#فاطمه_جعفری
🆔@CTAFJ
🔹داستان کوتاه «میراث»
⚫️ اثر #نزار_یوسف
🔸ترجمهی #فاطمه_جعفری
🔴 برگرفته از:
«مجله ادبی پیاده رو»
@piaderonews
آن روز زود بیدار شد... احساس خوشحالی نامعمولی داشت. صورتش را با آب خنک شست و لباسهایش را پوشید... قرارداد انحصار وراثت دیروز تمام شده بود و تنها چیزی که برای امروز مانده بود، تأیید آن از سوی قاضی در حضور برادران او و وکیل در کاخ دادگستری بود تا اینکه اجرایی شود.
بعد از صبحانهی سریع، لباس رسمیاش را پوشید و سرووضعش را جلوی آینه مرتب کرد و کمی عطر و ادوکلن شرقی و روایح هندی به خود زد... نزدیک درِ خروجی که رسید، کمی به عقب برگشت و به عکس پدرش نگاه کرد که در گوشهی بالای سمت چپ آن، روبان مخملی سیاهی آویزان بود... خدا رحمتت کند پدر... و بهشت را نصیبت کند... و قرین رحمتت کند... اینها را در دلش گفت و دانههای تسبیح نفیسش را که در دستش بود، با تواضعوفروتنی حرکت داد ...
#مجموعه_داستان_تشوشو_کاکی
🔴لطفاً ادامه ی داستان را در مجله ادبی پیاده رو مطالعه بفرمایید👇👇👇 :
http://piadero.ir/portal/index.php?do=post&id=2197
#فاطمه_جعفری
🆔@CTAFJ
http://www.uupload.ir/files/tovq_ctafj.jpg
🆔@CTAFJ
🔹داستان کوتاه «میراث»
⚫️ اثر #نزار_یوسف
🔸ترجمهی #فاطمه_جعفری
🔴 برگرفته از:
«مجله ادبی پیاده رو»
@piaderonews
آن روز زود بیدار شد... احساس خوشحالی نامعمولی داشت. صورتش را با آب خنک شست و لباسهایش را پوشید... قرارداد انحصار وراثت دیروز تمام شده بود و تنها چیزی که برای امروز مانده بود، تأیید آن از سوی قاضی در حضور برادران او و وکیل در کاخ دادگستری بود تا اینکه اجرایی شود.
بعد از صبحانهی سریع، لباس رسمیاش را پوشید و سرووضعش را جلوی آینه مرتب کرد و کمی عطر و ادوکلن شرقی و روایح هندی به خود زد... نزدیک درِ خروجی که رسید، کمی به عقب برگشت و به عکس پدرش نگاه کرد که در گوشهی بالای سمت چپ آن، روبان مخملی سیاهی آویزان بود... خدا رحمتت کند پدر... و بهشت را نصیبت کند... و قرین رحمتت کند... اینها را در دلش گفت و دانههای تسبیح نفیسش را که در دستش بود، با تواضعوفروتنی حرکت داد ...
#مجموعه_داستان_تشوشو_کاکی
🔴لطفاً ادامه ی داستان را در مجله ادبی پیاده رو مطالعه بفرمایید👇👇👇 :
http://piadero.ir/portal/index.php?do=post&id=2197
#فاطمه_جعفری
🆔@CTAFJ
http://www.uupload.ir/files/tovq_ctafj.jpg
#سلسله_درسهای_فن_ترجمه #قسمت_۶
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
۳- گروه اسمی تمییزی: گروهی با یک اسم مجمل در آغاز که با اسم مابعدش تفسیر میشود. اسم مجمل، همیشه اسم مقدار است. اسم مقدار اسمی است که مقدار پیمانه، وزن یا مساحت را معلوم میدارد. الگوی ساختاری این گروه را میتوان به صورت «اسم مقدار + تمییز» نوشت: «اشتَرَيتُ (رَطلاً عَسَلاً)».
•اعراب اسم مقدار بر حسب نقشی است که در جمله دارد.
•اعراب تمییز منصوب، مجرور به اضافه و یا مجرور به «مِن» است:
- «اشتَرَيتُ (رَطلاً عَسَلاً)»: «(نیم مَن عسل) خریدم».
- «اشتَرَيتُ (رَطلَ عَسَلٍ)»: «(نیم مَن عسل) خریدم».
- «اشتَرَيتُ (رَطلاً مِن عَسَلٍ)»: «(نیم مَن عسل) خریدم».
•ویژگیهای عام این گروه:
-تمییز نکره است.
-تمییز بر اسم مقدار مقدم نمیآید.
-بین تمییز و اسم مقدار فاصله نمیافتد.
-تمییز مفرد است و مثنی و جمع بسته نمیشود.
-اگر دو تمییز وجود داشته باشد، به صورت عطف یا غیر عطف آورده میشود:
«اشتَرَيتُ (رَطلاً عَسَلاً وَسَمَناً)»
«اشتَرَيتُ (رَطلاً عَسَلاً سَمَناً)»
-اسم مقدار میتواند معدود عدد واقع شود:
«اشتَرَيتُ (ثَلَاثَةُ أرطالٍ عَسَلاً)»
#فاطمه_جعفری
https://t.me/CTAFJ
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
۳- گروه اسمی تمییزی: گروهی با یک اسم مجمل در آغاز که با اسم مابعدش تفسیر میشود. اسم مجمل، همیشه اسم مقدار است. اسم مقدار اسمی است که مقدار پیمانه، وزن یا مساحت را معلوم میدارد. الگوی ساختاری این گروه را میتوان به صورت «اسم مقدار + تمییز» نوشت: «اشتَرَيتُ (رَطلاً عَسَلاً)».
•اعراب اسم مقدار بر حسب نقشی است که در جمله دارد.
•اعراب تمییز منصوب، مجرور به اضافه و یا مجرور به «مِن» است:
- «اشتَرَيتُ (رَطلاً عَسَلاً)»: «(نیم مَن عسل) خریدم».
- «اشتَرَيتُ (رَطلَ عَسَلٍ)»: «(نیم مَن عسل) خریدم».
- «اشتَرَيتُ (رَطلاً مِن عَسَلٍ)»: «(نیم مَن عسل) خریدم».
