خلاصه ی آرامش
•حرف زدن کمتر، عمل بیشتر
•حرص کمتر، بخشش بیشتر
•نگرانی کمتر، خواب بیشتر
•رانندگی کمتر، پیاده روی بیشتر
•عصبانیت کمتر، خنده بیشر
📚 @BooksCom
•حرف زدن کمتر، عمل بیشتر
•حرص کمتر، بخشش بیشتر
•نگرانی کمتر، خواب بیشتر
•رانندگی کمتر، پیاده روی بیشتر
•عصبانیت کمتر، خنده بیشر
📚 @BooksCom
یونانیها میگویند دوست داشتنِ مفرط و بی منطقِ هر چیزی، گناهی است علیه خدایان؛ آنها معتقدند اگر کسی را زیاد دوست بدارند، حسادت خدایان برانگیخته میشود و وقتی به اوج شکوفایی برسد آن را در هم میشکنند.
این برای ما درسی بزرگ است،
عشقِ بیش از حد، بی حرمتی به خدایان است.
کمال در هر چیزی بهطرزِ غیر قابل تحملی ملال آور است.
من خود با کمی نقص موافقم.
📚 پرونده خارزار
👤#کالین_مک_کالو
📚 @BooksCom
این برای ما درسی بزرگ است،
عشقِ بیش از حد، بی حرمتی به خدایان است.
کمال در هر چیزی بهطرزِ غیر قابل تحملی ملال آور است.
من خود با کمی نقص موافقم.
📚 پرونده خارزار
👤#کالین_مک_کالو
📚 @BooksCom
تنها کشور جهان که در این مدت هیچ ضرری نکرد ایران بود!
نه اقتصادی داره که بخواد ضرر بهش وارد شه
نه نفتی میتونه بفروشه که درآمدش کم بشه
نه مردم واسش مهمه که بخواد ناراحت بشه
نه مجبوره سبد کالای و حقوق در قرنطینه بده
مصداق بارز ضرب المثل
بی خر در قافله - بی بار در آسیاب
📚 @BooksCom
نه اقتصادی داره که بخواد ضرر بهش وارد شه
نه نفتی میتونه بفروشه که درآمدش کم بشه
نه مردم واسش مهمه که بخواد ناراحت بشه
نه مجبوره سبد کالای و حقوق در قرنطینه بده
مصداق بارز ضرب المثل
بی خر در قافله - بی بار در آسیاب
📚 @BooksCom
مراقب ریشههایت باش
اصیل که باشی، از هر مانعی قویتری،
جوانه میزنی حتی اگر به ساقهات تبر بزنند...
📚 @BooksCom
اصیل که باشی، از هر مانعی قویتری،
جوانه میزنی حتی اگر به ساقهات تبر بزنند...
📚 @BooksCom
به هر دلیلی گاهی پیش میآید
آدم نا آرام باشد
یک تنوع، یک اتفاق، یک راه حل
میتواند کمی آرامت کند
مثلا لاک بزنی، مو کوتاه یا رنگ کنی
یا زنگ بزنی به دوستت و یک دل سیر درد دل کنی
یا خیلی راحت بزنی زیر گریه
یا مادر باشی و به جان خانه بیفتی و گردگیری آرامت کند
راستی، پدر باشی، پسر باشی، مرد باشی چه؟
به نظرم باز هم باید زنها دست به کار شوند
اینها تخصص زنهاست
مراقب حال نا آرام
پدرتان، پسرتان، برادرتان، همسرتان
هستید؟
نگاه به ظاهرِ زُمختشان نکنید
نگاه به منممنمهایشان نکنید
نگاه به دلِ کوچکشان کنید
👤 سیما امیرخانی
📚 @BooksCom
آدم نا آرام باشد
یک تنوع، یک اتفاق، یک راه حل
میتواند کمی آرامت کند
مثلا لاک بزنی، مو کوتاه یا رنگ کنی
یا زنگ بزنی به دوستت و یک دل سیر درد دل کنی
یا خیلی راحت بزنی زیر گریه
یا مادر باشی و به جان خانه بیفتی و گردگیری آرامت کند
راستی، پدر باشی، پسر باشی، مرد باشی چه؟
به نظرم باز هم باید زنها دست به کار شوند
اینها تخصص زنهاست
مراقب حال نا آرام
پدرتان، پسرتان، برادرتان، همسرتان
هستید؟
نگاه به ظاهرِ زُمختشان نکنید
نگاه به منممنمهایشان نکنید
نگاه به دلِ کوچکشان کنید
👤 سیما امیرخانی
📚 @BooksCom
👍1
وقتی اتفاق بدی برایمان
رخ میدهد، سه انتخاب داریم:
بگذاریم ما را نابود کند،
بگذاریم ما را محدود کند،
و یا اجازه دهیم ما را قویتر کند!
