BOOK | کتاب
52.7K subscribers
13.5K photos
1.21K videos
5 files
168 links
📚علاقه ما به دانستن، بلای خانمان سوزِ دشمنان ماست...

.
.
.
.
.
.

.
Download Telegram
شخصی تعریف میکرد: توی رستوران نشسته بودم که یک دفعه یکی از مشتریها که با موبایلش صحبت میکرد فریاد کنان شروع به خوشحالی کرد و بعد از تمام شدن تلفنش، رو به گارسون گفت: همه کسانی که در رستورانند، مهمان من هستن به ""باقالی پلو و ماهیچه""
""بعد از 18 سال دارم بابا میشم""
چند روز بعد تو صف سینما، همون مرد رو دیدم که دست بچه 3 یا 4 ساله ای را گرفته بود که به او بابا میگفت...
پیش آن مرد رفتم و علت کار آن روزش رو در رستوران پرسیدم؟ و بالاخره با اصرار من توضیح داد که: آن روز در میز کناریــش، پیرمردی با همسرش نشسته بودند پیر زن با دیدن منوی غذاها گفت: ای کاش میشد امروز باقالی پلو با ماهیچه میخوردیم، پیر مرد با شرمندگی از همسرش عذر خواهی کرد و گفت که به خاطر پول کمشان، فقط می تونند سوپ بخورند...
من هم با آن تلفن ساختگی خواستم که همه مهمان من باشند تا اون پیرمرد بتونه بدون شرمندگی، غذای دلخواه همسرش را فراهم کنه

انسانيت هرگز نميميرد
حتى اگر همه انسانها هم بميرند!


📚 @BooksCom
تغییری کوچک در عادت‌های روزانه می‌تواند زندگی‌تان را به مقصدی متفاوت هدایت کند. اتخاذ تصمیمی که اوضاع را یک درصد بهتر یا بدتر می‌کند شاید در لحظه بی‌اهمیت به نظر برسد؛ اما در مجموعِ لحظاتی که یک عمر را تشکیل می‌دهند، این انتخاب‌ها می‌توانند تفاوت ایجاد کنند. تفاوت میان کسی که هستید و کسی که می‌توانستید باشید.

👤 جیمز کلییر
📚 خرده عادتها

📚 @BooksCom
چه سنگدل است سیری که گرسنه ای را نصیحت می کند
تا درد گرسنگی را تحمل نماید

📚 @BooksCom
این متن عالیه با اوضاع الانمون کاملا همخوانی داره!!👌

در روزگاران قدیم دو همسایه بودند که همیشه با هم نزاع و دعوا داشتند. یک روز با هم قرار گذاشتند که هر کدام دارویی بسازد و به دیگری بدهد تا یکی بمیرد و دیگری که میماند لااقل در آسایش زندگی کند! برای همین سکه ای به هوا انداختند و شیر و خط کردند که کدام یکی اول سم را بخورد. قرعه به نام همسایه دوم افتاد. پس همسایه اول به بازار رفت و از عطاری قوی ترین سمی که داشت را خرید و به همسایه اش داد تا بخورد.

همسایه دوم سم را سرکشید و به خانه اش رفت. قبلا به خدمتکارانش گفته بود حوض را برایش از آب گرم پر کنند و یک ظرف دوغ پر نمک هم آماده بگذارند کنار حوض. او همینکه به خانه رسید، ظرف بزرگ دوغ را سر کشید و وارد حوض شد. کمی دست و پا زد و شنا کرد و هر چه خورده بود را برگرداند و پس از آنکه معده اش تخلیه و تمیز شد، به اتاق رفت و تخت خوابید.
صبح روز بعد سالم بیدار شد و به سراغ همسایه اش رفت و گفت: من جان سالم به در بردم، حالا نوبت من است که سمی بسازم و طبق قرار تو آن را بخوری.
او به بازار رفت و نمد بزرگی خرید و به خانه برد. خدمتکارانش را هم صدا کرد و به آنها گفت که از حالا فقط کارتان این است که از صبح تا غروب این نمد را با چوب بکوبید!

همسایه اول هرروز میشنید که مرد همسایه که در تدارک تهیه سم است!!! از صبح تا شب مواد سم را میکوبد. با هر ضربه و هر صدا که میشنید نگرانی و ترسش بیشتر میشد و پیش خودش به سم مهلکی که داشتند برایش تهیه میکردند فکر میکرد. کم کم نگرانی و ترس همه ی وجودش را گرفت و آسایشی برایش نماند. شبها ترس، خواب از چشمانش ربوده بود و روزها با هر صدایی که از خانه ی همسایه میشنید دلهره اش بیشتر میشد و تشویش سراسر وجودش را میگرفت. هر چوبی که بر نمد کوبیده میشد برای او ضربه ای بود که در نظرش سم را مهلک تر میکرد.
روز سوم خبر رسید که مرده است. او قبل از اینکه سمی بخورد، از ترس مرده بود!!

