کافه ترجمه عربی
528 subscribers
75 photos
7 videos
13 files
262 links
لینک اولین پست کانال:
https://t.me/CTAFJ/4
Download Telegram
#جملات_قصار_۱۰
🆔 @CTAFJ

🖊 عندما تصبح المكتبة في البيت ضرورة كالطّاولة والسّریر والكرسيّ والمطبخ،
عندئذٍ يمكن القول بأنّنا أصبحنا قوماً متحضّرين.

—---------------------------—

🤔 وقتی کتابخانه نیز مثل میز، تخت، صندلی و آشپزخانه، ضرورتی در خانه شود،
آن‌وقت می‌توان گفت که مردمانی متمدن شده‌ایم.

#ميخائيل_نعيمة
ترجمه: #فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
#سلسله_درس‌های_فن_ترجمه #قسمت_۱۴ب
🆔 @CTAFJ
گروه وصفی اسنادی در جایگاه‌های زیر قرار می‌گیرد:
۱- مبتدا: «(المُطِيعُ رَبَّهُ) مُثَابٌ»: «(کسی که فرمانبر پرودگارش باشد)، پاداش گیرد».
۲- خبر: «مُحَمَّدٌ (نَاجِحٌ أَخُوهُ)»: «برادر محمد موفق است».
۳- فاعل: «أَقبَلَ (الفَائِزُ أَخُوهُ)»: «(کسی که برادرش برنده شد)، آمد».
۴- مفعول‌به: «كَافَأتُ (الوَاضِحَ خَطُّهُ)»: «به کسی که خطش خوانا بود، جایزه دادم».
۵- نعت: «قَرَأتُ كِتَاباً (مَجِيداً مُؤَلِّفُهُ)»: «کتاب نویسنده‌ای برجسته را خواندم».
۶- حال: «أقبَلَ الفَائِزُ (مُشرِقاً وَجهُهُ)»: «برنده با چهره‌ای درخشان آمد».
۷- مجرور: «أُعجِبتُ (بِالمُسَدِّدِ الكُرَةَ فِي المَرمَى)»: «گُل‌زن، تحسینم را برانگیخت».
۸- معطوف: «هَذَا التَّاجِرُ يُحِبُّ النَّاسِ و(َكَاسِبٌ ثِقَتَهُم)»: «این تاجر مردم را دوست دارد و اعتمادشان را جلب کرده است».
#فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
Forwarded from پیوند نگار
#ترجمه_شعر
🆔 @CTAFJ
يا الله راحو حبابي
تركوني قاسي مصابي
والله دمعات عيوني
تتكلم عن عذابي

من بعدن لحظة ما هنيت
نشفو دمعات هدابي
صخر اللي ما بيبكي بكيت
يوم اللي رحلو حبابي

يا دنيا تهدئ علي
قلبي ما عاد يحمل
آهات وألم ودمعات
بيكفيني اللي في

يكفي خدتي الغوالي
وحرمتيني من شوفهن
صفيت انا فيكي لحالي
ليش ما خدتيني معهن

يا دموع العين سكابا
الآه بقلبي تكويني
يلي مفارق حبابه
يحسّ بغصة عنيني

كل عنّة فيها عن موت
ماحدا حاسس في
عم بحلم بالتابوت
بلكي الكفن ينسيني

يا الله راحو حبابي
تركوني قاسي مصابي
والله دمعات عيوني
تتكلم عن عذابي

اجرا: #باسل_نجم
ترجمه: #فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
پیوند نگار
‍‍ #ترجمه_شعر 🆔 @CTAFJ يا الله راحو حبابي تركوني قاسي مصابي والله دمعات عيوني تتكلم عن عذابي من بعدن لحظة ما هنيت نشفو دمعات هدابي صخر اللي ما بيبكي بكيت يوم اللي رحلو حبابي يا دنيا تهدئ علي قلبي ما عاد يحمل آهات وألم ودمعات بيكفيني اللي في يكفي خدتي…
#ترجمه_شعر
🆔 @CTAFJ
خدایا عزیزانم رفتند
مرا در رنج مصیبت‌هایم رها کردند
به خدا اشک چشم‌هایم
از عذاب درونم خبر می‌دهد

