چشـــم دکمهای ⚇_⚉
قدرت فرازمینی مورد علاقه؟ خارج کردن لحظاتی که حس آرامش و لذت داره به صورت هریپاتر طور که بعدا بتونی بری تو حوض و دوباره زندگیشون کنی 🦸♀
قدرت فرازمینی مورد علاقه؟
غیب کردن کُت و سویشرت از تن وقتی گرمته و برگردوندنش وقتی سردت میشه.
غیب کردن کُت و سویشرت از تن وقتی گرمته و برگردوندنش وقتی سردت میشه.
☃1
✨ خب بریم تجربیات دو مرکز لیزری که تا الان رفتم مقایسه کنم...
مرکز اول:
خوبی ها:
اتاق پرو جدا
اپراتور مدام قبل از استفاده از دستگاه ناحیه رو با ژیلت برق میندازه، که موهای کرکی که دیده نمیشه کز نخوره دهنت صاف بشه
بدیها:
درجه دستگاه رو برای نواحی حساس نمیآورد پایین 🥲
تقریباً ۶۰۰ - ۷۰۰ تومن از مرکز دوم گرونتر بود
زمانی که میذاشت تقریباً ۲۰ دقیقه بود فقط
سری جدا برای دستگاه ندادن بهم
مرکز دوم:
خوبیها:
سری جدا برای دستگاه
قیمت مناسب
تقریباً یک ساعت برام وقت گذاشت
تغییر قدرت دستگاه در صورت لزوم، سوزش کمتر نواحی حساس
بدیها:
نداشتن رختکن
گانم رو سوزوند یکم 😂
چون کرک ها رو نمیگرفت سوزش کلی زیادتری داشت
مرکز اول:
خوبی ها:
اتاق پرو جدا
اپراتور مدام قبل از استفاده از دستگاه ناحیه رو با ژیلت برق میندازه، که موهای کرکی که دیده نمیشه کز نخوره دهنت صاف بشه
بدیها:
درجه دستگاه رو برای نواحی حساس نمیآورد پایین 🥲
تقریباً ۶۰۰ - ۷۰۰ تومن از مرکز دوم گرونتر بود
زمانی که میذاشت تقریباً ۲۰ دقیقه بود فقط
سری جدا برای دستگاه ندادن بهم
مرکز دوم:
خوبیها:
سری جدا برای دستگاه
قیمت مناسب
تقریباً یک ساعت برام وقت گذاشت
تغییر قدرت دستگاه در صورت لزوم، سوزش کمتر نواحی حساس
بدیها:
نداشتن رختکن
گانم رو سوزوند یکم 😂
چون کرک ها رو نمیگرفت سوزش کلی زیادتری داشت
☃13
چشـــم دکمهای ⚇_⚉
میشد یه ۵ ستاره استاندارد انتخاب کنیم. انتخاب اینجانب، پرنسس... •| #MyGames
The queen of pure fiction alongside Herta. Yes. No more struggles 😭
☃3
*Google search: How to make an Aventurine main pull for Jade?*
☃4
چشـــم دکمهای ⚇_⚉
*Google search: How to make an Aventurine main pull for Jade?*
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from چشـــم دکمهای ⚇_⚉ (ɪ'ᴍ ɢᴏɴɴᴀ ꜱᴡɪɴɢ ꜰʀᴏᴍ ᴛʜᴇ ᴄʜᴀɴᴅᴇʟɪᴇʀ)
انقدر سردرد داشتم، یادم نمیاد زندگی بدون سردرد چه شکلیه...
☃6
چشـــم دکمهای ⚇_⚉
انقدر سردرد داشتم، یادم نمیاد زندگی بدون سردرد چه شکلیه...
