#سلسله_درسهای_داستان_کوتاه #داستان_کوتاه_رئالیستی #قسمت_۱
🆔 @CTAFJ / #فاطمه_جعفری
تعریف رئالیسم در پژوهشهای ادبی از دیدگاه ریموند ویلیامز: «رئالیسم» عبارت است از روشی دقیق برای بازنمایی واقعیت در آثار هنری و ادبی با اجتناب از بیان احساسات، خیالپروری و اسطوره.
الف) رئالیسم در نقاشی:
- جنبش غالب دههی ۲ و ۳ قرن ۱۹ تا پایان همان قرن.
- بنیانگذار: نقاش فرانسوی گوستاو کوربه (Gustave Courbet) که اصول این جنبش را در کتاب مانیفست رئالیسم تبیین کرد.
- رئالیسم در آغاز نوعی نارضایتی زیباشناختی و همچنین عصیانی ایدئولوژیک بر ضد گفتمان بورژوایی آن زمان بود. کوربه تابلوهایی میکشید که کارگران واقعی را هنگام انجام کارهای پرمشقتی مثل شکستن سنگ نشان میداد. وی در نقاشی معروف خود با عنوان «مراسم تدفین در گورستان اُرنان»، موضوع مرگ را دستمایهی نقاشی قرار داد و سی انسان را با ابعاد طبیعی و یک گور را در مرکز آن نقاشی کرد و برخلاف اسلافش در دورهی نئوکلاسیک، نقشی از فرشتگان نکشید؛ چون میگفت که آنان را به چشم ندیده است.
- موضوع اصلی نقاشی در دورهی نئوکلاسیک، تاریخ و رویدادهای تاریخی بود، اما رئالیستها به جای نگاه اسطورهای به تاریخ یا شوکت دادن به آن، جنبههای کریه و ناخوشایند دنیای معاصر بهویژه فقر و کار پرمشقت را بدون پردهپوشی در برابر دیدگان مخاطبان هنر قرار دادند، مانند آتو گریبل (Otto Griebel) که در تابلویی به نام انترناسیونال (نام سرود همبستگی بین المللی کارگران، سرودهی اوژن پوتیه در ۱۸۷۰ به زبان فرانسه)، مجموعهای از کارگران ژندهپوش شاغل در بخشهای مختلف صنعت را نقاشی کرد که در تظاهرات خود سرود وحدت میخوانند.
ب) رئالیسم در ادبیات:
- جنبش غالب اوایل قرن نوزده تا آغاز جنگ جهانی اول در سال ۱۹۱۴ که با پیدایش مدرنیسم در دههی ۲ و ۳ قرن ۲۰ رو به افول گذاشت.
- رئالیستها بر مشاهدهی عینی و بیان فارغ از عواطف شخصی تأکید دارند و خودِ واقعیت را بیهیچ دستکاری، برای خواننده دسترس پذیر میکنند. هدف نویسندگان رئالیست این است که خواننده از راه ادبیات تا حد ممکن با «خودِ زندگی» روبهرو شود، نه نسخهای بدلی و تحریف شده از زندگی و بهویژه به جنبههای تلخ و دردناک زندگی تودههای محروم جامعه نظر دارند و نه به زندگی اقلیتی مرفه و بیغم.
- برخلاف رمانتیکها که نگاهی دروننگر یا ذهنیتمبنا به جهان پیرامون خود داشتند و با دیدن مشکلات اجتماعی روی برگردانده و به خیالپروریهای خود پناه میبردند، رئالیستها نگاه کاوشگرانهی خود را دقیقا معطوف همین مسائل میکنند و مصداقهای آن را در برههای از زمان و مکانی خاص، دستمایهی نوشتن داستان میکنند.
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
🆔 @CTAFJ / #فاطمه_جعفری
تعریف رئالیسم در پژوهشهای ادبی از دیدگاه ریموند ویلیامز: «رئالیسم» عبارت است از روشی دقیق برای بازنمایی واقعیت در آثار هنری و ادبی با اجتناب از بیان احساسات، خیالپروری و اسطوره.
الف) رئالیسم در نقاشی:
- جنبش غالب دههی ۲ و ۳ قرن ۱۹ تا پایان همان قرن.
- بنیانگذار: نقاش فرانسوی گوستاو کوربه (Gustave Courbet) که اصول این جنبش را در کتاب مانیفست رئالیسم تبیین کرد.
- رئالیسم در آغاز نوعی نارضایتی زیباشناختی و همچنین عصیانی ایدئولوژیک بر ضد گفتمان بورژوایی آن زمان بود. کوربه تابلوهایی میکشید که کارگران واقعی را هنگام انجام کارهای پرمشقتی مثل شکستن سنگ نشان میداد. وی در نقاشی معروف خود با عنوان «مراسم تدفین در گورستان اُرنان»، موضوع مرگ را دستمایهی نقاشی قرار داد و سی انسان را با ابعاد طبیعی و یک گور را در مرکز آن نقاشی کرد و برخلاف اسلافش در دورهی نئوکلاسیک، نقشی از فرشتگان نکشید؛ چون میگفت که آنان را به چشم ندیده است.
- موضوع اصلی نقاشی در دورهی نئوکلاسیک، تاریخ و رویدادهای تاریخی بود، اما رئالیستها به جای نگاه اسطورهای به تاریخ یا شوکت دادن به آن، جنبههای کریه و ناخوشایند دنیای معاصر بهویژه فقر و کار پرمشقت را بدون پردهپوشی در برابر دیدگان مخاطبان هنر قرار دادند، مانند آتو گریبل (Otto Griebel) که در تابلویی به نام انترناسیونال (نام سرود همبستگی بین المللی کارگران، سرودهی اوژن پوتیه در ۱۸۷۰ به زبان فرانسه)، مجموعهای از کارگران ژندهپوش شاغل در بخشهای مختلف صنعت را نقاشی کرد که در تظاهرات خود سرود وحدت میخوانند.
ب) رئالیسم در ادبیات:
- جنبش غالب اوایل قرن نوزده تا آغاز جنگ جهانی اول در سال ۱۹۱۴ که با پیدایش مدرنیسم در دههی ۲ و ۳ قرن ۲۰ رو به افول گذاشت.
- رئالیستها بر مشاهدهی عینی و بیان فارغ از عواطف شخصی تأکید دارند و خودِ واقعیت را بیهیچ دستکاری، برای خواننده دسترس پذیر میکنند. هدف نویسندگان رئالیست این است که خواننده از راه ادبیات تا حد ممکن با «خودِ زندگی» روبهرو شود، نه نسخهای بدلی و تحریف شده از زندگی و بهویژه به جنبههای تلخ و دردناک زندگی تودههای محروم جامعه نظر دارند و نه به زندگی اقلیتی مرفه و بیغم.
- برخلاف رمانتیکها که نگاهی دروننگر یا ذهنیتمبنا به جهان پیرامون خود داشتند و با دیدن مشکلات اجتماعی روی برگردانده و به خیالپروریهای خود پناه میبردند، رئالیستها نگاه کاوشگرانهی خود را دقیقا معطوف همین مسائل میکنند و مصداقهای آن را در برههای از زمان و مکانی خاص، دستمایهی نوشتن داستان میکنند.
