَ وأظلاف
نقاطُ دمٍ تخثَّرت على الحجارة
أوصالُ أطفالٍ قُطِّعَت وأُلقيَت
عند المفارق
خلف هذا مضيتُ
بقدمين عمياوين...
«با دو پای کور»
از من میپرسی
چگونه آمدم
چگونه راهم را شناختم.
از من میپرسی
چگونه ابری هدایتم کرد
چگونه گامهای سایههایی را دنبال کردم
پاسخ میدهم:
از روی آثار پنجهها و سُمها
قطرههای خون دلمه بسته بر سنگ
اعضای قطع شده و به زمین افتادهی کودکان
بر سر دوراهیها
پشت اینها قدم برداشتم
با دو پای کور...
مترجم:
#فاطمه_جعفری
https://t.me/CTAFJ
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
۱. «قضى حياته في حروب» از مجموعهشعر «بشر وتواریخ وأمکنة»
قضى حياته
في حروب قامت وما قعدت
بين أُمِّهِ الغرائز
وأبيهِ العقل.
وقبل أن يموت
فوجئوا حين أسرَّ لهم
بأنَّ ما قتله هو
أُختُهُ
العاطفة...
«زندگیاش را در جنگها سپری کرد»
زندگیاش را سپری کرد
در جنگهایی بیپایان
میان مادر امیال
و پدر عقل.
و پیش از آنکه بمیرد
به افشای این راز غافلگیرشان کرد
که قاتل او
خواهرش
عاطفه است...
۲. «بقدمين عمياوين» از دفتر شعر «داکن»
تسألني
كيف أتيتُ
كيف عرفتُ طريقي.
تسألني
كيف أرشدَتني سحابة
كيف أتَّبعتُ خُطى ظلال.
أجيبُ:
آثار مخالبَ وأظلاف
نقاطُ دمٍ تخثَّرت على الحجارة
أوصالُ أطفالٍ قُطِّعَت وأُلقيَت
عند المفارق
خلف هذا مضيتُ
بقدمين عمياوين...
«با دو پای کور»
از من میپرسی
چگونه آمدم
چگونه راهم را شناختم.
از من میپرسی
چگونه ابری هدایتم کرد
چگونه گامهای سایههایی را دنبال کردم
پاسخ میدهم:
از روی آثار پنجهها و سُمها
قطرههای خون دلمه بسته بر سنگ
اعضای قطع شده و به زمین افتادهی کودکان
بر سر دوراهیها
پشت اینها قدم برداشتم
با دو پای کور...
مترجم:
#فاطمه_جعفری
https://t.me/CTAFJ
Telegram
کافه ترجمه عربی
لینک اولین پست کانال:
https://t.me/CTAFJ/4
https://t.me/CTAFJ/4
منبع درسی کارشناسی و کارشناسی ارشد دانشگاه تهران
محمد ابراهیم عبادة
د. عدنان طهماسبی و فاطمه جعفری
#انتشارات_فرهنگ_نشر_نو
@nashrenow
#فاطمه_جعفری
♐ https://t.me/CTAFJ
محمد ابراهیم عبادة
د. عدنان طهماسبی و فاطمه جعفری
#انتشارات_فرهنگ_نشر_نو
@nashrenow
#فاطمه_جعفری
♐ https://t.me/CTAFJ
جمله_عربی_مؤلفهها،_انواع_و_تحلیل.pdf
157.1 KB
فهرست و مقدمهی مترجمان کتاب جملهی عربی؛ مؤلفهها، انواع، و تحلیل آن
منبع درسی
#کارشناسی و #کارشناسی_ارشد
#دانشگاه_تهران
محمد ابراهیم عبادة
د. عدنان طهماسبی و فاطمه جعفری
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
