در کنار آنهایی باش که نور میآورند و جادو میکنند، آنها که با چوب جادویی کلام، گفتار، نگاه، رفتار و منشِ ویژه خودشان تو و جهان را متحول میکنند و همه بازیها را به هم میزنند.
کسانی که قصههای زیبا میگویند و تو را به چالش میکشند و تغییرت میدهند. کسانی که به تو اجازه نمیدهند که خودت را دستِکم بگیری و افق زندگیات را کوچک بپنداری. این جادوگران با قلبهای تپنده و پر شور، قبیله اصلی تو هستند و باید کنارشان بمانی.
👤ويلفرد پترسون
📚 @BooksCom
کسانی که قصههای زیبا میگویند و تو را به چالش میکشند و تغییرت میدهند. کسانی که به تو اجازه نمیدهند که خودت را دستِکم بگیری و افق زندگیات را کوچک بپنداری. این جادوگران با قلبهای تپنده و پر شور، قبیله اصلی تو هستند و باید کنارشان بمانی.
👤ويلفرد پترسون
📚 @BooksCom
مردی وارد کاروانسرایی شد تا کمی استراحت کنه کفشاشو گذاشت زیر سرش و خوابید !
طولی نکشید که دو نفر وارد آنجا شدند.
یکی از اون دو نفر گفت: طلاها رو بزاریم پشت اون جعبه... اون یکی گفت: نه اون مرد بیداره وقتی ما بریم طلاها رو بر میداره ! گفتند : امتحانش کنیم کفشاشو از زیر سرش برمیداریم اگه بیدار باشه معلوم میشه! مرد که حرفای اونا رو شنیده بود، خودشو بخواب زد...
اونها کفشاشو برداشتن و مرد هیچ واکنشی نشون نداد . گفتند : پس خوابه ! طلاها رو بزاریم زیر جعبه...
بعد از رفتن آن دو، مرد بلند شد و رفت که جعبه طلای اون دو رو برداره اما اثری از طلا نبود و متوجه شد که همه این حرفا برای این بوده که در عین بیداری کفشهاش رو بدزدن !!
یادمان باشد در زندگی هیچ وقت خودمان را به خواب نزنیم که متضرر خواهیم شد ...
📚 @BooksCom
طولی نکشید که دو نفر وارد آنجا شدند.
یکی از اون دو نفر گفت: طلاها رو بزاریم پشت اون جعبه... اون یکی گفت: نه اون مرد بیداره وقتی ما بریم طلاها رو بر میداره ! گفتند : امتحانش کنیم کفشاشو از زیر سرش برمیداریم اگه بیدار باشه معلوم میشه! مرد که حرفای اونا رو شنیده بود، خودشو بخواب زد...
اونها کفشاشو برداشتن و مرد هیچ واکنشی نشون نداد . گفتند : پس خوابه ! طلاها رو بزاریم زیر جعبه...
بعد از رفتن آن دو، مرد بلند شد و رفت که جعبه طلای اون دو رو برداره اما اثری از طلا نبود و متوجه شد که همه این حرفا برای این بوده که در عین بیداری کفشهاش رو بدزدن !!
یادمان باشد در زندگی هیچ وقت خودمان را به خواب نزنیم که متضرر خواهیم شد ...
📚 @BooksCom
درد آدمی آن زمان اغاز میشود که
محبت کردن را میگذارند
پای احتیاج
صداقت داشتن را میگذارند
پای سادگی
سکوت کردن رو میگذارند
پای نفهمی
نگرانی را میگذارند پای تنهایی
و وفاداری را پای بی کسی
همه میدانند
که حقیقت این نیست اما انقدر
تکرار میکنند که خودت هم باورت میشود..
👤الهی قمشه ایی
📚 @BooksCom
محبت کردن را میگذارند
پای احتیاج
صداقت داشتن را میگذارند
پای سادگی
سکوت کردن رو میگذارند
پای نفهمی
نگرانی را میگذارند پای تنهایی
و وفاداری را پای بی کسی
همه میدانند
که حقیقت این نیست اما انقدر
تکرار میکنند که خودت هم باورت میشود..
👤الهی قمشه ایی
📚 @BooksCom
سیزده درد مشترک ایرانیان:
١ - ﺍﮐﺜﺮ ﻣﺎ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﻫﺎ ﺗﺨﯿﻞ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺗﻔﮑﺮ ﺗﺮﺟﯿﺢ ﻣﯽ ﺩﻫﯿﻢ.
