کافه ترجمه عربی
528 subscribers
75 photos
7 videos
13 files
262 links
لینک اولین پست کانال:
https://t.me/CTAFJ/4
Download Telegram
#سلسله_درس‌هایی_درباره‌ی_استعاره_۱
#بر_اساس_زبان‌شناسی_شناختی
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
- برخلاف باور اکثریت، استعاره نه از ابزارهای تخیل شاعرانه و صنایع بلاغی، بلکه متعلق به زبان عادی و مورد استفاده‌ی زندگی روزمره و جاری در زبان، اندیشه و عمل ماست. بنابراین نظام مفهومی معمول ما اساسا ماهیتی استعاری دارد. به عبارتی استعاره منحصر به زبان یعنی واژه‌ها نیست، بلکه بخش عمده‌ای از فرایندهای فکری انسان استعاری است.
برای مثال مفهوم استعاری «بحث جنگ است» را در نظر بگیریم. ما در زندگی روزمره، به دلیل داشتن این مفهوم استعاری در ذهن، جملات استعاری زیر را فراوان به کار می‌گیریم:
• ادعاهای شما غیر قابل دفاع‌اند.
• به همه‌ی نقاط ضعف استدلال من حمله کرد.
• انتقاداتش درست به هدف خورد.
• استدلالش را نابود کردم.
• هرگز در هیچ بحثی با او پیروز نشده‌ام.
• او همه‌ی استدلال‌های مرا سرنگون کرد.
همان‌طور که ملاحظه می‌شود، اصطلاح‌های فوق همه برای جنگ است که در مورد بحث کردن آن‌ها را به کار می‌بریم و به عبارتی بخش عمده‌ای از آنچه که در بحث‌ها انجام می‌دهیم، تا حدودی به واسطه‌ی مفهوم جنگ شکل می‌گیرد. در واقع بحث، نبردی کلامی است و استعاره‌ی «بحث جنگ است» یکی از استعاره‌هایی است که ما در فرهنگ خود با آن زندگی می‌کنیم.
نتیجه اینکه:
* جوهر و اساس استعاره، درک و تجربه‌ی «چیزی» بر اساس «چیزی دیگر» است.
#فاطمه_جعفری

♐️ https://t.me/CTAFJ
#معرفی_شاعر_۱۰ #فاروق_جویدة
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
فاروق جویده شاعر مصری متولد ۱۹۴۶ م در استان کفر‌شیخ و فارغ التحصیل رشته‌ی روزنامه‌نگاری در سال ۱۹۶۸ میلادی است. حاصل تلاش او در کنار کار روزنامه‌نگاری، ۲۰ کتاب از جمله ۱۳ دفتر شعر و ۳ نمایشنامه‌ی شعری با نام‌های «الوزیر العاشق»، «دماء علی ستار الکعبة» و «الخدیوي» است که در بسیاری جشنواره‌ها مقام کسب کرده‌است. بسیاری از اشعار و نمایش‌نامه‌های او به دیگر زبان‌ها از جمله انگلیسی، فرانسه، چینی و یوگسلاوی ترجمه شده و همین‌طور برخی از آثارش، موضوع بعضی پایان‌نامه‌های دانشگاه‌های مصر و دیگر دانشگاه‌های کشورهای عربی بوده است. از دفاتر شعری او می‌توان به «في عينيك عنواني» (۱۹۷۹)، «دائما أنت بقلبي» (۱۹۸۱)، «کانت لنا أوطان» (۱۹۹۱) و «آخر ليالي الحلم» (۱۹۹۳) اشاره کرد. برخی اشعار او توسط خوانندگان به اجرا درآمده است، از جمله «في عينيك عنواني» که «سمیة قیصر» آن را اجرا کرده است.
#فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
شعر «في عينيك عنواني» از #فاروق_جویده که با اندکی تغییر توسط #سمیة_قیصر اجرا شده است.
#فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
#معرفی_نویسنده_٤ #أحمد_القاضي
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
احمد القاضی، مهندس و نویسنده‌ی مصری و فارغ التحصیل مهندسی شهرسازی از دانشکده‌ی مهندسی دانشگاه قاهره در سال ۱۹۹۴ است که تحصیلات عالی خود را در دانشگاه آمریکایی قاهره در زمینه‌ی تضمین کیفیت و مدیریت پروژه در سال ۲۰۰۰ و ۲۰۰۴ به پایان برد. اولین نوشته‌هایش را در سال ۲۰۰۶ در وبلاگش با نام «یا مراکبي» منتشر کرد و در سال ۲۰۰۹ اولین مجموعه‌داستانش با نام «الحیاة بدون كاتشاب» منتشر شد. از دیگر آثار او می‌توان به «علیك واحد» ۲۰۰۹ (ادبیات طنز) ، «دائما امرأة أخرى» ۲۰۱۰ (مجموعه‌داستان)، «نور كاشف» ۲۰۱۲ (رمان)، «سبع ساعات» ۲۰۱۳ (رمان)، «مذكرات كلب» ۲۰۱۵ (رمان) و «مانيكير» ۲۰۱۷ (رمان) اشاره کرد.
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ

