Forwarded from جهان شعر و ترجمه
@jahan_tarjome
نیمی از محلهها مشتاق تو هستند
و نیمی دیگر را
جنگ با خاک یکی کرده...
#جداریات
#جدارية
#دیوار_نوشته_عربی
#شعر_در_خیابان
#کانال_جهان_ترجمه
https://t.me/jahan_tarjome
نیمی از محلهها مشتاق تو هستند
و نیمی دیگر را
جنگ با خاک یکی کرده...
#جداریات
#جدارية
#دیوار_نوشته_عربی
#شعر_در_خیابان
#کانال_جهان_ترجمه
https://t.me/jahan_tarjome
#معرفی_شاعر_۱۹ #کاظم_الحجاج
🆔 @CTAFJ
کاظم الحجاج شاعر عراقی است که در سال ۱۹۴۲ در شهر بصره چشم به جهان گشود و در سال ۱۹۶۷ از دانشکدهی حقوق دانشگاه بغداد در مقطع کارشناسی رشتهی حقوق و ادبیات فارغ التحصیل شد. از جمله آثار شعری او میتوان به «أخيرا تحدث شهريار» (۱۹۷۳)، «إيقاعات بصرية» (۱۹۸۷)، «غزالة الصبا» (۱۹۹۹)، «مالا یشبه الأشياء» (۲۰۰۵)، «جدارية النهرين» (۲۰۱۱) اشاره کرد. وی همچنین کتابی پژوهشی در زمینهی انسانشناسی با عنوان «المرأة والجنس بي الأساطير والأديان» (۲۰۰۲) به چاپ رسانده است و ۴ نمایشنامه نیز در کارنامه دارد که ۳ نمایشنامه از میان آنها به روی صحنه رفته و ۲ نمایشنامه موفق به کسب جایزه شده است. کاظم الحجاج مدرس بازنشسته بعد از ۲۸ سال تدریس، در روزنامهی هفتگی «الأخبار» نیز ستونی با عنوان «بهارات» دارد که از زمان انتشار مجله در سال ۲۰۰۳ این ستون را اداره میکند.
#فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
🆔 @CTAFJ
کاظم الحجاج شاعر عراقی است که در سال ۱۹۴۲ در شهر بصره چشم به جهان گشود و در سال ۱۹۶۷ از دانشکدهی حقوق دانشگاه بغداد در مقطع کارشناسی رشتهی حقوق و ادبیات فارغ التحصیل شد. از جمله آثار شعری او میتوان به «أخيرا تحدث شهريار» (۱۹۷۳)، «إيقاعات بصرية» (۱۹۸۷)، «غزالة الصبا» (۱۹۹۹)، «مالا یشبه الأشياء» (۲۰۰۵)، «جدارية النهرين» (۲۰۱۱) اشاره کرد. وی همچنین کتابی پژوهشی در زمینهی انسانشناسی با عنوان «المرأة والجنس بي الأساطير والأديان» (۲۰۰۲) به چاپ رسانده است و ۴ نمایشنامه نیز در کارنامه دارد که ۳ نمایشنامه از میان آنها به روی صحنه رفته و ۲ نمایشنامه موفق به کسب جایزه شده است. کاظم الحجاج مدرس بازنشسته بعد از ۲۸ سال تدریس، در روزنامهی هفتگی «الأخبار» نیز ستونی با عنوان «بهارات» دارد که از زمان انتشار مجله در سال ۲۰۰۳ این ستون را اداره میکند.
#فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
Telegram
کافه ترجمه عربی
لینک اولین پست کانال:
https://t.me/CTAFJ/4
https://t.me/CTAFJ/4
#ترجمه_شعر
🆔 @CTAFJ
«أخيرا تحدث شهريار»
إمنحيني بعضَ ما يمنحه الليلُ المسافرْ
وأحلمي مثلي تري لونِ النسيم
كارتعاش القبلة الاولى على أحداق شاعرْ
*
دقت الساعةُ في منتصف الليل، انطفأ ضوءُ الشموعْ
واستراح التعبُ الباقي من اليوم الذي مرّ
على أكتاف يوم لم يمرّ!
فاتركي كأسي بلا خمر فقد أترعتُها
مما تبقّى من دموعْ!
*
أيها البابُ الذي دقتْهُ كفّي قبلَ عامْ
لم لا تفتحك البسمةُ مرّه؟
ومتى ينفتح الوجه الذي يُغلق عند الابتسام؟
*
لم أعشْ حتى تمرّ الليلةُ الألفُ ولكن
أسرعتْ حتي إذا أحصيتها تاه الحسابْ!
فاحفري إسمكِ في يومي سؤالاً
أو جوابْ!
*
لا تقصّي قصةً أخرى عن الليل المسافرْ
واحلمي فالليلة الألفُ التي لم تأتِ ضاعتْ
بين صوت الديك – إذ يكذبُ في الفجر –
وأصواتِ المنائرْ!
شعر: #کاظم_الحجاج
ترجمه: #فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
🆔 @CTAFJ
«أخيرا تحدث شهريار»
إمنحيني بعضَ ما يمنحه الليلُ المسافرْ
وأحلمي مثلي تري لونِ النسيم
كارتعاش القبلة الاولى على أحداق شاعرْ
*
دقت الساعةُ في منتصف الليل، انطفأ ضوءُ الشموعْ
واستراح التعبُ الباقي من اليوم الذي مرّ
على أكتاف يوم لم يمرّ!
