سقراط می گفت من داناترین فردم چون تنها کسی هستم که می دانم نمیدانم، در حالی که دیگران هنوز به نادانی خود نیز، آگاه نیستند.
این جهل سقراطی که بعدها "نیکلاس کوزایی" آن را «جهلِ فرهیخته» نامید، درست همان چیزی است که برای تفکر و کتابخوانی نیازمند آنیم. زیرا نخستین گام در تلاش برای دانایی، غلبه بر توهم دانایی است.
📚 @BooksCom
این جهل سقراطی که بعدها "نیکلاس کوزایی" آن را «جهلِ فرهیخته» نامید، درست همان چیزی است که برای تفکر و کتابخوانی نیازمند آنیم. زیرا نخستین گام در تلاش برای دانایی، غلبه بر توهم دانایی است.
📚 @BooksCom
حکایت !
روزی مردی زیر سایهی درخت گردویی نشست تا خستگی در کند در این موقع چشمش به کدو تنبلهایی که آن طرف سبز شده بودند افتاد و گفت:
خدایا! همهی کارهایت عجیب و غریب است! کدوی به این بزرگی را روی بوتهای به این کوچکی میرویانی و گردوهای به این کوچکی را روی درخت به این بزرگی!
همین که حرفش تمام شد گردویی از درخت به ضرب بر سرش افتاد.
مرد بلافاصله از جا جست و به آسمان نظر انداخت و گفت:
خدایا!
خطایم را ببخش! دیگر در کارت دخالت نمیکنم چون هیچ معلوم نبود اگر روی این درخت به جای گردو، کدو تنبل رویانده بودی الان چه بلایی به سر من آمده بود !!
📚 @BooksCom
روزی مردی زیر سایهی درخت گردویی نشست تا خستگی در کند در این موقع چشمش به کدو تنبلهایی که آن طرف سبز شده بودند افتاد و گفت:
خدایا! همهی کارهایت عجیب و غریب است! کدوی به این بزرگی را روی بوتهای به این کوچکی میرویانی و گردوهای به این کوچکی را روی درخت به این بزرگی!
همین که حرفش تمام شد گردویی از درخت به ضرب بر سرش افتاد.
مرد بلافاصله از جا جست و به آسمان نظر انداخت و گفت:
خدایا!
خطایم را ببخش! دیگر در کارت دخالت نمیکنم چون هیچ معلوم نبود اگر روی این درخت به جای گردو، کدو تنبل رویانده بودی الان چه بلایی به سر من آمده بود !!
📚 @BooksCom
دیدی وقتی دستت رو با کاغذ میبری اذیتت میکنه، میسوزه و از فکرت بیرون نمیره ،اما مثلا وقتی با چاقو میبری بعده چند دقیقه فراموش میکنی
در واقع کاغذ از چاقو برنده تر نیست …
فقط تو انتظار آسیب دیدن از کاغذ رو نداشتی…
حکایت بعضی آدماس
📚 @BooksCom
در واقع کاغذ از چاقو برنده تر نیست …
فقط تو انتظار آسیب دیدن از کاغذ رو نداشتی…
حکایت بعضی آدماس
📚 @BooksCom
معروف است که یوزپلنگ از هر ده بار تلاش برای شکار تنها در یکی از آنها موفق میشود وقتی یوزپلنگ نُه بار تلاش میکند و نتیجه نمیگیرد با خود نمیگوید که من برای این کار ساخته نشده ام
من شکارچی نیستم بهتر است بروم علف بخورم او برای دهمین بار نیز تلاش میکند
او آنقدر تلاش میکند تا به نتیجه دلخواه خود برسد اگر ناملایمات مسیر تو را خسته کردند از تلاش دست برندار زیرا تو هیچ وقت نمیدانی تا چه اندازه به موفقیت نزدیک شده ای
یادت نره که هیچ موفقیتی بدون درد و رنج نیست...!!!
