میدونید بخش ناراحت کننده ماجرا اینجاست که وقتی حالم بده، بجای نگرانی برای خود خودم، نگران از دست دادن هام هستن.
از دست دادن آدم ها، دوست ها، شغل...
از دست دادن آدم ها، دوست ها، شغل...
☃8
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پر از اسپویل از آرکان کوئست نتلنه... ازش اسکرین شات هم گذاشتم چندتا. اولش بنظرم می اومد که خیلی داستانش خفن نشه بعد از فانتین ولی به جرات میتونم بگم بیشتر از ۹۰٪ کل زندگیم پای این کوئست بلند بلند زار زدم...
اونایی که میگن نتلن خفن نیست، فکر کنم این کوئست رو هنوز نزدن... ❤️🩹💔
•| #WatchWithMe #MyGames
اونایی که میگن نتلن خفن نیست، فکر کنم این کوئست رو هنوز نزدن... ❤️🩹💔
•| #WatchWithMe #MyGames
☃7
خیلی به این فکر میکنم که اگر حرف خوبی برای گفتن نداری سکوت کن و اینکه چیزای سنگین رو ثبت و ضبط نکنم بهتره ولی گاهی حرف های کوچیک کوچیک تو ذهنم میچرخن که حس میکنم گفتن شون میتونه خارج شون کنه؟
شایدم نمیکنه ها... فقط مدام دارم به مردم نگاه میکنم. چه آدمهای واقعی چه تو داستان و انیمه و فیلم...
فکر اینکه «یعنی الان این ها هم مثل من، سر هیچی اضطراب دارن؟ ندارن دیگه... برای همین حداقل میتونن از جاشون بلند بشن» آزارم میده. چون نمیشه تصور کرد هرکدوم ممکنه تو زندگی شخصی شون با چه چیزهایی درگیر باشن طبیعتاً ولی این مکانیزم از اون سال که اضطراب شدیدم تریگر شد روم مونده. اینکه حس کنم تک تک موجودات که من نیستن، حالشون خوبه و فقط منم که دارم درد بی پایان رو صبح تا شب و شب تا صبح دنبالم میکشونم...
شایدم نمیکنه ها... فقط مدام دارم به مردم نگاه میکنم. چه آدمهای واقعی چه تو داستان و انیمه و فیلم...
فکر اینکه «یعنی الان این ها هم مثل من، سر هیچی اضطراب دارن؟ ندارن دیگه... برای همین حداقل میتونن از جاشون بلند بشن» آزارم میده. چون نمیشه تصور کرد هرکدوم ممکنه تو زندگی شخصی شون با چه چیزهایی درگیر باشن طبیعتاً ولی این مکانیزم از اون سال که اضطراب شدیدم تریگر شد روم مونده. اینکه حس کنم تک تک موجودات که من نیستن، حالشون خوبه و فقط منم که دارم درد بی پایان رو صبح تا شب و شب تا صبح دنبالم میکشونم...
☃8
چشـــم دکمهای ⚇_⚉
خیلی به این فکر میکنم که اگر حرف خوبی برای گفتن نداری سکوت کن و اینکه چیزای سنگین رو ثبت و ضبط نکنم بهتره ولی گاهی حرف های کوچیک کوچیک تو ذهنم میچرخن که حس میکنم گفتن شون میتونه خارج شون کنه؟ شایدم نمیکنه ها... فقط مدام دارم به مردم نگاه میکنم. چه آدمهای…
برای همینم بیشتر میخوابم. حالا طبیعی یا با کمک...
