تمام امیدم اینه چهار تا کشور درست درمون اروپایی کرونا بگیرن ،حداقل واسه جون خودشونم شده بگردن دارو شو پیدا کن
وگرنه از ما جز دود کردن عنبر نسا و شیاف پنبه و روغن بنفشه کار دیگه ای برنمیاد !!!😐
📚 @BooksCom
وگرنه از ما جز دود کردن عنبر نسا و شیاف پنبه و روغن بنفشه کار دیگه ای برنمیاد !!!😐
📚 @BooksCom
"یَدالله فَوقَ أَیْدِیهِم"
یعنی بندهی من نگران فردایت نباش
از اَفعال آدمها دلگیر نشو
کاری از آنها برنمیآید
دستت را به من بده
تا من نخواهم
برگی از درخت نمیافتد...
👤 علی قاضی نظام
📚 @BooksCom
یعنی بندهی من نگران فردایت نباش
از اَفعال آدمها دلگیر نشو
کاری از آنها برنمیآید
دستت را به من بده
تا من نخواهم
برگی از درخت نمیافتد...
👤 علی قاضی نظام
📚 @BooksCom
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چقدر زیبا و شنیدنی بود👌
دقیقا حکایت خیلی از انسان نماهای موجود در ایران است! هزار بار هم گوش کنید باز هم دوست دارید برای بار هزار و یکم گوش کنید! هرکس خورَد نان به نرخ روز، یقین، نامرد و خائن است که مردم نواز نیست!
📚 @BooksCom
دقیقا حکایت خیلی از انسان نماهای موجود در ایران است! هزار بار هم گوش کنید باز هم دوست دارید برای بار هزار و یکم گوش کنید! هرکس خورَد نان به نرخ روز، یقین، نامرد و خائن است که مردم نواز نیست!
📚 @BooksCom
آهاى رفيق:
اونقدر آدمها قبل من و تو به گذشتشون فکر کردن،
حسرت خوردن، بغض کردن..
حالا کجان؟
رها کن رفیق.. رها کن بره..
گله ها را بگذار !
ناله ها را بس كن !
روزگار گوش ندارد كه تو هی شِكوه كنی !
زندگی چشم ندارد كه ببيند اخم دلتنگِ تو را !
فرصتی نيست كه صرف گله و ناله شود !
تا بجنبيم تمام است تمام !
شاد باشید و بخندید❤️
عمر کوتاه و زندگی گذراست
📚 @BooksCom
اونقدر آدمها قبل من و تو به گذشتشون فکر کردن،
حسرت خوردن، بغض کردن..
حالا کجان؟
رها کن رفیق.. رها کن بره..
گله ها را بگذار !
ناله ها را بس كن !
روزگار گوش ندارد كه تو هی شِكوه كنی !
زندگی چشم ندارد كه ببيند اخم دلتنگِ تو را !
فرصتی نيست كه صرف گله و ناله شود !
تا بجنبيم تمام است تمام !
شاد باشید و بخندید❤️
عمر کوتاه و زندگی گذراست
📚 @BooksCom
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍃روزگار همیشه بر یک قرار نمیماند
روز و شب دارد ،
روشنی دارد ،تاریکی دارد ،
کم دارد ،بیش دارد
دیگر چیزی از زمستان باقی نمانده ،
تمام میشود بهار می آید ...!🍃
📚 @BooksCom
روز و شب دارد ،
روشنی دارد ،تاریکی دارد ،
کم دارد ،بیش دارد
دیگر چیزی از زمستان باقی نمانده ،
تمام میشود بهار می آید ...!🍃
📚 @BooksCom
شب آرزوهاست بیا دعا کنیم ...
برای آن کودکان کار
برای آنها که در فقرو تنگدستی هستن
برای خوشبخت شدن
برای صلح و دوستی در دنیا
و برای آن بیمارهای که الان درگیرش هستن
برای پرستاران
برای پزشکان وبرای آنهایی
که برای مردم از جونشون گذشتن.