📚 @BooksCom
من شکارچی نیستم بهتر است بروم علف بخورم او برای دهمین بار نیز تلاش میکند
او آنقدر تلاش میکند تا به نتیجه دلخواه خود برسد اگر ناملایمات مسیر تو را خسته کردند از تلاش دست برندار زیرا تو هیچ وقت نمیدانی تا چه اندازه به موفقیت نزدیک شده ای
یادت نره که هیچ موفقیتی بدون درد و رنج نیست...!!!
📚 @BooksCom
حکایت گربه را دم حجله کشتن
میگویند در ایام قدیم دختری تندخو و بد اخلاق وجود داشته که هیج کس حاضر به ازدواج با او نبوده است.
پس از چندی پسری از اهالی شهامت به خرج می دهد و تصمیم می گیرد که با وی ازدواج کند. بر خلاف نظر همه ، او میگوید که میتواند دخترک را رام کند. خلاصه پس از مراسم عروسی ، عروس و داماد وارد حجله میشوند.
چند دقیقه از زفاف که میگذرد پسرک احساس تشنگی میکند .
گربه ای در اتاق وجود داشته از او میخواهد که آب بیاورد. چند بار تکرار میکند که ای گربه برو و برای من آب بیاور. گربه بیچاره که از همه جا بی خبر بوده از جایش تکان نمی خورد تا اینکه مرد جوان چاقویش را از غلاف بیرون می کشد و سر از تن گربه جدا میکند. سپس رو یه دختر میکند و میگوید برو آب بیار....
📚 @BooksCom
میگویند در ایام قدیم دختری تندخو و بد اخلاق وجود داشته که هیج کس حاضر به ازدواج با او نبوده است.
پس از چندی پسری از اهالی شهامت به خرج می دهد و تصمیم می گیرد که با وی ازدواج کند. بر خلاف نظر همه ، او میگوید که میتواند دخترک را رام کند. خلاصه پس از مراسم عروسی ، عروس و داماد وارد حجله میشوند.
چند دقیقه از زفاف که میگذرد پسرک احساس تشنگی میکند .
گربه ای در اتاق وجود داشته از او میخواهد که آب بیاورد. چند بار تکرار میکند که ای گربه برو و برای من آب بیاور. گربه بیچاره که از همه جا بی خبر بوده از جایش تکان نمی خورد تا اینکه مرد جوان چاقویش را از غلاف بیرون می کشد و سر از تن گربه جدا میکند. سپس رو یه دختر میکند و میگوید برو آب بیار....
📚 @BooksCom
همه فکر میکنند که
فرمول عجیب و غریبی
باید وجود داشته باشد
تا زندگی شان
دستخوش تغییرات عمیق شود...
ولی بسیار ساده است ،
همه چیز از احساس
و اندیشه و باورمان آغاز می شود...
احساست را عالی کن ،
باورهایت را تغییر بده ،
خیر و خوشی دیگران را بخواه ،
افکار منفی را آرام آرام از بین ببر
و اهدافت را واضح کن
آنگاه زندگی ات
همانی می شود که میخواهی ...!
📚 @BooksCom
فرمول عجیب و غریبی
باید وجود داشته باشد
تا زندگی شان
دستخوش تغییرات عمیق شود...
ولی بسیار ساده است ،
همه چیز از احساس
و اندیشه و باورمان آغاز می شود...
احساست را عالی کن ،
باورهایت را تغییر بده ،
خیر و خوشی دیگران را بخواه ،
افکار منفی را آرام آرام از بین ببر
و اهدافت را واضح کن
آنگاه زندگی ات
همانی می شود که میخواهی ...!
📚 @BooksCom
نا امیدکنندهترین
ننگها ، ننگ نادانی است
که گمان میکند
همه چیز را میداند
در نتیجه به خود
اجازهٔ کشتار میدهد ....!
