BOOK | کتاب
52.7K subscribers
13.5K photos
1.21K videos
4 files
171 links
📚علاقه ما به دانستن، بلای خانمان سوزِ دشمنان ماست...

.
.
.
.
.
.

.
Download Telegram
نا امیدکننده‌‌ترین
ننگ‌ها ، ننگ نادانی است
که گمان می‌کند
همه چیز را می‌داند
در نتیجه به خود
اجازهٔ کشتار می‌دهد ....!
#آلبر_کامو
📚 @BooksCom
‏طـرزِ تفکر!👌

در قرن ۱۶ ملکه انگلستان و ملکه هندوستان
هر ۲ از یک بیماری فوت کردند

هر ۲ پادشاه عاشق همسران خود بودند
شاهنشاه هند
به یابود خانمش
با خرج میلیونها روپیه تاج محل را ساخت

و پادشاه انگلستان
یک دانشگاه پزشکی ساخت
تا کسی دیگر از آن بیماری که همسرش را
از پا درآورده بود نمیرد

📚 @BooksCom
طبیعتِ هستی هیچوقت به تو نمی‌گوید: نه
آن سه پاسخ برایت دارد:
١- چشم....
٢- کمی صبر کن....
٣- پيشنهاد بهتری برايت دارم....

همیشه در فشار زندگی اندوهگین مشو،
شاید این درد، بدست زندگی است که در آغوشش می‌فشاردت تا درسی به تو بیاموزد، برای تمام رنجهایی که میبری صبر کن، صبر اوج احترام به مشیتی است که به صلاح توست.

📚 @BooksCom
👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بشر امروز
همین‌قدر تنها
همین‌قدر وحشت‌زده
همین‌قدر غریب

دعای پاپ فرانسیس که به‌تنهایی مراسم برگزار می‌کند...

📚 @BooksCom
اگر را کاشتند ‌سبز نشد

می گویند روزی ساربانی که از کنار یک روستای کویری می گذشت به زمین خشک و خالی ای رسید و شترهایش را آنجا رها کرد در این وقت ناگهان یکی از روستاییان آمد و شتر را زیر باد کتک گرفت ساربان گفت چه می کنی مرد؟
چرا حیوان بینوا را می زنی ؟
روستایی گفت چرا می زنم؟
مگر نمی بینی که دارد توی زمین من می چرد و از محصول من می خورد؟
ساربان گفت چه می گویی مرد؟
در این زمین که تو چیزی نکاشته ای به من نشان بده که شتر چه خورده؟
روستایی گفت چیزی نخورده؟
اگر من همه ی زمین را گندم کاشته بودم شتر تو آمده بود و همه چیز را خورده بود و آن وقت چه می کردی؟
اگر را کاشتند ‌سبز نشد..

این مثل زمانی استفاده می شود که یک نفر بخواهد از یک کار اتفاق نیفتاده یا محال یک نتیجه ی قطعی بگیرد.

📚 @BooksCom
"نقاش مشهوری" در حال اتمام نقاشی اش بود.

آن نقاشی بطور باورنکردنی "زیبا" بود و میبایست در مراسم "ازدواج شاهزاده" خانمی نمایش داده میشد.
نقاش آنچنان غرق هیجان ناشی از نقاشی اش بود که ناخودآگاه در حالیکه آن نقاشی را تحسین میکرد، چند قدم به طرف "عقب رفت" نقاش هنگام عقب رفتن "پشتش" را نگاه نکرد که یک قدم به "لبه پرتگاه" ساختمان بلندش فاصله دارد.

شخصی متوجه شد که نقاش چه میکند میخواست "فریاد" بزند، اما ممکن بود نقاش بر حسب ترس "غافلگیر شود" و یک قدم به عقب برود و نابود شود، مرد به سرعت "قلمویی" را برداشت و روی آن نقاشی زیبا را "خط خطی" کرد نقاش که این صحنه را دید با "سرعت و عصبانیت" تمام جلو آمد تا آن مرد را بزند اما آن مرد تمام جریان را که شاهدش بود را برایش تعریف کرد که چگونه "در حال سقوط" بود.

