C# Geeks (.NET)
413 subscribers
152 photos
4 videos
153 links
Download Telegram
اکنون Signature حقیقت را بیان می‌کند و دیگر از Exception برای کنترل جریان برنامه استفاده نمی‌شود:
public UserResult GetUser(int id) =>
_users.TryGetValue(id, out var user)
? user
: new NotFound(id);

و فراخواننده مجبور است هر دو حالت را مدیریت کند؛ کامپایلر اجازه نخواهد داد که یکی از آن‌ها را فراموش کنید:
IResult response = GetUser(42) switch
{
User user => Results.Ok(user),
NotFound found => Results.NotFound($"No user with id {found.Id}"),
};

تمام ایده همین است.
نوع بازگشتی متد حقیقت را بیان می‌کند:
این‌ها دقیقاً حالت‌هایی هستند که دریافت خواهید کرد و نمی‌توانید به‌صورت تصادفی یکی از آن‌ها را نادیده بگیرید.
دیگر نیازی نیست برای فهمیدن اینکه متد چه Exceptionهایی ممکن است پرتاب کند، بدنه آن را بررسی کنید.
⚠️ چند نکته مهم

این قابلیت هنوز در مرحله Preview و Experimental قرار دارد.
چند نکته که باید در نظر داشته باشید:
🔹 این قابلیت C# 15 و NET 11. را هدف قرار داده است و ممکن است Syntax آن تا زمان انتشار نهایی تغییر کند. برای آزمایش می‌توانید از NET 11 Preview 4. یا نسخه‌های جدیدتر استفاده کنید.
🔹 در پشت صحنه، Union به یک Struct تبدیل می‌شود که Caseهای Value Type را Boxing کرده و محتوا را به شکل یک ?object نگهداری می‌کند. برای سناریوهای حساس به Performance مسیر Non-Boxing نیز در نظر گرفته شده است، اما رفتار پیش‌فرض ساده نگه داشته شده است.
🔹 این قابلیت فعلاً یک Type Union (A یا B) است، نه یک Discriminated Union کامل با Caseهای نام‌گذاری‌شده. با این حال، بخش عمده سناریوهایی را که امروز برای آن‌ها از OneOf استفاده می‌کنم پوشش می‌دهد.
📌 جمع‌بندی

ءUnion Typeها یکی از خلأهای قدیمی و مهم #C را برطرف می‌کنند.
شما می‌توانید:
public union Name(A, B, C);

تعریف کنید.
مقادیر Caseها را مستقیماً Assign کنید و از Conversionهای ضمنی استفاده کنید.
ءPattern Matching را همراه با بررسی کامل Exhaustiveness توسط کامپایلر انجام دهید، بدون اینکه به default یا _ نیاز داشته باشید.
ءResultها، Optionها و خروجی‌های «یکی از این چند حالت» را بدون نیاز به Marker Interfaceها، Base Classها یا کتابخانه‌های جانبی مدل‌سازی کنید.
این قابلیت از نظر Syntax کوچک است، اما تأثیر بسیار بزرگی دارد:
امضای متدها بالاخره حقیقت را درباره خروجی خود بیان می‌کنند و کامپایلر نیز اطمینان حاصل می‌کند که تمام حالت‌ها به‌درستی مدیریت شده‌اند.
🙏 از اینکه مطالعه کردید متشکرم.

🔖هشتگ‌ها:
#csharp #dotnet11 #csharp15 #uniontypes
هرچه بیشتر در پروژه‌های مختلف کار می‌کنم، بیشتر به این نتیجه می‌رسم که اکثر مشکلات نرم‌افزار، مشکل تکنولوژی نیستند.تکنولوژی فقط جایی است که مشکل خودش را نشان می‌دهد.

سیستم کند شده است.
در نگاه اول مشکل از Database است.
اما کمی عمیق‌تر که نگاه می‌کنی، می‌بینی هیچ‌وقت برای حجم فعلی کاربران طراحی نشده بود.

ءFeatureها دیر تحویل می‌شوند.
در ظاهر مشکل از توسعه‌دهندگان است.
اما شاید مسئله از تغییر مداوم اولویت‌ها باشد.

تعداد Bugها زیاد شده است.
به نظر می‌رسد کیفیت کد پایین آمده.
اما شاید تیم ماه‌هاست که فرصت رسیدگی به بدهی‌های فنی را نداشته است.