http://www.uupload.ir/files/m0dl_ctafj.jpg
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
#داستان_کوتاه_مها
#از_مجموعه‌داستان_الحیاة_بدون_کاتشاب
برگرفته از مجله‌ی ادبی طوطی
@tootim1
🔻🔺
🔺🔻
▪️ مها
نوشته‌ی: #احمد_القاضی
ترجمه‌ی: #فاطمه_جعفری

انتظار نداشتم آن اتفاق فرخنده، شروعی بر اختلافات چندین‌و‌چند ماهه‌ی من و همسرم باشد؛ چون تنها چند ساعت بعد از تولد دختر نوزادمان ... تصمیم گرفته بودم که اسمش را – مها – بگذارم، اما همسرم از من می‌خواست که انتخابم یکی از سه اسمی باشد که خودش انتخاب کرده بود... ولی من شدیدا اصرار به انتخاب – مها – داشتم. تنها استنتاج همسرم از اصرار من بر انتخاب آن اسم، این بود که لابد در گذشته عاشق دختری به نام مها بوده‌ام... این‌طور تصور می‌کرد و آن را کاملا باور داشت... به من گفت که چون نمی‌خواهم آن معشوقه‌ی فرضی را فراموش کنم، اصرار دارم که نام او را روی دخترم بگذارم تا همیشه او را به خاطر داشته باشم... بیهوده سعی کردم قانعش کنم که این حرف‌ها بی‌برو‌و‌برگرد پرت‌و‌پلاست...و انگیزه‌ام در انتخاب آن اسم، معنای بسیار زیبا، لطافت حروف و سادگی تلفظ آن است... و واقعا اسم قشنگی است... اما بی‌فایده بود.
همسرم از مها کوچولو نفرت داشت و از او بدش می‌آمد... و ایده‌ی معشوقه‌ی فرضی من را در آن دخترکوچولوی شیرخواره‌ی بیچاره خلاصه می‌کرد...
مرتب او را به حال خود می‌گذاشت تا گریه کند و گرسنگی بکشد... انگار که من و معشوقه‌ی خیالی‌ام را با کوتاهی در مراقبت از مها کوچولو عقوبت می‌کرد.
بعد از کلی رنج کشیدن... گشایشی حاصل شد و یک روز دوست دوران تحصیلم با من تماس گرفت و مژده داد که همسرش نوزاد دختری به دنیا آورده... که اسم او را هم ... مها... گذاشته‌اند... این برای همسرم اتفاقی قابل توجه و بسیار حیرت‌آور بود... بالاخره قانع شد که آن اسم، اسم زیبا و جذابی است... و این روزها همه می‌خواهند این اسم را روی دخترانشان بگذارند... همسرم هرگز نخواهد فهمید که من سال‌های درازی با دوست دوران تحصیلم بر سر عشق مها رقابت می‌کردم.