و در آخر بیاییم از خدا بخواهیم
بلا و مصیبت را ازمون دور کند 🤲
📚 @BooksCom
برای آن کودکان کار
برای آنها که در فقرو تنگدستی هستن
برای خوشبخت شدن
برای صلح و دوستی در دنیا
و برای آن بیمارهای که الان درگیرش هستن
برای پرستاران
برای پزشکان وبرای آنهایی
که برای مردم از جونشون گذشتن.
و در آخر بیاییم از خدا بخواهیم
بلا و مصیبت را ازمون دور کند 🤲
📚 @BooksCom
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یه دختر بچه رو در ابتدا با لباس خیلی شیک و بعد با لباس کهنه، هربارم تنها تو خیابون میزارنش
واکنش مردم رو خودتون ببینید...
کی بود میگفت ظاهر و لباس ادما مهم نیست!🤔
📚 @BooksCom
واکنش مردم رو خودتون ببینید...
کی بود میگفت ظاهر و لباس ادما مهم نیست!🤔
📚 @BooksCom
آخرين بارى كه
از ته دل خنديدى كى بوده؟
شايد همين يه دقيقه پيش،
شايدم اصلا يادت نياد!
به جوابش فكر كن،
اگه دارى راه رو اشتباه ميرى
مسيرت رو عوض كن...
📚 @BooksCom
از ته دل خنديدى كى بوده؟
شايد همين يه دقيقه پيش،
شايدم اصلا يادت نياد!
به جوابش فكر كن،
اگه دارى راه رو اشتباه ميرى
مسيرت رو عوض كن...
📚 @BooksCom
هر قدر ذهن ترسو و نگران شود بدن قدرتِ دفاعی خود را از دست میدهد ...
نگرانی و ترسهای ذهنی، بدن را ضعیف میسازد، اینجاست که بیماری ها به راحتی واردِ بدن میشوند، نگرانی های ذهنی نیروی زندگی را به چیزهای دیگر مصرف میکند و نمیگذارد به بدن داده شود، آنهایی که از ویروس ها و بیماری ها بیشتر میترسند زودتر به آن مبتلا میشوند، اما این به معنای چشم پوشی از مراقبت نیست ، مراقب باشید و کارهای لازم را در بیرون نیز انجام دهید، اما نگذارید ذهنِ تان به نگرانی سقوط کند .
شاید یه دلیل اینکه کرونا در برابرِ کودکان موفق نشده است !!!!! زیرا کودکان در وضعیتِ سالمِ ذهنی به سر میبرند، سیستمِ دفاعی جسمِ آنان درست و طبیعی کار میکند .
ترسِ ذهنی، بدن را تضعیف میکند .
📚 @BooksCom
نگرانی و ترسهای ذهنی، بدن را ضعیف میسازد، اینجاست که بیماری ها به راحتی واردِ بدن میشوند، نگرانی های ذهنی نیروی زندگی را به چیزهای دیگر مصرف میکند و نمیگذارد به بدن داده شود، آنهایی که از ویروس ها و بیماری ها بیشتر میترسند زودتر به آن مبتلا میشوند، اما این به معنای چشم پوشی از مراقبت نیست ، مراقب باشید و کارهای لازم را در بیرون نیز انجام دهید، اما نگذارید ذهنِ تان به نگرانی سقوط کند .
شاید یه دلیل اینکه کرونا در برابرِ کودکان موفق نشده است !!!!! زیرا کودکان در وضعیتِ سالمِ ذهنی به سر میبرند، سیستمِ دفاعی جسمِ آنان درست و طبیعی کار میکند .
ترسِ ذهنی، بدن را تضعیف میکند .
📚 @BooksCom
بیایید برای هم دعا کنیم
برای چشمهای منتظر،
برای مسافران جاده ها
برای چشمهای اشک آلود،
برای مادران چشم براه دعا کنیم
برای عاقبت بخیری جوونا دعا کنیم🙏
📚 @BooksCom
برای چشمهای منتظر،
برای مسافران جاده ها
برای چشمهای اشک آلود،
برای مادران چشم براه دعا کنیم
برای عاقبت بخیری جوونا دعا کنیم🙏
📚 @BooksCom
تا زمانی که برای نجات خودت،
به بیرون از خودت تکیه کنی،
بارها و بارها زمین می خوری.
