متاسفانه امسال دیگه رسما رسیدن عید، برام حکم تموم شدن مرخصی زندان و بازگشت به سلول رو داره . 🐾
✍9🕊1
TW: غر و متعلقات آن
نمیدونم چرا طوری زندگی میکنم که رو هر نقطهای که میدونم ممکنه اثر بدی روم بذاره یه دستی بکشم 😊
مثلا میدونم اگه توجه بخوام تا ۲ هفته حالم بده و حالم از خودم بهم میخوره و باز اینجوری ام که: 😏🐾 *زدن دکمه*
یا میتونم بدون اینکه تمام insecurity هام رو لیست کنم یه کاری رو انجام بدم و امیدوار باشم خوب پیش میره... اما روش «لیست» رو انتخاب میکنم و بعدش تاسف میخورم که لحظه رو خراب کردم.
شاید فکر کنید احتیاطه خب، اما در اصل حسش اینطوریه که داری اطرافیانت رو مجبور میکنی به طور مداوم درحال اطمینان بخشیدن به تو باشن که همه چی مرتبه... و این خسته کنندهاس...
حتی خود من خسته میشم از چیزی که هستم. چه برسه به بقیه...
مثلا میدونم اگه توجه بخوام تا ۲ هفته حالم بده و حالم از خودم بهم میخوره و باز اینجوری ام که: 😏🐾 *زدن دکمه*
یا میتونم بدون اینکه تمام insecurity هام رو لیست کنم یه کاری رو انجام بدم و امیدوار باشم خوب پیش میره... اما روش «لیست» رو انتخاب میکنم و بعدش تاسف میخورم که لحظه رو خراب کردم.
شاید فکر کنید احتیاطه خب، اما در اصل حسش اینطوریه که داری اطرافیانت رو مجبور میکنی به طور مداوم درحال اطمینان بخشیدن به تو باشن که همه چی مرتبه... و این خسته کنندهاس...
حتی خود من خسته میشم از چیزی که هستم. چه برسه به بقیه...
☃7✍2🤝1
سوال مهمی که این مدت زیاد دارم اینه که چطوری میشه حال آدم ها رو خوب کرد؟
من انقدر نقش بازی کردم فکر میکنم نمیدونم أهمیت دادن واقعی چه شکلیه. میترسم درحال وانمود کردن باشم و وانمود لو میره. زیادهروی داره. خرده شیشه داره. خالص نیست.
میترسم دلیل اینکه تو انجامش موفق نیستم این باشه که درحال وانمود کردنم هنوز؟
گاهی هم برای خوب کردن حال آدم ها سعی میکنم مشکلات رو برعهده بگیرم تا یکی برای سرزنش باشه... چون راه دیگه ای برای کمک به ذهنم نمیرسه.
البته دیوارهای دفاعیم برابر اینکه همیشه من مقصر همه چیز بوده و هستم خیلی عجیبن. مثلاً وقتی باید بپذیرم خطا کردم نمیتونم بپذیرم. چون حس میکنم قصدم خوب بوده پس تقصیری ندارم.
اونوقت وقتای دیگه انقدر اصرار میکنم که تقصیر منه و عذر میخوام که یهو دورم تاریک میشه و من میمونم و کاسه کوزههایی که سرم شکسته شدن چون فکر کردم اگر تعارف بزنم که مقصر منم، طرف هم برمیگرده میگه نه، مقصر تو نیستی (یا حداقل هر دو مون هستیم) ولی خیر، بنظر میاد اون روش دیگه از مد افتاده 🙃
برای همین هر روز پذیرفتن تقصیر داره برام سختتر میشه. فقط وقتایی میپذیرم (تازه بازم صادقانه نیست) که فکر میکنم با پذیرفتنش میتونم یه دوستی رو نجات بدم یا یه دعوا رو تموم کنم...