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
تابلوی «مراسم تدفین در گورستان اُرنان» (Un enterrement à Ornans) اثر گوستاو کوربه (Gustave Courbet)
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
تابلوی «انترناسیونال» (Die Internationale) اثر نقاش آلمانی آتو گریبل (Otto Griebel)
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
مقالهی_دشواریهای_ترجمهی_رمان.pdf
1.7 MB
مقالهی دشواریهای ترجمهی رمان تاریخی
د. جواد اصغری و فاطمه جعفری
فصلنامهی تخصصی و بینالمللی زبان و ادبیات تحلیلی و تطبیقی، سال اول، شمارهی سوم، پاییز ۱۳۹۵
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
د. جواد اصغری و فاطمه جعفری
فصلنامهی تخصصی و بینالمللی زبان و ادبیات تحلیلی و تطبیقی، سال اول، شمارهی سوم، پاییز ۱۳۹۵
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
#از_گوشه_و_کنار_ترجمه #قسمت_۱
🆔 @CTAFJ / #فاطمه_جعفری
- رو به موت شد: أوشك أن يموت
- نکند از من میترسی: أم إنك تخاف مني
- به زبان بیزبانی حرف زد: تحدّث بلا صوت
- در جا زد: تحرك في مكانه
- رسم دوستی را به جا آورد: حفظ له الودّ
- دلش به شور افتاد: خفقت معدته
- قیافهاش آویزان شد: سقط وجهه
- به عقلش رجوع کرد: شاور عقله
- خودش را جمعوجور کرد: انکمش
- فریادش را فروخورد: عضّ علی صرخته
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
🆔 @CTAFJ / #فاطمه_جعفری
- رو به موت شد: أوشك أن يموت
- نکند از من میترسی: أم إنك تخاف مني
- به زبان بیزبانی حرف زد: تحدّث بلا صوت
- در جا زد: تحرك في مكانه
- رسم دوستی را به جا آورد: حفظ له الودّ
- دلش به شور افتاد: خفقت معدته
- قیافهاش آویزان شد: سقط وجهه
- به عقلش رجوع کرد: شاور عقله
- خودش را جمعوجور کرد: انکمش
- فریادش را فروخورد: عضّ علی صرخته
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
#سلسله_درسهای_فن_ترجمه #قسمت_۲
🆔 @CTAFJ / #فاطمه_جعفری
- بنیادیترین مهارت برای کار ترجمه، آشنایی مترجم با ساختمان دستوری زبان مبدأ است. نحویان و علمای قدیم و جدید عرب، قالبهای مختلفی برای توصیف ساختمان دستوری زبان عربی ارائه کردهاند که هر یک نقاط ضعف و قوت خود را دارد. قالب زیر حاصل جمعبندی آراء این علما است که برای هدف فوق الذکر مناسبتر و کاربردیتری مینماید. در این قالب، گروهها به عنوان پایهی کار قرار گرفته و ساختمان دستوری زبان در چارچوب آن مطالعه میشود.
- گروه، به هر سازهی دو یا چند واژهای گفته میشود که ساختار و کارکرد نحوی خاص خود را دارد و انواع آن به ترتیب زیر است:
۱- گروه اسمی
- گروه اسمی اسنادی
- گروه اسمی اضافی
- گروه اسمی تمییزی
- گروه اسمی نعتی
- گروه اسمی تعیینی
- گروه اسمی کمیتنما
- گروه اسمی اشارهای
- گروه اسمی عددی
- گروه اسمی بدلی
- گروه اسمی عطفی
- گروه اسمی تأکیدی
۲- گروه فعلی
- گروه فعلی مستقل
- گروه فعلی وابسته
۳- گروه وصفی
- گروه وصفی اسنادی
- گروه وصفی اضافی
۴- گروه نائب فعلی
۵- گروه مصدری
۶- گروه موصولی
- گروه موصولی اسمی
- گروه موصولی حرفی
۷- گروه ظرفی
۸- گروه جارومجروری
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
🆔 @CTAFJ / #فاطمه_جعفری
- بنیادیترین مهارت برای کار ترجمه، آشنایی مترجم با ساختمان دستوری زبان مبدأ است. نحویان و علمای قدیم و جدید عرب، قالبهای مختلفی برای توصیف ساختمان دستوری زبان عربی ارائه کردهاند که هر یک نقاط ضعف و قوت خود را دارد. قالب زیر حاصل جمعبندی آراء این علما است که برای هدف فوق الذکر مناسبتر و کاربردیتری مینماید. در این قالب، گروهها به عنوان پایهی کار قرار گرفته و ساختمان دستوری زبان در چارچوب آن مطالعه میشود.
- گروه، به هر سازهی دو یا چند واژهای گفته میشود که ساختار و کارکرد نحوی خاص خود را دارد و انواع آن به ترتیب زیر است:
۱- گروه اسمی
- گروه اسمی اسنادی
- گروه اسمی اضافی
- گروه اسمی تمییزی
- گروه اسمی نعتی
- گروه اسمی تعیینی
- گروه اسمی کمیتنما
- گروه اسمی اشارهای
- گروه اسمی عددی
- گروه اسمی بدلی
- گروه اسمی عطفی
- گروه اسمی تأکیدی
۲- گروه فعلی
- گروه فعلی مستقل
- گروه فعلی وابسته
۳- گروه وصفی
- گروه وصفی اسنادی
- گروه وصفی اضافی
۴- گروه نائب فعلی
۵- گروه مصدری
۶- گروه موصولی
- گروه موصولی اسمی
- گروه موصولی حرفی
۷- گروه ظرفی
۸- گروه جارومجروری
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
#معرفی_شاعر_۲ #نزار_قبانی_شاعر_عشق_و_زن
🆔 @CTAFJ / #فاطمه_جعفری
نزار بن توفیق قبانی دیپلمات و شاعر معاصر سوری در ۲۱ مارس ۱۹۲۳ در دمشق متولد شد. وی در دانشگاه سوریه در رشتهی حقوق تحصیل کرد و بلافاصله بعد از فارغ التحصیلی در سال ۱۹۴۵ وارد دستگاه دیپلماسی سوریه شد تا اینکه در سال ۱۹۶۶ استعفا داد. نزار اولین دیوان شعریاش را در سال ۱۹۴۴ با عنوان «قالت لي السمراء» منتشر کرد و در طول نیم قرن، ۳۵ دیوان تألیف کرد که برجستهترین آنها «طفولة نهد» و «الرسم بالکلمات» است. دمشق و بیروت که در آنجا انتشاراتی به نام «منشورات نزار قبانی» تاسیس کرد، جایگاه خاصی در اشعارش داشت که بارزترین آنها «القصیدة الدمشقیة» و «یا ست الدنیا یا بیروت» است. جنگ ۱۹۶۷ نزار را در دوراهی حساسی در ارتباط با شعر و ادبیات قرار داد، بهطوری که او را از چارچوب سنتی «شاعر عشق و زن» بودن، خارج کرده و وارد کارزار سیاست کرد. خودکشی خواهرش در ناکامی عاشقانه(۱۹۳۸)، مرگ پسر نوجوانش در اثر بیماری قلبی و کشتهشدن همسرش بلقیسالراوی در بمبگذاری سفارت عراق (۱۹۸۱در بیروت)، بر شعرش تأثیر گذاشت. نزار بعد از کشته شدن همسرش به لندن رفت و در همانجا ماندگار شد تا اینکه در سال ۱۹۹۸ م درگذشت و در زادگاهش دمشق به خاک سپرده شد. او شناخته شدهترین و پرمخاطبترین شاعر معاصر عرب است.