بعد از آنان لحظه‌ای نیاسودم
اشک مژگانم خشکید
و اشک سنگ را هم که نمی‌گرید، درآوردم
روزی که عزیزانم کوچیدند

ای دنیا بر من آسان گیر
قلبم دیگر تحمل
آه‌و‌ناله‌، و درد‌و‌اشک را ندارد
و دردی که در درون دارم برایم بس است

مرا همین بس که عزیزانم را گرفتی
و مرا از دیدنشان محروم کردی
من در تو تنها ماندم
چرا مرا هم همراهشان نبردی

ای اشک‌های چشم سرازیر شوید
آه‌و‌ناله‌ی قلبم مرا می‌سوزاند
کسی که عزیزانش را از دست داده
محنت فغانم را احساس می‌کند

در هر فغانی نشانی از مرگ هست
که کسی آن را در وجودم احساس نمی‌کند
رویای تابوت را دارم
بلکه کفن این غم را از یادم ببرد

خدایا عزیزانم رفتند
مرا در رنج مصیبت‌هایم رها کردند
به خدا اشک چشمانم
از عذاب درونم خبر می‌دهد

اجرا: #باسل_نجم
ترجمه: #فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
#معرفی_شاعر_١٨ #کریم_العراقي

🆔 @CTAFJ
کریم عوده با اسم ادبی کریم العراقی، شاعر معاصر عراقی، متولد بغداد و فارغ التحصیل رشته‌ی روان‌شناسی و موسیقی کودکان از موسسه‌ی معلمین بغداد است. وی از زمان تحصیل در مقطع ابتدایی شروع به نشر اشعارش در مجلات عراقی متعددی از جمله مجله‌ی «متفرج»، «راصد»، «شباب» و... کرد. او علاوه بر شعر، در زمینه‌ی ترانه، اُپِرِت، نمایش‌نامه و مقاله نیز دست به قلم دارد. کریم ترانه‌نویسی خود را از سال ۱۹۷۴ و در زمانی که دانش‌آموز مقطع متوسطه بود، با نوشتن دو ترانه برای کودکان با عناوین «الشمسیّة» و «یا خالة یالخیاطة» آغاز کرد و بعد از آن ترانه‌های موفقی منتشر کرد که توسط خوانندگان معروفی اجرا شده است. «تهانینا یا أیام» با صدای صلاح عبدالغفور، «دار الزمان ودارة» با صدای سیتا هاکوپیان، «جنّة جنّة» با صدای رضا الخیاط و... از جمله‌ی این ترانه‌هاست. از آثار او می‌توان به دفترهای شعری «للمطر وأم الظفیرة»، «ذات مرّة»، «الشارع المهاجر» و نمایش‌نامه‌های «یا حوتة یا منحوتة»، «عید وعرس»، «یقظة الحرّاس» و... اشاره کرد. وی جوایز متعددی برای آثارش دریافت کرده که جایزه‌ی سازمان یونیسف برای بهترین ترانه‌ی انسان‌دوستانه‌ی وی با عنوان «تذکّر» و با اجرای کاظم الساهر از آن جمله است.
#فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
#كريم_العراقي
شاعر، ترانه‌سرا و نمایش‌نامه‌نویس معاصر عراقی

#فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
Forwarded from پیوند نگار
#ترجمه_شعر
🆔 @CTAFJ

أنا الإنسان والنّسيان ثوبي
أنا وكلمة أنا أوّل ذنوبي
أطالب بالعدل لو کنت مظلوم
وأظلم لو كنت ببرج عالي
نساني اللي على كتافي رفعته
ونسیت اللي على كتافه رفعني