فاتركي كأسي بلا خمر فقد أترعتُها
مما تبقّى من دموعْ!
*
أيها البابُ الذي دقتْهُ كفّي قبلَ عامْ
لم لا تفتحك البسمةُ مرّه؟
ومتى ينفتح الوجه الذي يُغلق عند الابتسام؟
*
لم أعشْ حتى تمرّ الليلةُ الألفُ ولكن
أسرعتْ حتي إذا أحصيتها تاه الحسابْ!
فاحفري إسمكِ في يومي سؤالاً
أو جوابْ!
*
لا تقصّي قصةً أخرى عن الليل المسافرْ
واحلمي فالليلة الألفُ التي لم تأتِ ضاعتْ
بين صوت الديك – إذ يكذبُ في الفجر –
وأصواتِ المنائرْ!
شعر: #کاظم_الحجاج
ترجمه: #فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
Telegram
کافه ترجمه عربی
لینک اولین پست کانال:
https://t.me/CTAFJ/4
https://t.me/CTAFJ/4
#ترجمه_شعر
🆔 @CTAFJ
«سرانجام شهریار به سخن درآمد»
چیزی از عطای شبِ گذران ارزانیام بدار
و مثل من در رؤیا رنگ نسیم را ببین
چو لرزش مردمکهای شاعر به حین بوسهی اول
*
نیمهشبان ساعت نواخت و نور شمعها خاموشید
و رنج بازماندهی روزِ سر شده
به شانههای روز پیشِ رو آرامید!
جامم را بی شرابی واگذار که
از اشکهای بازمانده آکندمش!
*
ای دری که سال پیش دستم تو را نواخت
چرا لبخند نمیگشایدت باری؟
و کِی میشکفد آن صورتِ گرفته حین لبخند؟
*
بیفکر رسیدن شبِ هزارم روزگار سپراندم ولی
زود آمد و چو شمردمش، شماره به هم ریخت!
پس نامت را به روزگارم نقش بزن، در مقام خواسته
یا خواهان!
*
از شبِ گذران، قصّهی دیگری داستان مکن
و خواب رؤیایی کن، که شب هزارمِ نیامده
میان صدای خروس – دروغزن در سپیدهدم –
و صدای منارهها گم شد!
شعر: #کاظم_الحجاج
ترجمه: #فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
🆔 @CTAFJ
«سرانجام شهریار به سخن درآمد»
چیزی از عطای شبِ گذران ارزانیام بدار
و مثل من در رؤیا رنگ نسیم را ببین
چو لرزش مردمکهای شاعر به حین بوسهی اول
*
نیمهشبان ساعت نواخت و نور شمعها خاموشید
و رنج بازماندهی روزِ سر شده
به شانههای روز پیشِ رو آرامید!
جامم را بی شرابی واگذار که
از اشکهای بازمانده آکندمش!
*
ای دری که سال پیش دستم تو را نواخت
چرا لبخند نمیگشایدت باری؟
و کِی میشکفد آن صورتِ گرفته حین لبخند؟
*
بیفکر رسیدن شبِ هزارم روزگار سپراندم ولی
زود آمد و چو شمردمش، شماره به هم ریخت!
پس نامت را به روزگارم نقش بزن، در مقام خواسته
یا خواهان!
*
از شبِ گذران، قصّهی دیگری داستان مکن
و خواب رؤیایی کن، که شب هزارمِ نیامده
میان صدای خروس – دروغزن در سپیدهدم –
و صدای منارهها گم شد!
شعر: #کاظم_الحجاج
ترجمه: #فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
Telegram
کافه ترجمه عربی
لینک اولین پست کانال:
https://t.me/CTAFJ/4
https://t.me/CTAFJ/4
Forwarded from جهان شعر و ترجمه
@jahan_tarjome
🔹«باد»
بادی به در میکوبد... نگرانمان میکند
بادی از در نفوذ میکند
در را باز میکنیم بلکه بیاساییم
و دیوارهایمان را خراب میکنیم
و پوشش را برمیداریم
فقر از خواب میپرد و فریاد میزند
برهنه میشویم تا در بدبختیمان شنا کنیم
آب فرومیشود
و از رود، این مقبره بازمیماند.
〰〰〰〰〰〰〰〰〰
🔹«الريح»
تتخبّط ريحٌ على الباب.. تقلقنا
تتسرّب ريحٌ من الباب
نفتحه علّنا نستريح
ونهدّم حيطاننا
كاشفين عن الستر
ينتفض الفقر من غفوة ويصيح
نتعرّى لنسبح في بؤسنا
فتغور المياه
ويبقى من النهر هذا الضريح.
🔘شاعر: #ممدوح_عدوان
🔘برگردان: #فاطمه_جعفری
🔷نام شعر: "باد"
#شعر_عربی
#کانال_جهان_ترجمه
لینک کانال 👇👇👇👇
https://t.me/jahan_tarjome
🔹«باد»
بادی به در میکوبد... نگرانمان میکند
بادی از در نفوذ میکند
در را باز میکنیم بلکه بیاساییم
و دیوارهایمان را خراب میکنیم
و پوشش را برمیداریم
فقر از خواب میپرد و فریاد میزند
برهنه میشویم تا در بدبختیمان شنا کنیم
آب فرومیشود
و از رود، این مقبره بازمیماند.
