🔴 امتناع دادستانی از پاسخگویی در رابطه با وضعیت عزیز قاسم زاده به خانواده وی
روز چهارشنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۰ خانواده #عزیز_قاسم_زاده همراه با مادر ایشان برای پیگیری وضعیت عزیز قاسم زاده به دادگستری شهرداری رودسر رفتند اما دادستان اجازه حضور و پیگیری را به آنها نداد .
عزیز قاسم زاده که روز ۴ مهرماه در منزل مسکونیاش دستگیر شده بود اکنون در قرنطینه زندان رودسر در بازداشت به سر می برد.
#مرگ_بر_جمهوری_اسلامی
#بایکوت_جمهوری_اسلامی
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
#اعتراضات_سراسری
#اعتصابات_سراسری
#آبان_ادامه_دارد
روز چهارشنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۰ خانواده #عزیز_قاسم_زاده همراه با مادر ایشان برای پیگیری وضعیت عزیز قاسم زاده به دادگستری شهرداری رودسر رفتند اما دادستان اجازه حضور و پیگیری را به آنها نداد .
عزیز قاسم زاده که روز ۴ مهرماه در منزل مسکونیاش دستگیر شده بود اکنون در قرنطینه زندان رودسر در بازداشت به سر می برد.
#مرگ_بر_جمهوری_اسلامی
#بایکوت_جمهوری_اسلامی
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
#اعتراضات_سراسری
#اعتصابات_سراسری
#آبان_ادامه_دارد
🌎کیفرخواست علیه اعدام در ایران!
به مناسبت ۱۰ اکتبر روز جهانی علیه اعدام
اعدام قتل عمد توسط دولت است. مجازات اعدام به دولتها اختیار میدهد که قانونا و علنا شهروندان را به قتل برسانند. جنایتی که دولت مرتکب میشود از یکسو حیات انسانها را بی ارزش میکند و از قباحت قتل نفس میکاهد و از سوی دیگر سلطه و قدرقدرتی طبقه حاکم و بی اختیار بودن شهروندان را به نمایش میگذارد. در جامعه ای که مجازات اعدام رسمیت دارد تعرض به جان و حیات انسانها ساده تر و معمول تر از جوامع دیگر است. دیکتاتوریها در طی تاریخ تا به امروز همواره از اعدام بعنوان ابزار سرکوب و ارعاب جامعه برای حفظ سلطۀ طبقات حاکم سود جسته اند. از این نظر مجازات اعدام، حتی اعدام مجرمین عادی، جنایتی سیاسی است.
جمهوری اسلامی جزو حکومتهائی است که ید طولائی در استفاده از اعدام دارد و در کنار زندان و شکنجه و قصاص و شلاق و ترور، این حربه را نیز وسیعا و در مقیاس نسل کشی برای عقب راندن و سرکوب جامعه بپاخاسته ای که از حکومت متنفر است بکار میگیرد. اگر اعدام در هر کشوری جنایت است در ایران صدبار جنایتکارانه تر است چرا که تحت سلطه جمهوری اسلامی نه تنها مخالفین سیاسی و کسانی که اساسا هیچ جرمی مرتکب نشده اند اعدام میشوند، بلکه حتی حکم اعدام مرتکبین جرمهای عادی تماما غیرعادلانه و جنایتکارانه است. پرونده های اعدام در ایران، بنا بر ابتدائی ترین موازین حقوقی و قانونی مدرن در هر دادگاهی تماما بی اعتبار و ناعادلانه اعلام خواهد شد.
شیوه اعدام در جمهوری اسلامی نیز جنایتکارانه و وحشیانه است. اعدام در ملاء عام از جمله با آویزان کردن از جرثقیل، اعدام از طریق پرتاب محکومین از بلندی که در مورد همجنسگرایان بکار برده میشود، اعدام از طریق سنگسار که به یمن مبارزات گسترده مردم عملا متوقف شد، و دخیل کردن خانواده مقتولین در تصمیم گیری و روند عملی اعدام، همه از روشهای رایج اعدام در ایران و نشانه توحش بی حد و حصر حکومت اسلامی است.
از اینرو به جرات میتوان گفت که در تاریخ معاصر دنیا هیچ نمونه ای مانند جمهوری اسلامی شناعت و سبعیت اعدام را به نمایش نمیگذارد. اعدام در ایران ابزار نسل کشی، پاکسازی عقیدتی، حذف مخالفین سیاسی، تحمیل قوانین مذهبی، ایجاد رعب و افکندن سایه مرگ بر جامعه به منظور حفظ یک حکومت مذهبی مخوف است.
فقط در تابستان سال ١٣٦٧، بیش از ٥ هزار زندانی سیاسی، زنان و مردان غالبا بسیار جوان مخالف حکومت را که دوره محکومیت شان در زندان را سپری می کردند، مخفیانه اعدام کردند و در گورهای جمعی بی نام و نشان خاک کردند. این اعدام ها به دستور بالاترین مقام حکومت یعنی خمینی صورت گرفت. "هیات مرگ" منصوب او، که رئیسی (رئیس جمهور فعلی جمهوری اسلامی) هم عضو آن بود، معمولا فقط یک سوال از زندانی می کرد و سپس حکم صادر می شد. قبل از این فاجعه، در فاصله سالهای ٦٠ تا ٦٣، همین نسل کشی را البته علنا و در ابعادی حتی وسیع تر با هجوم وحشیانه دستجات اوباش حزب الله، انجام داده بودند. هزاران نفر را که بسیاری از آنان نوجوان بودند طی محاکمه های چند دقیقه ای "دادگاههای انقلاب" و بعضا بخاطر پخش یک اعلامیه یا نوشتن یک شعار بلافاصله اعدام کردند. بود روزهایی پس از ٣٠ خرداد ٦٠ که روزنامه ها با لیست طولانی از جوانان اعدامی منتشر میشد که از والدین آنها می خواست اجساد عزیزانشان را تحویل بگیرند. حکومت حتی پول گلوله های شلیک شده را در ازای تحویل جسد طلب میکرد!
اولین اقدام جمهوری اسلامی پس از رسیدن به قدرت با اعدام بی محاکمه مقامات رژیم سابق بلافاصله پس از قیام بهمن ٥٧ آغاز شد. رژیم جدید سپس سلاح مخوف اعدام و مکمل آن یعنی قتل و ترور دولتی را بسوی مردمی نشانه رفت که انقلاب کرده و توقع آزادی، رفاه و اختیار بر سرنوشت خویش داشتند. از اعدام صحرایی شيرمحمد درخشنده توماج، عبدالحكيم مختوم، طواق محمد واحدی و حسين جرجانی، رهبران شوراهای مردم ترکمن صحرا در بهمن سال ۵۸ و ترور خیابانی جهانگیر قلعه میاندوآب از رهبران محبوب جنبش کارگران بیکارو به گلوله بستن صف اعتراض آنها دربهمن سال ۵۹، تا اعدام های دسته جمعی حداقل ۵۶ نفر در شهرهای سنندج و سقز و مریوان و پاوه و کرمانشاه در سال ۵۸، جایی که مردم با اتکاء به شوراهای خود انقلاب را ادامه می دادند، و هجوم سراسری به دانشگاه ها برای پاکسازی مخالفین و کمونیستها تحت عنوان "انقلاب فرهنگی" و قتل دهها دانشجو بدست اوباش "حزب اللهی" در اردیبهشت ۵۹،همه و همه جلوه هایی از تلاش جمهوری اسلامی برای تثبیت خود به ضرب اعدام و ترور و زندان در اولین سالهای موجودیتش بود.