•ویژگیهای عام این گروه:
-تمییز نکره است.
-تمییز بر اسم مقدار مقدم نمیآید.
-بین تمییز و اسم مقدار فاصله نمیافتد.
-تمییز مفرد است و مثنی و جمع بسته نمیشود.
-اگر دو تمییز وجود داشته باشد، به صورت عطف یا غیر عطف آورده میشود:
«اشتَرَيتُ (رَطلاً عَسَلاً وَسَمَناً)»
«اشتَرَيتُ (رَطلاً عَسَلاً سَمَناً)»
-اسم مقدار میتواند معدود عدد واقع شود:
«اشتَرَيتُ (ثَلَاثَةُ أرطالٍ عَسَلاً)»
#فاطمه_جعفری
https://t.me/CTAFJ
Telegram
کافه ترجمه عربی
لینک اولین پست کانال:
https://t.me/CTAFJ/4
https://t.me/CTAFJ/4
#معرفی_شاعر_٩ #منذر_مصري
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
منذر مصری، شاعر سوری متولد سال ۱۹۴۹ در لاذقیه و دانشآموختهی کارشناسی علوم اقتصادی و دیپلم عالی برنامهریزی منطقهای است. اولین مجموعهاشعار خود را در سال ۱۹۷۸ با عنوان «آمال شاقة» منتشر کرد. از دیگر کارهای او میتوان به «بشر وتواریخ وأمکنة (۱۹۷۹)»، «أنذرتک بحمامة بیضاء (۱۹۸۴)»، «داکن (۱۹۸۹)»، «مزهریة علی هیئة قبضة ید (۱۹۹۷)، «الشای لیس بطیئا (۲۰۰۴)»، «من الصعب أن أبتکر صیفا (۲۰۰۸)»، «انعطافة السبعينات (۲۰۰۹)»، «لأني لست شخصا آخر (۲۰۱۰)» و «الصدی الذي أخطأ (۲۰۱۱)» اشاره کرد.
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
http://uupload.ir/files/64g_ctafj.jpg
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
منذر مصری، شاعر سوری متولد سال ۱۹۴۹ در لاذقیه و دانشآموختهی کارشناسی علوم اقتصادی و دیپلم عالی برنامهریزی منطقهای است. اولین مجموعهاشعار خود را در سال ۱۹۷۸ با عنوان «آمال شاقة» منتشر کرد. از دیگر کارهای او میتوان به «بشر وتواریخ وأمکنة (۱۹۷۹)»، «أنذرتک بحمامة بیضاء (۱۹۸۴)»، «داکن (۱۹۸۹)»، «مزهریة علی هیئة قبضة ید (۱۹۹۷)، «الشای لیس بطیئا (۲۰۰۴)»، «من الصعب أن أبتکر صیفا (۲۰۰۸)»، «انعطافة السبعينات (۲۰۰۹)»، «لأني لست شخصا آخر (۲۰۱۰)» و «الصدی الذي أخطأ (۲۰۱۱)» اشاره کرد.
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
http://uupload.ir/files/64g_ctafj.jpg
#گزیدهای_از_اشعار_منذر_مصري
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
۱. «قضى حياته في حروب» از مجموعهشعر «بشر وتواریخ وأمکنة»
قضى حياته
في حروب قامت وما قعدت
بين أُمِّهِ الغرائز
وأبيهِ العقل.
وقبل أن يموت
فوجئوا حين أسرَّ لهم
بأنَّ ما قتله هو
أُختُهُ
العاطفة...
«زندگیاش را در جنگها سپری کرد»
زندگیاش را سپری کرد
در جنگهایی بیپایان
میان مادر امیال
و پدر عقل.
و پیش از آنکه بمیرد
به افشای این راز غافلگیرشان کرد
که قاتل او
خواهرش
عاطفه است...
۲. «بقدمين عمياوين» از دفتر شعر «داکن»
تسألني
كيف أتيتُ
كيف عرفتُ طريقي.
تسألني
كيف أرشدَتني سحابة
كيف أتَّبعتُ خُطى ظلال.
أجيبُ:
آثار مخالبَ وأظلاف
نقاطُ دمٍ تخثَّرت على الحجارة
أوصالُ أطفالٍ قُطِّعَت وأُلقيَت
عند المفارق
خلف هذا مضيتُ
بقدمين عمياوين...
«با دو پای کور»
از من میپرسی
چگونه آمدم
چگونه راهم را شناختم.
از من میپرسی
چگونه ابری هدایتم کرد
چگونه گامهای سایههایی را دنبال کردم
پاسخ میدهم:
از روی آثار پنجهها و سُمها
قطرههای خون دلمه بسته بر سنگ
اعضای قطع شده و به زمین افتادهی کودکان
بر سر دوراهیها
پشت اینها قدم برداشتم
با دو پای کور...
مترجم:
#فاطمه_جعفری
https://t.me/CTAFJ
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
۱. «قضى حياته في حروب» از مجموعهشعر «بشر وتواریخ وأمکنة»
قضى حياته
في حروب قامت وما قعدت
بين أُمِّهِ الغرائز
وأبيهِ العقل.
وقبل أن يموت
فوجئوا حين أسرَّ لهم
بأنَّ ما قتله هو
أُختُهُ
العاطفة...
«زندگیاش را در جنگها سپری کرد»
زندگیاش را سپری کرد
در جنگهایی بیپایان
میان مادر امیال
و پدر عقل.
و پیش از آنکه بمیرد
به افشای این راز غافلگیرشان کرد
که قاتل او
خواهرش
عاطفه است...
۲. «بقدمين عمياوين» از دفتر شعر «داکن»
تسألني
كيف أتيتُ
كيف عرفتُ طريقي.
تسألني
كيف أرشدَتني سحابة
كيف أتَّبعتُ خُطى ظلال.
أجيبُ:
آثار مخالبَ وأظلاف
نقاطُ دمٍ تخثَّرت على الحجارة
أوصالُ أطفالٍ قُطِّعَت وأُلقيَت
عند المفارق
خلف هذا مضيتُ
بقدمين عمياوين...
«با دو پای کور»
از من میپرسی
چگونه آمدم
چگونه راهم را شناختم.
