چشـــم دکمه‌ای ⚇_⚉
433 subscribers
5.97K photos
577 videos
19 files
694 links
ᴮᵉᵗʷᵉᵉⁿ ᵗʰᵉ ᵍᵒᵒᵈ ᵃⁿᵈ ᵗʰᵉ ᵇᵉᵈ ᶦˢ ʷʰᵉʳᵉ ʸᵒᵘ ᶠᶦⁿᵈ ᵐᵉ ʳᵉᵃᶜʰᶦⁿᵍ ᶠᵒʳ ʰᵉᵃᵛᵉⁿ
- мια

ஐ Guide:
https://t.me/ButtonEyed/5202 🐈

ஐ Anonymous:
http://t.me/HidenChat_Bot?start=271063224 🎐

ஐ ωαттρα∂: https://www.wattpad.com/user/maedeh1 📚
Download Telegram
Forwarded from داستان زندگی یک لاما🦙 (𝑬𝒍𝒍𝒊𝒆❄️)
من کلا تو زندگیم یه عذاب وجدانم که مغز و دست و پا داره.
4
داستان زندگی یک لاما🦙
من کلا تو زندگیم یه عذاب وجدانم که مغز و دست و پا داره.
می‌دونید مثلا از بدی های دیگه‌ای که این طرز فکر داره اینه که نمی‌تونی درست به کسی کمک کنی. چون با خودت میگی، اگر بتونم فلانی رو قانع کنم زودتر استراحت کنه و خستگیش در بره براش خوبه.
بعد طرف میاد میگه نه!!! هنوز کتابم رو نخوندم!!! 😭

بعد تو با خودت میگی کتاب حالا انقدری واجب نیست که سلامتیت به خاطرش بخطر بیفته!! اما نمیتونی بیای اینو بهش بگی! چرا؟ چون می‌ترسی به یه دلیل خیلی عجیب، دقیقا کتابه مهم‌ترین چیز جهان باشه و اگه تو اصرار کنی و اون بخاطر تو نخونتش، بعدا اتفاق بدی برای طرف میفته بابت نخوندن اون کتاب و مسئولیت این آسیب به گردن توعه. :»

می‌بینید چقدر جزئی اما عمیق؟ یعنی هربار می‌خوای با یکی مکالمه کنی و در مورد چیزی نظر جدی بدی، نگرانی حرفت و تاثیراتش رو ۷ نسل طرف ممکنه چی باشه-
10
یادش بخیر یه زمانی فقط خونه رو دوست نداشتم، چند وقته اخلاق مدیر مون خیلی عوض شد. میتونم حتی بگم عوضی شده :»
و الان دیگه سرکار رو هم چندان دوست ندارم.
این یعنی با موفقیت هیچ‌جایی در طول روز نیست که حس امنیت داشته باشم توش جز رفت و برگشتم موقع پیاده‌روی تو خیابون ولیعصر، یه تیکه از مسیر. وگرنه که اونم بقیه ش مترو شلوغ و ایناس
12
بعد از اون مدتی که این‌جا نبودم، چنل رو از پین 📌 برداشته بودم. امروز انقدر اینجا پر حرفی کررردم که بالاخره تسلیم شدم و دوباره پینش کردم... باشد که اگر مطمئن نیستید چرا اینجا هستید، شبانه به خودتون بیایید و اجباری اینجا نمونید که بعد موقع حرف زدن از چیزای مهم لفت بدید آدم بخوره تو ذوقش 😅😬
8
چشـــم دکمه‌ای ⚇_⚉
هنوز دارم دنبال جایی می‌گردم که دانلود کنم ببینم
راستی دیشب یکی‌تون برام فرستادش، واقعاً ازش ممنونم. 🍭🌻
7
🤩آرزوی پنهان هر تایپ؛
هفائستوس: ارزشمند بودن