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
🆔 @CTAFJ / #فاطمه_جعفری
نزار بن توفیق قبانی دیپلمات و شاعر معاصر سوری در ۲۱ مارس ۱۹۲۳ در دمشق متولد شد. وی در دانشگاه سوریه در رشتهی حقوق تحصیل کرد و بلافاصله بعد از فارغ التحصیلی در سال ۱۹۴۵ وارد دستگاه دیپلماسی سوریه شد تا اینکه در سال ۱۹۶۶ استعفا داد. نزار اولین دیوان شعریاش را در سال ۱۹۴۴ با عنوان «قالت لي السمراء» منتشر کرد و در طول نیم قرن، ۳۵ دیوان تألیف کرد که برجستهترین آنها «طفولة نهد» و «الرسم بالکلمات» است. دمشق و بیروت که در آنجا انتشاراتی به نام «منشورات نزار قبانی» تاسیس کرد، جایگاه خاصی در اشعارش داشت که بارزترین آنها «القصیدة الدمشقیة» و «یا ست الدنیا یا بیروت» است. جنگ ۱۹۶۷ نزار را در دوراهی حساسی در ارتباط با شعر و ادبیات قرار داد، بهطوری که او را از چارچوب سنتی «شاعر عشق و زن» بودن، خارج کرده و وارد کارزار سیاست کرد. خودکشی خواهرش در ناکامی عاشقانه(۱۹۳۸)، مرگ پسر نوجوانش در اثر بیماری قلبی و کشتهشدن همسرش بلقیسالراوی در بمبگذاری سفارت عراق (۱۹۸۱در بیروت)، بر شعرش تأثیر گذاشت. نزار بعد از کشته شدن همسرش به لندن رفت و در همانجا ماندگار شد تا اینکه در سال ۱۹۹۸ م درگذشت و در زادگاهش دمشق به خاک سپرده شد. او شناخته شدهترین و پرمخاطبترین شاعر معاصر عرب است.
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
شعر «قارئة الفنجان» نزار قبانی که عبدالحلیم حافظ بعد از مشاوره با وی و اعمال تغییراتی در آن، آلبومی زیبا و مشهور را به همین نام و با آهنگسازی محمد الموجی در سال ۱۹۷۶ منتشر کرد.
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
#سلسله_درسهای_داستان_کوتاه #داستان_کوتاه_رئالیستی #قسمت_۲
عناصر داستان کوتاه رئالیستی و ویژگیهای آن
۱- مکان:
در داستان رئالیستی جزئیات عینی یک مکان به طور دقیق و به مانند کاری که یک دوربین عکاسی میکند، ثبت میشود. گویی که نویسنده، رویدادها و مکانی که این رویدادها در آن رخ میدهد، با حرکت دادن کُند دوربینی، با دقت و با نمایی درشت (کلوزآپ) فیلمبرداری میکند. توصیف دقیقی که راوی داستان کوتاه رئالیستی «الید الکبیرة» از مجموعهی داستانی «حادثة شرف» اثر یوسف ادریس از روستای خود و در بخشی دیگر از حیاط منزلشان میدهد به گونهای است که خواننده احساس میکند عکسی واضح از یک مکان واقعی را میبیند:
«وقریتنا دائما هادئة، لا صوت .. لا زعيق .. لا شجار .. لا شيء، هواء يداعب ما على الأسطح من حطب، وقوافل الأوز ساكنة لا تكاكي، وكل شيء من الطين، والأرض فوقها تراب، وفي السماء دخان المواقد، والناس يتحركون في صمت ووجوم وبلا حماس ...»«والفناء هو الفناء "الطلمبة" موجودة وحوضها من الحجرة والماء يتسرب من الحوض و يصنع قنوات، والأشجار متفرقة كعادتها، والنخلة قد نمت وقتلت ما حولها من نخيل صغير وأصبحت أطول من الحائط، وشجرة العنب ماتت لا ريب من كثرة الماء، وبرج الحمام في آخر الفناء أبيض وفيه خرابيش، وأوضة الفرن بابها مهبب أسود والظلام يشع من داخلها، والأرض عليها عفش ومهملة والفناء كبير ..»
«روستایمان همیشه ساکت است، نه صدایی ... نه فریادی ... نه دعوایی ... هیچچیز، بادی با هیزمهای روی پشتبامها بازی میکند، دستهغازها آرامند، قات قات نمیکنند، همهچیز از گِل ساخته شده، روی زمین خاک است و دود اجاقها در آسمان، مردم خاموش و بیصدا، و بیهیچ شور و هیجانی در حرکتند ...»«و حیاط همان حیاط است، "تلمبهی آب" همچنان هست، حوضش سنگی است و آب از آن سرریز میشود و آبراههایی درست میکند، درختان مثل همیشه پراکنده از هماند، درخت خرما رشد کرده و باعث مرگ درختچههای خرمای اطرافش شده و طولش از دیوار هم بالا زده است، درخت انگور بیشک از زیادی آب خفه شده، كبوترخانهی انتهای حیاط سفید است و خراشهایی روی آن نقش بسته، دهانهی اتاقک تنور ترکخورده و سیاه است و از درونش تاریکی بیرون میزند، روی زمین پر از اسبابواثاثیه و بههمریخته است، و حیاط بزرگ است ...»
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
عناصر داستان کوتاه رئالیستی و ویژگیهای آن
۱- مکان:
در داستان رئالیستی جزئیات عینی یک مکان به طور دقیق و به مانند کاری که یک دوربین عکاسی میکند، ثبت میشود. گویی که نویسنده، رویدادها و مکانی که این رویدادها در آن رخ میدهد، با حرکت دادن کُند دوربینی، با دقت و با نمایی درشت (کلوزآپ) فیلمبرداری میکند. توصیف دقیقی که راوی داستان کوتاه رئالیستی «الید الکبیرة» از مجموعهی داستانی «حادثة شرف» اثر یوسف ادریس از روستای خود و در بخشی دیگر از حیاط منزلشان میدهد به گونهای است که خواننده احساس میکند عکسی واضح از یک مکان واقعی را میبیند:
«وقریتنا دائما هادئة، لا صوت .. لا زعيق .. لا شجار .. لا شيء، هواء يداعب ما على الأسطح من حطب، وقوافل الأوز ساكنة لا تكاكي، وكل شيء من الطين، والأرض فوقها تراب، وفي السماء دخان المواقد، والناس يتحركون في صمت ووجوم وبلا حماس ...»«والفناء هو الفناء "الطلمبة" موجودة وحوضها من الحجرة والماء يتسرب من الحوض و يصنع قنوات، والأشجار متفرقة كعادتها، والنخلة قد نمت وقتلت ما حولها من نخيل صغير وأصبحت أطول من الحائط، وشجرة العنب ماتت لا ريب من كثرة الماء، وبرج الحمام في آخر الفناء أبيض وفيه خرابيش، وأوضة الفرن بابها مهبب أسود والظلام يشع من داخلها، والأرض عليها عفش ومهملة والفناء كبير ..»