كم غصن بيدي وثمر قطعته
ولحم طير البراري ما شبعني
إذا أملك القوّة أنسى عقلي
إذا أملك المال استعبد أهلي
وإذا شيّبت أكره همة الشباب
وإذا أمّنت أنسي اللي ورا الأبواب

وقت الخطأ أدفع غيري للنّار
لا أقتنع ولا أشبع كيف ما صار
أريد الأرض كلّ الأرض ملكي
وأنا اللي يكفيني منها بضعة أشبار
بهمس لك في أذنك أنا مثلك
يمهلك ربّي بس لا ما يهملك

ما أظلمك يا انسان و ما أقساك
مِن هالدنيا إيش راح تأخذ منها ويّاك
جيت لوحدك و ترجع وحدك
تراب بتراب وإيش نسّاك

شعر: #كريم_العراقي
اجرا: #ديانا_حداد
ترجمه: #فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
#ترجمه_شعر
🆔 @CTAFJ

من انسانم و پوشیده به نسیانم
من و واژه‌ی من سرآغاز گناهانم
به وقت ستمدیدگی عدالت‌خواهم
و ستمکارم، چو در برج بلند باشم
به روی شانه‌هایم هر که شد بلند، ز یادش رفتم
به روی دوش هر که بلند شدم، فراموشش کردم

چه شاخه‌‌ها و میوه‌ها که چیده شد به دستانم
بسا پرنده‌ی دشت‌و‌دمن که به گوشتش سیر نشدم
به قدرت که رسم، خِرَدم را ز یاد ببرم
ثروتی اگر به دست آرم، کسان خود نشناسم
به گاهِ پیری اراده‌ی جوانان را کراهت دارم
به وقت امنیت، پشت دَر مانده را فراموش ‌کنم

خطا که کنم، دیگری به آتش بسپارم
در هر شرایطی، نه راضی، و نه سیرم
تمام زمین به ملکیت خود ‌می‌خواهم،
منی که چند وجبش کافی است از برایم
به گوشَت نجوا کنم که من نیز مثل توام
عذاب خدا را دیر‌و‌زود شاید، اما سوخت‌و‌سوزش ندیدم

چه ستمکار و چه سنگدلی تو ای انسان!
چه چیز این دنیا به همراه خود خواهی برد
تنها آمده‌ای و تنها نیز بازخواهی گشت
چه ز یادت برده که خاکی و به خاک خواهی پیوست

شعر: #كريم_العراقي
اجرا: #ديانا_حداد
ترجمه: #فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
#سلسله_درس‌های_فن_ترجمه #قسمت_۱۴ج
🆔 @CTAFJ
ب) گروه وصفی اضافی: همان‌طور که گفته شد، اگر مشتق، عمل فعلش را در رابطه با معمول خود انجام ‌دهد، گروه وصفی اسنادی خوانده می‌شود؛ اما اگر به معمول خود اضافه شود، گروه وصفی اضافی خواهد بود.
- اسم فاعل می‌تواند به فاعل: «الفَرَسُ (ضَامِرُ البَطنِ)» (اسب، میان‌باریک است) یا مفعول‌به خود: «(زَائِروُا القَاهِرةِ) كَثِيرُونَ» (بازدید‌کنندگان قاهره بسیارند) اضافه شود.
- اسم مفعول می‌تواند به نائب‌فاعل خود اضافه ‌شود: «المُخلِصُ (مَسمُوعُ الكَلَامِ) و(مَحمُودُ السِّيرَةِ)» (حرف‌های شخص بی‌ریا، شنیدنی و رفتارش پسندیده است).
- صفت مشبهه می‌تواند به فاعل خود اضافه ‌شود: «الشَّجَرُ (أخضَرُ الوَرَقِ) و (حَسَنُ التَنسِيقِ)» (برگ‌های درخت،‌سبز و خوش‌پیرایه است).
- افعل التفضیل می‌تواند به مفضل علیه خود اضافه ‌شود: «زَيدٌ (أعلَمُ رَجُلٍ/الرِّجَالِ)» (زید عالم‌ترین مرد/ مردان است).
#فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
#تعریب_شعر
🆔 @CTAFJ
آب هم
حریف آتش نشد
دریا!
در آغوش کشید
دریا‌دلان را
#عاطفه_عزیزی