از من میپرسی
چگونه ابری هدایتم کرد
چگونه گامهای سایههایی را دنبال کردم
پاسخ میدهم:
از روی آثار پنجهها و سُمها
قطرههای خون دلمه بسته بر سنگ
اعضای قطع شده و به زمین افتادهی کودکان
بر سر دوراهیها
پشت اینها قدم برداشتم
با دو پای کور...
مترجم:
#فاطمه_جعفری
https://t.me/CTAFJ
Telegram
کافه ترجمه عربی
لینک اولین پست کانال:
https://t.me/CTAFJ/4
https://t.me/CTAFJ/4
منبع درسی کارشناسی و کارشناسی ارشد دانشگاه تهران
محمد ابراهیم عبادة
د. عدنان طهماسبی و فاطمه جعفری
#انتشارات_فرهنگ_نشر_نو
@nashrenow
#فاطمه_جعفری
♐ https://t.me/CTAFJ
محمد ابراهیم عبادة
د. عدنان طهماسبی و فاطمه جعفری
#انتشارات_فرهنگ_نشر_نو
@nashrenow
#فاطمه_جعفری
♐ https://t.me/CTAFJ
جمله_عربی_مؤلفهها،_انواع_و_تحلیل.pdf
157.1 KB
فهرست و مقدمهی مترجمان کتاب جملهی عربی؛ مؤلفهها، انواع، و تحلیل آن
منبع درسی
#کارشناسی و #کارشناسی_ارشد
#دانشگاه_تهران
محمد ابراهیم عبادة
د. عدنان طهماسبی و فاطمه جعفری
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
منبع درسی
#کارشناسی و #کارشناسی_ارشد
#دانشگاه_تهران
محمد ابراهیم عبادة
د. عدنان طهماسبی و فاطمه جعفری
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
#از_گوشه_و_کنار_ترجمه #قسمت_۹
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
#مفردات_حول_صفات_الانسان
😊خوشبین 👈 متفائل
☹️ بدبین 👈 متشائم
😑 تنبل 👈 كسول
😄 فعال 👈 نشیط
😣 خسیس 👈 بخیل
☺️ بخشنده 👈 کریم
🙄 دهن لق 👈 مذیاع
😂 شاد 👈 فرح
😔 غمگین 👈 حزین
🙂نیرومند 👈 قوي
🙁 ضعیف 👈 ضعیف
😐 ساده لوح 👈 ساذج
😅 گرم (صمیمی) 👈 حَمیم
😒سرد (خشک) 👈 یابِس
🤓 باهوش 👈 ذَکي
😬 کم رو 👈 خجول
😜 پر رو 👈 وقح
😨 بزدل (ترسو) 👈 جَبان
😀 شجاع 👈 شُجاع
🤗خوش قول 👈 متعهد
😖 نادان 👈 احمق
😏 فضول 👈 فُضولي
😢 احساسی 👈 عاطِفي
🙄 دروغگو 👈 کاذب
🙂 فروتن 👈 مُتواضِع
😊 راستگو 👈 صادق
🤔 دمدمی مزاج 👈 مُتغیّرُ المَزاج
😚 اجتماعی 👈 مَنطبِع
😠 کله شق 👈 من يركب رأسه
😲 محتاط 👈 حَذِر
😘وفادار 👈 وَفي
😶 فراموشکار 👈 مُتناسي
😤 پرخاشگر 👈 مُتخاصِم
#فاطمه_جعفری
♐ https://t.me/CTAFJ
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
#مفردات_حول_صفات_الانسان
😊خوشبین 👈 متفائل
☹️ بدبین 👈 متشائم
😑 تنبل 👈 كسول
😄 فعال 👈 نشیط
😣 خسیس 👈 بخیل
☺️ بخشنده 👈 کریم
🙄 دهن لق 👈 مذیاع
😂 شاد 👈 فرح
😔 غمگین 👈 حزین
🙂نیرومند 👈 قوي
🙁 ضعیف 👈 ضعیف
😐 ساده لوح 👈 ساذج
😅 گرم (صمیمی) 👈 حَمیم
😒سرد (خشک) 👈 یابِس
🤓 باهوش 👈 ذَکي
😬 کم رو 👈 خجول
😜 پر رو 👈 وقح
😨 بزدل (ترسو) 👈 جَبان
😀 شجاع 👈 شُجاع
🤗خوش قول 👈 متعهد
😖 نادان 👈 احمق
😏 فضول 👈 فُضولي
😢 احساسی 👈 عاطِفي
🙄 دروغگو 👈 کاذب
🙂 فروتن 👈 مُتواضِع
😊 راستگو 👈 صادق
🤔 دمدمی مزاج 👈 مُتغیّرُ المَزاج
😚 اجتماعی 👈 مَنطبِع
😠 کله شق 👈 من يركب رأسه
😲 محتاط 👈 حَذِر
😘وفادار 👈 وَفي
😶 فراموشکار 👈 مُتناسي
😤 پرخاشگر 👈 مُتخاصِم
#فاطمه_جعفری
♐ https://t.me/CTAFJ
Telegram
کافه ترجمه عربی
لینک اولین پست کانال:
https://t.me/CTAFJ/4
https://t.me/CTAFJ/4
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
#ضرب_المثل_١
♦️ مَا كُلُّ بَيْضَاءَ شَحْمَةٌ وَ لاَ سَوْدَاءَ تَمَْرَةٌ.
🔹️ هر گردی گردو نیست.
#فاطمه_جعفری
♐ https://t.me/CTAFJ
🆔 @CTAFJ
#ضرب_المثل_١
♦️ مَا كُلُّ بَيْضَاءَ شَحْمَةٌ وَ لاَ سَوْدَاءَ تَمَْرَةٌ.
🔹️ هر گردی گردو نیست.
#فاطمه_جعفری
♐ https://t.me/CTAFJ
Telegram
کافه ترجمه عربی
لینک اولین پست کانال:
https://t.me/CTAFJ/4
https://t.me/CTAFJ/4
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
☕☕ لَم أكن مُنتبهاً
فَصببتُ فِنجانَين مِن الشاي..
☕☕ هیچ حواسم نبود
دو فنجان چای ریختم..
