🤝با سلام به همکاران گرامی.
✍با توجه به امکان مجدد ارتباط از طریق فضاهای مجازی و از جمله تلگرام، امید میرود امکان اطلاع رسانی علمی از طریق این کانال مجددا فراهم شده باشد. البته اینجانب روزهاست که تلاش میکنم مطالب علمی را به اشتراک بگذارم که متاسفانه تلاشهایم تا حدی نا موفق بوده است. انشاالله بتوانیم همچنان در این کانال علمی در خدمت عزیزان برای اطلاع رسانی باشیم.
موفق باشید
🧬🔬کانال کنترل و پیشگیری پاپیلوما
🦠🔑 @CP_HPV
✍با توجه به امکان مجدد ارتباط از طریق فضاهای مجازی و از جمله تلگرام، امید میرود امکان اطلاع رسانی علمی از طریق این کانال مجددا فراهم شده باشد. البته اینجانب روزهاست که تلاش میکنم مطالب علمی را به اشتراک بگذارم که متاسفانه تلاشهایم تا حدی نا موفق بوده است. انشاالله بتوانیم همچنان در این کانال علمی در خدمت عزیزان برای اطلاع رسانی باشیم.
موفق باشید
🧬🔬کانال کنترل و پیشگیری پاپیلوما
🦠🔑 @CP_HPV
⚡️HPV-DNA testing from self-sampled menstrual blood using M-strip: A proof-of-concept study on feasibility & acceptance of a novel biosampling method
⚡️آزمایش HPV-DNA با استفاده از نمونهگیری خون قاعدگی توسط M-strip : یک مطالعه اثبات مفهوم درباره امکانسنجی و پذیرش یک روش نوین نمونهگیری بیولوژیک
مقدمه و روش کار: غربالگری سرطان دهانه رحم از طریق نمونهگیری برای زنان روشی سنتی و قابل قبول به نظر میرسد. لیکن در برخی کشورهای با درآمد سرانه پایین انجام روتین آن خالی از اشکال نمیباشد.. مطالعات نشان دادهاند که خون قاعدگی (MB) menstrual blood نتایج معادلی با پاپاسمیر در آزمایش HPV-DNA ارائه میدهد، اما روش جمعآوری نمونه نیاز به استانداردسازی دارد. این مطالعه امکانسنجی و میزان پذیرش خود-نمونهگیری با استفاده از ابزار 'M-strip' را برای آزمایش HPVهای پرخطر (hr-HPV) از طریق خون قاعدگی بررسی کرد. در این مطالعه 111 زن در رده سنی ۳۰ تا ۵۰ سال که سابقه سرطان یا ضایعات پیشسرطانی نداشتند، از M-strip برای جمعآوری نمونه خون قاعدگی استفاده کردند .نوار مخصوص (strip) پس از استفاده، از روی پد بهداشتی جدا شده، در یک کیسه زیپکیپ فرستاده شد و با روش rt-PCR تحت آزمایش قرار گرفت. دستورالعملها به صورت شفاهی، ویدیویی و چاپی ارائه شد. همچنین نظرات شرکتکنندگان درباره راحتی و پذیرش این روش مستند گردید.
⚡️نتایج:
• قابلیت ارزیابی: ۷۷ زن نمونه خون قاعدگی ارائه دادند که همگی برای آزمایش کیفیت کافی را داشتند (۱۰۰٪ قابل ارزیابی).
• نتایج آزمایش: ۶ مورد برای hr-HPV مثبت شدند که همگی با آزمایش مستقیم پاپاسمیر (توسط پزشک) تایید شدند.
• تطابق (Concordance): نتایج مثبت و منفی به دست آمده از خون قاعدگی، ۱۰۰ درصد با نتایج حاصل از پاپاسمیرهایی که به طور مستقیم انجام شده بود مطابقت داشت.
• پذیرش: شرکتکنندگان سطح بالایی از پذیرش و تمایل به استفاده از این روش را ابراز کردند.
⚡️نتیجه گیری نهایی: زنان توانستند با موفقیت نمونههای کافی را با استفاده از M-strip برای آزمایش hr-HPV DNA جمعآوری کنند. استفاده از M-strip همراه با پد بهداشتی، روشی ارجح و بسیار پذیرفتنی برای زنان در این مطالعه بود.
⚡️نظریه: نکته کلیدی این مطالعه، استفاده از روش M-strip برای استانداردسازی نمونهگیری است. لازم به ذکر است این نوارها توسط شرکت هندی IOTA برای غربالگری سرطان دهانه رحم سالهاست که مورد استفاده قرار میگیرد. از منظر ویروسشناسی، خون قاعدگی حاوی سلولهای اپیتلیال جدا شده از دهانه رحم و واژن است که بار ویروسی (Viral Load) موجود در آنها با نمونههای گرفته شده توسط پزشک قابل برابری است. استفاده از تکنیک rt-PCR برای شناسایی DNA ویروس، حساسیت آزمایش را به حداکثر میرساند و نشان میدهد که این روش خود-نمونهگیری (Self-sampling) میتواند با دقت ۱۰۰٪ جایگزین روشهای سنتی شود چراکه بسیاری از زنان به دلیل شرم از معاینه لگنی توسط پزشک یا مسائل فرهنگی و یا اقتصادی و غیره خودداری میکنند. این روش "غربالگری در منزل" قادر به حذف این موانع میباشد..
⚡️HPV-DNA testing from self-sampled menstrual blood using M-strip: A proof-of-concept study on feasibility & acceptance of a novel biosampling method.
Somesh Chandra et al.,
• PMID: 40844094
• DOI: 10.25259/IJMR_1770_2024
🧬🔬کانال کنترل و پیشگیری پاپیلوما
🦠🔑 @CP_HPV
⚡️آزمایش HPV-DNA با استفاده از نمونهگیری خون قاعدگی توسط M-strip : یک مطالعه اثبات مفهوم درباره امکانسنجی و پذیرش یک روش نوین نمونهگیری بیولوژیک
مقدمه و روش کار: غربالگری سرطان دهانه رحم از طریق نمونهگیری برای زنان روشی سنتی و قابل قبول به نظر میرسد. لیکن در برخی کشورهای با درآمد سرانه پایین انجام روتین آن خالی از اشکال نمیباشد.. مطالعات نشان دادهاند که خون قاعدگی (MB) menstrual blood نتایج معادلی با پاپاسمیر در آزمایش HPV-DNA ارائه میدهد، اما روش جمعآوری نمونه نیاز به استانداردسازی دارد. این مطالعه امکانسنجی و میزان پذیرش خود-نمونهگیری با استفاده از ابزار 'M-strip' را برای آزمایش HPVهای پرخطر (hr-HPV) از طریق خون قاعدگی بررسی کرد. در این مطالعه 111 زن در رده سنی ۳۰ تا ۵۰ سال که سابقه سرطان یا ضایعات پیشسرطانی نداشتند، از M-strip برای جمعآوری نمونه خون قاعدگی استفاده کردند .نوار مخصوص (strip) پس از استفاده، از روی پد بهداشتی جدا شده، در یک کیسه زیپکیپ فرستاده شد و با روش rt-PCR تحت آزمایش قرار گرفت. دستورالعملها به صورت شفاهی، ویدیویی و چاپی ارائه شد. همچنین نظرات شرکتکنندگان درباره راحتی و پذیرش این روش مستند گردید.
⚡️نتایج:
• قابلیت ارزیابی: ۷۷ زن نمونه خون قاعدگی ارائه دادند که همگی برای آزمایش کیفیت کافی را داشتند (۱۰۰٪ قابل ارزیابی).
• نتایج آزمایش: ۶ مورد برای hr-HPV مثبت شدند که همگی با آزمایش مستقیم پاپاسمیر (توسط پزشک) تایید شدند.
• تطابق (Concordance): نتایج مثبت و منفی به دست آمده از خون قاعدگی، ۱۰۰ درصد با نتایج حاصل از پاپاسمیرهایی که به طور مستقیم انجام شده بود مطابقت داشت.
• پذیرش: شرکتکنندگان سطح بالایی از پذیرش و تمایل به استفاده از این روش را ابراز کردند.
⚡️نتیجه گیری نهایی: زنان توانستند با موفقیت نمونههای کافی را با استفاده از M-strip برای آزمایش hr-HPV DNA جمعآوری کنند. استفاده از M-strip همراه با پد بهداشتی، روشی ارجح و بسیار پذیرفتنی برای زنان در این مطالعه بود.
⚡️نظریه: نکته کلیدی این مطالعه، استفاده از روش M-strip برای استانداردسازی نمونهگیری است. لازم به ذکر است این نوارها توسط شرکت هندی IOTA برای غربالگری سرطان دهانه رحم سالهاست که مورد استفاده قرار میگیرد. از منظر ویروسشناسی، خون قاعدگی حاوی سلولهای اپیتلیال جدا شده از دهانه رحم و واژن است که بار ویروسی (Viral Load) موجود در آنها با نمونههای گرفته شده توسط پزشک قابل برابری است. استفاده از تکنیک rt-PCR برای شناسایی DNA ویروس، حساسیت آزمایش را به حداکثر میرساند و نشان میدهد که این روش خود-نمونهگیری (Self-sampling) میتواند با دقت ۱۰۰٪ جایگزین روشهای سنتی شود چراکه بسیاری از زنان به دلیل شرم از معاینه لگنی توسط پزشک یا مسائل فرهنگی و یا اقتصادی و غیره خودداری میکنند. این روش "غربالگری در منزل" قادر به حذف این موانع میباشد..
⚡️HPV-DNA testing from self-sampled menstrual blood using M-strip: A proof-of-concept study on feasibility & acceptance of a novel biosampling method.
Somesh Chandra et al.,
• PMID: 40844094
• DOI: 10.25259/IJMR_1770_2024
🧬🔬کانال کنترل و پیشگیری پاپیلوما
🦠🔑 @CP_HPV
👍3
⭐️Incidence of de novo HPV infections in a previous HPV-negative group, related to use of different contraceptive methods: a retrospective cohort study
⭐️میزان بروز عفونتهای جدید HPV در یک گروهِ پیشتر منفی، در ارتباط با استفاده از روشهای مختلف پیشگیری از بارداری: یک مطالعه کوهورت گذشتهنگر.
⭐️مقدمه و روش کار: در متاآنالیزهای قبلی مشاهده شده است که کاربران دستگاههای داخل رحمی (IUD) کمتر به سرطان دهانه رحم مبتلا میشوند، اما آن مطالعات نتوانستند تاثیر "نوع آییودی" را بررسی کنند. هدف از این مطالعه، بررسی میزان بروز عفونتهای جدیدِ HPV پرخطر (HR-HPV) در ارتباط با روشهای پیشگیری گزارششده، با تمرکز ویژه بر انواع مختلف IUD است. به اینصورت که نمونهای از شرکتکنندگان در برنامه ملی غربالگری سرطان دهانه رحم در سوئد (تعداد کل = ۱۱,۷۰۲ نفر) که در سالهای ۲۰۱۷-۲۰۱۸ تست HPV آنها منفی بود، وارد مطالعه شدند. نتایج تستهای بعدی آنها در سالهای ۲۰۲۰-۲۰۲۳ در رابطه با روش پیشگیری از بارداری که گزارش کرده بودند، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
⭐️نتایج:
• کنتراسپتیوهای هورمونی: شرکتکنندگانی که از پیشگیریهای هورمونی (قرص، آمپول و غیره) استفاده میکردند، در مقایسه با زنانی که هیچ روشی را گزارش نکرده بودند، میزان بروز تست مثبت HPV بالاتری داشتند (۵.۶٪ در مقابل ۴.۲٪).
• مقایسه آییودیها: هیچ تفاوت معناداری در میزان ابتلا به HPV بین زنانی که از آییودی هورمونی (HIUD) استفاده میکردند و کسانی که از آییودی مسی (CU-IUD) استفاده میکردند، مشاهده نشد.
• ثبات در روش: زنانی که در هر دو دوره غربالگری از یک روش ثابت پیشگیری استفاده کرده بودند، صرفنظر از نوع روش، تفاوت معناداری در میزان بروز HPV نشان ندادند.
⭐️نتیجه گیری نهایی: میزان بروز عفونتهای جدید (De novo) ویروس HPV در بین کاربران انواع مختلف آییودی (مسی یا هورمونی) به طور معناداری متفاوت نیست.
⭐️نظریه: فرضیههای قبلی بر این باور بودند که التهاب موضعی ناشی از آییودیهای مسی (Cu-IUD) ممکن است پاسخ ایمنی رحم را تقویت کرده و خطر ماندگاری HPV یا پیشرفت آن به سمت سرطان را کاهش دهد. با این حال، این مطالعه بر عفونتهای جدید (De novo) تمرکز دارد. یافتههای این پژوهش نشان میدهد که نوع پیشگیری (هورمونی در مقابل مسی) تفاوت معناداری در سد دفاعی بدن در برابر "ورود" ویروس ایجاد نمیکند، اما رفتارهای جنسی مرتبط با نوع پیشگیری (مانند عدم استفاده از کاندوم در صورت استفاده از هورمون) میتواند یک متغیر مخدوشکننده (Confounding factor) باشد.
⭐️Incidence of de novo HPV infections in a previous HPV-negative group, related to use of different contraceptive methods: a retrospective cohort study
Lina Jans etb al.,
• PMID: 40764603
• DOI: 10.1186/s13027-025-00688-6
🧬🔬کانال کنترل و پیشگیری پاپیلوما
🦠🔑 @CP_HPV
⭐️میزان بروز عفونتهای جدید HPV در یک گروهِ پیشتر منفی، در ارتباط با استفاده از روشهای مختلف پیشگیری از بارداری: یک مطالعه کوهورت گذشتهنگر.
⭐️مقدمه و روش کار: در متاآنالیزهای قبلی مشاهده شده است که کاربران دستگاههای داخل رحمی (IUD) کمتر به سرطان دهانه رحم مبتلا میشوند، اما آن مطالعات نتوانستند تاثیر "نوع آییودی" را بررسی کنند. هدف از این مطالعه، بررسی میزان بروز عفونتهای جدیدِ HPV پرخطر (HR-HPV) در ارتباط با روشهای پیشگیری گزارششده، با تمرکز ویژه بر انواع مختلف IUD است. به اینصورت که نمونهای از شرکتکنندگان در برنامه ملی غربالگری سرطان دهانه رحم در سوئد (تعداد کل = ۱۱,۷۰۲ نفر) که در سالهای ۲۰۱۷-۲۰۱۸ تست HPV آنها منفی بود، وارد مطالعه شدند. نتایج تستهای بعدی آنها در سالهای ۲۰۲۰-۲۰۲۳ در رابطه با روش پیشگیری از بارداری که گزارش کرده بودند، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
⭐️نتایج:
• کنتراسپتیوهای هورمونی: شرکتکنندگانی که از پیشگیریهای هورمونی (قرص، آمپول و غیره) استفاده میکردند، در مقایسه با زنانی که هیچ روشی را گزارش نکرده بودند، میزان بروز تست مثبت HPV بالاتری داشتند (۵.۶٪ در مقابل ۴.۲٪).
• مقایسه آییودیها: هیچ تفاوت معناداری در میزان ابتلا به HPV بین زنانی که از آییودی هورمونی (HIUD) استفاده میکردند و کسانی که از آییودی مسی (CU-IUD) استفاده میکردند، مشاهده نشد.
• ثبات در روش: زنانی که در هر دو دوره غربالگری از یک روش ثابت پیشگیری استفاده کرده بودند، صرفنظر از نوع روش، تفاوت معناداری در میزان بروز HPV نشان ندادند.
⭐️نتیجه گیری نهایی: میزان بروز عفونتهای جدید (De novo) ویروس HPV در بین کاربران انواع مختلف آییودی (مسی یا هورمونی) به طور معناداری متفاوت نیست.
⭐️نظریه: فرضیههای قبلی بر این باور بودند که التهاب موضعی ناشی از آییودیهای مسی (Cu-IUD) ممکن است پاسخ ایمنی رحم را تقویت کرده و خطر ماندگاری HPV یا پیشرفت آن به سمت سرطان را کاهش دهد. با این حال، این مطالعه بر عفونتهای جدید (De novo) تمرکز دارد. یافتههای این پژوهش نشان میدهد که نوع پیشگیری (هورمونی در مقابل مسی) تفاوت معناداری در سد دفاعی بدن در برابر "ورود" ویروس ایجاد نمیکند، اما رفتارهای جنسی مرتبط با نوع پیشگیری (مانند عدم استفاده از کاندوم در صورت استفاده از هورمون) میتواند یک متغیر مخدوشکننده (Confounding factor) باشد.
⭐️Incidence of de novo HPV infections in a previous HPV-negative group, related to use of different contraceptive methods: a retrospective cohort study
Lina Jans etb al.,
• PMID: 40764603
• DOI: 10.1186/s13027-025-00688-6
🧬🔬کانال کنترل و پیشگیری پاپیلوما
🦠🔑 @CP_HPV
❄️Association between female HPV infection, inflammatory markers and depression: a cross-sectional and mediation analysis
❄️ارتباط بین عفونت HPV در زنان، نشانگرهای التهابی و افسردگی: یک مطالعه مقطعی و تحلیل میانجیگری
مقدمه و روش کار: عفونت ویروس پاپیلومای انسانی (HPV) در زنان و بیماری افسردگی هر دو با فرآیند التهاب در بدن مرتبط دانسته شدهاند. با این حال، نقش دقیق التهاب در توضیح ارتباط بین عفونت HPV در زنان و بروز افسردگی هنوز به روشنی مشخص نیست. براساس یک مطالعه تحلیل مقطعی با استفاده از دادههای "نظرسنجی ملی سلامت و تغذیه" (NHANES) در ایالات متحده تعامل بین این سه عامل (عفونت HPV، نشانگرهای التهابی و افسردگی) از طریق یک تحلیل میانجیگری انجام شد. وضعیت عفونت HPV، افسردگی، و چندین نشانگر التهابی شامل نوتروفیلها، لنفوسیتها، مونوسیتها، پلاکتها و شاخصهای مشتقشده از آنها مانند NLR، PLR، SII، و LMR اندازهگیری شدند. (توضیح: این شاخصها نشاندهنده وضعیت گلبولهای سفید خون و پلاکتها هستند که نقش کلیدی در فرآیندهای التهابی دارند). از مدلهای رگرسیون لجستیک و خطی چندگانه برای ارزیابی ارتباطات و از تحلیل میانجیگری برای بررسی اثرات واسطهای mediating effects نشانگرهای التهابی استفاده شد.
❄️نتایج:
1. ارتباط HPV و افسردگی: پس از تعدیل عوامل مخدوشکننده، عفونت HPV در زنان با افزایش خطر ابتلا به افسردگی مرتبط بود (OR: 1.2902, 95% CI: 1.0186–1.6343).