یعنی روش سالم اتمام یه مشکل رو بلد نیستم. نهایتش بگم آره من اشتباه کردم، اینم یه ببخشید، تقدیم به شما بلکه موضوع جمع بشه بریم خانهمان 🤷♀
در نهایت خسته شدم از گفتن چیز اشتباهی... که بجای کمک، اوضاع رو خرابتر میکنه... فرمولی چیزی نداره یادبگیریم؟
من انقدر نقش بازی کردم فکر میکنم نمیدونم أهمیت دادن واقعی چه شکلیه. میترسم درحال وانمود کردن باشم و وانمود لو میره. زیادهروی داره. خرده شیشه داره. خالص نیست.
میترسم دلیل اینکه تو انجامش موفق نیستم این باشه که درحال وانمود کردنم هنوز؟
گاهی هم برای خوب کردن حال آدم ها سعی میکنم مشکلات رو برعهده بگیرم تا یکی برای سرزنش باشه... چون راه دیگه ای برای کمک به ذهنم نمیرسه.
البته دیوارهای دفاعیم برابر اینکه همیشه من مقصر همه چیز بوده و هستم خیلی عجیبن. مثلاً وقتی باید بپذیرم خطا کردم نمیتونم بپذیرم. چون حس میکنم قصدم خوب بوده پس تقصیری ندارم.
اونوقت وقتای دیگه انقدر اصرار میکنم که تقصیر منه و عذر میخوام که یهو دورم تاریک میشه و من میمونم و کاسه کوزههایی که سرم شکسته شدن چون فکر کردم اگر تعارف بزنم که مقصر منم، طرف هم برمیگرده میگه نه، مقصر تو نیستی (یا حداقل هر دو مون هستیم) ولی خیر، بنظر میاد اون روش دیگه از مد افتاده 🙃
برای همین هر روز پذیرفتن تقصیر داره برام سختتر میشه. فقط وقتایی میپذیرم (تازه بازم صادقانه نیست) که فکر میکنم با پذیرفتنش میتونم یه دوستی رو نجات بدم یا یه دعوا رو تموم کنم...
یعنی روش سالم اتمام یه مشکل رو بلد نیستم. نهایتش بگم آره من اشتباه کردم، اینم یه ببخشید، تقدیم به شما بلکه موضوع جمع بشه بریم خانهمان 🤷♀
در نهایت خسته شدم از گفتن چیز اشتباهی... که بجای کمک، اوضاع رو خرابتر میکنه... فرمولی چیزی نداره یادبگیریم؟
👾7👻1
چشـــم دکمهای ⚇_⚉
Rihanna – Only Girl (In The World)
اون موقع، خیلی بلاتکلیف بودم.
سال ۸۸ هنرستان تموم شده بود و یک سال بعد من مونده بودم میخوام چیکار کنم. زبانم تقریباً در حد آیلتس بود. فکر کردم شاید برم پیامنور زبان انگلیسی بخونم ولی چند جلسه رفتم و دیدم زبان تو دانشگاه اصلا چیزی نیست که فکر میکردم... و حالا بعدش رسید به بررسی دفترچههای علمیکاربردی و اینا که بحثش مال یه وقت دیگهاس...
اما یادمه اون زمان آزادی هام خیلی برام جذاب بودن... مثل اینکه هرساعتی (مسلما تا قبل از اذان خونه باشم) میرفتم برای کلاس های این پیام نور. مسیر BRT خور بود ولی هر وقت دیر میشد واسه خودم تاکسی دربست میگرفتم... اون موقع این آهنگ/این آلبوم ریحانا رو خیلی گوش میدادم...
•| #Mia 🐱
سال ۸۸ هنرستان تموم شده بود و یک سال بعد من مونده بودم میخوام چیکار کنم. زبانم تقریباً در حد آیلتس بود. فکر کردم شاید برم پیامنور زبان انگلیسی بخونم ولی چند جلسه رفتم و دیدم زبان تو دانشگاه اصلا چیزی نیست که فکر میکردم... و حالا بعدش رسید به بررسی دفترچههای علمیکاربردی و اینا که بحثش مال یه وقت دیگهاس...