#آلیستر_دانیل
بهترین داستان خیلی کوتاه جهان
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
🆔 @CTAFJ
☕☕ لَم أكن مُنتبهاً
فَصببتُ فِنجانَين مِن الشاي..
☕☕ هیچ حواسم نبود
دو فنجان چای ریختم..
#آلیستر_دانیل
بهترین داستان خیلی کوتاه جهان
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
#المصطلحات_۱
۱. "لاتكسر مجاديفي"
ترجمة حرفية: پاروهایم را نشکن.
ترجمة معادلة: تو ذوقم نزن.
۲. "له دلو بین الدلاء"
ترجمة حرفية: سطلی بین سطلها دارد.
ترجمة معادلة: سری بین سرها دارد، حرفی برای گفتن دارد.
۳. "أين الثّرى مِن الثُريّا"
ترجمة حرفية: خاک کجا و خوشه ی پروین کجا.
ترجمة معادلة: این کجا و آن کجا!
#فاطمه_جعفری
♐ https://t.me/CTAFJ
🆔 @CTAFJ
#المصطلحات_۱
۱. "لاتكسر مجاديفي"
ترجمة حرفية: پاروهایم را نشکن.
ترجمة معادلة: تو ذوقم نزن.
۲. "له دلو بین الدلاء"
ترجمة حرفية: سطلی بین سطلها دارد.
ترجمة معادلة: سری بین سرها دارد، حرفی برای گفتن دارد.
۳. "أين الثّرى مِن الثُريّا"
ترجمة حرفية: خاک کجا و خوشه ی پروین کجا.
ترجمة معادلة: این کجا و آن کجا!
#فاطمه_جعفری
♐ https://t.me/CTAFJ
Telegram
کافه ترجمه عربی
لینک اولین پست کانال:
https://t.me/CTAFJ/4
https://t.me/CTAFJ/4
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
#ضرب_المثل_۲
♦️ زَامِرُ الحَيِّ لَا يُطرِب.
🔹️ مرغ همسایه غاز است.
#فاطمه_جعفری
♐ https://t.me/CTAFJ
🆔 @CTAFJ
#ضرب_المثل_۲
♦️ زَامِرُ الحَيِّ لَا يُطرِب.
🔹️ مرغ همسایه غاز است.
#فاطمه_جعفری
♐ https://t.me/CTAFJ
Telegram
کافه ترجمه عربی
لینک اولین پست کانال:
https://t.me/CTAFJ/4
https://t.me/CTAFJ/4
#از_گوشه_و_کنار_ترجمه #قسمت_١٠
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
- جاده دستانداز دارد: في الطريق مطبّات.
- زندگی یکنواختی دارد: يعيش في وتيرة واحدة.
- غرق مطالعه شد: إنهمك في المطالعة.
- خواب از سرش پرید: طار النّوم من دماغه.
- کاملا مراقب بود: كان في كامل الحذر.
- توطئهی دشمن را خنثی کرد: أحبط مؤامرة العدوّ.
- مشکل خودکمبینی دارد، به عقدهی حقارت مبتلاست: إنّه مُصاب بعقدة النقص (بعقدة الدونيّة، بمركّب النقص، بمركّب الدونيّة).
- صد سال به این سالها: عقبال المئة سنة.
- در هالهای از ابهام است: إنّه مكتنف بالغموض، غيوم من الشك تحوم حوله.
- در هالهای از ابهام فرو برد: أثار الضباب حوله.
#فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
- جاده دستانداز دارد: في الطريق مطبّات.
- زندگی یکنواختی دارد: يعيش في وتيرة واحدة.
- غرق مطالعه شد: إنهمك في المطالعة.
- خواب از سرش پرید: طار النّوم من دماغه.
- کاملا مراقب بود: كان في كامل الحذر.
- توطئهی دشمن را خنثی کرد: أحبط مؤامرة العدوّ.
- مشکل خودکمبینی دارد، به عقدهی حقارت مبتلاست: إنّه مُصاب بعقدة النقص (بعقدة الدونيّة، بمركّب النقص، بمركّب الدونيّة).
- صد سال به این سالها: عقبال المئة سنة.
- در هالهای از ابهام است: إنّه مكتنف بالغموض، غيوم من الشك تحوم حوله.
- در هالهای از ابهام فرو برد: أثار الضباب حوله.
#فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
Telegram
کافه ترجمه عربی
لینک اولین پست کانال:
https://t.me/CTAFJ/4
https://t.me/CTAFJ/4
#سلسله_درسهای_داستان_کوتاه_۹ #داستان_کوتاه_ناتورالیستی
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
- ناتورالیسم: جنبش ادبی و هنری اواخر قرن نوزدهم
- بنیانگذار اصول و اهداف جنبش ناتورالیسم: امیل زولا، رماننویس، نمایشنامهنویس و روزنامهنگار فرانسوی.
- ناتورالیسم تحت تاثیر نظریههای علمی قرن ۱۹ به ویژه نظریهی زیستشناختی داروین دربارهی تکامل تدریجی موجودات زنده از شکلهای ابتدایی حیات، شکل گرفت. از این رو ناتورالیسم را «داروینیسم اجتماعی» نیز نامیدهاند.
- ویژگیهای داستان کوتاه ناتورالیستی:
۱. شیوهی داستاننویسی نویسندهی ناتورالیست «عکسبرداری لجام گسیخته» است: توصیف مکان یا شخص با رویکردی کاملا عینیتمبنا به مانند نویسندگان داستانهای رئالیستی، اما به طریقی افراطگونه و با آبوتاب فراوان.
۲. دیدگاه نویسندهی ناتورالیست این است که انگیزهها و رفتار شخصیتهای داستانی بر اثر وراثت و محیط زندگیشان شکل میگیرد و بنابراین فرد تحت سیطرهی نیروهایی قرار دارد که به مراتب قویتر از نیروی ارادهی خود اوست و این یکی از وجوه تمایز جنبش ناتورالیسم از رئالیسم است.