〰〰〰〰〰〰〰〰〰
🔹«الريح»
تتخبّط ريحٌ على الباب.. تقلقنا
تتسرّب ريحٌ من الباب
نفتحه علّنا نستريح
ونهدّم حيطاننا
كاشفين عن الستر
ينتفض الفقر من غفوة ويصيح
نتعرّى لنسبح في بؤسنا
فتغور المياه
ويبقى من النهر هذا الضريح.
🔘شاعر: #ممدوح_عدوان
🔘برگردان: #فاطمه_جعفری
🔷نام شعر: "باد"
#شعر_عربی
#کانال_جهان_ترجمه
لینک کانال 👇👇👇👇
https://t.me/jahan_tarjome
Telegram
جهان شعر و ترجمه
ادمینها:
ابوالفضل پاشا
و علیرضا شعبانی
ارتباط و ارسال آثار:
@Alirezashabani33
ابوالفضل پاشا
و علیرضا شعبانی
ارتباط و ارسال آثار:
@Alirezashabani33
#ترجمه_شعر
🆔 @CTAFJ
«على باب الشعر»
حينَ وقفتُ ببابِ الشِّعْر
فَتَّشَ أحلامي الحُرَّاسْ
أمَروني أنْ أَخْلَعَ رأسي
وأريقَ بقايا الإحساسْ
ثم دَعَوني أنْ أكتُبَ شِعراً للناسْ
فخلعتُ نِعالي في البابِ
وَقلتُ:
خلعتُ الأخْطَرَ يا حُرَّاسْ
هذا النعلُ يدوسُ
ولكِنْ ..
هذا الرأسُ يُداسْ!
🆔 @CTAFJ
«بر در شعر»
بر درِ شعر که ایستادم
دربانان رؤیاهام را وارسیدند
دستور به برکندن سرم دادند
و برونریزی بازماندهی احساسم
سپس این خواسته که شعری برای مردم بنویسم
من هم کفشم را جلوی در کندم
و گفتم:
دربانان! خطرناکترین را درآوردم
این کفش لگدمال میکند
اما ...
این سر لگدکوب میشود!
شعر: #أحمد_مطر
ترجمه: #فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
🆔 @CTAFJ
«على باب الشعر»
حينَ وقفتُ ببابِ الشِّعْر
فَتَّشَ أحلامي الحُرَّاسْ
أمَروني أنْ أَخْلَعَ رأسي
وأريقَ بقايا الإحساسْ
ثم دَعَوني أنْ أكتُبَ شِعراً للناسْ
فخلعتُ نِعالي في البابِ
وَقلتُ:
خلعتُ الأخْطَرَ يا حُرَّاسْ
هذا النعلُ يدوسُ
ولكِنْ ..
هذا الرأسُ يُداسْ!
🆔 @CTAFJ
«بر در شعر»
بر درِ شعر که ایستادم
دربانان رؤیاهام را وارسیدند
دستور به برکندن سرم دادند
و برونریزی بازماندهی احساسم
سپس این خواسته که شعری برای مردم بنویسم
من هم کفشم را جلوی در کندم
و گفتم:
دربانان! خطرناکترین را درآوردم
این کفش لگدمال میکند
اما ...
این سر لگدکوب میشود!
شعر: #أحمد_مطر
ترجمه: #فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
Telegram
کافه ترجمه عربی
لینک اولین پست کانال:
https://t.me/CTAFJ/4
https://t.me/CTAFJ/4
#سخنی_بادوستان
🆔 @CTAFJ
دوستان عزیز، یاران جان
تا که دورهمی قشنگمان را در کافه ترجمه عربی از دست ندهیم، محفلی در اینستاگرام آماده کردهایم تا در صورت فیلتر شدن تلگرام، همچنان کنار هم باشیم.
منتظر حضور سبزتان در صفحهی اینستاگرام «کافه ترجمه عربی» هستیم.
پیج ما در اینستاگرام:
https://instagram.com/CafeTarjomeArabi/
#فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
🆔 @CTAFJ
دوستان عزیز، یاران جان
تا که دورهمی قشنگمان را در کافه ترجمه عربی از دست ندهیم، محفلی در اینستاگرام آماده کردهایم تا در صورت فیلتر شدن تلگرام، همچنان کنار هم باشیم.
منتظر حضور سبزتان در صفحهی اینستاگرام «کافه ترجمه عربی» هستیم.
پیج ما در اینستاگرام:
https://instagram.com/CafeTarjomeArabi/
#فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
Instagram
CafeTarjomeArabi (@cafetarjomearabi) • Instagram photos and videos
293 Followers, 229 Following, 11 Posts - See Instagram photos and videos from CafeTarjomeArabi (@cafetarjomearabi)
#ترجمه_شعر
🆔 @CTAFJ
طفلة في مخيّم
تسألُ
عن معنى كلمة لاجئ..!
—----------------
دختربچهای در اردوگاه
معنای کلمهی پناهنده را
می پرسد...!
شعر: #ریتا_عودة
ترجمه: #فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
🆔 @CTAFJ
طفلة في مخيّم
تسألُ
عن معنى كلمة لاجئ..!
—----------------
دختربچهای در اردوگاه
معنای کلمهی پناهنده را
می پرسد...!