ادامه👇🏻
https://wp.me/p9yWrK-1ZO
به مناسبت ۱۰ اکتبر روز جهانی علیه اعدام
اعدام قتل عمد توسط دولت است. مجازات اعدام به دولتها اختیار میدهد که قانونا و علنا شهروندان را به قتل برسانند. جنایتی که دولت مرتکب میشود از یکسو حیات انسانها را بی ارزش میکند و از قباحت قتل نفس میکاهد و از سوی دیگر سلطه و قدرقدرتی طبقه حاکم و بی اختیار بودن شهروندان را به نمایش میگذارد. در جامعه ای که مجازات اعدام رسمیت دارد تعرض به جان و حیات انسانها ساده تر و معمول تر از جوامع دیگر است. دیکتاتوریها در طی تاریخ تا به امروز همواره از اعدام بعنوان ابزار سرکوب و ارعاب جامعه برای حفظ سلطۀ طبقات حاکم سود جسته اند. از این نظر مجازات اعدام، حتی اعدام مجرمین عادی، جنایتی سیاسی است.
جمهوری اسلامی جزو حکومتهائی است که ید طولائی در استفاده از اعدام دارد و در کنار زندان و شکنجه و قصاص و شلاق و ترور، این حربه را نیز وسیعا و در مقیاس نسل کشی برای عقب راندن و سرکوب جامعه بپاخاسته ای که از حکومت متنفر است بکار میگیرد. اگر اعدام در هر کشوری جنایت است در ایران صدبار جنایتکارانه تر است چرا که تحت سلطه جمهوری اسلامی نه تنها مخالفین سیاسی و کسانی که اساسا هیچ جرمی مرتکب نشده اند اعدام میشوند، بلکه حتی حکم اعدام مرتکبین جرمهای عادی تماما غیرعادلانه و جنایتکارانه است. پرونده های اعدام در ایران، بنا بر ابتدائی ترین موازین حقوقی و قانونی مدرن در هر دادگاهی تماما بی اعتبار و ناعادلانه اعلام خواهد شد.
شیوه اعدام در جمهوری اسلامی نیز جنایتکارانه و وحشیانه است. اعدام در ملاء عام از جمله با آویزان کردن از جرثقیل، اعدام از طریق پرتاب محکومین از بلندی که در مورد همجنسگرایان بکار برده میشود، اعدام از طریق سنگسار که به یمن مبارزات گسترده مردم عملا متوقف شد، و دخیل کردن خانواده مقتولین در تصمیم گیری و روند عملی اعدام، همه از روشهای رایج اعدام در ایران و نشانه توحش بی حد و حصر حکومت اسلامی است.
از اینرو به جرات میتوان گفت که در تاریخ معاصر دنیا هیچ نمونه ای مانند جمهوری اسلامی شناعت و سبعیت اعدام را به نمایش نمیگذارد. اعدام در ایران ابزار نسل کشی، پاکسازی عقیدتی، حذف مخالفین سیاسی، تحمیل قوانین مذهبی، ایجاد رعب و افکندن سایه مرگ بر جامعه به منظور حفظ یک حکومت مذهبی مخوف است.
فقط در تابستان سال ١٣٦٧، بیش از ٥ هزار زندانی سیاسی، زنان و مردان غالبا بسیار جوان مخالف حکومت را که دوره محکومیت شان در زندان را سپری می کردند، مخفیانه اعدام کردند و در گورهای جمعی بی نام و نشان خاک کردند. این اعدام ها به دستور بالاترین مقام حکومت یعنی خمینی صورت گرفت. "هیات مرگ" منصوب او، که رئیسی (رئیس جمهور فعلی جمهوری اسلامی) هم عضو آن بود، معمولا فقط یک سوال از زندانی می کرد و سپس حکم صادر می شد. قبل از این فاجعه، در فاصله سالهای ٦٠ تا ٦٣، همین نسل کشی را البته علنا و در ابعادی حتی وسیع تر با هجوم وحشیانه دستجات اوباش حزب الله، انجام داده بودند. هزاران نفر را که بسیاری از آنان نوجوان بودند طی محاکمه های چند دقیقه ای "دادگاههای انقلاب" و بعضا بخاطر پخش یک اعلامیه یا نوشتن یک شعار بلافاصله اعدام کردند. بود روزهایی پس از ٣٠ خرداد ٦٠ که روزنامه ها با لیست طولانی از جوانان اعدامی منتشر میشد که از والدین آنها می خواست اجساد عزیزانشان را تحویل بگیرند. حکومت حتی پول گلوله های شلیک شده را در ازای تحویل جسد طلب میکرد!
اولین اقدام جمهوری اسلامی پس از رسیدن به قدرت با اعدام بی محاکمه مقامات رژیم سابق بلافاصله پس از قیام بهمن ٥٧ آغاز شد. رژیم جدید سپس سلاح مخوف اعدام و مکمل آن یعنی قتل و ترور دولتی را بسوی مردمی نشانه رفت که انقلاب کرده و توقع آزادی، رفاه و اختیار بر سرنوشت خویش داشتند. از اعدام صحرایی شيرمحمد درخشنده توماج، عبدالحكيم مختوم، طواق محمد واحدی و حسين جرجانی، رهبران شوراهای مردم ترکمن صحرا در بهمن سال ۵۸ و ترور خیابانی جهانگیر قلعه میاندوآب از رهبران محبوب جنبش کارگران بیکارو به گلوله بستن صف اعتراض آنها دربهمن سال ۵۹، تا اعدام های دسته جمعی حداقل ۵۶ نفر در شهرهای سنندج و سقز و مریوان و پاوه و کرمانشاه در سال ۵۸، جایی که مردم با اتکاء به شوراهای خود انقلاب را ادامه می دادند، و هجوم سراسری به دانشگاه ها برای پاکسازی مخالفین و کمونیستها تحت عنوان "انقلاب فرهنگی" و قتل دهها دانشجو بدست اوباش "حزب اللهی" در اردیبهشت ۵۹،همه و همه جلوه هایی از تلاش جمهوری اسلامی برای تثبیت خود به ضرب اعدام و ترور و زندان در اولین سالهای موجودیتش بود.
ادامه👇🏻
https://wp.me/p9yWrK-1ZO
Campaign to Free Political Prisoners in Iran – CFPPI
کیفرخواست علیه اعدام در ایران! به مناسبت ۱۰ اکتبر روز جهانی علیه اعدام
کیفرخواست علیه اعدام در ایران! به مناسبت ۱۰ اکتبر روز جهانی علیه اعدام اعدام قتل عمد توسط دولت است. مجازات اعدام به دولتها اختیار میدهد که قانونا و علنا شهروندان را به قتل برسانند. جنایتی که دولت م…
🔴جلسه بیست و ششم دادگاه #حمید_نوری در استکهلم سوئد با شهادت مجید جمشیدیت
https://youtu.be/AdfKxgdaOYY
#رای_ما_سرنگونی
#دادخواهی
#مادران_دادخواه
#آبان_ادامه_دارد
#بایکوت_جمهوری_اسلامی
کارزار #صدای_معترضین_آبانماه
#روز_جهانی_حمایت_از_زندانیان_سیاسی
https://youtu.be/AdfKxgdaOYY
#رای_ما_سرنگونی
#دادخواهی
#مادران_دادخواه
#آبان_ادامه_دارد
#بایکوت_جمهوری_اسلامی
کارزار #صدای_معترضین_آبانماه
#روز_جهانی_حمایت_از_زندانیان_سیاسی
YouTube
دادگاه حمید نوری 26/2
💥یکی دیگر از مادران خاوران درگذشت
#گلزار_قباخلو مادر #حمید_قباخلو از جانباختگان تابستان ۶۷، پس از سالها حضور در خاوران، تبعید و پیگیری دادخواهی، دوشنبه ۱۲ مهر ۱۴۰۰ درگذشت.
کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی ضمن همدردی با خانواده این عزیز و تسلیت به بازماندگان و خانواده های دادخواه، خواهان محاکمه همه کسانی که در کشتارهای دهه ۶۰ دستی داشته اند، میباشد
#دادخواهی
Campaign to #SupportIranProtesters
کارزار #صدای_معترضین_آبانماه
#BoycottIranRegime
#بایکوت_جمهوری_اسلامی
#گلزار_قباخلو مادر #حمید_قباخلو از جانباختگان تابستان ۶۷، پس از سالها حضور در خاوران، تبعید و پیگیری دادخواهی، دوشنبه ۱۲ مهر ۱۴۰۰ درگذشت.
کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی ضمن همدردی با خانواده این عزیز و تسلیت به بازماندگان و خانواده های دادخواه، خواهان محاکمه همه کسانی که در کشتارهای دهه ۶۰ دستی داشته اند، میباشد
#دادخواهی
Campaign to #SupportIranProtesters
کارزار #صدای_معترضین_آبانماه
#BoycottIranRegime
#بایکوت_جمهوری_اسلامی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
برنامه لایو اینستاگرام کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
با موضوع: ۱۰ اکتبر روز جهانی علیه اعدام
باحضور:
هرمز رها: مسئول کمیته بین المللی علیه اعدام
چهارشنبه ۱۴ مهر برابر با ۶ اکتبر
#بایکوت_جمهوری_اسلامی
کارزار #صدای_معترضین_آبانماه
#BoycottIranRegime
Campaign to #SupportIranProtesters
با موضوع: ۱۰ اکتبر روز جهانی علیه اعدام
باحضور:
هرمز رها: مسئول کمیته بین المللی علیه اعدام
چهارشنبه ۱۴ مهر برابر با ۶ اکتبر
#بایکوت_جمهوری_اسلامی
کارزار #صدای_معترضین_آبانماه
#BoycottIranRegime
Campaign to #SupportIranProtesters
💥#مژگان_کشاورز فعال حقوق زنان و علیه حجاب اجباری، روز گذشته پس از نزدیک به ۲ سال و نیم زندان، به مرخصی اعزام شد.
کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی ضمن ابراز خرسندی از این خبر، خواهان آزادی بدون قید و شرط مژگان کشاورز و همه زندانیان سیاسی میباشد.
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
#آزادشان_کنید
#بایکوت_جمهوری_اسلامی
کارزار #صدای_معترضین_آبانماه
#BoycottIranRegime
Campaign to #SupportIranProtesters
کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی ضمن ابراز خرسندی از این خبر، خواهان آزادی بدون قید و شرط مژگان کشاورز و همه زندانیان سیاسی میباشد.
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
#آزادشان_کنید
#بایکوت_جمهوری_اسلامی
کارزار #صدای_معترضین_آبانماه
#BoycottIranRegime
Campaign to #SupportIranProtesters
💥جلسه رسیدگی به اتهامات #یوسف_سلحشور در تبریز برگزار شد
جلسه رسیدگی به اتهامات یوسف سلحشور در ۱۱ مهر ۱۴۰۰، در شعبه سوم دادگاه انقلاب شهرستان تبریز به ریاست قاضی فتح نژاد برگزار شد.
احضار وی، به دادگاه انقلاب تبریز درتاریخ ۲۸ مهر ۱۴۰۰، صورت گرفت.
یوسف سلحشور در تاریخ سوم مرداد ۱۴۰۰، توسط نیروهای امنیتی بازداشت و بیستم مرداد، با پایان مراحل بازجویی از بازداشتگاه اداره اطلاعات تبریز به زندان مرکزی این شهر منتقل شده و در تاریخ بیست و سوم مرداد، با تودیع قرار وثیقه تا پایان مراحل دادرسی از زندان مرکزی تبریز آزاد شده بود.
یوسف سلحشور فعال سیاسی و مربی رقص آذربایجانی بوده و پیشتر نیز بارها توسط نیروهای امنیتی تهدید، احضار، بازداشت و زندان را در پرونده خود دارد.
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
#آزادشان_کنید
#بایکوت_جمهوری_اسلامی
کارزار #صدای_معترضین_آبانماه
#BoycottIranRegime
Campaign to #SupportIranProtesters
جلسه رسیدگی به اتهامات یوسف سلحشور در ۱۱ مهر ۱۴۰۰، در شعبه سوم دادگاه انقلاب شهرستان تبریز به ریاست قاضی فتح نژاد برگزار شد.
احضار وی، به دادگاه انقلاب تبریز درتاریخ ۲۸ مهر ۱۴۰۰، صورت گرفت.
یوسف سلحشور در تاریخ سوم مرداد ۱۴۰۰، توسط نیروهای امنیتی بازداشت و بیستم مرداد، با پایان مراحل بازجویی از بازداشتگاه اداره اطلاعات تبریز به زندان مرکزی این شهر منتقل شده و در تاریخ بیست و سوم مرداد، با تودیع قرار وثیقه تا پایان مراحل دادرسی از زندان مرکزی تبریز آزاد شده بود.
یوسف سلحشور فعال سیاسی و مربی رقص آذربایجانی بوده و پیشتر نیز بارها توسط نیروهای امنیتی تهدید، احضار، بازداشت و زندان را در پرونده خود دارد.
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
#آزادشان_کنید
#بایکوت_جمهوری_اسلامی
کارزار #صدای_معترضین_آبانماه
#BoycottIranRegime
Campaign to #SupportIranProtesters
💥دادخواهی #زرتشت_احمدی_راغب و فرزندش که بعد از هجوم نیروهای امنیتی بمنزل وی، گوشی و کیس کامپیوتر تمامی اعضای خانواده که ابزار آموزشی و تماسی آنان میباشد ضبط شده و علیرغم تلاشهای مکرر خانواده همچنان نهادهای امنیتی از استرداد وسایل شخصی مذکور بعد از چندین ماه، خودداری مینمایند!
بجای پاسخگویی به مطالبات بحق مردم در این اوضاع وخیم و فلاکتباری که خودتان ایجاد نموده اید، هجوم به منازل فعالین و ضبط وسایل شخصی آنان و اعضای خانواده، مصداق نقض حریم خصوصی و به هر دلیل و تحت هر عنوانی جرم محسوب میشود!!!
#اعتراضات_سراسری
#اعتصابات_عمومی
#معیشت_منزلت_حق_مسلم_ماست
Campaign to #SupportIranProtesters
کارزار #صدای_معترضین_آبانماه
#BoycottIranRegime
#بایکوت_جمهوری_اسلامی
بجای پاسخگویی به مطالبات بحق مردم در این اوضاع وخیم و فلاکتباری که خودتان ایجاد نموده اید، هجوم به منازل فعالین و ضبط وسایل شخصی آنان و اعضای خانواده، مصداق نقض حریم خصوصی و به هر دلیل و تحت هر عنوانی جرم محسوب میشود!!!
#اعتراضات_سراسری
#اعتصابات_عمومی
#معیشت_منزلت_حق_مسلم_ماست
Campaign to #SupportIranProtesters
کارزار #صدای_معترضین_آبانماه
#BoycottIranRegime
#بایکوت_جمهوری_اسلامی
💥عدم پذیرش نامه #مصطفی_نیلی، آرش_کیخسروی و #مهدی_محمودیان در زندان اوین
ابوذر نصرالهی وکیل آرش کیخسروی از نگارش نامهای توسط وکلای بازداشتی مصطفی نیلی و آرش کیخسروی و همچنین مهدی محمودیان فعال مدنی خطاب به قوهقضاییه خبر داد و عنوان کرد،” در پی تماسی که موکل بنده از زندان داشتند؛ اعلام کردند نامهای را تحت عنوان گزارش نقض قانون به هیأت نظارت مرکزی حسن اجرای قانون احترام به آزادیهای مشروع و حقوق شهروندی آماده کردند و از طریق مسئولین زندان قصد ارسال آن را داشتهاند که به ایشان اعلام کردند؛ میبایست دربارهی تحویل این نامه از مقامات ذیربط کسب تکلیف نمایند.”