٢ - ﺩﺭ ﻫﺮ ﺷﺮﺍﯾﻄﯽ ﻣﻨﺎﻓﻊ ﺷﺨﺼﯽ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻨﺎﻓﻊ ﻣﻠﯽ ﺗﺮﺟﯿﺢ ﻣﯽ ﺩﻫﯿﻢ.
٣ - ﺑﺎ ﻃﻨﺎﺏ ﻣﻔﺖ ﺣﺎﺿﺮﯾﻢ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﺍﺭ ﺑﺰﻧﯿﻢ.
٤ - ﺑﻪ ﺑﺪﺑﯿﻨﯽ ، ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﺧﻮﺵ ﺑﯿﻨﯽ ﺗﻤﺎﯾﻞ ﺩﺍﺭﯾﻢ.
٥ - ﻧﻮﺍﻗﺺ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﯿﻢ ، ﺍﻣﺎ ﺩﺭ ﺭﻓﻊ ﺁﻧﻬﺎ ﺍﻗﺪﺍﻣﯽ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﯿﻢ.
٦ - ﺩﺭ ﻫﺮ ﮐﺎﺭﯼ ﺍﻇﻬﺎﺭ ﻓﻀﻞ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ ﻭ ﺍﺯ ﮔﻔﺘﻦ « ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﻢ» ﺷﺮﻡ ﺩﺍﺭﯾﻢ.
٧ - ﮐﻠﻤﻪ ﯼ «ﻣﻦ » ﺭﺍ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ « ﻣﺎ » ﺑﻪ ﮐﺎﺭ ﻣﯽ ﺑﺮﯾﻢ.
٨ - ﻏﺎﻟﺒﺎً ﻣﻬﺎﺭﺕ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺍﻧﺶ ﺗﺮﺟﯿﺢ ﻣﯽ ﺩﻫﯿﻢ.
٩ - ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺩﺭ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺑﻪ ﺳﺮ ﻣﯽ ﺑﺮﯾﻢ ﻭ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ.
١٠ - ﺍﺯ ﺩﻭﺭﺍﻧﺪﯾﺸﯽ ﻭ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﺭﯾﺰﯼ ﻋﺎﺟﺰﯾﻢ ﻭ ﺩﭼﺎﺭ ﺭﻭﺯﻣﺮﮔﯽ ﻣﯽ ﺷﻮﯾﻢ.
١١- ﻋﻘﺐ ﺍﻓﺘﺎﺩﮔﯽ ﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﮔﺮﺩﻥ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻭ ﺗﻮﻃﺌﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﻣﯽ ﺍﻧﺪﺍﺯﯾﻢ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺟﺒﺮﺍﻥ ﺁﻥ ﻫﻢ ﻗﺪﻣﯽ ﺑﺮ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﺭﯾﻢ.
١٢ - ﺩﺍﺋﻤﺎً ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﻧﺼﯿﺤﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ ، ﻭﻟﯽ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﻋﻤﻞ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﯿﻢ.
١٣ - ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺩﻗﯿﻘﻪ آخر ﻣﯽ ﮔﯿﺮﯾﻢ.
#صادق_هدایت
بوف کور
📚 @BooksCom
١ - ﺍﮐﺜﺮ ﻣﺎ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﻫﺎ ﺗﺨﯿﻞ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺗﻔﮑﺮ ﺗﺮﺟﯿﺢ ﻣﯽ ﺩﻫﯿﻢ.
٢ - ﺩﺭ ﻫﺮ ﺷﺮﺍﯾﻄﯽ ﻣﻨﺎﻓﻊ ﺷﺨﺼﯽ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻨﺎﻓﻊ ﻣﻠﯽ ﺗﺮﺟﯿﺢ ﻣﯽ ﺩﻫﯿﻢ.
٣ - ﺑﺎ ﻃﻨﺎﺏ ﻣﻔﺖ ﺣﺎﺿﺮﯾﻢ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﺍﺭ ﺑﺰﻧﯿﻢ.
٤ - ﺑﻪ ﺑﺪﺑﯿﻨﯽ ، ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﺧﻮﺵ ﺑﯿﻨﯽ ﺗﻤﺎﯾﻞ ﺩﺍﺭﯾﻢ.
٥ - ﻧﻮﺍﻗﺺ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﯿﻢ ، ﺍﻣﺎ ﺩﺭ ﺭﻓﻊ ﺁﻧﻬﺎ ﺍﻗﺪﺍﻣﯽ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﯿﻢ.