#آلبر_کامو
📚 @BooksCom
ننگها ، ننگ نادانی است
که گمان میکند
همه چیز را میداند
در نتیجه به خود
اجازهٔ کشتار میدهد ....!
#آلبر_کامو
📚 @BooksCom
طـرزِ تفکر!👌
در قرن ۱۶ ملکه انگلستان و ملکه هندوستان
هر ۲ از یک بیماری فوت کردند
هر ۲ پادشاه عاشق همسران خود بودند
شاهنشاه هند
به یابود خانمش
با خرج میلیونها روپیه تاج محل را ساخت
و پادشاه انگلستان
یک دانشگاه پزشکی ساخت
تا کسی دیگر از آن بیماری که همسرش را
از پا درآورده بود نمیرد
📚 @BooksCom
در قرن ۱۶ ملکه انگلستان و ملکه هندوستان
هر ۲ از یک بیماری فوت کردند
هر ۲ پادشاه عاشق همسران خود بودند
شاهنشاه هند
به یابود خانمش
با خرج میلیونها روپیه تاج محل را ساخت
و پادشاه انگلستان
یک دانشگاه پزشکی ساخت
تا کسی دیگر از آن بیماری که همسرش را
از پا درآورده بود نمیرد
📚 @BooksCom
طبیعتِ هستی هیچوقت به تو نمیگوید: نه
آن سه پاسخ برایت دارد:
١- چشم....
٢- کمی صبر کن....
٣- پيشنهاد بهتری برايت دارم....
همیشه در فشار زندگی اندوهگین مشو،
شاید این درد، بدست زندگی است که در آغوشش میفشاردت تا درسی به تو بیاموزد، برای تمام رنجهایی که میبری صبر کن، صبر اوج احترام به مشیتی است که به صلاح توست.
📚 @BooksCom
آن سه پاسخ برایت دارد:
١- چشم....
٢- کمی صبر کن....
٣- پيشنهاد بهتری برايت دارم....
همیشه در فشار زندگی اندوهگین مشو،
شاید این درد، بدست زندگی است که در آغوشش میفشاردت تا درسی به تو بیاموزد، برای تمام رنجهایی که میبری صبر کن، صبر اوج احترام به مشیتی است که به صلاح توست.
📚 @BooksCom
👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بشر امروز
همینقدر تنها
همینقدر وحشتزده
همینقدر غریب
دعای پاپ فرانسیس که بهتنهایی مراسم برگزار میکند...
📚 @BooksCom
همینقدر تنها
همینقدر وحشتزده
همینقدر غریب
دعای پاپ فرانسیس که بهتنهایی مراسم برگزار میکند...
📚 @BooksCom
اگر را کاشتند سبز نشد
می گویند روزی ساربانی که از کنار یک روستای کویری می گذشت به زمین خشک و خالی ای رسید و شترهایش را آنجا رها کرد در این وقت ناگهان یکی از روستاییان آمد و شتر را زیر باد کتک گرفت ساربان گفت چه می کنی مرد؟
چرا حیوان بینوا را می زنی ؟
روستایی گفت چرا می زنم؟
مگر نمی بینی که دارد توی زمین من می چرد و از محصول من می خورد؟
ساربان گفت چه می گویی مرد؟
در این زمین که تو چیزی نکاشته ای به من نشان بده که شتر چه خورده؟
روستایی گفت چیزی نخورده؟
اگر من همه ی زمین را گندم کاشته بودم شتر تو آمده بود و همه چیز را خورده بود و آن وقت چه می کردی؟
اگر را کاشتند سبز نشد..
این مثل زمانی استفاده می شود که یک نفر بخواهد از یک کار اتفاق نیفتاده یا محال یک نتیجه ی قطعی بگیرد.
