کافه ترجمه عربی
528 subscribers
75 photos
7 videos
13 files
262 links
لینک اولین پست کانال:
https://t.me/CTAFJ/4
Download Telegram
#سلسله_درس‌های_فن_ترجمه #قسمت_۱۳
🆔 @CTAFJ
۲- گروه فعلی:
- ساختاری نحوی که با فعل تام شروع می‌شود و به جمله‌ی فعلیه معروف است.
- این گروه مرکب است از فعل و وابسته‌های آن که شامل: فاعل، مفعول‌به، مفعول‌فیه، مفعول‌له‌، مفعول‌معه، مفعول‌مطلق (تأکیدی، نوعی و عددی)، حال، تمییز (نسبت)، جار‌و‌مجرور و مستثنی می‌شود.
- رابطه‌ی فعل با فاعل خود، رابطه‌ی اسنادی از نوع اسناد تام است و فاعل هرگز مقدم بر فعل نمی‌آید.
- رابطه‌ی فعل با دیگر وابسته‌های خود، رابطه‌ی غیر اسنادی و به عبارتی رابطه‌ی قیدی است و تمام این وابسته‌ها قید به حساب می‌آید و می‌تواند بر فعل مقدم شود و در این حالت گروه همچنان گروه فعلی خواهد بود.
- ادوات نفی، استفهام، شرط، تاکید، تحقیق، تقلیل، استقبال و طلب (امر، نهی، عرض، تحضیض، تمنّی و ترجّی) نیز می‌تواند مقدم بر فعل آید.
- با توجه به مطالب یاد شده الگوی ساختاری این گروه را می‌توان به صورت «فعل + فاعل + (قید)» نوشت که خود به دو دسته تقسیم می‌شود:
- گروه فعلی مستقل: در صورتی که اندیشه‌ای مستقل را برساند و در این حالت جمله‌ی ساده‌ی عربی را شکل می‌دهد.
- گروه فعلی وابسته: در صورتی که اندیشه‌‌ی مستقلی را نرساند و در این حالت در ساختار گروه یا جمله‌‌ای دیگر به کار می‌رود. این گروه می‌تواند در جایگاه‌های زیر قرار گیرد:
۱- خبر: «الكِتَابُ (ارتَفَعَ سِعرُهُ)»: «(قیمت) کتاب (بالا رفت)».
۲- نعت: «أخَافُ صَدِيقاً (يَغضِبُ بِلَا سَبَبٍ)»: «از دوستی می‌ترسم (که بی‌دلیل عصبانی می‌شود)».
۳- معطوف: «المُجِدُّ فَائِزٌ وَ(يَنَالُ جَائِزَةً)»: «تلاشگر برنده است و (جایزه می‌گیرد)».
۴- بدل: «إرحَل (لَا تُقِيمَنَّ عِندَنَا)»: «برو، (پیش ما نمان)».
۵- حال: «جَاءَ مُحَمَّدٌ (يَبكِي)»: «محمد (گریان) آمد».
۶- مفعول‌به: «قُلتُ (سَأسَافِرُ غَداً)»: «گفتم (فردا به مسافرت خواهم رفت)».
۷- نائب فاعل: «عُرِفَ (أينَ اختَفَى اللِّصُّ)»: «(مخفیگاه دزد) لو رفت».
۸- مضاف‌الیه: «عَلِمتُ لَدُن (زُرتُكَ) فَوزَ مُحَمَّدٍ»: «موقع (دیدنت) از موفقیت محمد باخبر شدم».
۹- صله‌ی اسم یا حرف: «يَفُوزُ الَّذِينَ (يُتقِنُونَ عَمَلَهُم)»: ‌«(کاربلدان) موفق می‌شوند» و «سُرِرتُ (بِأن فَازَ المُجِدُّ)»: «(از موفقیت تلاشگر) خوشحال شدم».
۱۰- مفسر: «وَعَدتُ الطَالِبُ المُجِدُّ (أُكَافِئُهُ)»: «به دانشجوی کوشا قول دادم (پاداشش دهم)».
۱۱ و ۱۲- شرط و جواب شرط: «إن (نَجَحَ مُحَمَّدٌ) (أُكَافِئُهُ)»: «اگر (محمد موفق شود)، (به او پاداش می‌دهم)».
۱۳و ۱۴- قسم و جواب قسم: «(أُقسِمُ بِاللَّهِ) (لَأَجتَهِدَنَّ)»: «( به خدا قسم)، (تلاش خواهم کرد)».
۱۵- میان‌جمله (جمله‌ی معترضه): «زَارَكَ – (أظُنُّ) – صَدِيقٌ قَدِيمٌ»: «(به گمانم) دوستی قدیمی به دیدارت آمد».

#فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
#ضرب‌المثل_١١
🆔 @CTAFJ
♦️ المَوتُ حَوْضٌ مَوْرُودٌ.

🔹 مرگ شتری است که درِ خانه‌ی همه می‌خوابد.

http://www.uupload.ir/files/g4r_ctafj.jpg
#فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
#تخفیف_ویژه‌ی_۳۰_۳۵_درصدی
کتابفروشی‌های عضو طرح پاییزه‌ی کتاب در روز کتابگردی
#پنجشنبه_۲آذر
#فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
#سلسله_درس‌هایی_درباره‌ی_استعاره_۶
#بر_اساس_زبان‌شناسی_شناختی
🆔 @CTAFJ
- مجاز:
استعاره و مجاز فرایندهای متفاوتی هستند. استعاره، شیوه‌ای برای درک چیزی با توجه به چیز دیگر است و نقش اصلی آن فهمیدن و درک کردن است، اما در مجاز از چیزی به جای چیز دیگر استفاده می‌شود و نقش اصلی آن ارجاع دادن و اشاره‌ کردن است. برای مثال در جمله‌ی «در این پروژه به استخدام تعدادی (مخ) نیاز داریم»، از واژه‌ی «مخ» برای اشاره به «مهندسان با‌استعداد» استفاده شده است، یعنی اشاره‌ی ما نه تنها به تعدادی مهندس،‌ بلکه در‌عین حال اشاره به نخبه‌بودن آن‌ها بوده است. در این نوع مجاز، که مجاز «جزء به کل» نامیده می‌شود، جزئی که انتخاب می‌شود، تعیین می‌کند که کانون توجه ما کدام‌یک از جنبه‌های کل بوده است.

بنابراین مجاز نیز به مانند استعاره، صرفا ابزاری شاعرانه یا بلاغی یا موضوع مرتبط با زبان نیست، بلکه مفاهیم مجازی نیز علاوه بر اینکه بخشی از روش معمول ما برای سخن گفتن است، بخشی از چگونگی اندیشیدن و عملکرد ما نیز است و این مفاهیم نه تصادفی یا اختیاری بلکه مفاهیمی نظام‌مند است و ریشه در تجربه‌های ما دارد. برای مثال در جمله‌ی «او یک فورد خرید»، از مجاز «پدیدآورنده به جای محصول» استفاده شده، تا ضمن اشاره به خرید خودروی جدید، به اینکه خودرو متعلق به بزرگترین کمپانی تولید خودرو در جهان است نیز اشاره شود. یا در جمله‌ای مانند: «هری ترومن، هیروشیما و ناکازاکی را بمباران اتمی کرد» از مجاز «مسئول به جای مأمور» استفاده شده، تا ضمن اشاره به بمباران اتمی ژاپن از سوی نیروهای امریکایی، نشان داده شود که صدور این فرمان توسط هری ترومن، رئیس جمهور وقت آمریکا، صورت گرفته است.