اما یادمه اون زمان آزادی هام خیلی برام جذاب بودن... مثل اینکه هرساعتی (مسلما تا قبل از اذان خونه باشم) میرفتم برای کلاس های این پیام نور. مسیر BRT خور بود ولی هر وقت دیر میشد واسه خودم تاکسی دربست میگرفتم... اون موقع این آهنگ/این آلبوم ریحانا رو خیلی گوش میدادم...
•| #Mia 🐱
☃4
وقتی اینو میذاشتم پروفایلم، هنوز این اتفاقات اخیر نیافتاده بودن ولی کاش که واقعا این نفرین عملی شده بود چون دو - سه هفتهای میشه بخاطر چیزی که فکر میکردم ثوابه، عملا یکی از بهترین و قدیمی ترین دوستی هامو کباب کردم و ظاهرا هربار دهنم رو باز میکنم آتیش قضیه بیشتر باد میخوره و همه چی رو خاکستر میکنه 🌈🌱
آه واقعا چرا فکر کردم باید کمک کنم؟ چرا فکر کردم اصلا میتونم کمک کنم حتی...
بعدا نوشت: الان عکس ششمه
آه واقعا چرا فکر کردم باید کمک کنم؟ چرا فکر کردم اصلا میتونم کمک کنم حتی...
بعدا نوشت: الان عکس ششمه
☃10
🔒 A whisper message to frozen\_lily, Only he/she can open it.
ساعتم میگه ۳ ساعت دیگه باید بیدار بشم. حس میکنم داره باهام شوخی میکنه 🥲
بعداً نوشت: الآنم میگه ۲ ساعت 😭
بعداً نوشت: الآنم میگه ۲ ساعت 😭
☃5👻3
Forwarded from بقچه شیوا ≽ܫ≼ (Shiva)
ونگوگ تو نامهای به برادرش مینویسه:
با من طوری رفتار کردند که انگار قلب ندارم..!
با من طوری رفتار کردند که انگار قلب ندارم..!
✍7🤝1
از شدت خشم و اضطراب برای بار دهم در همین ماه ترکیدم و به روش آوردم داره به کاری مجبورم میکنه که نمیخوام...
بهش برخورد :»
بهش برخورد :»
👾14
بعضی وقتا تو کتم نمیره دنیایی که من دارم توش زندگی میکنم با دنیای ۹۰٪ آدم ها یکی باشه...
✍16🤝1
چشـــم دکمهای ⚇_⚉
وقتی خانوم خوشگل صدام میکنه... •| #MyMood
این زنبق یخیه، بهم یه آهنگ داده که اسم یه گله... بعد هی منو به اون اسم صدا میکنه... جدی یادم میره داشتم قبلش چیکار میکردم...
{یه آرت بود فکر کنم از کاوه و هیثم، کادر اول دیدار بود، بعد کادر دوم الی آخر که دیت، رابطه اول🔞 و بچهدار شدن و تشکیل خانواده بود، همه شون کاوه یه حالت متعجب بدون تغییر حالت صورت (فقط تغییر مدل مو تو کادر عروسی یا نگه داری از بچهها) اینطوری بود که huh؟؟؟! یعنی وقتی طرف رو دید، همه چی تو یه چشم بهم زدن جلو رفت و حتی نفهمید چی شد!😝}
و آره، منم همینطور کاوهی توی اون آرت، منم همینطور...
{یه آرت بود فکر کنم از کاوه و هیثم، کادر اول دیدار بود، بعد کادر دوم الی آخر که دیت، رابطه اول🔞 و بچهدار شدن و تشکیل خانواده بود، همه شون کاوه یه حالت متعجب بدون تغییر حالت صورت (فقط تغییر مدل مو تو کادر عروسی یا نگه داری از بچهها) اینطوری بود که huh؟؟؟! یعنی وقتی طرف رو دید، همه چی تو یه چشم بهم زدن جلو رفت و حتی نفهمید چی شد!😝}
و آره، منم همینطور کاوهی توی اون آرت، منم همینطور...