براستی گاهی آینده مان را بسیار زیبا ترسیم میکنیم، اما گویا "خالق هستی" میبیند چه "خطری در مقابل ماست" و "نقاشی زیبای ما" را خراب میکند.

📚 @BooksCom
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کارخوبه خدا درست کنه
یکی ازالهام بخش ترین حکایاتی که میشه شنید
خیلییی حستو خوب میکنه گوش کن

📚 @BooksCom
چشمی که دائم عيب‌های ديگران را ببيند، آن عيب را به ذهن منتقل ميکند.
و ذهنی که دائما با عيب‌های ديگران درگير است، آرامش ندارد، درونش متلاطم و آشفته است.
در عوض چشمی که ياد گرفته است هميشه زیبایی‌ها را ببيند، اول از همه خودش آرامش پيدا می کند.
چون چشم زيبا بين عيب‌های ديگران را نمی بيند و دنيای درونش دنيای قشنگی‌هاست...

_گرت عیب‌جویی بود در سرشت
_نبینی ز طاووس جز پای زشت

📚 @BooksCom
چه حکمتیست که از آغاز
نگاه من به سرانجام است ؟

📚 @BooksCom
ای كاش دعای مرگ برای دیگر ملت‌ها از دهان ايرانيان بيفتد ...

ای کاش جمعه به جمعه برای نیمی از جهان آرزوی مرگ و نیستی نکنیم تا اينقدر مملكتمان دچار مرگ و غم و عزا نشود ...!

همان انرژی منفی كه بعد هر نماز از حلقوم ایرانیان هیجان زده در می‌آید، عاقبت به سر ايرانيان برمی‌گردد ...!

كاش بعد هر نماز، در مساجد آرزوی بركت و ایمان و يكتاپرستی برای تمام دنيا می‌كرديم تا شاید قطره‌ای از این دریای انرژی مثبت به خودمان بازگردد ...!
#الهی_قمشه_ای ‌‌

📚 @BooksCom
امروز نه روز پدر است نه روز مادر
و نه حتی روز عشق
یک روز خیلی معمولیست
امروز فقط روز حال خوب بودن است

حال خوبی داشته باشید

📚 @BooksCom
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گلچینی از بهترین کاریکاتورها در مورد کرونا !!!

📚 @BooksCom
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بمناسبت روز جهانی صدا 🗣
‏کاش میشد هیچ کودکی صدای موشک
هیچ پرنده ای صدای گلوله
هیچ شیشه ای صدای سنگ
هیچ درختی صدای تبر
هیچ قلبی صدای شکستن
هیچ عاشقی صدای سوت قطار
هیچ فراموش شده ای صدای بارون
و هیچ دیوانه ای صدای دلبر...
نشنوه...
📚 @BooksCom
عارفی را پرسیدند:
زندگی به جبر است یا به اختیار؟

پاسخ داد: امروز را به اختیار است تا چه بکارم اما فردا جبر است!

چرا که به اجبار باید درو کنم هرآنچه را که دیروز به اختیارم کاشته ام....

📚 @BooksCom
آموختم که هیچ دارویی ،
نمیتواند همچون " اُمید "
آدمی را ایستاده نگه دارد !
آموختم که در همه حال
و همه وقت باید عشق ورزید
حتی در زمان خستگی ، بیماری و یاس .
آموختم که جنگیدن همیشگی برای نداشته ها
چشم ها را به روی داشته هایمان می بندد
گاهی باید با خیالی آسوده زندگی کرد
رها از هر نبردی و شکستی . . .
آموختم که هیچ دارویی ،
نمیتواند همچون "اُمید"
آدمی را زنده نگه داشته باشد !
زندگی بیاورد ، عشق ببخشد . .