این قانون هستی است
که با شکست های مکرر به تو بفهماند،
که باید دست از گدایی بکشی
چون تو خودت پادشاه هستی!
خودت را کشف کن...
📚 @BooksCom
به بیرون از خودت تکیه کنی،
بارها و بارها زمین می خوری.
این قانون هستی است
که با شکست های مکرر به تو بفهماند،
که باید دست از گدایی بکشی
چون تو خودت پادشاه هستی!
خودت را کشف کن...
📚 @BooksCom
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به پایان فکر نکن
اندیشیدن به پایان هر چیز، شیرینی حضورش را تلخ میکند
بگذار پایان تو را غافلگیر کند
درست مثل آغاز ...
#صادق_هدایت
📚 @PDFsCom
اندیشیدن به پایان هر چیز، شیرینی حضورش را تلخ میکند
بگذار پایان تو را غافلگیر کند
درست مثل آغاز ...
#صادق_هدایت
📚 @PDFsCom
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خوشبختانه چیزی نیست !
آدم خنده ش میگیره ولی وقتی فک میکنه که این وضعیت توی دنیای واقعی داره اتفاق میفته ...
📚 @BooksCom
آدم خنده ش میگیره ولی وقتی فک میکنه که این وضعیت توی دنیای واقعی داره اتفاق میفته ...
📚 @BooksCom
عادتهایى كه معجزه میکند 👌
با ملايمت ، سخن بگوئيد،
عميق ، نفس بكشيد،
شيک ، لباس بپوشيد،
صبورانه ، كار كنيد،
نجيبانه ، رفتار كنيد،
همواره ، پس انداز كنيد،
عاقلانه ، بخوريد،
كافى ، بخوابيد،
بى باكانه ، عمل كنيد،
خلاقانه ، بينديشيد،
صادقانه ، عشق بورزید،
هوشمندانه ، خرج كنيد،
خوشبختی یک سفر است، نه یک مقصد. هیچ زمانی بهتر از همین لحظه برای شاد بودن وجود ندارد. زندگی کنید و از حال لذت ببرید...
📚 @BooksCom
با ملايمت ، سخن بگوئيد،
عميق ، نفس بكشيد،
شيک ، لباس بپوشيد،
صبورانه ، كار كنيد،
نجيبانه ، رفتار كنيد،
همواره ، پس انداز كنيد،
عاقلانه ، بخوريد،
كافى ، بخوابيد،
بى باكانه ، عمل كنيد،
خلاقانه ، بينديشيد،
صادقانه ، عشق بورزید،
هوشمندانه ، خرج كنيد،
خوشبختی یک سفر است، نه یک مقصد. هیچ زمانی بهتر از همین لحظه برای شاد بودن وجود ندارد. زندگی کنید و از حال لذت ببرید...
📚 @BooksCom
👍1
شخصی تعریف میکرد: توی رستوران نشسته بودم که یک دفعه یکی از مشتریها که با موبایلش صحبت میکرد فریاد کنان شروع به خوشحالی کرد و بعد از تمام شدن تلفنش، رو به گارسون گفت: همه کسانی که در رستورانند، مهمان من هستن به ""باقالی پلو و ماهیچه""
""بعد از 18 سال دارم بابا میشم""
چند روز بعد تو صف سینما، همون مرد رو دیدم که دست بچه 3 یا 4 ساله ای را گرفته بود که به او بابا میگفت...
پیش آن مرد رفتم و علت کار آن روزش رو در رستوران پرسیدم؟ و بالاخره با اصرار من توضیح داد که: آن روز در میز کناریــش، پیرمردی با همسرش نشسته بودند پیر زن با دیدن منوی غذاها گفت: ای کاش میشد امروز باقالی پلو با ماهیچه میخوردیم، پیر مرد با شرمندگی از همسرش عذر خواهی کرد و گفت که به خاطر پول کمشان، فقط می تونند سوپ بخورند...
من هم با آن تلفن ساختگی خواستم که همه مهمان من باشند تا اون پیرمرد بتونه بدون شرمندگی، غذای دلخواه همسرش را فراهم کنه
انسانيت هرگز نميميرد
حتى اگر همه انسانها هم بميرند!
📚 @BooksCom
""بعد از 18 سال دارم بابا میشم""
چند روز بعد تو صف سینما، همون مرد رو دیدم که دست بچه 3 یا 4 ساله ای را گرفته بود که به او بابا میگفت...
پیش آن مرد رفتم و علت کار آن روزش رو در رستوران پرسیدم؟ و بالاخره با اصرار من توضیح داد که: آن روز در میز کناریــش، پیرمردی با همسرش نشسته بودند پیر زن با دیدن منوی غذاها گفت: ای کاش میشد امروز باقالی پلو با ماهیچه میخوردیم، پیر مرد با شرمندگی از همسرش عذر خواهی کرد و گفت که به خاطر پول کمشان، فقط می تونند سوپ بخورند...
من هم با آن تلفن ساختگی خواستم که همه مهمان من باشند تا اون پیرمرد بتونه بدون شرمندگی، غذای دلخواه همسرش را فراهم کنه
انسانيت هرگز نميميرد
حتى اگر همه انسانها هم بميرند!
📚 @BooksCom
تغییری کوچک در عادتهای روزانه میتواند زندگیتان را به مقصدی متفاوت هدایت کند. اتخاذ تصمیمی که اوضاع را یک درصد بهتر یا بدتر میکند شاید در لحظه بیاهمیت به نظر برسد؛ اما در مجموعِ لحظاتی که یک عمر را تشکیل میدهند، این انتخابها میتوانند تفاوت ایجاد کنند. تفاوت میان کسی که هستید و کسی که میتوانستید باشید.
👤 جیمز کلییر
📚 خرده عادتها
📚 @BooksCom
👤 جیمز کلییر
📚 خرده عادتها
📚 @BooksCom
این متن عالیه با اوضاع الانمون کاملا همخوانی داره!!👌
در روزگاران قدیم دو همسایه بودند که همیشه با هم نزاع و دعوا داشتند. یک روز با هم قرار گذاشتند که هر کدام دارویی بسازد و به دیگری بدهد تا یکی بمیرد و دیگری که میماند لااقل در آسایش زندگی کند! برای همین سکه ای به هوا انداختند و شیر و خط کردند که کدام یکی اول سم را بخورد. قرعه به نام همسایه دوم افتاد. پس همسایه اول به بازار رفت و از عطاری قوی ترین سمی که داشت را خرید و به همسایه اش داد تا بخورد.
همسایه دوم سم را سرکشید و به خانه اش رفت. قبلا به خدمتکارانش گفته بود حوض را برایش از آب گرم پر کنند و یک ظرف دوغ پر نمک هم آماده بگذارند کنار حوض. او همینکه به خانه رسید، ظرف بزرگ دوغ را سر کشید و وارد حوض شد. کمی دست و پا زد و شنا کرد و هر چه خورده بود را برگرداند و پس از آنکه معده اش تخلیه و تمیز شد، به اتاق رفت و تخت خوابید.
صبح روز بعد سالم بیدار شد و به سراغ همسایه اش رفت و گفت: من جان سالم به در بردم، حالا نوبت من است که سمی بسازم و طبق قرار تو آن را بخوری.
او به بازار رفت و نمد بزرگی خرید و به خانه برد. خدمتکارانش را هم صدا کرد و به آنها گفت که از حالا فقط کارتان این است که از صبح تا غروب این نمد را با چوب بکوبید!
همسایه اول هرروز میشنید که مرد همسایه که در تدارک تهیه سم است!!! از صبح تا شب مواد سم را میکوبد. با هر ضربه و هر صدا که میشنید نگرانی و ترسش بیشتر میشد و پیش خودش به سم مهلکی که داشتند برایش تهیه میکردند فکر میکرد. کم کم نگرانی و ترس همه ی وجودش را گرفت و آسایشی برایش نماند. شبها ترس، خواب از چشمانش ربوده بود و روزها با هر صدایی که از خانه ی همسایه میشنید دلهره اش بیشتر میشد و تشویش سراسر وجودش را میگرفت. هر چوبی که بر نمد کوبیده میشد برای او ضربه ای بود که در نظرش سم را مهلک تر میکرد.
روز سوم خبر رسید که مرده است. او قبل از اینکه سمی بخورد، از ترس مرده بود!!
این داستان حکایت این روزهای بعضی از ماست. کرونا یا هر بیماری دیگری مادامیکه روحیه ی ما شاداب و سرزنده باشد قوی نیست. خیلی ها مغلوب استرس و نگرانی میشوند تا خود بیماری.لطفا خبرهای بد را نشر ندهیم و تلاشمان فقط آگاهی دادن در مورد پیشگیری و درمان باشد.
یک عزم همگانی برای عبور از این بحران لازم است. بیایید خودمان به فکر باشیم و فقط اخبار و اطلاعات درست را نشر دهیم.
برای شروع همین متن را برای دیگرانی که دوستشان داریم بفرستیم 🙏
📚 @BooksCom
در روزگاران قدیم دو همسایه بودند که همیشه با هم نزاع و دعوا داشتند. یک روز با هم قرار گذاشتند که هر کدام دارویی بسازد و به دیگری بدهد تا یکی بمیرد و دیگری که میماند لااقل در آسایش زندگی کند! برای همین سکه ای به هوا انداختند و شیر و خط کردند که کدام یکی اول سم را بخورد. قرعه به نام همسایه دوم افتاد. پس همسایه اول به بازار رفت و از عطاری قوی ترین سمی که داشت را خرید و به همسایه اش داد تا بخورد.
همسایه دوم سم را سرکشید و به خانه اش رفت. قبلا به خدمتکارانش گفته بود حوض را برایش از آب گرم پر کنند و یک ظرف دوغ پر نمک هم آماده بگذارند کنار حوض. او همینکه به خانه رسید، ظرف بزرگ دوغ را سر کشید و وارد حوض شد. کمی دست و پا زد و شنا کرد و هر چه خورده بود را برگرداند و پس از آنکه معده اش تخلیه و تمیز شد، به اتاق رفت و تخت خوابید.
صبح روز بعد سالم بیدار شد و به سراغ همسایه اش رفت و گفت: من جان سالم به در بردم، حالا نوبت من است که سمی بسازم و طبق قرار تو آن را بخوری.
او به بازار رفت و نمد بزرگی خرید و به خانه برد. خدمتکارانش را هم صدا کرد و به آنها گفت که از حالا فقط کارتان این است که از صبح تا غروب این نمد را با چوب بکوبید!
همسایه اول هرروز میشنید که مرد همسایه که در تدارک تهیه سم است!!! از صبح تا شب مواد سم را میکوبد. با هر ضربه و هر صدا که میشنید نگرانی و ترسش بیشتر میشد و پیش خودش به سم مهلکی که داشتند برایش تهیه میکردند فکر میکرد. کم کم نگرانی و ترس همه ی وجودش را گرفت و آسایشی برایش نماند. شبها ترس، خواب از چشمانش ربوده بود و روزها با هر صدایی که از خانه ی همسایه میشنید دلهره اش بیشتر میشد و تشویش سراسر وجودش را میگرفت. هر چوبی که بر نمد کوبیده میشد برای او ضربه ای بود که در نظرش سم را مهلک تر میکرد.
روز سوم خبر رسید که مرده است. او قبل از اینکه سمی بخورد، از ترس مرده بود!!
این داستان حکایت این روزهای بعضی از ماست. کرونا یا هر بیماری دیگری مادامیکه روحیه ی ما شاداب و سرزنده باشد قوی نیست. خیلی ها مغلوب استرس و نگرانی میشوند تا خود بیماری.لطفا خبرهای بد را نشر ندهیم و تلاشمان فقط آگاهی دادن در مورد پیشگیری و درمان باشد.
یک عزم همگانی برای عبور از این بحران لازم است. بیایید خودمان به فکر باشیم و فقط اخبار و اطلاعات درست را نشر دهیم.
برای شروع همین متن را برای دیگرانی که دوستشان داریم بفرستیم 🙏
📚 @BooksCom
هیچگاه احساسات کسی را دست کم نگیرید. چون هرگز نمی دانید، برای اینکه آن را به شما ابراز کند، چقدر شجاعت به خرج داده است.
📚 @BooksCom
📚 @BooksCom