شعر: #ریتا_عودة
ترجمه: #فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
Telegram
کافه ترجمه عربی
لینک اولین پست کانال:
https://t.me/CTAFJ/4
https://t.me/CTAFJ/4
از #رمان_های_برتر_خارجی
#رمان_دروزیان_بلگراد
🆔 @CTAFJ
معرفی رمان دروزیان بلگراد در سایت شهروند ادبیات بهعنوان یکی از رمانهای برتر خارجی از دید دکتر عباس پژمان نویسنده و مترجم برجستهی کشور
👇🏻👇🏻👇🏻
http://adabvand.ir/داستان%E2%80%8Cها-و-رمان%E2%80%8Cهای-برتر-خارجی/
نویسنده: #ربیع_جابر
ترجمه: #فاطمه_جعفری
#نشر_افراز
♐️ https://t.me/CTAFJ
#رمان_دروزیان_بلگراد
🆔 @CTAFJ
معرفی رمان دروزیان بلگراد در سایت شهروند ادبیات بهعنوان یکی از رمانهای برتر خارجی از دید دکتر عباس پژمان نویسنده و مترجم برجستهی کشور
👇🏻👇🏻👇🏻
http://adabvand.ir/داستان%E2%80%8Cها-و-رمان%E2%80%8Cهای-برتر-خارجی/
نویسنده: #ربیع_جابر
ترجمه: #فاطمه_جعفری
#نشر_افراز
♐️ https://t.me/CTAFJ
شهروند ادبیات
بهترین کتابها | بهترین داستانهای خارجی | بهترین رمانهای خارجی | بهترین کتابها | کتابهایی که ارزش خواندن دارند | بهترین کتابها…
بهترین کتابها ، چاپ مجموعه داستان و کتابهای رمان نسبت به گذشته شتاب بیشتری گرفتهاست و بیم آن میرود در میان انبوهی از کتابهای منتشرشده، آثار داستانی
#ترجمهی_شعر
🆔 @CTAFJ
شعر: #إبراهيم_حميدي
و لأنّه يصفُكِ كما يصف
قمراً في السماء.. أحسدُه
ولأنّه لا يأبهُ للعواقب
والهزائم .. أحسدُه
و لأنّه أقرب إلى عينيكِ منّي
وأبلغ في الوصف منّي .. أحسدُه
يكسر حواجز الصَّمت
ويتجاوز حدود الجبن
ويسبقني إليكِ ..
يُصرّح بحُبّه لكِ ..
يعترف أمام الملأ ..
أميرته أنتِ ومُلهِمته أنتِ
و مصيرة المحتوم أنتِ ..
يا لِشجاعتهِ .. يا لِفصاحتهِ ..!
ذاكَ هوَ قلمي ..
أيَحسِدُ الكاتبُ قلمَه؟!
—----------
چون تو را بهگونهای میستاید
که ماهی در آسمان را... به او حسودی میکنم
و چون به پیامدها بیتوجه است
و به شکستها بیاعتنا... به او حسودی میکنم
و چون به چشمانت نزدیکتر از من است
و بیانش شیواتر از من... به او حسودی میکنم
سدهای سکوت را میشکند
و از مرزهای ترس میگذرد
و در رسیدن به تو از من پیشی میگیرد...
عشقش به تو را فاش میگوید
پیشروی مردم اعتراف میکند...
که تو ملکهی او و الهامگرش هستی
و تویی سرنوشت یقینیاش...
عجب شجاعتی دارد... و عجب بیان شیوایی...!
او قلم من است...
و آیا نویسنده بر قلمش حسودی میکند؟!
شعر: #إبراهيم_حميدي
ترجمه: #فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
🆔 @CTAFJ
شعر: #إبراهيم_حميدي
و لأنّه يصفُكِ كما يصف
قمراً في السماء.. أحسدُه
ولأنّه لا يأبهُ للعواقب
والهزائم .. أحسدُه
و لأنّه أقرب إلى عينيكِ منّي
وأبلغ في الوصف منّي .. أحسدُه
يكسر حواجز الصَّمت
ويتجاوز حدود الجبن
ويسبقني إليكِ ..
يُصرّح بحُبّه لكِ ..
يعترف أمام الملأ ..
أميرته أنتِ ومُلهِمته أنتِ
و مصيرة المحتوم أنتِ ..
يا لِشجاعتهِ .. يا لِفصاحتهِ ..!
ذاكَ هوَ قلمي ..
أيَحسِدُ الكاتبُ قلمَه؟!
—----------
چون تو را بهگونهای میستاید
که ماهی در آسمان را... به او حسودی میکنم
و چون به پیامدها بیتوجه است
و به شکستها بیاعتنا... به او حسودی میکنم
و چون به چشمانت نزدیکتر از من است
و بیانش شیواتر از من... به او حسودی میکنم
سدهای سکوت را میشکند
و از مرزهای ترس میگذرد
و در رسیدن به تو از من پیشی میگیرد...
عشقش به تو را فاش میگوید
پیشروی مردم اعتراف میکند...
که تو ملکهی او و الهامگرش هستی
و تویی سرنوشت یقینیاش...
عجب شجاعتی دارد... و عجب بیان شیوایی...!
او قلم من است...
و آیا نویسنده بر قلمش حسودی میکند؟!