📚 @BooksCom
رخ میدهد، سه انتخاب داریم:
بگذاریم ما را نابود کند،
بگذاریم ما را محدود کند،
و یا اجازه دهیم ما را قویتر کند!
📚 @BooksCom
😢1
مگسی بر پرِكاهی نشست كه آن
پركاه بر ادرار خری روان بود.
مگس مغرورانه بر ادرار خر كشتی
میراند و میگفت:
من علم دريانوردی و كشتیرانی خواندهام.
در اين كار بسيار مهارت دارم
ببينيد اين دريا و اين كشتي را و
مرا كه چگونه كشتی میرانم.
او در ذهن حقیر خود بر دريا كشتی
میراند آن ادرار، دريای بیساحل به
نظرش میآمد، و آن برگ كاه، كشتی بزرگ.
زيرا آگاهی و بينش او حقیر و اندک بود.
جهان هر كس به اندازه درک و بينش اوست.
آدمِ مغرور و كج انديش مانند اين مگس است.
و ذهنش به اندازه درک ادرار الاغ و برگ كاه...
👤مولانا
📚 @BooksCom
پركاه بر ادرار خری روان بود.
مگس مغرورانه بر ادرار خر كشتی
میراند و میگفت:
من علم دريانوردی و كشتیرانی خواندهام.
در اين كار بسيار مهارت دارم
ببينيد اين دريا و اين كشتي را و
مرا كه چگونه كشتی میرانم.
او در ذهن حقیر خود بر دريا كشتی
میراند آن ادرار، دريای بیساحل به
نظرش میآمد، و آن برگ كاه، كشتی بزرگ.
زيرا آگاهی و بينش او حقیر و اندک بود.
جهان هر كس به اندازه درک و بينش اوست.
آدمِ مغرور و كج انديش مانند اين مگس است.
و ذهنش به اندازه درک ادرار الاغ و برگ كاه...
👤مولانا
📚 @BooksCom
👍2
قضاوتت میکنن ...
اونایی که قاضی نیستن !!!
حکم میکنن ؛
اونایی که حاکم نیستن ...
از حست میگن ؛
اونایی که احساسو نمیفهمن !!
تحقیرت میکنن ؛
اونایی که خودشون حقیرن ..
تو رو به بازی میگیرن ؛
اونایی که خودشون بازیچه اند !!
از عشق میگن ؛
اونایی که عاشق نیستن !!
و من مینویسم در حالی که ؛
نویسنده نیستم...
اینجا سرزمین جابه جایی هاست !!!
سرزمینی که نخونده معنات میکنن ...
ندیده ترسیمت میکنن !!
و نشناخته ازت انتقام میگیرن...
📚 @BooksCom
اونایی که قاضی نیستن !!!
حکم میکنن ؛
اونایی که حاکم نیستن ...
از حست میگن ؛
اونایی که احساسو نمیفهمن !!
تحقیرت میکنن ؛
اونایی که خودشون حقیرن ..
تو رو به بازی میگیرن ؛
اونایی که خودشون بازیچه اند !!
از عشق میگن ؛
اونایی که عاشق نیستن !!
و من مینویسم در حالی که ؛
نویسنده نیستم...
اینجا سرزمین جابه جایی هاست !!!
سرزمینی که نخونده معنات میکنن ...
ندیده ترسیمت میکنن !!
و نشناخته ازت انتقام میگیرن...
📚 @BooksCom
👍1
یکی از بدترین دردهایی که میشه تجربه کرد ضربه خوردن از کسیه که تمام دردهاتو براش توضیح دادی،کسی که از گذشتت و مشکلاتتو آسیب پذیر بودنت خبر داشته و دقیقا کارایی که گفته هیچوقت انجام نمیده رو باهات کرده!
📚 @BooksCom
📚 @BooksCom
❄️نفسهای
🍂آخر پاییز است و
❄️زمستان سرد و زیبا در راه است
🍂بیایید عشــــ♡ـــــق را
❄️چاشنی کارمان قرار دهیم
🍂با هم قدرى مهربان ترباشیم
❄️عشق و محبت
🍂بهترین هدیہ روزگار است
❄️تا طلوع یلدا
🍂و غروب پاییز چیزی نمانده
❄️پیشاپیش یلدا مبارک
📚 @BooksCom
🍂آخر پاییز است و
❄️زمستان سرد و زیبا در راه است
🍂بیایید عشــــ♡ـــــق را
❄️چاشنی کارمان قرار دهیم
🍂با هم قدرى مهربان ترباشیم
❄️عشق و محبت
🍂بهترین هدیہ روزگار است
❄️تا طلوع یلدا
🍂و غروب پاییز چیزی نمانده
❄️پیشاپیش یلدا مبارک
📚 @BooksCom
چارلی چاپلین و وصف مادر:
وقتی بچه بودم کنار مادرم میخوابیدم و هرشب یک آرزو میکردم...!