از دیگر مجازهایی که فراوان در زبان روزمره استفاده می‌کنیم، می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
- «شی‌ء به جای کاربر»: «اتوبوس‌ها» در اعتصابند.
- «محل کار به جای مسئول»: «اَپِل» باز قیمت‌هایش را افزایش داد.
- «مکان به جای نهاد»: «کاخ سفید» در‌این‌باره سکوت کرده است.
- «مکان به جای رویداد»: نگذاریم تایلند به «ویتنام» دیگری تبدیل شود.
- «نمادپردازی‌های فرهنگی و مذهبی»: مثل مجاز «فاخته» در اشاره به «روح القدس».
#فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁

🔶کافه ترجمه عربی ☕️☕️

🔹کانال تخصصی آموزش ترجمه عربی با تاکید بر ترجمه‌ی ادبیات داستانی.

⬅️ سلسله درس های فن ترجمه
⬅️ سلسله درس های داستان کوتاه
⬅️ سلسله درس های استعاره
⬅️ از گوشه و کنار ترجمه
⬅️ معرفی شاعران
⬅️ ترجمه گزیده اشعار
⬅️ معرفی نویسندگان
⬅️ ترجمه داستان های کوتاه
⬅️ ضرب المثل
⬅️ آیا می دانید؟
⬅️ جملات قصار
⬅️ و دیگر موضوعات متنوع...

🔸لینک کانال👇👇👇
♐️ https://t.me/CTAFJ

🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁
#فاطمه_جعفری
#ترجمه‌ی_شعر
🆔 @CTAFJ
#سعاد_الصباح

لَن أُحاكِمَكَ لأنَّكَ أَخَذتَ

شَظايايَ وبَنَيتَ بِها وطَناً..

فَيَكفي العُشّاقَ أَن تَكونَ

أَحزانُهُم مُدُناً لِلعَصافير...

—---------------------------

بازخواستت نخواهم کرد که چرا

خرده‌های وجودم را گرفتی و با آن وطنی ساختی...

عاشقان را همین بس که

غم‌هاشان، آشیان گنجشک‌ها باشد...

شعر: #سعاد_الصباح
ترجمه: #فاطمه_جعفری

♐️ https://t.me/CTAFJ
#ترجمه‌ی_شعر
🆔 @CTAFJ
شعر از: #نزار_قبانی
ترجمه‌ی: #نگین_فرضی

أنعي لكم یا أصدقائی: اللغة القدیمة،
والکتب القدیمة
أنعي لکم ..
کلامنا المثقوب كالأحذیة القدیمة
و مفردات العهر، والهجا، والشتیمة
أنعي لکم .. أنعي لكم
نهایة الفكر الذي قاد إلی الهزیمة

یا وطني الحزین
حولتني بلحظة
من شاعر یكتب الحب والحنین
لشاعر یكتب بالسكین

لأن ما نحسه أكبر من أوراقنا
لابد أن نخجل من أشعارنا

ما دخل الیهود من حدودنا
و إنما... تسربوا كالنمل ... من عیوبنا.
#نزار_قبانی
—------------------------—

ای دوستان من، برایتان خبر مرگِ زبان کهن
و کتاب‌های قدیمی را آورده‌ام
و خبر مرگ
سخنانمان که مثل کفش‌های قدیمی پوسیده است
و واژه‌های فساد و هزل و دشنام
خبر مرگ برای شما آورده‌ام. خبر مرگ و
پایان فکری که به شکست رهنمون شد

ای سرزمین غمگین من!
مرا در چشم به‌هم زدنی
از شاعری که درباره‌ی عشق و اشتیاق می‌سرود
به شاعری بدل کردی که با چاقو می‌نویسد

زیرا آنچه که احساس می‌کنیم از کاغذهامان بزرگتر است
باید از شعرهامان خجالت بکشیم

یهودیان از مرزهامان وارد نشدند
بلکه ... از عیب‌هامان ... مثل مورچگان نفوذ کردند.