شعر: #إبراهيم_حميدي
ترجمه: #فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
Telegram
کافه ترجمه عربی
لینک اولین پست کانال:
https://t.me/CTAFJ/4
https://t.me/CTAFJ/4
#ترجمهی_شعر
🆔 @CTAFJ
شعر و ترجمه: #منا_حزابی_زاده
انت الذی تختار
این تطیر العصافیر
واین یروی الربیع
کنت اذا لم تنظرلی یوما
لم تشرق الشمس...
اعوام تجری
واللیل باقی هنا...
🆔 @CTAFJ
تویی که برمی گزینی
گنجشک ها کجا پرواز کنند
وبهار چه سرزمینی را برویاند
روزی که نگاهم نمی کردی
خورشید طلوع نمی کرد...
سالها می گذرد
وشب باقی ست اینجا...
#فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
🆔 @CTAFJ
شعر و ترجمه: #منا_حزابی_زاده
انت الذی تختار
این تطیر العصافیر
واین یروی الربیع
کنت اذا لم تنظرلی یوما
لم تشرق الشمس...
اعوام تجری
واللیل باقی هنا...
🆔 @CTAFJ
تویی که برمی گزینی
گنجشک ها کجا پرواز کنند
وبهار چه سرزمینی را برویاند
روزی که نگاهم نمی کردی
خورشید طلوع نمی کرد...
سالها می گذرد
وشب باقی ست اینجا...
#فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
Telegram
کافه ترجمه عربی
لینک اولین پست کانال:
https://t.me/CTAFJ/4
https://t.me/CTAFJ/4
#از_گوشه_و_کنار_ترجمه_۲۰
🆔 @CTAFJ
- حسابش را میرسم: أصفّیه
- چشمانش دودو زد: زاغت عیناه
- حالیبهحالی است: مزاجه یتقلّب
- به او تشر زد: نَهَرَه
- سرشار از انرژی است: یفور بالطاقة
- کفپوش را تِی کشید: شَطَفَ البلاط
- با هم گلاویز شدند: تصارعا
- قلبش در دهانش زد، قلبش به دهانش آمد: نبض القلب في فمه
- روزش را زهرمار کرد: سمّم نهاره
- گلوله به چپ منحرف شد: زاح الرصاص إلى اليسار
#فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
🆔 @CTAFJ
- حسابش را میرسم: أصفّیه
- چشمانش دودو زد: زاغت عیناه
- حالیبهحالی است: مزاجه یتقلّب
- به او تشر زد: نَهَرَه
- سرشار از انرژی است: یفور بالطاقة
- کفپوش را تِی کشید: شَطَفَ البلاط
- با هم گلاویز شدند: تصارعا
- قلبش در دهانش زد، قلبش به دهانش آمد: نبض القلب في فمه
- روزش را زهرمار کرد: سمّم نهاره
- گلوله به چپ منحرف شد: زاح الرصاص إلى اليسار
#فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
Telegram
کافه ترجمه عربی
لینک اولین پست کانال:
https://t.me/CTAFJ/4
https://t.me/CTAFJ/4
آن که چندان صحبتی با تو نمیکند
بیش از آنچه فکر کنی به تو میاندیشد
«نزار قبانی»
ترجمه: #فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
بیش از آنچه فکر کنی به تو میاندیشد
«نزار قبانی»
ترجمه: #فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
#معرفی_نویسنده_۷ #دکتر_سناء_شعلان
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
دکتر سناء کامل احمد شعلان معروف به سناء شعلان، نویسندهی معاصر اردنی است که در سال ۱۹۷۷ در عمان زاده شد و تحصیلات خود را با اخذ مدرک دکتری زبان عربی در سال ۲۰۰۶ از دانشگاه اردن به پایان برد و به عنوان استاد دانشگاه در همین دانشگاه مشغول به کار شد. وی بهواسطهی رماننویسی، نمایشنامهنویسی، سناریونویسی و نویسندگی داستان کوتاه و ادبیات کودکان، در سال ۲۰۰۸ لقب یکی از ۶۰ زن موفق عرب را بر اساس نظرسنجی مجلهی «سیّدتی» که به دو زبان عربی و انگلیسی منتشر میشود، کسب کرد و همچنین در سال ۲۰۱۴ برندهی ستارهی صلح از سازمان بینالمللی صلح و دوستی دانمارک گردید. دکتر شعلان بهعنوان ناقد، روزنامهنگار و خبرنگار با برخی از مجلات عربی همکاری دارد و فعال حقوق بشر، زن، کودک و عدالت اجتماعی و همچنین عضو بسیاری از جمعیتهای ادبی است و تاکنون حدود ۶۰ جایزهرا در سطح بینالمللی، در جهان عرب و در داخل کشور از آن خود کرده است. دکتر سناء شعلان ۵۲ اثر تالیفی در زمینهی نقد، رمان،مجموعهداستان و داستان کودکان و همچنین صدها پژوهش و مقاله منتشر کرده و در روزنامهها و نشریات داخلی و برخی کشورهای عربی ستون ثابتی برای نگارش دارد. از جمله آثار او میتوان به رمان «السقوط في الشمس» (۲۰۰۴) و مجموعهداستانهای «الجدار الزجاجي» (۲۰۰۵)، «الکابوس» (۲۰۰۶)، «تراتیل الماء» (۲۰۱۰) و «حدث ذات جدار» (۲۰۱۶) اشاره کرد. بسیاری از آثار وی به دیگر زبانها ترجمه شده و جوایزی را از کشورهای مختلف نصیب او کرده است.