حتّى الماء
لم يستطع أن يتغلّب على النّار
البحر!
احتضن
الذين كانت قلوبهم کالبحر
#فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
#هل_تعلم_۱۶
ترجمه‌ی: #سارا_اسدی_کاوان
کارشناس ارشد مترجمی زبان عربی از دانشگاه تهران
#فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
#هل_تعلم_۱۶
🆔 @CTAFJ
🔆 آیا می‌دانید؟

بالا بودن هوش فرد، فکر کردن او را سریع‌تر می‌کند که این موضوع بر خط نوشتاری او تاثیر منفی می‌گذارد. بنابراین خط بد نشانه‌ای از هوش و ذکاوت است. از سوی دیگر افراد باهوش معمولا پایبند به قوانین نبوده و قابل تعلیم نیستند؛ از این رو هر تلاشی برای بهترکردن خطشان ناموفق است.


ترجمه‌ی: #سارا_اسدی_کاوان
کارشناس ارشد مترجمی زبان عربی از دانشگاه تهران

#فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
چندمعنایی_واژگانی_بر_اساس_دیدگاه.pdf
625.9 KB
چندمعنایی واژگانی براساس دیدگاه معنی‌شناسی واژگانی شناختی؛ تحلیل موردی رمان دروز بلغراد اثر ربیع جابر
مجله ادب عربی، دوره ۹، شماره ۱، بهار و تابستان ۹۶، صص ۲۱-۳۷
#د_جواداصغری و #فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
#ترجمه_شعر
🆔 @CTAFJ
بخشی از شعر «طلسمها»
از #ایلیا_ابوماضی
ترجمه: #زهرا_ابومعاش

ایلیا ابوماضی شاعر مسیحی در لبنان به دنیا آمد .هنوز به سن ۱۱ سالگی نرسیده بود که برای یافتن زندگی بهتر به مصر مهاجرت کرد. حدود ۱۰ سال نویسنده و سردبیر روزنامه‌ها و مجلات بود. ذوق شاعری‌اش خیلی زود نمایان شد و دیوان شعرش با نام "تذکار الماضي" منتشر شد. سپس به آمریکا مهاجرت نمود و در آنجا به انجمن "الرابطة القلمیّة" پیوست و یکی از اعضا ی فعال آن شد، انجمنی که شاعران به‌نام و بزرگی چون "جبران خلیل جبران" در آن فعالیت می‌کردند. مجله‌ی "السمیر" را در سال ۱۹۲۹ منتشر کرد و این مجله از مهمترین مجلات عربی در آمریکا گشت. شعر ایلیا سرشار از تفکر درباره‌ی زندگی و اندیشه پیرامون خوبی‌ها و بدی‌های آن است و در اشعار خود، دیگران را به خوشبینی و لذت بردن از خوشی‌های زندگی فرا‌می‌خواند . این شاعر از جمله شاعرانی است که به دلیل مهاجرت از زادگاه خویش به شعرای "المهجر" معروف بودند. او در سال ۱۹۵۷ از دنیا رفت.
🆔 @CTAFJ
یکی از مهمترین اشعار این شاعر، قصیده‌ی معروف و بلند "الطلاسم" است. این قصیده‌ی طولانی از ۷۲ بند چهار مصراعی تشکیل شده است که هربند با عبارت "لست أدری" به معنی "نمی‌دانم " تمام می‌شود. این قصیده شامل تاملات فیلسوفانه و پرسشگرانه‌ی شاعر به هستی و آفرینش است. تقریبا چهل صفحه از دیوان شاعر به این قصیده اختصاص دارد.

