Forwarded from متناقضنما (L)
۴سال پیش، ۲۲ شهریور ۱۴۰۱، ژینا امینی توسط گشتارشاد تهران دستگیر شد. برادرش به مامورین حکومت میگفت «خواهرم رو نبرید، ما غریبیم توی این شهر». بعدها تصاویر منتشر شده از ژینا درلحظهی دستگیری نشان میدهد که ژینا شال و مانتوی بلند داشت و احتمالا بهخاطر عقب بودن شال یا کمی تنگ بودن شلوار دستگیر شده بود. مامورین گفتند ژینا پس از برگزاری یک “کلاس توجیهی” در مقر نیروی انتظامی آزاد میشود اما بعد از چندساعت ژینا با علائم ضربوشتم شدید به بیمارستان کسری منتقل شد و پس از سه روز به تاریخ ۲۵ شهریور ۱۴۰۱ برای همیشه چشم از جهان فروبست. ۲۲ شهریور نقطهی آغازی بود برای پایانهایی که هنوز هم داریم میبینیم. ۲۲ شهریور لحظهای بود که فرزندی دیگر به خانه بازنگشت و از آن روز به بعد، فرزندان زیادی هرگز به خانه بازنگشتند. ۲۲ شهریور آغازِ زنجیرهای از پایانها بود؛ پایانِ اطمینان به فردایی که قرار بود بیتفاوت از راه برسد، پایانِ سکوتی که گمان میرفت میتواند برای همیشه ادامه پیدا کند و پایانِ روزهایی که تصور میکردیم گذشته، الزاماً پشت سر ما باقی میماند. ۲۲ شهریور تاریخی بود که زندگیِ زنی بهعلت عدمِ وجودِ آزادی، قربانی خشونت شد و از آن روز به بعد، روایت او، تبدیل به فریاد شد؛ چون تو نمیمیری ژینا؛ نام تو رمز میشود؛
زن، زندگی، آزادی.
زن، زندگی، آزادی.
🕊1
Forwarded from Ellie the Brain! (Ellie(brain ver))
- سقوط یک نام --1.pdf
442 KB
۱۰ تا پارت اول از داستان سقوط یک نام🗡
Ellie the Brain!
- سقوط یک نام --1.pdf
برید این شاهکار رو بخونیددددد زوددددددد
Forwarded from 𝗧𝗵𝗲𝗿𝗲𝗺𝗶𝗻 (𝗡𝗶𝗰𝗸)
Meoyami☁️
بیایدددد متن داخل کادر رو بخونین حتما نقاشیتونو اگه پست کردین روی همین پیام ریپلای بزنیم تا بفرستم اینجا
انچه در وایتبرد گذشت