به همین دلیل است که راه‌حل بسیاری از مشکلات، صرفاً اضافه کردن یک ابزار جدید نیست.گاهی قبل از پیدا کردن پاسخ، باید مطمئن شویم سؤال را درست فهمیده‌ایم.
چون اگر ریشه مسئله را اشتباه تشخیص دهیم،بهترین راه‌حل دنیا هم ما را به نتیجه درستی نمی‌رساند.
در مهندسی نرم‌افزار، پیدا کردن مسئله واقعی اغلب سخت‌تر از حل کردن آن است.
🚀 قانون DRY؛ یکی از بدفهمیده‌شده‌ترین قوانین در برنامه‌نویسی

هر برنامه‌نویسی خیلی زود با DRY آشنا می‌شود، و تقریباً همه آن را اشتباه یاد می‌گیرند.Don't Repeat Yourself.
دو قطعه کد مشابه دیدی؟ یک متد استخراج کن و کد تکراری را حذف کن.
من هم سال‌ها همین کار را انجام می‌دادم و نتیجه‌اش بعضی از بدترین کدهایی بود که تاکنون مجبور به نگهداری‌شان شده‌ام:
🔹 یک Helper مشترک که هر اسپرینت یک پارامتر bool جدید به آن اضافه می‌شد.
🔹 یک Base Class که هیچ‌کس جرئت تغییرش را نداشت، چون شش قابلیت کاملاً نامرتبط از آن ارث‌بری کرده بودند.
🔹 یک ماژول «مشترک» که دو بخش مستقل سیستم به آن وابسته بودند و در نتیجه هیچ‌کدام نمی‌توانستند بدون تأثیر روی دیگری تغییر کنند.
همه این‌ها با یک تلاش کاملاً بی‌ضرر برای تکرار نکردن کد شروع شدند.
🎯 ءDRY واقعاً چه می‌گوید؟

این همان بخشی است که بیشتر افراد از آن عبور می‌کنند.
تعریف اصلی DRY که توسط Andy Hunt و Dave Thomas در کتاب The Pragmatic Programmer
ارائه شد، اصلاً درباره کد نیست:
Every piece of knowledge must have a single, unambiguous, authoritative representation within a system.

«هر بخش از دانش باید در یک سیستم، تنها یک نمایش یکتا، شفاف و مرجع داشته باشد.»
موضوع اصلی دانش (Knowledge) است.
یک حقیقت درباره دامنه کسب‌وکار شما، مانند یک قانون مالیاتی یا فرمت شماره فاکتور، باید فقط در یک مکان وجود داشته باشد.
وقتی آن حقیقت تغییر کرد، باید فقط یک بار آن را تغییر دهید؛ نه اینکه به دنبال هفت نسخه مختلف آن در سیستم بگردید.
اشتباه رایج: حذف تکرار کد، نه حذف تکرار دانش

دو قطعه کد می‌توانند کاملاً مشابه باشند اما دانش کاملاً متفاوتی را نمایش دهند.
فرض کنید دو نوع آدرس را اعتبارسنجی می‌کنید:
🔹 آدرس ارسال مشتری
🔹 آدرس انبار
امروز قوانین هر دو یکسان هستند:
public bool IsValid(Address address) =>
!string.IsNullOrWhiteSpace(address.Street) &&
!string.IsNullOrWhiteSpace(address.City) &&
!string.IsNullOrWhiteSpace(address.PostalCode);

واکنش طبیعی DRY این است که یک Validator مشترک استخراج کنیم و از هر دو جا آن را فراخوانی کنیم.
اما این‌ها دو مفهوم متفاوت هستند که فقط همین هفته قوانین یکسانی دارند.
روزی که انبار به یک Loading Dock Code نیاز پیدا کند، دوباره به همان متد مشترک برمی‌گردید و یک Flag جدید اضافه می‌کنید تا مصرف‌کننده قبلی همچنان کار کند:
public bool IsValid(Address address, bool requireDockCode = false) =>
!string.IsNullOrWhiteSpace(address.Street) &&
!string.IsNullOrWhiteSpace(address.City) &&
!string.IsNullOrWhiteSpace(address.PostalCode) &&
(!requireDockCode || !string.IsNullOrWhiteSpace(address.DockCode));