به خاطر طولانی بودن این شعر تنها قسمتی از آن با عنوان "دریا" همراه با ترجمه‌ی فارسی آورده می‌شود.
به قلم: #زهرا_ابومعاش
🆔 @CTAFJ
#شعر_البحر_۱
🆔 @CTAFJ
شعر: #ایلیا_ابوماضی
ترجمه: #زهرا_ابومعاش

قد سألت البحر يوما هل أنا يا بحر منكا؟
هل صحيح ما رواه بعضهم عني وعنكا؟
أم ترى ما زعموا زورا وبهتانا وإفكا؟
ضحكت أمواجه مني وقالت:
لست أدري!

روزی از دریا پرسیدم آیا من از جنس تو هستم؟
آیا آنچه درباره‌ی من و تو می‌گویند درست است؟
یا ادعای آنان دروغ و تهمت و بهتان است؟
امواج دریا به من خندید و گفت:
نمی‌دانم!
🆔 @CTAFJ
أيّها البحر، أتدري كم مضت ألف عليكا
وهل الشّاطىء يدري أنّه جاث لديكا
وهل الأنهار تدري أنّها منك إليكا
ما الذّي الأمواج قالت حين ثارت؟
لست أدري!

ای دریا می‌دانی چند هزاره بر تو گذشته است؟
وآیا ساحل می‌داند که در حضور تو زانو زده است؟
و آیا رودها می‌دانند که از تو سرچشمه می‌گیرند و به سوی تو باز می‌گردند؟
امواج چه گفتند هنگامی که برخاستند؟
نمی‌دانم!
🆔 @CTAFJ
أنت يا بحر أسير.. آه ما أعظم أسرك
أنت مثلي أيّها الجبار لا تملك أمرك
أشبهت حالك حالي وحكى عذري عذرك
فمتى أنجو من الأسر وتنجو؟..
لست أدري!

ای دریا تو چون من اسیری... آه چه بزرگ و عظیم است اسارتت!
ای قدرتمند! تو چون من اختیاری از خود نداری
حال تو شبیه حال من است و شرایط هر دوی ما مثل هم است
پس کی از بند اسارت رها می‌شوم و می‌شوی؟
نمی‌دانم!
🆔 @CTAFJ
ترسل السّحب فتسقي أرضنا والشّجرا
قد أكلناك وقلنا قد أكلنا الثّمرا
وشربناك وقلنا قد شربنا المطرا
أصواب ما زعمنا أم ضلال؟
لست أدري!

تو ابرها را می‌فرستی تا زمین و درختان را آبیاری کند
ما در حقیقت تو را خوردیم ولی ادعا کردیم که میوه می‌خوریم
و تو را نوشیدیم و گفتیم آب باران را نوشیده‌ایم
آیا ادعای ما درست بود یا اشتباه؟
نمی‌دانم!
🆔 @CTAFJ
قد سألت السّحب في الآفاق هل تذكر رملك
وسألت الشّجر المورق هل يعرف فضلك
وسألت الدّر في الأعناق هل تذكر أصلك
وكأنّي خلتها قالت جميعا:
لست أدري!

از ابرهای افق پرسیدم آیا شن و ماسه‌ی تو را به خاطر دارند؟
و از درختان پربار و برگ پرسیدم آیا لطف تو را به یاد دارند؟
و از مروارید آویخته بر گردن پرسیدم آیا اصل خویش را به یاد دارد؟
گویی همه‌ی آنها پاسخ دادند:
نمی‌دانم!
🆔 @CTAFJ
یرقص الموج وفي قاعك حرب لن تزولا
تخلق الأسماك لكن تخلق الحوت الأكولا
قد جمعت الموت في صدرك والعيش الجميلا
ليت شعري أنت مهد أم ضريح؟..
لست أدري!

موج به رقص می‌آید و در قعر تو جنگ پایان‌ناپذیری جاری است
تو هم ماهی‌ها و هم نهنگ ماهیخوار را می‌آفرینی
در سینه‌ی خویش هم مرگ و هم زندگی زیبا را باهم گرد آورده‌ای
کاش می‌دانستم تو گهواره‌ای یا گور؟
نمی‌دانم!