آرزوی پنهانی هفائستوس اینه که به عنوان یک فردی که هرچیزی رو به بهترین شکل ممکن انجام میده، احساس ارزشمندی کنه. برای هفائستوس، لحظات ارزشمند وقتی اتفاق می‌افته که دیگران به عمق تلاش‌ها و جزئیات کارهایی که انجام داده پی ببرن، بدون اینکه نیاز باشه خودش مدام درباره‌ی دستاوردهاش صحبت کنه یا برای اثبات چیزی رقابت کنه.
هفائستوس از اون دسته افرادیه که خودش رو با کارهاش و خدماتی که برای دیگران انجام میده تعریف می‌کنه، اما ته دلش همیشه این آرزو هست که بقیه بفهمن ارزش واقعی کارهایی که انجام می‌ده چقدره. اون دنبال اینه که دیگران بتونن خودجوش متوجه عمق فداکاری‌ها و مهارت‌هایی که داره بشن؛ نه فقط در قالب یک دستاورد مادی، بلکه به عنوان کسی که بدون حضورش، خیلی چیزها از هم می‌پاشه.
#Hephaestus
#Fact
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
چشـــم دکمه‌ای ⚇_⚉
خلاصه‌ای از داستان این دو نفر در جهان های مختلفی که تو داستان بهشون برخورد داشتیم :»
برای من که با این شخصیت‌ها بزرگ شدم، یکی از قشنگترین اتفاقات جهان بود دوباره دیدن شون ولی چیزی نیست که توصیه کنم برید ببینید، مخصوصاً اگه Adventure time رو ندیدید تقریبا هیچی ازش متوجه نمیشید.

فقط فصل بعدیش معلوم نیست ۲۰۲۵ میاد یا ۲۰۲۶ 😭🥲

•| #WatchWithMe | Fiona and Cake
7
شاید برگردم به اون دوران که دو ماه یبار موهامو کوتاه می‌کردم... داره یکسال میشه از وقتی دکلره کامل کردم. خیلی حال داد ولی دیگه هم خیلی داره می‌ریزه هم موقع خواب بلندیش کلافه ام می‌کنه...
ولی حیفم میاد، دیگه بخش های رنگیش کامل می‌ره اگه کوتاه کنم... الانم قصد ندارم هزینه دکلره کنم...

بعدا نوشت: یه مدت فکر می‌کردم دلیلی دارم برای بلند نگه داشتن موهام... نتیجه ای که فکر می‌کردم حاصل نشد. الان بلند موندنش فقط داره ریزش بیشتری میده 😢💔
7
اگه خواستید مهمونی بدید اینم ایده‌ی خوبیه جدی :» کسی که نمی‌خواد مزاحمش بشن رو از کسی که می‌خواد یکی بهش پیشنهاد بده جدا می‌کنه. حالا اینکه مردم خودشون کرم داشته باشن هم دیگه هرکاریش کنی نمیشه معلوم کرد
16
چشـــم دکمه‌ای ⚇_⚉
نظر نامحبوب احتمالا ولی آدم باید خیلی خودخواه و بیشعور باشه که تو این هوا تو پیاده‌رو قدم زنان سیگار بکشه و گه بزنه به هوا برای بقیه! برو یه گوشه خلوت که مسیر رفت و آمد نیست بکش که فقط خودت ازش بهرمند بشی 😒
چند روزه هی سیگاری جماعت، از اون دسته ی قدم بزن و سیگار بکش میفته جلوم. منم هم مسیر گاهی سر بالاییه هم گاهی به هر دلیلی کشش ندارم خیلی تند برم ازشون زود جلو بزنم، قشنگ چند دقیقه خفه میشم پشت سرشون.
آخه حرومزاده‌ی جاکش، من باید یه دور با تو سیگار بکشم چون نمی‌خوای یه گوشه بتمرگی با اون سیگار؟ میخوای به موقع برسی و بخاطرش همه باید خفه بشن؟ 😒
21
«بابا، چطور می‌تونم اینکارو انجام بدم؟» 🥲
19
Sure, help me move out first :)
9
🦋🌙
10
💙🪼
11
روز خوبی رو برای رو دراگ بودن انتخاب کردم. پر کار و پر مسئولیت. از اون روزا که اگر کیفیت کارم پایین باشه دهنم صافه 👾