«روستایمان همیشه ساکت است، نه صدایی ... نه فریادی ... نه دعوایی ... هیچچیز، بادی با هیزمهای روی پشتبامها بازی میکند، دستهغازها آرامند، قات قات نمیکنند، همهچیز از گِل ساخته شده، روی زمین خاک است و دود اجاقها در آسمان، مردم خاموش و بیصدا، و بیهیچ شور و هیجانی در حرکتند ...»«و حیاط همان حیاط است، "تلمبهی آب" همچنان هست، حوضش سنگی است و آب از آن سرریز میشود و آبراههایی درست میکند، درختان مثل همیشه پراکنده از هماند، درخت خرما رشد کرده و باعث مرگ درختچههای خرمای اطرافش شده و طولش از دیوار هم بالا زده است، درخت انگور بیشک از زیادی آب خفه شده، كبوترخانهی انتهای حیاط سفید است و خراشهایی روی آن نقش بسته، دهانهی اتاقک تنور ترکخورده و سیاه است و از درونش تاریکی بیرون میزند، روی زمین پر از اسبابواثاثیه و بههمریخته است، و حیاط بزرگ است ...»
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
#معرفی_نویسنده_۱ #یوسف_إدريس_نویسندهی_رئالیست
🆔 @CTAFJ / #فاطمه_جعفری
یوسف ادریس علی، پزشک، روزنامهنگار و نویسندهی مصری، یکی از نامدارترین نویسندگان داستان کوتاه در ادبیات معاصر مصر بود که در رمان و نمایشنامه نیز دست به قلم بود. وی در ۱۷ مه ۱۹۲۷ در قریهی بیروم استان شرقیهی مصر به دنیا آمد و چون پدرش کارشناس احیای اراضی بود، خانوادهاش مدام در حال نقل مکان بودند و به همین دلیل دور از شهر بزرگ شد، اما در طول حیاتش به بیشتر کشورهای عربی، فرانسه، انگلیس، آمریکا، ژاپن، تایلند، سنگاپور و کشورهای جنوب شرق آسیا سفر کرد. ادریس در طول دوران نویسندگیاش موفق شد جوایز ادبی متعددی از جمله مدال ادبی الجزایر، مدال ادبی جمهوریت، مدال درجه یک علمی هنری و جایزهی نجیب محفوظ را دریافت کند. وی اولین مجموعه داستانهای کوتاهش را در سال ۱۹۵۴ با عنوان «أرخص اللیالی» منتشر کرد و در دومین مجموعهی داستانیاش با عنوان «جمهوریة فرحات» (۱۹۵۶) خوش درخشید، به گونهای که یکی از ناقدان، آن را مجموعهای با ویژگیهای توأمان آثار داستایوفسکی و کافکا دانست. ادریس در طول حیاتش حدود ۳۰ اثر ادبی و ۱۹ مقاله نوشت و میتوان گفت که به رویکرد رئالیسم در داستان کوتاه عرب جهت داد، به گونهای که دکتر سمیر سرحان دراینباره میگوید: «رئالیسم در داستان کوتاه عرب با مجموعهی داستانی "أرخص الليالي" یوسف ادریس در سال ۱۹۵۴م شروع شد». ادریس در آثار ادبی خود بیشتر به رئالیسم اجتماعی گرایش داشت و مشکلات جامعه، زندگی محرومان و فقر و سنت و مدرنیسم را در آنها به تصویر میکشید. او همچنین در آثارش، رویکردهایی نظیر رئالیسم رمزگرا، انتقادی، عاطفهگرا و انسانی را تجربه کرده است. یوسف ادریس در اول آگوست ۱۹۹۱ دار فانی را وداع گفت.
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
🆔 @CTAFJ / #فاطمه_جعفری
یوسف ادریس علی، پزشک، روزنامهنگار و نویسندهی مصری، یکی از نامدارترین نویسندگان داستان کوتاه در ادبیات معاصر مصر بود که در رمان و نمایشنامه نیز دست به قلم بود. وی در ۱۷ مه ۱۹۲۷ در قریهی بیروم استان شرقیهی مصر به دنیا آمد و چون پدرش کارشناس احیای اراضی بود، خانوادهاش مدام در حال نقل مکان بودند و به همین دلیل دور از شهر بزرگ شد، اما در طول حیاتش به بیشتر کشورهای عربی، فرانسه، انگلیس، آمریکا، ژاپن، تایلند، سنگاپور و کشورهای جنوب شرق آسیا سفر کرد. ادریس در طول دوران نویسندگیاش موفق شد جوایز ادبی متعددی از جمله مدال ادبی الجزایر، مدال ادبی جمهوریت، مدال درجه یک علمی هنری و جایزهی نجیب محفوظ را دریافت کند. وی اولین مجموعه داستانهای کوتاهش را در سال ۱۹۵۴ با عنوان «أرخص اللیالی» منتشر کرد و در دومین مجموعهی داستانیاش با عنوان «جمهوریة فرحات» (۱۹۵۶) خوش درخشید، به گونهای که یکی از ناقدان، آن را مجموعهای با ویژگیهای توأمان آثار داستایوفسکی و کافکا دانست. ادریس در طول حیاتش حدود ۳۰ اثر ادبی و ۱۹ مقاله نوشت و میتوان گفت که به رویکرد رئالیسم در داستان کوتاه عرب جهت داد، به گونهای که دکتر سمیر سرحان دراینباره میگوید: «رئالیسم در داستان کوتاه عرب با مجموعهی داستانی "أرخص الليالي" یوسف ادریس در سال ۱۹۵۴م شروع شد». ادریس در آثار ادبی خود بیشتر به رئالیسم اجتماعی گرایش داشت و مشکلات جامعه، زندگی محرومان و فقر و سنت و مدرنیسم را در آنها به تصویر میکشید. او همچنین در آثارش، رویکردهایی نظیر رئالیسم رمزگرا، انتقادی، عاطفهگرا و انسانی را تجربه کرده است. یوسف ادریس در اول آگوست ۱۹۹۱ دار فانی را وداع گفت.
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
#یوسف_ادریس_علی، پزشک، روزنامهنگار، رمان و نمایشنامهنویس، و پدر داستان کوتاه رئالیستی دنیای عرب
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
#از_گوشه_و_کنار_ترجمه #قسمت_٢
🆔 @CTAFJ / #فاطمه_جعفری
- او را به باد فحش و کتک گرفت: أثخنه شتما و ضربا
- از حال رفت: إختفى من العالم
- چانهاش گرم شد: أخذه الحكي
- از خدا میخواهم زیر سایهات بزرگ شود: أدعو الربّ أن يكبر في دلالك
- او را به دلشوره انداخت: أربكه
- نگاه تندی به او کرد: أرسل صوبه نظرة صفراء
- به خودش آمد: استعاد صفاء ذهنه
- دلش را برد: أصابته في قلبه
- آه از نهادش برخاست: أصدر همهمة
- بلایی بر سرش آمد: أُصيب بمسّ
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
🆔 @CTAFJ / #فاطمه_جعفری
- او را به باد فحش و کتک گرفت: أثخنه شتما و ضربا
- از حال رفت: إختفى من العالم
- چانهاش گرم شد: أخذه الحكي
- از خدا میخواهم زیر سایهات بزرگ شود: أدعو الربّ أن يكبر في دلالك
- او را به دلشوره انداخت: أربكه
- نگاه تندی به او کرد: أرسل صوبه نظرة صفراء
- به خودش آمد: استعاد صفاء ذهنه
- دلش را برد: أصابته في قلبه
- آه از نهادش برخاست: أصدر همهمة
- بلایی بر سرش آمد: أُصيب بمسّ
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
#سلسله_درسهای_فن_ترجمه - #قسمت_۳الف
🆔 @CTAFJ / #فاطمه_جعفری
- گروه اسمی: ساختاری نحوی که با اسم شروع میشود، به شرط آنکه این اسم نه مشتق با عملکرد فعلی یا مضاف به معمول خود باشد (این گروه، گروه وصفی نام دارد) و نه مصدری که عمل فعلش را انجام میدهد یا به معمولش مضاف میشود (این گروه، گروه مصدری نام دارد).