داستان کوتاه انتخابی زیر با نام «دوباره اودیسئوس» از کتاب «الکابوس» انتخاب شده که در آن تاریخچهی سرزمین تونس از گذشته تا به امروز با تمرکز بر تاریخ اشغالگریها، آزادیها و دیکتاتوریهایی که این کشور به خود دیده، با آمیزهای از اسطورههای یونانی به تصویر کشیده شده است. مجموعهداستان «الكابوس» در سال ۲۰۰۶ مقام اول دورهی نهم جایزهی «شارجه» را در بخش داستان کوتاه کسب کرد.
#فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
دکتر سناء کامل احمد شعلان معروف به سناء شعلان، نویسندهی معاصر اردنی است که در سال ۱۹۷۷ در عمان زاده شد و تحصیلات خود را با اخذ مدرک دکتری زبان عربی در سال ۲۰۰۶ از دانشگاه اردن به پایان برد و به عنوان استاد دانشگاه در همین دانشگاه مشغول به کار شد. وی بهواسطهی رماننویسی، نمایشنامهنویسی، سناریونویسی و نویسندگی داستان کوتاه و ادبیات کودکان، در سال ۲۰۰۸ لقب یکی از ۶۰ زن موفق عرب را بر اساس نظرسنجی مجلهی «سیّدتی» که به دو زبان عربی و انگلیسی منتشر میشود، کسب کرد و همچنین در سال ۲۰۱۴ برندهی ستارهی صلح از سازمان بینالمللی صلح و دوستی دانمارک گردید. دکتر شعلان بهعنوان ناقد، روزنامهنگار و خبرنگار با برخی از مجلات عربی همکاری دارد و فعال حقوق بشر، زن، کودک و عدالت اجتماعی و همچنین عضو بسیاری از جمعیتهای ادبی است و تاکنون حدود ۶۰ جایزهرا در سطح بینالمللی، در جهان عرب و در داخل کشور از آن خود کرده است. دکتر سناء شعلان ۵۲ اثر تالیفی در زمینهی نقد، رمان،مجموعهداستان و داستان کودکان و همچنین صدها پژوهش و مقاله منتشر کرده و در روزنامهها و نشریات داخلی و برخی کشورهای عربی ستون ثابتی برای نگارش دارد. از جمله آثار او میتوان به رمان «السقوط في الشمس» (۲۰۰۴) و مجموعهداستانهای «الجدار الزجاجي» (۲۰۰۵)، «الکابوس» (۲۰۰۶)، «تراتیل الماء» (۲۰۱۰) و «حدث ذات جدار» (۲۰۱۶) اشاره کرد. بسیاری از آثار وی به دیگر زبانها ترجمه شده و جوایزی را از کشورهای مختلف نصیب او کرده است.
داستان کوتاه انتخابی زیر با نام «دوباره اودیسئوس» از کتاب «الکابوس» انتخاب شده که در آن تاریخچهی سرزمین تونس از گذشته تا به امروز با تمرکز بر تاریخ اشغالگریها، آزادیها و دیکتاتوریهایی که این کشور به خود دیده، با آمیزهای از اسطورههای یونانی به تصویر کشیده شده است. مجموعهداستان «الكابوس» در سال ۲۰۰۶ مقام اول دورهی نهم جایزهی «شارجه» را در بخش داستان کوتاه کسب کرد.
#فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
Telegram
کافه ترجمه عربی
لینک اولین پست کانال:
https://t.me/CTAFJ/4
https://t.me/CTAFJ/4
Forwarded from انتشارات افراز
گل بختآور آفاق
در شب دیجور
شاخهی تابندهی تاک
بهوقت خاکستر
بی تو
خانه ویران و
دریا
ای شکوه
پرتوافشان چمنزار فلق
گل بختآور آفاق
مادرم در بیمارستان.
◾️قاسم آهنینجان
⚫️انتشارات افراز درگذشت مادر قاسم آهنینجان را به شاعر «ذکر خوابهای بلوط» تسلیت میگوید.
در شب دیجور
شاخهی تابندهی تاک
بهوقت خاکستر
بی تو
خانه ویران و
دریا
ای شکوه
پرتوافشان چمنزار فلق
گل بختآور آفاق
مادرم در بیمارستان.
◾️قاسم آهنینجان
⚫️انتشارات افراز درگذشت مادر قاسم آهنینجان را به شاعر «ذکر خوابهای بلوط» تسلیت میگوید.
انتشارات افراز
گل بختآور آفاق در شب دیجور شاخهی تابندهی تاک بهوقت خاکستر بی تو خانه ویران و دریا ای شکوه پرتوافشان چمنزار فلق گل بختآور آفاق مادرم در بیمارستان. ◾️قاسم آهنینجان ⚫️انتشارات افراز درگذشت مادر قاسم آهنینجان را به شاعر «ذکر خوابهای بلوط» تسلیت میگوید.
#تعريب_شعر
🆔 @CTAFJ
#قاسم_آهنینجان
يا زهرة الآفاق الجالبة للسعادة
في الليل الداج
يا فروع الكرمة الملتوية
وقت الرماد
بدونك
مهدّم البيت
والبحر
أيتها الجلالة
الزاهية في مرج الفلق
يا زهرة الآفاق الجالبة للسعادة
يا أمّاه في المستشفى.