بعدا نوشت: حیف دراگه اضطراب هم میده و دارم رد میدم 😭
12
آیا شما هم (مخصوصا اگر کل روز دانشگاه یا سرکار هستید) این مشکل رو دارید که روزتون، بعد از رسیدن به خونه تموم میشه؟
یعنی ممکنه تو مترو انگیزه داشته باشم درس بخونم یا کاری کنما ولی تا می‌رسم خونه... هیچی. حتی گیم هم نمی‌زنم، اصلا خیلی آزار دهنده س ولی دلم نمی‌خواد هیچ کاری، اعم از غذا خوردن، حرف زدن و...‌ انجام بدم و خب اثر خوبی روی حالم نداره اصلا...
36
چشـــم دکمه‌ای ⚇_⚉
آیا شما هم (مخصوصا اگر کل روز دانشگاه یا سرکار هستید) این مشکل رو دارید که روزتون، بعد از رسیدن به خونه تموم میشه؟ یعنی ممکنه تو مترو انگیزه داشته باشم درس بخونم یا کاری کنما ولی تا می‌رسم خونه... هیچی. حتی گیم هم نمی‌زنم، اصلا خیلی آزار دهنده س ولی دلم نمی‌خواد…
سر ظهر، کیمیا حرف خوبی می‌زد، می‌گفت اگه بتونی یه فاصله بین اتمام سرکار و اومدن به خونه بندازی، وقتی که برمی‌گردی، دیگه تموم نمیشی به این راحتی. و این کاملا درسته. دقیقاً تو زندگی همکارم این نکته رو می‌بینم. به آدم حس زنده بودن می‌ده اما یه چرخه اینجا به وجود میاد:

مشکل اینجاست که من به قدر کافی قوی نیستم که بحث خانوادگی راه بندازم و آزادیم رو بدست بیارم، درنتیجه ⬅️ من، هنوز با اجازه‌ی خانواده باید رفت و آمد کنم ⬅️ اگر بخوام اجازه هم بگیرم که برم جایی باید تا اذان خونه باشم ⬅️ زمستون هوا زود تاریک میشه و عملا وقتی نمیمونه ⬅️ تابستون هم بخاطر اینکه نمی‌خوام بحث کنم (بحث لذت اون بیرون رفتن رو از بین میبره) قیدشو میزنم ⬅️ برنامه چیدن، فکر اینکه باید چیکار کنم، چه هزینه هایی کنم و ... اضطرابم رو فعال می‌کنه و لذتی نمی‌برم از بیرون رفتن ⬅️ بر فرض اینکه جور بشه و برم بیرون، باز هم اضطراب لعنتی نمی‌ذاره بهم اونقدر که بیارزه خوش بگذره (حتی اگر وقتی بیرونم خوش بگذره، بازم موقع برگشت اذیت میشم) ⬅️ سعی می‌کنم بیرون رفتن ها رو برای وقتی نگه دارم که واقعا مجبورم و آدم هایی که خاص تر هستن ⬅️ حتی فکرش هم ازم انرژی می‌بره و با اینکه دیدن شون رو دوست دارم فشار زیادی متحمل میشم هرچند که اون دیدار واقعا مسرت بخش پیش بره (و واقعا دلم برای دیدن آدم های خاصم تنگ میشه هرچند که برای دیدن شون پا پیش نذارم) ⬅️ مشکل از خودمه که توان و حوصله جنگیدن با ترس هام و خانواده‌ام رو ندارم، و در نهایت نمی‌دونم دارم بهانه میارم یا مشکلاتم واقعین ⤴️
11