- گروه اسمی ۱۱ نوع دارد که عبارتند از:
۱- گروه اسمی اسنادی: ساختاری نحوی که در سادهترین حالت، متشکل از مبتدا و خبر است و جملهی اسمیه خوانده میشود. الگوی ساختاری این گروه را میتوان به صورت «مبتدا (مفرد یا گروه) + خبر (مفرد یا گروه)» نوشت: «مُحَمَّدٌ نَاجِحٌ»
۲- گروه اسمی اضافی: گروهی متشکل از دو اسم، اولی نکره و دومی معرفه یا نکره که قید اسم اول است و میتوان یکی از سه حرف جر «مِن»، «لام» و «فِي» را بینشان قرار داد. الگوی ساختاری این گروه را میتوان به صورت «اسم نکره (مضاف) + اسم معرفه یا نکره (مضاف الیه)» نوشت: «بَابُ حُجرَةٍ».
۳- گروه اسمی تمییزی: گروهی با یک اسم مجمل در آغاز که با اسم مابعدش تفسیر میشود. اسم مجمل، همیشه اسم مقدار است. اسم مقدار اسمی است که مقدار پیمانه، وزن یا مساحت را معلوم میدارد. الگوی ساختاری این گروه را میتوان به صورت «اسم مقدار + تمییز» نوشت: «رَطلاً عَسَلاً».
۴- گروه اسمی نعتی: ساختاری نحوی متشکل از اسم و صفت یا هم معنای آن برای توضیح یا تخصیص اسم پیشین خود با الگوی ساختاری: «منعوت + نعت»: «الكِتَابُ الجَدِيدُ».
۵- گروه اسمی تعیینی: ساختاری با دو الگوی زیر:
- «ادات معرفهساز (ال) + اسم»: «الكِتَابُ».
- «اسم + ادات نکرهساز (تنوین)»: «كِتَابٌ».
۶- گروه اسمی کمیتنما: ساختاری با دو الگوی زیر:
- «سور مطلق + اسم معرفهو جمع»: «كُلُّ الرِّجَالِ»
• سور مطلق: غیر، احد، مختلف، بعض، کلّ...
- «سور نسبی (نکره یا معرفه به ال) + اسم معرفه و جمع»: «كَثِيرٌ (الكَثِيرُ) مِنْ الرَّجاَلِ»
• سور نسبی: قلّة من، کثير من، قليل من، عديد من، اکثر من...
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
🆔 @CTAFJ / #فاطمه_جعفری
- گروه اسمی: ساختاری نحوی که با اسم شروع میشود، به شرط آنکه این اسم نه مشتق با عملکرد فعلی یا مضاف به معمول خود باشد (این گروه، گروه وصفی نام دارد) و نه مصدری که عمل فعلش را انجام میدهد یا به معمولش مضاف میشود (این گروه، گروه مصدری نام دارد).
- گروه اسمی ۱۱ نوع دارد که عبارتند از:
۱- گروه اسمی اسنادی: ساختاری نحوی که در سادهترین حالت، متشکل از مبتدا و خبر است و جملهی اسمیه خوانده میشود. الگوی ساختاری این گروه را میتوان به صورت «مبتدا (مفرد یا گروه) + خبر (مفرد یا گروه)» نوشت: «مُحَمَّدٌ نَاجِحٌ»
۲- گروه اسمی اضافی: گروهی متشکل از دو اسم، اولی نکره و دومی معرفه یا نکره که قید اسم اول است و میتوان یکی از سه حرف جر «مِن»، «لام» و «فِي» را بینشان قرار داد. الگوی ساختاری این گروه را میتوان به صورت «اسم نکره (مضاف) + اسم معرفه یا نکره (مضاف الیه)» نوشت: «بَابُ حُجرَةٍ».
۳- گروه اسمی تمییزی: گروهی با یک اسم مجمل در آغاز که با اسم مابعدش تفسیر میشود. اسم مجمل، همیشه اسم مقدار است. اسم مقدار اسمی است که مقدار پیمانه، وزن یا مساحت را معلوم میدارد. الگوی ساختاری این گروه را میتوان به صورت «اسم مقدار + تمییز» نوشت: «رَطلاً عَسَلاً».
۴- گروه اسمی نعتی: ساختاری نحوی متشکل از اسم و صفت یا هم معنای آن برای توضیح یا تخصیص اسم پیشین خود با الگوی ساختاری: «منعوت + نعت»: «الكِتَابُ الجَدِيدُ».
۵- گروه اسمی تعیینی: ساختاری با دو الگوی زیر:
- «ادات معرفهساز (ال) + اسم»: «الكِتَابُ».
- «اسم + ادات نکرهساز (تنوین)»: «كِتَابٌ».
۶- گروه اسمی کمیتنما: ساختاری با دو الگوی زیر:
- «سور مطلق + اسم معرفهو جمع»: «كُلُّ الرِّجَالِ»
• سور مطلق: غیر، احد، مختلف، بعض، کلّ...
- «سور نسبی (نکره یا معرفه به ال) + اسم معرفه و جمع»: «كَثِيرٌ (الكَثِيرُ) مِنْ الرَّجاَلِ»
• سور نسبی: قلّة من، کثير من، قليل من، عديد من، اکثر من...
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
#معرفی_شاعر_۳ #دکتر_سعاد_محمد_الصباح
🆔 @CTAFJ / #فاطمه_جعفری
دکتر سعاد الصباح، شاعر، نویسنده و منتقد معاصر کویتی است که در ۲۲ مه ۱۹۴۲ به دنیا آمد. وی دکترای اقتصاد و علوم سیاسی از انگلستان و صاحب انتشارات «دار سعاد الصباح للنشر والتوزیع» است و علاوه بر عربی، به انگلیسی و فرانسه نیز تسلط دارد. سعاد ۱۹ دفتر شعر و ۱۰ اثر در زمینهی ادبیات،تاریخ و اقتصاد دارد و ۱۶ جایزه و مدال از کشورهای مختلف از جمله کویت، تونس، مصر، لبنان، بحرین، فرانسه و انگلستان برای آثار خود دریافت نموده است. شعر «كُن صديقي» وی از دیوان «فتافیت امرأة» با آهنگسازی موزیسین لبنانی عبدو منذر و با اجرای خوانندهی معروف لبنانی ماجده الرومی که پدرش از بزرگان موسیقی لبنان است، در آلبوم شعری منتشر شده است.