۳. شخصیتهای داستانهای ناتورالیستی، افرادی بیسواد یا کمسواد از اقشار تحتانی طبقهی متوسط یا از پایینترین طبقهی جامعه هستند که یا جزو حاشیهنشینان محروم و فقرزدهاند یا جزو قاتلان، تبهکاران، منحرفان، فاحشهها، آسوپاسها، بیخانمانها و مبتلایان به بیماریهای واگیردار یا درمانناشدنی. بنابراین کشمکش شخصیت یا با طبیعت است یا با خود، و تحت تاثیر این دو عامل برونی و درونی به رفتارهای شرمآور میپردازد و گریزی از اینگونه افکار و رفتار ندارد.
۴. علت به تصویر کشیدن این پلشتیها، کالبدشکافی پیکر جامعه و پژوهش دربارهی معضلات اجتماعی است تا علل بیماریهای اجتماعی معلوم گردد.
۵. دنیای داستانهای ناتورالیستی، دنیای ملالآور زندگی روزمرهاست نه گذشتهی پرشکوه یا آیندهی خیالی.
۶. پایان داستانهای ناتورالیستی تراژیک است، اما برخلاف تراژدیهای باستان که قهرمان در جنگ با خدایان یا دشمنان قهار مغلوب میشد، شخصیت اصلی داستان ناتورالیستی از مقابله با سرنوشتی که جبر زیستی، اجتماعی و اقتصادی برایش رقم زده ناتوان میماند و در پایان داستان در عجز کامل نابود میشود.
۷. داستان ناتورالیستی، از جلوههای ماوراء طبیعی عاری است. همچنین نویسنده در آثارش موعظه نمیکند و به تفسیر رویدادها یا داوری دربارهی شخصیتها نمیپردازد.
#فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
- ناتورالیسم: جنبش ادبی و هنری اواخر قرن نوزدهم
- بنیانگذار اصول و اهداف جنبش ناتورالیسم: امیل زولا، رماننویس، نمایشنامهنویس و روزنامهنگار فرانسوی.
- ناتورالیسم تحت تاثیر نظریههای علمی قرن ۱۹ به ویژه نظریهی زیستشناختی داروین دربارهی تکامل تدریجی موجودات زنده از شکلهای ابتدایی حیات، شکل گرفت. از این رو ناتورالیسم را «داروینیسم اجتماعی» نیز نامیدهاند.
- ویژگیهای داستان کوتاه ناتورالیستی:
۱. شیوهی داستاننویسی نویسندهی ناتورالیست «عکسبرداری لجام گسیخته» است: توصیف مکان یا شخص با رویکردی کاملا عینیتمبنا به مانند نویسندگان داستانهای رئالیستی، اما به طریقی افراطگونه و با آبوتاب فراوان.
۲. دیدگاه نویسندهی ناتورالیست این است که انگیزهها و رفتار شخصیتهای داستانی بر اثر وراثت و محیط زندگیشان شکل میگیرد و بنابراین فرد تحت سیطرهی نیروهایی قرار دارد که به مراتب قویتر از نیروی ارادهی خود اوست و این یکی از وجوه تمایز جنبش ناتورالیسم از رئالیسم است.
۳. شخصیتهای داستانهای ناتورالیستی، افرادی بیسواد یا کمسواد از اقشار تحتانی طبقهی متوسط یا از پایینترین طبقهی جامعه هستند که یا جزو حاشیهنشینان محروم و فقرزدهاند یا جزو قاتلان، تبهکاران، منحرفان، فاحشهها، آسوپاسها، بیخانمانها و مبتلایان به بیماریهای واگیردار یا درمانناشدنی. بنابراین کشمکش شخصیت یا با طبیعت است یا با خود، و تحت تاثیر این دو عامل برونی و درونی به رفتارهای شرمآور میپردازد و گریزی از اینگونه افکار و رفتار ندارد.
۴. علت به تصویر کشیدن این پلشتیها، کالبدشکافی پیکر جامعه و پژوهش دربارهی معضلات اجتماعی است تا علل بیماریهای اجتماعی معلوم گردد.
۵. دنیای داستانهای ناتورالیستی، دنیای ملالآور زندگی روزمرهاست نه گذشتهی پرشکوه یا آیندهی خیالی.
۶. پایان داستانهای ناتورالیستی تراژیک است، اما برخلاف تراژدیهای باستان که قهرمان در جنگ با خدایان یا دشمنان قهار مغلوب میشد، شخصیت اصلی داستان ناتورالیستی از مقابله با سرنوشتی که جبر زیستی، اجتماعی و اقتصادی برایش رقم زده ناتوان میماند و در پایان داستان در عجز کامل نابود میشود.
۷. داستان ناتورالیستی، از جلوههای ماوراء طبیعی عاری است. همچنین نویسنده در آثارش موعظه نمیکند و به تفسیر رویدادها یا داوری دربارهی شخصیتها نمیپردازد.
#فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
Telegram
کافه ترجمه عربی
لینک اولین پست کانال:
https://t.me/CTAFJ/4
https://t.me/CTAFJ/4
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
#ضرب_المثل_۳
♦️ تَجَشَّأ لقمانُ مِنْ غَيْر شِبَع.
🔹 با سیلی صورت خود را سرخ نگه داشت.
#فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
🆔 @CTAFJ
#ضرب_المثل_۳
♦️ تَجَشَّأ لقمانُ مِنْ غَيْر شِبَع.
🔹 با سیلی صورت خود را سرخ نگه داشت.
#فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
Telegram
کافه ترجمه عربی
لینک اولین پست کانال:
https://t.me/CTAFJ/4
https://t.me/CTAFJ/4
Forwarded from کافه ترجمه عربی
#سلسله_درسهای_فن_ترجمه_٧الف
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
٤- گروه اسمی نعتی: ساختاری نحوی متشکل از اسم و صفت یا هم معنای آن برای توضیح یا تخصیص اسم پیشین خود با الگوی ساختاری: «منعوت + نعت»: «الكِتَابُ الجَدِيدُ».
-نعت همواره یکی از موارد زیر است:
الف) صفت (اسم فاعل، اسم مفعول، صفت مشبهه، صیغهی مبالغه، اسم تفضیل).
