کانال رسمی کمیته آزادی زندانیان سیاسی در ایران
1.29K subscribers
14K photos
12.9K videos
4 files
10.7K links
آگاهی دادن به افکار عمومی در سطح بین‌المللی و بسیج سازمان‌های مدافع حقوق انسان در سراسر جهان علیه جمهوری اسلامی با خواست آزادی فوری و بی قید و شرط کلیه زندانیان سیاسی
تماس با ما: @abouzar_solhjou
Download Telegram
محکومیت محمد بنازاده امیر خیزی به بیش از ۵ سال حبس

#محمد_بنازاده_امیر_خیزی، فعال سیاسی ساکن تهران، توسط دادگاه انقلاب به تحمل ۵ سال و ۸ ماه زندان محکوم شد. این حکم در پی اتهاماتی سیاسی علیه وی صادر شده است. بنازاده امیرخیزی که سال‌ها در عرصه فعالیت‌های مدنی و سیاسی حضور داشته، پیش‌تر نیز با احکام مشابه روبرو شده بود.

این حکم بار دیگر توجه‌ها را به روند رسیدگی قضایی به پرونده فعالان سیاسی در ایران جلب کرده است.
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
#از_قزلحصار_بگو
#زندانی_ما_کجاست
#نه_به_اعدام
#جان_زندانیان_سیاسی_در_خطر_است
1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تجمع اعتراضی بازنشستگان تأمین اجتماعی و فرهنگیان در رشت

جمعی از بازنشستگان تأمین اجتماعی و فرهنگیان رشت امروز در مقابل سازمان تأمین اجتماعی این شهر دست به تجمع اعتراضی زدند.
معترضان در این تجمع شعارهایی سر دادند، از جمله:
«معلم زندانی، کارگر زندانی، معترض زندانی آزاد باید گردد.»

#رشت
#بازنشستگان
#معترض_زندانی_آزاد_باید_گردد
تداوم بازداشت #بیژن_کاظمی   با وجود تبرئه از اتهامات اولیه

امروز یکشنبه ۲۵ آبان‌ماه، شهناز خسروی، مادر بیژن کاظمی، در پستی در اینستاگرام نوشت که اکنون ۳۰۲ روز از بازداشت فرزندش می‌گذرد. او یادآور شد که بیژن پس از پنج ماه از اتهام اولیه تبرئه شده، اما با وجود این تبرئه همچنان در بازداشت مانده و اکنون با اتهامات جدید در انتظار برگزاری دادگاه است.
خانواده کاظمی تأکید کرده‌اند که خواستار روند قضایی عادلانه و منطبق بر استانداردهای جهانی حقوق بشر برای این زندانی سیاسی هستند.

#آزادی_زندانیان_سیاسی
#جان_زندانیان_سیاسی_در_خطر_است
#نه_به_جمهوری_اسلامی
اعتصاب غذای نیره نقوی در همبستگی با برادرش طاهر نقوی

نیره نقوی، خواهر زندانی سیاسی #طاهر_نقوی ، وکیل محبوس در زندان اوین، در بیستمین روز اعتصاب غذای او با انتشار ویدیویی اعلام کرد که برای حمایت از «صدای آزادی‌خواهی» برادرش، از امروز او نیز دست به اعتصاب غذا می‌زند.

#آزادی_زندانیان_سیاسی
#اعتصاب_غذا
#جان_زندانیان_سیاسی_در_خطر_است
یک ماه بی‌خبری؛ حسین میربهاری آزاد باید گردد

امروز دقیقاً یک ماه از بازداشت #حسین_میربهاری ، از مؤسسان جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان می‌گذرد؛
یک ماه بی‌خبری، انتظار و دلهره.
در این مدت هیچ پاسخ روشنی درباره علت بازداشت او ارائه نشده است.
پرونده‌ی حسین ابتدا در دادسرای انقلاب تهران، خیابان معلم بود و پس از سه هفته بدون هیچ توضیحی به دادسرای انقلاب پردیس منتقل شد.
از آن زمان تاکنون فقط وعده‌های تکراری شنیده‌ایم و نه خبری از نتیجه بازجویی هست و نه نشانی از آزادی.
برای او وثیقه سنگین پنج میلیارد تومانی تعیین کرده‌اند، در حالی‌ که هنوز اتهام مشخصی اعلام نشده است.
در آخرین تماس چندثانیه‌ای‌اش، با وجود تلاش برای آرام کردن خانواده، صدای خسته و گرفته‌اش نگرانی ما را بیشتر کرد.
حسین به چه جرمی بازداشت شده؟
چرا حق تماس و ملاقات ندارد؟
چرا باید انسانی که سال‌ها برای کودکان کار، کودکان محروم از تحصیل و کودکان بی‌پناه تلاش کرده، امروز در بند باشد؟