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
🆔 @CTAFJ / #فاطمه_جعفری
دکتر سعاد الصباح، شاعر، نویسنده و منتقد معاصر کویتی است که در ۲۲ مه ۱۹۴۲ به دنیا آمد. وی دکترای اقتصاد و علوم سیاسی از انگلستان و صاحب انتشارات «دار سعاد الصباح للنشر والتوزیع» است و علاوه بر عربی، به انگلیسی و فرانسه نیز تسلط دارد. سعاد ۱۹ دفتر شعر و ۱۰ اثر در زمینهی ادبیات،تاریخ و اقتصاد دارد و ۱۶ جایزه و مدال از کشورهای مختلف از جمله کویت، تونس، مصر، لبنان، بحرین، فرانسه و انگلستان برای آثار خود دریافت نموده است. شعر «كُن صديقي» وی از دیوان «فتافیت امرأة» با آهنگسازی موزیسین لبنانی عبدو منذر و با اجرای خوانندهی معروف لبنانی ماجده الرومی که پدرش از بزرگان موسیقی لبنان است، در آلبوم شعری منتشر شده است.
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
شعر «کن صدیقي» اثر #دکتر_سعاد_محمد_الصباح که توسط ماجده الرومی خوانندهی معروف لبنانی اجرا شده است.
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
Forwarded from Deleted Account
Audio
ماجدة الرومى - موقع دندنها
اجرای شعر «کن صدیقي» اثر #دکتر_سعاد_محمد_الصباح توسط ماجده الرومی خوانندهی معروف لبنانی.
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
#از_گوشه_و_کنار_ترجمه #قسمت_۳
🆔 @CTAFJ / #فاطمه_جعفری
- از آن مخمصه نجاتش داد: أخرجه من تلك المخالب
- تیرش به خطا رفت: أخطأ في توجيه السهام
- با دیگران دشمن تراشی کرد: خلق عداوة مع الآخرين
- از پشت به او خنجر زد: خانه في ظهره
- رودهدرازی کرد: أطنب في ...
- خشکش زد: بقي جامدا
- آزارش به یک مورچه هم نمیرسد: لا يستطيع أن يؤذي بعوضة
- سفرهی دلش را پیش او باز کرد: فتح قلبه له
- آب در دلش تکان نخورد: لم تهتز شعرة واحدة في فؤاده
ارسالی از: #سارا_اسدی
دانشآموختهی کارشناسی ارشد مترجمی عربی از دانشگاه تهران
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
🆔 @CTAFJ / #فاطمه_جعفری
- از آن مخمصه نجاتش داد: أخرجه من تلك المخالب
- تیرش به خطا رفت: أخطأ في توجيه السهام
- با دیگران دشمن تراشی کرد: خلق عداوة مع الآخرين
- از پشت به او خنجر زد: خانه في ظهره
- رودهدرازی کرد: أطنب في ...
- خشکش زد: بقي جامدا
- آزارش به یک مورچه هم نمیرسد: لا يستطيع أن يؤذي بعوضة
- سفرهی دلش را پیش او باز کرد: فتح قلبه له
- آب در دلش تکان نخورد: لم تهتز شعرة واحدة في فؤاده
ارسالی از: #سارا_اسدی
دانشآموختهی کارشناسی ارشد مترجمی عربی از دانشگاه تهران
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
#سلسله_درسهای_فن_ترجمه - #قسمت_۳ب
🆔 @CTAFJ / #فاطمه_جعفری
۷- گروه اسمی اشارهای: ساختاری نحوی متشکل از یک عنصر اشارهای و یک اسم معرفه به "ال". این اسم نمیتواند نکره یا معرفه به اضافه باشد. الگوی ساختاری این گروه را میتوان به صورت: «اسم اشاره + اسم معرفه به "ال"» نوشت: «هَذَا الوَلَدُ». اسم دوم این گروه در نحو قدیم به «عطف بیان» معروف است.
٨- گروه اسمی عددی: ساختاری متشکل از یک عدد و معدود آن که به سه دسته تقسیم میشود:
الف) گروه اسمی عددی اصلی: با دو الگوی زیر:
• «عدد اصلی + معدود»: «ثَلَاثَةُ رِجَالٍ».
• «معدود + عدد اصلی»: «رِجَالٌ ثَلَاثَةٌ (ثَلَاثٌ)».
معدود اعداد اصلی:
• اعداد ۱ و ۲: نعت معدود به شمار میآیند: «كِتَابٌ وَاحِدٌ»، «كِتَابَانِ اثنَانِ».
• اعداد ۳-۱۰: معدود جمع و مجرور است و از نظر تأنیث و تذکیر مخالف عدد است: «ثَلَاثَةُ أَزوَاجٍ».
• اعداد ۱۱-۹۹: معدود مفرد و منصوب: «أَحَدَ عَشَرَ كَوكَباً».
• اعداد ۱۰۰، ۱۰۰۰: معدود مفرد و مجرور: «أَلفُ شَهرٍ».
نکته: اگر معدود معرفه باشد، پیش از آن حرف جرّ «مِنْ» به کار میرود: «خَمسُونَ مِنَ الطَّلَبَةِ» و «خَمسٌ مِنَ الطَّالِبَاتِ».
ب) گروه اسمی عددی ترتیبی: ساختار «معدود + عدد ترتیبی (بر وزن فاعل)»: «السَّنَةُ الثَالِثَةُ».
ج) گروه اسمی عددی کنایی: اعداد کنایی، اسامی مبهمی هستند کنایه از تعداد زیاد که عبارتند از: «کَم، کَأَيِّن، کَذاوکَذا» ساختار نحوی این گروه را میتوان به صورت «عدد کنایی + معدود» نوشت:
• معدود «کَم» استفهامی همیشه مفرد منصوب است: «كَم كِتَاباً».
• معدود «کَم» خبری مجرور به اضافه یا حرف جرّ «مِن» است: «كَم (مِنْ) كِتَابٍ».
• معدود «کَأَيِّن» مجرور به حرف جرّ «مِن» است: «کَأَيِّن مِنْ مَلَكٍ».
• معدود « کَذاوکَذا» مفرد منصوب است: «کَذاوکَذا كِتَاباً».
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
🆔 @CTAFJ / #فاطمه_جعفری
۷- گروه اسمی اشارهای: ساختاری نحوی متشکل از یک عنصر اشارهای و یک اسم معرفه به "ال". این اسم نمیتواند نکره یا معرفه به اضافه باشد. الگوی ساختاری این گروه را میتوان به صورت: «اسم اشاره + اسم معرفه به "ال"» نوشت: «هَذَا الوَلَدُ». اسم دوم این گروه در نحو قدیم به «عطف بیان» معروف است.
٨- گروه اسمی عددی: ساختاری متشکل از یک عدد و معدود آن که به سه دسته تقسیم میشود:
الف) گروه اسمی عددی اصلی: با دو الگوی زیر:
• «عدد اصلی + معدود»: «ثَلَاثَةُ رِجَالٍ».
• «معدود + عدد اصلی»: «رِجَالٌ ثَلَاثَةٌ (ثَلَاثٌ)».
معدود اعداد اصلی:
• اعداد ۱ و ۲: نعت معدود به شمار میآیند: «كِتَابٌ وَاحِدٌ»، «كِتَابَانِ اثنَانِ».
• اعداد ۳-۱۰: معدود جمع و مجرور است و از نظر تأنیث و تذکیر مخالف عدد است: «ثَلَاثَةُ أَزوَاجٍ».
