کافه ترجمه عربی
528 subscribers
75 photos
7 videos
13 files
262 links
لینک اولین پست کانال:
https://t.me/CTAFJ/4
Download Telegram
گل بخت‌آور آفاق
در شب دیجور
شاخه‌ی تابنده‌ی تاک
به‌وقت خاکستر
بی تو
خانه ویران و
دریا
ای شکوه
پرتوافشان چمنزار فلق
گل بخت‌آور آفاق
مادرم در بیمارستان.

◾️قاسم آهنین‌جان

⚫️انتشارات افراز درگذشت مادر قاسم آهنین‌جان را به شاعر «ذکر خواب‌های بلوط» تسلیت می‌گوید.
#معرفی_کتاب_۲
🆔 @CTAFJ
#رمان_اعترافات
#برنده‌ی_جایزه‌ی_ادبی_PEN_امریکا_در_سال_۲۰۱۷
#نامزد_جایزه‌ی_بوکر_عربی_در_سال_۲۰۰۹
اثر: #ربیع_جابر
مترجم: #فاطمه_جعفری
ناشر: #انتشارات_افراز

#معرفی_کتاب
اعترافات، فاش‌سازی اثرات نامطلوب جنگ‌های داخلی بر افراد اجتماع است و شاید نه تنها سمبلی از سرزمین لبنان بلکه نمادی از تمامی سرزمین‌هایی است که یا از درون گرفتار بیماریِ جنگ داخلی می‌شوند و این بیماری چون غده‌ای سرطانی سراسر جامعه و ابناء آن را در خود فرو می‌بلعد و یا عاملی خارجی باعث شعله‌ور شدن این بیماری در اجتماع می‌گردد و آن را به مادری گرفتارِ بیماری روحی، بدل می‌کند که دست به فرزند‌کشی زده و نهایتا خود را به نابودی می‌کشاند. ربیع جابر، نویسنده‌ی نخبه و برجسته‌ی جهان عرب، در این رمان که صحنه‌ی آن بیروت در زمان جنگ‌های داخلی لبنان است، نه به دلایل جنگ‌ و در نتیجه تاریخ یا تجزیه‌و‌تحلیل اجتماع، بلکه به آثار روانی این جنگ‌ها بر روی افراد جامعه می‌پردازد و به این طریق جنون جنگ داخلی را به تصویر می‌کشد و این تصویر‌سازی را با چنان ظرافتی صورت می‌دهد تا مبادا حقایق خشن و تأثر‌برانگیزِ رخ‌داده، روح حساس خواننده را بخراشد، بلکه تا مثل نسیمی نرم، آهسته بر او بگذرد و اعلام حضور کند. برای همین است که اعترافات به نامزدی فهرست بلند جایزه‌ی بوکر عربی ۲۰۰۹ بسنده نمی‌کند و پا به آن سوی مرزها می‌نهد تا جایزه‌ی ادبی PEN سال ۲۰۱۷ را نیز از انجمن بین المللی قلم آمریکا در شاخه‌ی ترجمه، نصیب ربیع جابر نویسنده‌ی این اثر و کریم جیمز ابو زید مترجم انگلیسی‌زبان آن کند.

#برشی_از_رمان
پدرم مردم را می‌ربود و آن‌ها را می‌کُشت. در یکی از کوچه‌های باریک بغلِ میدان برج، در یکی از کوچه‌های تنگِ نه‌چندان دور از میدان، جلوی ماشین سفیدرنگی را گرفت و کارت شناسایی خواست... راننده‌ی ماشین می‌لرزید. ترسیده بود. چگونه به آن نقطه رسیده بود؟ اشتباهی وارد آن کوچه‌ی تنگ شده بود؟ راه را گم کرده بود؟ خودِ ماشین او را آنجا کشانده بود؟ ترسیده بود... یک چیزی شد که شلیک کردند... به ماشین شلیک کردند. باران می‌بارید. تمام آن روز، باران نم می‌زد و پدرم و دوستانش بارانی پوشیده بودند. شاید آن مرد، به‌خاطر باران راه را گم کرده بود. به‌خاطر برف‌پاک‌کن خراب. به‌خاطر ترس از جاهای خلوت... راه را گم کرده بود و ماشین به راه‌بند رسیده بود، و چند تا مرد بارانی‌پوش که از مخفیگاه‌ها بیرون آمده بودند، افراد داخل ماشین را به گلوله بستند...