مثلاً آرزو میکردم برایم اسباب بازی بخرد؛
میگفت: میخرم به شرط اینکه بخوابی...
یا آرزو میکردم برم بزرگترین شهربازیِ دنیا؛
میگفت: میبرمت به شرط اینکه بخوابی...!
یک شب پرسیدم: اگر بزرگ بشوم به آرزوهایم میرسم؟
گفت: میرسی به شرط اینکه بخوابی...!
هر شب با خوشحالی میخوابیدم. اِنقدر خوابیدم که بزرگ شدم و آرزوهایم کوچک شدند!!!...
دیشب مادرمو خواب دیدم؛
پرسید: هنوز هم شبها قبل از خواب به آرزوهایت فکر میکنی؟
گفتم: شبها نمیخوابم...!!
گفت: مگر چه آرزویی داری؟؟
گفتم: تو اینجا باشی و هیچ آرزویی نداشته باشم...
گفت: سعی خودم را میکنم به خوابت بیایم به شرط آنکه بخوابی...
📚 @BooksCom
وقتی بچه بودم کنار مادرم میخوابیدم و هرشب یک آرزو میکردم...!
مثلاً آرزو میکردم برایم اسباب بازی بخرد؛
میگفت: میخرم به شرط اینکه بخوابی...
یا آرزو میکردم برم بزرگترین شهربازیِ دنیا؛
میگفت: میبرمت به شرط اینکه بخوابی...!
یک شب پرسیدم: اگر بزرگ بشوم به آرزوهایم میرسم؟
گفت: میرسی به شرط اینکه بخوابی...!
هر شب با خوشحالی میخوابیدم. اِنقدر خوابیدم که بزرگ شدم و آرزوهایم کوچک شدند!!!...
دیشب مادرمو خواب دیدم؛
پرسید: هنوز هم شبها قبل از خواب به آرزوهایت فکر میکنی؟
گفتم: شبها نمیخوابم...!!
گفت: مگر چه آرزویی داری؟؟
گفتم: تو اینجا باشی و هیچ آرزویی نداشته باشم...
گفت: سعی خودم را میکنم به خوابت بیایم به شرط آنکه بخوابی...
تقدیم به تمامی مادران 🌹
📚 @BooksCom
زندگی کردن با مردم این دنیا
همچون دویدن در گله اسب است..
تا میتازی با تو میتازند.
زمین که خوردی، آنهایی که جلوتر بودند..
هرگز برای تو به عقب باز نمیگردند.
و آنهایی که عقب بودند،
به داغ روزهایی که میتاختی
تو را لگد مال خواهند کرد
📚 @BooksCom
همچون دویدن در گله اسب است..
تا میتازی با تو میتازند.
زمین که خوردی، آنهایی که جلوتر بودند..
هرگز برای تو به عقب باز نمیگردند.
و آنهایی که عقب بودند،
به داغ روزهایی که میتاختی
تو را لگد مال خواهند کرد
📚 @BooksCom
نوزاد از سینه مادرش شیر میخورد تا آنکه سیر میشود
کلسیم ازاستخوان های مادر کم میشود و دندان های او را به درد می آورد
و سبب استرس و اضطراب مادر میشود
هنگامیکه آن نوزاد برای خود مردی میشود
پایش را بر روی پای دیگر می اندازد و
در قهوه خانه ای با کلاس با ادعای علم و فرهنگ میگوید :
عقل زن نصفه و نیمه میباشد
تا به حال از خودت پرسیدی عقل تو که کامل است چگونه کامل شد؟
عقل تو از غذای همان صاحب عقلی که نصفه و نیمه هست کامل شد.
👏👏👍👍👍
واقعا جمله قشنگیه باید قاب گرفت...
📚 @BooksCom
کلسیم ازاستخوان های مادر کم میشود و دندان های او را به درد می آورد
و سبب استرس و اضطراب مادر میشود
هنگامیکه آن نوزاد برای خود مردی میشود
پایش را بر روی پای دیگر می اندازد و
در قهوه خانه ای با کلاس با ادعای علم و فرهنگ میگوید :
عقل زن نصفه و نیمه میباشد
تا به حال از خودت پرسیدی عقل تو که کامل است چگونه کامل شد؟
عقل تو از غذای همان صاحب عقلی که نصفه و نیمه هست کامل شد.
👏👏👍👍👍
واقعا جمله قشنگیه باید قاب گرفت...
📚 @BooksCom
اجازه نده ، دیروز بـا خاطـراتش و
فـردا با وعده هایـش تـو را خواب کنند.