2. ارتباط نشانگرهای التهابی و افسردگی: نشانگرهای التهابی(SII، NLR، PLR، لنفوسیت) یک رابطه غیرخطی با افسردگی نشان دادند و پس از عبور از یک نقطه برش(Cut Point) خاص، ارتباط مثبت با افسردگی پیدا کردند.
3. میانجیگری التهاب: نشانگرهای التهابی تا حدی این ارتباط را واسطهگری (میانجیگری) نمودند.
o مونوسیتها بیشترین تأثیر میانجیگری را داشتند، سپس لنفوسیتها و نوتروفیلها قرار گرفتند. پلاکتها (PLT)، SII، NLR و LMR نیز اثر میانجیگری ضعیفتری را نشان دادند.
❄️نتیجه گیری نهایی: عفونت HPV در زنان با افزایش خطر ابتلا به افسردگی مرتبط است. یافتههای این مطالعه نشان داد که نشانگرهای التهابی ( بهویژه مونوسیتها، لنفوسیتها و نوتروفیلها تا حدودی نقش واسطه را در این ارتباط ایفا میکنند. این نتایج از این فرضیه حمایت میکند که اختلال در تنظیم سیستم ایمنی(Immune Dysregulation) ممکن است یک نقش بالقوه در بروز علائم افسردگی مرتبط با عفونت HPV داشته باشد.
نظریه: این یافتهها میتواند مسیر تحقیقاتی جدیدی را برای درک بهتر ارتباطات بین عوامل عفونی، التهاب و سلامت روان باز کند و شاید در آینده، مداخلات درمانی جدیدی را هدف قرار دهد.
❄️Association between female HPV infection, inflammatory markers and depression: a cross-sectional and mediation analysis
Yuexin Zhang et al.,
• PMID: 41094669
• PMCID: PMC12523160
• DOI: 10.1186/s12879-025-11590-2
🧬🔬کانال کنترل و پیشگیری پاپیلوما
🦠🔑 @CP_HPV
❄️ارتباط بین عفونت HPV در زنان، نشانگرهای التهابی و افسردگی: یک مطالعه مقطعی و تحلیل میانجیگری
مقدمه و روش کار: عفونت ویروس پاپیلومای انسانی (HPV) در زنان و بیماری افسردگی هر دو با فرآیند التهاب در بدن مرتبط دانسته شدهاند. با این حال، نقش دقیق التهاب در توضیح ارتباط بین عفونت HPV در زنان و بروز افسردگی هنوز به روشنی مشخص نیست. براساس یک مطالعه تحلیل مقطعی با استفاده از دادههای "نظرسنجی ملی سلامت و تغذیه" (NHANES) در ایالات متحده تعامل بین این سه عامل (عفونت HPV، نشانگرهای التهابی و افسردگی) از طریق یک تحلیل میانجیگری انجام شد. وضعیت عفونت HPV، افسردگی، و چندین نشانگر التهابی شامل نوتروفیلها، لنفوسیتها، مونوسیتها، پلاکتها و شاخصهای مشتقشده از آنها مانند NLR، PLR، SII، و LMR اندازهگیری شدند. (توضیح: این شاخصها نشاندهنده وضعیت گلبولهای سفید خون و پلاکتها هستند که نقش کلیدی در فرآیندهای التهابی دارند). از مدلهای رگرسیون لجستیک و خطی چندگانه برای ارزیابی ارتباطات و از تحلیل میانجیگری برای بررسی اثرات واسطهای mediating effects نشانگرهای التهابی استفاده شد.
❄️نتایج:
1. ارتباط HPV و افسردگی: پس از تعدیل عوامل مخدوشکننده، عفونت HPV در زنان با افزایش خطر ابتلا به افسردگی مرتبط بود (OR: 1.2902, 95% CI: 1.0186–1.6343).
2. ارتباط نشانگرهای التهابی و افسردگی: نشانگرهای التهابی(SII، NLR، PLR، لنفوسیت) یک رابطه غیرخطی با افسردگی نشان دادند و پس از عبور از یک نقطه برش(Cut Point) خاص، ارتباط مثبت با افسردگی پیدا کردند.
3. میانجیگری التهاب: نشانگرهای التهابی تا حدی این ارتباط را واسطهگری (میانجیگری) نمودند.
o مونوسیتها بیشترین تأثیر میانجیگری را داشتند، سپس لنفوسیتها و نوتروفیلها قرار گرفتند. پلاکتها (PLT)، SII، NLR و LMR نیز اثر میانجیگری ضعیفتری را نشان دادند.
❄️نتیجه گیری نهایی: عفونت HPV در زنان با افزایش خطر ابتلا به افسردگی مرتبط است. یافتههای این مطالعه نشان داد که نشانگرهای التهابی ( بهویژه مونوسیتها، لنفوسیتها و نوتروفیلها تا حدودی نقش واسطه را در این ارتباط ایفا میکنند. این نتایج از این فرضیه حمایت میکند که اختلال در تنظیم سیستم ایمنی(Immune Dysregulation) ممکن است یک نقش بالقوه در بروز علائم افسردگی مرتبط با عفونت HPV داشته باشد.
نظریه: این یافتهها میتواند مسیر تحقیقاتی جدیدی را برای درک بهتر ارتباطات بین عوامل عفونی، التهاب و سلامت روان باز کند و شاید در آینده، مداخلات درمانی جدیدی را هدف قرار دهد.
❄️Association between female HPV infection, inflammatory markers and depression: a cross-sectional and mediation analysis
Yuexin Zhang et al.,
• PMID: 41094669
• PMCID: PMC12523160
• DOI: 10.1186/s12879-025-11590-2
🧬🔬کانال کنترل و پیشگیری پاپیلوما
🦠🔑 @CP_HPV
❤1
🌕Risk of developing juvenile idiopathic arthritis after quadrivalent HPV vaccination: a retrospective cohort study using the TriNetX U.S. Network
🌕خطر بروز آرتریت ایدیوپاتیک جوانان (JIA) پس از واکسیناسیون چهارظرفیتی HPV : یک مطالعه کوهورت گذشتهنگر با استفاده از شبکه TriNetX ایالات متحده.
🌕مقدمه و روش کار: عفونت ویروس پاپیلومای انسانی (HPV) در فرآیندهای خودایمنی احتمالا دخیل دانسته شده است، با این حال همچنان نگرانیهایی درباره خطرات احتمالی خودایمنی ناشی از "واکسن" HPV وجود دارد. آرتریت ایدیوپاتیک جوانان (JIA) یک بیماری خودایمنی مزمن است که معمولاً در دوران کودکی ظاهر میشود. رابطه بین واکسیناسیون HPV و توسعه JIA همچنان نامشخص باقی مانده بود. یک مطالعه کوهورت گذشتهنگر با استفاده از دادههای شبکه همکاری TriNetX در آمریکا انجام شد. دختران ۹ تا ۱۳ ساله وارد مطالعه شدند. سه نوع تحلیل انجام شد:
1. مقایسه گروه واکسینه شده با در مقابل گروه واکسینه نشده.
2. یک مقایسه همه گیر با حذف افرادی که تست (آنتیبادی ضد هسته) مثبت داشتند.
3. مقایسه بین افرادی که یک دوز واکسن دریافت کرده بودند در مقابل کسانی که چندین دوز دریافت کرده بودند. برای همسانسازی گروهها از "تطبیق نمره تمایل" (Propensity score matching) استفاده شد تا نتایج دقیق و بدون سوگیری باشد.
🌕نتایج:
• کاهش معنادار خطر: در تحلیلهای اول و دوم (روی بیش از ۵۰ هزار جفت آزمودنی)، گروههای واکسینه شده با کاهش معناداری در نرخ ابتلا به را در بازه ۱۲ تا ۳۶ ماه پس از واکسیناسیون نشان دادند (میزان خطر نسبی بین ۰.۳۳ تا ۰.۵۲ بود).
• تعداد دوز: در تحلیل سوم، تفاوتی در خطر ابتلا به بین دریافتکنندگان یک دوز یا چند دوز مشاهده نشد.
• بازه زمانی کوتاه: در مورد JIA زودرس (کمتر از ۶ ماه پس از واکسن)، روندها متناقض بود و تنها سیگنالهای محافظتی محدودی مشاهده شد.
🌕نتیجه گیری نهایی: این یافتهها نشان میدهد که واکسیناسیون با افزایش خطر ابتلا به JIA همراه نیست. برعکس، واکسیناسیون ممکن است یک اثر محافظتی بلندمدت در برابر بروز JIA ایجاد کند که از ۶ تا ۱۲ ماه پس از تزریق قابل مشاهده است و حداقل تا ۳ سال باقی میماند. این یافتهها از ایمنی واکسن و احتمالاً مزایای تنظیمکننده سیستم ایمنی (Immunoregulatory) در نوجوانان حمایت میکند.
🌕نظریه: وقتی ضریب خطر کمتر از ۱ باشد (در اینجا بین ۰.۳۳ تا ۰.۵۲)، یعنی واکسن خطر ابتلا را ۵۰ تا ۶۰ درصد کاهش داده است. از منظر ایمونولوژی، این میتواند به دلیل جلوگیری از عفونتهای طبیعی HPV باشد که خود محرک احتمالی خودایمنی از طریق مکانیسم تقلید مولکولی یا Molecular Mimicry هستند. همچنین واکسن ممکن است باعث نوعی تنظیم مثبت (Immunomodulation) در سیستم ایمنی نوجوانان شود. نظیر چنین یافته هایی در مورد ارتباط محافظتی واکسیناسیون پاپیلوما با دیگر بیماریهای اتوایمیون در این کانال انتشار یافته که همکاران میتوانند با جستجو به این اطلاعات دست یابند.
🌕Risk of developing juvenile idiopathic arthritis after quadrivalent HPV vaccination: a retrospective cohort study using the TriNetX U.S. Network
Wen-Yu Wu et al.,
• PMID: 40927715
• PMCID: PMC12415063
• DOI: 10.3389/fimmu.2025.1621939
🧬🔬کانال کنترل و پیشگیری پاپیلوما
🦠🔑 @CP_HPV
🌕خطر بروز آرتریت ایدیوپاتیک جوانان (JIA) پس از واکسیناسیون چهارظرفیتی HPV : یک مطالعه کوهورت گذشتهنگر با استفاده از شبکه TriNetX ایالات متحده.
🌕مقدمه و روش کار: عفونت ویروس پاپیلومای انسانی (HPV) در فرآیندهای خودایمنی احتمالا دخیل دانسته شده است، با این حال همچنان نگرانیهایی درباره خطرات احتمالی خودایمنی ناشی از "واکسن" HPV وجود دارد. آرتریت ایدیوپاتیک جوانان (JIA) یک بیماری خودایمنی مزمن است که معمولاً در دوران کودکی ظاهر میشود. رابطه بین واکسیناسیون HPV و توسعه JIA همچنان نامشخص باقی مانده بود. یک مطالعه کوهورت گذشتهنگر با استفاده از دادههای شبکه همکاری TriNetX در آمریکا انجام شد. دختران ۹ تا ۱۳ ساله وارد مطالعه شدند. سه نوع تحلیل انجام شد:
1. مقایسه گروه واکسینه شده با در مقابل گروه واکسینه نشده.
2. یک مقایسه همه گیر با حذف افرادی که تست (آنتیبادی ضد هسته) مثبت داشتند.
3. مقایسه بین افرادی که یک دوز واکسن دریافت کرده بودند در مقابل کسانی که چندین دوز دریافت کرده بودند. برای همسانسازی گروهها از "تطبیق نمره تمایل" (Propensity score matching) استفاده شد تا نتایج دقیق و بدون سوگیری باشد.
🌕نتایج:
• کاهش معنادار خطر: در تحلیلهای اول و دوم (روی بیش از ۵۰ هزار جفت آزمودنی)، گروههای واکسینه شده با کاهش معناداری در نرخ ابتلا به را در بازه ۱۲ تا ۳۶ ماه پس از واکسیناسیون نشان دادند (میزان خطر نسبی بین ۰.۳۳ تا ۰.۵۲ بود).
• تعداد دوز: در تحلیل سوم، تفاوتی در خطر ابتلا به بین دریافتکنندگان یک دوز یا چند دوز مشاهده نشد.
• بازه زمانی کوتاه: در مورد JIA زودرس (کمتر از ۶ ماه پس از واکسن)، روندها متناقض بود و تنها سیگنالهای محافظتی محدودی مشاهده شد.
🌕نتیجه گیری نهایی: این یافتهها نشان میدهد که واکسیناسیون با افزایش خطر ابتلا به JIA همراه نیست. برعکس، واکسیناسیون ممکن است یک اثر محافظتی بلندمدت در برابر بروز JIA ایجاد کند که از ۶ تا ۱۲ ماه پس از تزریق قابل مشاهده است و حداقل تا ۳ سال باقی میماند. این یافتهها از ایمنی واکسن و احتمالاً مزایای تنظیمکننده سیستم ایمنی (Immunoregulatory) در نوجوانان حمایت میکند.
🌕نظریه: وقتی ضریب خطر کمتر از ۱ باشد (در اینجا بین ۰.۳۳ تا ۰.۵۲)، یعنی واکسن خطر ابتلا را ۵۰ تا ۶۰ درصد کاهش داده است. از منظر ایمونولوژی، این میتواند به دلیل جلوگیری از عفونتهای طبیعی HPV باشد که خود محرک احتمالی خودایمنی از طریق مکانیسم تقلید مولکولی یا Molecular Mimicry هستند. همچنین واکسن ممکن است باعث نوعی تنظیم مثبت (Immunomodulation) در سیستم ایمنی نوجوانان شود. نظیر چنین یافته هایی در مورد ارتباط محافظتی واکسیناسیون پاپیلوما با دیگر بیماریهای اتوایمیون در این کانال انتشار یافته که همکاران میتوانند با جستجو به این اطلاعات دست یابند.
🌕Risk of developing juvenile idiopathic arthritis after quadrivalent HPV vaccination: a retrospective cohort study using the TriNetX U.S. Network
Wen-Yu Wu et al.,
• PMID: 40927715
• PMCID: PMC12415063
• DOI: 10.3389/fimmu.2025.1621939
🧬🔬کانال کنترل و پیشگیری پاپیلوما
🦠🔑 @CP_HPV
❤4
🌧Association between mental health and HPV in American women: an analysis based on the 2005-2016 NHANES databases
🌧ارتباط میان سلامت روان و ویروس پاپیلومای انسانی (HPV) در زنان آمریکایی: تحلیلی بر اساس پایگاه داده NHANES سالهای ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۶
🌧مقدمه و روش کار: ویروس پاپیلومای انسانی (HPV) یکی از شایعترین عفونتهای منتقله از راه جنسی (STIs) است. افراد مبتلا به افسردگی با خطرات بالاتری برای سایر عفونتهای آمیزشی مواجه هستند؛ با این حال، رابطه میان افسردگی و HPV همچنان نامشخص باقی مانده است. در مطالعه پیش رو به بررسی ارتباط میان افسردگی و HPV در میان زنان آمریکایی پرداخته شده است. دادهها از نظرسنجی ملی بررسی سلامت و تغذیه (NHANES) که طی سالهای ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۶ انجام شده بود، استخراج گردید. از مدلهای رگرسیون لجستیک وزنی برای بررسی رابطه میان نمرات افسردگی، وضعیتهای افسردگی، شدت افسردگی و خطر عفونت HPV استفاده شد. ثبات روابط بینگروهی از طریق آنالیزهای زیرگروه مورد ارزیابی قرار گرفت.
🌧نتایج: تعداد ۷۰۲۴ زن آمریکایی، شامل ۳۱۳۸ بیمار HPV مثبت، وارد مطالعه شدند. آنالیزهای رگرسیون لجستیک، همبستگی مثبت معناداری را میان افزایش نمرات افسردگی (OR = 1.02, 95% CI: 1.00-1.03, p = .009) و وجود افسردگی (OR = 1.33, 95% CI: 1.07-1.65, p = .010) با خطر عفونت HPV آشکار ساخت. خطر عفونت HPV در گروه دارای افسردگی متوسط افزایش یافته بود (OR = 1.32, 95% CI = 1.02-1.70, p = .036). آنالیزهای زیرگروه نشان داد که وضعیت تاهل، شاخص توده بدنی (BMI) و فرکانس فعالیت جنسی بر رابطه میان افسردگی و HPV اثر تعاملی داشتند (p-interaction < .05).
🌧نتیجه گیری نهایی: یافتههای این مطالعه بر وجود ارتباطی میان افسردگی و افزایش خطر عفونت HPV در زنان آمریکایی تأکید دارد و اهمیت ارتقای آگاهی نسبت به محافظت در برابر HPV را در میان زنان مبتلا به افسردگی برجسته میسازد.
🌧نظریه: افسردگی یک وضعیت صرفاً روانی نیست، بلکه میتواند یک وضعیت ایمونوساپرسیو (سرکوبگر ایمنی) باشد که شانس «پاکسازی خود به خودی» ویروس HPV را کاهش میدهد. بنابراین، درمان افسردگی بخشی از پروتکل درمان عفونت HPV میتواند محسوب گردد.
🌧Association between mental health and HPV in American women: an analysis based on the 2005-2016 NHANES databases
Xu Yu et al.,
• PMID: 40802560
• DOI: 10.1080/0167482X.2025.2541955
🧬🔬کانال کنترل و پیشگیری پاپیلوما
🦠🔑 @CP_HPV
🌧ارتباط میان سلامت روان و ویروس پاپیلومای انسانی (HPV) در زنان آمریکایی: تحلیلی بر اساس پایگاه داده NHANES سالهای ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۶
🌧مقدمه و روش کار: ویروس پاپیلومای انسانی (HPV) یکی از شایعترین عفونتهای منتقله از راه جنسی (STIs) است. افراد مبتلا به افسردگی با خطرات بالاتری برای سایر عفونتهای آمیزشی مواجه هستند؛ با این حال، رابطه میان افسردگی و HPV همچنان نامشخص باقی مانده است. در مطالعه پیش رو به بررسی ارتباط میان افسردگی و HPV در میان زنان آمریکایی پرداخته شده است. دادهها از نظرسنجی ملی بررسی سلامت و تغذیه (NHANES) که طی سالهای ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۶ انجام شده بود، استخراج گردید. از مدلهای رگرسیون لجستیک وزنی برای بررسی رابطه میان نمرات افسردگی، وضعیتهای افسردگی، شدت افسردگی و خطر عفونت HPV استفاده شد. ثبات روابط بینگروهی از طریق آنالیزهای زیرگروه مورد ارزیابی قرار گرفت.
