چگونه میتوان کسی را ترساند که شکمش فریاد گرسنگی میکشد و رودههای بچههایش از نخوردن به پیچ و تاب در میآید؟
دیگر چیزی نمیتواند او را بترساند.
او بدترین ترسها را دیده است...
📚 @BooksCom
دیگر چیزی نمیتواند او را بترساند.
او بدترین ترسها را دیده است...
📚 @BooksCom
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گاهی باید یک دایره بکشی و بنشینی درونش.
بگذار به حال خودش زندگی را،
و هیاهوی آدم ها را...
بنشین کنار سکوتت
و یک فنجان چای
به خودت تعارف کن...
📚 @BooksCom
بگذار به حال خودش زندگی را،
و هیاهوی آدم ها را...
بنشین کنار سکوتت
و یک فنجان چای
به خودت تعارف کن...
📚 @BooksCom
دوستی مثل متکا میمونه
وقتی خسته ای بهش تکیه میکنی
وقتی خوشحالی بهش تکیه میکنی
وقتی غصه داری روش گریه میکنی
وقتی شوخیت میگیره پرتش میکنی
وقتی سرت شلوغ از جلو دست و پا برش میداری
اما دیر یا زود باز هم بهش احتیاج پیدا میکنی
به سلامتی همه دوستای با معرفت …
📚 @BooksCom
وقتی خسته ای بهش تکیه میکنی
وقتی خوشحالی بهش تکیه میکنی
وقتی غصه داری روش گریه میکنی
وقتی شوخیت میگیره پرتش میکنی
وقتی سرت شلوغ از جلو دست و پا برش میداری
اما دیر یا زود باز هم بهش احتیاج پیدا میکنی
به سلامتی همه دوستای با معرفت …
📚 @BooksCom
حکایت آفتابه و انتخابات!
میگویند مسجد شاه تعداد قابل توجهی توالت داشت که نه تنها مورد استفادۀ مسجد بروها و نمازگزاران قرار میگرفت بلکه به داد عابرین هم می رسید و حداقل باعث میشد این دسته نیز گذارشان به مسجد بیفتد .
حکایت میکنند که آفتابه داری آنجا بود که آفتابه ها را پس از مصرف یکی یکی پر میکرد و در اختیار مراجعین قرار میداد.
اگر شما میخواستید که آفتابۀ قرمز رنگ را بردارید به شما میگفت آن آبی را بردار ؛
اگر میخواستید آفتابۀ آبی را بردارید میگفت آن مسی را بردار ؛
اگر دستتان به سمت مسی میرفت میگفت آن سبز را بردار ....!
یک نفر از او پرسید که چه فرقی میکند که من کدام آفتابه را بردارم ؟
گفت اگر من تعیین نکنم که کدام را برداری ، پس من اینجا بوق هستم!
حالا حکایت ملت ماست ...
با داریه و دنبک میروند پای صندوق رأی که رنگ آفتابه را تعیین کنند ، تا بلکه از حس دردناک بوق بودن رها شوند!
📚 @BooksCom
میگویند مسجد شاه تعداد قابل توجهی توالت داشت که نه تنها مورد استفادۀ مسجد بروها و نمازگزاران قرار میگرفت بلکه به داد عابرین هم می رسید و حداقل باعث میشد این دسته نیز گذارشان به مسجد بیفتد .
حکایت میکنند که آفتابه داری آنجا بود که آفتابه ها را پس از مصرف یکی یکی پر میکرد و در اختیار مراجعین قرار میداد.
اگر شما میخواستید که آفتابۀ قرمز رنگ را بردارید به شما میگفت آن آبی را بردار ؛
اگر میخواستید آفتابۀ آبی را بردارید میگفت آن مسی را بردار ؛
اگر دستتان به سمت مسی میرفت میگفت آن سبز را بردار ....!
یک نفر از او پرسید که چه فرقی میکند که من کدام آفتابه را بردارم ؟
گفت اگر من تعیین نکنم که کدام را برداری ، پس من اینجا بوق هستم!
حالا حکایت ملت ماست ...
با داریه و دنبک میروند پای صندوق رأی که رنگ آفتابه را تعیین کنند ، تا بلکه از حس دردناک بوق بودن رها شوند!
📚 @BooksCom
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زغال هاي خاموش را
کنار زغال هاي روشن ميگذارند
تا روشن شود
چون همنشيني اثر دارد
ما هم مثل همان زغال هاي خاموشيم
اگر کنار افرادي بنشينيم
که روشنند
که گرما و حرارتي دارند... ما هم به طبع آن ها
نور و حرارت و گرما پيدا ميکنيم.
پس آدمی انتخاب کنید
که بشما انرژی ببخشد!