📚 @BooksCom
می گویند روزی ساربانی که از کنار یک روستای کویری می گذشت به زمین خشک و خالی ای رسید و شترهایش را آنجا رها کرد در این وقت ناگهان یکی از روستاییان آمد و شتر را زیر باد کتک گرفت ساربان گفت چه می کنی مرد؟
چرا حیوان بینوا را می زنی ؟
روستایی گفت چرا می زنم؟
مگر نمی بینی که دارد توی زمین من می چرد و از محصول من می خورد؟
ساربان گفت چه می گویی مرد؟
در این زمین که تو چیزی نکاشته ای به من نشان بده که شتر چه خورده؟
روستایی گفت چیزی نخورده؟
اگر من همه ی زمین را گندم کاشته بودم شتر تو آمده بود و همه چیز را خورده بود و آن وقت چه می کردی؟
اگر را کاشتند سبز نشد..
این مثل زمانی استفاده می شود که یک نفر بخواهد از یک کار اتفاق نیفتاده یا محال یک نتیجه ی قطعی بگیرد.
📚 @BooksCom
"نقاش مشهوری" در حال اتمام نقاشی اش بود.
آن نقاشی بطور باورنکردنی "زیبا" بود و میبایست در مراسم "ازدواج شاهزاده" خانمی نمایش داده میشد.
نقاش آنچنان غرق هیجان ناشی از نقاشی اش بود که ناخودآگاه در حالیکه آن نقاشی را تحسین میکرد، چند قدم به طرف "عقب رفت" نقاش هنگام عقب رفتن "پشتش" را نگاه نکرد که یک قدم به "لبه پرتگاه" ساختمان بلندش فاصله دارد.
شخصی متوجه شد که نقاش چه میکند میخواست "فریاد" بزند، اما ممکن بود نقاش بر حسب ترس "غافلگیر شود" و یک قدم به عقب برود و نابود شود، مرد به سرعت "قلمویی" را برداشت و روی آن نقاشی زیبا را "خط خطی" کرد نقاش که این صحنه را دید با "سرعت و عصبانیت" تمام جلو آمد تا آن مرد را بزند اما آن مرد تمام جریان را که شاهدش بود را برایش تعریف کرد که چگونه "در حال سقوط" بود.
براستی گاهی آینده مان را بسیار زیبا ترسیم میکنیم، اما گویا "خالق هستی" میبیند چه "خطری در مقابل ماست" و "نقاشی زیبای ما" را خراب میکند.
📚 @BooksCom
آن نقاشی بطور باورنکردنی "زیبا" بود و میبایست در مراسم "ازدواج شاهزاده" خانمی نمایش داده میشد.
نقاش آنچنان غرق هیجان ناشی از نقاشی اش بود که ناخودآگاه در حالیکه آن نقاشی را تحسین میکرد، چند قدم به طرف "عقب رفت" نقاش هنگام عقب رفتن "پشتش" را نگاه نکرد که یک قدم به "لبه پرتگاه" ساختمان بلندش فاصله دارد.
شخصی متوجه شد که نقاش چه میکند میخواست "فریاد" بزند، اما ممکن بود نقاش بر حسب ترس "غافلگیر شود" و یک قدم به عقب برود و نابود شود، مرد به سرعت "قلمویی" را برداشت و روی آن نقاشی زیبا را "خط خطی" کرد نقاش که این صحنه را دید با "سرعت و عصبانیت" تمام جلو آمد تا آن مرد را بزند اما آن مرد تمام جریان را که شاهدش بود را برایش تعریف کرد که چگونه "در حال سقوط" بود.
براستی گاهی آینده مان را بسیار زیبا ترسیم میکنیم، اما گویا "خالق هستی" میبیند چه "خطری در مقابل ماست" و "نقاشی زیبای ما" را خراب میکند.
📚 @BooksCom
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کارخوبه خدا درست کنه
یکی ازالهام بخش ترین حکایاتی که میشه شنید
خیلییی حستو خوب میکنه گوش کن
📚 @BooksCom
یکی ازالهام بخش ترین حکایاتی که میشه شنید
خیلییی حستو خوب میکنه گوش کن
📚 @BooksCom
چشمی که دائم عيبهای ديگران را ببيند، آن عيب را به ذهن منتقل ميکند.