چون تنها وقتی که اون حس بد رو ندارم وقتیه که خوابیدم... و اون ۲ ثانیه که بعد از بیدار شدن هنوز یادم نیومده و خوشحالم ولی بعد یادم میاد و دوباره حالم عوض میشه واقعاً خیلی حس عجیبیه
چون تنها وقتی که اون حس بد رو ندارم وقتیه که خوابیدم... و اون ۲ ثانیه که بعد از بیدار شدن هنوز یادم نیومده و خوشحالم ولی بعد یادم میاد و دوباره حالم عوض میشه واقعاً خیلی حس عجیبیه
☃8
چشـــم دکمهای ⚇_⚉
خیلی به این فکر میکنم که اگر حرف خوبی برای گفتن نداری سکوت کن و اینکه چیزای سنگین رو ثبت و ضبط نکنم بهتره ولی گاهی حرف های کوچیک کوچیک تو ذهنم میچرخن که حس میکنم گفتن شون میتونه خارج شون کنه؟ شایدم نمیکنه ها... فقط مدام دارم به مردم نگاه میکنم. چه آدمهای…
برای یه لحظه کابوسی توی سرم شکل گرفت. جهانی که همه حالشون مضطربه. یه جهان زامبی آخرالزمان طور تاریک و داغون و واقعا نزدیک بود از ترس سکته کنم. همون خداروشکر که همه خوب باشن حداقل-
☃8
چشـــم دکمهای ⚇_⚉
پادکست بیپلاس – 81: The Body Keeps the Score (آثار ماندگار تروما(سانحه) روی ذهن…
داره ۲ سال میشه از وقتی این کتاب بهم کمک کرد. بهش برگشتم دوباره. یه زمانی تقریباً هر روز بجای آهنگ فقط همین تو گوشم رو تکرار بود. ✨
اینا رو هم در یوتوب اسکرین گرفتم. کیفیتش پایینه چون بیشتر گوش میدادم تا نگاه کنم، نمیخواستم نت هدر بره.
در مورد روش های کنار اومدن با اضطراب و عبور ازش:
Alarm system:
Acknowledge
Label symptom
Accepte symptom
Refocus
Move on
کارهایی که نباید به خودتون زوری فرو کنید:
Fixing your symptom
Fighting your symptom
Focused on your symptom
Fearing your symptom
Frustrated by your symptom
•| #Motivated
در مورد روش های کنار اومدن با اضطراب و عبور ازش:
Alarm system:
Acknowledge
Label symptom
Accepte symptom
Refocus
Move on
کارهایی که نباید به خودتون زوری فرو کنید:
Fixing your symptom
Fighting your symptom
Focused on your symptom
Fearing your symptom
Frustrated by your symptom
•| #Motivated
☃4
من واقعا دنبال میکنم که ببینم چرا اینطوری ام، چرا اونطوری ام. بدون فایده... ترس اینکه نکنه تا ابد قراره اینطوری باشم، واقعاً گاهی بهم میچسبه. سعی میکنم حواسم رو پرت کنم ازشون بجای اینکه بپذیرم، بذارم بیاد و عبور کنه باهاش میجنگم... خب جواب نگرفتم از اون روش ها. وقت عوض کردن روشه 🐾
☃7
بعد از سه روز، اولین روزیه که ۹۹٪ دراز کش نبودم و مقدار قابل توجهی نشستم... و حتی خواب ظهرمم فقط ۲ ساعت بود نه ۵ - ۶ ساعت نیمه هوشیاری. خدای بزرگ خودت کمک کن بتونم ادامه بدم سرپا بمونم واقعاً سر و کمرم داشت از درد بیچاره ام میکرد. 🥲
☃11
چشـــم دکمهای ⚇_⚉
اینا رو هم در یوتوب اسکرین گرفتم. کیفیتش پایینه چون بیشتر گوش میدادم تا نگاه کنم، نمیخواستم نت هدر بره. در مورد روش های کنار اومدن با اضطراب و عبور ازش: Alarm system: Acknowledge Label symptom Accepte symptom Refocus Move on کارهایی که نباید به خودتون…
My list to repeat when my mind's false alarm goes off:
• Imagine someone jumped out of a wardrobe as a little prank
• Oh wait a minute it's here but it'll pass we've been through this before
• You'll be alright, just let it be as long as it is
• Nothing new is happening, everything is still the same
• It's just adrenaline trying to keep you alive, train your brain that this was a false alarm
• It may not be easy but it is simple, float...
• There's no monster under the bed.
• Take deep breaths
• Don't have a conversation in your head, don't answer these thoughts
• Instead of answering the "what ifs" answer with something you love to do or to eat...
• The only way out, is through
• It's not a bad day, it's just a bad few minutes
• You'll hate doing it but you'll love having done it
Will edit later for more
•| #NoteToSelf
• Imagine someone jumped out of a wardrobe as a little prank
• Oh wait a minute it's here but it'll pass we've been through this before
• You'll be alright, just let it be as long as it is
• Nothing new is happening, everything is still the same
• It's just adrenaline trying to keep you alive, train your brain that this was a false alarm
• It may not be easy but it is simple, float...
• There's no monster under the bed.
• Take deep breaths
• Don't have a conversation in your head, don't answer these thoughts
• Instead of answering the "what ifs" answer with something you love to do or to eat...