شعر: #قاسم_آهنینجان
تعریب: #فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
🆔 @CTAFJ
#قاسم_آهنینجان
يا زهرة الآفاق الجالبة للسعادة
في الليل الداج
يا فروع الكرمة الملتوية
وقت الرماد
بدونك
مهدّم البيت
والبحر
أيتها الجلالة
الزاهية في مرج الفلق
يا زهرة الآفاق الجالبة للسعادة
يا أمّاه في المستشفى.
شعر: #قاسم_آهنینجان
تعریب: #فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
Telegram
کافه ترجمه عربی
لینک اولین پست کانال:
https://t.me/CTAFJ/4
https://t.me/CTAFJ/4
#معرفی_کتاب_۲
🆔 @CTAFJ
#رمان_اعترافات
#برندهی_جایزهی_ادبی_PEN_امریکا_در_سال_۲۰۱۷
#نامزد_جایزهی_بوکر_عربی_در_سال_۲۰۰۹
اثر: #ربیع_جابر
مترجم: #فاطمه_جعفری
ناشر: #انتشارات_افراز
#معرفی_کتاب
اعترافات، فاشسازی اثرات نامطلوب جنگهای داخلی بر افراد اجتماع است و شاید نه تنها سمبلی از سرزمین لبنان بلکه نمادی از تمامی سرزمینهایی است که یا از درون گرفتار بیماریِ جنگ داخلی میشوند و این بیماری چون غدهای سرطانی سراسر جامعه و ابناء آن را در خود فرو میبلعد و یا عاملی خارجی باعث شعلهور شدن این بیماری در اجتماع میگردد و آن را به مادری گرفتارِ بیماری روحی، بدل میکند که دست به فرزندکشی زده و نهایتا خود را به نابودی میکشاند. ربیع جابر، نویسندهی نخبه و برجستهی جهان عرب، در این رمان که صحنهی آن بیروت در زمان جنگهای داخلی لبنان است، نه به دلایل جنگ و در نتیجه تاریخ یا تجزیهوتحلیل اجتماع، بلکه به آثار روانی این جنگها بر روی افراد جامعه میپردازد و به این طریق جنون جنگ داخلی را به تصویر میکشد و این تصویرسازی را با چنان ظرافتی صورت میدهد تا مبادا حقایق خشن و تأثربرانگیزِ رخداده، روح حساس خواننده را بخراشد، بلکه تا مثل نسیمی نرم، آهسته بر او بگذرد و اعلام حضور کند. برای همین است که اعترافات به نامزدی فهرست بلند جایزهی بوکر عربی ۲۰۰۹ بسنده نمیکند و پا به آن سوی مرزها مینهد تا جایزهی ادبی PEN سال ۲۰۱۷ را نیز از انجمن بین المللی قلم آمریکا در شاخهی ترجمه، نصیب ربیع جابر نویسندهی این اثر و کریم جیمز ابو زید مترجم انگلیسیزبان آن کند.
#برشی_از_رمان
پدرم مردم را میربود و آنها را میکُشت. در یکی از کوچههای باریک بغلِ میدان برج، در یکی از کوچههای تنگِ نهچندان دور از میدان، جلوی ماشین سفیدرنگی را گرفت و کارت شناسایی خواست... رانندهی ماشین میلرزید. ترسیده بود. چگونه به آن نقطه رسیده بود؟ اشتباهی وارد آن کوچهی تنگ شده بود؟ راه را گم کرده بود؟ خودِ ماشین او را آنجا کشانده بود؟ ترسیده بود... یک چیزی شد که شلیک کردند... به ماشین شلیک کردند. باران میبارید. تمام آن روز، باران نم میزد و پدرم و دوستانش بارانی پوشیده بودند. شاید آن مرد، بهخاطر باران راه را گم کرده بود. بهخاطر برفپاککن خراب. بهخاطر ترس از جاهای خلوت... راه را گم کرده بود و ماشین به راهبند رسیده بود، و چند تا مرد بارانیپوش که از مخفیگاهها بیرون آمده بودند، افراد داخل ماشین را به گلوله بستند...
وعدهی ما: سیویکمین #نمایشگاه_بینالمللی_کتاب_تهران
غرفهی: #انتشارات_افراز
http://www.uupload.ir/files/3lo0_ctafj.jpg
#فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
🆔 @CTAFJ
#رمان_اعترافات
#برندهی_جایزهی_ادبی_PEN_امریکا_در_سال_۲۰۱۷
#نامزد_جایزهی_بوکر_عربی_در_سال_۲۰۰۹
اثر: #ربیع_جابر
مترجم: #فاطمه_جعفری
ناشر: #انتشارات_افراز
#معرفی_کتاب
اعترافات، فاشسازی اثرات نامطلوب جنگهای داخلی بر افراد اجتماع است و شاید نه تنها سمبلی از سرزمین لبنان بلکه نمادی از تمامی سرزمینهایی است که یا از درون گرفتار بیماریِ جنگ داخلی میشوند و این بیماری چون غدهای سرطانی سراسر جامعه و ابناء آن را در خود فرو میبلعد و یا عاملی خارجی باعث شعلهور شدن این بیماری در اجتماع میگردد و آن را به مادری گرفتارِ بیماری روحی، بدل میکند که دست به فرزندکشی زده و نهایتا خود را به نابودی میکشاند. ربیع جابر، نویسندهی نخبه و برجستهی جهان عرب، در این رمان که صحنهی آن بیروت در زمان جنگهای داخلی لبنان است، نه به دلایل جنگ و در نتیجه تاریخ یا تجزیهوتحلیل اجتماع، بلکه به آثار روانی این جنگها بر روی افراد جامعه میپردازد و به این طریق جنون جنگ داخلی را به تصویر میکشد و این تصویرسازی را با چنان ظرافتی صورت میدهد تا مبادا حقایق خشن و تأثربرانگیزِ رخداده، روح حساس خواننده را بخراشد، بلکه تا مثل نسیمی نرم، آهسته بر او بگذرد و اعلام حضور کند. برای همین است که اعترافات به نامزدی فهرست بلند جایزهی بوکر عربی ۲۰۰۹ بسنده نمیکند و پا به آن سوی مرزها مینهد تا جایزهی ادبی PEN سال ۲۰۱۷ را نیز از انجمن بین المللی قلم آمریکا در شاخهی ترجمه، نصیب ربیع جابر نویسندهی این اثر و کریم جیمز ابو زید مترجم انگلیسیزبان آن کند.