🌧نتایج: تعداد ۷۰۲۴ زن آمریکایی، شامل ۳۱۳۸ بیمار HPV مثبت، وارد مطالعه شدند. آنالیزهای رگرسیون لجستیک، همبستگی مثبت معناداری را میان افزایش نمرات افسردگی (OR = 1.02, 95% CI: 1.00-1.03, p = .009) و وجود افسردگی (OR = 1.33, 95% CI: 1.07-1.65, p = .010) با خطر عفونت HPV آشکار ساخت. خطر عفونت HPV در گروه دارای افسردگی متوسط افزایش یافته بود (OR = 1.32, 95% CI = 1.02-1.70, p = .036). آنالیزهای زیرگروه نشان داد که وضعیت تاهل، شاخص توده بدنی (BMI) و فرکانس فعالیت جنسی بر رابطه میان افسردگی و HPV اثر تعاملی داشتند (p-interaction < .05).
🌧نتیجه گیری نهایی: یافتههای این مطالعه بر وجود ارتباطی میان افسردگی و افزایش خطر عفونت HPV در زنان آمریکایی تأکید دارد و اهمیت ارتقای آگاهی نسبت به محافظت در برابر HPV را در میان زنان مبتلا به افسردگی برجسته میسازد.
🌧نظریه: افسردگی یک وضعیت صرفاً روانی نیست، بلکه میتواند یک وضعیت ایمونوساپرسیو (سرکوبگر ایمنی) باشد که شانس «پاکسازی خود به خودی» ویروس HPV را کاهش میدهد. بنابراین، درمان افسردگی بخشی از پروتکل درمان عفونت HPV میتواند محسوب گردد.
🌧Association between mental health and HPV in American women: an analysis based on the 2005-2016 NHANES databases
Xu Yu et al.,
• PMID: 40802560
• DOI: 10.1080/0167482X.2025.2541955
🧬🔬کانال کنترل و پیشگیری پاپیلوما
🦠🔑 @CP_HPV
❤1
⭐️The Association of HPV Vaccination and Risk of Immune-Mediated Diseases
⭐️ارتباط واکسیناسیون HPV و خطر ابتلا به بیماریهای مرتبط با سیستم ایمنی (Immune-Mediated Diseases)
⭐️مقدمه و روش کار: این پرسش که آیا واکسیناسیون قبلی علیه ویروس پاپیلومای انسانی (HPVV) بر توسعه بعدی بیماریهای مرتبط با سیستم ایمنی تأثیر میگذارد یا خیر، همچنان موضوعی بحثبرانگیز است. هدف ازمطالعه پیشرو بررسی ارتباط واکسیناسیون HPV با بیماریهای مختلف خودایمنی در زنان ۹ تا ۴۵ ساله، با در نظر گرفتن سن، نوع واکسن و تفاوتهای نژادی بوده است. با استفاده از دادههای شبکه همکاری TriNetX در ایالات متحده (از ژانویه ۲۰۱۸ تا دسامبر ۲۰۲۲)، ۲۰۸,۶۳۸ زن که واکسن HPV دریافت کرده بودند با تعداد مساوی (۲۰۸,۶۳۸ نفر) از افرادی که هرگز واکسینه نشده بودند، بر اساس شاخصهای مشابه (Propensity Scores) همسانسازی شدند. پیامد اصلی مورد بررسی، میزان بروز بیماریهای خودایمنی بود. تحلیلهای زیرگروهی بر اساس سن، نژاد، استعمال دخانیات، چاقی و نوع واکسن انجام شد.
⭐️نتایج: نتایج نشان داد که واکسیناسیون HPV با کاهش معنادار خطر در بیماریهای زیر همراه بود. (اعداد کمتر از ۱ در HR نشاندهنده کاهش ریسک است):
بیماری نسبت خطر (HR) میزان کاهش ریسک (تقریبی)
دیابت نوع ۱ (T1DM) 0.242 ~۷۵٪ کاهش
لوپوس (SLE) 0.287 ~۷۱٪ کاهش
درماتومیوزیت 0.299 ~۷۰٪ کاهش
سلیاک 0.400 ~۶۰٪ کاهش
روماتیسم مفصلی (RA) 0.487 ~۵۱٪ کاهش
بیماری التهابی روده (IBD) 0.876 ~۱۲٪ کاهش
• بیشترین میزان کاهش ابتلا در گروه سنی ۹ تا ۲۶ سال مشاهده شد.
• افرادی که واکسن ۹-ظرفیتی (Gardasil 9) دریافت کرده بودند، نسبت به جمعیت واکسینه نشده، کاهش معنادار تری در بروز بیماریهای ایمنی نشان دادند.
⭐️نتیجه گیری نهایی: این مطالعه نشان میدهد که واکسیناسیون HPV با کاهش خطر ابتلا به طیف وسیعی از بیماریهای مرتبط با سیستم ایمنی همراه است. این یافتهها علاوه بر تأیید ایمنی واکسن، افقهای جدیدی را در مورد فواید سیستمیک آن باز میکند.
نظریه: این یافتهها فرضیه «آموزش سیستم ایمنی» را تقویت میکنند. کاهش ریسک بیماریهایی مثل دیابت نوع ۱ و لوپوس پس از واکسیناسیون میتواند به دلیل پیشگیری از عفونتهای مزمن HPV باشد که خود محرک پاسخهای التهابی ناصحیح هستند. همچنین، استفاده از تکنولوژی DNA نوترکیب در واکسنهای ۹-ظرفیتی (9-valent) نشاندهنده ایمنیزایی هدفمند بدون تحریک مسیرهای پاتولوژیک خودایمنی است.
⭐️The Association of HPV Vaccination and Risk of Immune-Mediated Diseases
Qianru Zhang et al.,
• DOI: 10.1093/qjmed/hcaf154
🧬🔬کانال کنترل و پیشگیری پاپیلوما
🦠🔑 @CP_HPV
⭐️ارتباط واکسیناسیون HPV و خطر ابتلا به بیماریهای مرتبط با سیستم ایمنی (Immune-Mediated Diseases)
⭐️مقدمه و روش کار: این پرسش که آیا واکسیناسیون قبلی علیه ویروس پاپیلومای انسانی (HPVV) بر توسعه بعدی بیماریهای مرتبط با سیستم ایمنی تأثیر میگذارد یا خیر، همچنان موضوعی بحثبرانگیز است. هدف ازمطالعه پیشرو بررسی ارتباط واکسیناسیون HPV با بیماریهای مختلف خودایمنی در زنان ۹ تا ۴۵ ساله، با در نظر گرفتن سن، نوع واکسن و تفاوتهای نژادی بوده است. با استفاده از دادههای شبکه همکاری TriNetX در ایالات متحده (از ژانویه ۲۰۱۸ تا دسامبر ۲۰۲۲)، ۲۰۸,۶۳۸ زن که واکسن HPV دریافت کرده بودند با تعداد مساوی (۲۰۸,۶۳۸ نفر) از افرادی که هرگز واکسینه نشده بودند، بر اساس شاخصهای مشابه (Propensity Scores) همسانسازی شدند. پیامد اصلی مورد بررسی، میزان بروز بیماریهای خودایمنی بود. تحلیلهای زیرگروهی بر اساس سن، نژاد، استعمال دخانیات، چاقی و نوع واکسن انجام شد.
⭐️نتایج: نتایج نشان داد که واکسیناسیون HPV با کاهش معنادار خطر در بیماریهای زیر همراه بود. (اعداد کمتر از ۱ در HR نشاندهنده کاهش ریسک است):
بیماری نسبت خطر (HR) میزان کاهش ریسک (تقریبی)
دیابت نوع ۱ (T1DM) 0.242 ~۷۵٪ کاهش
لوپوس (SLE) 0.287 ~۷۱٪ کاهش
درماتومیوزیت 0.299 ~۷۰٪ کاهش
سلیاک 0.400 ~۶۰٪ کاهش
روماتیسم مفصلی (RA) 0.487 ~۵۱٪ کاهش
بیماری التهابی روده (IBD) 0.876 ~۱۲٪ کاهش
• بیشترین میزان کاهش ابتلا در گروه سنی ۹ تا ۲۶ سال مشاهده شد.
• افرادی که واکسن ۹-ظرفیتی (Gardasil 9) دریافت کرده بودند، نسبت به جمعیت واکسینه نشده، کاهش معنادار تری در بروز بیماریهای ایمنی نشان دادند.
⭐️نتیجه گیری نهایی: این مطالعه نشان میدهد که واکسیناسیون HPV با کاهش خطر ابتلا به طیف وسیعی از بیماریهای مرتبط با سیستم ایمنی همراه است. این یافتهها علاوه بر تأیید ایمنی واکسن، افقهای جدیدی را در مورد فواید سیستمیک آن باز میکند.
نظریه: این یافتهها فرضیه «آموزش سیستم ایمنی» را تقویت میکنند. کاهش ریسک بیماریهایی مثل دیابت نوع ۱ و لوپوس پس از واکسیناسیون میتواند به دلیل پیشگیری از عفونتهای مزمن HPV باشد که خود محرک پاسخهای التهابی ناصحیح هستند. همچنین، استفاده از تکنولوژی DNA نوترکیب در واکسنهای ۹-ظرفیتی (9-valent) نشاندهنده ایمنیزایی هدفمند بدون تحریک مسیرهای پاتولوژیک خودایمنی است.
⭐️The Association of HPV Vaccination and Risk of Immune-Mediated Diseases
Qianru Zhang et al.,
• DOI: 10.1093/qjmed/hcaf154
🧬🔬کانال کنترل و پیشگیری پاپیلوما
🦠🔑 @CP_HPV
🙏4
▫️HPV genotyping agreement between paired cervical cytological sample and biopsy across lesion severity and vaccination
▫️میزان توافق و همخوانی ژنوتیپیابی HPV در نمونههای سیتولوژیک و بیوپسی با در نظر گرفتن واکسیناسیون و شدت ضایعه
مقدمه و روش کار: برای مدیریت بالینی زنان آلوده به HPV، معمولاً از نمونههای سیتولوژیک (پاپ اسمیر) استفاده میشود، زیرا بهراحتی قابل دسترس و استفاده جهت تشخیص هستند. در مقابل، ژنوتیپهای HPV در بیوپسیها بهعنوان عامل مستقیم مرتبط با ضایعات دهانه رحم در نظر گرفته میشوند. بنابراین، بررسی و مقایسه میزان دقت و همخوانی ژنوتیپیابی HPV در دو نوع نمونه رایج (نمونههای سیتولوژیک مثل پاپاسمیر و نمونههای بافتی بیوپسی) ، و تأثیر احتمالی شدت ضایعه یا واکسیناسیون بر میزان این تطابق، در حوزه تشخیص آنها اهمیت دارد. ژنوتیپیابی روی دو نوع نمونه سیتولوژی و بیوپسی فرمالین فیکس شده/پارافین بلوکشده (FFPE) از ۳۹۲ مورد CIN+ شامل: ۱۸۷ مورد CIN1 ، ۱۱۱ مورد CIN2، ۹۴ مورد CIN3 ؛که ۲۶۲ نفر این بیماران شرکت کننده واکسینهنشده، و130 نفر واکسینهشده از کشور چین بودند.
▫️نتایج:
• بیشتر ژنوتیپهای HPV با فراوانی بالاتری در نمونههای سیتولوژیک نسبت به بیوپسیها شناسایی شدند. هفت ژنوتیپ اختلاف آماری معنادار نشان دادند (HPV39, 51, 52, 53, 56, 58, 68/73).
• عفونتهای چندگانه (multi-type) در نمونههای سیتولوژیک رایجتر بودند (147 مورد در مقابل 76، با p < 0.001).
• عفونتهای تکژنی (single-type) در بیوپسیها شایعتر بودند (296 مورد در مقابل 233، p < 0.001).
• شدت ضایعه و وضعیت واکسیناسیون تأثیر قابلتوجهی بر میزان تطابق ژنوتایپ های حاصل از دو نوع نمونه نداشتند.
▫️نتیجه گیری نهایی: صرفنظر از شدت ضایعه یا وضعیت واکسیناسیون، ژنوتیپیابی HPV در نمونههای سیتولوژیک و بیوپسیهای FFPE نتایج مشابهی داشت،. این یافته، استفاده بالینی قابل اطمینان از ژنوتیپیابی روی نمونه سیتولوژیک را تأیید میکند.
▫️نظریه: ژنوتیپیابی HPV در نمونههای پاپاسمیر احتمالا به اندازه نمونههای بیوپسی با دقت بالا و توافق قوی عمل میکند. این یافته یک پیام مهم برای نظامهای سلامت دارد: در صورت وجود شرایط مناسب (مثلاً نبود علائم مشکوک به سرطان یا ضایعه شدید)، نیازی به انجام بیوپسیهای تهاجمی برای ژنوتیپیابی نیست، و میتوان با اطمینان بالا، از نتایج سیتولوژیک بهرهبرداری کرد.
با این حال، در مطالعات پژوهشی که به بررسی دینامیک عفونتهای چندگانه یا ژنوتیپ خاص میپردازند، نوع نمونه باید حتماً در تحلیل دادهها لحاظ شود؛ چرا که پاپاسمیر گرایش بیشتری به شناسایی همزمان چند نوع ویروس دارد. در واقع در بالین، ژنوتیپیابی HPV از پاپاسمیر یک ابزار قابل اعتماد، جایگزین بیوپسی تهاجمی است. اما در مطالعات علمی باید تفاوت ذاتی نمونهها در تفسیر عفونت چندگانه و بار ویروسی در نظر گرفته شود.
▫️HPV genotyping agreement between paired cervical cytological sample and biopsy across lesion severity and vaccination
Shimin Chen et al.,
• PMID: 40452051
• PMCID: PMC12128532
• DOI: 10.1186/s12985-025-02791-x
🧬🔬کانال کنترل و پیشگیری پاپیلوما
🦠🔑 @CP_HPV
▫️میزان توافق و همخوانی ژنوتیپیابی HPV در نمونههای سیتولوژیک و بیوپسی با در نظر گرفتن واکسیناسیون و شدت ضایعه
مقدمه و روش کار: برای مدیریت بالینی زنان آلوده به HPV، معمولاً از نمونههای سیتولوژیک (پاپ اسمیر) استفاده میشود، زیرا بهراحتی قابل دسترس و استفاده جهت تشخیص هستند. در مقابل، ژنوتیپهای HPV در بیوپسیها بهعنوان عامل مستقیم مرتبط با ضایعات دهانه رحم در نظر گرفته میشوند. بنابراین، بررسی و مقایسه میزان دقت و همخوانی ژنوتیپیابی HPV در دو نوع نمونه رایج (نمونههای سیتولوژیک مثل پاپاسمیر و نمونههای بافتی بیوپسی) ، و تأثیر احتمالی شدت ضایعه یا واکسیناسیون بر میزان این تطابق، در حوزه تشخیص آنها اهمیت دارد. ژنوتیپیابی روی دو نوع نمونه سیتولوژی و بیوپسی فرمالین فیکس شده/پارافین بلوکشده (FFPE) از ۳۹۲ مورد CIN+ شامل: ۱۸۷ مورد CIN1 ، ۱۱۱ مورد CIN2، ۹۴ مورد CIN3 ؛که ۲۶۲ نفر این بیماران شرکت کننده واکسینهنشده، و130 نفر واکسینهشده از کشور چین بودند.
▫️نتایج:
• بیشتر ژنوتیپهای HPV با فراوانی بالاتری در نمونههای سیتولوژیک نسبت به بیوپسیها شناسایی شدند. هفت ژنوتیپ اختلاف آماری معنادار نشان دادند (HPV39, 51, 52, 53, 56, 58, 68/73).
• عفونتهای چندگانه (multi-type) در نمونههای سیتولوژیک رایجتر بودند (147 مورد در مقابل 76، با p < 0.001).
• عفونتهای تکژنی (single-type) در بیوپسیها شایعتر بودند (296 مورد در مقابل 233، p < 0.001).
• شدت ضایعه و وضعیت واکسیناسیون تأثیر قابلتوجهی بر میزان تطابق ژنوتایپ های حاصل از دو نوع نمونه نداشتند.
▫️نتیجه گیری نهایی: صرفنظر از شدت ضایعه یا وضعیت واکسیناسیون، ژنوتیپیابی HPV در نمونههای سیتولوژیک و بیوپسیهای FFPE نتایج مشابهی داشت،. این یافته، استفاده بالینی قابل اطمینان از ژنوتیپیابی روی نمونه سیتولوژیک را تأیید میکند.
▫️نظریه: ژنوتیپیابی HPV در نمونههای پاپاسمیر احتمالا به اندازه نمونههای بیوپسی با دقت بالا و توافق قوی عمل میکند. این یافته یک پیام مهم برای نظامهای سلامت دارد: در صورت وجود شرایط مناسب (مثلاً نبود علائم مشکوک به سرطان یا ضایعه شدید)، نیازی به انجام بیوپسیهای تهاجمی برای ژنوتیپیابی نیست، و میتوان با اطمینان بالا، از نتایج سیتولوژیک بهرهبرداری کرد.
با این حال، در مطالعات پژوهشی که به بررسی دینامیک عفونتهای چندگانه یا ژنوتیپ خاص میپردازند، نوع نمونه باید حتماً در تحلیل دادهها لحاظ شود؛ چرا که پاپاسمیر گرایش بیشتری به شناسایی همزمان چند نوع ویروس دارد. در واقع در بالین، ژنوتیپیابی HPV از پاپاسمیر یک ابزار قابل اعتماد، جایگزین بیوپسی تهاجمی است. اما در مطالعات علمی باید تفاوت ذاتی نمونهها در تفسیر عفونت چندگانه و بار ویروسی در نظر گرفته شود.
▫️HPV genotyping agreement between paired cervical cytological sample and biopsy across lesion severity and vaccination
Shimin Chen et al.,
• PMID: 40452051
• PMCID: PMC12128532
• DOI: 10.1186/s12985-025-02791-x
🧬🔬کانال کنترل و پیشگیری پاپیلوما
🦠🔑 @CP_HPV
🙏2
🛡HPV Status and Survival Outcomes in Patients 70 Years and Older After Surgery for Oropharyngeal Carcinoma
🛡وضعیت HPV و نتایج بقا در بیماران ۷۰ سال و بالاتر پس از جراحی کارسینومای اوروفارنکس
🛡مقدمه و روش کار: شیوع کارسینومای سلول سنگفرشی اوروفارنکس (OPSCC) مرتبط با ویروس پاپیلومای انسانی (HPV) که از لوزههای کام و پایه زبان (BOT) ناشی میشود، در میان جمعیت مسن در حال افزایش است. با این حال، اطلاعات در مورد تأثیر پیشبینیکننده وضعیت HPV در بیماران ۷۰ سال و بالاتر که تحت درمان جراحی اولیه قرار میگیرند، محدود است. هدف این مطالعه ارزیابی این موضوع است که آیا وضعیت HPV با نتایج بقا در بیماران ۷۰ سال و بالاتر که تحت درمان جراحی برای کارسینومای سلول سنگفرشی (SCC) لوزه یا BOT قرار میگیرند، مرتبط است. در یک تحلیل همگروهی گذشته نگر از ایتالیا شامل بیماران ۷۰ سال و بالاتر در زمان تشخیص با نمونه بیوپسی تأیید شده و قابل جراحی SCC لوزه یا BOT بودند بررسی انجام شد. این بیماران در ۱۰ مرکز جامع سرطان از ۱ ژانویه ۲۰۱۰ تا ۳۱ ژوئیه ۲۰۲۱ تحت درمان قرار گرفتند و حداقل دوره پیگیری ۳ ساله داشتند. وضعیت HPV با استفاده از ایمنوهیستوشیمی p16 تعیین شد. بقا کلی (OS) و بقا بدون بیماری (DFS) بین گروههای p16 مثبت و p16 منفی با استفاده از مدلهای خطر نسبی پروپورشنال کاکس مقایسه شد.