داستان کوتاه «مها» از مجموعه‌داستان «الحياة بدون كاتشاب/ زندگی بدون کچاپ» اثر أحمد القاضي
ترجمه: فاطمه جعفری، دانش‌آموخته‌ی کارشناسی ارشد مترجمی زبان عربی
#فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ

#شعری_از_نزار_قبانی
#ترجمه‌ی_محمد_حمادی
برگرفته از کانال شعر و متون عربی معاصر
@sherarabimoaser

يذوبُ الحنانُ بعينيكِ مثلَ دوائر ماءْ
يذوبُ الزمانُ، المكانُ، الحقولُ، البيوتُ،
البحارُ، المراكبُ،
يسقطُ وجهي على الأرض مثلَ الإناءْ
وأحملُ وجهي المكسَّرِ بين يديَّ..
وأحلُمُ بامرأةٍ تشتريهِ..
ولكنَّ من يشترونَ الأواني القديمةَ، قد أخبروني
بأنّ الوجوهَ الحزينةَ لا تشتريها النساءْ
—---------------------

مهربانی بسان دایره های آب در چشمانت حل می شود
زمان، مکان، کشتزارها، خانه ها، دریاها، کشتی ها حل می شوند
چهره ام چونان ظرفی بر زمین می افتد
چهره شکسته ام را میان دستانم می گیرم...
و آرزو می کنم زنی آن را بخرد..
اما خریداران ظروف عتیقه، به من خبر دادند که زنان،
چهره های غمگین را نمی خرند

شعر: #نزار_قبانی
ترجمه: #محمد_حمادی

https://t.me/joinchat/AAAAADzXZQ0zV3cXcPQuMA
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ

#ضرب_المثل_۵

♦️أنَا الغَرِيقُ فَمَا خَوفِي مِنَ البَلَلِ.

🔹 آب که از سر گذشت چه یک وجب چه صد وجب.

#فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
#از_گوشه_و_کنار_ترجمه #قسمت_١١
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
- تا جایی که می‌دانم ...: معلوماتي أنّ ...

- معده‌اش چنگ شد: تقلّص معدته.

- دست او را فشرد: اعتصر يدها.

- تلنبار شد: تكدّس.

- در بطری را باز کرد: نزع سدادة الزجاجة.

- بازنویسی کرد: عاود الكتابة.

- دوربین فلاش زد: التمع فلاش الكاميرا.

- آب دهانش را قورت داد: ابتلع ریقه.

- مغزش تاب برداشته: تفككت صواميل عقله.

- دست از سرش برداشت: ترکه وشأنه.

#فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
#سلسله_درس‌های_فن_ترجمه_٧ب
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
٤- ادامه‌ی « گروه اسمی نعتی»:
گروه اسمی نعتی می‌تواند در جایگاه‌های زیر قرار گیرد:
۱- مبتدا: «(الطَّالِبُ المُجِدُّ) نَاجِحٌ»: «(دانشجوی کوشا) موفق است».
۲- خبر: «أَنتَ (رَجُلٌ ذَكِيٌّ)»: «تو (مرد باهوشی) هستی».
۳- فاعل: «فَصَلَ فِي القَضِيَّةِ (قَاضٍ عَادِلٌ)»: «(قاضی عادلی) درباره‌ی موضوع حکم کرد».
۴- مفعول‌به: «قَرَأتُ (كِتَاباً نَافِعاً)»: «(کتاب سودمندی) خواندم».
۵- نائب فاعل: «کُوفِئَ (طَالِبٌ فَائِزٌ)»: «به (دانشجوی برنده) جایزه داده شد».
۶- مجرور به حرف: «بَحَثتُ عَن (كِتَابٍ نَافِعٍ)»: «دنبال (کتاب سودمندی) گشتم».
۷- مجرور به اضافه: «أَعجَبَنِي أُسلُوبُ (كَاتِبٍ مُعَاصِرٍ)»: از سبک (نویسنده‌ای معاصر) خوشم آمد».
۸- مفعول مطلق نوعی، مثل: «سَجَدتُ (سُجُوداً صَحِيحاً)»: «(درست) سجده کردم)».
* همان‌طور که ملاحظه می‌شود، فقط نعتِ مفعول مطلق (صَحِيحاً) ترجمه شده و از تکرار کلمه‌ی سجده اجتناب شده است.
۹- تمییز: «اِمتَلَأَ الإِنَاءُ (عَسَلاً مُصَفّیً)»: ظرف از (عسل خالص) پُر شد».
۱۰- ظرف: «اِنتَظَرتُكَ (وَقتاً طَوِيلاً)»: «(مدت زیادی) منتظرت شدم».
١١- مفعول معه: «سِرتُ وَ(السُّورَ الجَدِيدَ)»: «در راستای «حصار جدید» راه رفتم».
* همان‌طور که ملاحظه می‌شود، «واو معیّه» همیشه «با» یا «همراه» ترجمه نمی‌شود و بر حسب جمله می‌تواند معانی مختلفی به خود بگیرد، مثل جمله‌ی بالا که «در راستای» ترجمه شده و یا جمله‌ی زیر که «در طول» ترجمه شده است: ««سِرتُ وَ(النَّهرَ)»: «در طول (رود) راه رفتم».
#فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
#جملات_قصار_۱
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
🖊 البعض أجمل من بعيد فحافظ على المسافة بينك وبينهم
وحدها المسافة جعلت حظ الأرض من الشمس الضوء والدفء
علّمَت الأرض أن بعض الاقتراب احتراق!
—-------------------------------------
🤔 برخی از دور زیبایند، پس فاصله‌‌ات را با آنان حفظ کن
خودِ همین فاصله، بهره‌ی زمین از خورشید را نور و گرما کرده
زمین یاد داده که بعضی نزدیکی‌ها مایه‌ی سوختن است!