اثر: #نزار_قبانی
«هوامش علی دفتر النکسة»
ترجمه‌ی: #نگین_فرضی
دانش‌آموخته‌ی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات عرب از دانشگاه کردستان

http://www.uupload.ir/files/0wgj_ctafj.jpg
#فاطمه_جعفری

♐️ https://t.me/CTAFJ
#تعريب_شعر
🆔 @CTAFJ
سهم من

از آسمان آغوشت

همین ابر دلتنگی‌ست.

شعر: #پیام_گنجگلی
—-------------------
حِصَّتِي

مِن سَمَاءِ حِضنِكِ

سَحَابَةُ الحَنِينِ هَذِهِ.

تعریب: #فاطمه_جعفری

http://www.uupload.ir/files/4kwq_ctafj.jpg

♐️ https://t.me/CTAFJ
#هل_تعلم_۱۲
ترجمه‌ی: #سارا_اسدی_کاوان
کارشناس ارشد مترجمی زبان عربی از دانشگاه تهران
#فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
#هل_تعلم_۱۲
🆔 @CTAFJ
🔆 آیا می‌دانید؟

با داشتن پاسپورت آلمانی قادر خواهید بود بدون ویزا به ۱۷۷ کشور از ۲۱۸ کشور دنیا سفر کنید؛ چرا که پاسپورت آلمانی درحال حاضر، معتبرترین پاسپورت در جهان به حساب می‌آید، به‌طوری‌که از جهت امتیازات زیادی که در اختیار دارندگانش قرار می‌دهد، در جایگاه اول قرار دارد.


ترجمه‌ی: #سارا_اسدی_کاوان
کارشناس ارشد مترجمی زبان عربی از دانشگاه تهران

#فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
#تعریب_شعر
شعر: #ابوالفضل_وفائی‌نژاد
🆔 @CTAFJ
به سرنوشت فکر می کرد
به لاله ای که
در بسترش همچون مرغی اهلی
دلخوش کرده است
به بازوان درنده ای بدخو
به تنش نگاه می کند
اثر نوازشی نیست
کبودی روی تنش راه می رود
هر هفته از اينجا به آنجا
خونباره از چشمانش فايده ای ندارد...
—------------—
كَان یُفكِّرُ في المَصير
وَفي زَهرةِ التوليبِ الَّتي
کَانت في سَريره كطائرٍ أليف
تُعلِّقُ آمالَها
على ذِراعَي شَرِسٍ عَنيف
إلى جَسدها تنظر
ليس هناك أثر للمُلاطفة
تَمشي عليه الكَدمات
كُلَّ أسبوع من هنا إلى هناك
وبُكاءُ عيونها دماً لايُفيد...

#تکه‌ای_از_شعر
#بی‌راهه_بی‌پایان
روز جهانی #منع_خشونت_علیه_زنان
شعر: #ابوالفضل_وفائی‌نژاد
تعریب: #فاطمه_جعفری
http://www.uupload.ir/files/uqsm_ctafj.jpg

♐️ https://t.me/CTAFJ
#معرفی_شاعر_۱۶ #سارگون_بولص

🆔 @CTAFJ
سارگون بولص در سال ۱۹۴۴ نزدیک دریاچه‌ی حبّانیه در عراق متولد شد. وی از سال ۱۹۶۹ در سان فرانسیسکو – ایالات متحده آمریکا ساکن بود و سال‌های اخیر خود را در سفر میان اروپا و آمریکا و به‌ویژه آلمان گذراند، به‌گونه‌ای که تعدادی کمک‌هزینه‌‌برای کار ادبی دریافت کرد. آثاری از وی که به زبان آلمانی انتشار یافته، عبارتست از: «غرفة مهجورة»، مجموعه‌داستان (برلین ١٩٩٦)؛ «شهود علی الضفاف» گزیده‌اشعار (برلین ۱۹۹۷)؛ «أساطير وغبار» (با همکاری سویتا اوبودیاس) (مونستر ۲۰۰۰). از جمله کتاب‌های وی: «الوصول إلی مدینة أین»، شعر (آتن ۱۹۸۵)، «الحیاة قرب الأکروبول»، شعر (الدار البیضاء ۱۹۸۸)؛ «الأول والتالي»، شعر (کولونیا ۱۹۹۲)؛ «حامل الفانوس في ليل الذئاب»، شعر (کولونیا – بیروت ۱۹۹۶)؛ «إذا کنت نائماً في مركب نوح»، شعر (کولونیا – بیروت ۱۹۹۸). وی در سال ۲۰۰۷ در برلین درگذشت.