ب) مصدر: به شرط آنکه نکرهی صریح، مفرد مذکر، مصدر غیر میمی و برگرفته از فعل ثلاثی باشد و همچنین بر طلب دلالت نکند: «شَهِدَ فِي القَضِيَّةِ (رَجُلٌ {رِجَالٌ، امرَأَتَانِ، نِسوَةٌ} عَدْلٌ)»: «در آن قضیه (مردی {مردان، دو زن، زنان} عادل) شهادت داد(ند)».
ج) اسم شبه مشتق:
•اسم اشاره به غیر مکان:
«قَرَأتُ الكِتَابَ هَذَا»: «این کتاب را خواندم».
«أخذتُهُ بأصَابِعِي هَذِهِ»: « آن را با همین انگشتانم گرفتم».
«قَرَأتُ الكِتَابَ ذَلِكَ»: «همان کتاب را خواندم».
* همانطور که ملاحظه میشود، اسم اشاره در جایگاه نعت میتواند «این، آن، همین و همان» ترجمه شود.
•اسم موصول با همزهی وصل: «أقبَلَ اللَّاعِبُ الَّذِي فَازَ»: «بازیکن برنده آمد».
* همانطور که ملاحظه میشود، برای روانتر شدن ترجمه، گروه موصولی اسمیِ «الَّذِي فَازَ» که میشد آن را «که برنده شد» ترجمه کرد، با «الفَائِزُ» جایگزین شده و «برنده» ترجمه شده است.
•اسم منسوب: «اِلتَقَيتُ بِعَالِمٍ مِصرِيٍّ»: «با دانشمندی مصری ملاقات کردم».
•اسم مصغر: «فَازَ غُلَامٌ رُجَيلٌ»: «پسری کوچکمرد، برنده شد».
•ذو به معنای صاحب: «سَعِدتُ بِصُحبَةِ عَالِمٍ ذِي خُلقٍ»: «از معاشرت با دانشمندی بااخلاق، خوشوقت شدم».
د) عدد: «قَرَأتُ كُتُباً سَبعَةً»: «هفت کتاب خواندم».
ه) اسم جامد در معنای صفت مشبهه: «السَّجَّانُ رَجُلٌ فِرعَونُ العَذَابِ»: «زندانبان، مردی فرعونصفت در مجازات است».
* گرچه «فرعون» در این جمله به معنی «قاسي» است، اما اگر جمله به صورت: «زندانبان، مردی سخت عقوبتگر است» ترجمه میشد، بار تشبیهی آن به فرعون از جمله حذف میشد.
و) اسم جامد مؤول به مشتق به معنای اوج کمال یا نقصان، مثل: «كُلّ، جِدّ، حَقّ، أيّ»: «أنتَ رَجُلٌ كُلُّ الرَّجُلِ»: «تو مرد کاملی هستی».
ز) گروه وصفی اسنادی معروف به نعت سببی: «فَازَ طَالِبٌ حَسَنٌ خَطُّهُ»: «دانشجویی خوشخط برنده شد».
* همانطور که ملاحظه میشود، برای روانتر شدن ترجمه، گروه وصفی اسنادی «حَسَنٌ خَطُّهُ» که میشد آن را «که خطش زیباست» ترجمه کرد، «خوشخط» ترجمه شده است.
ح) گروه فعلی: «كَافَأتُ طَالِباً فَازَ فِي المُسَابَقَةِ»: «به دانشجوی برنده در مسابقه، جایزه دادم».
* همانطور که ملاحظه میشود، برای روانتر شدن ترجمه، گروه فعلی «فَازَ فِي المُسَابَقَةِ» که میشد آن را «که در مسابقه برنده شد» ترجمه کرد، «برنده در مسابقه» ترجمه شده است.
ط) گروه اسمی اسنادی: «قَرَأتُ كِتَاباً أفكَارُهُ جَدِيدَةٌ»: «کتابی با ایدههای جدید خواندم».
* همانطور که ملاحظه میشود، برای روانتر شدن ترجمه، گروه اسمی اسنادی «أفكَارُهُ جَدِيدَةٌ» که میشد آن را «که ایدههای آن جدید است» ترجمه کرد، «با ایدههای جدید» ترجمه شده است.
ی) گروه ظرفی : «شَاهَدتُ عُصفُوراً بَينَ الأَغصَانِ»: «پرندهای میان شاخهها دیدم».
یا گروه جارومجروری: «أقبَلَ رَجُلٌ فِي ثَوبٍ فَضفَاضٍ»: «مردی با لباس گشادی به تن، آمد».
*** همانطور که ملاحظه میشود، گروه ظرفی یا گروه جارومجروری میتواند نعت یک اسم باشد و تشخیص آن در جمله برای ارائهی یک ترجمهی درست ضروری است.
#فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
٤- گروه اسمی نعتی: ساختاری نحوی متشکل از اسم و صفت یا هم معنای آن برای توضیح یا تخصیص اسم پیشین خود با الگوی ساختاری: «منعوت + نعت»: «الكِتَابُ الجَدِيدُ».
-نعت همواره یکی از موارد زیر است:
الف) صفت (اسم فاعل، اسم مفعول، صفت مشبهه، صیغهی مبالغه، اسم تفضیل).
ب) مصدر: به شرط آنکه نکرهی صریح، مفرد مذکر، مصدر غیر میمی و برگرفته از فعل ثلاثی باشد و همچنین بر طلب دلالت نکند: «شَهِدَ فِي القَضِيَّةِ (رَجُلٌ {رِجَالٌ، امرَأَتَانِ، نِسوَةٌ} عَدْلٌ)»: «در آن قضیه (مردی {مردان، دو زن، زنان} عادل) شهادت داد(ند)».
ج) اسم شبه مشتق:
•اسم اشاره به غیر مکان:
«قَرَأتُ الكِتَابَ هَذَا»: «این کتاب را خواندم».
«أخذتُهُ بأصَابِعِي هَذِهِ»: « آن را با همین انگشتانم گرفتم».
«قَرَأتُ الكِتَابَ ذَلِكَ»: «همان کتاب را خواندم».
* همانطور که ملاحظه میشود، اسم اشاره در جایگاه نعت میتواند «این، آن، همین و همان» ترجمه شود.
•اسم موصول با همزهی وصل: «أقبَلَ اللَّاعِبُ الَّذِي فَازَ»: «بازیکن برنده آمد».
