طلا باش تا اگر روزگار آبت کرد، روز به روز طرحهای زیباتری از تو ساخته شود سنگ نباش تا اگر زمانی خردت کرد لگدکوب هر رهگذری شوی
📚 @BooksCom
📚 @BooksCom
روباهی با شتری رفاقت ڪرد. هر دو دو بچه داشتند.
شرط ڪردند، روباه صبح تا ظهر نزد بچهها بماند تا شتر به چرا برود و عصر شتر در نزد بچهها بماند و روباه به شڪار برای بچههایش رود.
شتر چون بیرون رفت، روباه پریده و شڪم یڪی از بچه شترها رو درید و خود و بچههایش خوردند.
شتر از بیابان برگشت و روباه جلوی شتر پرید و گفت: «ای شتر مهربان! من نگهبان خوبی نبودم، مرا ببخش، گرگی آمد و یڪی از بچهها راخورد.»
شتر پرسید: بچه تو یا بچه من؟
روباه گفت: «ای برادر! اول بازی صحبت من و تو ڪردی؟؟؟ چه فرقی دارد بچه من یا تو!!!»
حکایت مرگ خوبه اما برای همسایه
📚 @BooksCom
شرط ڪردند، روباه صبح تا ظهر نزد بچهها بماند تا شتر به چرا برود و عصر شتر در نزد بچهها بماند و روباه به شڪار برای بچههایش رود.
شتر چون بیرون رفت، روباه پریده و شڪم یڪی از بچه شترها رو درید و خود و بچههایش خوردند.
شتر از بیابان برگشت و روباه جلوی شتر پرید و گفت: «ای شتر مهربان! من نگهبان خوبی نبودم، مرا ببخش، گرگی آمد و یڪی از بچهها راخورد.»
شتر پرسید: بچه تو یا بچه من؟
روباه گفت: «ای برادر! اول بازی صحبت من و تو ڪردی؟؟؟ چه فرقی دارد بچه من یا تو!!!»
حکایت مرگ خوبه اما برای همسایه
📚 @BooksCom
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عاشق خودتون باشین ...
و این کلیپ رو برای دوستانتون هم بفرستین تا اونا هم عاشق خودشون باشن❤️
📚 @BooksCom
و این کلیپ رو برای دوستانتون هم بفرستین تا اونا هم عاشق خودشون باشن❤️
📚 @BooksCom
روباهی با شتری رفاقت ڪرد. هر دو دو بچه داشتند.
شرط ڪردند، روباه صبح تا ظهر نزد بچهها بماند تا شتر به چرا برود و عصر شتر در نزد بچهها بماند و روباه به شڪار برای بچههایش رود.
شتر چون بیرون رفت، روباه پریده و شڪم یڪی از بچه شترها رو درید و خود و بچههایش خوردند.
شتر از بیابان برگشت و روباه جلوی شتر پرید و گفت: «ای شتر مهربان! من نگهبان خوبی نبودم، مرا ببخش، گرگی آمد و یڪی از بچهها راخورد.»
شتر پرسید: بچه تو یا بچه من؟
روباه گفت: «ای برادر! اول بازی صحبت من و تو ڪردی؟؟؟ چه فرقی دارد بچه من یا تو!!!»
حکایت مرگ خوبه اما برای همسایه
📚 @BooksCom
شرط ڪردند، روباه صبح تا ظهر نزد بچهها بماند تا شتر به چرا برود و عصر شتر در نزد بچهها بماند و روباه به شڪار برای بچههایش رود.
شتر چون بیرون رفت، روباه پریده و شڪم یڪی از بچه شترها رو درید و خود و بچههایش خوردند.
شتر از بیابان برگشت و روباه جلوی شتر پرید و گفت: «ای شتر مهربان! من نگهبان خوبی نبودم، مرا ببخش، گرگی آمد و یڪی از بچهها راخورد.»
شتر پرسید: بچه تو یا بچه من؟
روباه گفت: «ای برادر! اول بازی صحبت من و تو ڪردی؟؟؟ چه فرقی دارد بچه من یا تو!!!»
حکایت مرگ خوبه اما برای همسایه
📚 @BooksCom
وسالها بعد...
نامم را سنگی نگه خواهد داشت
جسمم را گوری
اما
یادم را نمیدانم چه کسی نگه خواهد داشت...
📚 @BooksCom
نامم را سنگی نگه خواهد داشت
جسمم را گوری
اما
یادم را نمیدانم چه کسی نگه خواهد داشت...