و ذهنی که دائما با عيبهای ديگران درگير است، آرامش ندارد، درونش متلاطم و آشفته است.
در عوض چشمی که ياد گرفته است هميشه زیباییها را ببيند، اول از همه خودش آرامش پيدا می کند.
چون چشم زيبا بين عيبهای ديگران را نمی بيند و دنيای درونش دنيای قشنگیهاست...
_گرت عیبجویی بود در سرشت
_نبینی ز طاووس جز پای زشت
📚 @BooksCom
و ذهنی که دائما با عيبهای ديگران درگير است، آرامش ندارد، درونش متلاطم و آشفته است.
در عوض چشمی که ياد گرفته است هميشه زیباییها را ببيند، اول از همه خودش آرامش پيدا می کند.
چون چشم زيبا بين عيبهای ديگران را نمی بيند و دنيای درونش دنيای قشنگیهاست...
_گرت عیبجویی بود در سرشت
_نبینی ز طاووس جز پای زشت
📚 @BooksCom
ای كاش دعای مرگ برای دیگر ملتها از دهان ايرانيان بيفتد ...
ای کاش جمعه به جمعه برای نیمی از جهان آرزوی مرگ و نیستی نکنیم تا اينقدر مملكتمان دچار مرگ و غم و عزا نشود ...!
همان انرژی منفی كه بعد هر نماز از حلقوم ایرانیان هیجان زده در میآید، عاقبت به سر ايرانيان برمیگردد ...!
كاش بعد هر نماز، در مساجد آرزوی بركت و ایمان و يكتاپرستی برای تمام دنيا میكرديم تا شاید قطرهای از این دریای انرژی مثبت به خودمان بازگردد ...!
#الهی_قمشه_ای
📚 @BooksCom
ای کاش جمعه به جمعه برای نیمی از جهان آرزوی مرگ و نیستی نکنیم تا اينقدر مملكتمان دچار مرگ و غم و عزا نشود ...!
همان انرژی منفی كه بعد هر نماز از حلقوم ایرانیان هیجان زده در میآید، عاقبت به سر ايرانيان برمیگردد ...!
كاش بعد هر نماز، در مساجد آرزوی بركت و ایمان و يكتاپرستی برای تمام دنيا میكرديم تا شاید قطرهای از این دریای انرژی مثبت به خودمان بازگردد ...!
#الهی_قمشه_ای
📚 @BooksCom
امروز نه روز پدر است نه روز مادر
و نه حتی روز عشق
یک روز خیلی معمولیست
امروز فقط روز حال خوب بودن است
حال خوبی داشته باشید
📚 @BooksCom
و نه حتی روز عشق
یک روز خیلی معمولیست
امروز فقط روز حال خوب بودن است
حال خوبی داشته باشید
📚 @BooksCom
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بمناسبت روز جهانی صدا 🗣
کاش میشد هیچ کودکی صدای موشک
هیچ پرنده ای صدای گلوله
هیچ شیشه ای صدای سنگ
هیچ درختی صدای تبر
هیچ قلبی صدای شکستن
هیچ عاشقی صدای سوت قطار
هیچ فراموش شده ای صدای بارون
و هیچ دیوانه ای صدای دلبر...
نشنوه...
📚 @BooksCom
کاش میشد هیچ کودکی صدای موشک
هیچ پرنده ای صدای گلوله
هیچ شیشه ای صدای سنگ
هیچ درختی صدای تبر
هیچ قلبی صدای شکستن
هیچ عاشقی صدای سوت قطار
هیچ فراموش شده ای صدای بارون
و هیچ دیوانه ای صدای دلبر...
نشنوه...
📚 @BooksCom