تفاوت هست بین رنجی که می تونیم ازش دوری کنیم و رنجی که خودمون باعثش میشیم.
A Hidden Life
#دیالوگ
@c24frames
A Hidden Life
#دیالوگ
@c24frames
همه چیز پیچیده تر از اونی هست که فکرش رو کنی، شما فقط یک دهم از چیزی که حقیقت داره رو می تونید ببینید، میلیون ها رشته کوچیک به هر تصمیمی که اختیار می کنید وصل هستن، هر زمانی که انتخاب تازه ای می کنید می تونید زندگی خودتون رو نابود کنین. ممکنه شاید تا بیست سال بعدش هم نفهمید...
شاید هم هرگز نتونید علت اصلیش رو پیدا کنید.
Synecdoch, New York
#دیالوگ
@c24frames
شاید هم هرگز نتونید علت اصلیش رو پیدا کنید.
Synecdoch, New York
#دیالوگ
@c24frames
Manchester by the Sea
کارگردان: کنت لونرگان
سال تولید: ۲۰۱۶
یکی از شاخص های نا متعارف فیلم ماندگار در ذهن بیننده ناتوانی آزار دهنده شخصیت در انتقال احساس و عواطف اثر در قالب کلمات و عبارات است. این ویژگی به صورت تمام و کمال در “Manchester by the Sea” وجود دارد. آثار زیادی در تاریخ سینما به موضوع روابط اعضای خانواده های جدا افتاده از هم پرداخته اند. در این گونه آثار اعضای خانواده ای که بنا به دلایلی سال ها دور از هم زندگی کرده اند با بروز شرایطی بحرانی گرد هم می آیند و در خلال واکنش های افراد به رفتارهای یکدیگر، کم کم حوادثی که باعث ایجاد اختلافات شده مرور می شود و با تغییر وضعیت همه افراد از نقطه A به نقطه B دنیای جدیدی برای شخصیت ها ساخته می شود.
مهمترین مزیت این فیلم نسبت به آثار هم کیش خود فیلمنامه آن است. فیلمنامه ای که به جای روایت خطی وقایع، با پیرنگی ثابت در دو مسیر متفاوت روایت می شود.
شخصیت اصلی از یاد روزگار خوشی در کنار خانواده اش بیش از خاطرات بد گذشته خود فراری است. لی بیش از آن که نگران نگاه های تلخ مردم شهر و یادآوری عذاب وجدان خود باشد، دلتنگ روزهای خوشی است که در کنار خانواده گذرانده.
نظام هستی تمام هدایایی که به انسان ارزانی می دارد را کم کم باز پس می گیرد و او را آماده کوچ به دیار باقی می نماید. «لی» این احساس پوچی را خیلی پیش تر از فرارسیدن دوران کهولتش تجربه می کند و این مسئله درون او را تبدیل به پیرمردی می کند که هیچ چیز این دنیا برای او تفاوتی ندارد. مگر نبودن در کنار دریای غم زده.
@c24frames
کارگردان: کنت لونرگان
سال تولید: ۲۰۱۶
یکی از شاخص های نا متعارف فیلم ماندگار در ذهن بیننده ناتوانی آزار دهنده شخصیت در انتقال احساس و عواطف اثر در قالب کلمات و عبارات است. این ویژگی به صورت تمام و کمال در “Manchester by the Sea” وجود دارد. آثار زیادی در تاریخ سینما به موضوع روابط اعضای خانواده های جدا افتاده از هم پرداخته اند. در این گونه آثار اعضای خانواده ای که بنا به دلایلی سال ها دور از هم زندگی کرده اند با بروز شرایطی بحرانی گرد هم می آیند و در خلال واکنش های افراد به رفتارهای یکدیگر، کم کم حوادثی که باعث ایجاد اختلافات شده مرور می شود و با تغییر وضعیت همه افراد از نقطه A به نقطه B دنیای جدیدی برای شخصیت ها ساخته می شود.