«ترجمه‌ی فاطمه جعفری»

#فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
#هل_تعلم_۱
ترجمه‌ی: #سارا_اسدی_کاوان
کارشناس ارشد مترجمی زبان عربی از دانشگاه تهران
#فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
کافه ترجمه عربی
#هل_تعلم_۱ ترجمه‌ی: #سارا_اسدی_کاوان کارشناس ارشد مترجمی زبان عربی از دانشگاه تهران #فاطمه_جعفری ♐️ https://t.me/CTAFJ
#هل_تعلم_۱
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
🔆 آیا می‌دانید؟
صِرف نگاه کردن به دریا حالت روحی شما را ناخودآگاه بهتر می‌کند و شما را از نگرانی، دلهره و ترس‌های روحی می‌رهاند، تاجایی‌که تاثیر این کار بر روی اعصاب بهتر از خوردن داروهای ضدافسردگی است و شاید با رفتن به نزد روان‌پزشک برابری کند. بنابراین، دریا چنین می‌نماید که در هر حال از بهترین راه‌های بهبود روحیه است.

ترجمه‌ی: #سارا_اسدی_کاوان
کارشناس ارشد مترجمی زبان عربی از دانشگاه تهران

#فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
#سلسله_درس‌هایی_درباره‌ی_استعاره_۲
#بر_اساس_زبان‌شناسی_شناختی
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
- مفاهیم استعاری نظام‌مند هستند، یعنی الگویی از کنش‌های خاص که در زبان نیز منعکس می‌شود. برای مثال در همان استعاره‌ی «بحث، جنگ است»، اصطلاحات مربوط به حوزه‌ی جنگ، مثل حمله کردن، غیر قابل دفاع بودن، داشتن استراتژی، خط حمله، پیروزی، تصرف و... روشی نظام‌مند برای صحبت کردن درباره‌ی «بحث» که نبردی کلامی است، به وجود می‌آورد. به مثالی دیگر دراین‌باره توجه کنیم:
استعاره‌ی مفهومی «زمان پول است» یا به عبارت دیگر «وقت طلا است»:
وقت من را هدر می‌دهی.
زمانی ندارم که به شما اختصاص دهم.
زمان زیادی را برای او سرمایه‌گذاری کردم.
زمانت در حال اتمام است.
زمانی را برای خرید کردن کنار بگذار.
آیا ارزشش را دارد؟
وقتی بیمار شدم، زمان زیادی از دست دادم.
در فرهنگ ما، زمان مثل پول، منبعی محدود و کالایی ارزشمند است، برای همین در مفهوم‌سازی زمان، از تجربه‌های روزانه‌ی خود درباره‌ی پول استفاده می‌کنیم و از واژگانی مثل «صرف کردن، سرمایه‌گذاری کردن، تمام شدن، کنار گذاشتن، ارزش داشتن، از دست دادن و...» استفاده می‌کنیم.
#فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#جملات_قصار_۲
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
🖊الحقيقة التي لا يختلف عليها اثنان هي الموت
ونحن نتعامل معه كأنه وهم.
والوهم الذي لا يختلف عليه اثنان هو الخلود
ونحن نتعامل معه كأنه حقيقة!