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
#آزادشان_کنید
#بایکوت_جمهوری_اسلامی
کارزار #صدای_معترضین_آبانماه
#BoycottIranRegime
Campaign to #SupportIranProtesters
ابوذر نصرالهی وکیل آرش کیخسروی از نگارش نامهای توسط وکلای بازداشتی مصطفی نیلی و آرش کیخسروی و همچنین مهدی محمودیان فعال مدنی خطاب به قوهقضاییه خبر داد و عنوان کرد،” در پی تماسی که موکل بنده از زندان داشتند؛ اعلام کردند نامهای را تحت عنوان گزارش نقض قانون به هیأت نظارت مرکزی حسن اجرای قانون احترام به آزادیهای مشروع و حقوق شهروندی آماده کردند و از طریق مسئولین زندان قصد ارسال آن را داشتهاند که به ایشان اعلام کردند؛ میبایست دربارهی تحویل این نامه از مقامات ذیربط کسب تکلیف نمایند.”
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
#آزادشان_کنید
#بایکوت_جمهوری_اسلامی
کارزار #صدای_معترضین_آبانماه
#BoycottIranRegime
Campaign to #SupportIranProtesters
💥دهمین روز اعتصاب کارگران نیشکر هفت تپه
پنج شنبه ۱۵ مهر ۱۴۰۰
تجمع مقابل فرمانداری شوش
خواست ها:
🔘 پرداخت حقوقهای معوقه
🔘تعیین تکلیف فوری مدیریت شرکت
🔘بازگشت به کار همکاران اخراجی
🔘تمدید قرارداد کارگران فصلی و بخش دفع آفات
🔘خاتمه دادن به پرونده قضایی وکیل کارگران هفت تپه خانم فرزانه زیلابی
#اعتراضات_سراسری
#اعتصابات_عمومی
#معیشت_منزلت_حق_مسلم_ماست
Campaign to #SupportIranProtesters
کارزار #صدای_معترضین_آبانماه
#BoycottIranRegime
#بایکوت_جمهوری_اسلامی
پنج شنبه ۱۵ مهر ۱۴۰۰
تجمع مقابل فرمانداری شوش
خواست ها:
🔘 پرداخت حقوقهای معوقه
🔘تعیین تکلیف فوری مدیریت شرکت
🔘بازگشت به کار همکاران اخراجی
🔘تمدید قرارداد کارگران فصلی و بخش دفع آفات
🔘خاتمه دادن به پرونده قضایی وکیل کارگران هفت تپه خانم فرزانه زیلابی
#اعتراضات_سراسری
#اعتصابات_عمومی
#معیشت_منزلت_حق_مسلم_ماست
Campaign to #SupportIranProtesters
کارزار #صدای_معترضین_آبانماه
#BoycottIranRegime
#بایکوت_جمهوری_اسلامی
🔴گزارش از وضعیت زندانی سیاسی #محمدعلی_عموری
#محمدعلی_عموری متولد ۱٣۵۶، بلاگر و فعال دانشجویی و یکی از موسسان نشریه دانشجویی "التراث" در دانشگاه صنعتی اصفهان که به عربی و فارسی منتشر میشد، بارها به دليل فعاليتهاى فرهنگی احضار و بازجویایی شده بود.
با آغاز موج سرکوب و اعدام فعالان سياسى و مدنى بعد از سال ۱٣٨۴ او و بسيارى از دوستان و همفكرانش مجبور به خروج از کشور شدند.
او در سال ۲۰۰۷ به عراق پناهنده شد و از سوی کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل به عنوان پناهنده سیاسی پذیرفته شد ولی دولت عراق او را به دلیل ورود غیر قانونی از مرز دستگیر کرد و به مدت ۵ سال زندان محکوم شد و پس از گذاراندن، بیش از ۳ سال محکومیت در زندانهای عماره و بصره در تاریخ ۲۳ دی ۱۳۸۹ به مقامات دولت ایران تحویل داده شد.
شعبه ۲۳ دیوان عالی در تاریخ ۲۰ دی ۱۳۹۱، حکم اعدام این زندانی عقیدتی و ۴ فعال دیگر از موسسان و اعضای فعال الحوار را به اتهام #محاربه و انجام عملیات مسلحانه و اقدام علیه امنیت ملی را در حالی تایید که در جلسات متعدد دادرسی، این فعالان اعلام کرده بودند که پس از ماهها شکنجه شدید، مجبور به انجام اعترافات دروغین درباره اقدام برای براندازی نظام جمهوری اسلامی شده بودند. حکم اعدام محمدعلی عموری نهایتاً با یک درجه تخفیف به حبس ابد تغییر یافت.
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
#جمهوری_اسلامی_نابود_باید_گردد
#بایکوت_جمهوری_اسلامی
#اعتراضات_سراسری
#اعتصابات_سراسری
#محمدعلی_عموری متولد ۱٣۵۶، بلاگر و فعال دانشجویی و یکی از موسسان نشریه دانشجویی "التراث" در دانشگاه صنعتی اصفهان که به عربی و فارسی منتشر میشد، بارها به دليل فعاليتهاى فرهنگی احضار و بازجویایی شده بود.
با آغاز موج سرکوب و اعدام فعالان سياسى و مدنى بعد از سال ۱٣٨۴ او و بسيارى از دوستان و همفكرانش مجبور به خروج از کشور شدند.
او در سال ۲۰۰۷ به عراق پناهنده شد و از سوی کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل به عنوان پناهنده سیاسی پذیرفته شد ولی دولت عراق او را به دلیل ورود غیر قانونی از مرز دستگیر کرد و به مدت ۵ سال زندان محکوم شد و پس از گذاراندن، بیش از ۳ سال محکومیت در زندانهای عماره و بصره در تاریخ ۲۳ دی ۱۳۸۹ به مقامات دولت ایران تحویل داده شد.
شعبه ۲۳ دیوان عالی در تاریخ ۲۰ دی ۱۳۹۱، حکم اعدام این زندانی عقیدتی و ۴ فعال دیگر از موسسان و اعضای فعال الحوار را به اتهام #محاربه و انجام عملیات مسلحانه و اقدام علیه امنیت ملی را در حالی تایید که در جلسات متعدد دادرسی، این فعالان اعلام کرده بودند که پس از ماهها شکنجه شدید، مجبور به انجام اعترافات دروغین درباره اقدام برای براندازی نظام جمهوری اسلامی شده بودند. حکم اعدام محمدعلی عموری نهایتاً با یک درجه تخفیف به حبس ابد تغییر یافت.
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
#جمهوری_اسلامی_نابود_باید_گردد
#بایکوت_جمهوری_اسلامی
#اعتراضات_سراسری
#اعتصابات_سراسری
🔴 #بابک_دادبخش، زندانی سیاسی در زندان اردبیل، طی نامه ای خطاب به دادستان کل کشور خواستار بازبینی و اجرای عدالت در خصوص پرونده خود شد.
https://wp.me/p9yWrK-20e
متن نامه:
«دادستان کل کشور! احتراما اینجانب بابک دادبخش، زندانی که ناعدالتی به طور صد درصد در موردش اعمال شده، زندانی که شکنجه را با تمام وجود لمس کرده و به ۲۵ سال زندان بدون محاکمه محکوم شده، معروض میدارم؛ تنها برای دریافت دادنامه وادار به تسلیم به رای شدم. ولی پس از سه سال زندان دادنامه ای ندارم که بدانم به چه جرمی، چرا و بر مبنای چه دلایل و قوانینی محکوم شده ام و هیچکس در این خصوص پاسخگو نیست. امیدوارم قانون کور و کر عمل نکند و مرا از این حق قانونی برخوردار نماید. تمامی موارد مذکور درحالیست که بدون وکیل و تنها در یک دقیقه محاکمه شده ام. درخواست دارم حال که بحث از تحول در قوه قضائیه است پرونده من نیز مورد بازبینی قرار گیرد تا از داشتن دادنامه بهره مند شوم و بتوانم از اعاده دادرسی استفاده نمایم و به وضعیتم توجه گردد. درحالیکه پزشکی قانونی بیماری اعصاب و روانم را مورد تایید قرار داده چشم به راه عدالت هستم. ضمنا پرونده ام در شعبه ۱ اجرای احکام دادسرای ناحیه ۳۳ شهید مقدسی تهران است.