همین پارامتر bool نشانه خطر است.
اولین باری که یک متد مشترک مجبور می‌شود Flag بگیرد تا برای یک مصرف‌کننده رفتار متفاوتی داشته باشد، یعنی شما با تکرار مواجه نبودید.
شما فقط دو چیز مشابه را به زور به هم چسبانده‌اید.
یک سال بعد، امضای متد سه Flag دیگر هم خواهد داشت؛ هر کدام نشانه‌ای از اینکه این دو مفهوم هیچ‌وقت واقعاً یکسان نبوده‌اند.
💸 هزینه Abstraction اشتباه از هزینه Duplication بیشتر است

تکرار کد معمولاً بسیار ارزان‌تر از یک Abstraction اشتباه است.
کپی‌پیست:
قابل مشاهده است
محلی است
هر نسخه می‌تواند مستقل تکامل پیدا کند
اما Abstraction اشتباه:
پنهان است
سراسری است
همه مصرف‌کننده‌ها را به یک شکل خاص وابسته می‌کند
ءFlagها اضافه می‌شوند، پیچیدگی افزایش پیدا می‌کند و در نهایت از تغییر متدی که دیگر درکش نمی‌کنید می‌ترسید.
من زمان بسیار بیشتری را صرف حذف Abstractionهای بد کرده‌ام تا زمانی که از ایجاد آن‌ها صرفه‌جویی کرده باشم.
این همان هزینه پنهان Coupling است که قبلاً درباره آن صحبت کرده‌ام و DRY افراطی یکی از رایج‌ترین راه‌های ورود آن به سیستم است.
🏗 جایی که بیشترین آسیب را می‌زند: مرزهای سیستم

داخل یک کلاس، یک Helper بد فقط آزاردهنده است.
اما در مرز بین ماژول‌ها، تبدیل به یک آسیب ساختاری می‌شود.
فرض کنید یک Modular Monolith داریم که شامل دو ماژول است:
🔹 Billing
🔹 Shipping
هر دو یک مفهوم Order دارند.
یک توسعه‌دهنده با نیت خیر متوجه می‌شود این دو کلاس فیلدهای مشابهی دارند و آن‌ها را به یک Type مشترک منتقل می‌کند:
// Shared.Orders, referenced by both Billing and Shipping
public class Order
{
public Guid Id { get; set; }
public string CustomerName { get; set; }
public decimal Total { get; set; }
// ...whatever either module happens to need
}
حالا Billing و Shipping دیگر نمی‌توانند مستقل تکامل پیدا کنند.
یک تغییر در Billing:
➡️ نیاز به Recompile
➡️ نیاز به Retest
➡️ نیاز به Redeploy
برای Shipping خواهد داشت.
شما دو Bounded Context را که قرار بود مستقل باشند، فقط برای صرفه‌جویی در چند Property به هم جوش داده‌اید.
داشتن دو مدل Order مستقل دقیقاً همان دلیلی است که داده‌ها باید داخل مرزهای خودشان باقی بمانند.
شباهت داشتن آن‌ها کاملاً طبیعی است.
آن‌ها یک مفهوم واقعی را از دو زاویه متفاوت مدل می‌کنند؛ زاویه‌هایی که به مرور زمان از هم فاصله خواهند گرفت.

📏 قانونی که من استفاده می‌کنم: تا بار سوم صبر کن

من بار دوم چیزی را Deduplicate نمی‌کنم.
تا بار سوم صبر می‌کنم و فقط یک سؤال می‌پرسم:
اگر این قانون تغییر کند، آیا هر دو نسخه باید با هم تغییر کنند؟

اگر پاسخ بله باشد:
با تکرار واقعی روبه‌رو هستید.
همان حقیقت در چند نقطه نوشته شده است.
آن را استخراج کنید.
اگر پاسخ خیر باشد:
شباهت فقط تصادفی است.
آن را به حال خودش رها کنید.
ءCoupling آینده هزینه بیشتری خواهد داشت.
اجازه دهید کد تکرار شود تا زمانی که Abstraction مناسب خودش را نشان دهد.
ءAbstractionهای خوب از مثال‌های واقعی کشف می‌شوند، نه اینکه از ابتدا حدس زده شوند.
بعضی افراد این رویکرد را AHA (Avoid Hasty Abstractions) می‌نامند.

💡 یک نشانه عملی

وقتی بتوانید مفهوم را نام‌گذاری کنید، زمان استخراج فرا رسیده است.
نام‌هایی مثل:
Money
TaxRate
InvoiceNumber
احتمالاً دانش دامنه هستند و ارزش تبدیل شدن به Value Object را دارند.
اما اگر بهترین نامی که پیدا می‌کنید این‌ها باشد:
Helper
Utils
ProcessData
احتمالاً در حال Abstract کردن شکل کد هستید، نه دانش.