📚 @BooksCom
Forwarded from هیچ
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آنکه با گرگش مدارا میکند،
خلق و خوی گرگ پیدا میکند!
این ستمکاران که با هم همرهند،
گرگهاشان رهنما و رهبرند 👌
#فریدون_مشیری
Instagram.com/Hich6o ⬅️ اینستاگرام ما
خلق و خوی گرگ پیدا میکند!
این ستمکاران که با هم همرهند،
گرگهاشان رهنما و رهبرند 👌
#فریدون_مشیری
Instagram.com/Hich6o ⬅️ اینستاگرام ما
ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﻫﺎﯾﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺭﻭﯼ ﻓﺮﮐﺎﻧﺲ ﺷﺎﺩﯼ ﺗﻨﻈﯿﻢ ﮐﻨﯿﺪ ﺗﺎ ﺑﻬﺸﺖ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺭﻭﯼ ﺯﻣﯿﻦ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﮐﻨﯿﺪ ...
ﺍﻧﻌﮑﺎﺱ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﯿﺪ ﺩﺭ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺑﺒﯿﻨﯿﺪ ...
ﺍﮔﺮ ﻋﺸﻖ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﯿﺪ،
ﻋﺸﻖ ﺑﻮﺭﺯﯾﺪ ...
ﺍﮔﺮ ﺻﺪﺍﻗﺖ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﯿﺪ، ﺭﺍﺳﺘﮕﻮ ﺑﺎﺷﯿﺪ ...
ﺍﮔﺮ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﯿﺪ،
ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﺪ ...
ﺩﻧﯿﺎ ﭼﯿﺰﯼ ﺟﺰ ” ﭘﮋﻭﺍﮎ ” ﻧﯿﺴﺖ.
📚 @BooksCom
ﺍﻧﻌﮑﺎﺱ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﯿﺪ ﺩﺭ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺑﺒﯿﻨﯿﺪ ...
ﺍﮔﺮ ﻋﺸﻖ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﯿﺪ،
ﻋﺸﻖ ﺑﻮﺭﺯﯾﺪ ...
ﺍﮔﺮ ﺻﺪﺍﻗﺖ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﯿﺪ، ﺭﺍﺳﺘﮕﻮ ﺑﺎﺷﯿﺪ ...
ﺍﮔﺮ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﯿﺪ،
ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﺪ ...
ﺩﻧﯿﺎ ﭼﯿﺰﯼ ﺟﺰ ” ﭘﮋﻭﺍﮎ ” ﻧﯿﺴﺖ.
📚 @BooksCom
درویشی تهی دست از کنار باغ کریم خان زند عبور میکرد . چشمش به شاه افتاد و با دست اشارهای به او کرد . کریم خان دستور داد درویش را به داخل باغ آوردند .
کریم خان گفت : این اشاره های تو برای چه بود ؟
درویش گفت : نام من کریم است و نام تو هم کریم و خدا هم کریم .
آن کریم به تو چقدر داده است و به من چی داده ؟کریم خان در حال کشیدن قلیان بود ؛ گفت چه میخواهی ؟
درویش گفت : همین قلیان ، مرا بس است !چند روز بعد درویش قلیان را به بازار برد و قلیان بفروخت . خریدار قلیان کسی نبود جز کسی که می خواست نزد کریم خان رفته و تحفه برای خان ببرد ! پس جیب درویش پر از سکه کرد و قلیان نزد کریم خان برد !روزگاری سپری شد...
درویش جهت تشکر نزد خان رفت .
ناگه چشمش به قلیان افتاد و با دست اشارهای به کریم خان زند کرد و گفت : نه من کریمم نه تو ؛ کریم فقط خداست ، که جیب مرا پر از پول کرد و قلیان تو هم سر جایش هست . . .
📚 @BooksCom
کریم خان گفت : این اشاره های تو برای چه بود ؟
درویش گفت : نام من کریم است و نام تو هم کریم و خدا هم کریم .
آن کریم به تو چقدر داده است و به من چی داده ؟کریم خان در حال کشیدن قلیان بود ؛ گفت چه میخواهی ؟
درویش گفت : همین قلیان ، مرا بس است !چند روز بعد درویش قلیان را به بازار برد و قلیان بفروخت . خریدار قلیان کسی نبود جز کسی که می خواست نزد کریم خان رفته و تحفه برای خان ببرد ! پس جیب درویش پر از سکه کرد و قلیان نزد کریم خان برد !روزگاری سپری شد...