٦ - ﺩﺭ ﻫﺮ ﮐﺎﺭﯼ ﺍﻇﻬﺎﺭ ﻓﻀﻞ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ ﻭ ﺍﺯ ﮔﻔﺘﻦ « ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﻢ» ﺷﺮﻡ ﺩﺍﺭﯾﻢ.
٧ - ﮐﻠﻤﻪ ﯼ «ﻣﻦ » ﺭﺍ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ « ﻣﺎ » ﺑﻪ ﮐﺎﺭ ﻣﯽ ﺑﺮﯾﻢ.
٨ - ﻏﺎﻟﺒﺎً ﻣﻬﺎﺭﺕ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺍﻧﺶ ﺗﺮﺟﯿﺢ ﻣﯽ ﺩﻫﯿﻢ.
٩ - ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺩﺭ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺑﻪ ﺳﺮ ﻣﯽ ﺑﺮﯾﻢ ﻭ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ.
١٠ - ﺍﺯ ﺩﻭﺭﺍﻧﺪﯾﺸﯽ ﻭ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﺭﯾﺰﯼ ﻋﺎﺟﺰﯾﻢ ﻭ ﺩﭼﺎﺭ ﺭﻭﺯﻣﺮﮔﯽ ﻣﯽ ﺷﻮﯾﻢ.
١١- ﻋﻘﺐ ﺍﻓﺘﺎﺩﮔﯽ ﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﮔﺮﺩﻥ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻭ ﺗﻮﻃﺌﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﻣﯽ ﺍﻧﺪﺍﺯﯾﻢ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺟﺒﺮﺍﻥ ﺁﻥ ﻫﻢ ﻗﺪﻣﯽ ﺑﺮ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﺭﯾﻢ.
١٢ - ﺩﺍﺋﻤﺎً ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﻧﺼﯿﺤﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ ، ﻭﻟﯽ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﻋﻤﻞ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﯿﻢ.
١٣ - ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺩﻗﯿﻘﻪ آخر ﻣﯽ ﮔﯿﺮﯾﻢ.
#صادق_هدایت
بوف کور
📚 @BooksCom
در اين دنيا برای كُفری كردن آدمهای رذلی كه ميخوان همه چيز رو از اون چه هست برات سخت تر كنن، راهی بهتر از اين نيست كه وانمود كنی از هيچ چيز دلخور نيستی.
📽 One Flew Over the Cuckoo's Nest
📚 @BooksCom
📽 One Flew Over the Cuckoo's Nest
📚 @BooksCom
گاهی گذشت میکنم
گاهی گذر؛
معنای این دو فرق میکند
بخشیدن دیگران دلیل
ضعیف بودن من نیست
آنها را می بخشم
چون آنقدر قوی هستم
که میدانم آدمها اشتباه می کنند
بزرگترین هدیه گذشت
آرامش است
📚 @BooksCom
گاهی گذر؛
معنای این دو فرق میکند
بخشیدن دیگران دلیل
ضعیف بودن من نیست
آنها را می بخشم
چون آنقدر قوی هستم
که میدانم آدمها اشتباه می کنند
بزرگترین هدیه گذشت
آرامش است
📚 @BooksCom
کسی را دوست بدار که «دوستت دارد» ،
حتی اگر غلام درگاهت باشد؛
و دست بکش از دوست داشتن کسی که «دوستت ندارد» ،
حتی اگر سلطان قلبت باشد.
فراموش نکن که «زمان» آدم وفادار رو مشخص می کنه نه «زبان»
دریا برای مرغابی تفریحی بیش نیست ،
اما برای ماهی زندگیست.
برای کسی که دوستت دارد «زندگی» باش
نه «تفریح»...
👤 دكترحسین ﺍﻟﻬﯽ قمشه ای
📚 @BooksCom
حتی اگر غلام درگاهت باشد؛
و دست بکش از دوست داشتن کسی که «دوستت ندارد» ،
حتی اگر سلطان قلبت باشد.
فراموش نکن که «زمان» آدم وفادار رو مشخص می کنه نه «زبان»
دریا برای مرغابی تفریحی بیش نیست ،
اما برای ماهی زندگیست.
برای کسی که دوستت دارد «زندگی» باش
نه «تفریح»...
👤 دكترحسین ﺍﻟﻬﯽ قمشه ای
📚 @BooksCom
اگر کسی آمد بعد به شاخ و برگهای
باورهایت تبر زد، نترس!
چوندستش به ریشهات نمیرسد
ازهمانجا که قطع شدی
«جوانه بزن»
ریشه کن وبزرگ شو
خدا همیشه با توست.
