هروقت حس کردی حالت میزون نیست
خودت به دادش برس
اون آهنگی رو بذار که
حالت با اون خوب میشه
بارون که زد پاشو برو بیرون
چند قدم راه برو
آهنگ مورد علاقه ت رو بلند بلند بخون
برف که اومد خودت آدم بساز از هیچی
بعضی ازاین آدمهای واقعی رو باید بذاری تو
دنیای سرگرمی های مجازیشون بمونم
📚 @BooksCom
خودت به دادش برس
اون آهنگی رو بذار که
حالت با اون خوب میشه
بارون که زد پاشو برو بیرون
چند قدم راه برو
آهنگ مورد علاقه ت رو بلند بلند بخون
برف که اومد خودت آدم بساز از هیچی
بعضی ازاین آدمهای واقعی رو باید بذاری تو
دنیای سرگرمی های مجازیشون بمونم
📚 @BooksCom
دلبستگی به هر چه در جهان، خواه دلی داشته باشد یا نه، اگر نگاهش میکنی و گوشهای از رنجت را میبینی که روزی کشیدهای یا در دل هنوز حمل میکنی، آن دلبستگی حقیقیست.
حال بگویند: مگر آدمی به یک کتاب، یک قابِ عکس، یک مجسمهی کوچکِ سفالی دل میبندد؟
آری، اگر اندوهی در میان است.
👤 سید محمد مرکبیان
📚 @BooksCom
حال بگویند: مگر آدمی به یک کتاب، یک قابِ عکس، یک مجسمهی کوچکِ سفالی دل میبندد؟
آری، اگر اندوهی در میان است.
👤 سید محمد مرکبیان
📚 @BooksCom
کشاورزی يک مزرعه بزرگ گندم داشت زمين حاصلخيزی که گندم آن زبانزد خاص و عام بود. هنگام برداشت محصول بود شبی از شبها روباهی وارد گندمزار شد و بخش کوچکی از مزرعه را لگدمال کرد و به پيرمرد کمی ضرر زد.
پيرمردکينه روباه را به دل گرفت بعد از چند روز روباه را به دام انداخت و تصميم گرفت از حيوان انتقام بگيرد. مقداری پوشال را به روغن آغشته کرده به دم روباه بست و آتش زد. روباه شعله ور در مزرعه به اينطرف وآن طرف مي دويد و کشاورز بخت برگشته هم به دنبالش، در اين تعقيب و گريز گندمزار به خاکستر تبديل شد.
وقتی کينه به دل گرفته ودر پی انتقام هستيم بايد بدانيم آتش اين انتقام دامن خودمان را هم خواهد گرفت بهتر است ببخشيم و بگذريم.
📚 @BooksCom
پيرمردکينه روباه را به دل گرفت بعد از چند روز روباه را به دام انداخت و تصميم گرفت از حيوان انتقام بگيرد. مقداری پوشال را به روغن آغشته کرده به دم روباه بست و آتش زد. روباه شعله ور در مزرعه به اينطرف وآن طرف مي دويد و کشاورز بخت برگشته هم به دنبالش، در اين تعقيب و گريز گندمزار به خاکستر تبديل شد.
وقتی کينه به دل گرفته ودر پی انتقام هستيم بايد بدانيم آتش اين انتقام دامن خودمان را هم خواهد گرفت بهتر است ببخشيم و بگذريم.
📚 @BooksCom
دلبستگی به هر چه در جهان، خواه دلی داشته باشد یا نه، اگر نگاهش میکنی و گوشهای از رنجت را میبینی که روزی کشیدهای یا در دل هنوز حمل میکنی، آن دلبستگی حقیقیست.
حال بگویند: مگر آدمی به یک کتاب، یک قابِ عکس، یک مجسمهی کوچکِ سفالی دل میبندد؟
آری، اگر اندوهی در میان است.
👤 سید محمد مرکبیان
📚 @BooksCom
حال بگویند: مگر آدمی به یک کتاب، یک قابِ عکس، یک مجسمهی کوچکِ سفالی دل میبندد؟
آری، اگر اندوهی در میان است.
👤 سید محمد مرکبیان
📚 @BooksCom
هرچيزى به اندازه جاى خاليش توى زندگيمون
ذهن و زندگيمون رو درگير خودش ميكنه
بعضى جاى خالى ها كوچكند و با چيزهاى كوچك پر مى شوند
مثل يك حبه قند كنار چاى
مثل يك چتر در روز بارانى
مثل يك مسافرت بدون موسيقى
مثل يك حساب بانكى خالى
امـــا
امـــان از جاى خالى هاى بزرگ
كه نميشه به راحتى اونها رو پُـر كرد
مثل جاى خالى يك نفر كه حالا تبديل به يك قاب عكس و كلى خاطره شده
مثل جاى خالى يك دست نوازشگر و آغوش مهربان
مثل جاى خالى يك مادر
📚 @BooksCom
ذهن و زندگيمون رو درگير خودش ميكنه
بعضى جاى خالى ها كوچكند و با چيزهاى كوچك پر مى شوند
مثل يك حبه قند كنار چاى
مثل يك چتر در روز بارانى
مثل يك مسافرت بدون موسيقى
مثل يك حساب بانكى خالى
امـــا
امـــان از جاى خالى هاى بزرگ
كه نميشه به راحتى اونها رو پُـر كرد
مثل جاى خالى يك نفر كه حالا تبديل به يك قاب عكس و كلى خاطره شده
مثل جاى خالى يك دست نوازشگر و آغوش مهربان
مثل جاى خالى يك مادر
📚 @BooksCom
❤1
جالب ترین خصوصیت بشر "تناقض" است!
به شدت عجله داریم بزرگ شویم
و بعد دلمان برای کودکی از دست رفته مان
تنگ میشود ..!
برای پول در آوردن خودمان را
مریض میکنیم
بعد تمام پولمان را خرج میکنیم
تا دوباره سالم شویم !
طوری زندگی میکنیم
که انگار هرگز نمی میریم
و طوری می میریم
که انگار هرگز زندگی نکرده ایم ...!
👤پائولو کوئلیو
📚 @BooksCom
به شدت عجله داریم بزرگ شویم
و بعد دلمان برای کودکی از دست رفته مان
تنگ میشود ..!
برای پول در آوردن خودمان را
مریض میکنیم
بعد تمام پولمان را خرج میکنیم
تا دوباره سالم شویم !
طوری زندگی میکنیم
که انگار هرگز نمی میریم
و طوری می میریم
که انگار هرگز زندگی نکرده ایم ...!
👤پائولو کوئلیو
📚 @BooksCom
با سالخوردگان و افراد با تجربه مشورت کنيد که چشمهايشان ، چهره ی سالها را ديده و گوشهايشان ، نوای زندگی را شنيده است
👤جبران خليل جبران
📚 @BooksCom
👤جبران خليل جبران
📚 @BooksCom
وقتی کسی سعی می کند
چیزی را فراموش کند
یعنی فراموش کردن برایش
آسان نیست
یعنی به آنچه میخواهد فراموش کند
علاقه دارد!
👤 بهرام بیضایی
📚 @BooksCom
چیزی را فراموش کند
یعنی فراموش کردن برایش
آسان نیست
یعنی به آنچه میخواهد فراموش کند
علاقه دارد!
👤 بهرام بیضایی
📚 @BooksCom
ما در جامعهای زندگی میکنیم که
کلمهی نمیدانم و بلد نیستم
کمتر از هر کلمه دیگری به گوشمان میخورد.
چطور جماعتی تا قبل از این که بدانند که نمیدانند،
به دنبال دانستن خواهند رفت...
مگر ممکن است؟
👤حسن نراقی
📚 @BooksCom
کلمهی نمیدانم و بلد نیستم
کمتر از هر کلمه دیگری به گوشمان میخورد.
چطور جماعتی تا قبل از این که بدانند که نمیدانند،
به دنبال دانستن خواهند رفت...
مگر ممکن است؟
👤حسن نراقی
📚 @BooksCom
ما تا وقتی که در خوشبختی به سر میبریم بهزحمت آن را احساس میکنیم، و فقط وقتی خوشبختی گذشت و ما به عقب مینگریم ناگهان و گاه با تعجب حس میکنیم که چقدر خوشبخت بودهایم
#کازانتزاکیس
📚 @BooksCom
#کازانتزاکیس
📚 @BooksCom
نزار کسی به دنیات پا بزاره که حس کنی کافی نیستی براش
نزار کاری کنه وقتی نباشه احساس پوچی کنی
اونقد بهش وابسته نشو که اگه رفت
هر روز و هر ساعت از خودت بپرسی
مگه من چی کم داشتم؟
آخه مگه من کافی نبودم براش؟!
دستِ دلتونو واسه کسی که دوستش دارید ، رو نکنید آدما بیرحمن!
👤سونا محمدی
📚 @BooksCom
نزار کاری کنه وقتی نباشه احساس پوچی کنی
اونقد بهش وابسته نشو که اگه رفت
هر روز و هر ساعت از خودت بپرسی
مگه من چی کم داشتم؟
آخه مگه من کافی نبودم براش؟!
دستِ دلتونو واسه کسی که دوستش دارید ، رو نکنید آدما بیرحمن!
👤سونا محمدی
📚 @BooksCom
فردی چندین سال شاگرد نقاش بزرگی بود و تمامی فنون و هنر نقاشی را آموخت. استاد به او گفت که دیگر شما استاد شده ای و من چیزی ندارم ک به تو بیاموزم.
شاگرد فکری به سرش رسید، یک نقاشی فوق العاده کشید و آنرا در میدان شهر قرار داد ، مقداری رنگ و قلمی در کنار آن قرار داد و از رهگذران خواهش کرد اگر هرجایی ایرادی می بینند یک علامت × بزنند و غروب که برگشت دید که تمامی تابلو علامت خورده است و بسیار ناراحت و افسرده به استاد خود مراجعه کرد.
استاد به او گفت: آیا میتوانی عین همان نقاشی را برایم بکشی ؟
شاگرد نیز چنان کرد و استاد آن نقاشی را در همان میدان شهر قرار داد ولی این بار رنگ و قلم را قرار داد اما متنی که در کنار تابلو قرار داد این بود که : اگر جایی از نقاشی ایراد دارد با این رنگ و قلم اصلاح بفرمایید غروب برگشتند دیدند تابلو دست نخورده ماند.
استاد به شاگرد گفت: همه انسانها قدرت انتقاد دارند ولی جرات اصلاح نه...!
📚 @BooksCom
شاگرد فکری به سرش رسید، یک نقاشی فوق العاده کشید و آنرا در میدان شهر قرار داد ، مقداری رنگ و قلمی در کنار آن قرار داد و از رهگذران خواهش کرد اگر هرجایی ایرادی می بینند یک علامت × بزنند و غروب که برگشت دید که تمامی تابلو علامت خورده است و بسیار ناراحت و افسرده به استاد خود مراجعه کرد.
استاد به او گفت: آیا میتوانی عین همان نقاشی را برایم بکشی ؟
شاگرد نیز چنان کرد و استاد آن نقاشی را در همان میدان شهر قرار داد ولی این بار رنگ و قلم را قرار داد اما متنی که در کنار تابلو قرار داد این بود که : اگر جایی از نقاشی ایراد دارد با این رنگ و قلم اصلاح بفرمایید غروب برگشتند دیدند تابلو دست نخورده ماند.
استاد به شاگرد گفت: همه انسانها قدرت انتقاد دارند ولی جرات اصلاح نه...!
📚 @BooksCom
ارزش آدما به کیفیت بودن و وجودشونه
نه کمیت و تعدادشون!
دو تا دوست با ارزش
بهتر از یک سیاه لشکر بی خاصیتن
پس مراقب ۵ تا آدم اصلی زندگیت باش
چون انتخاب اینها میتونه ازت گوهر ناب بسازه
یا یه آدم به درد نخور
و ازون مهم تر
خودت گوهر وجودیتو کشف کن
و مثل طلا با ارزش باش
تا بتونی آدمای مثل خودتو هم پیدا کنی
خلاصه که
برای خودت ارزش قائل شو
و با ارزش باش
و کنار با ارزش ها باش
همین
📚 @BooksCom
نه کمیت و تعدادشون!
دو تا دوست با ارزش
بهتر از یک سیاه لشکر بی خاصیتن
پس مراقب ۵ تا آدم اصلی زندگیت باش
چون انتخاب اینها میتونه ازت گوهر ناب بسازه
یا یه آدم به درد نخور
و ازون مهم تر
خودت گوهر وجودیتو کشف کن
و مثل طلا با ارزش باش
تا بتونی آدمای مثل خودتو هم پیدا کنی
خلاصه که
برای خودت ارزش قائل شو
و با ارزش باش
و کنار با ارزش ها باش
همین
📚 @BooksCom
روزگاری "بیدی" را شکستند ...!
به نامردی "تبر" بر "ریشه اش"
بستند ...
ولی افسوس "همانهایی"
شکستند ...
که روزي زیر "سایه ش
می نشستند
📚 @BooksCom
به نامردی "تبر" بر "ریشه اش"
بستند ...
ولی افسوس "همانهایی"
شکستند ...
که روزي زیر "سایه ش
می نشستند
📚 @BooksCom
متنی که جزو 10 متن برتر از نگاه مجله معتبر فوربس است، این متن سه مرتبه در این لیست در مقام اول قرار گرفته است.
یک پسر و دختر کوچک مشغول بازی با یکدیگر بودند، پسر کوچولو یه سری تیله و دختر چنتایی شیرینی داشت، پسر گفت: من همه تیله هامو بهت میدم و تو هم همه شیرینی هاتو به من بده، دختر قبول کرد...
پسر بزرگترین و زیباترین تیله رو یواشکی برداشت و بقیه را به دختر داد، اما دختر کوچولو همانطور که قول داده بود تمام شیرینی ها رو به پسرک داد.
اون شب دختر کوچولو خوابید و تمام شب خواب بازی با تیله های رنگارنگ رو دید... اما پسر کوچولو تمام شب نتونست بخوابه به این فکر میکرد که حتما دخترک هم یه خورده از شیرینی هاشو قایم کرده و همه رو بهش نداده...
عذاب مال کسی است که صادق نیست... و آرامش از آن کسانی است که صادقند...
لذت دنیا مال کسی نیست که با افراد صادق زندگی میکند، از آن کسانی است که با وجدان صادق زندگی میکنند.دروغگو اول به خودش آسیب میزنه
📚 @BooksCom
یک پسر و دختر کوچک مشغول بازی با یکدیگر بودند، پسر کوچولو یه سری تیله و دختر چنتایی شیرینی داشت، پسر گفت: من همه تیله هامو بهت میدم و تو هم همه شیرینی هاتو به من بده، دختر قبول کرد...
پسر بزرگترین و زیباترین تیله رو یواشکی برداشت و بقیه را به دختر داد، اما دختر کوچولو همانطور که قول داده بود تمام شیرینی ها رو به پسرک داد.
اون شب دختر کوچولو خوابید و تمام شب خواب بازی با تیله های رنگارنگ رو دید... اما پسر کوچولو تمام شب نتونست بخوابه به این فکر میکرد که حتما دخترک هم یه خورده از شیرینی هاشو قایم کرده و همه رو بهش نداده...
عذاب مال کسی است که صادق نیست... و آرامش از آن کسانی است که صادقند...
لذت دنیا مال کسی نیست که با افراد صادق زندگی میکند، از آن کسانی است که با وجدان صادق زندگی میکنند.دروغگو اول به خودش آسیب میزنه
📚 @BooksCom
👍1