منبع درسی
#کارشناسی و #کارشناسی_ارشد
#دانشگاه_تهران
محمد ابراهیم عبادة
د. عدنان طهماسبی و فاطمه جعفری
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
#از_گوشه_و_کنار_ترجمه #قسمت_۹
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
#مفردات_حول_صفات_الانسان
😊خوشبین 👈 متفائل
☹️ بدبین 👈 متشائم
😑 تنبل 👈 كسول
😄 فعال 👈 نشیط
😣 خسیس 👈 بخیل
☺️ بخشنده 👈 کریم
🙄 دهن لق 👈 مذیاع
😂 شاد 👈 فرح
😔 غمگین 👈 حزین
🙂نیرومند 👈 قوي
🙁 ضعیف 👈 ضعیف
😐 ساده لوح 👈 ساذج
😅 گرم (صمیمی) 👈 حَمیم
😒سرد (خشک) 👈 یابِس
🤓 باهوش 👈 ذَکي
😬 کم رو 👈 خجول
😜 پر رو 👈 وقح
😨 بزدل (ترسو) 👈 جَبان
😀 شجاع 👈 شُجاع
🤗خوش قول 👈 متعهد
😖 نادان 👈 احمق
😏 فضول 👈 فُضولي
😢 احساسی 👈 عاطِفي
🙄 دروغگو 👈 کاذب
🙂 فروتن 👈 مُتواضِع
😊 راستگو 👈 صادق
🤔 دمدمی مزاج 👈 مُتغیّرُ المَزاج
😚 اجتماعی 👈 مَنطبِع
😠 کله شق 👈 من يركب رأسه
😲 محتاط 👈 حَذِر
😘وفادار 👈 وَفي
😶 فراموشکار 👈 مُتناسي
😤 پرخاشگر 👈 مُتخاصِم
#فاطمه_جعفری
♐ https://t.me/CTAFJ
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
#مفردات_حول_صفات_الانسان
😊خوشبین 👈 متفائل
☹️ بدبین 👈 متشائم
😑 تنبل 👈 كسول
😄 فعال 👈 نشیط
😣 خسیس 👈 بخیل
☺️ بخشنده 👈 کریم
🙄 دهن لق 👈 مذیاع
😂 شاد 👈 فرح
😔 غمگین 👈 حزین
🙂نیرومند 👈 قوي
🙁 ضعیف 👈 ضعیف
😐 ساده لوح 👈 ساذج
😅 گرم (صمیمی) 👈 حَمیم
😒سرد (خشک) 👈 یابِس
🤓 باهوش 👈 ذَکي
😬 کم رو 👈 خجول
😜 پر رو 👈 وقح
😨 بزدل (ترسو) 👈 جَبان
😀 شجاع 👈 شُجاع
🤗خوش قول 👈 متعهد
😖 نادان 👈 احمق
😏 فضول 👈 فُضولي
😢 احساسی 👈 عاطِفي
🙄 دروغگو 👈 کاذب
🙂 فروتن 👈 مُتواضِع
😊 راستگو 👈 صادق
🤔 دمدمی مزاج 👈 مُتغیّرُ المَزاج
😚 اجتماعی 👈 مَنطبِع
😠 کله شق 👈 من يركب رأسه
😲 محتاط 👈 حَذِر
😘وفادار 👈 وَفي
😶 فراموشکار 👈 مُتناسي
😤 پرخاشگر 👈 مُتخاصِم
#فاطمه_جعفری
♐ https://t.me/CTAFJ
Telegram
کافه ترجمه عربی
لینک اولین پست کانال:
https://t.me/CTAFJ/4
https://t.me/CTAFJ/4
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
#ضرب_المثل_١
♦️ مَا كُلُّ بَيْضَاءَ شَحْمَةٌ وَ لاَ سَوْدَاءَ تَمَْرَةٌ.
🔹️ هر گردی گردو نیست.
#فاطمه_جعفری
♐ https://t.me/CTAFJ
🆔 @CTAFJ
#ضرب_المثل_١
♦️ مَا كُلُّ بَيْضَاءَ شَحْمَةٌ وَ لاَ سَوْدَاءَ تَمَْرَةٌ.
🔹️ هر گردی گردو نیست.
#فاطمه_جعفری
♐ https://t.me/CTAFJ
Telegram
کافه ترجمه عربی
لینک اولین پست کانال:
https://t.me/CTAFJ/4
https://t.me/CTAFJ/4