بعد تو شرایطی ام که گرما بدترش میکنه پس اتاق رو خنک کردم ولی خب بدنم سردشه 😭🥲
☃8
حس میکنم ۷۰ - ۸۰ ٪ مغزم اطلاعاتیه که اگه نداشتم زندگیم خیلی بهتر و شادتر میبود. و از این میزان، ۶۰٪ از فیکشن/فیلم هایی که خوندم و دیدم میاد. تصوراتم از آدمی که باید باشم به نسبت ها و توقعات غیر واقعی فراوان...
اینکه جذابیت در چیه، کافی بودن شامل چی میشه و اگر چطوری باشم آدم جالبتری هستم. یکم دردناکه که زمان زیادی رو صرف فکر کردن به این کنی که «کاش اونطوری بودم» و این فقط هم شامل ظاهر نمیشه، هرچند اونم بین شون هست... اما خیلی هاش شخصیتیه... حس میکنم کلمهی اعتماد به نفس اینجا خیلی کامل بیان نمیکنه چیزی که دارم میگم رو.
عزت نفس هم زیادی سنگینه براش... شاید یجور توانایی اتکای به نفس، بیان بهتری باشه. اینکه بتونی حس کنی شاید این چیزی که هستی کامل نباشه اما باز هم خوبه و میتونه تو رو به یه جاهای خوبی برسونه. 🌱
اینکه جذابیت در چیه، کافی بودن شامل چی میشه و اگر چطوری باشم آدم جالبتری هستم. یکم دردناکه که زمان زیادی رو صرف فکر کردن به این کنی که «کاش اونطوری بودم» و این فقط هم شامل ظاهر نمیشه، هرچند اونم بین شون هست... اما خیلی هاش شخصیتیه... حس میکنم کلمهی اعتماد به نفس اینجا خیلی کامل بیان نمیکنه چیزی که دارم میگم رو.
عزت نفس هم زیادی سنگینه براش... شاید یجور توانایی اتکای به نفس، بیان بهتری باشه. اینکه بتونی حس کنی شاید این چیزی که هستی کامل نباشه اما باز هم خوبه و میتونه تو رو به یه جاهای خوبی برسونه. 🌱
☃14
چشـــم دکمهای ⚇_⚉
این مدت کلی وبتون و کمیک خوندم، یکیش که خودم خیلی دوست داشتم Creepy cat بود که Deli بهم دادش، خیلی خیلی دوستش داشتم. ۴۰۰ قسمت خیلی خیلی کوتاه بود، یه شبه تمومش کردم.🐱🕸 اون یکی هم ENNEAD هستش که تم خدایان مصر باستان داره که تو زمان مدرسه هم تاریخ هنر، عاشق…
یکی از دلایلی که Ennead خوندن عذابم میده و با اینکه عاشقشم خیلی بین خوندنش فاصله میندازم اینه که به سث حسودیم میشه. درد زیادی میکشه... طبیعتاً به این نه...
ولی هر چقدر اذیت میکنه، سرکشی میکنه، پس میزنه و راه نمیاد، معدود کسانی که دوستش دارن، به دوست داشتنش ادامه میدن. بیشتر دنبالش میدون تا در برابر خودش ازش محافظت کنن، این اطمینان که قرار نیست توسط این آدم رها بشه... واقعا زیباست...
بعدا نوشت: درسته سث نیستم ولی چنان با Horus درد میکشم و هر بار احساسات unrequited ش لگد مال تر میشه، بیشتر تو خودم جمع میشم که نگو. قلبم داره فشرده میشه 🥲
•| #ReadWithMe
ولی هر چقدر اذیت میکنه، سرکشی میکنه، پس میزنه و راه نمیاد، معدود کسانی که دوستش دارن، به دوست داشتنش ادامه میدن. بیشتر دنبالش میدون تا در برابر خودش ازش محافظت کنن، این اطمینان که قرار نیست توسط این آدم رها بشه... واقعا زیباست...
بعدا نوشت: درسته سث نیستم ولی چنان با Horus درد میکشم و هر بار احساسات unrequited ش لگد مال تر میشه، بیشتر تو خودم جمع میشم که نگو. قلبم داره فشرده میشه 🥲
•| #ReadWithMe
☃8
ولی اینکه بعضی overthink هام به واقعیت میپیوندن خیلی ترسناکه. چون بهم ثابت میشه در واقع intuition و گمان درست بودن نه خیال پردازی ذهنی...