این داستان حکایت این روزهای بعضی از ماست. کرونا یا هر بیماری دیگری مادامیکه روحیه ی ما شاداب و سرزنده باشد قوی نیست. خیلی ها مغلوب استرس و نگرانی میشوند تا خود بیماری.لطفا خبرهای بد را نشر ندهیم و تلاشمان فقط آگاهی دادن در مورد پیشگیری و درمان باشد.
یک عزم همگانی برای عبور از این بحران لازم است. بیایید خودمان به فکر باشیم و فقط اخبار و اطلاعات درست را نشر دهیم.
برای شروع همین متن را برای دیگرانی که دوستشان داریم بفرستیم
🙏

📚 @BooksCom
هیچگاه احساسات کسی را دست کم نگیرید. چون هرگز نمی دانید، برای اینکه آن را به شما ابراز کند، چقدر شجاعت به خرج داده است.

📚 @BooksCom
نه مستی نشان کفر است
نه جانماز نشان دینداری
نه پاکان را باکی از مستی
نه مستان را امکان دورویی

نه مویی نمایان نشان از هرزگی،نه چهار قد نشانه پاکی
هر کس هر آنست که ببوید نه آنکه ظاهرش گوید
نه مدافع بدی باش و نه در فکر تدفین حقیقت

قضاوت کار ما نیست. ...
📚 @BooksCom
ﻛﻴﻒ ﻛﻨﻴﺪ ﺗﺎ ﺳﺮ ﭘﻴﺮی پشیمون نشید
از زندگی باید لذت برد...
تا تو پیری حسرت به دل نمونیم !
"حسرت"
دل آدم‌ها رو ویرون می‌کنه
پس شاد باشید
و به دل خودتون زندگی کنید

📚 @BooksCom
نعنا را هرچقدر که بیشتر بچینی،
کم که نمیشود هیچ، زیاد هم میشود

بخشش، مثل نعنا چیدن است؛
نترس خدا جایش را ده برابر پر میکند
قانون خلاء میگه:
تو حفره خودت رو ایجاد کن،
کائنات پُر میکنه

📚 @BooksCom
از پیرمردی پرسیدند :
چرا ناراحتی ؟؟
گفت : جا سیگاریم شکست !!
گفتند : مگر چقدر قیمت داشت ؟؟
گفت : به قیمتش نیست ...
تمام جوانی ام را در آن سوزاندم

📚 @BooksCom
وقتی
سرمایه ات خوبی باشد
آنوقت دیگر ثروتت پول نیست
ثروتت همان کمکی ست
که به مستمندی میکنی
یا آبیست که به تشنه ای میدهی یا
همان تکه نانی به گرسنه ای
وحتی دانه ای به پرنده است

📚 @BooksCom
برای سلامتی هموطنان عزیزمون
چه کسانی که بیمار هستن
و چه کسانی که دارن
زحمت میکشن برای بهبود بیمارها
و خودشون در خطر ابتلا هستن
و عزیزانی که در خطر سیل و... هستن دعای خیر و سلامتی کنیم🙏

تنتون سلامت و
دعای خیر پشت و پناهتون❤️

📚 @BooksCom
هموطن!
وقتی برای چیزی صف نکشی اینطوری نتیجه میده‌

قیمت قبل۹۰۰هزار تومان
قیمت فعلی۷۶هزار تومان

📚 @BooksCom
زاهدی کیسه ای گندم نزد آسیابان برد. آسیابان گندم او را در کنار سایر کیسه ها گذاشت تا به نوبت آرد کند. زاهد گفت: «اگر گندم مرا زودتر آرد نکنی دعا می کنم خرت سنگ بشود»

آسیابان گفت: «تو که چنین مستجاب الدعوه هستی دعا کن گندمت آرد بشود.»

📚 @BooksCom
به نظر میرسه دو نوع کرونا به ایران اومده
نوع اول: فقط مخصوص‌ مسئولینه، سریع تشخیص داده میشه، باعث شادابی و سرحالی میشه و با یکی دو‌ روز خونه موندن هم خوب میشه.

نوع دوم: مخصوص مردم عادیه، همراه با تنگی نفس، قرنطینه و زجرکش شدن هستش و تا لحظه مردن هم تشخیص داده نمیشه!

📚 @BooksCom
قبل از اینکه سرت را بالا ببری و نداشته هایت را به پیش خدا گلایه کنی؛ نظری به پایین بینداز و داشته هایت را شاکر باش.
#دکتر_الهه_قمشه_ای