مهمترین مزیت این فیلم نسبت به آثار هم کیش خود فیلمنامه آن است. فیلمنامه ای که به جای روایت خطی وقایع، با پیرنگی ثابت در دو مسیر متفاوت روایت می شود.
شخصیت اصلی از یاد روزگار خوشی در کنار خانواده اش بیش از خاطرات بد گذشته خود فراری است. لی بیش از آن که نگران نگاه های تلخ مردم شهر و یادآوری عذاب وجدان خود باشد، دلتنگ روزهای خوشی است که در کنار خانواده گذرانده.
نظام هستی تمام هدایایی که به انسان ارزانی می دارد را کم کم باز پس می گیرد و او را آماده کوچ به دیار باقی می نماید. «لی» این احساس پوچی را خیلی پیش تر از فرارسیدن دوران کهولتش تجربه می کند و این مسئله درون او را تبدیل به پیرمردی می کند که هیچ چیز این دنیا برای او تفاوتی ندارد. مگر نبودن در کنار دریای غم زده.
@c24frames
24 frames
@c24frames
Being John Malkovich
کارگردان: اسپایک جونز
سال تولید: ۱۹۹۹
"جان مالکویچ بودن" یکی از عجیب ترین فیلم های تاریخ سینماست. فیلمی که در آخرین سال قرن بیستم ساخته شد و گویا با ساخته شدنش می خواست تعریفی جدید از سینما در قرن بیست و یکم ارائه دهد.این که سینما در عمر صد ساله خود از پدیده ای عجیب و اعجاب بر انگیز در اولین سال های خود در مواجه مخاطبانش، تا رویکردی مستند گونه و سپس داستان گو را پشت سر گذاشته است، یکبار دیگر در ابتدای ورود انسان به قرن جدید بتواند اعجاز کرده و مخاطب خویش را به حیرت وادارد. مخاطبی که در اولین مواجه خود با نمایی بسته در همان سال های آغازین سینما از فرط ترسیدن سالن سینما را ترک کرد. این مواجهه همراه با دلهره و هیجان، ذات اولیه سینما را تشکیل داده بود. ذاتی که پس از آگاهی مخاطب به اینکه این نماها همان تصاویر ثابتی هستند که از عکاسی سرچشمه می گیرند و تنها سرعت نمایش آنها در بازه زمانی اندک، تصوری از حرکت را در ذهن مخاطب به وجود آورده است دیگر آن هیجان اولیه ناشی از عدم آگاهی مخاطب را به همراه نداشته است و در عوض سینما با روی آوردن به هنر داستان گویی سعی در ارضای میل مخاطبین خود به این برون ریزی هیجان را به گونه ای دیگر بازتولید کرد. پس هر جا دست سینما به عنوان هنری خلاق و غیر قابل پیش بینی رو شده است، ترفندی دیگر از دل آن بیرون آمده تا همچنان پر مخاطب ترین هنر-رسانه در جهان قلمداد شود. البته نباید این نکته را از نظر دور داشت که هنر سینما زمانی که وجه صنعتی بارزی پیدا کرد این خلاقیت را به عادت نزد مخاطبان خود تبدیل کرده است. عادتی که الگوهای رایج هالیوودی و خطوط مشخص روایت کلاسیک همواره به بازتولید آن مبادرت ورزیده است. اما سینما هر از گاهی گریزی به خلاقیت پنهان در ذات خویش زده است. گریزی که منجر به ساخت آثاری گشته که هر چند اندک به شمار می روند اما از حیث اثر گذاری آن چنان پیشرو هستند که مواجهه با آن آثار تا مدت ها ذهن مخاطب را درگیر خود خواهد کرد. اینجا خلاقیت است که حرف اول و آخر را می زند و این خلاقیت به ما یاد آور می شود که هنر سینما به واسطه همین نگاه خلاقانه در به کارگیری همزمان هنرهای دیگر شکل گرفته است. هرجا که خلاقیتی نوظهور و البته مبتنی بر منطق سینما شکل بگیرد احساسی از تولد دوباره این هنر فراگیر به دست می آید... بی شک چارلی کافـمن با خلق سناریوی "جان مالکویچ بودن" چنین کاری کرده است!