📚 @BooksCom
کنار زغال هاي روشن ميگذارند
تا روشن شود
چون همنشيني اثر دارد
ما هم مثل همان زغال هاي خاموشيم
اگر کنار افرادي بنشينيم
که روشنند
که گرما و حرارتي دارند... ما هم به طبع آن ها
نور و حرارت و گرما پيدا ميکنيم.
پس آدمی انتخاب کنید
که بشما انرژی ببخشد!
📚 @BooksCom
Forwarded from BOOK | کتاب
مواظب خودتون و بچهها باشید، اینجا کسی برای شما ۱۰روزه بیمارستان نمیسازه ، فوقش ۲۵هزار قبر آماده میکنن.
📚 @BooksCom
📚 @BooksCom
میدانید چرا داستان چوپان دروغگو از کتابها حذف شد؟
چون دیگر فقط چوپانها دروغ نمی گویند، الان صدا و سیما، نمایندگان، دولتمردان و ... هم دروغگو شده اند.
میدانید چرا حسنک کجایی حذف شد؟
چون حسنک به حیوانات آب و غذا و نان میداد، اما الان همه نان مردم را بریده و آجر میکنند.
میدانید چرا تصمیم کبرا حذف شد؟
چون الان هر تصمیمی گرفته میشود به ضرر مردم است، حتی اگر پول به جیب مردم واریز کنند بزرگترین ضرر است، چون از آنطرف قبض های حامل های انرژی هزار برابر می شود.
میدانید چرا کودک فداکار یا داستان پترس حذف شد؟
چون حتی مسئولان هم فداکاری نمی کنند، تا به پستی میرسند اختلاس میکنند.
میدانید چرا قصه ریزعلی حذف شد؟
چون الان بیمه ها سنگ روی ریل میریزند تا قطاری از ریل خارج شده و بتوانند میلیاردها تومان از کنار آن بدزدند.
میدانید چرا ...
📚 @BooksCom
چون دیگر فقط چوپانها دروغ نمی گویند، الان صدا و سیما، نمایندگان، دولتمردان و ... هم دروغگو شده اند.
میدانید چرا حسنک کجایی حذف شد؟
چون حسنک به حیوانات آب و غذا و نان میداد، اما الان همه نان مردم را بریده و آجر میکنند.
میدانید چرا تصمیم کبرا حذف شد؟
چون الان هر تصمیمی گرفته میشود به ضرر مردم است، حتی اگر پول به جیب مردم واریز کنند بزرگترین ضرر است، چون از آنطرف قبض های حامل های انرژی هزار برابر می شود.
میدانید چرا کودک فداکار یا داستان پترس حذف شد؟
چون حتی مسئولان هم فداکاری نمی کنند، تا به پستی میرسند اختلاس میکنند.
میدانید چرا قصه ریزعلی حذف شد؟
چون الان بیمه ها سنگ روی ریل میریزند تا قطاری از ریل خارج شده و بتوانند میلیاردها تومان از کنار آن بدزدند.
میدانید چرا ...
📚 @BooksCom
كوتاه و پندآموز
قدیما یه شاگرد کفاشی بود هر روز میرفت لب رودخونه چرم میشست برای کفش درست کردن
اوستاش هر روز قبل رفتن بهش سیلی میزد میگفت اینو میزنم تا چرم رو آب نبره،
یه روز شاگرد داشت میشُست که چرم رو آب برد،با خودش گفت اوستا هر روز به من چَک میزد که آب نبره چرم رو،الان بفهمه قطعا زنده م نمیذاره، با ترس و لرز رفت و هرجوری بود به اوستاش گفت جریان رو،
ولی اوستاش گفت باشه عیب نداره،شاگرد با تعجب پرسید نمیزنیم؟
اوستاش گفت من میزدم که چرم رو آب نبره،الان که آب برده دیگه فایده ای نداره.
زندگیم همینه
تمام تلاشتون رو بکنید چرم رو آب نبره، وقتی چرمتون رو آب برد دیگه فایده نداره، حرص نخورید
📚 @BooksCom
قدیما یه شاگرد کفاشی بود هر روز میرفت لب رودخونه چرم میشست برای کفش درست کردن
اوستاش هر روز قبل رفتن بهش سیلی میزد میگفت اینو میزنم تا چرم رو آب نبره،
یه روز شاگرد داشت میشُست که چرم رو آب برد،با خودش گفت اوستا هر روز به من چَک میزد که آب نبره چرم رو،الان بفهمه قطعا زنده م نمیذاره، با ترس و لرز رفت و هرجوری بود به اوستاش گفت جریان رو،
ولی اوستاش گفت باشه عیب نداره،شاگرد با تعجب پرسید نمیزنیم؟
اوستاش گفت من میزدم که چرم رو آب نبره،الان که آب برده دیگه فایده ای نداره.
زندگیم همینه
تمام تلاشتون رو بکنید چرم رو آب نبره، وقتی چرمتون رو آب برد دیگه فایده نداره، حرص نخورید
📚 @BooksCom
بودنها هم بودنهای قدیم...!
نه اینترنت بود، نه تلفن...
فقط نگاه بود، روبه رو، چشم در چشم
به همین خلوص،
به همین کیفیت،
به همین سادگی...
📚 @BooksCom
نه اینترنت بود، نه تلفن...
فقط نگاه بود، روبه رو، چشم در چشم
به همین خلوص،
به همین کیفیت،
به همین سادگی...
📚 @BooksCom
فرهنگى زيبا در كشور آلمان
در آلمان دور انداختن هرگونه بطري
شيشه اي و پلاستيكي كار كاملا
عجيبي محسوب ميشود.
در آن كشور به علت اهميت مسئله
بازيافت شما مي توانيد با برگرداندن
بطري ها به هر سوپر ماركتي بخشي
از پولي كه در ازاي خريد محصول
داده بوديد را پس بگيريد.
اما در كنار اين قانون فرهنگ زيباتري
شكل گرفته كه معمولا مردم بطري
هاشون را در كنار سطل آشغال ها
ميگذارند تا بى بضاعتها با برگرداندن
آنها به سوپر ماركت پول خورد و
خوراكشان را در بياورند ...
انسان دوستى در هر شكل و آيينى زيباست
📚 @BooksCom
در آلمان دور انداختن هرگونه بطري
شيشه اي و پلاستيكي كار كاملا
عجيبي محسوب ميشود.
در آن كشور به علت اهميت مسئله
بازيافت شما مي توانيد با برگرداندن
بطري ها به هر سوپر ماركتي بخشي
از پولي كه در ازاي خريد محصول
داده بوديد را پس بگيريد.
اما در كنار اين قانون فرهنگ زيباتري
شكل گرفته كه معمولا مردم بطري
هاشون را در كنار سطل آشغال ها
ميگذارند تا بى بضاعتها با برگرداندن
آنها به سوپر ماركت پول خورد و
خوراكشان را در بياورند ...
انسان دوستى در هر شكل و آيينى زيباست
📚 @BooksCom
تایتانیک وقتی داشت غرق میشد، طبقات پایین میزدن تو سر خودشون؛
طبقات بالا هنوز داشتن میرقصیدن!
پ.ن: هیچ وقت از گرون شدن خونه، ماشین یا طلاهاتون خوشحال نباشید؛ این یک فاجعه است که کم کم همه درکش میکنن...
وقتی همه غرق شدیم ...!
📚 @BooksCom
طبقات بالا هنوز داشتن میرقصیدن!
پ.ن: هیچ وقت از گرون شدن خونه، ماشین یا طلاهاتون خوشحال نباشید؛ این یک فاجعه است که کم کم همه درکش میکنن...
وقتی همه غرق شدیم ...!
📚 @BooksCom
پدر اگه پولداراست
همه جوانیش راداده
واگربی پول است همه زندگیش را
تا نانی لای سفره گذارد وتو بزرگ شوی ..
و برایش همین بس که بگویندسرسفره پدرش بزرگ شد
تقدیم به همه پدران سرزمینم
پیشاپیش روز تون مبارک ❤️
📚 @BooksCom
همه جوانیش راداده
واگربی پول است همه زندگیش را
تا نانی لای سفره گذارد وتو بزرگ شوی ..
و برایش همین بس که بگویندسرسفره پدرش بزرگ شد
تقدیم به همه پدران سرزمینم
پیشاپیش روز تون مبارک ❤️
📚 @BooksCom
مراقب چشم های خود باشید
جوانی به حکیمی گفت: وقتی همسرم را انتخاب کردم، در نظرم طوری بود که گویا خداوند مانندش را در دنیا نیافریده است. وقتی نامزد شدیم، بسیاری را دیدم که مثل او بودند. وقتی ازدواج کردیم، خیلیها را از او زیباتر یافتم. چند سالی را که را با هم زندگی کردیم، دریافتم که همه زنها از همسرم بهتراند. حکیم گفت: آیا دوست داری بدانی از همه اینها تلختر و ناگوارتر چیست؟
جوان گفت: آری.حکیم گفت: اگر با تمام زنهای دنیا ازدواج کنی، احساس خواهی کرد که سگهای ولگرد محله شما از آنها زیباترند.
جوان با تعجب پرسید: چرا چنین سخنی میگویی؟حکیم گفت: چون مشکل در همسر تو نیست. مشکل اینجا است که وقتی انسان قلبی طمعکار و چشمانی هیز داشته باشد و از شرم خداوند خالی باشد، محال است که چشمانش را به جز خاک گور چیزی دیگر پر کند. آیا دوست داری دوباره همسرت زیباترین زن دنیا باشد؟ جوان گفت: آری.
حکیم گفت: مراقب چشمانت باش.
📚 @BooksCom
جوانی به حکیمی گفت: وقتی همسرم را انتخاب کردم، در نظرم طوری بود که گویا خداوند مانندش را در دنیا نیافریده است. وقتی نامزد شدیم، بسیاری را دیدم که مثل او بودند. وقتی ازدواج کردیم، خیلیها را از او زیباتر یافتم. چند سالی را که را با هم زندگی کردیم، دریافتم که همه زنها از همسرم بهتراند. حکیم گفت: آیا دوست داری بدانی از همه اینها تلختر و ناگوارتر چیست؟
جوان گفت: آری.حکیم گفت: اگر با تمام زنهای دنیا ازدواج کنی، احساس خواهی کرد که سگهای ولگرد محله شما از آنها زیباترند.
جوان با تعجب پرسید: چرا چنین سخنی میگویی؟حکیم گفت: چون مشکل در همسر تو نیست. مشکل اینجا است که وقتی انسان قلبی طمعکار و چشمانی هیز داشته باشد و از شرم خداوند خالی باشد، محال است که چشمانش را به جز خاک گور چیزی دیگر پر کند. آیا دوست داری دوباره همسرت زیباترین زن دنیا باشد؟ جوان گفت: آری.
حکیم گفت: مراقب چشمانت باش.
📚 @BooksCom
این حیوان فهمیده تو موقع اضطراری باید کمک کنه
حالا شما بیشرف برو ماسک پنج تومنی رو پونزده بفروش
📚 @BooksCom
حالا شما بیشرف برو ماسک پنج تومنی رو پونزده بفروش
📚 @BooksCom
وقتی فکرش را بکنی ناامیدکنندهست که چطور آدمها هم مثل خانهها بین هم دیوار کشیدهاند !
👤 لویی فردینان سلین
📚 @BooksCom
👤 لویی فردینان سلین
📚 @BooksCom
میگن طرف خیلی آدم حسابی و آدم درستیه!
دزد نیست، حلال و حروم سرش میشه،
دروغ نمیگه و...
یادمون رفته اینا وظیفه
انسانی ماست،
نه آپشنهای ویژه...!
📚 @BooksCom
دزد نیست، حلال و حروم سرش میشه،
دروغ نمیگه و...
یادمون رفته اینا وظیفه
انسانی ماست،
نه آپشنهای ویژه...!
📚 @BooksCom
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از استادى پرسیدند:
آیا قلبى که شکسته بازهم میتواند عاشق شود ؟
استادگفت :بله
پرسیدند : آیا شما تا کنون از لیوان شکسته اب خورده اید؟
استادپاسخ داد :آیا شما به خاطر لیوان شکسته از آب خوردن دست کشیده اید!؟
📚 @BooksCom
آیا قلبى که شکسته بازهم میتواند عاشق شود ؟
استادگفت :بله
پرسیدند : آیا شما تا کنون از لیوان شکسته اب خورده اید؟
استادپاسخ داد :آیا شما به خاطر لیوان شکسته از آب خوردن دست کشیده اید!؟
📚 @BooksCom
غمها ارزش جنگيدن ندارند!
رهايشان کنيد
غمها آنقدر خسته اند
که با کمترين بي توجهي از پا در مي آيند
براي شادی بغل باز کنيد
و با اميد زندگی کنيد
به لبخندتان اجازه دهيد
تا دنيايتان را تغييـر دهد
ولي به دنيايتان اجازه ندهيد
که لبخندتان را تغيير دهد.
سیاه ترین شبها هم تموم میشه و تو روز روشن رو میبینی
تلاشت رو بکن و هدف داشته باش تو زندگیت
📚 @BooksCom
رهايشان کنيد
غمها آنقدر خسته اند
که با کمترين بي توجهي از پا در مي آيند
براي شادی بغل باز کنيد
و با اميد زندگی کنيد
به لبخندتان اجازه دهيد
تا دنيايتان را تغييـر دهد
ولي به دنيايتان اجازه ندهيد
که لبخندتان را تغيير دهد.
سیاه ترین شبها هم تموم میشه و تو روز روشن رو میبینی
تلاشت رو بکن و هدف داشته باش تو زندگیت
📚 @BooksCom