در 1 نوامبر 1894 تزار نیکلای دوم ، آخرین تزار امپراطوری روسیه به قدرت رسید. #روسیه_تزاری #OTD
Nocturnal Nostalgia
بنای #یادبود "رزا لوکزامبورگ" در #آلمان شرقی که اکنون میدان اتحاد دو آلمان خوانده می شود. #GDR #DDR
بر روی بنای #یادبود رزا لوکزامبورگ معروف ترین نقل قولش نوشته شده است : "آزادی همیشه یعنی آزادی دگر اندیشان" #سوسیالیسم
Forwarded from کتابخوار (Seyed Ebrahim Taghavi)
#برلین_نامه
ستون پیروزی یا Siegessäule یکی از بناهای سمبلیک برلین است. از آن ها که عکسش روی کارت پستال برود و توریست ها سه چهار یورویی پول بدهند و بعد از تماشای موزه اکی در پایه ی ستون، از راه پله ای مارپیچ به بالای ستون، پایین پای مجسمه ی ویکتوریا، الهه ی پیروزی رم باستان، تقریبا شصت متر، صعود کنند.
اما به شکل عجیبی این قطعه از تاریخ برلین گویی از ننگ تاریخ شهر در امان مانده. هر بنایی را که می بینی داستانی از دوران حکومت هیتلر یا رفتارهای غیرانسانی حکومت های شهر تقسیم شده در خود دارد...
از زیر دروازه ی براندنبورگ بود که نازی ها به سمت دفتر هیتلر برای عرض تبریک رژه رفتند...
از ساختمان مشرف به دروازه ی براندنبورگ بود که ماکس لیبرمان با دیدن این صحنه گفت: متأسفانه نمی توانم به اندازه ای غذا بخورم که به اندازه ای که می خواهم استفراغ کنم!...
برلین پر از پلاک های فلزی نصب شده روی زمین به اسم Stolperstein (سنگی که رویش سکندری بخورید) است که محل زندگی خانواده های قربانی نازیسم را مشخص می کنند...
با چک پوینت چارلی شاید کمتر از ۲۰۰ متر فاصله داشته باشد جایی که پیتر فشتر موقع فرار از روی دیوار کشته شد...
مقابل و دور و بر ساختمان اپرای آلمان در برلین غربی و هتل محل اقامت محمدرضا پهلوی بود که معترضان چپ به سیاست های محمدرضا توسط پلیس آلمان و در حمایت از دانشجوهای ایرانی طرفدار شاه که با چوب و چماق به جان معترضان افتاده بودند، حسابی گوشمال شدند و بنو اونه زورگ Benno Ohnesorg با شلیک گلوله به سرش کشته شد... نام فامیلش معنی "بی دغدغه" می دهد...
در این میان اما ستون پیروزی گویی معصوم یا مزورانه بر کنار مانده است... حتی در آتشسوزی رایشستاگ ستون پیروزی تنها نظاره گر بود و آسیبی ندید. بعدها و در راستای تبدیل برلین به ژرمانیا، پایتخت حکومت جهانی اش، هیتلر ستون پیروزی را از مقابل رایشستاگ، جایی که قیصر ویلهلم اول پس از پیروزی بر فرانسه و بنیانگذاری امپراتوری آلمان ستون را بر پا کرد، به میدانی در وسط Tiergarten به نام "ستاره ی بزرگ" der große Stern منتقل کرد.
نه در طول بمباران و نه در نبردهای خیابانی برلین، ستون پیروزی آسیب چندانی ندید. سربازان لهستانی که پرچم لهستان را بر بالای ستون افراشتند و به سمت ناون Nauen رفتند هم بعدها اعلام کردند که اگر از عقبه و اهمیت آن خبر داشتند بدون شک منفجرش می کردند.
اندکی به سمت جنوب شرقش "خیابان ۱۷ ژوئن" شروع می شود ولی در خود این خیابان هم اتفاق خاصی نیفتاده و تنها به یاد رویدادی این نام را دارد که در برلین شرقی رخ داده بود. شاید فقط همیشه طفیلی اتفاقات دور و بر دروازه ی براندنبورگ باشد که دور و برش شلوغ شود. وگرنه که سال به سال باید ویکتوریا از بالای ستونش پشت به دروازه فقط سر و صداها را بشنود. خواهرش گلوریا هم از بالای دروازه کالسکه اش را به سمت شرق می راند و پشتش به ویکتوریاست.