وعده‌ی ما: سی‌و‌یکمین #نمایشگاه_بین‌المللی_کتاب_تهران
غرفه‌ی: #انتشارات_افراز

http://www.uupload.ir/files/3lo0_ctafj.jpg
#فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
#ترجمه‌ی_شعر
🆔 @CTAFJ
#أدونیس

عزف

لا شيء لا شيء – ريح خفيفة تعزف على قيثار الشجر
لا شيء، لا شيء.
فراغ، هيهات للكلام أن يملأه.

واحلمْ، احلمْ
ليس الحلم إلاّ حقيقة في سنّ الرضاعة.
واسأل نفسكَ، لا تسألني
ليس هناك افق مسدود إلاّ في عقلك.
لكن، من المؤكد تقريبا
أنّ القصيدة تنهض سحرياً كمثل بيتٍ يتدلّى في الفضاء

يسكن هذا البيت مهاجر اسمه المعنى.
🆔 @CTAFJ

آواز

هیچ و دیگر هیچ - باد ملایمی بر گیتار درختان می‌نوازد.
و هیچ و دیگر هیچ.
خلأیی که محال است سخنْ آن را پُر کند.

خیال و رؤیا بپروران
که رؤیا، حقیقتی در سن شیرخوارگی است.
از خودت سؤال کن، از من نپرس
هیچ افق مسدودی جز در عقل تو نیست.
امّا به احتمال زیاد
طلوع شعر سحرآمیز است، مثل خانه‌ی معلّقی در فضا

که ساکن این خانه، مهاجری‌ست به نام معنا.

#أدونیس
ترجمه‌ی: #فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
📚انتشارات افراز در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران
۱۲تا۲۲ اردیبهشت ماه۱۳۹۷
مصلی | شبستان | راهروی۵ | غرفه۴۰
📚انتشارات افراز در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران
۱۲تا۲۲ اردیبهشت ماه۱۳۹۷
مصلی | شبستان | راهروی۵ | غرفه۴۰
با سلام و سپاس از دوستان عزیزی که پیام داده بودند و سوال از محل غرفه انتشارات افراز کرده بودند و شرمنده بابت تاخیر در اجابت درخواست این عزیزان به دلیل اینکه در این چند روز دسترسی به تلگرام نداشتم. برای تمامی دوستان عزیزم آرزوی موفقیتهای روزافزون دارم. پیروز باشید☘️☘️☘️
🆔 @CTAFJ
من از تو کوچیده بودم
اما تو باوفا
دوباره در نوشتن زاده شدی...
—————
كنت قد رحلت عنك
ولكنّك أنت الوفيّة
وُلِدت من جديد في الكتابة..

#روز_جهانی_ماما_مبارک

#فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
کافه ترجمه عربی
#فرهنگ_نگاری_در_زبان_عربی #انتشارات_دانشگاه_تهران اثر: #دکتر_علی_القاسمی مترجمان: #دکتر_علی_اکبر_فراتی و #معصومه_ابوالحسنی ♐️ https://t.me/CTAFJ
#معرفی_کتاب
🆔 @CTAFJ
#فرهنگ_نگاری_در_زبان_عربی #انتشارات_دانشگاه_تهران
پژوهش های گرد آمده در این کتاب جنبه های مختلف نظری و کاربردی فرهنگ نگاری را بررسی می کند. بیشتر این پژوهش ها در سمینارهای تخصصی بین المللی و عربی برگزارشده در تونس، سریلانکا، فنلاند، کویت، مصر، مراکش و آمریکا مطرح و عرضه شده است. این کتاب برای دانشجویان و پژوهشگران رشته های ادبیات فارسی و عربی ودانشجویان زبان انگلیسی و فرانسه کارگشا و راهبردی است.
نویسنده: #دکتر_علی_القاسمی
مترجمان: #دکتر_علی_اکبر_فراتی و #معصومه_ابوالحسنی

♐️ https://t.me/CTAFJ
#جملات_قصار_۱١
🆔 @CTAFJ

🖊 نحن قوم مولعون بالنظافة
لهذا نؤقر غاسلي الأموات وغاسلي الأموال!