🆔 @CTAFJ
#شعر_البحر_۲
🆔 @CTAFJ

كم فتاة مثل ليلى وفتی كأبن الملوح
أنفقا السّاعات في الشّاطىء، تشكو وهو يشرح
كلّما حدّث أصغت وإذا قالت ترنّح
أخفيف الموج سرّ ضيّعاه؟..
لست أدري!

چند دختر چون لیلی و چند جوان چون مجنون،
ساعتها را کنار ساحل گذراندند در‌حالی‌که دختر شکوه می‌کرد و جوان حال خویش را شرح می‌داد؟
هربار که مجنون سخن می‌گفت لیلی گوش می‌سپرد و چون لیلی چیزی می‌گفت مجنون شوریده‌حال می‌شد
آیا صدای امواج رازی است که آنها گم کرده اند؟
نمی‌دانم!
🆔 @CTAFJ
كم ملوك ضربوا حولك في اللّيل القبابا
طلع الصّبح ولكن لم نجد إلاّ الضّبابا
ألهم يا بحر يوما رجعة أم لا مآبا
أم هم في الرّمل؟ قال الرّمل إني...
لست أدري!

چه بسیار پادشاهانی که شب‌هنگام گنبدهای خویش را کنار تو برافراشتند
اما هنگام سپیده‌دم چیزی جز مه صبحگاهی نیافتیم
ای دریا! آیا بازگشتی برای ایشان هست یا هیچ‌گاه باز نمی‌گردند؟
یا اینکه آنها در میان شن و ماسه هستند؟ ماسه پاسخ داد ..
نمی‌دانم!
🆔 @CTAFJ
فيك مثلي أيّها الجبّار أصداف و رمل
إنّما أنت بلا ظلّ ولي في الأرض ظلّ
إنّما أنت بلا عقل ولي، يا بحر، عقل
فلماذا، يا ترى، أمضي وتبقى ؟..
لست أدري!

ای قدرتمند! در درون تو چون من، هم صدف وجود دارد هم شن و ماسه
اما من بر روی زمین سایه دارم و تو نداری
اما من عقل دارم و تو ای دریا از عقل بی بهره‌ای
پس چرا من رفتنی هستم و تو می‌مانی؟
نمی‌دانم!
🆔 @CTAFJ
يا كتاب الدّهر قل لي أله قبل و بعد
أنا كالزّورق فيه و هو بحر لا يجدّ
ليس لي قصد فهل للدهر في سيري قصد
حبّذا العلم، ولكن كيف أدري؟..
لست أدري!

ای کتاب روزگار به من بگو آیا دریا پیش از این بوده و پس از این هم خواهد بود؟
من چون قایقی درون آن شناور و او دریای بیکران است
من مقصدی ندارم پس آیا روزگار از راه بردن من منظور و مقصودی دارد؟
ای کاش می‌دانستم ولی چگونه بدانم؟
نمی‌دانم!
🆔 @CTAFJ
إنّ في صدري، يا بحر، لأسرار عجابا
نزل السّتر عليها وأنا كنت الحجابا
ولذا أزداد بعدا كلّما أزددت اقترابا
وأراني كلّما أوشكت أدري...
لست أدري!

ای دریا درون سینه‌ی من رازهایی شگفت نهفته است
رازهایی نهان که خود پوشش آنها هستم
برای همین هربار نزدیک‌تر می‌شوم گویی دورتر می‌روم
و هربار که فکر می‌کنم می‌دانم می‌بینم که باز...
نمی‌دانم!
🆔 @CTAFJ
إنّني، يا بحر، بحر شاطئاه شاطئاكا
الغد المجهول والأمس اللّذان اكتنفاكا
وكلانا قطرة، يا بحر، في هذا وذاك
لا تسلني ما غد، ما أمس؟.. إني...
لست أدري!

ای دریا ! من نیز چون تو دریایی هستم با دو ساحل
فردای ناشناخته و دیروزی که تو را در برگرفته‌اند
ای دریا هر دوی ما چون قطره‌ای هستیم میان این دو (ساحل)
از من مپرس فردا چیست دیروز کدام است؟...من...
نمی‌دانم!