زمانی که DRY واقعاً درست است

وقتی درست استفاده شود، DRY فوق‌العاده ارزشمند است.
یک قانون کسب‌وکار باید فقط در یک مکان وجود داشته باشد.
فرض کنید قانون زیر را در سه بخش مختلف کپی کرده‌ایم:
«سفارش‌های بالاتر از ۱۰۰۰ دلار نیاز به تأیید مدیر دارند.»

// OrderService
if (order.Total > 1000) { /* require approval */ }

// CheckoutService
if (order.Total > 1000m) { /* require approval */ }

// AdminController - someone bumped the limit here, and only here
if (order.Total > 5000) { /* require approval */ }

بالاخره روزی دو مورد را تغییر می‌دهید و سومی را فراموش می‌کنید.
همین نسخه سومِ منحرف‌شده منشأ باگ خواهد بود.
قانون را به Domain Model منتقل کنید تا تنها یک خانه داشته باشد:
public bool RequiresManagerApproval() => Total > 1000;

این دقیقاً همان «نمایش یکتای مرجع» است که DRY درباره آن صحبت می‌کند.

📝 جمع‌بندی

🔹 ءDRY درباره دانش است، نه کدهایی که شبیه هم هستند.
🔹 هزینه یک Abstraction اشتباه از هزینه Duplication بیشتر است و حذف آن نیز سخت‌تر خواهد بود.
🔹 تا بار سوم صبر کنید. فقط زمانی استخراج کنید که هر دو نسخه یک حقیقت مشترک را نمایش می‌دهند و باید با هم تغییر کنند.
🔹 دفعه بعد که خواستید یک کد تکراری را حذف کنید، از خودتان نپرسید:
«آیا این دو قطعه کد شبیه هم هستند؟»
بپرسید:
«آیا معنای یکسانی دارند؟»
همین یک سؤال، دردسرهای نگهداری بیشتری را از شما دور خواهد کرد تا هر مقدار تایپ نکردنی که DRY برایتان ذخیره می‌کند. 🚀

🔖هشتگ‌ها:
#cleanarchitecture #dry #dotnetdeveloper
یکی از تغییرات جالبی که با افزایش تجربه اتفاق می‌افتد این است که دیگر از کدهای قدیمی تعجب نمی‌کنی.

اوایل مسیر، وقتی با یک متد ۵۰۰ خطی یا یک کلاس عجیب روبه‌رو می‌شوی، سریع قضاوت می‌کنی.
با خودت می‌گویی:«چه کسی چنین چیزی نوشته؟» اما بعد از چند سال کار روی سیستم‌های واقعی، نگاهت تغییر می‌کند.
می‌فهمی بیشتر کدهای بد، توسط توسعه‌دهندگان بد نوشته نشده‌اند.توسط توسعه‌دهندگانی نوشته شده‌اند که تحت فشار بوده‌اند.
فشار زمان.
فشار تحویل.
فشار تغییر مداوم نیازمندی‌ها.
و گاهی فشار زنده نگه داشتن سیستمی که هر روز باید کار کند.

بیشتر سیستم‌های پیچیده، یک روز با نیت خوب شروع شده‌اند.اما هر تصمیم کوچک،
هر میانبر موقت، و هر «فعلاً همین را Deploy کنیم» لایه‌ای جدید به پیچیدگی آن اضافه کرده است.
به همین دلیل است که قضاوت کردن کدهای قدیمی آسان است.اما نگهداری و بهبود آن‌ها مهارت واقعی را نشان می‌دهد.
هر توسعه‌دهنده‌ای می‌تواند درباره ساختن یک سیستم ایده‌آل صحبت کند.
اما مهندس واقعی کسی است که بتواند با واقعیت‌های یک سیستم غیرایده‌آل کار کند و آن را قدم‌به‌قدم بهتر کند.
چون در دنیای واقعی، بیشتر ما نرم‌افزار را از صفر نمی‌سازیم.ما وارث تصمیم‌های دیروز هستیم.
یکی از خطرناک‌ترین اتفاقاتی که می‌تواند برای یک تیم فنی بیفتد، این نیست که اشتباه کند.این است که دیگر اشتباهاتش را نبیند.