#پیشنهاد_فیلم
@c24frames
کارگردان: اسپایک جونز
سال تولید: ۱۹۹۹
"جان مالکویچ بودن" یکی از عجیب ترین فیلم های تاریخ سینماست. فیلمی که در آخرین سال قرن بیستم ساخته شد و گویا با ساخته شدنش می خواست تعریفی جدید از سینما در قرن بیست و یکم ارائه دهد.این که سینما در عمر صد ساله خود از پدیده ای عجیب و اعجاب بر انگیز در اولین سال های خود در مواجه مخاطبانش، تا رویکردی مستند گونه و سپس داستان گو را پشت سر گذاشته است، یکبار دیگر در ابتدای ورود انسان به قرن جدید بتواند اعجاز کرده و مخاطب خویش را به حیرت وادارد. مخاطبی که در اولین مواجه خود با نمایی بسته در همان سال های آغازین سینما از فرط ترسیدن سالن سینما را ترک کرد. این مواجهه همراه با دلهره و هیجان، ذات اولیه سینما را تشکیل داده بود. ذاتی که پس از آگاهی مخاطب به اینکه این نماها همان تصاویر ثابتی هستند که از عکاسی سرچشمه می گیرند و تنها سرعت نمایش آنها در بازه زمانی اندک، تصوری از حرکت را در ذهن مخاطب به وجود آورده است دیگر آن هیجان اولیه ناشی از عدم آگاهی مخاطب را به همراه نداشته است و در عوض سینما با روی آوردن به هنر داستان گویی سعی در ارضای میل مخاطبین خود به این برون ریزی هیجان را به گونه ای دیگر بازتولید کرد. پس هر جا دست سینما به عنوان هنری خلاق و غیر قابل پیش بینی رو شده است، ترفندی دیگر از دل آن بیرون آمده تا همچنان پر مخاطب ترین هنر-رسانه در جهان قلمداد شود. البته نباید این نکته را از نظر دور داشت که هنر سینما زمانی که وجه صنعتی بارزی پیدا کرد این خلاقیت را به عادت نزد مخاطبان خود تبدیل کرده است. عادتی که الگوهای رایج هالیوودی و خطوط مشخص روایت کلاسیک همواره به بازتولید آن مبادرت ورزیده است. اما سینما هر از گاهی گریزی به خلاقیت پنهان در ذات خویش زده است. گریزی که منجر به ساخت آثاری گشته که هر چند اندک به شمار می روند اما از حیث اثر گذاری آن چنان پیشرو هستند که مواجهه با آن آثار تا مدت ها ذهن مخاطب را درگیر خود خواهد کرد. اینجا خلاقیت است که حرف اول و آخر را می زند و این خلاقیت به ما یاد آور می شود که هنر سینما به واسطه همین نگاه خلاقانه در به کارگیری همزمان هنرهای دیگر شکل گرفته است. هرجا که خلاقیتی نوظهور و البته مبتنی بر منطق سینما شکل بگیرد احساسی از تولد دوباره این هنر فراگیر به دست می آید... بی شک چارلی کافـمن با خلق سناریوی "جان مالکویچ بودن" چنین کاری کرده است!
#پیشنهاد_فیلم
@c24frames
تاریکی رو دوست دارم. تو تاریکی راحت تر میشه حرف زد. راحت تر میشه بغض کرد. راحت تر میشه زیر چشمی نگاهش کرد. تو تاریکی آدم راحت تر عاشق میشه.
تو تاریکی زیرزمین، تاریکی پس کوچه ها، تو تاریکی سالن های سینما.
بمب یک عاشقانه
#دیالوگ
@c24frames
تو تاریکی زیرزمین، تاریکی پس کوچه ها، تو تاریکی سالن های سینما.