• اعداد ۱۱-۹۹: معدود مفرد و منصوب: «أَحَدَ عَشَرَ كَوكَباً».
• اعداد ۱۰۰، ۱۰۰۰: معدود مفرد و مجرور: «أَلفُ شَهرٍ».
نکته: اگر معدود معرفه باشد، پیش از آن حرف جرّ «مِنْ» به کار میرود: «خَمسُونَ مِنَ الطَّلَبَةِ» و «خَمسٌ مِنَ الطَّالِبَاتِ».
ب) گروه اسمی عددی ترتیبی: ساختار «معدود + عدد ترتیبی (بر وزن فاعل)»: «السَّنَةُ الثَالِثَةُ».
ج) گروه اسمی عددی کنایی: اعداد کنایی، اسامی مبهمی هستند کنایه از تعداد زیاد که عبارتند از: «کَم، کَأَيِّن، کَذاوکَذا» ساختار نحوی این گروه را میتوان به صورت «عدد کنایی + معدود» نوشت:
• معدود «کَم» استفهامی همیشه مفرد منصوب است: «كَم كِتَاباً».
• معدود «کَم» خبری مجرور به اضافه یا حرف جرّ «مِن» است: «كَم (مِنْ) كِتَابٍ».
• معدود «کَأَيِّن» مجرور به حرف جرّ «مِن» است: «کَأَيِّن مِنْ مَلَكٍ».
• معدود « کَذاوکَذا» مفرد منصوب است: «کَذاوکَذا كِتَاباً».
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
#سلسله_درسهای_داستان_کوتاه #داستان_کوتاه_رئالیستی #قسمت_۳
عناصر داستان کوتاه رئالیستی و ویژگیهای آن
۲- زاویهی دید: شیوهی روایی مناسب برای داستان کوتاهنویسان رئالیست، منظر سوم شخص عینی یا اول شخص ناظر است. زاویهی دید دانای کل نامحدود که قادر به نفوذ در ذهن شخصیتها و خوانش احساسات درونی و اعتقادات آنهاست به دلیل اینکه با اصل بنیادین رئالیسم یعنی نشان دادن واقعیات مشهود در تناقض است، شیوهی روایی مناسبی برای این نوع داستان کوتاه نیست، اما شکلتعدیل شدهی آن یعنی دانای کل محدود که نه داوری و ارزیابی بلکه تنها توصیف میکند و فقط به ذهن شخصیت اصلی نفوذ دارد و گاه رویدادهای قبل از داستان را بیان میکند، کاربرد دارد. خلاصهگزیدهی زیر از داستان کوتاه «الأحرار» از مجموعهی داستانی «آخر الدنیا» اثر یوسف ادریس انتخاب شده که از منظر دانای کل محدود روایت شده است:
«وقعت هذه الحادثة في مكتب إحدى الشركات الكائنة في شارع سليمان. في الصباح وفي حوالي التاسعة بدأت تصل إلى الآذان ضجة غير عادية صادرة من حجرة السيد الريس عبداللطيف رئيس قسم السكرتارية يزعق لأحمد رشوان الذي كان شابا مؤدبا جدا، بل يمكن أن يعد أكثر موظفي العالم أدبا... والشغل عند أحمد شغل، والرئيس رئيس، والزميل زميل. أما الزميلات فليس له بهن علاقة، إذ هو ضد أن تعمل المرأة إلا مدرسة أو ممرضة. وأول ما خيّل للريس أنّ الجدع جنّ... کان على أحمد أن يصوغ ما يدور في فكره إلى كلمات... فكيف يشرح للريس ما حدث بالضبط ... كل ما حدث أن نوبة أرق حادة إنتابه في الليلة الماضية... كان راقدا في فراشه غير المريح وكاد ينام لولا أن أطار النوم من عينيه برغوث خبيث...»«این حادثه در دفتر یکی از شرکتهای واقع در خیابان سلیمان اتفاق افتاد. در حدود ساعت ۹ صبح، از اتاق آقای ریس عبداللطیف، رئیس بخش دبیرخانه، هیاهویی غیر عادی به گوش رسید که بر سر احمد رشوان داد میکشید. احمد جوان بسیار مودبی بود که حتی میتوان او را مودبترین کارمند دنیا شمرد... از نظر احمد، کار، کار بود، رئیس، رئیس و همکار هم همکار. اما با همکاران خانم رابطهای نداشت؛ چون او مخالف کار کردن زن مگر بهعنوان معلم یا پرستار بود. اولین چیزی که به فکر ریس رسید این بود که این پسرِ خوب، دیوانه شده است... احمد باید آنچه را که در ذهنش میگذشت در قالب کلماتی مرتب میکرد... چگونه ماجرا را دقیقا برای ریس شرح دهد... کل ماجرا این بود که شب گذشته دچار بدخوابی آنی شده بود... در بستر ناراحتش دراز کشیده بود و در آستانهی خوابیدن بود که یک کَک موذی خواب را از چشمانش پراند».
* الجدع: در زبان عامیانهی مصری: آدم خوب.
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
عناصر داستان کوتاه رئالیستی و ویژگیهای آن
۲- زاویهی دید: شیوهی روایی مناسب برای داستان کوتاهنویسان رئالیست، منظر سوم شخص عینی یا اول شخص ناظر است. زاویهی دید دانای کل نامحدود که قادر به نفوذ در ذهن شخصیتها و خوانش احساسات درونی و اعتقادات آنهاست به دلیل اینکه با اصل بنیادین رئالیسم یعنی نشان دادن واقعیات مشهود در تناقض است، شیوهی روایی مناسبی برای این نوع داستان کوتاه نیست، اما شکلتعدیل شدهی آن یعنی دانای کل محدود که نه داوری و ارزیابی بلکه تنها توصیف میکند و فقط به ذهن شخصیت اصلی نفوذ دارد و گاه رویدادهای قبل از داستان را بیان میکند، کاربرد دارد. خلاصهگزیدهی زیر از داستان کوتاه «الأحرار» از مجموعهی داستانی «آخر الدنیا» اثر یوسف ادریس انتخاب شده که از منظر دانای کل محدود روایت شده است:
«وقعت هذه الحادثة في مكتب إحدى الشركات الكائنة في شارع سليمان. في الصباح وفي حوالي التاسعة بدأت تصل إلى الآذان ضجة غير عادية صادرة من حجرة السيد الريس عبداللطيف رئيس قسم السكرتارية يزعق لأحمد رشوان الذي كان شابا مؤدبا جدا، بل يمكن أن يعد أكثر موظفي العالم أدبا... والشغل عند أحمد شغل، والرئيس رئيس، والزميل زميل. أما الزميلات فليس له بهن علاقة، إذ هو ضد أن تعمل المرأة إلا مدرسة أو ممرضة. وأول ما خيّل للريس أنّ الجدع جنّ... کان على أحمد أن يصوغ ما يدور في فكره إلى كلمات... فكيف يشرح للريس ما حدث بالضبط ... كل ما حدث أن نوبة أرق حادة إنتابه في الليلة الماضية... كان راقدا في فراشه غير المريح وكاد ينام لولا أن أطار النوم من عينيه برغوث خبيث...»«این حادثه در دفتر یکی از شرکتهای واقع در خیابان سلیمان اتفاق افتاد. در حدود ساعت ۹ صبح، از اتاق آقای ریس عبداللطیف، رئیس بخش دبیرخانه، هیاهویی غیر عادی به گوش رسید که بر سر احمد رشوان داد میکشید. احمد جوان بسیار مودبی بود که حتی میتوان او را مودبترین کارمند دنیا شمرد... از نظر احمد، کار، کار بود، رئیس، رئیس و همکار هم همکار. اما با همکاران خانم رابطهای نداشت؛ چون او مخالف کار کردن زن مگر بهعنوان معلم یا پرستار بود. اولین چیزی که به فکر ریس رسید این بود که این پسرِ خوب، دیوانه شده است... احمد باید آنچه را که در ذهنش میگذشت در قالب کلماتی مرتب میکرد... چگونه ماجرا را دقیقا برای ریس شرح دهد... کل ماجرا این بود که شب گذشته دچار بدخوابی آنی شده بود... در بستر ناراحتش دراز کشیده بود و در آستانهی خوابیدن بود که یک کَک موذی خواب را از چشمانش پراند».