بابک دادبخش / مهرماه ۱۴۰۰/ زندان
اردبیل.»
بابک دادبخش، در آبان ۹۷ توسط ماموران پلیس امنیت تهران بازداشت و به وزارت اطلاعات تحویل داده شد. این زندانی در ایام بازداشت شرایط متفاوتی را در بازداشتگاههای مختلف از جمله بازداشتگاه ۲۰۹ زندان اوین و زندان تهران بزرگ سپری کرده است. او همچنین برای مدتی در بیمارستان روانپزشکی رازی (امین آباد) نگهداری شده است. وی نهایتا در ۲۷ بهمنماه ۹۷ به زندان رجایی شهر کرج منتقل شد. وی در بهمنماه ۹۸ توسط شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی محمد مقیسه با اعمال ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی و تجمیع احکام از بابت اتهاماتی همچون “فساد فی الارض و محاربه”به تحمل ۱۷ سال حبس تعزیری محکوم شد. اما فرودینماه سال گذشته مجددا احضار و حکم پیشین وی با این بهانه که حکم دادگاه ناقص بوده، نقض و حکم ۲۵ سال حبس تعزیری در زندان به او ابلاغ شد. به او گفته شده بود که دو اتهام محاربه و دو اتهام فساد فی الارض وی تبدیل به بغی شده و مجازات اشد به دلیل تکرار جرم، یک و نیم برابر شده است.
گفتنی است، بنا به تشخیص بیمارستان روانپزشکی رازی (امین آباد) در سال ۹۸ وی به بیماری MDD، اختلال دو قطبی با علائم سایکوتیک مبتلاست با این حال پس از ۲۱ روز نگهداری در این بخش و علیرغم تائید پزشکی قانونی کرج مبنی بر نیاز به درمان و بستری مجددا به زندان رجایی شهر کرج بازگشت. او نهایتا در تاریخ ۸ بهمنماه ۹۹ از زندان رجایی شهر کرج به زندان اردبیل منتقل شد.
https://wp.me/p9yWrK-20e
متن نامه:
«دادستان کل کشور! احتراما اینجانب بابک دادبخش، زندانی که ناعدالتی به طور صد درصد در موردش اعمال شده، زندانی که شکنجه را با تمام وجود لمس کرده و به ۲۵ سال زندان بدون محاکمه محکوم شده، معروض میدارم؛ تنها برای دریافت دادنامه وادار به تسلیم به رای شدم. ولی پس از سه سال زندان دادنامه ای ندارم که بدانم به چه جرمی، چرا و بر مبنای چه دلایل و قوانینی محکوم شده ام و هیچکس در این خصوص پاسخگو نیست. امیدوارم قانون کور و کر عمل نکند و مرا از این حق قانونی برخوردار نماید. تمامی موارد مذکور درحالیست که بدون وکیل و تنها در یک دقیقه محاکمه شده ام. درخواست دارم حال که بحث از تحول در قوه قضائیه است پرونده من نیز مورد بازبینی قرار گیرد تا از داشتن دادنامه بهره مند شوم و بتوانم از اعاده دادرسی استفاده نمایم و به وضعیتم توجه گردد. درحالیکه پزشکی قانونی بیماری اعصاب و روانم را مورد تایید قرار داده چشم به راه عدالت هستم. ضمنا پرونده ام در شعبه ۱ اجرای احکام دادسرای ناحیه ۳۳ شهید مقدسی تهران است.
بابک دادبخش / مهرماه ۱۴۰۰/ زندان
اردبیل.»
بابک دادبخش، در آبان ۹۷ توسط ماموران پلیس امنیت تهران بازداشت و به وزارت اطلاعات تحویل داده شد. این زندانی در ایام بازداشت شرایط متفاوتی را در بازداشتگاههای مختلف از جمله بازداشتگاه ۲۰۹ زندان اوین و زندان تهران بزرگ سپری کرده است. او همچنین برای مدتی در بیمارستان روانپزشکی رازی (امین آباد) نگهداری شده است. وی نهایتا در ۲۷ بهمنماه ۹۷ به زندان رجایی شهر کرج منتقل شد. وی در بهمنماه ۹۸ توسط شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی محمد مقیسه با اعمال ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی و تجمیع احکام از بابت اتهاماتی همچون “فساد فی الارض و محاربه”به تحمل ۱۷ سال حبس تعزیری محکوم شد. اما فرودینماه سال گذشته مجددا احضار و حکم پیشین وی با این بهانه که حکم دادگاه ناقص بوده، نقض و حکم ۲۵ سال حبس تعزیری در زندان به او ابلاغ شد. به او گفته شده بود که دو اتهام محاربه و دو اتهام فساد فی الارض وی تبدیل به بغی شده و مجازات اشد به دلیل تکرار جرم، یک و نیم برابر شده است.
گفتنی است، بنا به تشخیص بیمارستان روانپزشکی رازی (امین آباد) در سال ۹۸ وی به بیماری MDD، اختلال دو قطبی با علائم سایکوتیک مبتلاست با این حال پس از ۲۱ روز نگهداری در این بخش و علیرغم تائید پزشکی قانونی کرج مبنی بر نیاز به درمان و بستری مجددا به زندان رجایی شهر کرج بازگشت. او نهایتا در تاریخ ۸ بهمنماه ۹۹ از زندان رجایی شهر کرج به زندان اردبیل منتقل شد.
Campaign to Free Political Prisoners in Iran – CFPPI
بابک دادبخش، زندانی سیاسی در زندان اردبیل، طی نامه ای خطاب به دادستان کل کشور خواستار بازبینی و اجرای عدالت در خصوص پرونده خود…
بابک دادبخش، زندانی سیاسی در زندان اردبیل، طی نامه ای خطاب به دادستان کل کشور خواستار بازبینی و اجرای عدالت در خصوص پرونده خود شد. متن نامه: «دادستان کل کشور! احتراما اینجانب بابک دادبخش، زندانی که…
🔴#حسین_دائمی پدر #آتنادائمی در صفحه اینستاگرام شخصی خود نوشت
https://wp.me/p9yWrK-20j
«درود دوستان وهمراهان،
ممکنه این پست قدری خسته کننده باشه ولی لازم دانستم مواردی از تخلفات مسئولین زندان لاکان رشت جاییکه آتنای عزیزم آنجاست و مخصوصاً از بند نسوان و مسئول اندرزگاه زندان زنان وهمچنین از مقامات بالادست به سمع نظر دوستان برسونم
۱-ازآنجاییکه تبعید آتنای من به استان گیلان غیرقانونی است بدلیل اینکه آتنا وخانواده اش ساکن تهران هستند و طبق آئین دادرسی وحقوقی سازمان قضایی آتنا باید در تهران باشد.
۲-پس از گذشت بیش از چهل روز همچنان آتنای من از داشتن حق تماس محروم است و مدیراندرزگاه تاکید دارد که آتنا در افسر نگهبانی ودر حضورمامور زنگ بزند که این خود خلاف قانون است وآتنا تلفن آزادانه را حق قانونی خودش میداند.
۳-مشکل اصلی این زندان نبود تفکیک جرایم هست که متأسفانه همه نوع زندانی با جرایم مختلف درآن نگهداری میشود واز آنجاییکه که آتنا به این زندان تبعید شده باید تحمل همه مشکلات وسختی هارو به جان بخرد.