در روزهای اول یک پروژه، همه چیز زیر ذره‌بین است.هر Bug بررسی می‌شود.هر تصمیم به چالش کشیده می‌شود.هر تغییر مورد بحث قرار می‌گیرد.
اما به مرور زمان، بعضی مشکلات آن‌قدر تکرار می‌شوند که به بخشی از واقعیت روزمره تبدیل می‌شوند.Buildها گاهی Fail می‌شوند.طبیعی است.
استقرارها کمی استرس دارند.طبیعی است.
برخی سرویس‌ها هر از گاهی دچار مشکل می‌شوند.طبیعی است.
تعدادی Bug هم همیشه در Production وجود دارد.طبیعی است.
و دقیقاً از همین نقطه، خطر شروع می‌شود.

چون بسیاری از مشکلات بزرگ، زمانی ایجاد نمی‌شوند که یک اتفاق غیرعادی رخ دهد.زمانی ایجاد می‌شوند که یک اتفاق اشتباه، عادی شود.
تیم‌های حرفه‌ای فقط به دنبال حل مشکلات نیستند.آن‌ها مراقب هستند که به مشکلات عادت نکنند.
چون هر بار که یک ضعف را به عنوان بخشی از طبیعت سیستم می‌پذیریم،استانداردهای خودمان را کمی پایین‌تر می‌آوریم.
و در مهندسی نرم‌افزار، سقوط معمولاً ناگهانی اتفاق نمی‌افتد.از مجموعه‌ای از چیزهایی شروع می‌شود که کم‌کم برایمان عادی شده‌اند.
بعضی از تصمیم‌های اشتباه در مهندسی نرم‌افزار، در لحظه کاملاً منطقی به نظر می‌رسند.همه اطلاعات موجود از آن تصمیم حمایت می‌کنند.
فشار زمان وجود دارد.
نیاز کسب‌وکار مشخص است.
راه‌حل هم جواب می‌دهد.
پس تصمیم گرفته می‌شود.
مشکل از جایی شروع می‌شود که چند ماه بعد، نتیجه آن تصمیم را می‌بینیم.اینجاست که معمولاً جمله‌های آشنایی شنیده می‌شود:
«از اول معلوم بود اشتباه است.»
«نباید این کار را انجام می‌دادیم.»
«همان موقع هم مشخص بود به مشکل می‌خوریم.»
اما واقعیت این است که بسیاری از تصمیم‌های امروز، با دانشی که امروز داریم قضاوت می‌شوند.نه با دانشی که آن روز در اختیار داشتیم.
به همین دلیل است که تیم‌های حرفه‌ای کمتر به دنبال پیدا کردن مقصر هستند.و بیشتر تلاش می‌کنند فرآیند تصمیم‌گیری را بهبود دهند.
چون در پروژه‌های واقعی، همیشه نمی‌توان بهترین تصمیم را گرفت.گاهی فقط می‌توان بهترین تصمیم ممکن را با اطلاعات موجود گرفت.
بلوغ مهندسی زمانی اتفاق می‌افتد که به جای قضاوت گذشته،از آن برای ساختن تصمیم‌های بهتر در آینده استفاده کنیم.
در نهایت، کیفیت یک تیم را تعداد اشتباهاتش مشخص نمی‌کند.توانایی یاد گرفتن از آن‌ها مشخص می‌کند.
Forwarded from thisisnabi.dev [Farsi] (Nabi Karampour)
بچه ها بیاید با هم یک چالش بذاریم تا آخر سال بلکه یه نظمی در یادگیری پیدا کنیم.
من هر پنجشنبه ساعت 09:00 یک تاپیک رو معرفی میکنم با یکسری منبع، اگر منابع رو خوندید و موضوع رو یاد گرفتید پستش رو لایک کنید.

خواهشم اینه که اگر انجام ندادید لایک نکنید که آمارمون به هم نریزه.