http://www.uupload.ir/files/1gq3_ctafj.jpg

#فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
#ترجمه‌ی_شعر
🆔 @CTAFJ
شعر: #سارگون_بولص

«أبي في حراسة الأيّام»

لم تكن العَظمة، ولا الغُراب

كانَ أبي، في حراسة الأيام
يشربُ فنجان شايه الأوّل قبل الفجر، يلفّ سيجارته الأولى
بظفر إبهامه المتشظّي كرأسِ ثُومة.

تحت نور الفجر المتدفّق من النافذة، كانَ حذاؤه الضخم
ينعسُ مثل سُلحفاة زنجيّة.

كان يُدخّن، يُحدّقُ في الجدار
ويعرف أنّ جدراناً أخرى بانتظاره عندما يتركُ البيت
ويُقابلُ وحوشَ النهار، وأنيابَها الحادّة.

لا العَظمة، تلك التي تسبحُ في حَساء أيّامه كأصبع القدَر
لا، ولا الحمامة التي عادت إليهِ بأخبار الطَوَفان.
—----------------------
«پدرم در انتظار روزها»

نه استخوانی بود و نه کلاغی

پدرم در انتظار روزها بود
اولین فنجان چایش را پیش از سپیده‌دم می‌نوشید و اولین سیگارش را
با ناخن انگشت شستش می‌پیچید که مثل سر یک سیر، تراشه شده بود.

زیر نور سپیده‌دم که از پنجره می‌تابید، کفش بزرگش
مثل لاک‌پشتی زنگی خمیازه می‌کشید.

سیگار می‌کشید و به دیوار زل می‌زد
و می‌دانست که وقتی خانه را ترک کند، دیوارهای دیگری در انتظار اوست
و با حیوانات وحشی روز و دندان‌های تیزشان روبه‌رو خواهد شد.

آنچه در سوپ روزگارش مثل انگشت تقدیر شناور بود، استخوان نبود
نه، و نه کبوتری که با اخبار گشت‌و‌گذار به پیش او برگشته بود.

شعر: #سارگون_بولص
ترجمه‌: #فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
Forwarded from پیوند نگار
#ترجمه_شعر
شعر: #محمد_السعید

أنا دلوقتي بقول يا حبيبي إيوة حبيبي وحبيب قلبي!
بعد ما عشتِ بداري واخبي فرحة قلبي بقربك جنبي
في حاجات ياما وهي معانا مش بنفكّر أبداً فيها
غير لو ضاعت نبتدي نندم ونعيش نحلم نرجع ليها

أنا دلوقتي بقول يا حبيبي إيوة حبيبي وحبيب قلبي!
في حاجات ياما وهي معانا مش بنفكّر أبداً فيها
غير لو ضاعت نبتدي نندم ونعيش نحلم نرجع ليها

لو لفّيت الدنيا بحالها أنا مش ممكن هلاقيك تاني
الايام دي اتغير حالها مابقاش حد يعيش للتاني
في حاجات ياما وهي معانا مش بنفكّر أبداً فيها
غير لو ضاعت نبتدي نندم ونعيش نحلم نرجع ليها

مين يستاهل اقوله حبيبي مين غيرك انت في الدنيا دي؟
شعر: #محمد_السعید
—------------------------------—
الآن به تو می‌گویم معشوقه‌ی من، بله معشوقه‌ی من و معشوقه‌ی قلبم !
بعد از سپری کردن ایامی که فاش نمی‌کردم چقدر از اینکه کنار توام، خوشحالم.
خیلی چیزها هست که وقتی آن‌ها را داریم، هرگز به‌شان فکر نمی‌کنیم.
اما وقتی از دست دادیم، تازه ابراز پشیمانی می‌کنیم و با رویای بازگشت دوباره به آن‌ها زندگی را سر می‌کنیم.