ما، خانواده میربهاری، خواستار آزادی بی‌قید و شرط حسین میربهاری هستیم.
او هرگز برای خود چیزی نخواست؛ تمام زندگی‌اش را برای کودکان گذاشت.
برگرفته از صفحه اینستاگرام مریم میربهاری

#کودکان_کار
#آزادی_زندانیان_سیاسی
#جان_زندانیان_سیاسی_در_خطر_است
👍1
به نام خدای رنگین‌کمان

✍️ کوکب بداغی پگاه؛معلم و فعال صنفی ایذه

بیست‌وپنجم آبان روزی است که ایذه قلبش شکست
در تقویم این سرزمین روزهایی هست که فقط یک تاریخ نیستند، زخمی‌اند که زمان هم نمی‌تواند از عمقشان کم کند.
بیست‌وپنجم آبان ایذه یکی از همان شب‌هاست که صدای مردم به آسمان رفت اما زمین با خون بی‌گناهانی که بر آن افتادند، تاریک‌تر شد.
آن شب هفت نفر از فرزندان این خاک پر کشیدند؛ از میانشان کودکی نه‌ساله که هنوز جهان را تازه می‌فهمید و آرزوهایش از قامت کوتاهش بزرگ‌تر بود.
او و دیگر جان‌باختگان تنها نام‌هایی در یک فهرست نیستند؛ لحظه‌هایی ناتمام‌اند، زندگی‌هایی که باید ادامه می‌یافتند، نفس‌هایی که هرگز نباید خاموش می‌شدند.
ایذه آن شب فقط شاهد نبود؛ سوخت، گریست و در سکوت تلخش داستانی نوشت که نسل‌های بعد نیز باید آن را بشنوند؛ داستان انسان‌هایی که تنها برای حقِ شنیده‌شدن ایستادند و بهایی سنگین پرداختند.
بیست‌وپنجم آبان یادآور این حقیقت است که هر قطره خونِ بی‌گناه نه فراموش می‌شود و نه بی‌صدا می‌ماند.
یادآور این است که پشت هر نام، خانواده‌ای در سوگ است، شهری در اندوه و مردمی که تلاش می‌کنند درد را به امید تبدیل کنند.
امروز در سالگرد آن شب سیاه به احترام نام و یادشان می‌ایستیم:
برای کودک نه‌ساله‌ای که رؤیاهایش نارس ماند،
برای جوانانی که آینده‌شان بریده شد
و برای ایذه‌ای که هنوز جای آن زخم را بر سینه دارد.
یادشان روشن، راهشان ماندگار.

