تابیده است از دو طرف بر تو آفتاب
هم دختر حسینی و هم دختر رباب
هرچند آمنه ست و امینه، ولی رباب
نام تو را سکینه ی خود کرده انتخاب
درباره ی مقام بلندت حسین گفت:
ممسوس در خداست شبیه ابوتراب
در هر دوعالم از سر ارج و بها تو را
شد "فخرة النسا" لقب از "سیدالشباب"
ای ننگ بر تمام قلم های روزگار
وقتی نمانده نام تو در این همه کتاب
از آن زمان که راویه ی "شیعتی" شدی
دیگر برای شیعه گوارا نبوده آب
در کربلا و کوفه و شام و مدینه هم
شد قوت غالب تو فقط رنج یا عذاب
درد تو را شنیده ام از سهل ساعدی
داغ تو را گرفته ام از مجلس شراب
"بس کن که ناله ات جگرم را کباب کرد"
این حرف را شنیده ای از فاطمه به خواب
رویش سیاه باد و دودستش شکسته باد
هرکس که دست های تو را بسته با طناب
هرچند گریه پلک تو را زخم کرده است
هرچند راس رفته به نی برده از تو تاب
یک رکعت از نوافلت اما قضا نشد
گیرم هزار بار رسیدی به اضطراب
شان تو با شکوه تر از حرف های ماست
هرکس دروغ بسته به تو خانه اش خراب
باشد دعای خیر تو تعجیل در فرج
زیرا دعای خسته دلان هست مستجاب
#مجتبی_خرسندی
هم دختر حسینی و هم دختر رباب
هرچند آمنه ست و امینه، ولی رباب
نام تو را سکینه ی خود کرده انتخاب
درباره ی مقام بلندت حسین گفت:
ممسوس در خداست شبیه ابوتراب
در هر دوعالم از سر ارج و بها تو را
شد "فخرة النسا" لقب از "سیدالشباب"
ای ننگ بر تمام قلم های روزگار
وقتی نمانده نام تو در این همه کتاب
از آن زمان که راویه ی "شیعتی" شدی
دیگر برای شیعه گوارا نبوده آب
در کربلا و کوفه و شام و مدینه هم
شد قوت غالب تو فقط رنج یا عذاب
درد تو را شنیده ام از سهل ساعدی
داغ تو را گرفته ام از مجلس شراب
"بس کن که ناله ات جگرم را کباب کرد"
این حرف را شنیده ای از فاطمه به خواب
رویش سیاه باد و دودستش شکسته باد
هرکس که دست های تو را بسته با طناب
هرچند گریه پلک تو را زخم کرده است
هرچند راس رفته به نی برده از تو تاب
یک رکعت از نوافلت اما قضا نشد
گیرم هزار بار رسیدی به اضطراب
شان تو با شکوه تر از حرف های ماست
هرکس دروغ بسته به تو خانه اش خراب
باشد دعای خیر تو تعجیل در فرج
زیرا دعای خسته دلان هست مستجاب
حضرتسکینه
#مجتبی_خرسندی
❤1
و اما؛ «أجرَكَ اللهُ يا أبا الحسنِ، يا أميرَ المؤمنين، في مصيبةِ زوجتِكَ الأنسِيَّةِ الحَوراءِ فاطمةَ الزهراءِ»
💔2
[ کسی اینگونه مبتلا نشود
مردی از همسرش جدا نشود
گر روَد همسری چنین از دست
ماندنِ مردِ خانه دشوار است
گاه اشکی به چشم میآورد
گاه زانوی غم بغل میکرد
مرتضی بود وُ باوری خاموش
بستری بود وُ همسری خاموش
قفلِ صندوقِ رازِ خود وا کرد
زیرِ لب قطعهقطعه نجوا کرد:
فاطمه.. همسرم.. ببین که منم
همسرِ خستهات، ابوالحسنم
منم آن قهرمانِ بدر وُ احد
که سرافکنده نزدِ همسر شد
نه اسیرِ غمم، اسیرِ توام
شاهِ مردانم وُ فقیرِ توام
ایکه تاب وِ توانِ من بودی
گرمیِ آشیانِ منِ بودی
ایکه تنها سفر نمیکردی
کاش میشد دوباره برگردی... ]
مردی از همسرش جدا نشود
گر روَد همسری چنین از دست
ماندنِ مردِ خانه دشوار است
گاه اشکی به چشم میآورد
گاه زانوی غم بغل میکرد
مرتضی بود وُ باوری خاموش
بستری بود وُ همسری خاموش
قفلِ صندوقِ رازِ خود وا کرد
زیرِ لب قطعهقطعه نجوا کرد:
فاطمه.. همسرم.. ببین که منم
همسرِ خستهات، ابوالحسنم
منم آن قهرمانِ بدر وُ احد
که سرافکنده نزدِ همسر شد
نه اسیرِ غمم، اسیرِ توام
شاهِ مردانم وُ فقیرِ توام
ایکه تاب وِ توانِ من بودی
گرمیِ آشیانِ منِ بودی
ایکه تنها سفر نمیکردی
کاش میشد دوباره برگردی... ]
💔2
- تفسیرِ نامِ فاطمه: دور شده از بدیها ..
حضرتِ آیت الله العظمی امام صادق صلوات
الله علیه می فرمایند:
آیا میدانی معنی و مفهوم فاطمه چیست؟
گفتم آقای من شما مرا آگاه کنید، حضرت
فرمود: یعنی که از بدیها دور شده است.
|بحار الانوار،ج۴۳،ص۱۰|
|دلائل الإمامة،ج ۱، ص۷۹|
حضرتِ آیت الله العظمی امام صادق صلوات
الله علیه می فرمایند:
آیا میدانی معنی و مفهوم فاطمه چیست؟
گفتم آقای من شما مرا آگاه کنید، حضرت
فرمود: یعنی که از بدیها دور شده است.
|بحار الانوار،ج۴۳،ص۱۰|
|دلائل الإمامة،ج ۱، ص۷۹|
فاطمیه
❤1