الآن به تو می‌گویم معشوقه‌ی من، بله معشوقه‌ی من و معشوقه‌ی قلبم !
خیلی چیزها هست که وقتی آن‌ها را داریم، هرگز به‌شان فکر نمی‌کنیم.
اما وقتی از دست دادیم، تازه ابراز پشیمانی می‌کنیم و با رویای بازگشت دوباره به آن‌ها زندگی را سر می‌کنیم.

اگر سراسر دنیا را بگردم، ممکن نیست دوباره چون تویی را پیدا کنم.
این روزها اوضاع فرق کرده و دیگر کسی نیست که به‌خاطر دیگری زندگی کند.
خیلی چیزها هست که وقتی آن‌ها را داریم، هرگز به‌شان فکر نمی‌کنیم.
اما وقتی از دست دادیم، تازه ابراز پشیمانی می‌کنیم و با رویای بازگشت دوباره به آن‌ها زندگی را سر می‌کنیم.

چه کسی شایستگی آن را دارد که او را معشوقه‌ام صدا بزنم، چه کسی غیر از تو در این دنیا؟
شعر: #محمد_السعید
اجرا: #عمرو_دياب
ترجمه‌: #فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
#جملات_قصار_۸
🆔 @CTAFJ
للدم لسان
كلُّ نقطة منه وهي تسقط تقول:
البشرية كلّها سقطت.
—---------------------
خون هم زبان دارد
هر قطره از آن، وقتِ چکیدنش می‌گوید:
بشریت به تمامی سقوط کرده است.
#فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
با سپاس از دوستمان (م. ر) همراه گرامی کانال «کافه ترجمه عربی» که ترانه‌ی «بقینا خایفین» را همراه با متن ترانه و ترجمه‌ی آن برای ما ارسال فرموده‌اند. 👇👇👇
Forwarded from پیوند نگار
#ترجمه_شعر
🆔 @CTAFJ
شعر: #نصر_محروس

بقينا خايفين ... بقينا خايفين
نگرانی کارمان شده ... نگرانی کارمان شده

على فين يا حزن آه مودّينا
ای غم می‌خواهی ما را به کجا برسانی

بقينا عايزين ... بقينا عايزين
احساس نیاز می‌کنیم ... احساس نیاز می‌کنیم

في الدنيا حضن آه... يقوينا
به آغوشی که در دنیا قوت قلبمان باشد

على وجع الأيام
در برابر دردهای روزگار

على جرح ما بينام
در برابر زخمی که آرام نمی‌گیرد

على كل اللي تحبه بقلبك يبعد والسلام
در برابر کسانی که عاشقشان می‌شوی اما می‌روند و تنهایت می‌گذارند

وأنا ياما حبيت بقلبي وشالتهم عيوني
من بارها عاشق شدم و برایشان سنگ تمام گذاشتم

و سابوني في الحيرة افكر هم اللي سابوني
اما آنان که ترکم کردند تنها افکار پریشان برایم باقی گذاشتند

وأنا زيك في العشق دايما سهرانة عيوني
من هم در عشق مانند تو چشمانم رنگ خواب را نمی‌بیند

طب أقولك ساعات بنسى إن تنام جفوني
حتی گاهی فراموش می‌کنم پلک‌هایم را روی هم بگذارم

من وجع الأيام
از دردهای روزگار

من جرح ما بينام
از زخمی که آرام نمی‌گیرد

من كل اللي تحبه قلوبنا يبعد والسلام
از تمام آنهایی که قلبهایمان به آنها عشق می‌ورزند اما می‌روند و تنهایمان می‌گذارند

شعر: #نصر_محروس
اجرا: #نغم_صالح و #ساندرا_حاج
ارسال و ترجمه: #م_ر ( @mstknus )
#فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
🆔 @piaderonews 👈 ڪلیڪ

🔸پاکت نامه
▫️شعری از #سارگون_بولص
🔹ترجمه ی #فاطمه_جعفری

«زندگی‌ام را مثل فرشته‌ای با نشستن روی صندلی آرایشگر سپری می‌کنم»
▪️رامبو، «نیایشی شبانه»

شاید یکی به من می‌گوید، و شاید هم نمی‌گوید:
خواهش می کنم بیا، به من بگو داستان چیست.

این پاکت‌نامه‌ی روی میز چیست.

قطره‌های چربی مایع
یادگاری جسدِ آن ناپیدا، قلاب ماهیگیر
در گلوی ماهی – داستان چیست.

- این روزها به دریا می‌روم
چون بیمارم، نیاز به نسیم‌های لطیف دارم.

در قهوه‌خانه‌ای روی شن‌ها می‌نشینم و
وقتِ غروب، به صخره‌ها چشم می‌دوزم.


کسی به اینجا نمی‌آید. گاهی، زنی با سگش. ماهیگیری پیر.

مرغ‌های ماهی‌خوار در هوا شناورند، منقارهای
پرتقالی‌شان، چشم‌های زردشان، دریا را می‌پایند

گهگاهی شاید ماهی‌ای نصیبشان شود
که فلس‌های درخشانش زیرِ آب، نقش‌و‌نگار بر آن زده است.

آبجوم را به‌آرامی می‌نوشم و به راه خودم می‌روم.
هرگز نخواهم فهمید که داستان چیست.
پاکتِ نامه را نخواهم گشود.

http://www.uupload.ir/files/x9nq_s.b.jpg

☑️منبع : مجله ادبی پیاده رو
پیشرو در ادبیات معاصر ایران

http://www.piadero.ir/portal/index.php?do=post&id=2363

🔺 در صورت تمایل با مراجعه به لینک سایت می توانید نظر بدهید 👆👆👆

◾️بخش : #ادبیات_عرب
زیر نظر تیرداد آتشکار

🔘با کانال تلگرام " مجله ادبی پیاده رو" ، معتبرترین و با سابقه ترین سایت ادبی پارسی زبان همراه باشید : 👇👇👇👇👇
https://t.me/joinchat/AAAAADu3hrwB_GHUktWJFw

🆔 @piaderonews👈
🆔 @piaderonews👈
#سلسله_درس‌های_فن_ترجمه #قسمت_۱۴الف
🆔 @CTAFJ
۳- گروه وصفی: گروهی که با مشتق محض یعنی «اسم فاعل»، «اسم مفعول»، «صفت مشبهه»، «اسم تفضیل» شروع می‌شود و بر دو نوع است:گروه وصفی اسنادی و گروه وصفی اضافی.
الف) گروه وصفی اسنادی: گروهی با الگوی: «مشتق + (فاعل، نائب‌فاعل، مفعول‌به، تمییز و جار‌و‌مجرور)».
۱- الگوی «مشتق + فاعل»: «مُحَمَّدٌ (مُشرِقٌ وَجهُهُ)»: «چهره‌ی محمد نورانی است».
*نکته‌ی ۱: به ترجمه‌ی جمله‌ی فوق دقت کنید. برای ترجمه‌ی روان، باید یک حذف و یک جابجایی در جمله انجام دهیم تا به این ژرف‌ساخت برسیم: «وَجهُ مُحَمَّدٍ مُشرِقٌ».
*نکته‌ی ۲: همین گروه است که در نحو قدیم، در حالتی که بعد از نفی یا استفهام قرار می‌گیرد و اسم ظاهر یا ضمیر بارز را رفع می‌دهد، مبتدای وصفی خوانده می‌شود: «أقَائِمٌ أخَوَاكَ»: «آیا برادرانت برخاسته‌اند؟».
ویژگی‌های این الگو:
-اگر فاعل اسم ظاهر باشد (چه مفرد، چه مثنی و چه جمع)، مشتق مفرد می‌آید: «مُحَمَّدٌ (نَاجِحٌ أخُوهُ/ أخَوَاهُ/ إخوَتُهُ)». اما اگر فاعل ضمیر مستتر باشد، مشتق به صورت مثنی یا جمع می‌آید: «هَذَانِ (ضَارِبَانِ زَيداً)» (این دو نفر زید را زده‌اند) و «هَؤلَاءِ (ضَارِبُونَ زَيداً)» (اینان زید را زده‌اند).
-اگر فاعل مؤنث باشد، مشتق هم مؤنث است: «مُحَمَّدٌ (نَاجِحَةٌ أُختُهُ)» (خواهر محمد موفق است).
۲- الگوی «مشتق + نائب‌فاعل»: «الخَطِيبُ (مَسموعٌ صَوتُهُ)»: «صدای سخنران شنیده می‌شود».
*نکته: به ترجمه‌ی جمله‌ی فوق دقت کنید. برای ترجمه‌ی روان، باید یک حذف و یک جابجایی در جمله انجام دهیم تا به این ژرف‌ساخت برسیم: «صَوتُ الخَطِيبِ مَسموعٌ».
۳- الگوی «مشتق + مفعول‌به»:«مُحَمَّدٌ (مُكرِمٌ الزَّائِرينَ)»: «محمد بازدید‌کنندگان را گرامی می‌دارد».
۴- الگوی «مشتق + تمییز»: «المُغَنِّي (حَسَنٌ صَوتاً) وَالخَطِيبُ (أكثَرُ كَلَاماً)»: «خواننده، خوش صدا و سخنران، پرکلام است».
۵- الگوی «مشتق + جار‌و‌مجرور»: «وَاللهُ (رَفِيقٌ بِالعِبَادِ)»: «خداوند یاور بندگان است».
*نکته: در این گروه مشتق می‌تواند مثل جمله‌های فوق نکره باشد یا اینکه معرفه به «ال» باشد: «وَصَلَ العَالِمُ (الذَّائِعُ الصِّيتُ)» (دانشمند پرآوازه رسید).
#فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
#تعریب_شعر
🆔 @CTAFJ
#شعری_از_فاطمه_جعفری
تعریب: #فاطمه_جعفری

«هر سپیده‌دم»

هر سپیده‌دم
سایه‌ی دستت را می‌بینم
که پرده‌ی شب را کنار می‌زند

و مارگیر سیه‌پوش روان می‌شود
تا با طلسم‌هایش بر صندوق سینه‌ها بدمد
و قلب پرنده‌ی سپید سینه‌ام به تلاطم می‌افتد

او در این اندیشه که به کام مارَم ببرد
من به ‌امید سلامتی
با شاخه‌زیتونی از دست‌هایت

http://www.uupload.ir/files/zf7e_fj14a.jpg
«صباح كل يوم»

صباح كل يوم
أرى ظلال أيديك
تُزيح ستار الليل

ومروّض الأفاعي يجري في ثيابه السوداء
لينفث على صندوق الصدور متمتماً بالطلاسم
والحمامة البيضاء في صدري یخفق قلبها

هو يفكّر في أن يُبلِعَني الأفعى
و أنا آمل في السلام
بغُصن زيتونٍ مِن أيديكَ

#شعری_از_فاطمه_جعفری
#۱۴_آذر_۱۳۹۶
تعریب: #فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