وهربارازطرف زندانیان ومدیر اندرزگاه خانمی که دوست ندارم اسمی ازش ببرم چونکه خیلی دوست داره مطرح بشه مورد تهدید قرار میگیرند تا جاییکه به زندانیان گفته به هیچ وجه به آتنا نزدیک نشوند چونکه ممکنه با پرونده سازی یا اینکه از حداقل امکانات محروم شوند.
۴- مورد سوم اینکه وکیل قانونی آتنا آقای رامین صفرنیا برای چندمین بار با دستور قضایی برای ملاقات با آتنای من درزندان حضور پیداکرده هرباربا مخالفت های این خانم که هیچ ربطی به مسئولیتش ندارد و باید حد خودش را بداند با الفاظ رکیک و توهین آمیز برخورد کرده که این برخوردها خلاف قانون است ،
وشکایت از این خانم را حق قانونی خودم و وکیل آتنا میدانم.
۵-ازآنجاییکه تبعید آتنا به استان گیلان غیرقانونی است و تمام دستورات پرونده آتنا از تهران صادرمیشود لذا
مسئولین استان گیلان هیچ دخالتی در پرونده آتنا نمیتوانند داشته باشند و فقط مسئول حفظ و نگهداری از آتنا هستن و تمام محدودیت ها وفشارها بر آتنای من غیرقانونی میباشد ،
۶-متاسفانه بعداز افشاگری آتنا از مشکلات ومعضلات زندان لاکان رشت ، فشار، تهدید وتوهین ،بی نهایت برآتنای من افزوده شده که باعث نگرانی خانواده شده و آتنا در زندان لاکان رشت امنیت جانی ندارد»
https://wp.me/p9yWrK-20j
«درود دوستان وهمراهان،
ممکنه این پست قدری خسته کننده باشه ولی لازم دانستم مواردی از تخلفات مسئولین زندان لاکان رشت جاییکه آتنای عزیزم آنجاست و مخصوصاً از بند نسوان و مسئول اندرزگاه زندان زنان وهمچنین از مقامات بالادست به سمع نظر دوستان برسونم
۱-ازآنجاییکه تبعید آتنای من به استان گیلان غیرقانونی است بدلیل اینکه آتنا وخانواده اش ساکن تهران هستند و طبق آئین دادرسی وحقوقی سازمان قضایی آتنا باید در تهران باشد.
۲-پس از گذشت بیش از چهل روز همچنان آتنای من از داشتن حق تماس محروم است و مدیراندرزگاه تاکید دارد که آتنا در افسر نگهبانی ودر حضورمامور زنگ بزند که این خود خلاف قانون است وآتنا تلفن آزادانه را حق قانونی خودش میداند.
۳-مشکل اصلی این زندان نبود تفکیک جرایم هست که متأسفانه همه نوع زندانی با جرایم مختلف درآن نگهداری میشود واز آنجاییکه که آتنا به این زندان تبعید شده باید تحمل همه مشکلات وسختی هارو به جان بخرد.
وهربارازطرف زندانیان ومدیر اندرزگاه خانمی که دوست ندارم اسمی ازش ببرم چونکه خیلی دوست داره مطرح بشه مورد تهدید قرار میگیرند تا جاییکه به زندانیان گفته به هیچ وجه به آتنا نزدیک نشوند چونکه ممکنه با پرونده سازی یا اینکه از حداقل امکانات محروم شوند.
۴- مورد سوم اینکه وکیل قانونی آتنا آقای رامین صفرنیا برای چندمین بار با دستور قضایی برای ملاقات با آتنای من درزندان حضور پیداکرده هرباربا مخالفت های این خانم که هیچ ربطی به مسئولیتش ندارد و باید حد خودش را بداند با الفاظ رکیک و توهین آمیز برخورد کرده که این برخوردها خلاف قانون است ،
وشکایت از این خانم را حق قانونی خودم و وکیل آتنا میدانم.
۵-ازآنجاییکه تبعید آتنا به استان گیلان غیرقانونی است و تمام دستورات پرونده آتنا از تهران صادرمیشود لذا
مسئولین استان گیلان هیچ دخالتی در پرونده آتنا نمیتوانند داشته باشند و فقط مسئول حفظ و نگهداری از آتنا هستن و تمام محدودیت ها وفشارها بر آتنای من غیرقانونی میباشد ،
۶-متاسفانه بعداز افشاگری آتنا از مشکلات ومعضلات زندان لاکان رشت ، فشار، تهدید وتوهین ،بی نهایت برآتنای من افزوده شده که باعث نگرانی خانواده شده و آتنا در زندان لاکان رشت امنیت جانی ندارد»
Campaign to Free Political Prisoners in Iran – CFPPI
آتنا در زندان لاکان رشت امنیت جانی ندارد:
حسین دائمی پدر آتنادائمی در صفحه اینستاگرام شخصی خود نوشت «درود دوستان وهمراهان، ممکنه این پست قدری خسته کننده باشه ولی لازم دانستم مواردی از تخلفات مسئولین زندان لاکان رشت جاییکه آتنای عزیزم آنجاس…
شمهای از بیدادی که بر آرش جوهری رفت!
هرکجا ظلم و ستم باشد، مقاومتی هم خواهد بود.
https://wp.me/p9yWrK-20m
یک سال از بازداشت و محاکمه سریع و بیدادگرانه آرش جوهری می گذرد. درست بامداد ۱۵ مهر سال ۱۳۹۹ بود که مأموران وزارت اطلاعات به منزل آرش جوهری هجوم بردند و تمام وسایل شخصی او را ضبط کرده و او را همراه خود بردند. مأموران "امام زمان و عدل اسلامی" بدون کوچکترین توضیحی او را بازداشت کردند. یک ماه با بی خبری مطلق از او گذشت. نه تلفنی و نه ملاقاتی در کار بود.
آنان با بیرحمی تمام پس از بازداشت او، پدر مادر و همسرش را نیز به اطلاعات احضار کردند. پدری که ناراحتی قلبی دارد و مادری که دچار مشکل تنفسی است. اضطراب ها و فشارهای عصبی که بر آنان روا شد، مانند بیدادی که بر همه خانواده های زندانیان سیاسی رفته و می رود قابل توصیف نیست. روز بازداشت آرش برادرش را نیز تهدید کردند و گفتند قرار بود ترا هم با خودمان ببریم ولی به تو تخفیف می دهیم. هر ترفندی را به کار بردند تا رنج و سختی خانواده وی را افزون کنند.
بعد از یک ما مشخص شد که آرش در سلول های سخت و غیر انسانی اوین به سر می برد و از داشتن وکیل نیز محروم است. وکیلی که بارها تلاش کرد اما برگه وکالتش بدون امضای آرش باقی مانده بود.
پدر و مادر آرش و همسرش که در نگرانی دائم بسر می برد، هر زمان که به اوین میرفتند با ناراحتی و غصه باز می گشتند. زندگی برای شان تاریک شده بود.
بازجویان تمام مهارت خود را به کار گرفتند تا علیه آرش پرونده سازی کنند. بعد از ۳ ماه دادگاه در روز ۱۵ دی 1399 دادگاه فرمایشی برگزار شد. آرش بدون وکیل در دادگاه حضور یافت. به آرش مانند تمامی زندانیان سیاسی عقیدتی اتهامات دروغین بستند. از ایجاد گروه معاند تا تبلیغ علیه نظام تا هماهنگی بین گروه های مخالف نظام. دادگاه آرش همچون دادگاه بلخ بود. احکام از پیش تعیین شده بودند. حتی قاضی اشاره ای به اتهاماتی که در حکم وی ذکر شده بود نکرد. پرونده سرشار از تناقض و دروغ و اتهامات پوچ و بی مایه بود. جرم اصلی آرش از نظر بازجویان و قاضی این بود که اتهاماتی که به او وارد شد را آرش قبول نکرد و حاضر به همکاری با آنان نشد.