* الجدع: در زبان عامیانهی مصری: آدم خوب.
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
#از_گوشه_و_کنار_ترجمه #قسمت_٤
🆔 @CTAFJ / #فاطمه_جعفری
- فاصلهی بین ... زیاد شد: تباعدت الفترات بين ...
- بازویش زقزق میکرد: كانت ذراعه تتضايق
- زهرمارش کرد: أفسد عليه
- راه در شب کِش آمد: امتدّ الطريق في الليل
- بغض گلویش را گرفت: إمتلأت زلعومه بالدموع
- خون به گوشهایش دوید: إمتلأت أذناه بالدم
- سروکارش با من است: حسابه عندي
- خورشید چشمش را زد: عمته الشمس
- برایت کاری کارستان کنم: سأخدمك خدمة
- به تو بخششی کریمانه کنم: سأعطيك ما أعطي
(در دو جملهی آخر به کاربرد مفعول مطلق دقت شود)
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
🆔 @CTAFJ / #فاطمه_جعفری
- فاصلهی بین ... زیاد شد: تباعدت الفترات بين ...
- بازویش زقزق میکرد: كانت ذراعه تتضايق
- زهرمارش کرد: أفسد عليه
- راه در شب کِش آمد: امتدّ الطريق في الليل
- بغض گلویش را گرفت: إمتلأت زلعومه بالدموع
- خون به گوشهایش دوید: إمتلأت أذناه بالدم
- سروکارش با من است: حسابه عندي
- خورشید چشمش را زد: عمته الشمس
- برایت کاری کارستان کنم: سأخدمك خدمة
- به تو بخششی کریمانه کنم: سأعطيك ما أعطي
(در دو جملهی آخر به کاربرد مفعول مطلق دقت شود)
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
#سلسله_درسهای_فن_ترجمه - #قسمت_۳ج
🆔 @CTAFJ / #فاطمه_جعفری
٩- گروه اسمی بدلی: گروهی متشکل از دو اسم که اسم دوم مقصود اصلی گوینده و توضیحی دربارهی اسم اول است، اما حذف آن اختلالی در معنای جمله ایجاد نمیکند. الگوی ساختاری این گروه را میتوان به صورت «مبدلمنه + بدل» نوشت: «الأُستَاذُ مَحمُودٌ».
۱۰- گروه اسمی عطفی: گروهی متشکل از دو اسم که حروف عطف «وَ، فَـ، ثُمَّ، أم، أو، لا، بَل، لکن، إمّا و ...» میان آن دو قرار میگیرد: «اسم + حرف عطف + اسم»: «مُحَمَّدٌ وَعَلِيٌّ».
١١- گروه اسمی تأکیدی: ساختاری متشکل از دو اسم که دومی تأکید کنندهی اولی است و به آن «مُؤَكِّد» میگویند. «مُؤَكِّد» میتواند تکرار اسم اول یا واژگان تأکیدی «نفس، عین، کلا، کلتا، أَجمع، جمیع و عامّة» باشد.
• «نفس و عین»: برای تأکید مفرد، مثنی و جمع.
- اسم مفرد + «نفس و عین» مفرد: «مُحَمَّدٌ نَفسُهُ»
- اسم مثنی + «نفساهما و عیناهما» و ترجیحا «أنفسهما و أعینهما»: «أخَوَاكَ نَفسَاهُمَا (أَنفُسُهُمَا).
- اسم جمع + «أنفسهم و أعینهم»: «إِخوَتُكَ أَنفُسُهُم».
- «نفس و عین» را میتوان مجرور به حرف «باء» کرد: «مُحَمَّدٌ بِنَفسِهِ».
• «کلا و کلتا»: برای تأکید تثنیه، اولی برای تأکید مذکر و دومی تأکید مونث.
- «أخَوَاكَ كِلَاهُمَا» و «البِنتَان كِلتَاهُمَا»
• «أَجمع، جمیع و عامّة»: برای تأکید مفرد و جمع هستند نه تثنیه: «جَاءَ القَومُ كُلُّهُم (أجمَعُونَ)».
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
🆔 @CTAFJ / #فاطمه_جعفری
٩- گروه اسمی بدلی: گروهی متشکل از دو اسم که اسم دوم مقصود اصلی گوینده و توضیحی دربارهی اسم اول است، اما حذف آن اختلالی در معنای جمله ایجاد نمیکند. الگوی ساختاری این گروه را میتوان به صورت «مبدلمنه + بدل» نوشت: «الأُستَاذُ مَحمُودٌ».
۱۰- گروه اسمی عطفی: گروهی متشکل از دو اسم که حروف عطف «وَ، فَـ، ثُمَّ، أم، أو، لا، بَل، لکن، إمّا و ...» میان آن دو قرار میگیرد: «اسم + حرف عطف + اسم»: «مُحَمَّدٌ وَعَلِيٌّ».
١١- گروه اسمی تأکیدی: ساختاری متشکل از دو اسم که دومی تأکید کنندهی اولی است و به آن «مُؤَكِّد» میگویند. «مُؤَكِّد» میتواند تکرار اسم اول یا واژگان تأکیدی «نفس، عین، کلا، کلتا، أَجمع، جمیع و عامّة» باشد.
• «نفس و عین»: برای تأکید مفرد، مثنی و جمع.
- اسم مفرد + «نفس و عین» مفرد: «مُحَمَّدٌ نَفسُهُ»
- اسم مثنی + «نفساهما و عیناهما» و ترجیحا «أنفسهما و أعینهما»: «أخَوَاكَ نَفسَاهُمَا (أَنفُسُهُمَا).
- اسم جمع + «أنفسهم و أعینهم»: «إِخوَتُكَ أَنفُسُهُم».
- «نفس و عین» را میتوان مجرور به حرف «باء» کرد: «مُحَمَّدٌ بِنَفسِهِ».
• «کلا و کلتا»: برای تأکید تثنیه، اولی برای تأکید مذکر و دومی تأکید مونث.
- «أخَوَاكَ كِلَاهُمَا» و «البِنتَان كِلتَاهُمَا»
• «أَجمع، جمیع و عامّة»: برای تأکید مفرد و جمع هستند نه تثنیه: «جَاءَ القَومُ كُلُّهُم (أجمَعُونَ)».
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