@thisisnabi_dev
چند سال پیش فکر می‌کردم بهترین برنامه‌نویس تیم کسی است که برای هر سؤال سریع جواب داشته باشد.
هر مشکلی پیش می‌آمد فوری راه‌حل می‌داد.
هر بحثی می‌شد نظر قطعی داشت.
هر تصمیمی مطرح می‌شد سریع انتخاب می‌کرد.
بعد از مدتی با آدم‌های باتجربه‌تری آشنا شدم.
متوجه شدم اتفاقاً آن‌ها کمتر جواب می‌دهند.
بیشتر سؤال می‌پرسند.
می‌پرسند:
اگر این فرض اشتباه باشد چه؟
اگر حجم کاربران ۱۰ برابر شود چه؟
اگر تیم دیگری بخواهد این کد را نگهداری کند چه؟
اگر نیازمندی تغییر کند چه؟
اول فکر می‌کردم مردد هستند.
بعد فهمیدم دارند هزینه تصمیم را می‌سنجند.
تازه آنجا بود که متوجه شدم.
خیلی وقت‌ها اعتمادبه‌نفس نشانه دانستن نیست.
نشانه ندیدن پیچیدگی‌های مسئله است.
هرچه تجربه بیشتر می‌شود، تعداد جواب‌های قطعی کمتر می‌شود.
چون می‌فهمی پشت هر تصمیمی که امروز می‌گیری،
فهرستی از پیامدها ایستاده‌اند که هنوز خودشان را نشان نداده‌اند.
شاید یکی از نشانه‌های رشد حرفه‌ای این باشد که
به جای اینکه سریع‌تر جواب بدهی،
عمیق‌تر فکر کنی.
یه زمانی فکر می‌کردم مشکل پروژه‌ها از کمبود آدم‌های حرفه‌ایه.
فکر می‌کردم اگه چند تا Senior Developer خوب بیاری، بیشتر مشکلات حل میشه.
بعد توی چند تا پروژه مختلف دیدم.
پروژه‌هایی که آدم‌های خیلی قوی داشتن.
و پروژه‌هایی که تیمشون معمولی‌تر بود.
یه نکته جالب دیدم.
خیلی از پروژه‌های موفق، بهترین آدم‌ها رو نداشتن.ولی بهترین تصمیم‌ها رو داشتن.
و خیلی از پروژه‌های ناموفق، پر بودن از آدم‌های باهوش.
اما هر کسی در حال اثبات خودش بود.
هر کسی می‌خواست ثابت کنه راه‌حلش بهتره.
هر کسی می‌خواست معماری خودش انتخاب بشه.
هر کسی می‌خواست حرف آخر رو بزنه.
کم‌کم فهمیدم که موفقیت یک تیم، فقط جمع توانایی اعضاش نیست.
حاصل جهت‌گیری اون توانایی‌هاست.
هشت نفر که در یک مسیر حرکت می‌کنن،
معمولاً نتیجه بهتری می‌گیرن از هشت نفر فوق‌العاده که هر کدوم به یک سمت می‌کشن.
در دنیای نرم‌افزار، مشکل همیشه کمبود استعداد نیست.
خیلی وقت‌ها، کمبود هم‌راستاییه.
و ساختن هم‌راستایی،معمولاً از نوشتن کد خیلی سخت‌تره.
🎯 سوالات مصاحبه برای Microservices

اگر برای مصاحبه‌های معماری نرم‌افزار، Senior Backend یا Solution Architect آماده می‌شوید، این‌ها از مهم‌ترین سوالاتی هستند که باید بتوانید به آن‌ها پاسخ دهید. 🚀

1️⃣ چگونه مرزهای سرویس‌ها را با استفاده از Domain-Driven Design (DDD) تعریف می‌کنید؟

2️⃣ چه معیارهایی تعیین می‌کنند که یک سرویس را جدا کنید یا آن را به‌صورت مشترک نگه دارید؟

3️⃣ چگونه یک «Distributed Monolith» را شناسایی و از آن جلوگیری می‌کنید؟

4️⃣ مزایا و معایب Orchestration و Choreography چیست؟

5️⃣ چگونه از الگوی Strangler Fig برای مهاجرت سیستم‌های Legacy استفاده می‌کنید؟

6️⃣ چه زمانی یک Shared Library بهتر از الگوی Sidecar است؟

7️⃣ چه زمانی برای ارتباطات داخلی gRPC را به REST ترجیح می‌دهید؟

8️⃣ چگونه الگوی Circuit Breaker را برای جلوگیری از Cascading Failure پیاده‌سازی می‌کنید؟

9️⃣ چگونه مشکل Thundering Herd را زمانی که یک سرویس دوباره آنلاین می‌شود مدیریت می‌کنید؟

🔟 استراتژی شما برای Retry با Exponential Backoff چیست؟

1️⃣1️⃣ چگونه هنگام تکامل Schema، سازگاری عقب‌رو (Backward Compatibility) API را حفظ می‌کنید؟

2️⃣1️⃣ چگونه Idempotency را در Message Consumerها طراحی می‌کنید؟

3️⃣1️⃣ چگونه بین Sagaهای مبتنی بر Choreography و Sagaهای مبتنی بر Orchestration انتخاب می‌کنید؟