آرش جوهری به عنوان فعال کارگری در روز جمعه، ۲۶ دیماه، به 16 سال حبس محکوم شد. به «اتهام اداره کردن دستهجات غیرقانونی با هدف برهم زدن امنیت کشور» به ۱۰ سال حبس تعزیری، از بابت اتهام «اجتماع و تبانی» به ۵ سال حبس تعزیری و از بابت اتهام «فعالیت تبلیغی علیه نظام» به یک سال حبس تعزیری محکوم شد. این یکی از بی رحمانه ترین و سریعترین حکمی بود که در دوران اخیر قوه قضائیه جمهوری اسلامی صادر کرد.
یک سال از حبس آرش گذشت، مالامال از غم و اندوه برای خانواده و دوستانش و البته همراه با غرور و افتخار از مقاومت الهام بخش او. روزی نیست که اعضای خانواده و دوستانش به فکرش نباشند و با شنیدن صدای او از پشت تلفن های چند دقیقه ای خوشحال نشوند.
بی شک ظلم پایدار نخواهد ماند. بیداد پاسخ خواهد گرفت. بیدادگران، ورشکستگان تاریخ خواهند شد. این آرش ها هستند که پیروز و پر غرور می مانند و تاریخ به آنان افتخار خواهد کرد. آنان به عنوان انسان های آزادیخواه و عدالت طلب همچون قهرمانی در مقابل ظلم و ستم ایستادگی کردند و در جهت رهایی انسانها از ستم و استثمار گام برداشتند. آرش برای زندگی بهتری تلاش کرد که همه ما لایق و سزاوارش هستیم.
جا دارد که در سالگرد زندانی شدن آرش همه ما صدایش باشیم و ظلمی که بر حق او روا شد را به مصاف بطلبیم و برای آزادی همه زندانیان سیاسی تلاش کنیم. جای این زندانیان در میان مردم است. آنان قهرمانان زمانه ما هستند و منادی جامعه و آینده ای بهتر. آنان یاری رسان ما برای تجسم آزادی و عدالت هستند.
با آرزوی آزادی تمامی زندانیان سیاسی و فعالین مدنی!
زنده باد آزادی و عدالت اجتماعی!
کولگه ۱۵ مهر ۱۴۰۰
هرکجا ظلم و ستم باشد، مقاومتی هم خواهد بود.
https://wp.me/p9yWrK-20m
یک سال از بازداشت و محاکمه سریع و بیدادگرانه آرش جوهری می گذرد. درست بامداد ۱۵ مهر سال ۱۳۹۹ بود که مأموران وزارت اطلاعات به منزل آرش جوهری هجوم بردند و تمام وسایل شخصی او را ضبط کرده و او را همراه خود بردند. مأموران "امام زمان و عدل اسلامی" بدون کوچکترین توضیحی او را بازداشت کردند. یک ماه با بی خبری مطلق از او گذشت. نه تلفنی و نه ملاقاتی در کار بود.
آنان با بیرحمی تمام پس از بازداشت او، پدر مادر و همسرش را نیز به اطلاعات احضار کردند. پدری که ناراحتی قلبی دارد و مادری که دچار مشکل تنفسی است. اضطراب ها و فشارهای عصبی که بر آنان روا شد، مانند بیدادی که بر همه خانواده های زندانیان سیاسی رفته و می رود قابل توصیف نیست. روز بازداشت آرش برادرش را نیز تهدید کردند و گفتند قرار بود ترا هم با خودمان ببریم ولی به تو تخفیف می دهیم. هر ترفندی را به کار بردند تا رنج و سختی خانواده وی را افزون کنند.
بعد از یک ما مشخص شد که آرش در سلول های سخت و غیر انسانی اوین به سر می برد و از داشتن وکیل نیز محروم است. وکیلی که بارها تلاش کرد اما برگه وکالتش بدون امضای آرش باقی مانده بود.
پدر و مادر آرش و همسرش که در نگرانی دائم بسر می برد، هر زمان که به اوین میرفتند با ناراحتی و غصه باز می گشتند. زندگی برای شان تاریک شده بود.
بازجویان تمام مهارت خود را به کار گرفتند تا علیه آرش پرونده سازی کنند. بعد از ۳ ماه دادگاه در روز ۱۵ دی 1399 دادگاه فرمایشی برگزار شد. آرش بدون وکیل در دادگاه حضور یافت. به آرش مانند تمامی زندانیان سیاسی عقیدتی اتهامات دروغین بستند. از ایجاد گروه معاند تا تبلیغ علیه نظام تا هماهنگی بین گروه های مخالف نظام. دادگاه آرش همچون دادگاه بلخ بود. احکام از پیش تعیین شده بودند. حتی قاضی اشاره ای به اتهاماتی که در حکم وی ذکر شده بود نکرد. پرونده سرشار از تناقض و دروغ و اتهامات پوچ و بی مایه بود. جرم اصلی آرش از نظر بازجویان و قاضی این بود که اتهاماتی که به او وارد شد را آرش قبول نکرد و حاضر به همکاری با آنان نشد.
آرش جوهری به عنوان فعال کارگری در روز جمعه، ۲۶ دیماه، به 16 سال حبس محکوم شد. به «اتهام اداره کردن دستهجات غیرقانونی با هدف برهم زدن امنیت کشور» به ۱۰ سال حبس تعزیری، از بابت اتهام «اجتماع و تبانی» به ۵ سال حبس تعزیری و از بابت اتهام «فعالیت تبلیغی علیه نظام» به یک سال حبس تعزیری محکوم شد. این یکی از بی رحمانه ترین و سریعترین حکمی بود که در دوران اخیر قوه قضائیه جمهوری اسلامی صادر کرد.
یک سال از حبس آرش گذشت، مالامال از غم و اندوه برای خانواده و دوستانش و البته همراه با غرور و افتخار از مقاومت الهام بخش او. روزی نیست که اعضای خانواده و دوستانش به فکرش نباشند و با شنیدن صدای او از پشت تلفن های چند دقیقه ای خوشحال نشوند.
بی شک ظلم پایدار نخواهد ماند. بیداد پاسخ خواهد گرفت. بیدادگران، ورشکستگان تاریخ خواهند شد. این آرش ها هستند که پیروز و پر غرور می مانند و تاریخ به آنان افتخار خواهد کرد. آنان به عنوان انسان های آزادیخواه و عدالت طلب همچون قهرمانی در مقابل ظلم و ستم ایستادگی کردند و در جهت رهایی انسانها از ستم و استثمار گام برداشتند. آرش برای زندگی بهتری تلاش کرد که همه ما لایق و سزاوارش هستیم.
جا دارد که در سالگرد زندانی شدن آرش همه ما صدایش باشیم و ظلمی که بر حق او روا شد را به مصاف بطلبیم و برای آزادی همه زندانیان سیاسی تلاش کنیم. جای این زندانیان در میان مردم است. آنان قهرمانان زمانه ما هستند و منادی جامعه و آینده ای بهتر. آنان یاری رسان ما برای تجسم آزادی و عدالت هستند.
با آرزوی آزادی تمامی زندانیان سیاسی و فعالین مدنی!
زنده باد آزادی و عدالت اجتماعی!
کولگه ۱۵ مهر ۱۴۰۰
Campaign to Free Political Prisoners in Iran – CFPPI
شمهای از بیدادی که بر آرش جوهری رفت!
شمهای از بیدادی که بر آرش جوهری رفت! هرکجا ظلم و ستم باشد، مقاومتی هم خواهد بود. یک سال از بازداشت و محاکمه سریع و بیدادگرانه آرش جوهری می گذرد. درست بامداد ۱۵ مهر سال ۱۳۹۹ بود که مأ…
نامه ای با ۹ محور به قوه قضائیه!
https://wp.me/p9yWrK-20r
ابوذر نصرالهی وکیل #آرش_کیخسروی از نامهی وکلای بازداشتی #مصطفی_نیلی و آرش کیخسروی و #مهدی_محمویان فعال حقوقبشر به قوهقضاییه خبر داد.
