کانال رسمی کمیته آزادی زندانیان سیاسی در ایران
1.31K subscribers
15K photos
13.2K videos
4 files
10.7K links
آگاهی دادن به افکار عمومی در سطح بین‌المللی و بسیج سازمان‌های مدافع حقوق انسان در سراسر جهان علیه جمهوری اسلامی با خواست آزادی فوری و بی قید و شرط کلیه زندانیان سیاسی
تماس با ما: @abouzar_solhjou
Download Telegram
شاهد شماره ٨۴ : پسرم گفت در بازداشتگاه سپاه بچه‌ها را زنده زنده آتش زدند.‏

پسرم در۲۷آبان ۹۸ بازداشت شد. در بازداشت او را مورد ضرب و شتم قرارداده بودند بود. پسرم پس از آزادی به من گفت:«دیشب چندتا از بچه‌ها را در بازداشتگاه سپاه زنده زنده آتش زدند!»
آن‌قدر فشار روحی روی پسرم زیاد بود که روز۱ آذر خودش را حل‌آویز کرد.
شاهد ۸۴ ‎#دادگاه_بین‌المللی_مردمی_آبان https://t.co/PpEqY946kz‎
شاهد ۴۵۸ - عضو گردانهای امام علی

گردانهای امام علی بخشی از بسیج است که تحت نظر سپاه فعالیت می کند و وظیفه‌اش سرکوب اعتراضات مردمی است.

شاهد ۴۵٨ میگوید:
" به ما می‌گفتند آنهایی که لیدر هستند را در تظاهرات به بهانه کمک به آنها از تظاهرات بیرون بیاورید و بعد آنها را دستگیر میکردند"
"به ما می‌گفتند پمپ بنزینها رو آتش بزنید که بهانه داشته باشیم مردم رو دستگیر کنیم و از طرفی مردم نتوانند با ماشین به خیابان بیایند"

#آبان_زنده_است
#آبان_ادامه_دارد
Campaign to #SupportIranProtesters
کارزار #صدای_معترضین_آبانماه
کانال رسمی کمیته آزادی زندانیان سیاسی در ایران
Photo
در مورد شاهد ۵۰۴
مریم فومنی، عضو هیات دادستانی درباره شهادت شاهد ۵۰۴ شهادت می‌دهد.
بر اساس گزارش شاهد ۵۰۴ که به دلیل امنیتی خودش نمی تواند شهادت بدهد، لیست هفتاد نفر را به دادگاه داده است که در آبان به دلیل شلیک به چشم در یک بیمارستان بودند.

مدارکی به دادستانی دادگاه بین المللی مردمی آبان ارسال شده است که شامل اسامی، سن و سایر جزییات افراد بستری شده در یکی از بیمارستانهای تخصصی چشم پزشکی در ایران در فاصله زمانی ۲۴ تا ۲۷ آبان ۱۳۹۸ است. براساس این مدارک که مورد راستی آزمایی قرار گرفته اند،
· در این بیمارستان بیش از ۷۰ نفر به دلیل اصابت گلوله‌ی ساچمه‌ای به چشم در جریان اعتراضات آبان ۱۳۹۸ بستری و مورد جراحی قرار گرفته اند. این آمار شامل کسانی نمی شود که با جراحت‌های با شدت کمتر به اورژانس این بیمارستان مراجعه کرده و پس از درمان های سرپایی مرخص شده اند.

· از این تعداد، ۷ درصد زن و ۹۳ درصد مرد بوده اند.
·  از این تعداد ۳.۵ درصد در روز ۲۴ آبان، ۲۶ در صد در روز ۲۵ آبان، ۵۲ درصد در روز ۲۶ آبان و ۱۸ درصد در روز ۲۷ آبان به این بیمارستان مراجعه کرده و بستری شده اند.
· در میان این افراد که با حراحت شدید بستری شده بودند، ۷ فرد زیر ۱۸ سال دیده می شوند که یک نفر آنها ۱۴ ساله و یک نفر ۱۵ ساله در میان آنها به چشم می خورد.
· بیش از نیمی از آنها پس از در آوردن گلوله های ساچمه ای بینیایی یک یا دو چشمشان را از دست داده اند.
شاهدی که مدارک زیر را به دادستانی ارسال کرده به دلیل مسائل امنیتی قادر به شهادت در دادگاه نبود اما شهادت وی و جزییات مدارک ارسالی در اختیار قضات قرار خواهد گرفت.
 