بمب یک عاشقانه
#دیالوگ
@c24frames
فیلم Cast Away
کارگردان: رابرت زمکیس
سال تولید: ۲۰۰۰
شاید بتوان گفت “دور افتاده” یکی از معدود فیلم هایی است که توانسته از داستانی کلیشهای و پر تکرار، اثری خلق کند که احساسات مخاطبش را درگیر کرده و به یک اثر کلاسیک و جاودانه تبدیل شود. موضوع گیر افتادن انسانها در جزیرهای دور دست قاعدتا جذاب است و طرفداران خودش را دارد؛ اما اینکه بتوان داستانی واقعی با شخصیتی که هر لحظه درماندهتر میشود خلق کرد، هنری است که هر کسی از پس انجام آن برنمیآید.
داستان فیلم درباره مردی پولدار به نام چاک (با بازی تام هنکس) است که مسئول شرکتی پستی است و تمام زندگیاش را وقف کارش کرده و شب و روز با وسایل مدرن سر و کار دارد.
“دور افتاده” اهمیت ارتباط انسانی و جنون انسان درصورت نداشتن همدم را نشان می دهد. از نظر رساندن پیام، که همان عشق ورزیدن و زیستن به خاطر عشق می باشد، فیلم عملکردی عالی دارد که این عملکرد عالی را مدیون بازی فوق العاده تام هنکس می باشد،
کسی که در هنرنمایی بی نظیر خود مفهوم دوست داشتن را به مخاطبان فیلم می رساند.
@c24frames
کارگردان: رابرت زمکیس
سال تولید: ۲۰۰۰
شاید بتوان گفت “دور افتاده” یکی از معدود فیلم هایی است که توانسته از داستانی کلیشهای و پر تکرار، اثری خلق کند که احساسات مخاطبش را درگیر کرده و به یک اثر کلاسیک و جاودانه تبدیل شود. موضوع گیر افتادن انسانها در جزیرهای دور دست قاعدتا جذاب است و طرفداران خودش را دارد؛ اما اینکه بتوان داستانی واقعی با شخصیتی که هر لحظه درماندهتر میشود خلق کرد، هنری است که هر کسی از پس انجام آن برنمیآید.
داستان فیلم درباره مردی پولدار به نام چاک (با بازی تام هنکس) است که مسئول شرکتی پستی است و تمام زندگیاش را وقف کارش کرده و شب و روز با وسایل مدرن سر و کار دارد.
“دور افتاده” اهمیت ارتباط انسانی و جنون انسان درصورت نداشتن همدم را نشان می دهد. از نظر رساندن پیام، که همان عشق ورزیدن و زیستن به خاطر عشق می باشد، فیلم عملکردی عالی دارد که این عملکرد عالی را مدیون بازی فوق العاده تام هنکس می باشد،
کسی که در هنرنمایی بی نظیر خود مفهوم دوست داشتن را به مخاطبان فیلم می رساند.
@c24frames
میدونم که حالا باید چیکار کنم
باید به نفس کشیدن ادامه بدم
چون فردا، خورشید طلوع می کنه
کی میدونه که جریان آب چی با خودش میاره؟
Cast Away
#دیالوگ
@c24frames
باید به نفس کشیدن ادامه بدم
چون فردا، خورشید طلوع می کنه
کی میدونه که جریان آب چی با خودش میاره؟
Cast Away
#دیالوگ
@c24frames
فیلم « از این جا تا ابدیت »
کارگردان: فرد زینه مان
سال تولید: ۱۹۵۳
این فیلم بر اساس رمانی به همین نام نوشتهٔ جیمز جونز تهیه شدهاست. با بازی گروهی از بهترین هنرپیشه های دهه های ۱۹۴۰ تا ۱۹۶۰ یعنی برت لنکستر، مونتگمری کلیفت، دبورا کر، دانا رید و فرانک سیناترا است که به رخدادهای گروهانی از نیروی دریایی آمریکا، در پرل هاربر و هاوایی، درست در آستانه ی یورش ناجوانمردانه ی ژاپنی ها به پرل هاربر می پردازد.