بعد به بقیه امثال خودشون قدرت میدن. این طوری نمیتونم افکار سنگین و ناخوشایند رو با زدن بر چسب overthink بهشون، پس بزنم... 😰
بعد به بقیه امثال خودشون قدرت میدن. این طوری نمیتونم افکار سنگین و ناخوشایند رو با زدن بر چسب overthink بهشون، پس بزنم... 😰
☃13
Forwarded from سرزمینِ آبنبات! (Māni)
انقدر ناراحتم که حتی نمیتونم پنهونش کنم یا نادیدهش بگیرم. هی ناراحتم و هی هم میگم که ناراحتم.
حالم داره از خودم بهم میخوره که انقدر به زبون میارمش.
حالم داره از خودم بهم میخوره که انقدر به زبون میارمش.
☃9
سرزمینِ آبنبات!
حالم داره از خودم بهم میخوره که انقدر به زبون میارمش.
بخدا که متنفرم از گفتنش ولی اینطوری نیست که اگه نگم معلوم نباشه... و وقتی معلومه، انکار کردنش مسخره تره...
کاش تو پنهان کردنش بهتر بودم حداقل؟
کاش تو پنهان کردنش بهتر بودم حداقل؟
☃10
Forwarded from Watson's
فرض کن هر شب روی تمام بدنت نفت بریزن؛ هر صبح که از خواب پامیشی شعلهورت کنن، و مجبور باشی درحال سوختن بری سر کار، سر کلاس، مدرسه و به وظایفت برسی...
تا پایان یک ساعتی از روز ( ساعتی که بتونی برای خودت وقت بذاری) هم اجازه نداری آتیش رو خاموش کنی، یا هیچ آبی تا اون ساعت بهت نمیرسه... مگر در حد یکی دو قطره روی دستت؛ شبیه موسیقی یا یک پیام...
خلاصه، وقتی میای ساعتی رو صرف خودت کنی، وقتی بالاخره به سطل آب میرسی، یکی به هر نحوی ازت بگیرتش...
فرقی میکنه اون یکی، کی باشه؟
فرقی میکنه چقدر دوستش داشته باشی؟
فرقی میکنه کجایی؟
مهم اینه که تو تمام عمرت سوختی و سهمت از خنکی فقط همون ساعات موقتیه که هیچکس، حاضر نیست بهت روا بدونه.
این زندگی منه.
این روزمرهی خیلی از ماهاست؛ و سطل آب کوفتیمون، بیشتر از همه چیز، داره فدای عذاب وجدان و احساس گناهمون میشه.
تا پایان یک ساعتی از روز ( ساعتی که بتونی برای خودت وقت بذاری) هم اجازه نداری آتیش رو خاموش کنی، یا هیچ آبی تا اون ساعت بهت نمیرسه... مگر در حد یکی دو قطره روی دستت؛ شبیه موسیقی یا یک پیام...
خلاصه، وقتی میای ساعتی رو صرف خودت کنی، وقتی بالاخره به سطل آب میرسی، یکی به هر نحوی ازت بگیرتش...
فرقی میکنه اون یکی، کی باشه؟
فرقی میکنه چقدر دوستش داشته باشی؟
فرقی میکنه کجایی؟
مهم اینه که تو تمام عمرت سوختی و سهمت از خنکی فقط همون ساعات موقتیه که هیچکس، حاضر نیست بهت روا بدونه.
این زندگی منه.
این روزمرهی خیلی از ماهاست؛ و سطل آب کوفتیمون، بیشتر از همه چیز، داره فدای عذاب وجدان و احساس گناهمون میشه.
☃5
امروز خیلی سخت تلاش کردم صبح رود بیدار نشم. خیلی...
زلزله بیدارم کرد :»
☃3