  #دادخواهی
#دادگاه_بین‌المللی_مردمی_آبان
#آبان_ادامه_دارد
شاهد ۸۳، نامش علی رضایی است، برادرش ناصر رضایی از جانباختگات آبان ۹۸ است. این شاهد به طور علنی و از داخل ایران دارد شهادت می‌دهد

#دادخواهی
#دادگاه_بین‌المللی_مردمی_آبان
#آبان_ادامه_دارد
شاهد ۸۰
مادر یک جانباخته آبان که تنها ۱۸ سال داشت. و بدون تصویر و فقط صدا داشت در دادگاه حاضر شد.
.تهدید کردند  پسرم رااز خاک بیرون میاورند اگر به حرف آنها گوش ندهم. فشار میاوردند به این مادر  که قبول کند  پسرش شهید شده است.
پسرش حتی در تظاهراتها نبود وقتی به او شلیک کردند.

#دادخواهی
#دادگاه_بین‌المللی_مردمی_آبان
#آبان_ادامه_دارد
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دور دوم دادگاه بین‌المللی مردمی آبان ۹۸
گفت‌وگو با سعید خلیلی‌راد، روانشناس درباره فشارهای روانی بر بازداشت‌شدگان در بازداشتگاه



#آبان_ادامه_دارد
‏Campaign to #SupportIranProtesters
کارزار #صدای_معترضین_آبانماه
#BoycottIranRegime
#بایکوت_جمهوری_اسلامی
شاهد ۴۳۶
در مورد  کشتار تظاهرکنندگان و تعداد بسیار زیاد کشته شدگان صحبت کرد. از دستگیری و شکنجه اش در زندان صحبت کرد. " در بیمارستان مادری را دیدم با نوزادش که گلوله به سر نوزاد خورده و چون مادر نوزادش را بغل کرده بود گلوله به قلب مادر خورده بود. هر دو مرده بودند. "

#دادخواهی
#دادگاه_بین‌المللی_مردمی_آبان
#آبان_ادامه_دارد
این شاهد دوست یکی از جانباختگان آبان علی حسینی است. ایشان گفتند جسد را به خانواده اش نمیدادندچون از خانواده میخواستند بابت تحویل جلسه پول پرداخت کنند. 

#دادخواهی
#دادگاه_بین‌المللی_مردمی_آبان
#آبان_ادامه_دارد
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔴شیوا محبوبی سخنگوی کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
گزارش دومین روز برگزاری #دادگاه_آبان
#آبان_ادامه_دارد #دادخواهی #دادگاه_بین‌المللی_مردمی_آبان
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برای آزادی زندانیان سیاسی
🔵 موضوع برنامه:
🔺اولین روز دور دوم دادگاه آبان
مهمانان برنامه: فاطمه دادوند، زندانی سیاسی سابق و شیوا محبوبی سخنگوی کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی

مجری و تهیه کننده: باهره یزدانپناه
۱۶ بهمن ۱۴۰۰ - ۵ فوریه ۲۰۲۲
🔴متن شهادت شاهد ۳۶۲ در دادگاه مردمی آبان
https://wp.me/p9yWrK-2of
فرد مطلع درباره سرکوب اعتراضات
نام و نام خانوادگی شاهد: محفوظ است
جنسیت: مرد
مکانی که درباره‌ی آن شهادت می‌دهد: محفوظ است
وضعیت شاهد: اطلاع درباره وضعیت دو نفری که به دلیل تسهیل اطلاع‌رسانی سرکوب اعتراضات بازداشت و ناپدید شده‌اند.
نوع شهادت در دادگاه: محافظت شده
متن شهادت:
در اعتراضات آبان ۹۸ به دلیل قطعی اینترنت، ارتباط با خارج از کشور و رسانه‌ها در مقاطعی قطع شده بود. ما سعی می‌کردیم تا جایی که امکان دارد تصاویر، فایل‌ها، عکس‌ها و هرچیزی که بتوانیم را از اعتراضات جمع آوری کنیم و به صورت فیزیکی به دست رسانه‌های معتمد و آزاد و مستقل در خارج از ایران برسانیم.
چند هفته پس از شروع اعتراضات آبان ۹۸ در ایران، ما یک سری تصاویر و مدارک جدید را جمع‌آوری کردیم و می‌خواستیم که این تصاویر از ایران به دست رسانه‌ها در خارج از کشور برسد. متاسفانه یکی از کسانی که ما با هم کار می‌کردیم بازداشت شد و حدودا دو ساعت بعد از او هم یکی دیگر از دوستان ما که در کار ثبت و ارسال این تصاویر بود بازداشت شد. من خودم بعد از اینکه آن هارد درایوی که عکس‌ها و فیلم‌ها در آن بود را به یک نفر دادم تا به رسانه‌ها برساند، به شهر دیگری برای انجام یک کار شخصی رفتم و برای همین در آن مقطع بازداشت نشدم.
در مسیر به آن شهر که بودم، یک نفر از اعضای خانواده‌ام به صورت مخفیانه من را مطلع کرد که ماموران به خانه‌ی ما ریخته‌اند و منتظر ورود من هستند تا بازداشتم کنند. بعدا متوجه شدم همزمان که به خانه‌ی من هجوم برده بودند به خانه‌ی آن دو دوست دیگری که با هم این کار را می‌کردیم هم هجوم برده بودند. با شخصی که آن دو دوست دیگر باید عکس‌ها و فیلم‌ها را به دست‌شان می‌رسانند تماس گرفتم و فهمیدم که فایل‌ها را نرسانده‌اند و همین دو مساله من را مشکوک کرد که آنها بازداشت شده‌اند. برای همین در حدود ۲۷ روز در ایران مخفی شدم. بعد هم متوجه شدم که هر دو نفر آن‌ها بازداشت شده‌اند. من می‌دانم از آن دو نفری که بازداشت شدند هیچ رد و نشانی نیست، انگار اصلا هیچ‌وقت نبوده‌اند. دریغ از یک تماس، یک زنگ، یک نشانه، هیچی، وجود ندارد اصلا انگار از روز اول این دو آدم از مادر زاده نشده‌اند.
از زمان بازداشت این دو نفر تنها خبری که ما از آنها داریم این است که در محدوده‌ی جغرافیایی شهر ما بازداشت شدند و بعد به تهران منتقل شده‌اند. ولی نمی‌دانیم آنها را به کدام زندان برده‌اند.