4️⃣1️⃣ چگونه Joinهای بین سرویس‌ها را برای گزارش‌گیری‌های پیچیده مدیریت می‌کنید؟

5️⃣1️⃣ مزایا و معایب Database-per-Service در مقابل Database-Schema-per-Service چیست؟

6️⃣1️⃣ چگونه تراکنش‌های توزیع‌شده را بدون Two-Phase Commit (2PC) مدیریت می‌کنید؟

7️⃣1️⃣ چگونه مشکل Dual Write را هنگام به‌روزرسانی پایگاه داده و انتشار Eventها حل می‌کنید؟

8️⃣1️⃣ چه استراتژی‌هایی برای Eventual Consistency استفاده می‌کنید؟

9️⃣1️⃣ چگونه Distributed Tracing را بین چندین سرویس پیاده‌سازی می‌کنید؟

0️⃣2️⃣ چگونه Drift شدن Configuration را بین محیط‌های مختلف مدیریت می‌کنید؟

1️⃣2️⃣ استراتژی شما برای Dead Letter Queue (DLQ) و بازپخش پیام‌ها (Message Replay) چیست؟

2️⃣2️⃣ چگونه ارتباطات Service-to-Service را ایمن می‌کنید؟

3️⃣2️⃣ چگونه تفاوت بین تأخیر شبکه (Network Latency) و کندی خود برنامه (Application Slowness) را تشخیص می‌دهید؟

4️⃣2️⃣ چگونه یک Microservice را به‌صورت ایزوله تست می‌کنید بدون اینکه کل مجموعه سرویس‌ها را Mock کنید؟

💡 بسیاری از این سوالات مستقیماً به مفاهیمی مانند:
Domain-Driven Design (DDD)
Event-Driven Architecture
Saga Pattern
Outbox & Inbox Pattern
CQRS
Eventual Consistency
Distributed Tracing
Resiliency Patterns
RabbitMQ / Kafka
Kubernetes & Cloud-Native Architecture
مرتبط هستند و در مصاحبه‌های سطح Senior و Architect بسیار رایج‌اند. 🚀🔥

هشتگ‌ها:
#Microservices #SoftwareArchitecture #BackendDevelopment #EventDrivenArchitecture #TechInterview
یکی از جالب‌ترین چیزهایی که در مصاحبه‌های فنی یاد گرفتم این بود که همیشه بهترین پاسخ‌ها، درست‌ترین پاسخ‌ها نیستند.
بارها پیش آمده از یک نفر پرسیده‌ام:
«برای حل این مسئله چه راهکاری پیشنهاد می‌کنی؟»
و او شروع کرده به توضیح دادن پیشرفته‌ترین معماری‌ها، Patternها و تکنولوژی‌هایی که می‌شناسد.
همه چیز از نظر تئوری درست بوده است.
اما یک سؤال همیشه در ذهنم شکل می‌گرفت:
«برای چه؟»
برای ۱۰۰ کاربر؟
برای ۱۰ میلیون کاربر؟
برای یک تیم ۳ نفره؟
یا یک تیم ۱۰۰ نفره؟
چون در مهندسی نرم‌افزار، هیچ راهکاری در خلأ خوب یا بد نیست.همه چیز به مسئله بستگی دارد.به محدودیت‌ها.به هزینه‌ها.و به Trade-offهایی که حاضر هستیم بپذیریم.
به مرور زمان متوجه شدم چیزی که در مصاحبه‌ها بیشتر از دانش فنی توجه مرا جلب می‌کند،نوع فکر کردن افراد است.
اینکه قبل از ارائه راه‌حل، چند سؤال می‌پرسند.
چقدر برای فهمیدن مسئله زمان می‌گذارند.
و چقدر حاضرند فرضیات خودشان را به چالش بکشند.
چون در دنیای واقعی،بیشتر وقت ما صرف حل مسئله نمی‌شود.صرف فهمیدن مسئله می‌شود.
و گاهی تفاوت یک توسعه‌دهنده خوب و یک مهندس نرم‌افزار خوب،در کیفیت پاسخ‌هایشان نیست.
در کیفیت سؤال‌هایشان است.
Forwarded from thisisnabi.dev [Farsi]
2. Data Partitioning

منابع پیشنهادی این چالش که برای من اینها جذاب بوده و هست.