🛡نتایج: تحلیل شامل ۳۴۵ بیمار (میانگین سنی ۷۵.۷ سال) بود که ۲۴۱ نفر (۶۹.۹%) مرد بودند. از این تعداد، ۲۰۷ نفر (۶۰.۰%) تحت رویکرد جراحی ترانساورال و ۱۳۸ نفر (۴۰.۰%) تحت تکنیک جراحی باز قرار گرفتند. از این بیماران، ۱۵۵ نفر (۴۴.۹%) دارای نتایج مثبت p16 و ۱۹۰ نفر (۵۵.۱%) دارای نتایج منفی p16 بودند. مدت پیگیری میانه ۵۵ ماه (بین ۱۸ تا ۸۷ ماه) بود. بیماران با تومورهای p16 مثبت بهطور قابل توجهی نتایج بقا بهتری نشان دادند. بهطور خاص، نرخ بقا کلی ۵ ساله برای بیماران p16 مثبت ۷۱.۴% و برای بیماران p16 منفی ۴۷.۷% بود. نرخ بقا بدون بیماری ۵ ساله برای بیماران p16 مثبت ۶۶.۴% و برای بیماران p16 منفی ۴۰.۸% بود که اختلاف مطلق ۲۵.۶(% :CI 95% ۱۴.۹%-۳۶.۳%( و نسبت خطر تنظیم شده (HR) برای بقا بدون بیماری۰.۴۲:CI 95%) ۰.۲۸-۰.۶۳ ( را نشان میدهد.
🛡نتیجه گیری نهایی: این مطالعه همگروهی نشان داد که مثبت بودن p16 با نتایج بقا بهطور قابل توجهی بهبود یافته مرتبط است. این یافتهها نشان میدهند که تومورهای مرتبط با HPV حتی در بیماران ۷۰ سال و بالاتر که برای SCC لوزه یا BOT تحت جراحی قرار گرفتهاند، پیشآگهی مطلوب خود را حفظ میکنند
نظریه: نتایج این مطالعه اهمیت وضعیت HPV به ویژه فاکتور پیش آگهی P16را در پیشبینی نتایج بقا در بیماران مسن مبتلا به کارسینومای اوروفارنکس نشان میدهد. با توجه به افزایش شیوع این نوع کارسینوم در جمعیت سالمندان، توجه به وضعیت HPV و تأثیر آن بر درمان و پیگیری بیماران ضروری است. پیشنهاد میشود که برنامههای غربالگری و واکسیناسیون HPV در این گروه سنی مورد توجه قرار گیرد تا به بهبود نتایج بالینی کمک کند. مجددا به همکاران محترم متخصص گوش و حلق و بینی بررسی دقیق بیماران مشکوک به HNSCC از جنبه مثبت بودن و یا منفی بودن پاپیلوما توصیه میگردد. در نشستهای علمی با این عزیزان، به نظر نمیرسد که این مسئله در کشورمان جدی تلقی شده باشد.
🛡HPV Status and Survival Outcomes in Patients 70 Years and Older After Surgery for Oropharyngeal Carcinoma
Paolo Boscolo-Rizzo et al.,
• PMID: 40608315
• PMCID: PMC12232267 (available on 2026-07-03)
• DOI: 10.1001/jamaoto.2025.1722
🧬🔬کانال کنترل و پیشگیری پاپیلوما
🦠🔑 @CP_HPV
🛡وضعیت HPV و نتایج بقا در بیماران ۷۰ سال و بالاتر پس از جراحی کارسینومای اوروفارنکس
🛡مقدمه و روش کار: شیوع کارسینومای سلول سنگفرشی اوروفارنکس (OPSCC) مرتبط با ویروس پاپیلومای انسانی (HPV) که از لوزههای کام و پایه زبان (BOT) ناشی میشود، در میان جمعیت مسن در حال افزایش است. با این حال، اطلاعات در مورد تأثیر پیشبینیکننده وضعیت HPV در بیماران ۷۰ سال و بالاتر که تحت درمان جراحی اولیه قرار میگیرند، محدود است. هدف این مطالعه ارزیابی این موضوع است که آیا وضعیت HPV با نتایج بقا در بیماران ۷۰ سال و بالاتر که تحت درمان جراحی برای کارسینومای سلول سنگفرشی (SCC) لوزه یا BOT قرار میگیرند، مرتبط است. در یک تحلیل همگروهی گذشته نگر از ایتالیا شامل بیماران ۷۰ سال و بالاتر در زمان تشخیص با نمونه بیوپسی تأیید شده و قابل جراحی SCC لوزه یا BOT بودند بررسی انجام شد. این بیماران در ۱۰ مرکز جامع سرطان از ۱ ژانویه ۲۰۱۰ تا ۳۱ ژوئیه ۲۰۲۱ تحت درمان قرار گرفتند و حداقل دوره پیگیری ۳ ساله داشتند. وضعیت HPV با استفاده از ایمنوهیستوشیمی p16 تعیین شد. بقا کلی (OS) و بقا بدون بیماری (DFS) بین گروههای p16 مثبت و p16 منفی با استفاده از مدلهای خطر نسبی پروپورشنال کاکس مقایسه شد.
🛡نتایج: تحلیل شامل ۳۴۵ بیمار (میانگین سنی ۷۵.۷ سال) بود که ۲۴۱ نفر (۶۹.۹%) مرد بودند. از این تعداد، ۲۰۷ نفر (۶۰.۰%) تحت رویکرد جراحی ترانساورال و ۱۳۸ نفر (۴۰.۰%) تحت تکنیک جراحی باز قرار گرفتند. از این بیماران، ۱۵۵ نفر (۴۴.۹%) دارای نتایج مثبت p16 و ۱۹۰ نفر (۵۵.۱%) دارای نتایج منفی p16 بودند. مدت پیگیری میانه ۵۵ ماه (بین ۱۸ تا ۸۷ ماه) بود. بیماران با تومورهای p16 مثبت بهطور قابل توجهی نتایج بقا بهتری نشان دادند. بهطور خاص، نرخ بقا کلی ۵ ساله برای بیماران p16 مثبت ۷۱.۴% و برای بیماران p16 منفی ۴۷.۷% بود. نرخ بقا بدون بیماری ۵ ساله برای بیماران p16 مثبت ۶۶.۴% و برای بیماران p16 منفی ۴۰.۸% بود که اختلاف مطلق ۲۵.۶(% :CI 95% ۱۴.۹%-۳۶.۳%( و نسبت خطر تنظیم شده (HR) برای بقا بدون بیماری۰.۴۲:CI 95%) ۰.۲۸-۰.۶۳ ( را نشان میدهد.
🛡نتیجه گیری نهایی: این مطالعه همگروهی نشان داد که مثبت بودن p16 با نتایج بقا بهطور قابل توجهی بهبود یافته مرتبط است. این یافتهها نشان میدهند که تومورهای مرتبط با HPV حتی در بیماران ۷۰ سال و بالاتر که برای SCC لوزه یا BOT تحت جراحی قرار گرفتهاند، پیشآگهی مطلوب خود را حفظ میکنند
نظریه: نتایج این مطالعه اهمیت وضعیت HPV به ویژه فاکتور پیش آگهی P16را در پیشبینی نتایج بقا در بیماران مسن مبتلا به کارسینومای اوروفارنکس نشان میدهد. با توجه به افزایش شیوع این نوع کارسینوم در جمعیت سالمندان، توجه به وضعیت HPV و تأثیر آن بر درمان و پیگیری بیماران ضروری است. پیشنهاد میشود که برنامههای غربالگری و واکسیناسیون HPV در این گروه سنی مورد توجه قرار گیرد تا به بهبود نتایج بالینی کمک کند. مجددا به همکاران محترم متخصص گوش و حلق و بینی بررسی دقیق بیماران مشکوک به HNSCC از جنبه مثبت بودن و یا منفی بودن پاپیلوما توصیه میگردد. در نشستهای علمی با این عزیزان، به نظر نمیرسد که این مسئله در کشورمان جدی تلقی شده باشد.
🛡HPV Status and Survival Outcomes in Patients 70 Years and Older After Surgery for Oropharyngeal Carcinoma
Paolo Boscolo-Rizzo et al.,
• PMID: 40608315
• PMCID: PMC12232267 (available on 2026-07-03)
• DOI: 10.1001/jamaoto.2025.1722
🧬🔬کانال کنترل و پیشگیری پاپیلوما
🦠🔑 @CP_HPV
🙏2
⛑The risk of recurrence of high-grade squamous intraepithelial lesions and its association with the number of colposcopic biopsies
⛑خطر عود ضایعات داخل اپیتلیالی سنگین و ارتباط آن با تعداد بیوپسیهای کولپوسکوپی
⛑مقدمه و روش کار: کولپوسکوپی یکی از آزمونهای کلیدی در تشخیص ضایعات داخل اپیتلیالی و سرطان گردن رحم به شمار میرود. با این حال، این روش دارای محدودیتهایی است. یکی از نکات مهم در این زمینه، حساسیت تشخیصی در شناسایی ضایعات داخل اپیتلیالی سنگین (HSIL) است که با افزایش تعداد قطعات بیوپسی (پانچ بیوپسی) جمعآوری شده، افزایش مییابد. با وجود این، هنوز توافقی در مورد تعداد ایدهآل قطعات بیوپسی وجود ندارد و توصیههای فعلی تنها بر بهبود دقت تشخیصی متمرکز هستند. هدف از این مطالعه، ارزیابی ارتباط بین تعداد قطعات بهدستآمده در بیوپسیهای کولپوسکوپی و عود این ضایعات بود. در مطالعه ای گذشتهنگر از برزیل، مشاهدهای و مقطعی تعداد ۱۲۷ مورد HSIL که بهوسیله جراحی ناحیه تغییر شکل درمان شده بودند، شرکت داده شدند. در این مطالعه، بیماران با بیوپسیهای کولپوسکوپی که ۱ یا ۲ قطعه نمونهبرداری شده بودند، با بیمارانی که ۳ یا بیشتر قطعه نمونهبرداری شده بودند، مقایسه شدند. همچنین دادههای اجتماعی-جمعیتی، تاریخچه زایمان، یافتههای جراحی و ویژگیهای هیستوپاتولوژیک نیز برای تعیین خطر عود HSIL تحلیل شدند.
نتایج: نتایج نشان داد که بیوپسیهای کولپوسکوپی که تنها ۱ یا ۲ قطعه داشتند، با عود زودتر و مکررتر این ضایعات مرتبط بودند. نسبت خطر (HR) برای این گروه ۱۰.۲۲۹ CI) ۹۵%: ۱.۳۱۵ تا ۷۹.۵۸۳؛ p = ۰.۰۰۳( بود. این به این معنی است که بیماران با بیوپسیهای کمتر از ۳ قطعه، ۱۰ برابر بیشتر در معرض خطر عود HSIL قرار داشتند.
⛑نتیجه گیری نهایی: نتایج این مطالعه نشان میدهد که تعداد بیشتری از قطعات نمونهبرداری شده در بیوپسیهای کولپوسکوپی میتواند با خطر کمتری برای عود HSIL در گردن رحم مرتبط باشد. این یافتهها اهمیت جمعآوری تعداد کافی از قطعات بیوپسی را در به حداقل رساندن خطر عود این ضایعات تأکید میکند.
⛑نظریه: با توجه به یافتههای این مطالعه، میتوان نتیجهگیری کرد که بهینهسازی روشهای بیوپسی در کولپوسکوپی و جمعآوری تعداد کافی از قطعات، بهویژه در موارد مشکوک به HSIL، میتواند به بهبود نتایج بالینی و کاهش عود ضایعات کمک کند. همچنین، این مطالعه نیاز به بررسیهای بیشتر در زمینه تعیین تعداد ایدهآل قطعات بیوپسی و تأثیر آن بر روی نتایج بالینی و طول عمر بیماران را نشان میدهد. بهعلاوه، توصیه میشود که پزشکان در هنگام انجام کولپوسکوپی به این نکته توجه داشته باشند و از جمعآوری تعداد کافی از قطعات بیوپسی اطمینان حاصل کنند تا به تشخیص دقیقتر و مدیریت مؤثرتر بیماران کمک شود.
⛑The risk of recurrence of high-grade squamous intraepithelial lesions and its association with the number of colposcopic biopsies
Marcela Clarissa Padeski Ferreira et al.,
• PMID: 40614641
• DOI: 10.1016/j.ejogrb.2025.114554
🧬🔬کانال کنترل و پیشگیری پاپیلوما
🦠🔑 @CP_HPV
⛑خطر عود ضایعات داخل اپیتلیالی سنگین و ارتباط آن با تعداد بیوپسیهای کولپوسکوپی
⛑مقدمه و روش کار: کولپوسکوپی یکی از آزمونهای کلیدی در تشخیص ضایعات داخل اپیتلیالی و سرطان گردن رحم به شمار میرود. با این حال، این روش دارای محدودیتهایی است. یکی از نکات مهم در این زمینه، حساسیت تشخیصی در شناسایی ضایعات داخل اپیتلیالی سنگین (HSIL) است که با افزایش تعداد قطعات بیوپسی (پانچ بیوپسی) جمعآوری شده، افزایش مییابد. با وجود این، هنوز توافقی در مورد تعداد ایدهآل قطعات بیوپسی وجود ندارد و توصیههای فعلی تنها بر بهبود دقت تشخیصی متمرکز هستند. هدف از این مطالعه، ارزیابی ارتباط بین تعداد قطعات بهدستآمده در بیوپسیهای کولپوسکوپی و عود این ضایعات بود. در مطالعه ای گذشتهنگر از برزیل، مشاهدهای و مقطعی تعداد ۱۲۷ مورد HSIL که بهوسیله جراحی ناحیه تغییر شکل درمان شده بودند، شرکت داده شدند. در این مطالعه، بیماران با بیوپسیهای کولپوسکوپی که ۱ یا ۲ قطعه نمونهبرداری شده بودند، با بیمارانی که ۳ یا بیشتر قطعه نمونهبرداری شده بودند، مقایسه شدند. همچنین دادههای اجتماعی-جمعیتی، تاریخچه زایمان، یافتههای جراحی و ویژگیهای هیستوپاتولوژیک نیز برای تعیین خطر عود HSIL تحلیل شدند.
نتایج: نتایج نشان داد که بیوپسیهای کولپوسکوپی که تنها ۱ یا ۲ قطعه داشتند، با عود زودتر و مکررتر این ضایعات مرتبط بودند. نسبت خطر (HR) برای این گروه ۱۰.۲۲۹ CI) ۹۵%: ۱.۳۱۵ تا ۷۹.۵۸۳؛ p = ۰.۰۰۳( بود. این به این معنی است که بیماران با بیوپسیهای کمتر از ۳ قطعه، ۱۰ برابر بیشتر در معرض خطر عود HSIL قرار داشتند.
⛑نتیجه گیری نهایی: نتایج این مطالعه نشان میدهد که تعداد بیشتری از قطعات نمونهبرداری شده در بیوپسیهای کولپوسکوپی میتواند با خطر کمتری برای عود HSIL در گردن رحم مرتبط باشد. این یافتهها اهمیت جمعآوری تعداد کافی از قطعات بیوپسی را در به حداقل رساندن خطر عود این ضایعات تأکید میکند.
⛑نظریه: با توجه به یافتههای این مطالعه، میتوان نتیجهگیری کرد که بهینهسازی روشهای بیوپسی در کولپوسکوپی و جمعآوری تعداد کافی از قطعات، بهویژه در موارد مشکوک به HSIL، میتواند به بهبود نتایج بالینی و کاهش عود ضایعات کمک کند. همچنین، این مطالعه نیاز به بررسیهای بیشتر در زمینه تعیین تعداد ایدهآل قطعات بیوپسی و تأثیر آن بر روی نتایج بالینی و طول عمر بیماران را نشان میدهد. بهعلاوه، توصیه میشود که پزشکان در هنگام انجام کولپوسکوپی به این نکته توجه داشته باشند و از جمعآوری تعداد کافی از قطعات بیوپسی اطمینان حاصل کنند تا به تشخیص دقیقتر و مدیریت مؤثرتر بیماران کمک شود.
⛑The risk of recurrence of high-grade squamous intraepithelial lesions and its association with the number of colposcopic biopsies
Marcela Clarissa Padeski Ferreira et al.,
• PMID: 40614641
• DOI: 10.1016/j.ejogrb.2025.114554
🧬🔬کانال کنترل و پیشگیری پاپیلوما
🦠🔑 @CP_HPV
👍2
✍Decoding the relationships among miRNA, HPV infection, and tumor suppressor gene expression in breast cancer patients
✍بررسی همبستگی میان عفونت HPV و بیان ژنهای کلیدی و miRNA ها در سرطان پستان، مطالعه ای از ایران
مقدمه و روش کار: سرطان پستان (BC) یکی از علل اصلی مرگومیر ناشی از سرطان در میان زنان است که میزان بروز آن تحت تأثیر عوامل خطر (RFs) گوناگون، از جمله عفونتهای ویروسی نظیر ویروس پاپیلومای انسانی (HPV)، رو به افزایش است. این مطالعه به بررسی همبستگی میان عفونت HPV و سطوح بیان ژنهای کلیدی سلولی (TP53)، PTEN و CCND1 و همچنین (microRNAs) اختصاصی miR-106b-5p، miR-17-5p و miR-20a-5p در ۱۰۲ بیمار مبتلا به سرطان پستان و ۴۱ فرد سالم در گروه کنترل میپردازد.
✍نتایج: نتایج نشاندهنده شیوع بالاتر HPV در نمونههای سرطان پستان بود؛ با این حال، تفاوت در میزان شیوع میان گروههای سرطان پستان و کنترل از نظر آماری معنادار نبود. نکته حائز اهمیت آنکه، ژنهای TP53 و CCND1 در سرطان پستان به طور معناداری دچار افزایش بیان (Overexpression) بودند، در حالی که PTEN کاهش بیان (Down- regulation)نشان داد. همچنین، سطوح بیان CCND1 در گروه سرطان پستانِHPV- مثبت افزایش یافته بود. تحلیلهای بیشتر آشکار ساخت که miR-106b-5p و miR-20a-5p در بیماران مبتلا به سرطان پستانِ HPV-مثبت، در مقایسه با همتایان HPV-منفی خود، در سطوح بالاتری بیان شدهاند. تمامی miRNAهای مورد بررسی در گروه سرطان پستان دچار افزایش بیان بودند.
با استفاده از آنالیز منحنی مشخصه عملکرد گیرنده (ROC)، ژن CCND1 به عنوان بیومارکری برای تشخیص سرطان پستان، و ترکیب TP53 و miR-20a-5p به عنوان بیومارکرهایی برای تمایز وضعیت HPV شناسایی شدند. همبستگی منفی ضعیفی میان PTEN و سه miRNA مورد مطالعه، و همبستگیهای مثبت ضعیفی میان CCND1 با miR-106b-5p و همچنین TP53 با miR-20a-5p مشاهده گردید.
✍نتیجه گیری نهایی: این یافتهها بر نقش بالقوه HPV و بیومارکرهای مرتبط با آن در پیشرفت سرطان پستان تأکید داشته و مسیرهایی را برای تحقیقات آتی و استراتژیهای درمانی نشان میدهند.
✍نظریه: ترکیب "HPV مثبت وبیان + miR-20a بالا" میتواند یک مارکر برای تومورهای مهاجمتر و مقاوم به درمانهای هورمونی معمول باشد. این بیماران ممکن است نیازمند رژیمهای درمانی تهاجمیتر یا ترکیبی باشند
✍Decoding the relationships among miRNA, HPV infection, and tumor suppressor gene expression in breast cancer patients
Zana Naderi , Malihe Hamidzade , Amir Hossein Yari , Hanieh Safarzadeh Javid Sadri Nahand , Marzieh Rezaei , Mohsen Moghoofei
• PMID: 41423467
• DOI: 10.1038/s41598-025-26622-9
🧬🔬کانال کنترل و پیشگیری پاپیلوما
🦠🔑 @CP_HPV
✍بررسی همبستگی میان عفونت HPV و بیان ژنهای کلیدی و miRNA ها در سرطان پستان، مطالعه ای از ایران
مقدمه و روش کار: سرطان پستان (BC) یکی از علل اصلی مرگومیر ناشی از سرطان در میان زنان است که میزان بروز آن تحت تأثیر عوامل خطر (RFs) گوناگون، از جمله عفونتهای ویروسی نظیر ویروس پاپیلومای انسانی (HPV)، رو به افزایش است. این مطالعه به بررسی همبستگی میان عفونت HPV و سطوح بیان ژنهای کلیدی سلولی (TP53)، PTEN و CCND1 و همچنین (microRNAs) اختصاصی miR-106b-5p، miR-17-5p و miR-20a-5p در ۱۰۲ بیمار مبتلا به سرطان پستان و ۴۱ فرد سالم در گروه کنترل میپردازد.
✍نتایج: نتایج نشاندهنده شیوع بالاتر HPV در نمونههای سرطان پستان بود؛ با این حال، تفاوت در میزان شیوع میان گروههای سرطان پستان و کنترل از نظر آماری معنادار نبود. نکته حائز اهمیت آنکه، ژنهای TP53 و CCND1 در سرطان پستان به طور معناداری دچار افزایش بیان (Overexpression) بودند، در حالی که PTEN کاهش بیان (Down- regulation)نشان داد. همچنین، سطوح بیان CCND1 در گروه سرطان پستانِHPV- مثبت افزایش یافته بود. تحلیلهای بیشتر آشکار ساخت که miR-106b-5p و miR-20a-5p در بیماران مبتلا به سرطان پستانِ HPV-مثبت، در مقایسه با همتایان HPV-منفی خود، در سطوح بالاتری بیان شدهاند. تمامی miRNAهای مورد بررسی در گروه سرطان پستان دچار افزایش بیان بودند.
با استفاده از آنالیز منحنی مشخصه عملکرد گیرنده (ROC)، ژن CCND1 به عنوان بیومارکری برای تشخیص سرطان پستان، و ترکیب TP53 و miR-20a-5p به عنوان بیومارکرهایی برای تمایز وضعیت HPV شناسایی شدند. همبستگی منفی ضعیفی میان PTEN و سه miRNA مورد مطالعه، و همبستگیهای مثبت ضعیفی میان CCND1 با miR-106b-5p و همچنین TP53 با miR-20a-5p مشاهده گردید.
✍نتیجه گیری نهایی: این یافتهها بر نقش بالقوه HPV و بیومارکرهای مرتبط با آن در پیشرفت سرطان پستان تأکید داشته و مسیرهایی را برای تحقیقات آتی و استراتژیهای درمانی نشان میدهند.
✍نظریه: ترکیب "HPV مثبت وبیان + miR-20a بالا" میتواند یک مارکر برای تومورهای مهاجمتر و مقاوم به درمانهای هورمونی معمول باشد. این بیماران ممکن است نیازمند رژیمهای درمانی تهاجمیتر یا ترکیبی باشند
✍Decoding the relationships among miRNA, HPV infection, and tumor suppressor gene expression in breast cancer patients
Zana Naderi , Malihe Hamidzade , Amir Hossein Yari , Hanieh Safarzadeh Javid Sadri Nahand , Marzieh Rezaei , Mohsen Moghoofei
• PMID: 41423467
• DOI: 10.1038/s41598-025-26622-9
🧬🔬کانال کنترل و پیشگیری پاپیلوما
🦠🔑 @CP_HPV
❤1
☄Serum profiling of the antibody response to HPV in women with or without abnormal cervical cytology undergoing cervical cancer screening
☄بررسی پروفایل سرمی پاسخ آنتیبادی به HPV در زنان با یا بدون سیتولوژی غیرطبیعی دهانه رحم طی غربالگری سرطان
☄مقدمه و روش کار: درک پاسخ ایمنی هومورال (تولید آنتی بادی) در برابر HPV برای فهم تاریخچه طبیعی این عفونت و ابداع بیومارکرهایی جهت تشخیص زودهنگام سرطان دهانه رحم حیاتی است. پیش از این، به دلیل تنوع زیاد گونههای HPV و چالشهای فنی در بیان پروتئینها به صورت انبوه، این تحقیقات محدود بوده است. هدف از این مطالعه، ترسیم پروفایل پاسخ ایمنی بدن در برابر تمام پروتئینهای ۱۲ نوع ژنوتیپ مختلف HPV در زنان (با سیتولوژی نرمال یا غیرنرمال) است. برای شناسایی آنتیبادیهای سرمی علیه HPV، محققان امریکایی از یک تکنولوژی پیشرفته به نام HD-NAPPA (آرایههای پروتئینی برنامهریزی شده با اسید نوکلئیک بدون نفوذ و با تراکم بالا) استفاده کردند. این آرایهها، تمام پروتئینهای (Proteomes) مربوط به ۲ نوع کمخطر (HPV6, 11) و ۱۰ نوع پرخطر (HPV16, 18, 31, 33, 35, 39, 45, 51, 52, 58) را نمایش میدادند . سرم ۸۲ زن با سیتولوژی نرمال و ۵۴ زن با سیتولوژی غیرنرمال مورد آزمایش قرار گرفت. همچنین تست DNA برای شناسایی نوع ویروس در نمونههای پاپ اسمیر تمام شرکتکنندگان انجام شد.
☄نتایج:
• میزان کلی آنتیبادی: در کل، ۴۴.۹٪ از زنان دارای آنتیبادی علیه حداقل یکی از پروتئینهای HPV بودند (۴۷.۶٪ در گروه نرمال و ۴۰.۷٪ در گروه غیرنرمال).
• تضاد جالب DNA و پادتن: با وجود اینکه HPV16 DNA شایعترین نوع ویروس شناسایی شده در دهانه رحم بود (۳۶.۸٪)، اما جالب است که آنتیبادی علیه HPV16 در کمترین میزان ممکن (۷.۴٪) شناسایی شد. این نشاندهنده توانایی بالای این نوع ویروس در فرار از سیستم ایمنی (Immune Evasion) در برابر این تیپ است.
• اهداف اصلی آنتیبادیهای افزایش یافته: شایعترین آنتیبادیهای افزایش یافته علیه پروتئین ساختاری L1 (حدود ۳۰.۱٪) بود. در میان پروتئینهای غیرساختاری (Early proteins)، آنتیبادی علیه E1 بیشترین (۲۴.۳٪) و علیه E4 کمترین (۱۳.۲٪) میزان فراوانی را داشتند.
• اختصاصیت آنتیبادی: در افرادی که آنتیبادی علیه پروتئینهای کپسید L1 یا L2 داشتند، بخش قابل توجهی ۳۹٪ برای L1 و ۵۱.۹٪ برای L2 تنها نسبت به یک نوع خاص از HPV واکنش نشان دادند که نشاندهنده اختصاصی بودن پاسخ ایمنی است.
☄نتیجه گیری نهایی: یافتههای این مطالعه پویایی ایمنی هومورال اختصاصی HPV را در زنان روشن میکند و بر ضرورت ترسیم پروفایلهای ایمنی جامع در مراحل مختلف سلامتی و بیماری تأکید دارد.
☄نظریه: این مطالعه از روشهای قدیمی مانند ELISA فراتر رفته است. در NAPPA، پروتئینها مستقیماً روی اسلاید و در لحظه آزمایش سنتز میشوند، که باعث میشود ساختار طبیعی پروتئین حفظ شده و آنتیبادیها را بهتر شناسایی کند. همچنین حضور آنتیبادی علیه پروتئینهای اولیه (Early) مانند E1 نشاندهنده مرحله تکثیر فعال ویروس در سلولهای میزبان است و میتواند در آینده به عنوان یک شاخص برای پیشرفت بیماری به سمت ضایعات پیشسرطانی استفاده شود.
☄Serum profiling of the antibody response to HPV in women with or without abnormal cervical cytology undergoing cervical cancer screening
Radwa Ewaisha et al.,
• PMID: 40821832
• PMCID: PMC12350350
• DOI: 10.3389/fimmu.2025.1612761
🧬🔬کانال کنترل و پیشگیری پاپیلوما
🦠🔑 @CP_HPV
☄بررسی پروفایل سرمی پاسخ آنتیبادی به HPV در زنان با یا بدون سیتولوژی غیرطبیعی دهانه رحم طی غربالگری سرطان
☄مقدمه و روش کار: درک پاسخ ایمنی هومورال (تولید آنتی بادی) در برابر HPV برای فهم تاریخچه طبیعی این عفونت و ابداع بیومارکرهایی جهت تشخیص زودهنگام سرطان دهانه رحم حیاتی است. پیش از این، به دلیل تنوع زیاد گونههای HPV و چالشهای فنی در بیان پروتئینها به صورت انبوه، این تحقیقات محدود بوده است. هدف از این مطالعه، ترسیم پروفایل پاسخ ایمنی بدن در برابر تمام پروتئینهای ۱۲ نوع ژنوتیپ مختلف HPV در زنان (با سیتولوژی نرمال یا غیرنرمال) است. برای شناسایی آنتیبادیهای سرمی علیه HPV، محققان امریکایی از یک تکنولوژی پیشرفته به نام HD-NAPPA (آرایههای پروتئینی برنامهریزی شده با اسید نوکلئیک بدون نفوذ و با تراکم بالا) استفاده کردند. این آرایهها، تمام پروتئینهای (Proteomes) مربوط به ۲ نوع کمخطر (HPV6, 11) و ۱۰ نوع پرخطر (HPV16, 18, 31, 33, 35, 39, 45, 51, 52, 58) را نمایش میدادند . سرم ۸۲ زن با سیتولوژی نرمال و ۵۴ زن با سیتولوژی غیرنرمال مورد آزمایش قرار گرفت. همچنین تست DNA برای شناسایی نوع ویروس در نمونههای پاپ اسمیر تمام شرکتکنندگان انجام شد.
☄نتایج:
• میزان کلی آنتیبادی: در کل، ۴۴.۹٪ از زنان دارای آنتیبادی علیه حداقل یکی از پروتئینهای HPV بودند (۴۷.۶٪ در گروه نرمال و ۴۰.۷٪ در گروه غیرنرمال).
• تضاد جالب DNA و پادتن: با وجود اینکه HPV16 DNA شایعترین نوع ویروس شناسایی شده در دهانه رحم بود (۳۶.۸٪)، اما جالب است که آنتیبادی علیه HPV16 در کمترین میزان ممکن (۷.۴٪) شناسایی شد. این نشاندهنده توانایی بالای این نوع ویروس در فرار از سیستم ایمنی (Immune Evasion) در برابر این تیپ است.
• اهداف اصلی آنتیبادیهای افزایش یافته: شایعترین آنتیبادیهای افزایش یافته علیه پروتئین ساختاری L1 (حدود ۳۰.۱٪) بود. در میان پروتئینهای غیرساختاری (Early proteins)، آنتیبادی علیه E1 بیشترین (۲۴.۳٪) و علیه E4 کمترین (۱۳.۲٪) میزان فراوانی را داشتند.
• اختصاصیت آنتیبادی: در افرادی که آنتیبادی علیه پروتئینهای کپسید L1 یا L2 داشتند، بخش قابل توجهی ۳۹٪ برای L1 و ۵۱.۹٪ برای L2 تنها نسبت به یک نوع خاص از HPV واکنش نشان دادند که نشاندهنده اختصاصی بودن پاسخ ایمنی است.
☄نتیجه گیری نهایی: یافتههای این مطالعه پویایی ایمنی هومورال اختصاصی HPV را در زنان روشن میکند و بر ضرورت ترسیم پروفایلهای ایمنی جامع در مراحل مختلف سلامتی و بیماری تأکید دارد.
☄نظریه: این مطالعه از روشهای قدیمی مانند ELISA فراتر رفته است. در NAPPA، پروتئینها مستقیماً روی اسلاید و در لحظه آزمایش سنتز میشوند، که باعث میشود ساختار طبیعی پروتئین حفظ شده و آنتیبادیها را بهتر شناسایی کند. همچنین حضور آنتیبادی علیه پروتئینهای اولیه (Early) مانند E1 نشاندهنده مرحله تکثیر فعال ویروس در سلولهای میزبان است و میتواند در آینده به عنوان یک شاخص برای پیشرفت بیماری به سمت ضایعات پیشسرطانی استفاده شود.
☄Serum profiling of the antibody response to HPV in women with or without abnormal cervical cytology undergoing cervical cancer screening
Radwa Ewaisha et al.,
• PMID: 40821832
• PMCID: PMC12350350
• DOI: 10.3389/fimmu.2025.1612761
🧬🔬کانال کنترل و پیشگیری پاپیلوما
🦠🔑 @CP_HPV
🫱Molecular detection of HPV, EBV, and polyomaviruses in thyroid tumors and their clinicopathological relevance
🫲تشخیص مولکولی HPV، EBV و پولیوماویروسها در تومورهای تیروئید و ارتباط کلینیکوپاتولوژیک آنها
مقدمه و روش کار: ویروسهای انکوژنیک در فرآیند ایجاد سرطان تیروئید (Carcinogenesis) نقش دارند، اما میزان شیوع و ارتباط آنها با ویژگیهای بالینی و بافتی هنوز به طور کامل درک نشده است. از این رو، بررسی فراوانی ویروسهای پاپیلومای انسانی (HPV)، اپشتین-بار (EBV) و پلیوماویروسهای JCV و BKV در تومورهای تیروئید و ارزیابی ارتباط آنها با مشخصات بالینی بیماران بسیار حائز اهمیت است. این مطالعه در مصر بر روی ۷۰ نمونه بیوپسی تازه انجام شد که شامل:
• ۴۵ بیمار مبتلا به سرطان تیروئید (TC).
• ۲۵ بیمار با تومورهای خوشخیم تیروئید.
• ۱۰ نمونه بافت نرمال تیروئید (به عنوان گروه کنترل) DNA ویروسی استخراج شد و با استفاده از روش حساس Real-time PCR مبتنی بر SYBR Green برای شناسایی ویروسهای مذکور مورد غربالگری قرار گرفت.
🫲نتایج:
توزیع ویروسی: حضور HPV، EBV و پلیوماویروسها بهویژه JCV در گروه نرمال به طور معناداری کمتر از گروههای بدخیم و خوشخیم بود.
• ارتباطات بالینی در سرطان تیروئید (TC):
o مثبت بودن HPV (تایپهای ۱۶، ۶ و ۱۱) با چاقی (Obesity) ارتباط داشت.
o پلیوماویروسها بهویژه JCV با سن بالا مرتبط بودند.
o ویروس BKV با اندازه بزرگتر تومور ارتباط معناداری نشان داد.
o ویروس EBV با سابقه خانوادگی سرطان مرتبط بود.
• ارتباطات در تومورهای خوشخیم:
o پلیوماویروس در بیماران مبتلا به تیروئیدیت هاشیموتو مشاهده نشد.
o جالب اینجاست که عدم حضور ویروس BKV با سابقه واکسیناسیون کووید-۱۹ مرتبط بود.
🫲نتیجه گیری نهایی: این مطالعه اولین پژوهش در نوع خود است که به بررسی همزمان این ویروسها در تومورهای تیروئید پرداخته است. یافتهها بر اهمیت "تعیین پروفایل ویروسی" برای درک رفتار تومورهای تیروئید و تأثیر آنها بر ریسک ابتلا به سرطان تأکید میکنند.
🫱Molecular detection of HPV, EBV, and polyomaviruses in thyroid tumors and their clinicopathological relevance
Nagwan Ramadan et al.,
• PMID: 41115984
• PMCID: PMC12537628
• DOI: 10.1007/s00432-025-06328-1
🧬🔬کانال کنترل و پیشگیری پاپیلوما
🦠🔑 @CP_HPV
🫲تشخیص مولکولی HPV، EBV و پولیوماویروسها در تومورهای تیروئید و ارتباط کلینیکوپاتولوژیک آنها
مقدمه و روش کار: ویروسهای انکوژنیک در فرآیند ایجاد سرطان تیروئید (Carcinogenesis) نقش دارند، اما میزان شیوع و ارتباط آنها با ویژگیهای بالینی و بافتی هنوز به طور کامل درک نشده است. از این رو، بررسی فراوانی ویروسهای پاپیلومای انسانی (HPV)، اپشتین-بار (EBV) و پلیوماویروسهای JCV و BKV در تومورهای تیروئید و ارزیابی ارتباط آنها با مشخصات بالینی بیماران بسیار حائز اهمیت است. این مطالعه در مصر بر روی ۷۰ نمونه بیوپسی تازه انجام شد که شامل:
• ۴۵ بیمار مبتلا به سرطان تیروئید (TC).
• ۲۵ بیمار با تومورهای خوشخیم تیروئید.