📚 @BooksCom
باورهایت تبر زد، نترس!
چوندستش به ریشهات نمیرسد
ازهمانجا که قطع شدی
«جوانه بزن»
ریشه کن وبزرگ شو
خدا همیشه با توست.
📚 @BooksCom
"بهشت و جهنم چگونه مکانی هایی هستند...؟!
یک روزنامه نگار انگلیسی نوشته بود:
بهشت جاییست که در آن
پلیسهایش بریتانیایی باشند؛ آشپزهایش ایرانی ، صنعتگرانش آلمانی ، کارگرانش چینی ، عاشقانش فرانسوی ، حوری هایش مانکن های ایتالیایی!
و همه اینها را سوییسیها اداره کنند...!
و جهنم جاییست که پلیسهایش آلمانی باشند؛ آشپزهایش تایلندی ، صنعتگرانش چینی ، کارگرانش عرب ، عاشقانش سوییسی ، حوریهایش آفریقایی و همه اینها را ایرانیها اداره کنند ...!
📚 @BooksCom
یک روزنامه نگار انگلیسی نوشته بود:
بهشت جاییست که در آن
پلیسهایش بریتانیایی باشند؛ آشپزهایش ایرانی ، صنعتگرانش آلمانی ، کارگرانش چینی ، عاشقانش فرانسوی ، حوری هایش مانکن های ایتالیایی!
و همه اینها را سوییسیها اداره کنند...!
و جهنم جاییست که پلیسهایش آلمانی باشند؛ آشپزهایش تایلندی ، صنعتگرانش چینی ، کارگرانش عرب ، عاشقانش سوییسی ، حوریهایش آفریقایی و همه اینها را ایرانیها اداره کنند ...!
📚 @BooksCom
از چرچیل می پرسند : چرا تا آنسوی اقیانوس هند میروید و دولت استعماری هند شرقی را درست می کنید! اما بیخ گوشتان، ایرلند شمالی را نمی توانید تحت سلطه درآورید؟
چرچیل می گوید: ما دو ابزار مهم نیاز داریم که در ایرلند نداریم ! میگویند آن دو چیست؟
چرچیل پاسخ می دهد : "اکثریت نادان و اقلیتی خائن"
📚 @BooksCom
چرچیل می گوید: ما دو ابزار مهم نیاز داریم که در ایرلند نداریم ! میگویند آن دو چیست؟
چرچیل پاسخ می دهد : "اکثریت نادان و اقلیتی خائن"
📚 @BooksCom
مغزِ کوچک و دهانِ بزرگ
میلِ ترکیبی بالایی دارند!
کلماتی که از دهان شما بیرون میآید
ویترینِ فروشگاهِ شعورِ شماست،
پس وای بر جمعی که لب را
بی تامل وا کنند ...
چرا که کم داشتن و زیاد گفتن
مثل نداشتن و زیاد خرج کردن است
👤 علی شریعتی
📚 @BooksCom
میلِ ترکیبی بالایی دارند!
کلماتی که از دهان شما بیرون میآید
ویترینِ فروشگاهِ شعورِ شماست،
پس وای بر جمعی که لب را
بی تامل وا کنند ...
چرا که کم داشتن و زیاد گفتن
مثل نداشتن و زیاد خرج کردن است
👤 علی شریعتی
📚 @BooksCom
اشتباه نکنید!
بعضی از آدم ها به شما وفادار نیستند...
در واقع آن ها درگیر نیازشان به شما شده اند!
روزی که دیگر به شما نیازی نداشته باشند؛ وفاداریشان نیز از بین می رود...
📚 @BooksCom
بعضی از آدم ها به شما وفادار نیستند...
در واقع آن ها درگیر نیازشان به شما شده اند!
روزی که دیگر به شما نیازی نداشته باشند؛ وفاداریشان نیز از بین می رود...
📚 @BooksCom
روز خوب كه در نميزند بياید داخل..!
روز خوب كه از جعبه
شانس در نمی آيد
روز خوب را بايد ساخت!!
به رويَش خنديد
روز خوب را بايد خلق كرد
امروزتون پُر از ماجراهای قشنگ❤️
📚 @BooksCom
روز خوب كه از جعبه
شانس در نمی آيد
روز خوب را بايد ساخت!!
به رويَش خنديد
روز خوب را بايد خلق كرد
امروزتون پُر از ماجراهای قشنگ❤️
📚 @BooksCom
يک پرستار استراليايی بعد از 5 سال تحقيقاتش ،بزرگترين حسرتهای آدمهای در حال مرگ را جمع کرده و 5 حسرت را که بين بيشتر آدمها مشترک بوده منتشر کرده است
نخستين حسرت = کاش به خانواده ام بيشتر محبت میکردم مخصوصا پدر و مادرم...