بیست‌وپنجم آبان شبی بود که ایذه نفسش را با گریه برید.
گاهی یک شهر در یک شب پیر می‌شود؛
گاهی یک تاریخ آن‌قدر سنگین است که بر شانه‌های یک ملت می‌نشیند.
آن شب تاریکی پیش از غروب بر خیابان‌ها فرود آمد و صدای زندگی در میان هراس شکست.
هفت چراغ خاموش شد، هفت تپش از ریتم این سرزمین جدا شد و میان آن‌ها کودکی نه‌ساله بود؛
کودکی که هنوز نمی‌دانست دنیا چقدر می‌تواند بی‌رحم باشد،
کودکی که کفِ دست‌های کوچکش برای گرفتن آینده باز بود نه برای وداع.
ایذه آن شب فقط عزادار نشد؛ ترک برداشت،
ترکی که هنوز سال‌ها بعد باران‌های جنوب هم نتوانسته‌اند بشویند.
مردمش دویدند، فریاد زدند، گریستند و جهان برای لحظه‌ای کوتاه باید می‌ایستاد تا بفهمد چگونه ممکن است صدای حق‌خواهی با سکوتی سنگین و خاموشی پاسخ داده شود.
بیست‌وپنجم آبان زخمی است که نه بسته می‌شود، نه خاک می‌خورد و نه از یاد می‌رود.
هر نام آن هفت نفر آینه‌ای است روبه‌روی ما تا فراموش نکنیم امید چقدر گران است و انسان چقدر بی‌دفاع.
امروز در سالگرد آن شب چراغی در دل‌ها روشن می‌کنیم نه برای گریه، بلکه برای اینکه بگوییم هیچ کودکی نباید چنین از جهان جدا شود، هیچ شهری نباید چنین عزادار شود و هیچ حقیقتی نباید این‌گونه تنها بماند.
یادشان جاودانه، غمشان بر دل و نامِ بیست‌وپنجم آبان ناله‌ای است که هنوز در بادهای ایذه می‌پیچد.
شبی که ایذه فرو ریخت و ایران صدای شکستن قلبش را شنید.
شب‌هایی در تاریخ هستند که نه فقط تاریک‌اند بلکه تاریکی را از نو تعریف می‌کنند.
بیست‌وپنجم آبان یکی از همان شب‌هاست؛ شبی که زمان ایستاد، هوا سنگین‌تر از سوگ شد و خاک شاهد خاموش رنجی بود که هنوز زمین زیر پایش می‌لرزد.
هفت جانِ بی‌اجازه زندگی خاموش شدند؛ هفت ستاره که می‌توانستند تا آسمان بروند اما در میانه پرواز چیزی آن‌ها را از آسمان کند.
و میانشان کودکی نه‌ساله بود؛ کودکی که نه دشمنی داشت و نه سلاحی جز قلب کوچکی که به زندگی امید داشت.
او رفت و با رفتنش چیزی در ایذه مُرد که هنوز زنده نشده است.
ایذه تنها عزادار نشد؛ شکست، زیرا هیچ شهری مرگِ کودک خود را تاب نمی‌آورد و همان شهر پیشین باقی نمی‌ماند.
بیست‌وپنجم آبان فقط یک تاریخ نیست؛ یک فریاد بریده است، یک سؤال بی‌پاسخ، یک عدالتِ گمشده.
نام آن هفت نفر بر شانه ماست؛ سنگین، بی‌صدا، اما جاودانه.
سه سال گذشت اما نه خون‌شان خشک شده و نه زخمِ شهر التیام یافته.
باد که از کوه‌های ایذه پایین می‌آید، صدای آن شب را با خود می‌آورد؛ صدای دویدن‌ها، گریه‌ها، فروریختن‌ها و خاموش‌شدنِ کودکی که جهان بی‌او جای کوچک‌تری شد.
یادشان نه خاک می‌شود و نه خاموش.
بیست‌وپنجم آبان نه فقط سوگ که عهدی است؛ عهدی برای زنده نگه‌داشتن نام و ادامه دادن راهشان.
اما آبان زخمی بود که در طول سال‌ها تکرار شده بود و در آن شب به عمیق‌ترین شکلِ خود نمایان شد.
#کیان_پیرفلک
#زن_زندگی_آزادی
2
ابهام و نگرانی درباره حکم اعدام محمدمهدی سلیمانی؛ بازداشت‌شده خیزش انقلابی ۱۴۰۱

شهرام سدیدی، فعال مدنی خراسانی، در ویدئویی تازه با اشاره به نبودِ شفافیت درباره پرونده یکی از بازداشت‌شدگان مشهد، از مردم خراسان—به‌ویژه شهروندان مشهد—خواسته است که برای شکستن سکوت و یافتن اطلاعات درباره او کمک کنند.
سدیدی می‌گوید این پرونده شباهت‌های نگران‌کننده‌ای با سرنوشت مجیدرضا رهنورد دارد؛ جوانی مشهدی که در آذر ۱۴۰۱ با روندی شتاب‌زده و در فضایی امنیتی اعدام شد.
طبق روایت رسمی جمهوری اسلامی، ۳۰ شهریور ۱۴۰۱ در جریان اعتراضات خیابان آبکوه مشهد، یک نیروی امنیتی به نام رسول دوست‌محمدی کشته می‌شود. دو روز بعد فرماندار اعلام می‌کند ضارب بازداشت شده است، اما هویت او هیچ‌گاه رسانه‌ای نمی‌شود.
حدود دو سال بعد، در ۲۷ آبان ۱۴۰۳ روزنامه خراسان اعلام کرد که شعبه پنجم دادگاه کیفری یک خراسان رضوی فردی با نام اختصاری «میم. ه. سلیمانی» را به اعدام محکوم کرده است. او همچنین به اتهام «نگهداری مواد آتش‌زا» به دو سال و نیم زندان و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شده.
براساس اطلاعات «قطره‌چکانی» رسیده به سدیدی، این فرد #محمدمهدی_سلیمانی است؛ تصویری از او هم در زندان منتشر شده است.
به گفته او:
سن دقیق سلیمانی مشخص نیست، اما احتمالاً دهه‌هشتادی است.
احتمال می‌رود ساکن آبکوه، کلاهدوز یا سناباد مشهد باشد.
مشخص نیست وکیل دارد یا نه، و روند پرونده چگونه طی شده است.
یک هم‌بندی سابق گفته که سلیمانی ادعا کرده «چاقوی خونی را در خیابان پیدا کرده» و همین باعث بازداشتش شده.
به گفته سدیدی، روشن نیست اعترافات احتمالی تحت چه شرایطی گرفته شده و آیا حکم در دیوان عالی تأیید شده یا نه. او هشدار می‌دهد در صورت تأیید حکم، خطر اجرای آن در سکوت بسیار جدی است:
«جمهوری اسلامی در سکوت سلاخی می‌کند.»
سدیدی از مردم مشهد می‌خواهد برای شناسایی و اطلاع‌رسانی درباره وضعیت محمدمهدی سلیمانی کمک کنند:
«شاید یک فامیلی، یک دوستی، یک بچه‌محلی او را بشناسد. اگر دیر بجنبیم، سرنوشتش می‌تواند مانند مجیدرضا رهنورد باشد؛ بالای دار، و فقط حسرتش برای ما بماند.»