• ۱۰ نمونه بافت نرمال تیروئید (به عنوان گروه کنترل) DNA ویروسی استخراج شد و با استفاده از روش حساس Real-time PCR مبتنی بر SYBR Green برای شناسایی ویروسهای مذکور مورد غربالگری قرار گرفت.
🫲نتایج:
توزیع ویروسی: حضور HPV، EBV و پلیوماویروسها بهویژه JCV در گروه نرمال به طور معناداری کمتر از گروههای بدخیم و خوشخیم بود.
• ارتباطات بالینی در سرطان تیروئید (TC):
o مثبت بودن HPV (تایپهای ۱۶، ۶ و ۱۱) با چاقی (Obesity) ارتباط داشت.
o پلیوماویروسها بهویژه JCV با سن بالا مرتبط بودند.
o ویروس BKV با اندازه بزرگتر تومور ارتباط معناداری نشان داد.
o ویروس EBV با سابقه خانوادگی سرطان مرتبط بود.
• ارتباطات در تومورهای خوشخیم:
o پلیوماویروس در بیماران مبتلا به تیروئیدیت هاشیموتو مشاهده نشد.
o جالب اینجاست که عدم حضور ویروس BKV با سابقه واکسیناسیون کووید-۱۹ مرتبط بود.
🫲نتیجه گیری نهایی: این مطالعه اولین پژوهش در نوع خود است که به بررسی همزمان این ویروسها در تومورهای تیروئید پرداخته است. یافتهها بر اهمیت "تعیین پروفایل ویروسی" برای درک رفتار تومورهای تیروئید و تأثیر آنها بر ریسک ابتلا به سرطان تأکید میکنند.
🫱Molecular detection of HPV, EBV, and polyomaviruses in thyroid tumors and their clinicopathological relevance
Nagwan Ramadan et al.,
• PMID: 41115984
• PMCID: PMC12537628
• DOI: 10.1007/s00432-025-06328-1
🧬🔬کانال کنترل و پیشگیری پاپیلوما
🦠🔑 @CP_HPV
👏1
دکتر سید محمد جزایری به ریاست اتاق فکر ویروسشناسی سازمان نظام پزشکی منصوب شد
🔹با حکم معاونت آموزشی و پژوهشی سازمان نظام پزشکی ، دکتر سید محمد جزایری به عنوان «ریاست اتاق فکر گروه آموزشی–ویروسشناسی» منصوب شد.
🔹این انتصاب در چارچوب برنامه سازمان نظام پزشکی برای فعالسازی اتاقهای فکر تخصصی و تقویت سیاستگذاری آموزشی و پژوهشی در حوزه ویروسشناسی انجام شده است.
📌 اخبار و اطلاعیههای بیشتر را از کانال ما دنبال کنید.
🦠 @rccv_tums
🔹با حکم معاونت آموزشی و پژوهشی سازمان نظام پزشکی ، دکتر سید محمد جزایری به عنوان «ریاست اتاق فکر گروه آموزشی–ویروسشناسی» منصوب شد.
🔹این انتصاب در چارچوب برنامه سازمان نظام پزشکی برای فعالسازی اتاقهای فکر تخصصی و تقویت سیاستگذاری آموزشی و پژوهشی در حوزه ویروسشناسی انجام شده است.
📌 اخبار و اطلاعیههای بیشتر را از کانال ما دنبال کنید.
🦠 @rccv_tums
👍5
🔥Efficacy of Different 5-Aminolevulinic Acid Photodynamic Therapy Regimens in Managing HSIL/CIN2 Among Reproductive-Age Women: A Retrospective Study
🔥اثربخشی رژیمهای مختلف درمان فوتودینامیک با ۵-آمینولوولینیک اسید در مدیریت HSIL/CIN2 در میان زنان در سنین باروری: یک مطالعه گذشتهنگر
🔥مقدمه و روش کار:
ضایعه داخلاپیتلیالی سنگفرشی با درجه بالا (HSIL) یک ضایعه پیشسرطانی است که نیازمند مداخله بهموقع و مؤثر میباشد. درمان فوتودینامیک (PDT) با استفاده از ۵-آمینولوولینیک اسید (ALA) به عنوان جایگزینی غیرتهاجمی و حافظ باروری (Fertility-preserving) برای روشهای Excisional (برداشت جراحی (ظهور کرده است. با این حال، رژیم درمانی ALA-PDT همچنان نیازمند بهینهسازی است. مقایسه اثربخشی و ایمنی سه استراتژی درمانی—سه جلسه PDT (3PDT)، شش جلسه PDT (6PDT)، و یک جلسه تخریب با لیزر CO2 همراه با شش جلسه PDT (Laser + 6PDT)—برای مدیریت نئوپلازی داخلاپیتلیالی دهانه رحم درجه ۲ (HSIL/CIN2) در زنان سنین باروری در چین انجام شد. این مطالعه کوهورت گذشتهنگر شامل ۱۵۸ زن ۲۰ تا ۴۵ ساله با HSIL/CIN2 تایید شده توسط بیوپسی بود. شرکتکنندگان یکی از سه رژیم را دریافت کردند: (3PDT ۴۹ نفر، (6PDT ۴۷ نفر یا Laser + 6PDT (۵۴ نفر. پسرفت ضایعه (Lesion regression) و پاکسازی HPV پرخطر (hrHPV clearance) در ماههای ۳ تا ۶ و ۹ تا ۱۲ پس از درمان ارزیابی شد. زیرمجموعهای از بیماران تا ۱۸ الی ۲۴ ماه پیگیری شدند. عوارض جانبی نیز ثبت گردید.
🔥نتایج: در پیگیری ۳ تا ۶ ماهه، نرخ بهبودی کامل (CR) به ترتیب ۶۷.۳۵٪ (3PDT)، ۷۴.۴۷٪ (6PDT) و ۷۹.۶۳٪ (Laser + 6PDT) بود، و نرخ پاکسازی hrHPV به ترتیب ۶۷.۳۵٪، ۷۲.۳۴٪ و ۷۷.۷۸٪ گزارش شد. تفاوتها میان گروهها از نظر آماری معنادار نبود (P > 0.05). تا ماه ۹ الی ۱۲، نرخهای CR در تمام گروهها به ≥۹۰٪ رسید و پاکسازی hrHPV از ۸۰٪ فراتر رفت. در ماه ۱۸ الی ۲۴، پاکسازی hrHPV در گروه 6PDT به ۱۰۰٪ رسید، در حالی که سه بیمار در گروه 3PDT دچار عود HPV شدند. تمام رژیمها به خوبی تحمل شدند و تنها عوارض جانبی خفیفی گزارش شد.
🔥نتیجه گیری نهایی: هر سه رژیم مبتنی بر ALA-PDT در درمان HSIL/CIN2 در زنان سنین باروری مؤثر و ایمن بودند. اگرچه از نظر آماری معنادار نبود، اما شش جلسه PDT با یا بدون پیشدرمان لیزری، روندی (Trend) به سمت نرخهای بالاترِ بهبودی ضایعه و پاکسازی hrHPV نشان داد. تصمیمات درمانی فردیسازی شده بر اساس شدت بیماری (Personalized Medicine)، ترجیح بیمار و عوامل هزینه برای بهینهسازی نتایج توصیه میشود.
🔥نظریه: برای بیماران جوان که حفظ باروری اولویت است، رویکرد "سایتوریداکشن + نگهداری" (Cytoreduction + Maintenance) پیشنهاد میشود:
• فاز ۱: انجام لیزر CO2 یا ۳ جلسه اول PDT برای حذف سریع بار اصلی ضایعه (Debulking).
• فاز ۲: انجام ۳ جلسه بعدی PDT با فواصل بیشتر (مثلاً ماهیانه) نه صرفاً برای حذف بافت، بلکه به عنوان ایمونوتراپی نگهدارنده . هدف در اینجا تحریک مداوم سیستم ایمنی مخاطی برای شناسایی و حذف ویروسهای باقیمانده است.
• معیار پایان درمان:
پزشکان نباید صرفاً "نگاتیو شدن پاپ اسمیر یا کولپوسکوپی" را به عنوان پایان درمان در نظر بگیرند (زیرا ۳ جلسه هم این نتیجه را میدهد). معیار اصلی باید منفی شدن تست HPV-DNA باشد. اگر بعد از ۳ جلسه ضایعه رفت اما HPV مثبت بود، ادامه درمان تا ۶ جلسه (یا بیشتر) برای جلوگیری از عود (Recurrence) حیاتی است.
• ترکیب با لیزر:
استفاده از لیزر قبل از PDT منطقی است زیرا لایه کراتینیزه یا ضخیم سطح ضایعه را برداشته و نفوذ ALA) حساسکننده نوری) به عمق اپیتلیوم را تسهیل میکند. این اقدام کارایی PDT را در جلسات بعدی احتمالا به حداکثر میرساند.
Efficacy of Different 5-Aminolevulinic Acid Photodynamic Therapy Regimens in Managing HSIL/CIN2 Among Reproductive-Age Women: A Retrospective Study
Luting Wang et al.,
• PMID: 40749761
• DOI: 10.1016/j.pdpdt.2025.104749
🧬🔬کانال کنترل و پیشگیری پاپیلوما
🦠🔑 @CP_HPV
🔥اثربخشی رژیمهای مختلف درمان فوتودینامیک با ۵-آمینولوولینیک اسید در مدیریت HSIL/CIN2 در میان زنان در سنین باروری: یک مطالعه گذشتهنگر
🔥مقدمه و روش کار:
ضایعه داخلاپیتلیالی سنگفرشی با درجه بالا (HSIL) یک ضایعه پیشسرطانی است که نیازمند مداخله بهموقع و مؤثر میباشد. درمان فوتودینامیک (PDT) با استفاده از ۵-آمینولوولینیک اسید (ALA) به عنوان جایگزینی غیرتهاجمی و حافظ باروری (Fertility-preserving) برای روشهای Excisional (برداشت جراحی (ظهور کرده است. با این حال، رژیم درمانی ALA-PDT همچنان نیازمند بهینهسازی است. مقایسه اثربخشی و ایمنی سه استراتژی درمانی—سه جلسه PDT (3PDT)، شش جلسه PDT (6PDT)، و یک جلسه تخریب با لیزر CO2 همراه با شش جلسه PDT (Laser + 6PDT)—برای مدیریت نئوپلازی داخلاپیتلیالی دهانه رحم درجه ۲ (HSIL/CIN2) در زنان سنین باروری در چین انجام شد. این مطالعه کوهورت گذشتهنگر شامل ۱۵۸ زن ۲۰ تا ۴۵ ساله با HSIL/CIN2 تایید شده توسط بیوپسی بود. شرکتکنندگان یکی از سه رژیم را دریافت کردند: (3PDT ۴۹ نفر، (6PDT ۴۷ نفر یا Laser + 6PDT (۵۴ نفر. پسرفت ضایعه (Lesion regression) و پاکسازی HPV پرخطر (hrHPV clearance) در ماههای ۳ تا ۶ و ۹ تا ۱۲ پس از درمان ارزیابی شد. زیرمجموعهای از بیماران تا ۱۸ الی ۲۴ ماه پیگیری شدند. عوارض جانبی نیز ثبت گردید.
🔥نتایج: در پیگیری ۳ تا ۶ ماهه، نرخ بهبودی کامل (CR) به ترتیب ۶۷.۳۵٪ (3PDT)، ۷۴.۴۷٪ (6PDT) و ۷۹.۶۳٪ (Laser + 6PDT) بود، و نرخ پاکسازی hrHPV به ترتیب ۶۷.۳۵٪، ۷۲.۳۴٪ و ۷۷.۷۸٪ گزارش شد. تفاوتها میان گروهها از نظر آماری معنادار نبود (P > 0.05). تا ماه ۹ الی ۱۲، نرخهای CR در تمام گروهها به ≥۹۰٪ رسید و پاکسازی hrHPV از ۸۰٪ فراتر رفت. در ماه ۱۸ الی ۲۴، پاکسازی hrHPV در گروه 6PDT به ۱۰۰٪ رسید، در حالی که سه بیمار در گروه 3PDT دچار عود HPV شدند. تمام رژیمها به خوبی تحمل شدند و تنها عوارض جانبی خفیفی گزارش شد.
🔥نتیجه گیری نهایی: هر سه رژیم مبتنی بر ALA-PDT در درمان HSIL/CIN2 در زنان سنین باروری مؤثر و ایمن بودند. اگرچه از نظر آماری معنادار نبود، اما شش جلسه PDT با یا بدون پیشدرمان لیزری، روندی (Trend) به سمت نرخهای بالاترِ بهبودی ضایعه و پاکسازی hrHPV نشان داد. تصمیمات درمانی فردیسازی شده بر اساس شدت بیماری (Personalized Medicine)، ترجیح بیمار و عوامل هزینه برای بهینهسازی نتایج توصیه میشود.
🔥نظریه: برای بیماران جوان که حفظ باروری اولویت است، رویکرد "سایتوریداکشن + نگهداری" (Cytoreduction + Maintenance) پیشنهاد میشود:
• فاز ۱: انجام لیزر CO2 یا ۳ جلسه اول PDT برای حذف سریع بار اصلی ضایعه (Debulking).
• فاز ۲: انجام ۳ جلسه بعدی PDT با فواصل بیشتر (مثلاً ماهیانه) نه صرفاً برای حذف بافت، بلکه به عنوان ایمونوتراپی نگهدارنده . هدف در اینجا تحریک مداوم سیستم ایمنی مخاطی برای شناسایی و حذف ویروسهای باقیمانده است.
• معیار پایان درمان:
پزشکان نباید صرفاً "نگاتیو شدن پاپ اسمیر یا کولپوسکوپی" را به عنوان پایان درمان در نظر بگیرند (زیرا ۳ جلسه هم این نتیجه را میدهد). معیار اصلی باید منفی شدن تست HPV-DNA باشد. اگر بعد از ۳ جلسه ضایعه رفت اما HPV مثبت بود، ادامه درمان تا ۶ جلسه (یا بیشتر) برای جلوگیری از عود (Recurrence) حیاتی است.
• ترکیب با لیزر:
استفاده از لیزر قبل از PDT منطقی است زیرا لایه کراتینیزه یا ضخیم سطح ضایعه را برداشته و نفوذ ALA) حساسکننده نوری) به عمق اپیتلیوم را تسهیل میکند. این اقدام کارایی PDT را در جلسات بعدی احتمالا به حداکثر میرساند.
Efficacy of Different 5-Aminolevulinic Acid Photodynamic Therapy Regimens in Managing HSIL/CIN2 Among Reproductive-Age Women: A Retrospective Study
Luting Wang et al.,
• PMID: 40749761
• DOI: 10.1016/j.pdpdt.2025.104749
🧬🔬کانال کنترل و پیشگیری پاپیلوما
🦠🔑 @CP_HPV
🙏1
⚡️Montanide ISA-51: a promising adjuvant in cancer vaccine immunotherapy
⚡️مونتاناید ISA-51: یک ادجوانت نویدبخش در ایمونوتراپی واکسن سرطان- مقاله مروری
⚡️مقدمه و کلیات: ایمونوتراپی واکسن سرطان از درمانهای سیتوتوکسیک (سلولکُش) سنتی به سمت استراتژیهایی با هدف تقویت ایمنی ضدتومور تغییر جهت داده است و امکانات درمانی جدیدی را ارائه میدهد. )مونتاناید ( ISA-51
(Montanide ISA-51)، که یک امولسیون آب در روغن (W/O) است، نوید قابلتوجهی را به عنوان یک ادجوانت (کمککننده) در واکسنهای سرطان نشان داده است. از جمله کاربردهای فعلی مونتاناید ISA-51 در واکسنهای سرطانی را میتوان به نقش انها در مکانیسمهای تنظیمکننده ایمنی (ایمونورگولاتوری) نام برد.
مونتاناید ISA-51 پاسخهای ایمنی ضدتومور را از طریق بهبود آزادسازی آنتیژن و تسهیل تجمع و فعالسازی سلولهای ایمنی تقویت میکند و بدین ترتیب اثربخشی واکسنها را علیه ملانوما، گلیوما و سرطانهای مرتبط با HPV افزایش میدهد. هنگامی که این ماده با آگونیستهای گیرنده (TLR) یا سایر عوامل تعدیلکننده ایمنی ترکیب شود، پاسخ ایمنی را بیش از پیش تقویت مینماید. با این حال، علیرغم پتانسیل موجود، مکانیسمهای دقیق زیربنایی اثرات آن در محیط پیچیده ایمنی همچنان نیازمند درک کامل هستند. این بینشها انتقال (ترجمان) مونتاناید ISA-51 به کاربرد بالینی را به عنوان یک ادجوانت برای واکسنهای سرطان تسریع خواهد کرد. در واقع مونتاناید ISA-51 با ایجاد یک التهاب استریل موضعی و جذب سلولهای عرضه کننده آنتیژن (APCs)، پتانسیل این را دارد که محل تزریق را به یک «ارگان لنفوئیدی موقت» تبدیل کند.
با این حال، چالش اصلی در واکسنهای سرطان، غلبه بر محیط سرکوبگر تومور (TME) و القای لنفوسیتهای T سیتوتوکسیک (CD8+) قوی است، نه فقط آنتیبادی. امولسیونهای روغنی به تنهایی ممکن است بیشتر پاسخ هومورال (Th2) را تحریک کنند که برای سرطان کافی نیست.
⚡️نظریه:
با توجه به اشاره متن به سرطانهای مرتبط با HPV، این ادجوانت میتواند برای واکسنهای درمانی (Therapeutic Vaccines) علیه پروتئینهای E6 و E7 ویروس HPV بسیار حیاتی باشد. در اینجا، هدف پیشگیری نیست (که واکسنهای فعلی انجام میدهند)، بلکه هدف بیدار کردن سیستم ایمنی علیه سلولهای آلوده مزمن است. مونتاناید با ایجاد التهاب کنترل شده، میتواند تولرانس ایمنی ایجاد شده توسط ویروس HPV را در هم شکسته و سیستم ایمنی را مجددا هوشیار نماید. در طراحی کارآزماییهای بالینی آینده، نباید مونتاناید ISA-51 را صرفاً یک "حلال" برای واکسن دید، بلکه باید آن را بستری دانست که نیازمند یک محرک مولکولی ثانویه مانند آگونیست (TLR) است تا بتواند لنفوسیتهای Killer را با قدرت نفوذ به بافت تومور تولید کند. نظارت دقیق بر عوارض جانبی موضعی در این رویکرد الزامی است.
⚡️Montanide ISA-51: a promising adjuvant in cancer vaccine immunotherapy
Liu Nan et al,.