ما اولین بار نبود اینکار را انجام می‌دادیم از سال ۱۳۹۳ وقت‌هایی که اینترنت به صورت مقطعی و محلی قطع می‌شد و ما سعی می‌کردیم که به همین شیوه عکس‌ها و فیلم‌ها را به صورت فیزیکی و از طریق هارد درایو از مرز رد کنیم و به دست افرادی برسانیم که آن‌ها تشخیص می‌دادند از طریق کدام رسانه و از کجا پخش بشود. در آبان ۹۸ این تقریبا سومین هارد درایوی بود که ما داشتیم از ایران خارج می‌کردیم که این دوستان بازداشت شدند و اتفاقا در این هارد درایوها تصاویر خیلی وحشتناکی {از سرکوب معترضان} و صحنه‌های کشتن مردم معترض از سوی ماموران بود. اگر این فیلم‌ها به دست رسانه‌ها می‌رسید مطمئن هستم که خیلی وضعیت فرق می‌کرد.
من از خانواده‌های این دو نفر از دور و به طور غیرمستقیم خبر دارم و می‌دانم آنها را هم خیلی آزار داده‌اند. خانواده‌هایشان قطعا درباره‌ی وضعیت این دو نفر پیگیری کرده‌اند. ولی نشنیده‌ام که اطلاعاتی به انها داده شده باشد که کجا بازداشت شده‌اند یا جایی مسئولیت‌شان را قبول کند، من خیلی محدود من توانسته‌ام با خانواده‌ی یکی از آن‌ها ارتباط بگیرم که اگر کمکی، کاری چیزی از دست من برمی آید، یا اگر خبری هست بدانم، اما گفته بودند که فقط فاصله بگیرید از ما وهیچ ارتباطی با ما نداشته باشید. من بعد از آن اقدامی نکردم.
خانواده‌ی من را هم بسیار آزار داده‌اند. مامورانی که به خانه ما رفته بودند هیچ گونه حکم یا مدارک شناسایی که هویت خودشان مشخص کند نشان نداده بودند، بعضی‌شان لباس شخصی بوده‌اند و بعضی با لباس نظامی، مسلح بودند. پسر نوجوان و برادر من را بازداشت کرده بودند. خانواده و فرزندان من را بسیار آزاد داده‌اند. به گونه‌ای که یادآوری‌اش برای من خیلی سخت است. هنوز هم من خیلی شب‌ها با کابوس آن از خواب بیدار می‌شوم. هنوز بعد از گذشت حدودا دو سال خانواده‌ی من خیلی از چیزها را سانسور می‌کنند و آنچه که برسرشان آورده‌اند را به من کامل نگفته‌اند. اما من دست‌کم اطلاع دارم پسرم و زنم به شدت ضرب و شتم شده‌اند و پسرم به خاطر این ماجرا هنوز شب ادراری دارد. ادامه👇🏻
متن شهادت ابوبکر مهربانی شاهد ۴۲۶در دادگاه مردمی آبان
https://wp.me/p9yWrK-2ol
نام شاهد: ابوبکر مهربانی
محل زندگی شاهد: سوئد
نسبت با جان‌باخته: دایی جان‌باخته
نام و نام خانوادگی جان‌باخته: عثمان نادری
تاریخ تولد جان‌باخته: ۱۹۹۴/ ۱۳۶۹
محل تولد جان‌باخته: مریوان
نوع شهادت در دادگاه: عمومی