درویش جهت تشکر نزد خان رفت .
ناگه چشمش به قلیان افتاد و با دست اشارهای به کریم خان زند کرد و گفت : نه من کریمم نه تو ؛ کریم فقط خداست ، که جیب مرا پر از پول کرد و قلیان تو هم سر جایش هست . . .
📚 @BooksCom
BOOK | کتاب
به هماناندازه که برای نگرانی انرژی صرف میشود، برای مثبت نگر بودن هم صرف میشود. انرژیات را در مثبت نگری صرف کن، اتفاقات مثبت برایت رخ خواهند داد. #موفقیت 📚 @BooksCom
آهن و فولاد از یک کوره می آیند برون
آن یکی شمشیر گردد،
دیگری نعل خر است
گر ببینی ناکسان بالا نشینند صبر کن
روی دریا کف نشیند،
قعر دریا گوهر است.
#صائب_تبریزی
📚 @BooksCom
آن یکی شمشیر گردد،
دیگری نعل خر است
گر ببینی ناکسان بالا نشینند صبر کن
روی دریا کف نشیند،
قعر دریا گوهر است.
#صائب_تبریزی
📚 @BooksCom
دچار پیری زودرس هستیم. کودکی و پیری در ما نمودی متفاوت با دیگران دارد. ما جوانی نداریم. بلافاصله بزرگسال میشویم و مدتهای مدید بزرگسال میمانیم. از این زمان به بعد نوعی رخوت و نااُمیدی رد خود را به وضوح بر طبیعت مقاوم و در مجموع سرشار از اُمید ما به جا میگذارد.
👤 فرانتس کافکا
📚 @BooksCom
👤 فرانتس کافکا
📚 @BooksCom
70 سال عمر ما چطور می گذرد
25 سال آن را می خوابیم.
8 سال آن را درس می خوانیم.
6 سال آن را به استراحت می گذرانیم.
7 سال آن را صرف تعطیلات و تفریج می کنیم.
5 سال آن را با دیگران صحبت می کنیم.
4 سال آن را غذا می خوریم.
3 سال آن را در رفت و آمد می گذرانیم.
📚 @BooksCom
25 سال آن را می خوابیم.
8 سال آن را درس می خوانیم.
6 سال آن را به استراحت می گذرانیم.
7 سال آن را صرف تعطیلات و تفریج می کنیم.
5 سال آن را با دیگران صحبت می کنیم.
4 سال آن را غذا می خوریم.
3 سال آن را در رفت و آمد می گذرانیم.
📚 @BooksCom
مگر چگونه زندگی میکنیم که تا کسی میمیرد
میگوییم راحت شد !!
خانه های بزرگ اما خانواده های کوچک داریم ، مدرک تحصیلی بالا اما درک پایینی داریم بی هیچ ملاحظه ای ایام میگذرانیم اما دلمان عمر نوح میخواهد !!
کم میخندیم و زود عصبانی میشویم
کم مطالعه میکنیم اما همه چیز را میدانیم !
زیاد دروغ میگوییم اما همه از دروغ متنفریم،
زندگی ساختن را یاد گرفته ایم اما زندگی کردن را نه ساختمانهای بلند داریم اما طبعمان کوتاه است ...
بیشتر خرج میکنیم اما کمتر داریم
بیشتر میخریم اما کمتر لذت میبریم
فضای بیرون را فتح کرده ایم اما فضای درون را نه بیشتر برنامه میریزیم اما کمتر عمل میکنیم عجله کردن را آموخته ایم
و نه صبر کردن را...!
📚 @BooksCom
میگوییم راحت شد !!
خانه های بزرگ اما خانواده های کوچک داریم ، مدرک تحصیلی بالا اما درک پایینی داریم بی هیچ ملاحظه ای ایام میگذرانیم اما دلمان عمر نوح میخواهد !!
کم میخندیم و زود عصبانی میشویم
کم مطالعه میکنیم اما همه چیز را میدانیم !
زیاد دروغ میگوییم اما همه از دروغ متنفریم،
زندگی ساختن را یاد گرفته ایم اما زندگی کردن را نه ساختمانهای بلند داریم اما طبعمان کوتاه است ...