—---------------------------—

🤔 ما قومی مشتاق نظافتیم
برای همین مرده‌شویان و پول‌شویان را گرامی می‌داریم!

#أدهم_شرقاوي
ترجمه: #فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
جمله عربی؛مؤلفه‌ها، انواع و تحلیل آن
محمد ابراهیم عبادة
د. عدنان طهماسبی و فاطمه جعفری
غرفه فرهنگ نشرنو: شبستان، راهروی ۲۱، غرفه ۲۰
@nashrenow
www.nashrenow.com
#فاطمه_جعفری
https://t.me/CTAFJ
جمله_عربی_مؤلفه‌ها،_انواع_و_تحلیل.pdf
157.1 KB
فهرست و مقدمه‌‌ی مترجمان کتاب جمله‌ی عربی؛ مؤلفه‌ها، انواع، و تحلیل آن
منبع درسی
#کارشناسی و #کارشناسی_ارشد
#دانشگاه_تهران
محمد ابراهیم عبادة
د. عدنان طهماسبی و فاطمه جعفری
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
#ترجمه_شعر
🆔 @CTAFJ
مَرد بر زمین افتاد

وسط میدان
مرد بر زانوانش افتاد.

- آیا چنان خسته بود
​که توان ایستادن را از دست داده بود؟

- آیا به آن سدی رسیده بود
​که موج مرده‌ی عمر در آنجا می‌شکند؟

- آیا به راستی اندوه با پتکی دخلش را آورده بود؟
​آیا گردباد درد بود؟

- شاید فاجعه‌ای بود که کسی را یارای تحملش نیست.

- شاید فرشته‌ی رحمت بود
​که به وقت آمدنش، با تبر پرمانندش آمد.

- شاید خدا بود یا که شیطان.


در وسط میدان
​​ناگهان مرد مثل اسبی بر زمین افتاد
​​​زانوانش را با داسی درو کردند.


#سارگون_بولص
ترجمه: #فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
🗓 فردا پنجشنبه، نوزدهم اردیبهشت
ساعت 17

☕️دیدار با فاطمه جعفری، مترجم «دروزیان بلگراد» در رونمایی کتاب «اعترافات».


📍شبستان | راهروی ۵ | غرفه ۴۰| انتشارات افراز

🌲قد برافراز که از سرو کنی آزادم
با سلام و سپاس از همه‌ی دوستانی که از رمان‌های دروزیان بلگراد و اعترافات اثر ربیع جابر، نویسنده‌ی نخبه‌ی لبنانی، حمایت کردند و تمام نسخه‌های موجود از این دو رمان در نمایشگاه بین‌المللی کتاب را خریداری کردند. برای تمامی دوستان عزیزم آرزوی موفقیت‌های روزافزون دارم. سرافراز باشید.
#فاطمه_جعفری
♐️ @CTAFJ
#تعریب_شعر
🆔 @CTAFJ
شعری از:#احمد_شاملو
چشم‌های دیوار

چشم‌های دیوار چشم‌های دریچه چشم‌های در
چشم‌هایِ آب چشم‌های نسیم چشم‌های کوه
چشم‌های خیر و چشم‌های شر
چشم‌های ریجه و رَخت و پَخت
چشمِ دریا و چشمِ ماهی
چشم‌های درخت
چشم‌های برگ و ریشه
چشم‌های برکه و نیزار
چشمِ سنگ و چشم‌های شیشه
چشمِ رشک
چشم‌های نگرانی
چشم‌های اشک
بُهت‌زده در ما می‌نگرند
نه ازآنرو که تو را دوست می‌دارم من
ازآنرو که ما
جهان را دوست می‌داریم.
—------------------—
عيون الجدار

عيون الجدار عيون الكوّة عيون الباب
عيون الماء عيون النسيم عيون الجبل
عيون الخير وعيون الشر
عيون حبل الغسيل والملابس المنشورة
عين البحر وعين السمكة
عيون الشجرة
عيون الأوراق والجذور
عيون البركة وحقل القصب
عين الحجارة وعيون الزجاج
عين الحسد
عيون القلق
عيون الدمع
تنظر إلينا مندهشة
ليس لأنني أحبك
بل لأننا
نحب العالم.

شعر: #احمد_شاملو
تعریب: #غسان_حمدان
♐️ https://t.me/CTAFJ