فیلم به خوبی به ریشه های گام نهادن زنان نادیده انگاشته شده از سوی شوهران، به روابط عاطفی - آمیزشی فرا ( برون ) زناشویی می پردازد و در عین حال که فیلمی جنگی و تاریخی است درون مایه ی رمانتیک و عاشقانه نیز دارد.
@c24frames
کارگردان: فرد زینه مان
سال تولید: ۱۹۵۳
این فیلم بر اساس رمانی به همین نام نوشتهٔ جیمز جونز تهیه شدهاست. با بازی گروهی از بهترین هنرپیشه های دهه های ۱۹۴۰ تا ۱۹۶۰ یعنی برت لنکستر، مونتگمری کلیفت، دبورا کر، دانا رید و فرانک سیناترا است که به رخدادهای گروهانی از نیروی دریایی آمریکا، در پرل هاربر و هاوایی، درست در آستانه ی یورش ناجوانمردانه ی ژاپنی ها به پرل هاربر می پردازد.
فیلم به خوبی به ریشه های گام نهادن زنان نادیده انگاشته شده از سوی شوهران، به روابط عاطفی - آمیزشی فرا ( برون ) زناشویی می پردازد و در عین حال که فیلمی جنگی و تاریخی است درون مایه ی رمانتیک و عاشقانه نیز دارد.
@c24frames
Personal Shopper
کارگردان: الیویه آسیاس
سال تولید: ۲۰۱۶
باید گفت که فیلم “مامور خرید شخصی”، یک تجربهی ناموفق است که نه در ژانر هارور و مهیج جایگاهی دارد و نه فیلمی است روانشناسانه!!!
اولیویه آسایاس تلاش کرده است که یک دنیای فراطبیعی خلق کند و یک شخصیت را درون این دنیا قرار بدهد و مخاطب را مدام دچار این پرسش کند که تا چه حد آنچه که دیده میشود واقعی است؛ اما محصول نهایی از عدم باورپذیری رنج میبرد. دنیایی که خلق شده باورپذیر نیست زیرا دیالوگها و شخصیتهایی که قرار است این دنیا را به مخاطب عرضه کنند دارای پختگی لازم نیستند، بازیگرانی که انتخاب شدهاند نیز تلاش نکردهاند که در راستای باورپذیرتر کردن نقش قدم بردارند؛ و دوربینی که قرار است تلاش کند این شخصیتها را دنبال کند و حس تعلیق را به مخاطب عرضه کند، به دلیل سردرگمی کارگردان شکست میخورد.
@c24frames
کارگردان: الیویه آسیاس
سال تولید: ۲۰۱۶
باید گفت که فیلم “مامور خرید شخصی”، یک تجربهی ناموفق است که نه در ژانر هارور و مهیج جایگاهی دارد و نه فیلمی است روانشناسانه!!!
اولیویه آسایاس تلاش کرده است که یک دنیای فراطبیعی خلق کند و یک شخصیت را درون این دنیا قرار بدهد و مخاطب را مدام دچار این پرسش کند که تا چه حد آنچه که دیده میشود واقعی است؛ اما محصول نهایی از عدم باورپذیری رنج میبرد. دنیایی که خلق شده باورپذیر نیست زیرا دیالوگها و شخصیتهایی که قرار است این دنیا را به مخاطب عرضه کنند دارای پختگی لازم نیستند، بازیگرانی که انتخاب شدهاند نیز تلاش نکردهاند که در راستای باورپذیرتر کردن نقش قدم بردارند؛ و دوربینی که قرار است تلاش کند این شخصیتها را دنبال کند و حس تعلیق را به مخاطب عرضه کند، به دلیل سردرگمی کارگردان شکست میخورد.