#نه_به_اعدام
#آزادی_زندانیان_سیاسی
#جان_زندانیان_سیاسی_در_خطر_است
#اعدام_قتل_عمد_حکومتی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گفتند کدام آبان؟ گفتیم آبانی که عزم مردم را برای سرنگونی هر چه بیشتر جزم کرد.
آبان ۹۸ نه تنها اعتراضات را خاموش نکرد بلکه با قدرتی هر چه بیشتر در جنبش انقلابی زن،زندگی، آزادی  متجلی شد و مردم،  پایه های رژبم را به لرزه در آورده و توجه دنیا را جلب کردند...
مردم‌گفتند آبان ادامه دارد و آبان ادامه یافت... زن، زندگی، آزادی نیز تا سرنگونی رژیم ادامه خواهد داشت.

#آبان۹۸ #آبان_خونین #آبان_ادامه_دارد #کدام_ابان #دادخواهی #زن_زندگى_آزادی
#BloodyNovember
#WomanLifeFreedom
شنبه‌های اعتراضی در گوتینگن، آلمان
۱۵ نوامبر

امروز در گوتینگن، جمعی از ایرانیان آزادی‌خواه و مدافعان حقوق بشر بار دیگر در قالب «شنبه‌های اعتراضی» گرد هم آمدند تا صدای مخالفت خود را با اعدام، سرکوب، زندان و نقض حقوق انسانی در ایران بلند کنند.
شرکت‌کنندگان با حمل پلاکارد، تصاویر زندانیان سیاسی و سردادن شعارهای اعتراضی، بر ادامه‌ی مقاومت مدنی و حمایت از مردم ایران تأکید کردند.

#نه_به_اعدام
#آزادی_زندانیان_سیاسی
#جان_زندانیان_سیاسی_در_خطر_است
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تجمع اعتراضی خانواده‌های زندانیان سیاسی محکوم‌به‌اعدام مقابل بیدادگاه رژیم

وقتی عدالت خاموش می‌شود، خانواده‌ها ناچارند فریاد بی‌صدای عزیزانشان باشند.
امروز، خانواده‌های شش زندانی سیاسیِ محکوم‌به‌اعدام، درست مقابل همان جایی ایستادند که باید محل دادخواهی باشد؛ اما تنها نامش «دادگاه» است.
محاکمه‌ای که سرنوشت انسان‌ها را تعیین می‌کند، فقط ۴ دقیقه طول کشید.
۴ دقیقه برای صدور حکم مرگ؟
۴ دقیقه برای بریدن آینده‌ی شش جوان؟
۴ دقیقه برای نادیده گرفتن حق دفاع، حقیقت و انسانیت؟
این فقط یک پرونده نیست؛ نماد فروپاشی کامل عدالت است.
صدای این خانواده‌ها، صدای یک ملت است…
صدایی که می‌گوید: زندگی انسان معامله نیست. محاکمهٔ نمایشی، عدالت نیست.
حقیقت خاموش‌شدنی نیست.
تا زمانی که این صداها شنیده نشود، داستان ادامه دارد…

#پویا_قبادی
#وحید_بنی_عامریان
#بابک_علیپور
#علی_اکبر_دانشور
#ابوالحسن_منتظر
#محمد_تقوی