#برشی_از_رمان
پدرم مردم را میربود و آنها را میکُشت. در یکی از کوچههای باریک بغلِ میدان برج، در یکی از کوچههای تنگِ نهچندان دور از میدان، جلوی ماشین سفیدرنگی را گرفت و کارت شناسایی خواست... رانندهی ماشین میلرزید. ترسیده بود. چگونه به آن نقطه رسیده بود؟ اشتباهی وارد آن کوچهی تنگ شده بود؟ راه را گم کرده بود؟ خودِ ماشین او را آنجا کشانده بود؟ ترسیده بود... یک چیزی شد که شلیک کردند... به ماشین شلیک کردند. باران میبارید. تمام آن روز، باران نم میزد و پدرم و دوستانش بارانی پوشیده بودند. شاید آن مرد، بهخاطر باران راه را گم کرده بود. بهخاطر برفپاککن خراب. بهخاطر ترس از جاهای خلوت... راه را گم کرده بود و ماشین به راهبند رسیده بود، و چند تا مرد بارانیپوش که از مخفیگاهها بیرون آمده بودند، افراد داخل ماشین را به گلوله بستند...
وعدهی ما: سیویکمین #نمایشگاه_بینالمللی_کتاب_تهران
غرفهی: #انتشارات_افراز
http://www.uupload.ir/files/3lo0_ctafj.jpg
#فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
#ترجمهی_شعر
🆔 @CTAFJ
#أدونیس
عزف
لا شيء لا شيء – ريح خفيفة تعزف على قيثار الشجر
لا شيء، لا شيء.
فراغ، هيهات للكلام أن يملأه.
واحلمْ، احلمْ
ليس الحلم إلاّ حقيقة في سنّ الرضاعة.
واسأل نفسكَ، لا تسألني
ليس هناك افق مسدود إلاّ في عقلك.
لكن، من المؤكد تقريبا
أنّ القصيدة تنهض سحرياً كمثل بيتٍ يتدلّى في الفضاء
يسكن هذا البيت مهاجر اسمه المعنى.
🆔 @CTAFJ
آواز
هیچ و دیگر هیچ - باد ملایمی بر گیتار درختان مینوازد.
و هیچ و دیگر هیچ.
خلأیی که محال است سخنْ آن را پُر کند.
خیال و رؤیا بپروران
که رؤیا، حقیقتی در سن شیرخوارگی است.
از خودت سؤال کن، از من نپرس
هیچ افق مسدودی جز در عقل تو نیست.
امّا به احتمال زیاد
طلوع شعر سحرآمیز است، مثل خانهی معلّقی در فضا
که ساکن این خانه، مهاجریست به نام معنا.
#أدونیس
ترجمهی: #فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
🆔 @CTAFJ
#أدونیس
عزف
لا شيء لا شيء – ريح خفيفة تعزف على قيثار الشجر
لا شيء، لا شيء.
فراغ، هيهات للكلام أن يملأه.
واحلمْ، احلمْ
ليس الحلم إلاّ حقيقة في سنّ الرضاعة.
واسأل نفسكَ، لا تسألني
ليس هناك افق مسدود إلاّ في عقلك.
لكن، من المؤكد تقريبا
أنّ القصيدة تنهض سحرياً كمثل بيتٍ يتدلّى في الفضاء
يسكن هذا البيت مهاجر اسمه المعنى.
🆔 @CTAFJ
آواز
هیچ و دیگر هیچ - باد ملایمی بر گیتار درختان مینوازد.
و هیچ و دیگر هیچ.
خلأیی که محال است سخنْ آن را پُر کند.
خیال و رؤیا بپروران
که رؤیا، حقیقتی در سن شیرخوارگی است.
از خودت سؤال کن، از من نپرس
هیچ افق مسدودی جز در عقل تو نیست.
امّا به احتمال زیاد
طلوع شعر سحرآمیز است، مثل خانهی معلّقی در فضا
که ساکن این خانه، مهاجریست به نام معنا.
#أدونیس
ترجمهی: #فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
Telegram
کافه ترجمه عربی
لینک اولین پست کانال:
https://t.me/CTAFJ/4
https://t.me/CTAFJ/4