@c24frames
Cold War
جدیدترین ساخته پاوو پاولیکوفسکی Pawel Pawlikowski، داستانی تلخ و شیرین و دوستداشتنی است، ماجرای دو عاشق که نمیتوانند دوری از هم و گاهی یکدیگر را، تحمل کنند. این فیلم عاشقانه و واقعگرایانه، قدرت مخرب عشق را در داستانی درام که در یک دهه، از اواخر دهه ۴۰ تا اوایل دهه ۶۰، اتفاق میٰافتد، نشان میدهد. «جنگ سرد» در مورد رابطه پرحرارت پیانیستی به نام ویکتور (با بازی توماش کات Tomasz Kot) و خواننده جوانی به نام زولا (با بازی یوانا کولیگ Joanna Kulig) است، دو لهستانی که در طی سالهای جنگ سرد بارها از پرده آهنین (بخشبندی مرزی در اروپا پس از جنگ جهانی دوم) گذشته و به نقاط مختلفی میروند.
@c24frames
جدیدترین ساخته پاوو پاولیکوفسکی Pawel Pawlikowski، داستانی تلخ و شیرین و دوستداشتنی است، ماجرای دو عاشق که نمیتوانند دوری از هم و گاهی یکدیگر را، تحمل کنند. این فیلم عاشقانه و واقعگرایانه، قدرت مخرب عشق را در داستانی درام که در یک دهه، از اواخر دهه ۴۰ تا اوایل دهه ۶۰، اتفاق میٰافتد، نشان میدهد. «جنگ سرد» در مورد رابطه پرحرارت پیانیستی به نام ویکتور (با بازی توماش کات Tomasz Kot) و خواننده جوانی به نام زولا (با بازی یوانا کولیگ Joanna Kulig) است، دو لهستانی که در طی سالهای جنگ سرد بارها از پرده آهنین (بخشبندی مرزی در اروپا پس از جنگ جهانی دوم) گذشته و به نقاط مختلفی میروند.
@c24frames
نام فیلم: Downfall
کارگردان: الیور هیرشبیگل
سال تولید: ۲۰۰۴
«سقوط» فیلمی خوش ساخت و مهم درباره ده روز آخر زندگى هیتلر است این فیلم نخستین فیلم آلمانى درباره شخصیت هیتلر است كه در سراسر جهان به نمایش درآمد.
در برخى محافل، این ساخته الیور هیرش بیگل را به خاطر همدردى فیلم با شخصیت پیشوا مورد انتقاد قرار داده اند. اما موضوع اینجاست كه نمى توان پا را فراتر از واقعیات گذاشت. برونو گانز بسیار قدرتمند در نقش هیتلر ظاهر مى شود و او را آدمى كم حوصله و پریشان احوال نشان مى دهد كه دائم عربده مى كشد و داد و قال به راه مى اندازد.
۷۵ سال از مرگ هیتلر مى گذرد و تقریباً تمامى افراد مورد اعتماد و هم پیمانان او در گورهاى خود خفته اند، اما هنوز هم داستان زندگیش براى دانشجویان تاریخ جذاب است. تماشای این فیلم برای علاقمندان به جنگ جهانی دوم و شخصیت هیتلر تجربه ای لذت بخش خواهد بود.
@c24frames
کارگردان: الیور هیرشبیگل
سال تولید: ۲۰۰۴
«سقوط» فیلمی خوش ساخت و مهم درباره ده روز آخر زندگى هیتلر است این فیلم نخستین فیلم آلمانى درباره شخصیت هیتلر است كه در سراسر جهان به نمایش درآمد.
در برخى محافل، این ساخته الیور هیرش بیگل را به خاطر همدردى فیلم با شخصیت پیشوا مورد انتقاد قرار داده اند. اما موضوع اینجاست كه نمى توان پا را فراتر از واقعیات گذاشت. برونو گانز بسیار قدرتمند در نقش هیتلر ظاهر مى شود و او را آدمى كم حوصله و پریشان احوال نشان مى دهد كه دائم عربده مى كشد و داد و قال به راه مى اندازد.