🦄8
وقتایی که حالم عجیبه جدا یه کارهایی میکنم که مطمئن نیستم خوبن یا بد. یعنی خوبن ها ولی مطمئن نیستم چرا اینقدر پا فشاری دارم روشون...
دلم میخواست میتونستم بیشتر رو نتیجه کارهایی که میکنم مطمئن باشم.
با اعتماد به نفس بیشتری برم سراغ شون. با عزم راسخ تری قدم بردارم. نه اینکه بعد از هر تصمیم صد بار از خودم بپرسم «کار درستی بود؟»
دلم میخواست میتونستم بیشتر رو نتیجه کارهایی که میکنم مطمئن باشم.
با اعتماد به نفس بیشتری برم سراغ شون. با عزم راسخ تری قدم بردارم. نه اینکه بعد از هر تصمیم صد بار از خودم بپرسم «کار درستی بود؟»
☃7✍2
میخوام یه لیست از کارهایی که میخوام تو عید انجام بدم بنویسم ولی فکر اینکه اگه نرسم انجام بدم غصه خواهم خورد یکم دستامو بسته ✨🤔
☃9🤝2✍1
به فصلِ برای پتو زیادی گرمه و برای پتو نکشیدن زیادی سرد وارد میشویم...
🤝19👾1
آیا شما هم چون تلاش میکنید زندگی خودتون رو زندگی کنید بابتش باید جواب پس بدید؟
توجه داشته باشید حتی منظورم بیرون از خونه نیست. منظورم زمانیه که تو خونه هستید و میخواهید اون زمان رو به خودتون اختصاص بدید. 🤔
آیا خانواده از شما توقع دارن یه زمان مشخصی رو با اونها و به فعالیتهای مورد نظر اون ها بپردازید؟ اگر آره، این زمان میانگین روزانه چقدره؟
چطوری مدیریت میکنید که برای خودتون هم زمان کافی بمونه.
🪭 چه این مشکل رو دارید چه نه، ممنون میشم بگید:
توجه داشته باشید حتی منظورم بیرون از خونه نیست. منظورم زمانیه که تو خونه هستید و میخواهید اون زمان رو به خودتون اختصاص بدید. 🤔
آیا خانواده از شما توقع دارن یه زمان مشخصی رو با اونها و به فعالیتهای مورد نظر اون ها بپردازید؟ اگر آره، این زمان میانگین روزانه چقدره؟
چطوری مدیریت میکنید که برای خودتون هم زمان کافی بمونه.
🪭 چه این مشکل رو دارید چه نه، ممنون میشم بگید:
🤝9✍1
چشـــم دکمهای ⚇_⚉
آیا شما هم چون تلاش میکنید زندگی خودتون رو زندگی کنید بابتش باید جواب پس بدید؟ توجه داشته باشید حتی منظورم بیرون از خونه نیست. منظورم زمانیه که تو خونه هستید و میخواهید اون زمان رو به خودتون اختصاص بدید. 🤔 آیا خانواده از شما توقع دارن یه زمان مشخصی رو با…
🎬 مووی کاتیج
از ساعت 00:00 امشب تا لحظه تحویل سال نه جزو 29 اسفنده نه جزو 1 فروردین؛ یه تایم اضافه است واسه
گنشین و استارریل بازی کردن :))
🦄5
「 پرواز بدون بال 」
درحالی که دارم کانال بقیه دوستام رو میخونم که میخوان امسال هرچه زودتر تموم بشه تا یه شروع تازه داشته باشن، من با یک لبخندِ بُغض زده دارم فکر میکنم که سال ۱۴۰۲ از همه لحاظ یکی از بهترین سالهای عمرم بود
پس فکر کنم فقط منم که هیچ کدوم از این دو گروه نیستم و حس نمیکنم لزوما "یه سال" چیز خاصیه؟
آخه همه ش یه مشت روز هستن دیگه...
آخه همه ش یه مشت روز هستن دیگه...
🤝9🕊1