* همانطور که ملاحظه میشود، برای روانتر شدن ترجمه، گروه موصولی اسمیِ «الَّذِي فَازَ» که میشد آن را «که برنده شد» ترجمه کرد، با «الفَائِزُ» جایگزین شده و «برنده» ترجمه شده است.
•اسم منسوب: «اِلتَقَيتُ بِعَالِمٍ مِصرِيٍّ»: «با دانشمندی مصری ملاقات کردم».
•اسم مصغر: «فَازَ غُلَامٌ رُجَيلٌ»: «پسری کوچکمرد، برنده شد».
•ذو به معنای صاحب: «سَعِدتُ بِصُحبَةِ عَالِمٍ ذِي خُلقٍ»: «از معاشرت با دانشمندی بااخلاق، خوشوقت شدم».
د) عدد: «قَرَأتُ كُتُباً سَبعَةً»: «هفت کتاب خواندم».
ه) اسم جامد در معنای صفت مشبهه: «السَّجَّانُ رَجُلٌ فِرعَونُ العَذَابِ»: «زندانبان، مردی فرعونصفت در مجازات است».
* گرچه «فرعون» در این جمله به معنی «قاسي» است، اما اگر جمله به صورت: «زندانبان، مردی سخت عقوبتگر است» ترجمه میشد، بار تشبیهی آن به فرعون از جمله حذف میشد.
و) اسم جامد مؤول به مشتق به معنای اوج کمال یا نقصان، مثل: «كُلّ، جِدّ، حَقّ، أيّ»: «أنتَ رَجُلٌ كُلُّ الرَّجُلِ»: «تو مرد کاملی هستی».
ز) گروه وصفی اسنادی معروف به نعت سببی: «فَازَ طَالِبٌ حَسَنٌ خَطُّهُ»: «دانشجویی خوشخط برنده شد».
* همانطور که ملاحظه میشود، برای روانتر شدن ترجمه، گروه وصفی اسنادی «حَسَنٌ خَطُّهُ» که میشد آن را «که خطش زیباست» ترجمه کرد، «خوشخط» ترجمه شده است.
ح) گروه فعلی: «كَافَأتُ طَالِباً فَازَ فِي المُسَابَقَةِ»: «به دانشجوی برنده در مسابقه، جایزه دادم».
* همانطور که ملاحظه میشود، برای روانتر شدن ترجمه، گروه فعلی «فَازَ فِي المُسَابَقَةِ» که میشد آن را «که در مسابقه برنده شد» ترجمه کرد، «برنده در مسابقه» ترجمه شده است.
ط) گروه اسمی اسنادی: «قَرَأتُ كِتَاباً أفكَارُهُ جَدِيدَةٌ»: «کتابی با ایدههای جدید خواندم».
* همانطور که ملاحظه میشود، برای روانتر شدن ترجمه، گروه اسمی اسنادی «أفكَارُهُ جَدِيدَةٌ» که میشد آن را «که ایدههای آن جدید است» ترجمه کرد، «با ایدههای جدید» ترجمه شده است.
ی) گروه ظرفی : «شَاهَدتُ عُصفُوراً بَينَ الأَغصَانِ»: «پرندهای میان شاخهها دیدم».
یا گروه جارومجروری: «أقبَلَ رَجُلٌ فِي ثَوبٍ فَضفَاضٍ»: «مردی با لباس گشادی به تن، آمد».
*** همانطور که ملاحظه میشود، گروه ظرفی یا گروه جارومجروری میتواند نعت یک اسم باشد و تشخیص آن در جمله برای ارائهی یک ترجمهی درست ضروری است.
#فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
Telegram
کافه ترجمه عربی
لینک اولین پست کانال:
https://t.me/CTAFJ/4
https://t.me/CTAFJ/4
Forwarded from کافه ترجمه عربی
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
#ضرب_المثل_٤
♦️لا تُعايِرنِي وَلَا أُعَايِرُك، دَا الهَمُّ طَايَلنِي وَطَايلك.
🔹 دیگ به دیگ میگه روت سیاه.
**ترجمهی تحت اللفظی: ملامتم نکن تا ملامتت نکنم، این محنت به هر دوی ما رسیده است.
#فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
🆔 @CTAFJ
#ضرب_المثل_٤
♦️لا تُعايِرنِي وَلَا أُعَايِرُك، دَا الهَمُّ طَايَلنِي وَطَايلك.
🔹 دیگ به دیگ میگه روت سیاه.
**ترجمهی تحت اللفظی: ملامتم نکن تا ملامتت نکنم، این محنت به هر دوی ما رسیده است.
#فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
Telegram
کافه ترجمه عربی
لینک اولین پست کانال:
https://t.me/CTAFJ/4
https://t.me/CTAFJ/4
Forwarded from کافه ترجمه عربی
#سلسله_درسهایی_دربارهی_استعاره_۱
#بر_اساس_زبانشناسی_شناختی
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
- برخلاف باور اکثریت، استعاره نه از ابزارهای تخیل شاعرانه و صنایع بلاغی، بلکه متعلق به زبان عادی و مورد استفادهی زندگی روزمره و جاری در زبان، اندیشه و عمل ماست. بنابراین نظام مفهومی معمول ما اساسا ماهیتی استعاری دارد. به عبارتی استعاره منحصر به زبان یعنی واژهها نیست، بلکه بخش عمدهای از فرایندهای فکری انسان استعاری است.
برای مثال مفهوم استعاری «بحث جنگ است» را در نظر بگیریم. ما در زندگی روزمره، به دلیل داشتن این مفهوم استعاری در ذهن، جملات استعاری زیر را فراوان به کار میگیریم:
• ادعاهای شما غیر قابل دفاعاند.
• به همهی نقاط ضعف استدلال من حمله کرد.
• انتقاداتش درست به هدف خورد.
• استدلالش را نابود کردم.
• هرگز در هیچ بحثی با او پیروز نشدهام.
• او همهی استدلالهای مرا سرنگون کرد.