این وکیل دادگستری دربارهی محتوای این نامه به انصاف نیوز گفت: در پی تماسی که موکل بنده از زندان داشتند؛ اعلام کردند نامهای را تحت عنوان گزارش نقض قانون به هیأت نظارت مرکزی حسن اجرای قانون احترام به آزادیهای مشروع و حقوق شهروندی آماده کردند.
از طریق مسوولین زندان قصد ارسال آن را داشتهاند که به ایشان اعلام کردند؛ میبایست دربارهی تحویل این نامه از مقامات ذیربط کسب تکلیف نمایند.
این وکیل دادگستری با اشاره به اینکه این نامه در نُه محور تنظیم شده است، گفت: اولین محور سلب آزادی شخصی و ممانعت از احقاق حق دادخواهی و دسترسی به مراجع قضایی، عدم پشتیبانی از حقوق فردی و اجتماعی شهروندان توسط مقامات ذیربط و سو استفاده از قدرت است. دومین محور برخورد دور از شان و خلاف اخلاقی و موازین قانونی، توسط ماموران حفاظت اطلاعات قوهقضاییه است که ضابط قضایی محسوب نمیشوند. سومین محور نیز صدور دستور جلب غیر قانونی است.
چهارمین محور این گزارش خروج بازپرس از اصل بیطرفی بوده است.
پنجمین محور هم عدم تفهیم اتهام فوری و به سرعت بوده است. ششمین محور هم نقض قانون و عدم توجه به درخواستهای مکرر آنها برای دسترسی به وکیل بوده است.
او ادامه داد: هفتمین محور عدم ارائهی عدله و صدور قرار بازداشت موقت برخلاف قانون است و در محور هشتم به نگهداری به مدت ۲۳ روز در انفرادی اشاره کردهاند. نهمین و آخرین محور هم بیتوجهی به حریم خصوصی و تفتیش منازل افراد بازداشتی است.
این وکیل دادگستری در انتها تاکید کرد: این نامه را وکلای بازداشتی به همراه آقای مهدی محمودیان تهیه کردهاند. هیچ مسئولی نمیتواند از پذیرش نامهها به هر بهانهای خودداری کند، مخاطب این نامه ارگانهای رسمی قوهقضاییه است و هر دلیلی برای عدم پذیرش این نامه غیرموجه است.
وی گفت که زمان دادگاه مشخص شده و قرار است که ۲۱ مهرماه برگزار شود.
https://wp.me/p9yWrK-20r
ابوذر نصرالهی وکیل #آرش_کیخسروی از نامهی وکلای بازداشتی #مصطفی_نیلی و آرش کیخسروی و #مهدی_محمویان فعال حقوقبشر به قوهقضاییه خبر داد.
این وکیل دادگستری دربارهی محتوای این نامه به انصاف نیوز گفت: در پی تماسی که موکل بنده از زندان داشتند؛ اعلام کردند نامهای را تحت عنوان گزارش نقض قانون به هیأت نظارت مرکزی حسن اجرای قانون احترام به آزادیهای مشروع و حقوق شهروندی آماده کردند.
از طریق مسوولین زندان قصد ارسال آن را داشتهاند که به ایشان اعلام کردند؛ میبایست دربارهی تحویل این نامه از مقامات ذیربط کسب تکلیف نمایند.
این وکیل دادگستری با اشاره به اینکه این نامه در نُه محور تنظیم شده است، گفت: اولین محور سلب آزادی شخصی و ممانعت از احقاق حق دادخواهی و دسترسی به مراجع قضایی، عدم پشتیبانی از حقوق فردی و اجتماعی شهروندان توسط مقامات ذیربط و سو استفاده از قدرت است. دومین محور برخورد دور از شان و خلاف اخلاقی و موازین قانونی، توسط ماموران حفاظت اطلاعات قوهقضاییه است که ضابط قضایی محسوب نمیشوند. سومین محور نیز صدور دستور جلب غیر قانونی است.
چهارمین محور این گزارش خروج بازپرس از اصل بیطرفی بوده است.
پنجمین محور هم عدم تفهیم اتهام فوری و به سرعت بوده است. ششمین محور هم نقض قانون و عدم توجه به درخواستهای مکرر آنها برای دسترسی به وکیل بوده است.
او ادامه داد: هفتمین محور عدم ارائهی عدله و صدور قرار بازداشت موقت برخلاف قانون است و در محور هشتم به نگهداری به مدت ۲۳ روز در انفرادی اشاره کردهاند. نهمین و آخرین محور هم بیتوجهی به حریم خصوصی و تفتیش منازل افراد بازداشتی است.
این وکیل دادگستری در انتها تاکید کرد: این نامه را وکلای بازداشتی به همراه آقای مهدی محمودیان تهیه کردهاند. هیچ مسئولی نمیتواند از پذیرش نامهها به هر بهانهای خودداری کند، مخاطب این نامه ارگانهای رسمی قوهقضاییه است و هر دلیلی برای عدم پذیرش این نامه غیرموجه است.
وی گفت که زمان دادگاه مشخص شده و قرار است که ۲۱ مهرماه برگزار شود.
Campaign to Free Political Prisoners in Iran – CFPPI
نامه ای با ۹ محور به قوه قضائیه!
نامه ای با ۹ محور به قوه قضائیه! ابوذر نصرالهی وکیل آرش کیخسروی از نامهی وکلای بازداشتی مصطفی نیلی و آرش کیخسروی و مهدی محمویان فعال حقوقبشر به قوهقضاییه خبر داد. این وکیل دادگستری دربارهی محتو…
🔴احضار #سهیل_عربی و #بهنام_موسیوند به اتهام اخلال و توهین به خامنه ای
صبح روز چهارشنبه ۱۴ مهرماه، پس از اینکه سهیل عربی و بهنام موسیوند از رفتن به دادگاه خودداری کردند، ولی الله محمدی نائب رئیس زندان با تهدید و ضرب و شتم اقدام به بردن آن ها به دادگاه کرد.
به نقل از یک منبع معتبر ولی الله محمدی پس از خودداری سهیل عربی و بهنام موسیوند به رفتن به بی دادگاه های حکومت اسلامی، آن ها را تهدید به تبعید و شکنجه کرد.
سهیل عربی که به دلیل پاره شدن رباط صلیبی پایش و دچار شدن به بیماری ترومای بلانت در اثر شکنجه و ضربه های بازپرسان رژیم به بیضه هایش همچنان از درمان محروم است.
#رأی_ما_سرنگونی
#دادخواهی
#مادران_دادخواه
#آبان_ادامه_دارد
#بایکوت_جمهوری_اسلامی
کارزار #صدای_معترضین_آبانماه
#BoycottIranRegime
Campaign to #SupportIranProtesters #زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
صبح روز چهارشنبه ۱۴ مهرماه، پس از اینکه سهیل عربی و بهنام موسیوند از رفتن به دادگاه خودداری کردند، ولی الله محمدی نائب رئیس زندان با تهدید و ضرب و شتم اقدام به بردن آن ها به دادگاه کرد.
به نقل از یک منبع معتبر ولی الله محمدی پس از خودداری سهیل عربی و بهنام موسیوند به رفتن به بی دادگاه های حکومت اسلامی، آن ها را تهدید به تبعید و شکنجه کرد.
سهیل عربی که به دلیل پاره شدن رباط صلیبی پایش و دچار شدن به بیماری ترومای بلانت در اثر شکنجه و ضربه های بازپرسان رژیم به بیضه هایش همچنان از درمان محروم است.
#رأی_ما_سرنگونی
#دادخواهی
#مادران_دادخواه
#آبان_ادامه_دارد
#بایکوت_جمهوری_اسلامی
کارزار #صدای_معترضین_آبانماه
#BoycottIranRegime
Campaign to #SupportIranProtesters #زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد