کافه ترجمه عربی
528 subscribers
75 photos
7 videos
13 files
262 links
لینک اولین پست کانال:
https://t.me/CTAFJ/4
Download Telegram
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
📢 توجه!
همراهان کانال #کافه_ترجمه_عربی
داستان زیر را با توجه به آنچه که در سلسله‌درس‌هایی از داستان کوتاه گفته شد، تحلیل کنید. بهترین تحلیل با نام تحلیل‌گر در کانال قرار داده خواهد شد. مهلت ارسال تحلیل‌ها تا پایان آبان ماه.
#فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
ترجمه_ی_داستان_کوتاه_«الشبكة»_از.pdf
59.4 KB
داستان کوتاه «الشبکة»
اثر: #محمد_شکری
ترجمه‌ی: #فاطمه_جعفری
کارشناس ارشد مترجمی زبان عربی از دانشگاه تهران
#فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
📚📚کتاب در گردش 📒📕📗📓📙📘
نویسنده: #فیزا_آلگان
مترجم: #آیدین_فرنگی

وقتی کتابی را که از آن خوشش آمده بود، تمام کرد، نفس عمیقی کشید، با حسی خوشایند، کتاب را گذاشت روی نیمکت. بلند شد و راه افتاد. چند قدمی که دور شد برگشت و با لبخند نگاهی به کتاب انداخت. کتاب روی نیمکت، انتظار مخاطب جدیدی را می‌کشید..
کتابی روی نیمکت پارک، روی صندلی انتظار بانک، روی صندلی‌های یک مرکز رخت‌شویی، روی صندلی‌های مترو یا اتوبوس درون‌شهری، کنار باجه‌ی تلفن همگانی، حتا بین چیپس و بیسکوئیت‌های یک سوپرمارکت! کتابی که قبلا کسی آن را خوانده و تصمیم گرفته به خواننده‌ی ناشناس دیگری هدیه بدهد. رمان، شعر، داستان‌های کوتاه، مجموعه‌ی یادداشت یا هر کتاب دیگری...
جا گذاشتن کتاب در مکان‌های عمومی رفتاری است که اکنون در ایتالیا و فرانسه هم رو به فزونی گذاشته. کسی که کتابش را در مکانی عمومی رها می‌کند، هویت خود را آشکار نمی‌‌کند و ادعایی هم بابت قیمت کتاب ندارد، اما یک درخواست از خواننده یا خوانندگان احتمالی بعدی دارد:‌ «شما نیز بعد از خواندن کتاب، آن را در محلی مشابه قرار دهید تا دیگران هم بتوانند از این اثر استفاده کنند.» «رول هورنباکر» نخستین کسی بود که این حرکت را انجام داد. او یک فروشنده‌ی رایانه در ایالت میسوری آمریکا بود و نام این رفتار را Book Crossing گذاشت یعنی «کتاب‌ در گردش». در فرانسه کتاب‌های در حال گردش از ده‌هزار جلد فراتر رفته است. این رفتار جدید را می‌شود به نوعی «کمپین کتاب‌خوانی» یا «کمپین به اشتراک گذاشتن کتاب» در نظر گرفت؛ کمپینی که می‌تواند به مثابه‌ی یک پروژه‌ی فرهنگی قابل تامل باشد.
حالا رفتار مذکور به قدری در غرب رواج یافته که کم‌کم از ترکیه نیز سردرآورده است. در «ترک‌بوکو» ـ یکی از شهرهای ساحلی ترکیه ـ کنار دریا قدم می‌زدم که کتابی روی شن‌ها توجه‌ام را جلب کرد. فکر کردم حتما صاحب کتاب فراموش کرده آن را با خود ببرد. برش داشتم و همین‌که چشمم به صفحه‌ی اولش افتاد از خوشحالی در پوست خودم نگنجیدم. در صفحه‌ی اول کتاب یک نفر متن زیر را نوشته بود: «من این کتاب را با علاقه خواندم و آن را در همان مکانی که به آخر رسانده بودم رها کردم. امیدوارم شما هم از این کتاب خوش‌تان بیاید. اگر از آن خوش‌تان آمد بخوانید وگرنه در همان نقطه‌ای که پیدایش کرده‌اید بگذارید بماند. اگر کتاب را خواندید شماره‌ای به تعداد خوانندگان اضافه کنید و با ذکر محل پایان مطالعه، در جایی رهایش کنید.» در همان صفحه دست‌خط سومین خواننده توجه‌ام را جلب کرد: «خواننده‌ی شماره‌ی سه در ترک‌بوکو». پس تا به حال سه نفر که همدیگر را نمی‌شناسند این کتاب را خوانده‌اند. طبق اطلاعات موجود در همان صفحه، خواننده‌ی اول کتاب را در استانبول و خواننده‌ی دوم در شهر بُدروم مطالعه‌ی آن را به پایان رسانده و رهایش کرده بود.
برای این سنت جدید کتاب‌خوانی سایت اینترنتی‌ای هم راه‌اندازی شده تا علاقه‌مندان بتوانند با عضویت در آن به رهگیری کتاب‌هایی که رها کرده‌اند بپردازند. توصیه می‌کنم سری به سایت bookcrossing.com بزنید. طبق اطلاعات موجود در حال حاضر بیش از دومیلیون و ‌پانصدهزار جلد کتاب که اطلاعات‌شان در این سایت ثبت شده در حال گردش هستند. هدف گردانندگان سایت یادشده، تبدیل کردن دنیا به یک کتابخانه‌ی بزرگ است. از این به بعد اگر در کافه، در لابی هتل یا سالن انتظار سینما کتابی را پیدا کردید، تعجب نکنید؛ چون ممکن است با یک جلد «کتاب در گردش» روبرو شده باشید. بیایید ما هم از همین حالا شروع کنیم.