• PMID: 41102132
• DOI: 10.1080/14760584.2025.2576234
🧬🔬کانال کنترل و پیشگیری پاپیلوما
🦠🔑 @CP_HPV
⚡️مونتاناید ISA-51: یک ادجوانت نویدبخش در ایمونوتراپی واکسن سرطان- مقاله مروری
⚡️مقدمه و کلیات: ایمونوتراپی واکسن سرطان از درمانهای سیتوتوکسیک (سلولکُش) سنتی به سمت استراتژیهایی با هدف تقویت ایمنی ضدتومور تغییر جهت داده است و امکانات درمانی جدیدی را ارائه میدهد. )مونتاناید ( ISA-51
(Montanide ISA-51)، که یک امولسیون آب در روغن (W/O) است، نوید قابلتوجهی را به عنوان یک ادجوانت (کمککننده) در واکسنهای سرطان نشان داده است. از جمله کاربردهای فعلی مونتاناید ISA-51 در واکسنهای سرطانی را میتوان به نقش انها در مکانیسمهای تنظیمکننده ایمنی (ایمونورگولاتوری) نام برد.
مونتاناید ISA-51 پاسخهای ایمنی ضدتومور را از طریق بهبود آزادسازی آنتیژن و تسهیل تجمع و فعالسازی سلولهای ایمنی تقویت میکند و بدین ترتیب اثربخشی واکسنها را علیه ملانوما، گلیوما و سرطانهای مرتبط با HPV افزایش میدهد. هنگامی که این ماده با آگونیستهای گیرنده (TLR) یا سایر عوامل تعدیلکننده ایمنی ترکیب شود، پاسخ ایمنی را بیش از پیش تقویت مینماید. با این حال، علیرغم پتانسیل موجود، مکانیسمهای دقیق زیربنایی اثرات آن در محیط پیچیده ایمنی همچنان نیازمند درک کامل هستند. این بینشها انتقال (ترجمان) مونتاناید ISA-51 به کاربرد بالینی را به عنوان یک ادجوانت برای واکسنهای سرطان تسریع خواهد کرد. در واقع مونتاناید ISA-51 با ایجاد یک التهاب استریل موضعی و جذب سلولهای عرضه کننده آنتیژن (APCs)، پتانسیل این را دارد که محل تزریق را به یک «ارگان لنفوئیدی موقت» تبدیل کند.
با این حال، چالش اصلی در واکسنهای سرطان، غلبه بر محیط سرکوبگر تومور (TME) و القای لنفوسیتهای T سیتوتوکسیک (CD8+) قوی است، نه فقط آنتیبادی. امولسیونهای روغنی به تنهایی ممکن است بیشتر پاسخ هومورال (Th2) را تحریک کنند که برای سرطان کافی نیست.
⚡️نظریه:
با توجه به اشاره متن به سرطانهای مرتبط با HPV، این ادجوانت میتواند برای واکسنهای درمانی (Therapeutic Vaccines) علیه پروتئینهای E6 و E7 ویروس HPV بسیار حیاتی باشد. در اینجا، هدف پیشگیری نیست (که واکسنهای فعلی انجام میدهند)، بلکه هدف بیدار کردن سیستم ایمنی علیه سلولهای آلوده مزمن است. مونتاناید با ایجاد التهاب کنترل شده، میتواند تولرانس ایمنی ایجاد شده توسط ویروس HPV را در هم شکسته و سیستم ایمنی را مجددا هوشیار نماید. در طراحی کارآزماییهای بالینی آینده، نباید مونتاناید ISA-51 را صرفاً یک "حلال" برای واکسن دید، بلکه باید آن را بستری دانست که نیازمند یک محرک مولکولی ثانویه مانند آگونیست (TLR) است تا بتواند لنفوسیتهای Killer را با قدرت نفوذ به بافت تومور تولید کند. نظارت دقیق بر عوارض جانبی موضعی در این رویکرد الزامی است.
⚡️Montanide ISA-51: a promising adjuvant in cancer vaccine immunotherapy
Liu Nan et al,.
• PMID: 41102132
• DOI: 10.1080/14760584.2025.2576234
🧬🔬کانال کنترل و پیشگیری پاپیلوما
🦠🔑 @CP_HPV
🙏1
🤝Elevated Risk of HPV-Associated Oropharyngeal Cancers in Husbands of Women With Anogenital Cancer
🤝افزایش خطر ابتلا به سرطانهای حلق دهانی (اوروفارنکس) مرتبط با HPV در همسرانِ زنان مبتلا به سرطانهای آنوژنیتال (مقعدی-تناسلی).
🤝مقدمه و روش کار: عفونت با ویروس پاپیلومای انسانی (HPV) با کارسینومهای سلول سنگفرشی در لوزهها (TSCC) و قاعده زبان (BOTSCC) مرتبط است. در این مطالعه، خطر نسبی (RR) ابتلا به این نوع سرطانها را در شوهرانی که همسرانشان مبتلا به سرطانهای آنوژنیتال بودند، با استفاده از پایگاه دادههای خانوادگی سوئد مورد ارزیابی قرار داده شده است. پایگاه دادههای خانوادگی شامل ۳.۵ میلیون خانواده از اطلاعات ۱۶ میلیون فرد است که از سال ۱۹۳۲ شناسایی شده و دادههای سرطان آنها از سال ۱۹۵۸ تا ۲۰۱۵ ثبت شده است. خطر نسبی (RR) ابتلا به سرطان لوزه و قاعده زبان را در شوهرانی بررسی شد که همسرانشان دارای تشخیصهای زیر بودند:
1. سرطانهای آنوژنیتال (مقعد، واژن، فرج)
2. سرطان دهانه رحم (Cervical Cancer)
3. کارسینوم در برجا (CIS) یا ضایعات پیشسرطانی شدید دهانه رحم. سپس این نتایج با گروه کنترل (شوهرانی که همسرانشان سالم بودند) مقایسه شد.
🤝نتایج: تاثیر زمان و سن: خطر نسبی (RR) سرطان لوزه و قاعده زبان در شوهرانی که همسرانشان سرطان تهاجمی آنوژنیتال داشتند، با گذشت زمان (سالهای اخیر) و کاهش سن در زمان تشخیص، افزایش یافته است.
• اوج خطر: در بازه زمانی ۲۰۰۲ تا ۲۰۱۵، خطر نسبی برای مردانی که در سن زیر ۵۰ سال دچار سرطان لوزه یا قاعده زبان شدند، به عدد ۵.۳۵ رسید (یعنی بیش از ۵ برابر خطر بیشتر نسبت به افراد عادی).
• ضایعات پیشسرطانی: در مورد شوهرانی که همسرانشان فقط ضایعات پیشسرطانی (CIS) داشتند، خطر ابتلا به این سرطانها در تمام دورههای زمانی ۲ برابر بود.
🤝نتیجه گیری نهایی: تجمع خطر ابتلا به سرطانهای تهاجمی مرتبط با HPV در زوجین، به "دوره زمانی" بستگی دارد (در سالهای اخیر بیشتر شده است). این یافته، دیدگاه جدیدی را در علم سرطانشناسی معرفی میکند: افزایش خطر خانوادگی سرطانهای مرتبط با HPV در میان همسران. بعلاوه مردانی که همسرانشان سابقه سرطان دهانه رحم یا ضایعات پیشسرطانی دارند، باید نسبت به علائم غیرعادی در ناحیه گلو و لوزهها هوشیارتر باشند
🤝نظریه: این تحقیق نشان میدهد که محیط بیولوژیکی مشترک (انتقال ویروس بین زوجین) میتواند خطر ابتلا به سرطانهای اوروفارنکس (حلق دهانی) را در مردانی که همسرشان دچار ضایعات پیشسرطانی یا سرطانی ناشی از HPV هستند، به شدت افزایش دهد.
🤝Elevated Risk of HPV-Associated Oropharyngeal Cancers in Husbands of Women With Anogenital Cancer
Tuomas Lehtinen et al.,
• PMID: 40877205
• PMCID: PMC12394001
• DOI: 10.1002/cnr2.70333
🧬🔬کانال کنترل و پیشگیری پاپیلوما
🦠🔑 @CP_HPV
🤝افزایش خطر ابتلا به سرطانهای حلق دهانی (اوروفارنکس) مرتبط با HPV در همسرانِ زنان مبتلا به سرطانهای آنوژنیتال (مقعدی-تناسلی).
🤝مقدمه و روش کار: عفونت با ویروس پاپیلومای انسانی (HPV) با کارسینومهای سلول سنگفرشی در لوزهها (TSCC) و قاعده زبان (BOTSCC) مرتبط است. در این مطالعه، خطر نسبی (RR) ابتلا به این نوع سرطانها را در شوهرانی که همسرانشان مبتلا به سرطانهای آنوژنیتال بودند، با استفاده از پایگاه دادههای خانوادگی سوئد مورد ارزیابی قرار داده شده است. پایگاه دادههای خانوادگی شامل ۳.۵ میلیون خانواده از اطلاعات ۱۶ میلیون فرد است که از سال ۱۹۳۲ شناسایی شده و دادههای سرطان آنها از سال ۱۹۵۸ تا ۲۰۱۵ ثبت شده است. خطر نسبی (RR) ابتلا به سرطان لوزه و قاعده زبان را در شوهرانی بررسی شد که همسرانشان دارای تشخیصهای زیر بودند:
1. سرطانهای آنوژنیتال (مقعد، واژن، فرج)
2. سرطان دهانه رحم (Cervical Cancer)
3. کارسینوم در برجا (CIS) یا ضایعات پیشسرطانی شدید دهانه رحم. سپس این نتایج با گروه کنترل (شوهرانی که همسرانشان سالم بودند) مقایسه شد.
🤝نتایج: تاثیر زمان و سن: خطر نسبی (RR) سرطان لوزه و قاعده زبان در شوهرانی که همسرانشان سرطان تهاجمی آنوژنیتال داشتند، با گذشت زمان (سالهای اخیر) و کاهش سن در زمان تشخیص، افزایش یافته است.
• اوج خطر: در بازه زمانی ۲۰۰۲ تا ۲۰۱۵، خطر نسبی برای مردانی که در سن زیر ۵۰ سال دچار سرطان لوزه یا قاعده زبان شدند، به عدد ۵.۳۵ رسید (یعنی بیش از ۵ برابر خطر بیشتر نسبت به افراد عادی).
• ضایعات پیشسرطانی: در مورد شوهرانی که همسرانشان فقط ضایعات پیشسرطانی (CIS) داشتند، خطر ابتلا به این سرطانها در تمام دورههای زمانی ۲ برابر بود.
🤝نتیجه گیری نهایی: تجمع خطر ابتلا به سرطانهای تهاجمی مرتبط با HPV در زوجین، به "دوره زمانی" بستگی دارد (در سالهای اخیر بیشتر شده است). این یافته، دیدگاه جدیدی را در علم سرطانشناسی معرفی میکند: افزایش خطر خانوادگی سرطانهای مرتبط با HPV در میان همسران. بعلاوه مردانی که همسرانشان سابقه سرطان دهانه رحم یا ضایعات پیشسرطانی دارند، باید نسبت به علائم غیرعادی در ناحیه گلو و لوزهها هوشیارتر باشند
🤝نظریه: این تحقیق نشان میدهد که محیط بیولوژیکی مشترک (انتقال ویروس بین زوجین) میتواند خطر ابتلا به سرطانهای اوروفارنکس (حلق دهانی) را در مردانی که همسرشان دچار ضایعات پیشسرطانی یا سرطانی ناشی از HPV هستند، به شدت افزایش دهد.
🤝Elevated Risk of HPV-Associated Oropharyngeal Cancers in Husbands of Women With Anogenital Cancer
Tuomas Lehtinen et al.,
• PMID: 40877205
• PMCID: PMC12394001
• DOI: 10.1002/cnr2.70333
🧬🔬کانال کنترل و پیشگیری پاپیلوما
🦠🔑 @CP_HPV
🙏1
📺 *اطلاعرسانی برنامه تلویزیونی*
قابل توجه همکاران گرامی به اطلاع میرساند؛با افتخار دعوت میگردد به تماشای بخش دوم برنامهای علمی و کاربردی در شبکه سلامت در ارتباط با ویروس پاپیلومای انسانی
🗓 *جمعه 8 خردادماه
🕛 ساعت ۲۱
📡 شبکه سلامت*
👨⚕️ سخنران: *دکتر سید محمد جزایری *
پزشک و متخصص ویروسشناسی پزشکی از انگلستان
استاد گروه ویروسشناسی دانشکده بهداشت دانشگاه علوم پزشکی تهران
مسئول فنی آزمایشگاه تخصصی ویروسشناسی پزشکی آرامیس
در این برنامه، به زبانی علمی و قابل فهم درباره زگیلهای تناسلی و راه های پیشگیری از جمله واکسن صحبت خواهد شد؛
گامی مؤثر در افزایش آگاهی عمومی و ارتقای سلامت جامعه 🌿
*همراه با امتیاز بازآموزی برای پزشکان
*
📢 لطفاً اطلاعرسانی کنید و بینندگان عزیز را به تماشای این برنامه ارزشمند دعوت نمایید.
🧬🔬کانال کنترل و پیشگیری پاپیلوما
🦠🔑 @CP_HPV
قابل توجه همکاران گرامی به اطلاع میرساند؛با افتخار دعوت میگردد به تماشای بخش دوم برنامهای علمی و کاربردی در شبکه سلامت در ارتباط با ویروس پاپیلومای انسانی
🗓 *جمعه 8 خردادماه
🕛 ساعت ۲۱
📡 شبکه سلامت*
👨⚕️ سخنران: *دکتر سید محمد جزایری *
پزشک و متخصص ویروسشناسی پزشکی از انگلستان
استاد گروه ویروسشناسی دانشکده بهداشت دانشگاه علوم پزشکی تهران
مسئول فنی آزمایشگاه تخصصی ویروسشناسی پزشکی آرامیس
در این برنامه، به زبانی علمی و قابل فهم درباره زگیلهای تناسلی و راه های پیشگیری از جمله واکسن صحبت خواهد شد؛
گامی مؤثر در افزایش آگاهی عمومی و ارتقای سلامت جامعه 🌿
*همراه با امتیاز بازآموزی برای پزشکان
*
📢 لطفاً اطلاعرسانی کنید و بینندگان عزیز را به تماشای این برنامه ارزشمند دعوت نمایید.
🧬🔬کانال کنترل و پیشگیری پاپیلوما
🦠🔑 @CP_HPV
👍7
💊The association between HPV infection and endometriosis: Risk and fertility outcomes
💊ارتباط بین عفونت HPV و اندومتریوز: بررسی خطر ابتلا و پیامدهای باروری- مقاله مروری/متآنالیز
💊مقدمه و روش کار: در حالی که نقش عفونتها در پاتولوژی (بیماریزایی) اندومتریوز مطرح شده است، نقش ویروس پاپیلومای انسانی (HPV) همچنان نامشخص باقی مانده بود. این مطالعه با ترکیب یک متآنالیز (فرا-تحلیل) روی ۷ مطالعه قبلی و یک مطالعه مورد-شاهدی (بر روی ۴۳۲ بیمار تحت جراحی) به ارزیابی ارتباط بین HPV با خطر ابتلا به اندومتریوز و همچنین پیامدهای باروری پرداخته است.
💊نتایج: تحلیلهای آماری تجمیعی نشان داد که:
• هیچ ارتباط معناداری بین عفونت با هر یک از زیرتایپهای HPV با نسبت شانس (OR = 2.60) یا زیرتایپهای پرخطر (High-Risk) و خطر ابتلا به اندومتریوز وجود ندارد.
• این در حالی است که شیوع کلی HPV در بیماران (۴۶٪ کل و ۳۶٪ نوع پرخطر) نسبت به جمعیت عمومی بالاتر گزارش شده بود، اما این عدد از نظر آماری به معنای "عامل خطر بودن" ویروس برای ایجاد بیماری تلقی نمیگردد.
بخش مهم و بالینی این پژوهش نشان داد: بیماران دارای HPV مثبت در مقایسه با بیماران HPV منفی، به طور قابل توجهی نرخ تولد زنده (Live Birth Rate) کمتری پس از جراحی داشتند ۱۰.۶٪ در مقابل ۲۱.۰٪ . این تفاوت از نظر آماری معنادار بود.
💊نتیجه گیری نهایی: این یافتهها نشان میدهند که عفونت HPV یک عامل خطر اولیه برای توسعه و شکلگیری اندومتریوز نیست، اما میتواند اثرات منفی بر پیامدهای باروری پس از جراحی داشته باشد. رویکرد دوگانه این مطالعه (ترکیب متآنالیز و بررسی موردی) شواهد قویتری را برای تأثیر بالینی HPV بر پیشآگهی تولیدمثل در بیماران مبتلا به اندومتریوز ارائه میدهد.
💊نظریه: نکته کلیدی این مطالعه در این است که اگرچه HPV باعث ایجاد اندومتریوز نمیشود، اما حضور آن در سیستم تولیدمثلی میتواند محیط میکروایمونولوژی (Micro-environment) را تغییر دهد. التهاب مزمن ناشی از ویروس در کنار بافت اندومتریوز، احتمالا از طریق اختلال در پذیرش آندومتر (Endometrial Receptivity) یا تاثیر بر کیفیت تخمک، شانس موفقیت بارداری را کاهش میدهد.
💊The association between HPV infection and endometriosis: Risk and fertility outcomes
Wenqu Li et al.,
• PMID: 41067924
• DOI: 10.7555/JBR.39.20250194
🧬🔬کانال کنترل و پیشگیری پاپیلوما
🦠🔑 @CP_HPV
💊ارتباط بین عفونت HPV و اندومتریوز: بررسی خطر ابتلا و پیامدهای باروری- مقاله مروری/متآنالیز
💊مقدمه و روش کار: در حالی که نقش عفونتها در پاتولوژی (بیماریزایی) اندومتریوز مطرح شده است، نقش ویروس پاپیلومای انسانی (HPV) همچنان نامشخص باقی مانده بود. این مطالعه با ترکیب یک متآنالیز (فرا-تحلیل) روی ۷ مطالعه قبلی و یک مطالعه مورد-شاهدی (بر روی ۴۳۲ بیمار تحت جراحی) به ارزیابی ارتباط بین HPV با خطر ابتلا به اندومتریوز و همچنین پیامدهای باروری پرداخته است.
💊نتایج: تحلیلهای آماری تجمیعی نشان داد که:
• هیچ ارتباط معناداری بین عفونت با هر یک از زیرتایپهای HPV با نسبت شانس (OR = 2.60) یا زیرتایپهای پرخطر (High-Risk) و خطر ابتلا به اندومتریوز وجود ندارد.
• این در حالی است که شیوع کلی HPV در بیماران (۴۶٪ کل و ۳۶٪ نوع پرخطر) نسبت به جمعیت عمومی بالاتر گزارش شده بود، اما این عدد از نظر آماری به معنای "عامل خطر بودن" ویروس برای ایجاد بیماری تلقی نمیگردد.