حسرت دوم = کاش اين قدر سخت کار نميکردم...
حسرت سوم = کاش شجاعتش را داشتم که احساساتم را با صدای بلند بگم...
حسرت چهارم = کاش رابطه هايم با دوستانم را حفظ ميکردم ...
حسرت پنجم = کاش شادتر ميبودم و لحظات بيشترى میخنديدم...
اين رو به کسانى که دوستشان داريد بفرستيد که قدر تکـ تکـ لحظه هاى زندگيشان را بدانند
عمر ما کوتاه تر از اونی که فکرشو ميکنيم .
زمان مثل برق ميگذره👌
📚 @BooksCom
نخستين حسرت = کاش به خانواده ام بيشتر محبت میکردم مخصوصا پدر و مادرم...
حسرت دوم = کاش اين قدر سخت کار نميکردم...
حسرت سوم = کاش شجاعتش را داشتم که احساساتم را با صدای بلند بگم...
حسرت چهارم = کاش رابطه هايم با دوستانم را حفظ ميکردم ...
حسرت پنجم = کاش شادتر ميبودم و لحظات بيشترى میخنديدم...
اين رو به کسانى که دوستشان داريد بفرستيد که قدر تکـ تکـ لحظه هاى زندگيشان را بدانند
عمر ما کوتاه تر از اونی که فکرشو ميکنيم .
زمان مثل برق ميگذره👌
📚 @BooksCom
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این که شما باور داشته باشید خوشبخت هستید بسیار مهم است. اما بر زبان آوردن عبارت «من خوشبخت هستم» بسیار مهم تر است. زیرا با گفتن این عبارت، هر کجا که باشید خوشبختی به دنبال شما می آید.
هر آن چه را که می خواهید خداوند برای شما جبران کند، آن را بر زبان بیاورید.❤️
📚 @BooksCom
هر آن چه را که می خواهید خداوند برای شما جبران کند، آن را بر زبان بیاورید.❤️
📚 @BooksCom
حکایت آموزنده..
مردی برای دزدی از دیوار خانه ای بالا رفت و خواست از پنجره وارد شود که پنجره کنده شد و دزد به زمین افتاد و پایش شکست. شکایت نزد حاکم برد. حاکم صاحبخانه را خواست و گفت چرا پنجره سست بود؟. مرد گفت نجار پنجره را سست ساخته است من بیگناهم.
حاکم نجار را خواست و عتاب کرد. نجار گفت من پنجره را محکم ساختم، بنّا آن را خوب نصب نکرده. حاکم بنّا را خواست و علت جویا شد. بنّا گفت مصالح فروش مصالح نامناسب فروخته است. حاکم مصالح فروش را خواست کرد. او که نتوانست دیگری را مقصر نشان دهد، محکوم شد و حاکم فرمود دارش بزنند.
وقتی مصالح فروش را پای چوبه دار بردند ، چون قدش کوتاه بود به طناب دار نمی رسید. موضوع را به حاکم گفتند،
حاکم گفت: یک نفر که قدش بلند است پیدا کنید و اعدامش کنید تا موضوع ختم به خیر شود و صدای کسی در نیاید...
📚 @BooksCom
مردی برای دزدی از دیوار خانه ای بالا رفت و خواست از پنجره وارد شود که پنجره کنده شد و دزد به زمین افتاد و پایش شکست. شکایت نزد حاکم برد. حاکم صاحبخانه را خواست و گفت چرا پنجره سست بود؟. مرد گفت نجار پنجره را سست ساخته است من بیگناهم.
حاکم نجار را خواست و عتاب کرد. نجار گفت من پنجره را محکم ساختم، بنّا آن را خوب نصب نکرده. حاکم بنّا را خواست و علت جویا شد. بنّا گفت مصالح فروش مصالح نامناسب فروخته است. حاکم مصالح فروش را خواست کرد. او که نتوانست دیگری را مقصر نشان دهد، محکوم شد و حاکم فرمود دارش بزنند.
وقتی مصالح فروش را پای چوبه دار بردند ، چون قدش کوتاه بود به طناب دار نمی رسید. موضوع را به حاکم گفتند،
حاکم گفت: یک نفر که قدش بلند است پیدا کنید و اعدامش کنید تا موضوع ختم به خیر شود و صدای کسی در نیاید...
📚 @BooksCom