برگرفته از: پایگاه اطلاع‌رسانی شهر کتاب
http://www.bookcity.org/detail/453
#فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
#ترجمه‌ی_داستانک
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
#قصة_الأمل
ترجمه‌ی #حیدر_مجددی
استيقظت إحدى السيدات ذات يوم ونظرت في المرآة لتجد ثلاث شعرات فقط في رأسها فابتسمت قائلة لا بأس سأصبغ شعري اليوم فعلت ذلك وقضت يوماً رائعاً.
وفي اليوم التالي استيقظت ونظرت في المرآة فوجدت شعرتين فقط فانفرجت أساريرها وقالت مدهش سأغير تسريحة شعري اليوم سأقسمه إلى نصفين وأصنع مفرقاً في منتصفه فعملت ذلك وقضت يوماً مدهشاً.وفي اليوم الثالث استيقظت لتجد شعرة واحدة فقط في رأسها وهنا قالت ممتاز سأسرح شعري للخلف فعلت ذلك وقضت يوماً مرحاً سعيداً.
وفي اليوم الرابع استيقظت ونظرت في المرآة لتجد رأسها خالياً من الشعر تماماً فهتفت بسعادة بالغة يا للروعة لن أضطر لتصفيف شعري اليوم.
لا شك أن في الحياة الكثير من المشكلات والعقبات فلا تجعل سعادتك مشروطة بزوالها بل تعايش معها لأن نظرتك إلى الحياة هي التي تحول الآلام إلى آمال.
—------------------------------------------------------------
یک روز زنی از خواب بیدار شد و به آینه که نگاه کرد، متوجه شد تنها سه تار مو روی سرش دارد. لبخندزنان گفت: «اشکالی ندارد، امروز مو‌هایم را رنگ می‌کنم.» همین کار را انجام داد و روز خوبی را گذراند.
روز بعد بیدار شد و به آینه که نگاه کرد، تنها دو تار مو روی سرش دید. گل از گلش شکفت و گفت: عالی‌ست، امروز مدل مویم را عوض می‌کنم، آن را دو قسمت می‌کنم و از وسطش فرق باز می‌کنم! بنابراین همین کار را کرد و روز عالی‌ای را گذراند.
روز سوم بیدار شد و دید فقط یک تار مو روی سرش هست. در این هنگام گفت: چه خوب، امروز مویم را به پشت شانه می‌کنم. این کار را کرد و روز خوش و خرمی را گذارند.
روز چهارم از خواب بیدار شد و به آینه که نگاه کرد، دید هیچ مویی روی سرش باقی نمانده است. پس با خوشحالی زیادی فریاد زد که چه عالی، امروز مجبور نیستم موهایم را درست کنم!
بی‌شک در زندگی مشکلات و‌گرفتاری‌های بسیاری هست، پس خوشبختی‌ات را مشروط به از بین رفتن آن‌ها نکن، بلکه با آن‌ها همزیستی کن، چون نگاه تو به زندگی است که دردها را به آرزوها مبدل می‌سازد.
ترجمه‌ی #حیدر_مجددی
از اعضای کانال کافه ترجمه عربی
#فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
#جملات_قصار_۶
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
🖊 فقدت الحياة قدرتها على مفاجأتي
ببساطة أنا أتوقع أي شيء من أيّ شخص!
—---------------------
🤔 زندگی توانش را در غافلگیر کردنم از دست داده
ساده بگویم من انتظار هر چیزی را از هر کسی دارم!
#أدهم_شرقاوي

#فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
#نکته‌های_نگارشی_و_ویرایشی_۳
🆔 @CTAFJ
-«بی»: همیشه جدا از کلمه‌ی پس از خود نوشته می‌شود: «بی‌شک»، «بی‌آزار»، «بی‌هیچ تلاشی»، مگر در کلمات بسیط‌گونه، مثل: «بیهوده»، «بیخود»، «بیراه»، «بیزار».
-«می»: همیشه با نیم‌فاصله از کلمه‌ی پس از خود نوشته می‌شود: «می‌رود»، «می‌افکند».
-«هم»: همیشه جدا از کلمه‌ی پس از خود نوشته می‌شود: «هم خدا را می‌خواهد هم خرما را». مگر در موارد زیر:
۱- کلمه بسیط‌گونه باشد: «همشهری»، «همشیره»، «همدیگر»، «همسایه».
۲- جزء دوم تک‌هجایی (تک‌بخشی) باشد: «همدرس»، «همسنگ»، «همکار»، «همراه». مگر اینکه پیوسته‌نویسی باعث دشوارخوانی شود، مثل: «همتیم»، «همصنف» که باید جدا نوشت.
۳- جزء دوم آن با مصوت «آ» شروع شود: «همایش»، «هماورد»، «هماهنگ». مگر در کلماتی که پیش از «آ» همزه در تلفظ آید، مثل: «هم‌آرزو»، «هم‌آرمان».
*نکته: هرگاه «هم» بر سر کلماتی وارد شود که با «الف» یا «م» آغاز می‌شود، با نیم‌فاصله نوشته می‌شود: «هم‌اسم»، «هم‌مرز»، «هم‌مسلک».
-«تر» و «ترین»: همواره جدا از کلمه‌ی پیش از خود نوشته می‌شود: «سرشناس‌ترین» مگر در: «بهتر»، «مهتر»، «کهتر»، «بیشتر»، «کمتر».
#دستورخط_فارسی_فرهنگستان

#فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
#ضرب‌المثل_١٠
🆔 @CTAFJ
♦️لَیِّنُ الکَلَامِ قََیدُ القُلُوبِ.

🔹 زبان خوش، مار را از سوراخ بیرون می‌آورد.

#فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
#هل_تعلم_۸
ترجمه‌ی: #سارا_اسدی_کاوان
کارشناس ارشد مترجمی زبان عربی از دانشگاه تهران
#فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
#هل_تعلم_۸
🆔 @CTAFJ
🔆 آیا می‌دانید؟

ظاهر شدن موی سپید و علائم پیری به‌صورت زودهنگام بر بالا بودن میزان درک و مسئولیت در فرد دلالت دارد و همین‌طور نشانه‌ای از وضعیت خوب سلامتی است، به‌طوری‌که بررسی‌ها ثابت کرده افرادی که این علائم در آنان ظاهر شود، کمتر دچار سرطان می شوند.


ترجمه‌ی: #سارا_اسدی_کاوان
کارشناس ارشد مترجمی زبان عربی از دانشگاه تهران

#فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
#معرفی_شاعر_۱۲ #محمد_بدر_السالم
🆔 @CTAFJ
محمد سالم، نویسنده‌ی رمان و داستان کوتاه سعودی است که اخیرا نامش بر سر زبان‌ها افتاده و در شبکه‌های اجتماعی به ویژه توییتر بسیار معروف شده است. از معروف‌ترین آثار وی می‌توان به «أحبك وكفى»، «حبيتي بكماء»، «شغفها حبا»، «مرحبا يا سكر» و «كلك الليلة في صدري» اشاره کرد.

#فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
#ترجمه‌ی_شعر
🆔 @CTAFJ
«لنهرب!»

العالم کله نائم
هيّا لنهرب!
لا تجلبي شيئا معكِ..
أنا حقيبة سفركِ
مشطكِ
وشاحكِ
وأنتِ:
تذكرة حريتي من هذا العالم.
—------------------—
«باید بگریزیم!»

دنیا به تمامی در خواب است
بیا تا بگریزیم!
چیزی با خودت برندار...
من چمدان سفر توام
شانه‌ات
روسری‌ات
و تو:
بلیط آزادی من از این جهان.
* * *
«حضن البرواز»

في الحائط المقابل
كان البرواز يحتضن صورتك
وجهك الضاحك
عيناك الباسمتان
قبعتك المائلة
ياقة معطفك المشرعة
ك باب واسع

كل ذلك كان يثير بي الحنين
كل ذلك كان في حضن البرواز
أما حضني
فارغ ك أرض قاحلة
يبست تربتها
فتشققت
حتى أصبحت – تماما –
كالحائط المقابل.
—---------------—
«آغوش قاب عکس»

بر دیوار روبه‌رو
قابل عکس، تصویرت را در آغوش گرفته بود
صورت خندانت را
چشمان شادت را
کلاه کجت را
یقه‌ی باز بارانی‌ات را
که به دری عریض می‌مانْد

همه‌ی این‌ها اشتیاق را در من برمی‌انگیخت
همه‌ی این‌ها در آغوش قاب عکس بود
اما آغوش من
خالی، مثل زمین بایری
که خاکش خشک شده
و چنان تَرَک برداشته بود
که به کلی
مثل دیوار روبه‌رو شده بود.
#محمد_السالم
گزیده‌ای از: «كلك الليلة في صدري»
ترجمه‌ی: فاطمه جعفری
دانش‌آموخته‌ی کارشناسی ارشد مترجمی زبان عربی از دانشگاه تهران
#فاطمه_جعفری