📚 @BooksCom
این متن فوق العادست یعنی محشره😌👌

در بیکرانهٔ زندگی دو چیز افسونم کرد. رنگ آبی آسمان که میبینم و میدانم نیست و خدایی که نمیبینم و میدانم هست.
درشگفتم که سلام آغاز هر دیدار است... ولی در نماز پایان است! شاید این بدان معناس که پایان نماز آغاز دیدار است! خدایا بفهمانم که بی تو چه میشوم اما نشانم نده!!! خدایا هم بفهمانم و هم نشانم بده که با تو چه خواهم شد. ﮐﻔـﺶِ ﮐﻮﺩﮐﻲ ﺭﺍ ﺩﺭﯾﺎ ﺑﺮﺩ . ﮐﻮﺩﮎ ﺭﻭﯼ ﺳﺎﺣﻞ نوﺷﺖ: ﺩﺭﯾﺎﯼ ﺩﺯﺩ...
آنطرﻑ ﺗﺮ ﻣﺮﺩﯼ ﮐﻪ ﺻﯿﺪ ﺧﻮﺑﯽ ﺩﺍﺷﺖ ﺭﻭﯼ ﻣﺎﺳﻪ ﻫﺎ ﻧﻮﺷﺖ: ﺩﺭﯾﺎﯼ ﺳﺨﺎﻭﺗﻤﻨﺪ...
ﺟﻮﺍﻧﻲ ﻏﺮﻕ ﺷﺪ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﻧﻮﺷﺖ: ﺩﺭﻳﺎی ﻗﺎﺗﻞ...
ﭘﻴﺮﻣﺮﺩی ﻣﺮﻭﺍﺭﻳﺪی ﺻﻴﺪ ﻛﺮﺩ ﻧﻮﺷﺖ: ﺩﺭﻳﺎی ﺑﺨﺸﻨﺪﻩ...
ﻣﻮﺟﯽ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺷﺴﺖ.
ﺩﺭﯾﺎ ﺁﺭﺍﻡ ﮔﻔﺖ: "ﺑﻪ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺍﻋﺘﻨﺎ ﻧﻜﻦ ﺍﮔﺮﻣﯿﺨﻮﺍﻫﯽ ﺩﺭﯾﺎ ﺑﺎﺷﯽ"

بر آنچه گذشت, آنچه شکست، آنچه نشد...
حسرت نخور؛ زندگی اگر آسان بود با گریه آغاز نمیشد ...

📚 @BooksCom
Forwarded from هیچ
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
انتظار هرچه را بڪشید جذب میڪنید!!!
پس ببینید چه انتظار دارید؟
@Hich6o
دانشمندى آزمایش جالبى انجام داد!
او یك آكواریوم ساخت و با قرار دادن یک دیوار شیشه‌اى در وسط آكواریوم آن ‌را به دو بخش تقسیم ‌کرد.

در یک بخش، ماهى بزرگى قرار داد و در بخش دیگر ماهى کوچکى که غذاى مورد علاقه ماهی بزرگتر بود..
ماهى کوچک، تنها غذاى ماهى بزرگ بود و دانشمند به او غذاى دیگرى نمى‌داد.
او براى شکار ماهى کوچک، بارها و بارها به سویش حمله برد ولى هر بار با دیوار نامرئی كه وجود داشت برخورد مى‌کرد، همان دیوار شیشه‌اى که او را از غذاى مورد علاقه‌اش جدا مى‌کرد…
پس از مدتى، ماهى بزرگ ازحمله و یورش به ماهى کوچک دست برداشت. او باور کرده بود که رفتن به آن سوى آکواریوم و شکار ماهى کوچک، امرى محال و غیر ممکن است!
در پایان، دانشمند شیشه ی وسط آکواریوم را برداشت و راه ماهی بزرگ را باز گذاشت.. ولى دیگر هیچگاه ماهى بزرگ به ماهى کوچک حمله نکرد و به آن‌سوى آکواریوم نیز نرفت !!!

میدانید چـــــرا ؟
دیوار شیشه‌ا
ى دیگر وجود نداشت، اما ماهى بزرگ در ذهنش دیوارى ساخته بود که از دیوار واقعى سخت‌تر و بلند‌تر مىنمود و آن دیوار، دیوار بلند باور خود بود ! باوری از جنس محدودیت ! باوری به وجود دیواری بلند و غیر قابل عبور ! باوری از ناتوانی خویش.

📚 @BooksCom
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مغز انسان به گونه‌ای است که به هر موضوع که بیشتر فکر کند بیشتر ذهنش درگیرش خواهد شد و برنامه‌ریزی ذهن به سمت اجرایی کردن آن در بدن حرکت خواهد کرد شاید برای همین است که بزرگان ما به ما سفارش کرده‌اند که: فال نیک بزنیم؛

از طرفی آن‌چه که باعث بالا رفتن ایمنی بدن می‌شود آرامش و دور بودن از استرس است بنابراین به افکار مثبت تمرکز کنید، ایمنی بدن را با آرام‌سازی خود و اطرافیان بالا ببرید و از فضاهایی که بی‌دلیل باعث استرس شما می‌شوند جدا دوری کنید😊👌

📚 @BooksCom
اندوهت را بتکان

جهان منتظرت نمی‌ماند تا حالت خوب شود.
جهان صبر نمی‌کند تا غصه ات سر آید.
جهان برای هیچکس منتظر نمی‌ماند و برای هیچکس صبر نمی‌کند.

جهان می‌رود چه تو غمگین باشی و چه شادمان، چه سوگوار باشی و چه رقصان.
می‌دانی این جهانی که می‌رود نامش چیست؟
نامش عمر است و تو ناگزیری که دنبالش بروی حتی اگر سینه خیز .

تو ناگزیری که اندوهت را بتکانی و غمت را بشویی و بروی وگرنه جهان می‌رود و عمر می‌رود
و تو جا می‌مانی از جهان و از عمر و از خودت...

📚 @BooksCom