بیشتر خرج میکنیم اما کمتر داریم
بیشتر میخریم اما کمتر لذت میبریم
فضای بیرون را فتح کرده ایم اما فضای درون را نه بیشتر برنامه میریزیم اما کمتر عمل میکنیم عجله کردن را آموخته ایم
و نه صبر کردن را...!
📚 @BooksCom
Forwarded from نوستالژی
زیبایی ها را چشم میبیند
و مهربانی ها را دل !
چشم فراموش میکند
اما دل هرگز !
پس بدان که تا زمانی
دل زنده است
فراموش نخواهی شد …
@Nostallzhi
و مهربانی ها را دل !
چشم فراموش میکند
اما دل هرگز !
پس بدان که تا زمانی
دل زنده است
فراموش نخواهی شد …
@Nostallzhi
فتوکپی نباشید !!!
خودتان باشید نه فتوکپی و رونوشتِ همدیگر !
خودتان را از روی دستِ دیگران ننویسید !
باور کنید چیزی که هستید ، بهترین حالتی است که می توانید باشید !
بعضی ها ، ساکتشان دلنشین است ،
بعضی ها پرحرفشان !
بعضی ها ، باچشم و موی سیاه ، زیبا هستند ،
بعضی ها با چشمان رنگی و موی بلوند !
بعضی ها با شیطنت دل می برند ،
بعضی با نجابت ...
جذابیتِ هرکس منحصر به خودش است !
باورکنید رفتار و خصوصیاتِ تقلید شده و مصنوعی ، شخصیتتان را خراب می کند ...
تا می توانید ، خودتان باشید !
📚 @BooksCom
خودتان باشید نه فتوکپی و رونوشتِ همدیگر !
خودتان را از روی دستِ دیگران ننویسید !
باور کنید چیزی که هستید ، بهترین حالتی است که می توانید باشید !
بعضی ها ، ساکتشان دلنشین است ،
بعضی ها پرحرفشان !
بعضی ها ، باچشم و موی سیاه ، زیبا هستند ،
بعضی ها با چشمان رنگی و موی بلوند !
بعضی ها با شیطنت دل می برند ،
بعضی با نجابت ...
جذابیتِ هرکس منحصر به خودش است !
باورکنید رفتار و خصوصیاتِ تقلید شده و مصنوعی ، شخصیتتان را خراب می کند ...
تا می توانید ، خودتان باشید !
📚 @BooksCom
ای كاش رازِ مدّعيان بر مَلا شود
شايد كه جاى صدق و ريا جابجا شود
می گفت دخترى فقير؛ به مسجد كه ميروى
از حق بخواه نمازِ فقيران "غذا" شود!!
📚 @BooksCom
شايد كه جاى صدق و ريا جابجا شود
می گفت دخترى فقير؛ به مسجد كه ميروى
از حق بخواه نمازِ فقيران "غذا" شود!!
📚 @BooksCom
آن ها (بی شعورها) هر چیزی را تکذیب می کنند و همین یکی از راه های به دام انداختن شان است.
هر چیزی را که می خواهید تأیید کنند، برعکسش را به آنها بگویید، در نتیجه با انکار آن، خواسته و نظر شما را تأمین می کنند.
👤خاویر کرمنت
📚 @BooksCom
هر چیزی را که می خواهید تأیید کنند، برعکسش را به آنها بگویید، در نتیجه با انکار آن، خواسته و نظر شما را تأمین می کنند.
👤خاویر کرمنت
📚 @BooksCom
روایت است که روزی موسی به خدا گفت: چرا به فرعون عمر دراز دادی و تا مدتها نفرین ما را در حق او اجابت نکردی؟؟
خدا گفت: فرعون یک عیب داشت و یک خوبی ، عیب او این بود که ادعای خدایی میکرد و خوبی او هم این بود که شهرها را آباد ، راهها را امن و سفرهها را رنگینتر کرده بود ، از ادعای خداییاش زیانی به من نمیرسید اما فرمانروایی او به سود مردم بود پس من مـدتها از حق خود گذشتم تا مردم آسوده باشند.
📚 @BooksCom
خدا گفت: فرعون یک عیب داشت و یک خوبی ، عیب او این بود که ادعای خدایی میکرد و خوبی او هم این بود که شهرها را آباد ، راهها را امن و سفرهها را رنگینتر کرده بود ، از ادعای خداییاش زیانی به من نمیرسید اما فرمانروایی او به سود مردم بود پس من مـدتها از حق خود گذشتم تا مردم آسوده باشند.
📚 @BooksCom