همانطور که ملاحظه میشود، اصطلاحهای فوق همه برای جنگ است که در مورد بحث کردن آنها را به کار میبریم و به عبارتی بخش عمدهای از آنچه که در بحثها انجام میدهیم، تا حدودی به واسطهی مفهوم جنگ شکل میگیرد. در واقع بحث، نبردی کلامی است و استعارهی «بحث جنگ است» یکی از استعارههایی است که ما در فرهنگ خود با آن زندگی میکنیم.
نتیجه اینکه:
* جوهر و اساس استعاره، درک و تجربهی «چیزی» بر اساس «چیزی دیگر» است.
#فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
#بر_اساس_زبانشناسی_شناختی
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
- برخلاف باور اکثریت، استعاره نه از ابزارهای تخیل شاعرانه و صنایع بلاغی، بلکه متعلق به زبان عادی و مورد استفادهی زندگی روزمره و جاری در زبان، اندیشه و عمل ماست. بنابراین نظام مفهومی معمول ما اساسا ماهیتی استعاری دارد. به عبارتی استعاره منحصر به زبان یعنی واژهها نیست، بلکه بخش عمدهای از فرایندهای فکری انسان استعاری است.
برای مثال مفهوم استعاری «بحث جنگ است» را در نظر بگیریم. ما در زندگی روزمره، به دلیل داشتن این مفهوم استعاری در ذهن، جملات استعاری زیر را فراوان به کار میگیریم:
• ادعاهای شما غیر قابل دفاعاند.
• به همهی نقاط ضعف استدلال من حمله کرد.
• انتقاداتش درست به هدف خورد.
• استدلالش را نابود کردم.
• هرگز در هیچ بحثی با او پیروز نشدهام.
• او همهی استدلالهای مرا سرنگون کرد.
همانطور که ملاحظه میشود، اصطلاحهای فوق همه برای جنگ است که در مورد بحث کردن آنها را به کار میبریم و به عبارتی بخش عمدهای از آنچه که در بحثها انجام میدهیم، تا حدودی به واسطهی مفهوم جنگ شکل میگیرد. در واقع بحث، نبردی کلامی است و استعارهی «بحث جنگ است» یکی از استعارههایی است که ما در فرهنگ خود با آن زندگی میکنیم.
نتیجه اینکه:
* جوهر و اساس استعاره، درک و تجربهی «چیزی» بر اساس «چیزی دیگر» است.
#فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
Telegram
کافه ترجمه عربی
لینک اولین پست کانال:
https://t.me/CTAFJ/4
https://t.me/CTAFJ/4
#معرفی_شاعر_۱۰ #فاروق_جویدة
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
فاروق جویده شاعر مصری متولد ۱۹۴۶ م در استان کفرشیخ و فارغ التحصیل رشتهی روزنامهنگاری در سال ۱۹۶۸ میلادی است. حاصل تلاش او در کنار کار روزنامهنگاری، ۲۰ کتاب از جمله ۱۳ دفتر شعر و ۳ نمایشنامهی شعری با نامهای «الوزیر العاشق»، «دماء علی ستار الکعبة» و «الخدیوي» است که در بسیاری جشنوارهها مقام کسب کردهاست. بسیاری از اشعار و نمایشنامههای او به دیگر زبانها از جمله انگلیسی، فرانسه، چینی و یوگسلاوی ترجمه شده و همینطور برخی از آثارش، موضوع بعضی پایاننامههای دانشگاههای مصر و دیگر دانشگاههای کشورهای عربی بوده است. از دفاتر شعری او میتوان به «في عينيك عنواني» (۱۹۷۹)، «دائما أنت بقلبي» (۱۹۸۱)، «کانت لنا أوطان» (۱۹۹۱) و «آخر ليالي الحلم» (۱۹۹۳) اشاره کرد. برخی اشعار او توسط خوانندگان به اجرا درآمده است، از جمله «في عينيك عنواني» که «سمیة قیصر» آن را اجرا کرده است.
#فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
فاروق جویده شاعر مصری متولد ۱۹۴۶ م در استان کفرشیخ و فارغ التحصیل رشتهی روزنامهنگاری در سال ۱۹۶۸ میلادی است. حاصل تلاش او در کنار کار روزنامهنگاری، ۲۰ کتاب از جمله ۱۳ دفتر شعر و ۳ نمایشنامهی شعری با نامهای «الوزیر العاشق»، «دماء علی ستار الکعبة» و «الخدیوي» است که در بسیاری جشنوارهها مقام کسب کردهاست. بسیاری از اشعار و نمایشنامههای او به دیگر زبانها از جمله انگلیسی، فرانسه، چینی و یوگسلاوی ترجمه شده و همینطور برخی از آثارش، موضوع بعضی پایاننامههای دانشگاههای مصر و دیگر دانشگاههای کشورهای عربی بوده است. از دفاتر شعری او میتوان به «في عينيك عنواني» (۱۹۷۹)، «دائما أنت بقلبي» (۱۹۸۱)، «کانت لنا أوطان» (۱۹۹۱) و «آخر ليالي الحلم» (۱۹۹۳) اشاره کرد. برخی اشعار او توسط خوانندگان به اجرا درآمده است، از جمله «في عينيك عنواني» که «سمیة قیصر» آن را اجرا کرده است.
#فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
Telegram
کافه ترجمه عربی
لینک اولین پست کانال:
https://t.me/CTAFJ/4
https://t.me/CTAFJ/4
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
شعر «في عينيك عنواني» از #فاروق_جویده که با اندکی تغییر توسط #سمیة_قیصر اجرا شده است.
#فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
🆔 @CTAFJ
شعر «في عينيك عنواني» از #فاروق_جویده که با اندکی تغییر توسط #سمیة_قیصر اجرا شده است.
#فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
في عينيك عنواني. سمية قيصر
https://t.me/CTAFJ
#فاطمه_جعفری
🆔 @CTAFJ
شعر: #في_عينيك_عنواني
شاعر: #فاروق_جویده
خواننده: #سمیة_قیصر
آهنگسازان: #محمد_عبدالوهاب و #محمد_الموجي
#فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ
🆔 @CTAFJ
شعر: #في_عينيك_عنواني
شاعر: #فاروق_جویده
خواننده: #سمیة_قیصر
آهنگسازان: #محمد_عبدالوهاب و #محمد_الموجي
#فاطمه_جعفری
♐️ https://t.me/CTAFJ