A. Pro SQL Server Internals [book]
- Chapters 16 - required

B. MySql Docs
- site

@thisisnabi_dev
چند وقت پیش داشتم یک مستند درباره پل‌های قدیمی دنیا می‌دیدم.
یکی از مهندس‌ها جمله جالبی گفت:
«بیشتر پل‌ها به خاطر چیزی که نمی‌دانیم خراب نمی‌شوند. به خاطر چیزی خراب می‌شوند که فکر می‌کنیم می‌دانیم.»

این جمله عجیب در ذهنم ماند.
چون هرچه بیشتر در توسعه نرم‌افزار کار می‌کنم، بیشتر نمونه‌هایش را می‌بینم.
خیلی از بحران‌های فنی از جایی شروع نمی‌شوند که دانش نداریم.
از جایی شروع می‌شوند که بیش از حد مطمئن هستیم.
مطمئنیم این Feature هیچ‌وقت تغییر نمی‌کند.
مطمئنیم تعداد کاربران از این بیشتر نمی‌شود.
مطمئنیم این سرویس همیشه در دسترس خواهد بود.
مطمئنیم این Dependency مشکلی ایجاد نمی‌کند.
و دقیقاً همین اطمینان‌ها هستند که بعدها ما را غافلگیر می‌کنند.
جالب است که در مهندسی نرم‌افزار، ندانستن معمولاً خطرناک نیست.
وقتی چیزی را نمی‌دانی، سؤال می‌پرسی.
تحقیق می‌کنی.
آزمایش می‌کنی.
اما وقتی فکر می‌کنی می‌دانی،اغلب هیچ‌کدام از این کارها را انجام نمی‌دهی.
شاید به همین دلیل باشد که با افزایش تجربه، اعتمادبه‌نفس واقعی شبیه اطمینان مطلق نیست.
بیشتر شبیه احتیاط است.
شبیه این است که بدانی ممکن است چیزی را نبینی.
چون بسیاری از مشکلات بزرگ نرم‌افزار،از کمبود دانش به وجود نمی‌آیند.
از قطعیت‌های اشتباه به وجود می‌آیند.
Forwarded from tech-afternoon (Amin Mesbahi)
💡مرور الگوی outbox/inbox

توی نظرسنجی آخر، گزینه Inbox/Outbox Pattern رأی دوم رو آورد، بالاخره امروز مطلب رو جمع‌جور کردم. با اینکه «مرور» است ولی از نظر حجم کمی بیشتر از مطالب رایج شد (چون اصل داستان سیستم‌های توزیع شده، خیلی مبحث گسترده‌ایه و مرور یک مفهوم رایج و دم‌دستی‌اش هم نیاز به توضیح بیشتری داشت.

پیشاپیش بابت اشتباهات نگارشی یا انشایی متن عذرخواهی می‌کنم، دلیلش هم اینه که طی دو هفته هر زمان فرصت کوتاهی پیدا می‌شد بخشی‌اش رو نوشتم و احتمالا اگر فرصت بازبینی و ویرایشش بود، متن روان‌تری به دست میومد؛ ولی خب، قرار نیست هر ورژن اولیه‌ای بهترین باشه.

- مرور الگوی outbox/inbox
- مسئله اصلی: Dual Write Problem
- الگوی Outbox
- الگوی Inbox
- بررسی جزئی‌تر مفهوم Idempotency
- طراحی بهتر پیام‌ها
- تفاوت Domain Event و Integration Event
- روش‌های پیاده‌سازی Outbox Publisher
- ابزارها و فریم‌ورک‌های رایج برای پیاده‌سازی inbox/outbox
- مفاهیم مکمل: Poison Message، Retry و Dead Letter
- لزوم Observability و Monitoring
- کاربرد Ordering پیام‌ها
- پاک‌سازی داده‌ها
- تفاوت Outbox با Event Sourcing
- نسبت Outbox و Inbox با Saga
- چه زمانی واقعا به Inbox و Outbox نیاز داریم؟


🔗 لینک مطلب
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
#مهندس_فکر_کن
قسمت:1️⃣
🎯 سوال مصاحبه مهندسی نرم‌افزار

فرض کنید یک سرویس ASP.NET Core دارید که پیام‌ها را از Kafka دریافت می‌کند.
پیام دریافت می‌شود.Business Logic اجرا می‌شود.
داده در Database ذخیره می‌شود.
اما درست قبل از Commit Offset سرویس Crash می‌کند.
پس از Restart شدن سرویس، همان پیام دوباره پردازش می‌شود.
سؤال:
چگونه از ثبت دوباره اطلاعات جلوگیری می‌کنید؟