—------------------------------------------—

🤔حقیقتی که هیچ دو فردی بر سرش اختلاف ندارد، مرگ است
و ما طوری با آن رفتار می‌کنیم که انگار توهم است.
و توهمی که هیچ دو فردی بر سرش اختلاف ندارد، جاودانگی است
و ما طوری با آن رفتار می‌کنیم که انگار حقیقت است!

ترجمه‌ی فاطمه جعفری

#فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
#هل_تعلم_۲
ترجمه‌ی: #سارا_اسدی_کاوان
کارشناس ارشد مترجمی زبان عربی از دانشگاه تهران
#فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
#هل_تعلم_۲
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
🔆 آیا می‌دانید؟


تحقیقات علمی مؤکدا ثابت کرده که کاکائو برخلاف باور عده‌ای، باعث اضافه‌وزن نمی‌شود، بلکه درواقع تمام کاری که کاکائو در بدنتان انجام می‌دهد این است که شما را خوشحال و سرزنده می‌کند و به دلیل داشتن فلاونوئید (flavonoid) نقش به‌سزایی در کاهش ابتلا به مشکلات قلبی و بیماری‌های سرطانی دارد.

ترجمه‌ی: #سارا_اسدی_کاوان
کارشناس ارشد مترجمی زبان عربی از دانشگاه تهران

#فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
#سلسله_درس‌های_فن_ترجمه_۸
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
۵- گروه اسمی تعیینی: ساختاری با دو الگوی زیر:
الف) «ادات معرفه‌ساز (ال) + اسم»: «الكِتَابُ».
ب‌) «اسم + ادات نکره‌ساز (تنوین)»: «كِتَابٌ».
الف) ادات معرفه‌ساز (ال)، به صورت‌های زیر ترجمه می‌شود:
-«یک» نکره: «عَلَى (الطَّالِبِ) أن يَدرُسَ جَيِّداً»: «(یک دانشجو) باید خوب درس بخواند».
-در صورت اشاره به کلیت و قانون، ترجمه نمی‌شود: «(المُرَبَّعُ) لَهُ أربَعَةُ أضلَاعٍ»: «(مربع) ۴ ضلع دارد».
•نکته‌: دو مورد فوق ترجمه‌ی نوعی از (ال) است که (ال) جنس خوانده می‌شود.
-اسم‌های اشاره‌ی «این» و «آن»،
-واژه‌هایی مثل «مذکور، مزبور، مورد نظر، یاد شده، فوق و...»،
-و در زبان عامیانه به صورت «ـه یا ه»:
«كَانَ رَجُلٌ يَعبُرُ الشَّارِعَ. (الرَّجُلُ) كَانَ يَرتَدِي مِعطَفاً بُنِّيّاً»: «مردی داشت از خیابان می‌گذشت. (آن مرد/ مرد مذکور/ مَرده) بارانی قهوه‌ای‌رنگ به تن داشت.
•نکته: سه مورد فوق ترجمه‌ی نوعی از (ال) است که (ال) عهد خوانده می‌شود.
ب) ادات نکره‌ساز (تنوین)، به صورت‌های زیر ترجمه می‌شود:
-«ی» نکره در آخر کلمه،
-«یک» نکره در اول کلمه،
-ترکیب «یک» با «ی» نکره:
«لَدَينَا (مُشكِلَةٌ)»: «(مشکلی/ یک مشکل/ یک مشکلی) داریم».
-در صورت اشاره به کلیت و قانون، ترجمه نمی‌شود: «أعِندَكَ (مِمسَحَةٌ)؟»: «(پاک‌کن) داری؟».
-«یکی از» (وقتی که یکی از یک گروه مد نظر باشد): «جَامِعَةٌ مِن جَامِعَاتِ إيرَانَ»: «یکی از دانشگاه‌های ایران» (نباید به صورت: «دانشگاهی از دانشگاه‌های ایران» ترجمه شود)
-ترکیب «یه + اسم + ی نکره یا ـه غیر ملفوظ آخر» (در متن‌های عامیانه): «جَاءَ رَجُلٌ مِنَ المَدِينَةِ»: «(یه مردی/ یه مَرده) از اون شهر اومد».
#فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