📚 @BooksCom
Forwarded from هیچ
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یه دونه دلبر تو دنیا هست ;
یه دونه محبوب هستـ
یه دونه صاحب جمال هستـ
یه دونه رزاق هستـ
یک نفر هست که رفیق حقیقی ماست
و او ، اوست ( خداست )
َ#الهی_قمشه_ای

Instagram.com/Hich6o ⬅️ اینستاگرام ما
ﺷﺎﻣﻠﻮ ﻣﯿﮕﻮﯾﺪ :
ﺑﺘﺮﺱ ﺍﺯ ﺍﻭ ﮐﻪ ﺳﮑﻮﺕ ﮐﺮﺩ
ﻭﻗﺘﯽ ﺩﻟﺶ ﺭﺍ ﺷﮑﺴﺘﯽ ...
ﺍﻭ ﺗﻤﺎﻡ ﺣﺮﻑ ﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﺟﺎﯼ ﺗﻮ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺯﺩ ﻭ ﺧﺪﺍ ﺧﻮﺏ ﮔﻮﺵ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺧﻮﺏﺗﺮ ﯾﺎﺩﺵ ﻣﯿﻤﺎﻧﺪ. ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺭﺳﯿﺪ ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﺧﺪﺍ ﺗﻤﺎﻡ ﺣﺮﻓﻬﺎﯼ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺳﺮﺕ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﮐﺸﯿﺪ ﻭ ﺗﻮ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﺩﺭﮎ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﮐﺮﺩ ﭼﺮﺍ ﮔﻔﺘﻪ ﺍﻧﺪ :
ﺩﻧﯿﺎ ، ﺩﺍر ِﻣﮑﺎﻓﺎﺕ ﺍﺳﺖ !!!

📚 @BooksCom
از رسول خدا(ص) پرسیدند:
خدا چه کسی را بیشتر دوست دارد؟
فرمودند: آنکه نفع بیشتری به مردم برساند.

📚 @BooksCom
‏بچه که بودم میرفتیم بهشت زهرا سعی می‌کردم روی قبری پا نذارم! اگه پا میذاشتم کلی براش صلوات می‌فرستادم!
میدونی ما بچگیامون حتی دلمون نمیومد رو قبر مرده ها پا بذاریم...چی شد که بزرگ شدیم اینطور راحت روی زنده ها و احساسشون پا میذاریم؟

کاش بچه میموندیم...
بزرگ شدن آرزوی خوبی نبود!


📚 @BooksCom
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
انسان که غرق شود قطعاً میمیرد...
چه در دریا، چه در رویا ...
چه در دروغ، چه در گناه ...
چه در خوشی، چه در حسد ...
چه در بخل، چه در کینه ...
چه در انتقام !!
مواظب باشیم غرق نشویم!

انسان بودن، خود به تنهایی یک دین خاص است که پیروان چندانی ندارد.
#گاندی

📚 @BooksCom
در معبدی گربه ای زندگی می کرد که هنگام عبادت راهب ها مزاحم تمرکز آن ها می شد . بنابراین استاد بزرگ دستور داد هر وقت زمان مراقبه می رسد یک نفر گربه را گرفته و به ته باغ ببرد و به درختی ببندد
این روال سال ها ادامه پیدا کرد و یکی از اصول کار آن مذهب شد!

سال ها بعد استاد بزرگ درگذشت و گربه هم مرد راهبان آن معبد گربه ای خریدند و به معبد آوردند تا هنگام عبادت به درخت ببندند تا اصول عبادت را درست به جا آورده باشند ..!

سال ها بعد استاد بزرگ دیگری رساله ای نوشت درباره ی اهمیت بستن گربه هنگام عبادت!

بسیاری از باورهای ما اینگونه به اصل و قانون تبدیل می شوند ...

📚 @BooksCom