متن شهادت:

عثمان ۲۸ سال‌ش بود. پدرش دست ندارد و فلج است و از یک خانواده‌ی فقیر هستند. عثمان فقط تا سوم ابتدایی درس خواند و برای مخارج خانواده‌اش کول‌بری و کارگری می‌کرد. یک پسر ۹ ساله دارد.
بامداد ۲۴ آبان بود که مردم بخاطر گرانی بنزین خواستند اعتراض کنند. عثمان هم آن روز با من تماس گرفت گفت دایی من می‌خواهم بروم کانی‌دینار، یک روستایی است که 5 دقیقه از شهر مریوان دور است. گفت می‌خواهم بروم پیش دوستم، می‌خواهد زن بگیرد من را هم دعوت کرده‌اند .
ساعت ۱۱ صبح، عثمان از میدان شبرنگ، ایستگاهی که می‌رود به سمت سنندج، رد می‌شود، ماشین‌ش تو گاراژ بوده که یک دفعه همان‌جا تیر می‌خورد. آن کسی که خونش در میدان شبرنگ ریخته شده، خواهرزاده‌ی من است. آن‌جا با دو گلوله به مغز خواهرزاده‌ی من می‌زنند و همان‌جا جانش را از دست داد. این خونی که ریخته شده در میدان شبرنگ مریوان و بعضی‌ وقت‌ها در رسانه‌ها پخش می‌شود، خون خواهرزاده‌ی من است.
طبق چیزی که من می‌دانم، یک نفر که در مریوان زندگی می‌کند به من گفت: «وقتی خواهرزاده‌ات آمد، من کنارش بودم. یک نفر که صورت‌ش را پوشانده بود و لباس سپاهی تن‌ش بود از روبرو، از فاصله حدود هفت متری با کلاشنیکف به سمت عثمان تیراندازی کرد، دو تا تیر به پیشانی عثمان زد، عثمان افتاد و ما او را بردیم بیمارستان ولی متاسفانه به بیمارستان نرسید و جان باخت. می‌گفت ما شناسایی‌اش نکردیم. مسلح بوده و شلوار کردی بوده و پیراهن سپاهی پوشیده بود. از این پلنگی که سپاهی‌ها می‌پوشند. یک فرد از این کرد‌های مریوانی بوده که مزدور رژیم هستند.»
گلوله تو سرش نمانده بود و از سرش رد شده بود. اگر سلاح ژ۳ می‌بود، چون نزدیک بوده، سرش را می‌برد بالا و داغون می‌کرد، اما کلاشنیکف بوده که گلوله از حدود ۷ متری از داخل سرش رد شده است و در سرش نمانده.
یک خانمی از آشناها که تیر خوردن عثمان را دیده بود، به یکی از اقوام زنگ زده بود و خانواده اینطور خبر شده بود. تا به مادر و خانواده‌اش بگویند شب شد. وقتی شب به بیمارستان الله‌اکبر می‌روند ، جنازه‌اش را نمی‌دهند، می‌گویند این اغتشاشگر است. جنازه را از طرف سپاه از بیمارستان عمومی منتقل می‌کنند به بیمارستان سپاه که در میدان سپاه است و در سردخانه‌ی آنجا میگذارند.
سپاه بیمارستان کوچکی دارد برای اعدامی‌ها و کسانی که کو‌ل‌برها کشته می‌شوند و کسانی که در کوه‌ها از طرف نیروهای انتظامی کشته می‌شوند. جنازه‌شان را می‌برند آن سردخانه.
خانواده وقتی می‌فهمند که عثمان در بیمارستان الله‌اکبر نیست، خیلی دنبالش می‌گردند . یکی به خواهرم می‌گوید زخمی شده، یکی می‌گوید چیزی نشده، یکی می‌گوید پایش، یکی می‌گوید دستش است، بعد یکی به آن‌ها می‌گوید که همه‌ی جانباختگان را به همین بیمارستان سپاه برده‌اند.دو روز بعدش پیکر را ساعت ۱۲ شب تحویل می‌دهند . به خواهرم گفته بودند که اگر بدانیم مراسم شلوغ شده یا اعتراضی تو تشییع جنازه بشود، شما باید جوابگو باشید، جنازه را آرام به خاک می‌سپارید، تشیع جنازه کوچکی می‌توانید بگیرید، عزاداری کوچک ولی شلوغ نباشد. شما زیر نظر سپاه هستید، هرجا شما مراسم ختم بگیرید مطمئن باشید نیروهای لباس شخصی ما شاید در این مراسم شرکت کنند. مواظب شما هستیم. تا خطا نکنید.
فقط یک ملای کرد از شورای روحانی مریوان که یکی از فامیل‌های دور پدر عثمان بوده، سر زده برای ادای تسلیت و گفته بود: «مواظب خودتان باشید، این دیگر رفته و کشته شده و کارهای دیگر نکنید. به فکر بچه‌های دیگرتان باشید چون خواهرم یک پسر و یک دختر کوچک دارد و یک نوه که پسر عثمان است.»
دوبار خواهرم را از طرف سپاه احضار کرده بودند رفته بود آن‌جا. برادر عثمان را هم یک بار احضار می‌کنند و دو ساعت در سپاه می‌ماند. خواهرم برای خودش نمی‌ترسد اما برای برادر عثمان، پسر دیگرش می‌ترسد. خواهرم را دو ساعت نگه داشته بودند و بعد آزاد کرده بودند. ایشان هم بخاطر بچه‌های دیگرش و بخاطر پرونده‌ای که داشته بیشتر نتوانسته کاری بکند.
خانواده‌ی عثمان پیگیری کرده بودند که چرا پسر ما کشته شده؟ پسر ما داشته رد می‌شده؟ مگر قتلی کرده‌اند؟ بنزین‌خانه سوزانده‌اند. جرم‌شان چی بوده؟ هنوز جوابی نشنیده‌اند.
تعداد جانباختگان مریوان ۱۱ نفر هستند، متاسفانه ۳ نفر معلوم نیست کجا هستند ولی طبق خبرهایی که از مریوان رسیده، این نام‌های مشخص که روز شنبه یا روز جمعه، متاسفانه جان‌باخته‌اند؛ مهران تاک، بهروز ملکی، شاهو والدی، عثمان نادری، دانیال استواری، ادریس، عثمان احمدی، آرین رجبی.