• The only way out, is through
• It's not a bad day, it's just a bad few minutes
• You'll hate doing it but you'll love having done it
Will edit later for more
•| #NoteToSelf
☃7
چشـــم دکمهای ⚇_⚉ pinned «My list to repeat when my mind's false alarm goes off: • Imagine someone jumped out of a wardrobe as a little prank • Oh wait a minute it's here but it'll pass we've been through this before • You'll be alright, just let it be as long as it is • Nothing…»
تا شرایطم عادی میشه میخوام ببینم کجای جهانم، خوابآلود و خسته میشم به حدی که با چوب کبریت باید چشمهامو باز نگه دارم :»
عالی نیست؟
عالی نیست؟
☃11
چشـــم دکمهای ⚇_⚉
My list to repeat when my mind's false alarm goes off: • Imagine someone jumped out of a wardrobe as a little prank • Oh wait a minute it's here but it'll pass we've been through this before • You'll be alright, just let it be as long as it is • Nothing…
این لیست رو مدام دارم آپدیت میکنم.
تو کتابی که دارم در این زمینه در قالب پادکست گوش میدم، به اسم:
Hope and help for your nerves
یا
Self help for your nerves
نکات خوبی رو بررسی کرده. یه خانم و آقا در موردش صحبت میکنن که خودشون تجربه گذر از anxiety رو داشتن. مثلا دختره میگه یبار دوست پسرم تو ماشین داشت مسابقه تماشا میکرد، صرف اینکه یهو از شادی داد زد YEAH منو پرتاب کرد تو پنیک یا مرده به عنوان مثال میگفت گاهی فعال سازم اینقدر احمقانه بود که در این حد بود، موقع رانندگی آفتاب میرفت پشت ابر، من تریگر میشدم...💁♀
میخوام بگم شاید زمینهی اولیه درگیر شدن آدم یه ترامای مهم باشه ولی بقیه وقتها ممکنه سادهترین چیز اذیت کنه.
این لیست به درد وقتایی میخوره که بدون هیچ دلیل ویژهای احساس مضطرب بودن میکنی...🙋♀
اگر بتونی بدنت رو آروم کنی و بهش نشون بدی در خطر نیستی، کم کم یاد میگیره تو موقعیت های اشتباه آدرنالین تولید نکنه... ولی اگر سعی کنی با اون حس بجنگی، همه چی رو رها کنی تا با حس اضطرابت مقابله کنی، بدن فکر میکنه کارش درست بوده... فکر میکنه حتما به موقع هشدار خطر دادم چون آدممون واقعا ترسیده. بذار حتی آدرنالین بیشتری هم تولید کنم...
این هم باعث میشه طولانی تر درگیر باشید هم تو موقعیت مشابه بازم همینطوری هشدار دریافت کنید. 🤦♀🙅♀
تو کتابی که دارم در این زمینه در قالب پادکست گوش میدم، به اسم:
Hope and help for your nerves
یا
Self help for your nerves
نکات خوبی رو بررسی کرده. یه خانم و آقا در موردش صحبت میکنن که خودشون تجربه گذر از anxiety رو داشتن. مثلا دختره میگه یبار دوست پسرم تو ماشین داشت مسابقه تماشا میکرد، صرف اینکه یهو از شادی داد زد YEAH منو پرتاب کرد تو پنیک یا مرده به عنوان مثال میگفت گاهی فعال سازم اینقدر احمقانه بود که در این حد بود، موقع رانندگی آفتاب میرفت پشت ابر، من تریگر میشدم...💁♀
میخوام بگم شاید زمینهی اولیه درگیر شدن آدم یه ترامای مهم باشه ولی بقیه وقتها ممکنه سادهترین چیز اذیت کنه.
این لیست به درد وقتایی میخوره که بدون هیچ دلیل ویژهای احساس مضطرب بودن میکنی...🙋♀
اگر بتونی بدنت رو آروم کنی و بهش نشون بدی در خطر نیستی، کم کم یاد میگیره تو موقعیت های اشتباه آدرنالین تولید نکنه... ولی اگر سعی کنی با اون حس بجنگی، همه چی رو رها کنی تا با حس اضطرابت مقابله کنی، بدن فکر میکنه کارش درست بوده... فکر میکنه حتما به موقع هشدار خطر دادم چون آدممون واقعا ترسیده. بذار حتی آدرنالین بیشتری هم تولید کنم...
این هم باعث میشه طولانی تر درگیر باشید هم تو موقعیت مشابه بازم همینطوری هشدار دریافت کنید. 🤦♀🙅♀
☃11
مثلاً در مورد این صحبت میشه که وقتی مغز هشدار خطر رو ارسال میکنه، هرچند به غلط، سیستم fight or flight فعال میشه (در کتاب the body keeps the score یه حالت freeze هم داریم که حالا الان بهش کاری ندارم)
در فعال شدن این حالت، نفس تند میشه، عرق میکنید و آمادهی فرار میشید. فرستادن سیگنال برای سیستم گوارش قطع میشه چون الان که مثلا خطر هست اون در اولویت نیست... که باعث کم اشتهایی ناسالم میشه.
من دوستانی دارم که واقعاً لاغری ناسالم دارن که خودش باعث کلی بیماری دیگه میشه فقط بخاطر اینکه نمیتونن به اضطراب درست واکنش نشون بدن. بدن وارد حالت جنگی میشه و اینا تمام توان شون رو میذارن برای مقابله... و بدن بجای گذر از اضطراب مدت طولانیتری در اون حالت اضطرار میمونه. که یعنی دستور نیاز دریافت غذا کمتر و دیرتر ارسال میشه... در نتیجه یه چرخهی ناسالم شکل میگیره که مثل موش فقط دارید داخل یه چرخ میدوید بدون رسیدن به هدف. 🐾🐹
در فعال شدن این حالت، نفس تند میشه، عرق میکنید و آمادهی فرار میشید. فرستادن سیگنال برای سیستم گوارش قطع میشه چون الان که مثلا خطر هست اون در اولویت نیست... که باعث کم اشتهایی ناسالم میشه.
من دوستانی دارم که واقعاً لاغری ناسالم دارن که خودش باعث کلی بیماری دیگه میشه فقط بخاطر اینکه نمیتونن به اضطراب درست واکنش نشون بدن. بدن وارد حالت جنگی میشه و اینا تمام توان شون رو میذارن برای مقابله... و بدن بجای گذر از اضطراب مدت طولانیتری در اون حالت اضطرار میمونه. که یعنی دستور نیاز دریافت غذا کمتر و دیرتر ارسال میشه... در نتیجه یه چرخهی ناسالم شکل میگیره که مثل موش فقط دارید داخل یه چرخ میدوید بدون رسیدن به هدف. 🐾🐹
☃9
در مورد لیام حرف نزدم، با اینکه فکر کنم جز معدود افرادی باشم بین شماها که فنفیکشن واندایرکشن داشتم. نمیدونم حس میکنم اولین دورهی «فن گرلی» داشتنم با اونا بود... اما وقتی آدم ها و تغییرشون رو میبینی دیگه به اون چشم لزوما بهشون نگاه نمیکنی. مسلما ناراحت و شوکه هم شدم ولی آدمیزاد بنظرم همینه. از بعضی چیزا عبور میکنه... مخصوصا وقتی زندگیت وارد مراحلی میشه که فضای اضافهای برای هیچی جز خودت و نزدیکانت نمیمونه. گاهی حتی برای خودت هم فضای کافی نداری تازه :»
بهرحال آره متاسفم بابت اتفاق رخ داده ولی برام اونطوری نبود که وسط تلاش هام برای نفس کشیدن بخوام بهش بپردازم. امروز البته سر زدم اینستاگرام ببینم پسرا چیا گفتن در این زمینه ولی در نهایت، بازم مائدهی سال ۹۳ نبودم... که گاهی حتی به این فکر میکرد اگه اتفاقی برای یکی از این پسرا بیفته جهان واقعاً بهم میریزه...
بهرحال آره متاسفم بابت اتفاق رخ داده ولی برام اونطوری نبود که وسط تلاش هام برای نفس کشیدن بخوام بهش بپردازم. امروز البته سر زدم اینستاگرام ببینم پسرا چیا گفتن در این زمینه ولی در نهایت، بازم مائدهی سال ۹۳ نبودم... که گاهی حتی به این فکر میکرد اگه اتفاقی برای یکی از این پسرا بیفته جهان واقعاً بهم میریزه...
☃26
Forwarded from داستان زندگی یک لاما🦙 (𝑬𝒍𝒍𝒊𝒆❄️)
اون آدمایی که میتونی پیش شون کنار هم ساکت بمونید بدوت اینکه هی بهت گیر بده چرا ساکتی چرا حرف نمیزنی>>>
☃14