اجـازه نده ، دیـروز و فـردا
با هم دست به یکی کنند، و لذت
لحظات نـاب امروز را از تو بگیرند،
اجازه نده افکار پـوچ ،
تازگی زندگی اکنون را از تو بگیرند،
بدون قضاوت و بـر چسب زدن به افکارت
از لحظات امـروز لذت ببر.
📚 @BooksCom
فـردا با وعده هایـش تـو را خواب کنند.
اجـازه نده ، دیـروز و فـردا
با هم دست به یکی کنند، و لذت
لحظات نـاب امروز را از تو بگیرند،
اجازه نده افکار پـوچ ،
تازگی زندگی اکنون را از تو بگیرند،
بدون قضاوت و بـر چسب زدن به افکارت
از لحظات امـروز لذت ببر.
📚 @BooksCom
به هر دلیلی گاهی پیش میآید
آدم نا آرام باشد
یک تنوع، یک اتفاق، یک راه حل
میتواند کمی آرامت کند
مثلا لاک بزنی، مو کوتاه یا رنگ کنی
یا زنگ بزنی به دوستت و یک دل سیر درد دل کنی
یا خیلی راحت بزنی زیر گریه
یا مادر باشی و به جان خانه بیفتی و گردگیری آرامت کند
راستی، پدر باشی، پسر باشی، مرد باشی چه؟
به نظرم باز هم باید زنها دست به کار شوند
اینها تخصص زنهاست
مراقب حال نا آرام
پدرتان، پسرتان، برادرتان، همسرتان
هستید؟
نگاه به ظاهرِ زُمختشان نکنید
نگاه به منممنمهایشان نکنید
نگاه به دلِ کوچکشان کنید
👤 سیما امیرخان
📚 @BooksCom
آدم نا آرام باشد
یک تنوع، یک اتفاق، یک راه حل
میتواند کمی آرامت کند
مثلا لاک بزنی، مو کوتاه یا رنگ کنی
یا زنگ بزنی به دوستت و یک دل سیر درد دل کنی
یا خیلی راحت بزنی زیر گریه
یا مادر باشی و به جان خانه بیفتی و گردگیری آرامت کند
راستی، پدر باشی، پسر باشی، مرد باشی چه؟
به نظرم باز هم باید زنها دست به کار شوند
اینها تخصص زنهاست
مراقب حال نا آرام
پدرتان، پسرتان، برادرتان، همسرتان
هستید؟
نگاه به ظاهرِ زُمختشان نکنید
نگاه به منممنمهایشان نکنید
نگاه به دلِ کوچکشان کنید
👤 سیما امیرخان
📚 @BooksCom
همیشه افراد ساکت رو دوست داشته ام، هیچگاه نمیفهمی در حال رقصیدن در رویای خویشند یا سنگینی بار هستی را به دوش می کشند.
👤جان گرین
📚 @BooksCom
👤جان گرین
📚 @BooksCom
خدایا شکایت به نزد تو میبرم
دزدی کیسه زر ملّانصرالدین را ربود، وی شکایت نزد قاضی برد
تا خواست ماجرا را شرح دهد! مردی وارد شد و نزد قاضی نشست
ملّا متعجب شد و هیچ نگفت و از محضر قاضی بیرون امد؛
روز بعد مردم دیدند که ملّا فریاد میزند که آی مردم کیسه ام ... کیسه ام را یافتم ،
از او سوال کردند که چطور بدون حکم قاضی کیسه را یافتی ؟!
ملّا خنده ای کرد وگفت :
«در شهری که داروغه دزد باشد و قاضی رفیق دزد »
بهتر دیدم که شکایت نزد قاضی عادل برم
منزل رفته و نماز خواندم و از خدا کمک خواستم
امروز در بیاباندیدم که داروغه از اسب افتاده ، گردنش شکسته ، و کیسه زر من به کمر بسته... !
پس کیسه ام را برداشتم.
📚 @BooksCom
دزدی کیسه زر ملّانصرالدین را ربود، وی شکایت نزد قاضی برد
تا خواست ماجرا را شرح دهد! مردی وارد شد و نزد قاضی نشست
ملّا متعجب شد و هیچ نگفت و از محضر قاضی بیرون امد؛
روز بعد مردم دیدند که ملّا فریاد میزند که آی مردم کیسه ام ... کیسه ام را یافتم ،
از او سوال کردند که چطور بدون حکم قاضی کیسه را یافتی ؟!
ملّا خنده ای کرد وگفت :
«در شهری که داروغه دزد باشد و قاضی رفیق دزد »
بهتر دیدم که شکایت نزد قاضی عادل برم
منزل رفته و نماز خواندم و از خدا کمک خواستم
امروز در بیاباندیدم که داروغه از اسب افتاده ، گردنش شکسته ، و کیسه زر من به کمر بسته... !
پس کیسه ام را برداشتم.
📚 @BooksCom