بخش مهم و بالینی این پژوهش نشان داد: بیماران دارای HPV مثبت در مقایسه با بیماران HPV منفی، به طور قابل توجهی نرخ تولد زنده (Live Birth Rate) کمتری پس از جراحی داشتند ۱۰.۶٪ در مقابل ۲۱.۰٪ . این تفاوت از نظر آماری معنادار بود.
💊نتیجه گیری نهایی: این یافتهها نشان میدهند که عفونت HPV یک عامل خطر اولیه برای توسعه و شکلگیری اندومتریوز نیست، اما میتواند اثرات منفی بر پیامدهای باروری پس از جراحی داشته باشد. رویکرد دوگانه این مطالعه (ترکیب متآنالیز و بررسی موردی) شواهد قویتری را برای تأثیر بالینی HPV بر پیشآگهی تولیدمثل در بیماران مبتلا به اندومتریوز ارائه میدهد.
💊نظریه: نکته کلیدی این مطالعه در این است که اگرچه HPV باعث ایجاد اندومتریوز نمیشود، اما حضور آن در سیستم تولیدمثلی میتواند محیط میکروایمونولوژی (Micro-environment) را تغییر دهد. التهاب مزمن ناشی از ویروس در کنار بافت اندومتریوز، احتمالا از طریق اختلال در پذیرش آندومتر (Endometrial Receptivity) یا تاثیر بر کیفیت تخمک، شانس موفقیت بارداری را کاهش میدهد.
💊The association between HPV infection and endometriosis: Risk and fertility outcomes
Wenqu Li et al.,
• PMID: 41067924
• DOI: 10.7555/JBR.39.20250194
🧬🔬کانال کنترل و پیشگیری پاپیلوما
🦠🔑 @CP_HPV
🙏4
⭐️Whole 16S rRNA gene sequencing reveals differences in the oral microbiota of healthy individuals infected with oral HPV
⭐️توالییابی کامل ژن 16S rRNA تفاوتهایی را در میکروبیوتای دهانی افراد سالم مبتلا به عفونت HPV دهانی آشکار میسازد
⭐️مقدمه و روش کار: کاوش در میکروبیوتای دهانی افراد سالمِ دارای و فاقد عفونت ویروس پاپیلومای انسانی (HPV) دهانی و شناسایی هرگونه ویژگی یا تغییری در میکروبیوتای دهانی مرتبط با عفونت HPV بینابینی ضروری به نظر میرسد. توالییابی PacBio HiFi (نوعی از توالی یابی ابر مبنای پلت فرم NGS است) از کل ژن 16S rRNA بر روی ۱۲۸ نمونه بزاق حاصل از یک کوهورت در استرالیا با مشخصات تعیینشده (شامل ۶۴ مورد HPV-مثبت و ۶۴ مورد HPV-منفی ( انجام شد. تحلیلهای آماری تنوع آلفا (Alpha-diversity) و بتا (Beta-diversity)، و همچنین ترکیب تاکسونومیک (آزمون فراوانی افتراقی ( بهمنظور تعیین تفاوتهای میانگروهی آزمودنیها مورد استفاده قرار گرفت.
⭐️نتایج: این مطالعه نشان داد که: (۱) تفاوتهای معناداری در فراوانی باکتری استرپتوکوکوس سالیواریوس Streptococcus salivarius در مردان HPV-منفی دهانی وجود دارد [که در گروه مثبت دیده نمیشود]؛ (۲) مردان مبتلا به HPV کمخطر (Low-risk)، افزایش فراوانی در چندین گونه باکتریایی داشتند و (۳) کاهش فراوانی در استرپتوکوکوس سالیواریوس و استرپتوکوکوس پاراسانگوئیس (S. parasanguinis) را نشان دادند. در زنان، (۴) تنوع شانونShannon diversity) میکروبیوتای دهانی در افراد HPV-مثبت بهطور معناداری کمتر از افراد HPV-منفی بود و (۵) ساختار پروفایل میکروبیوم دهانی (تنوع بتا) هنگامی که بر اساس وضعیت HPV طبقهبندی شد، تفاوت معناداری داشت.
⭐️نتیجه گیری نهایی: عفونت HPV دهانی بینابینی با چندین اختلال (Perturbations) در فراوانی برخی تاکساهای باکتریایی در میکروبیوتای دهانی همراه است که این تغییرات میان مردان و زنان متفاوت است. انجام پژوهشهای بیشتر جهت تعیین اینکه آیا این تغییرات در کارسینوژنز (سرطانزایی) دهانی مشارکت دارند یا خیر، ضروری است.
⭐️نظریه: استفاده از مکمل های حاوی پروبیوتیک S. salivarius مانند سویه K12 میتواند به عنوان یک استراتژی ارزان و کمخطر برای افراد در معرض خطر یا کسانی که HPV مثبت هستند اما ضایعه ندارند تجویز شود تا با بازگرداندن جمعیت میکروبی محافظ، شانس "پاکسازی خود به خودی" (Viral Clearance) ویروس افزایش یابد. همچنین در کلینیک، سنجش سطح S. salivarius یا بررسی تنوع میکروبی بزاق میتواند به عنوان یک بیومارکر غیرتهاجمی برای پیشبینی اینکه کدام بیماران HPV مثبت احتمال بیشتری برای پیشرفت به سمت سرطان دهان دارند، استفاده شود. بیماری که کاهش شدید این باکتریهای محافظ را نشان دهد، نیازمند پایش دقیقتر خواهد بود.
⭐️ Whole 16S rRNA gene sequencing reveals differences in the oral microbiota of healthy individuals infected with oral HPV
Toby I Maidment , et al,.
PMID: 41084770
DOI: 10.1080/17460913.2025.2572259
🧬🔬کانال کنترل و پیشگیری پاپیلوما
🦠🔑 @CP_HPV
⭐️توالییابی کامل ژن 16S rRNA تفاوتهایی را در میکروبیوتای دهانی افراد سالم مبتلا به عفونت HPV دهانی آشکار میسازد
⭐️مقدمه و روش کار: کاوش در میکروبیوتای دهانی افراد سالمِ دارای و فاقد عفونت ویروس پاپیلومای انسانی (HPV) دهانی و شناسایی هرگونه ویژگی یا تغییری در میکروبیوتای دهانی مرتبط با عفونت HPV بینابینی ضروری به نظر میرسد. توالییابی PacBio HiFi (نوعی از توالی یابی ابر مبنای پلت فرم NGS است) از کل ژن 16S rRNA بر روی ۱۲۸ نمونه بزاق حاصل از یک کوهورت در استرالیا با مشخصات تعیینشده (شامل ۶۴ مورد HPV-مثبت و ۶۴ مورد HPV-منفی ( انجام شد. تحلیلهای آماری تنوع آلفا (Alpha-diversity) و بتا (Beta-diversity)، و همچنین ترکیب تاکسونومیک (آزمون فراوانی افتراقی ( بهمنظور تعیین تفاوتهای میانگروهی آزمودنیها مورد استفاده قرار گرفت.
⭐️نتایج: این مطالعه نشان داد که: (۱) تفاوتهای معناداری در فراوانی باکتری استرپتوکوکوس سالیواریوس Streptococcus salivarius در مردان HPV-منفی دهانی وجود دارد [که در گروه مثبت دیده نمیشود]؛ (۲) مردان مبتلا به HPV کمخطر (Low-risk)، افزایش فراوانی در چندین گونه باکتریایی داشتند و (۳) کاهش فراوانی در استرپتوکوکوس سالیواریوس و استرپتوکوکوس پاراسانگوئیس (S. parasanguinis) را نشان دادند. در زنان، (۴) تنوع شانونShannon diversity) میکروبیوتای دهانی در افراد HPV-مثبت بهطور معناداری کمتر از افراد HPV-منفی بود و (۵) ساختار پروفایل میکروبیوم دهانی (تنوع بتا) هنگامی که بر اساس وضعیت HPV طبقهبندی شد، تفاوت معناداری داشت.
⭐️نتیجه گیری نهایی: عفونت HPV دهانی بینابینی با چندین اختلال (Perturbations) در فراوانی برخی تاکساهای باکتریایی در میکروبیوتای دهانی همراه است که این تغییرات میان مردان و زنان متفاوت است. انجام پژوهشهای بیشتر جهت تعیین اینکه آیا این تغییرات در کارسینوژنز (سرطانزایی) دهانی مشارکت دارند یا خیر، ضروری است.
⭐️نظریه: استفاده از مکمل های حاوی پروبیوتیک S. salivarius مانند سویه K12 میتواند به عنوان یک استراتژی ارزان و کمخطر برای افراد در معرض خطر یا کسانی که HPV مثبت هستند اما ضایعه ندارند تجویز شود تا با بازگرداندن جمعیت میکروبی محافظ، شانس "پاکسازی خود به خودی" (Viral Clearance) ویروس افزایش یابد. همچنین در کلینیک، سنجش سطح S. salivarius یا بررسی تنوع میکروبی بزاق میتواند به عنوان یک بیومارکر غیرتهاجمی برای پیشبینی اینکه کدام بیماران HPV مثبت احتمال بیشتری برای پیشرفت به سمت سرطان دهان دارند، استفاده شود. بیماری که کاهش شدید این باکتریهای محافظ را نشان دهد، نیازمند پایش دقیقتر خواهد بود.
⭐️ Whole 16S rRNA gene sequencing reveals differences in the oral microbiota of healthy individuals infected with oral HPV
Toby I Maidment , et al,.
PMID: 41084770
DOI: 10.1080/17460913.2025.2572259
🧬🔬کانال کنترل و پیشگیری پاپیلوما
🦠🔑 @CP_HPV
PubMed
Whole 16S rRNA gene sequencing reveals differences in the oral microbiota of healthy individuals infected with oral HPV - PubMed
Intermediate oral HPV infection is associated with several perturbations in the abundance of some bacterial taxa in the oral microbiota, which differ between males and females. Further research is required to determine whether these changes contribute to…
🙏1
📌The prevalence of nine human herpesviruses in urogenital samples from young women in Finland
📌شیوع 9 ویروس هرپس انسانی در نمونههای ادراری-تناسلی زنان جوان در فنلاند
📌مقدمه و روش کار: به غیر از ویروس هرپس سیمپلکس (HSV)، نقش بیماریزایی و همچنین وقوع سایر ویروسهای هرپس انسانی (HHVs) در دستگاه ادراری-تناسلی همچنان تا حد زیادی نامشخص است. هدف مطالعه ی پیشرو تعیین شیوع (Prevalence) و میزان دفع (level of shedding) 9 ویروس هرپس انسانی شایع در نمونههای ادراری-تناسلی زنان جوان بوده است. به این منظور جهت بررسی شیوع و کمیتیابی HHVs با استفاده از روش qPCR ) واکنش زنجیرهای پلیمراز کمی) در نمونههای ادراری-تناسلی ۳۸۰ زن جوان فنلاندی پرداخته شد. این زنان در یک کارآزمایی تصادفیسازیشدهی اجتماعی برای واکسیناسیون HPV و همچنین یک کارآزمایی تصادفیسازیشده دیگر در مورد اثربخشی غربالگری کلامیدیا تراکوماتیس نیز شرکت داشتند.
📌نتایج: شایعترین ویروس: DNA ویروس اپشتین-بار (EBV) شایعترین یافته بود و در ۸.۴٪ از نمونهها مثبت گزارش شد.
شیوع سایر ویروسها: DNA سایر هرپسویروسها با شیوع کمتری تشخیص داده شدند:
: HHV-6B ۵.۸٪
سیتومگالوویروس :(CMV): ۳.۷٪
: HHV-7۱.۶٪
: HSV-2 ۰.۸٪
: HSV-1 ۰.۵٪
DNA ویروسهای تشخیصدادهنشده: ویروسهای واریسلا-زوستر (VZV)، HHV-6A، و هرپسویروس مرتبط با سارکوم کاپوزی (KSHV/HHV-8) در هیچ یک از نمونهها تشخیص داده نشد.
ارتباط EBV با C. trachomatis: شیوع DNA ویروس EBV در زنانی که نتیجه آزمایش تست تقویت اسید نوکلئیک (NAAT) آنها برای C. trachomatis مثبت بود، به طور معنیداری بالاتر بود (۱۱.۳٪ در مقابل ۵.۷٪ در گروه منفی.
ارتباط EBV با سایر میکروبهای منتقله از راه جنسی (STMs) : DNA ویروس EBV به طور مکرر در زنانی که DNA میکروبهای منتقله از راه جنسی (شامل C. trachomatis، Mycoplasma genitalium، HPV، یا HSV در نمونههای آنها وجود داشت، مشاهده شد (شیوع ۱۱.۴٪ ) در مقایسه با ۴.۰٪ در گروه فاقد این میکروبها؛
📌نتیجه گیری نهایی: این مطالعه نشان میدهد که ویروس EBV شایعترین ویروس هرپس انسانی در نمونههای ادراری-تناسلی زنان جوان فنلاندی است که ارتباط معنیداری با حضور عفونتهای همزمان منتقله از راه جنسی (STIs)، به ویژه C. trachomatis و سایر STMs، دارد. این یافتهها نشاندهندهی ارتباط بالقوه بین فعالیت جنسی/آسیبپذیری دستگاه تناسلی و فعال شدن مجدد یا دفع EBV است، و بر لزوم تحقیقات بیشتر برای روشن شدن نقش سایر HHVs در پاتوژنز دستگاه ادراری-تناسلی تأکید میکند.
📌نظریه. با توجه به نقش خطیر EBV در ایجاد سرطانهای ENT و علاوه بر آن احتمالا در سرطانهای دستگاه اوروژنیتال، و تمرکز خاص ویروس پاپیلومای انسانی در بیماریزایی در همین نقاط آناتومیک، بررسی عفونت همزمان این دو ویروس ارزش خاص خود را دارد. البته بررسیهای 7 سال اخیر تیم تحقیقاتی مرکز تحقیقات ویروس شناسی بالینی با همکاری سرکار خانم دکتر یارندی در بیمارستان یاس در مورد سرطان دهانه رحم و ارتباط آن با EBV از نظر آماری تفاوت قابل ملاحظه نشان نداده است.
📌Hanna Välimaa et al.,
PMID: 40826323
DOI: 10.1186/s12879-025-11392-6
🧬🔬کانال کنترل و پیشگیری پاپیلوما
🦠🔑 @CP_HPV
📌شیوع 9 ویروس هرپس انسانی در نمونههای ادراری-تناسلی زنان جوان در فنلاند
📌مقدمه و روش کار: به غیر از ویروس هرپس سیمپلکس (HSV)، نقش بیماریزایی و همچنین وقوع سایر ویروسهای هرپس انسانی (HHVs) در دستگاه ادراری-تناسلی همچنان تا حد زیادی نامشخص است. هدف مطالعه ی پیشرو تعیین شیوع (Prevalence) و میزان دفع (level of shedding) 9 ویروس هرپس انسانی شایع در نمونههای ادراری-تناسلی زنان جوان بوده است. به این منظور جهت بررسی شیوع و کمیتیابی HHVs با استفاده از روش qPCR ) واکنش زنجیرهای پلیمراز کمی) در نمونههای ادراری-تناسلی ۳۸۰ زن جوان فنلاندی پرداخته شد. این زنان در یک کارآزمایی تصادفیسازیشدهی اجتماعی برای واکسیناسیون HPV و همچنین یک کارآزمایی تصادفیسازیشده دیگر در مورد اثربخشی غربالگری کلامیدیا تراکوماتیس نیز شرکت داشتند.
📌نتایج: شایعترین ویروس: DNA ویروس اپشتین-بار (EBV) شایعترین یافته بود و در ۸.۴٪ از نمونهها مثبت گزارش شد.
شیوع سایر ویروسها: DNA سایر هرپسویروسها با شیوع کمتری تشخیص داده شدند:
: HHV-6B ۵.۸٪
سیتومگالوویروس :(CMV): ۳.۷٪
: HHV-7۱.۶٪
: HSV-2 ۰.۸٪
: HSV-1 ۰.۵٪
DNA ویروسهای تشخیصدادهنشده: ویروسهای واریسلا-زوستر (VZV)، HHV-6A، و هرپسویروس مرتبط با سارکوم کاپوزی (KSHV/HHV-8) در هیچ یک از نمونهها تشخیص داده نشد.
ارتباط EBV با C. trachomatis: شیوع DNA ویروس EBV در زنانی که نتیجه آزمایش تست تقویت اسید نوکلئیک (NAAT) آنها برای C. trachomatis مثبت بود، به طور معنیداری بالاتر بود (۱۱.۳٪ در مقابل ۵.۷٪ در گروه منفی.
ارتباط EBV با سایر میکروبهای منتقله از راه جنسی (STMs) : DNA ویروس EBV به طور مکرر در زنانی که DNA میکروبهای منتقله از راه جنسی (شامل C. trachomatis، Mycoplasma genitalium، HPV، یا HSV در نمونههای آنها وجود داشت، مشاهده شد (شیوع ۱۱.۴٪ ) در مقایسه با ۴.۰٪ در گروه فاقد این میکروبها؛
📌نتیجه گیری نهایی: این مطالعه نشان میدهد که ویروس EBV شایعترین ویروس هرپس انسانی در نمونههای ادراری-تناسلی زنان جوان فنلاندی است که ارتباط معنیداری با حضور عفونتهای همزمان منتقله از راه جنسی (STIs)، به ویژه C. trachomatis و سایر STMs، دارد. این یافتهها نشاندهندهی ارتباط بالقوه بین فعالیت جنسی/آسیبپذیری دستگاه تناسلی و فعال شدن مجدد یا دفع EBV است، و بر لزوم تحقیقات بیشتر برای روشن شدن نقش سایر HHVs در پاتوژنز دستگاه ادراری-تناسلی تأکید میکند.
📌نظریه. با توجه به نقش خطیر EBV در ایجاد سرطانهای ENT و علاوه بر آن احتمالا در سرطانهای دستگاه اوروژنیتال، و تمرکز خاص ویروس پاپیلومای انسانی در بیماریزایی در همین نقاط آناتومیک، بررسی عفونت همزمان این دو ویروس ارزش خاص خود را دارد. البته بررسیهای 7 سال اخیر تیم تحقیقاتی مرکز تحقیقات ویروس شناسی بالینی با همکاری سرکار خانم دکتر یارندی در بیمارستان یاس در مورد سرطان دهانه رحم و ارتباط آن با EBV از نظر آماری تفاوت قابل ملاحظه نشان نداده است.
📌Hanna Välimaa et al.,
PMID: 40826323
DOI: 10.1186/s12879-025-11392-6
🧬🔬کانال کنترل و پیشگیری پاپیلوما
🦠🔑 @CP_HPV
PubMed
The prevalence of nine human herpesviruses in urogenital samples from young women in Finland - PubMed
The increased prevalence of EBV DNA among young women with a sexually transmissible pathogen coinfection suggests more frequent shedding of EBV DNA among those with a sexually transmitted infection and likely higher sexual risk-taking behavior.
🙏1