بین بناهای تاریخی برلین، ستون پیروزی به شکلی معصوم مانده و فقط از دور تماشا می کند... توریست هایی هم که وقت کمی در برلین دارند راه دراز را به جان نمی خرند و از دور عکسی از ستون پیروزی می گیرند و می روند...
ستون پیروزی یا Siegessäule یکی از بناهای سمبلیک برلین است. از آن ها که عکسش روی کارت پستال برود و توریست ها سه چهار یورویی پول بدهند و بعد از تماشای موزه اکی در پایه ی ستون، از راه پله ای مارپیچ به بالای ستون، پایین پای مجسمه ی ویکتوریا، الهه ی پیروزی رم باستان، تقریبا شصت متر، صعود کنند.
اما به شکل عجیبی این قطعه از تاریخ برلین گویی از ننگ تاریخ شهر در امان مانده. هر بنایی را که می بینی داستانی از دوران حکومت هیتلر یا رفتارهای غیرانسانی حکومت های شهر تقسیم شده در خود دارد...
از زیر دروازه ی براندنبورگ بود که نازی ها به سمت دفتر هیتلر برای عرض تبریک رژه رفتند...
از ساختمان مشرف به دروازه ی براندنبورگ بود که ماکس لیبرمان با دیدن این صحنه گفت: متأسفانه نمی توانم به اندازه ای غذا بخورم که به اندازه ای که می خواهم استفراغ کنم!...
برلین پر از پلاک های فلزی نصب شده روی زمین به اسم Stolperstein (سنگی که رویش سکندری بخورید) است که محل زندگی خانواده های قربانی نازیسم را مشخص می کنند...
با چک پوینت چارلی شاید کمتر از ۲۰۰ متر فاصله داشته باشد جایی که پیتر فشتر موقع فرار از روی دیوار کشته شد...
مقابل و دور و بر ساختمان اپرای آلمان در برلین غربی و هتل محل اقامت محمدرضا پهلوی بود که معترضان چپ به سیاست های محمدرضا توسط پلیس آلمان و در حمایت از دانشجوهای ایرانی طرفدار شاه که با چوب و چماق به جان معترضان افتاده بودند، حسابی گوشمال شدند و بنو اونه زورگ Benno Ohnesorg با شلیک گلوله به سرش کشته شد... نام فامیلش معنی "بی دغدغه" می دهد...
در این میان اما ستون پیروزی گویی معصوم یا مزورانه بر کنار مانده است... حتی در آتشسوزی رایشستاگ ستون پیروزی تنها نظاره گر بود و آسیبی ندید. بعدها و در راستای تبدیل برلین به ژرمانیا، پایتخت حکومت جهانی اش، هیتلر ستون پیروزی را از مقابل رایشستاگ، جایی که قیصر ویلهلم اول پس از پیروزی بر فرانسه و بنیانگذاری امپراتوری آلمان ستون را بر پا کرد، به میدانی در وسط Tiergarten به نام "ستاره ی بزرگ" der große Stern منتقل کرد.
نه در طول بمباران و نه در نبردهای خیابانی برلین، ستون پیروزی آسیب چندانی ندید. سربازان لهستانی که پرچم لهستان را بر بالای ستون افراشتند و به سمت ناون Nauen رفتند هم بعدها اعلام کردند که اگر از عقبه و اهمیت آن خبر داشتند بدون شک منفجرش می کردند.
اندکی به سمت جنوب شرقش "خیابان ۱۷ ژوئن" شروع می شود ولی در خود این خیابان هم اتفاق خاصی نیفتاده و تنها به یاد رویدادی این نام را دارد که در برلین شرقی رخ داده بود. شاید فقط همیشه طفیلی اتفاقات دور و بر دروازه ی براندنبورگ باشد که دور و برش شلوغ شود. وگرنه که سال به سال باید ویکتوریا از بالای ستونش پشت به دروازه فقط سر و صداها را بشنود. خواهرش گلوریا هم از بالای دروازه کالسکه اش را به سمت شرق می راند و پشتش به ویکتوریاست.
بین بناهای تاریخی برلین، ستون پیروزی به شکلی معصوم مانده و فقط از دور تماشا می کند... توریست هایی هم که وقت کمی در برلین دارند راه دراز را به جان نمی خرند و از دور عکسی از ستون پیروزی می گیرند و می روند...