♐️ https://t.me/CTAFJ
#سلسله_درس‌های_فن_ترجمه_۱۱
🆔 @CTAFJ
٨- گروه اسمی عددی: ساختاری متشکل از عدد و معدود که به سه دسته تقسیم می‌شود:
الف) گروه اسمی عددی اصلی:
-در صورتی که بر کمیت دلالت کند:
•«عدد اصلی + معدود»: «اتَّهَمَتْ الشُّرطَةُ (ثَلَاثَةَ رِجَالٍ) بِارْتِكَابِ الأَعْمَالِ الإِرْهَابِيَّةِ»: «پلیس (سه مرد) را به ارتکاب اعمال تروریستی متهم کرد».
•«معدود + عدد اصلی»: «اخْتَارَ كُلُّ وَاحِدٍ مِنَ (الكُتَّابِ الثَلَاثَةِ/ الثَلَاثِ) عُنْوَاناً لِكِتَابِهِ»: «هر یک از (سه نویسنده)، عنوانی برای کتابش انتخاب کرد».
•«عدد اصلی + من + معدود معرفه به ال»: «نَالَ (ثَلَاثَةٌ مِنَ الطُّلَّابِ) شَهَادَةَ التَّخَرُّجِ»: «(سه تن از دانشجویان) مدرک فارغ التحصیلی دریافت کردند».
- در صورتی که بر شماره دلالت کند:
•«إنْ شَاءَ اللهُ يَكُونُ (العَامُ/ عَامُ ٢٠١٧) عَامَ خَيْرٍ لِلْمُوَاطِنِينِ»: «ان شاء الله (سال ۲۰۱۷)، سال پرخیری بر هم‌وطنان باشد».
•«أسْكُنُ فِي (الغُرفَةِ/ غُرفَةِ ٣٠٨) بِفُنْدُقِ "سُوبَا"»: «در (اتاق شماره‌ی ۳۰۸) هتل سوبا اقامت دارم».
ب) گروه اسمی عددی ترتیبی «معدود + عدد ترتیبی (بر وزن فاعل)»: به جز «الأوَّل: اول، اولین، نخست، نخستین» و «الآخِر: آخر، آخرین، واپسین، پایانی» به صورت‌های زیر ترجمه می‌شود:
- «ُمین»
- «ُم»
•«كَانَ (كِتَابُهُ الثَّانِي) أفْضَلَ مِنْ كِتَابِهِ الأوَّلِ»: «(کتاب دومش/ دومین کتابش) بهتر از (اولین کتابش/ کتاب اولش) بود».
•«قَرَّرَ أَنْ يُنْجِزَهُ فِي أَوَّلِ فُرصَةٍ»: «تصمیم گرفت در اولین فرصت آن را انجام دهد».
ج) گروه اسمی عددی کنایی: که عبارتند از:
•«کَم» استفهامی: «چند»:
«(كَم كِتَاباً) تَقْرَأُ فِي العَامِ؟»: «در سال (چند کتاب) می‌خوانی؟».
•«کَم» خبری: «چه، بسا، بسیار، چه بسیار»:
«(كَم مِنْ كَلِمَاتٍ) عَلَى ألْسِنَةِ النَّاسِ بِلَا مَعْنىً وَ(كَمْ مِنْ مَعَانٍ) فِي أفْكَارِهِم بِلَا كَلِمَاتٍ»: «(چه/ بسا واژگان)‌بر زبان مردم که بی‌معناست و (چه/ بسا معانی) در افکارشان که بدون واژه است» (عباس محمود العقاد).
•«کَأَيِّن»: «چه، بسا، بسیار، چه بسیار»:
«(کَأَيِّن مِنْ مَرَّةٍ) لَقِيتُكَ»: «(چه بسیار دفعاتی) که ملاقاتت کردم».
•« کَذا‌و‌کَذا»: «این و آن، چنین و چنان، فلان و بهمان، این مقدار، فلان مقدار، مقداری، فلان تعداد، تعدادی»:
«لَا تَقُلْ لَوْ أنِّي فَعَلْتُهُ كَانَ (كَذَا وَكَذَا)»: «نگو که اگر انجامش می‌دادم (چنین و چنان/ فلان و بهمان) می‌شد».
«ثَمَنُ الثَّوْبِ (كَذَا وَكَذَا) رِيَالاً»: «قیمت لباس (اینقدر) ریال است».
«اشْتَرَيْتُ (كَذَا وَكَذَا) كِتَاباً»: «(فلان تعداد/ تعدادی) کتاب خریدم».
#فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
#از_گوشه_و_کنار_ترجمه #قسمت_۱۴
🆔 @CTAFJ
- بپا نیفتی: أوع لا تقع.

- جوش نزن، سخت نگیر: هوّن عليك.

- دل نگرانش شد: إنشغل علیه.

- نمی‌توان ناچیزش شمرد: لا یمکن الاستهانة به.

- دستش خراش برداشت: تخربشت یده.

- وانمود کرد که او را نمی‌بیند: لم یبد أنه یراه.

- قربان دهانت، دمت گرم: لا فُضّ فوك.

- آرامشش را بر هم زد: حطّم سکینته.

- نمک نشناس: ناکر للجمیل.

- سركار خانم: حضرة الفاضلة.

#فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
#معرفی_نویسنده_۶ #سارة_درویش
🆔 @CTAFJ
ساره درویش (۱۹۸۹) نویسنده‌، روزنامه‌نگار و وبلاگ‌نویس جوان مصری است که به آثاری چون «زوجي مازال حبيبي»، «حكايا السمراء»، «دون حذاء أفضل وقصص أخری»، «مصر في قطعة جاتوه» و... معروف است.
http://www.uupload.ir/files/9ngf_ctafj.jpg
#فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
#داستان_کوتاه

🆔 @CTAFJ
#أتذکرني
#سارة_درویش
آیا مرا به خاطر داری؟؟!!
من بودم که بهترین لباس‌ها را برایت انتخاب می‌کردم تا همیشه زیبا جلوه کنی...
من بودم که شب ‌بیدار می‌ماندم و برای خواباندنت به شانه‌ات می‌زدم و تو را به پیش می‌راندم...
من بودم که آرزو داشتم عمرم را بدهم تا تو بزرگترین مرد دنیا باشی...
و بلکه بزرگترین مرد جهانِ هستی...
من بودم که تو را مدام قانع می‌کردم که مقامت فقط نفرِ اول بودن است...
آیا مرا به خاطر داری؟؟!!
من اول کسی بودم که وقتی باور کردی بزرگترین مرد دنیایی، غریبه‌اش انگاشتی...
من اول کسی بودم که وقتی زندگی روی خوش به تو نشان داد، به او روترش کردی ...
من اول کسی بودم که متهمش کردی سزاوار نفرِ اولی چون تو نیست ...
هنوز مرا به خاطر نیاورده‌ای؟؟!!
حتی اگر مرا به خاطر نیاوری...
دیگر هیچ اهمیتی برایم ندارد... چون تو دیگر برایم نمود چیزی نیستی ...
پس به همان‌گونه که از تو مردی ساختم... از غیر تو بزرگترین مرد را خواهم ساخت...
اما این‌بار مردی واقعی خواهد بود... و در آن زمان «همراهش» خواهم ایستاد نه «پشت سرش»، که درسم را خوب یاد گرفته‌ام.
داستان کوتاه «أتذكرني»
اثر: «سارة درویش»
ترجمه‌ی: «فاطمه جعفری»
دانش‌آموخته‌ی کارشناسی ارشد مترجمی زبان عربی از دانشگاه تهران
#فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
#هل_تعلم_۹
ترجمه‌ی: #سارا_اسدی_کاوان
کارشناس ارشد مترجمی زبان عربی از دانشگاه تهران
#فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
#هل_تعلم_۹
🆔 @CTAFJ
🔆 آیا می‌دانید؟

داشتن خواهر، آن‌گونه که روان‌شناسان سراسر جهان می‌گویند، میزان رضایت و خوش‌بینی شما را در زندگی بالا برده و نگاه بدبینانه‌ی شما را کم می‌کند؛ زیرا معمولا خواهر کسی است که بیشترین آمادگی را برای فداکاری به‌خاطر شما دارد و همین‌طور در مقایسه با کسانی که هیچ خواهری ندارند، وجودش به شما احساس امنیت بیشتری می‌دهد.


ترجمه‌ی: #سارا_اسدی_کاوان
کارشناس ارشد مترجمی زبان عربی از دانشگاه تهران

#فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