شعر: #ایلیا_ابوماضی
ترجمه: #زهرا_ابومعاش
🆔 @CTAFJ
#داستان_کوتاه
🆔 @CTAFJ
تهیه و تنظیم:#Sadegh

مردی کنار بیراهه ای ایستاده بود.
کان قد وقف رجلٌ جنب اللا سبیل.

ابلیس را دید که با انواع طناب ها به دوش درگذر است.
رأی الشیطانَ الذی یمرّّ مع اطنابٍ مختلفةٍ.

کنجکاو شد و پرسید: ای ابلیس، این طناب ها برای چیست؟
تجسّس و سأل منه: ما هذه الأطناب؟

جواب داد: برای اسارت آدمیزاد.
أجاب الإبلیسُ: لأسرِ مولود آدم.
🆔 @CTAFJ
طناب های نازک برای افراد ضعیف النفس و سست ایمان،
الأطنابُ الرقیقة للنفوس الضعیفة.

طناب های کلفت هم برای آنانی که دیر وسوسه می شوند.
ألأطنابُ المحکمة ُ والغلیظة لاولئک الذین یوسوسون متأخرین.

سپس از کیسه ای طناب های پاره شده را بیرون ریخت و گفت:
ثمّ أخرج الأطنابَ المقطّعة َ من کیسٍ وقال:

اینها را هم انسان های باایمان که راضی به رضای خدایند و اعتماد به نفس داشتند، پاره کرده اند و اسارت را نپذیرفتند.

قد قطّعوا هذه الأطنابَ النفوسُ المومنة التی راضیة برضا الله و یعتمدون علی أنفسهم ولم یقبلوا الإسارةَ.
🆔 @CTAFJ
مرد گفت طناب من کدام است؟
قال الرجلُ: ایّهم طنابی؟

ابلیس گفت: اگر کمکم کنی که این ریسمان های پاره را گره زنم، خطای تو
را به حساب دیگران می گذارم.
قال الإبلیسُ : إن ساعدنی فی اتصال حبالِ المقطّعة أجعلُ ذنبک فی حساب الآخرین.

مرد قبول کرد.
قبل الرجلُ.

ابلیس خنده کنان گفت:
قال الإبلیسُ ضاحکاً:

عجب، با این ریسمان های پاره هم می شود انسان هایی چون تو را به بندگی گرفت!
واعجبا، تمکن إسارةُ نفوسٍ مثلک مع هذه الأطنابِ المقطّعة.

تهیه و تنظیم: #Sadegh
#فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
Forwarded from اتچ بات
ﻣﺎ ﺃﺩﺭﺍﻙ ﺑﺠﺮﺍﺡ ﺍﻟﺮﻭﺡ؟ ﺍﻟﺠﺮﺍﺡ ﺍﻟﺘﻲ ﺗﻨﺰﻑ ﺗﺤﺖ ﺍﻟﺠﻠﺪ ﺃﺑﺪﻳﺎ، ﺃﻭ ﺗﻠﻚ ﺍﻟﺘﻲ ﻏﻄﺘﻬﺎ ﺍﻷﻳﺎﻡ ﺑﻐﻼﻑ ﺷﻔﺎﻑ ﻻ ﻳﺮﺍﻩ ﺇﻻ ﻣﻦ ﻓﻲ ﻗﻠﺒﻪ ﺟﺮﻭﺡ ﻣﺸﺎﺑﻬﺔ.
—----------------------------
تو چه می‌‌دانی زخم‌‌های روح چیست؟ زخم‌‌هایی که تا ابد زیر پوست، خون می‌‌چکند، یا همان‌‌ها که روزها، آنها را با غشایی شفاف پوشانده‌‌اند و احدی آن را نمی‌‌بیند، مگر آنی‌‌که در دلش زخم‌‌هایی مشابه دارد.

واسیني الأعرج
@sherarabimoaser