۷۵ سال از مرگ هیتلر مى گذرد و تقریباً تمامى افراد مورد اعتماد و هم پیمانان او در گورهاى خود خفته اند، اما هنوز هم داستان زندگیش براى دانشجویان تاریخ جذاب است. تماشای این فیلم برای علاقمندان به جنگ جهانی دوم و شخصیت هیتلر تجربه ای لذت بخش خواهد بود.
@c24frames
The Man Who Killed Don Quixote
کارگردان: تری گیلیام
سال تولید: ۲۰۱۸
“مردی که دن کیشوت را کشت” فیلمی در ژانر ماجراجویی است که در مرزی بین واقعیت و تخیل یک کارگردان میگذرد.
تری گیلیام یک هنرمند واقعی است و بدون شک فیلم آخر او ناامید کننده نخواهد بود. این فیلم جادوی کامل یک فیلمساز است. داستان دن کیشوت، قصه مردی است که به چیزهایی باور دارد که هیچ انسان دیگری به آنها اعتقاد ندارد؛ در این فیلم گیلیام این باورها را با بینندگان در فضایی کاملا فانتزی و سورئال به اشتراک میگذارد.
@c24frames
کارگردان: تری گیلیام
سال تولید: ۲۰۱۸
“مردی که دن کیشوت را کشت” فیلمی در ژانر ماجراجویی است که در مرزی بین واقعیت و تخیل یک کارگردان میگذرد.
تری گیلیام یک هنرمند واقعی است و بدون شک فیلم آخر او ناامید کننده نخواهد بود. این فیلم جادوی کامل یک فیلمساز است. داستان دن کیشوت، قصه مردی است که به چیزهایی باور دارد که هیچ انسان دیگری به آنها اعتقاد ندارد؛ در این فیلم گیلیام این باورها را با بینندگان در فضایی کاملا فانتزی و سورئال به اشتراک میگذارد.
@c24frames
نام فیلم: Happy End
کارگردان: میشائیل هانکه
سال تولید: ۲۰۱۷
فیلم پایانخوش بیانگر روابط بی احساس و خشک در بین افراد یک خانواده بورژوازی است.
نکته اولی که در فیلم به چشم میخورد ترکیب رنگهای مورد استفاده در فیلم است که بیشتر از رنگهای سفید-آبی- قرمز در فیلم استفاده شده است. در پرچم فرانسه هم از همین رنگها استفاده شده است و کارگردان به این نحو قصد داشته بیان کند که موضوع مورد بحث در فیلم در کل جامعه به وفور یافت میشود.
فیلم در کنار بیان این روابط خشک خانوادگی در مورد مهاجران و جایگاه آنان در جوامع غربی هم صحبت میکند.
معولا سینمای هانکه، سینمایی برای ترس و هیجان های روزمره است. «پایان خوش» هم چیزی جدای این نیست. در واقع یک فیلم با ژانر مشخص است، البته ژانری که اختراع خود هانکه است.
#پیشنهاد_فیلم
@c24frames
کارگردان: میشائیل هانکه
سال تولید: ۲۰۱۷
فیلم پایانخوش بیانگر روابط بی احساس و خشک در بین افراد یک خانواده بورژوازی است.
نکته اولی که در فیلم به چشم میخورد ترکیب رنگهای مورد استفاده در فیلم است که بیشتر از رنگهای سفید-آبی- قرمز در فیلم استفاده شده است. در پرچم فرانسه هم از همین رنگها استفاده شده است و کارگردان به این نحو قصد داشته بیان کند که موضوع مورد بحث در فیلم در کل جامعه به وفور یافت میشود.
فیلم در کنار بیان این روابط خشک خانوادگی در مورد مهاجران و جایگاه آنان در جوامع غربی هم صحبت میکند.
معولا سینمای هانکه، سینمایی برای ترس و هیجان های روزمره است. «پایان خوش» هم چیزی جدای این نیست. در واقع یک فیلم با ژانر مشخص است، البته ژانری که اختراع خود هانکه است.
#پیشنهاد_فیلم
@c24frames