BOOK | کتاب
53K subscribers
13.5K photos
1.21K videos
4 files
166 links
📚علاقه ما به دانستن، بلای خانمان سوزِ دشمنان ماست...

.
.
.
.
.
.

.
Download Telegram
ما آدما 2تا سبد باخودمون داریم
یکی جلومون آویزونه،
یکی هم پشتمون آویزونه..
نکات مثبت و خوبی هامونو
میندازیم تو سبد جلویی،
عیب هامونو تو سبد پشتی
وقتی تو مسیر زندگي داریم راه میریم،
فقط 2 چیزو میبینیم
خوبی های خودمون
و عیب های نفر جلویی
#پائولو_کوئیلو

📚 @BooksCom
احمقانه ترین اشتباهی که امکان دارد هر آدمی در زندگی اش بکند ، این است که پیش خودش فکر کند :
" کسی که یک بار به او صدمه زده ، دوباره این کار را نخواهد کرد "
📚 @BooksCom
جاده زندگی نباید صاف و مستقیم باشد
خوابمان می گیرد، دست اندازها نعمتند

📚 @BooksCom
زندگی مثل آب توی
ليوانه ترک
خورده می مونه..!!!!
بخوری تموم ميشه
نخوری حروم ميشه...
از زندگيت لذت ببر،،،
چون درهرصورت تموم ميشه.!!!!
زندگیتون زیبا
📚 @BooksCom
آقو وقتی یکی تلفنشو جواب نمیده
پیام نمیده
مسیجاتو جواب نمیده
مثبت فکر کن...
حتما مُرده!

همساده
📚 @BooksCom
ﺷﺶ ﺁیین ﺯﻧﺪﮔﯽ :

ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺩﻋﺎ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﺩﺍﺷﺘﻪﺑﺎﺵ
ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺻﺤﺒﺖﮐﺮﺩﻥ
ﮔﻮﺵ ﮐﻦ
ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺧﺮﺝ ﮐﺮﺩﻥ
ﺑﺪﺳﺖ ﺁﻭﺭ
ﻗﺒﻞ ﺍز ﻧﻮﺷﺘﻦ ﻓﮑﺮ ﮐﻦ
ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺗﺴﻠﯿﻢﺷﺪﻥﺗﻼﺵ ﮐﻦ
ﻭﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﻣُﺮﺩﻥ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐن ...
📚 @BooksCom
👍1
نقص یا کمبود زیبایی در چهره یک فرد را اخلاق خوب تکمیل میکند؛ اما کمبود یا نبود اخلاق را هیچ چهره ی زیبایی نمیتواند تکمیل کند.

📚 @BooksCom
مردم می گویند:
آدم های خوب را پیدا کنید و بدها را رها
اما باید اینگونه باشد:
خوبی را در آدمها پیدا کنید
و بدی را نادیده بگیرید...
هیچکس کامل نیست
📚 @BooksCom
ﺍﺳﺘﺎﺩﯼ ﺍﺯ ﺷﺎﮔﺮﺩﺍﻥ ﺧﻮﺩ ﭘﺮﺳﯿﺪ: ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﺷﻤﺎ ﭼﻪ ﭼﯿﺰ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺭﺍ ﺯﯾﺒﺎ می‌کند؟
ﯾﮑﯽ ﮔﻔﺖ: ﭼﺸﻤﺎﻧﯽ ﺩﺭﺷﺖ
ﺩﻭﻣﯽ ﮔﻔﺖ: ﻗﺪﯼ ﺑﻠﻨﺪ
ﺩﯾﮕﺮﯼ ﮔﻔﺖ: ﭘﻮﺳﺘﯽ ﺷﻔﺎﻑ ﻭ ﺳﻔﯿﺪ!
ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺩﻭ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺍﺯ ﮐﯿﻔﺶ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺁﻭﺭﺩ
ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻟﯿﻮﺍﻥ‌ﻫﺎ ﺑﺴﯿﺎﺭ گران‌بها ﻭ ﺯﯾﺒﺎ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺳﻔﺎﻟﯽ ﻭ ﺳﺎﺩﻩ
ﺳﭙﺲ ﺩﺭ ﻫﺮ ﯾﮏ ﺍﺯ ﻟﯿﻮﺍﻥﻫﺎ ﭼﯿﺰﯼ ﺭﯾﺨﺖ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺷﺎﮔﺮﺩﺍﻥ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ: ﺩﺭ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺭﻧﮕﯿﻦ ﻭ ﺯﯾﺒﺎ ﺯﻫﺮ ﺭﯾﺨﺘﻢ ﻭ ﺩﺭ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺳﻔﺎﻟﯽ ﺁﺑﯽ ﮔﻮﺍﺭﺍ!
ﺷﻤﺎ ﮐﺪﺍﻣﯿﮏ ﺭﺍ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ می‌کنید؟
ﻫﻤﮕﯽ ﺑﻪ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺳﻔﺎﻟﯽ ﺭﺍ!
ﺍﺳﺘﺎﺩ ﮔﻔﺖ: می‌بینید؟! ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻥ ﻟﯿﻮﺍن‌ﻫﺎ ﺭﺍ ﺷﻨﺎﺧﺘﯿﺪ ﻇﺎﻫﺮ ﺑﺮﺍﯾﺘﺎﻥ ﺑﯽ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﺷﺪ!
ﺣﯿﻒ ﮐﻪ ﺩﺭﻭﻥ انسان‌ها ﺩﯾﺮ ﺭﻭ می‌شود..

📚 @BooksCom
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ولادت فخر عالمیان
سرور کائنات
حضرت ختمی مرتبت
محمد مصطفی رسول الله (ص)
رحمت العالمین
پیامبر رحمت و مهربانی
و امام جعفر صادق(ع)
بر همه مسلمین جهان مبارک باد
📚 @BooksCom
مي گويند
خداوند داستان ابليس را تعريف کرد ،
تا بداني که نمي شود به عبادتت ،
به تقربت و به جايگاهت اطمينان کنی!

خدا هيچ تعهدي براي آنکه
تو هماني که هستی بمانی ، نداده است

شايد به همين دليل است که
سفارش شده وقتی حال خوبی داری
و مي خواهي دعا کني ،
يادت نرود عافيت و عاقبت بخيری بطلبی

پس به خوب بودنت مغرور نشو
که شيطان روزی مقرّب درگاه الهی بود
‌‎‌‌
📚 @BooksCom
اون ریگی که تو کفشتونه
آخرش شما رو از پا می اندازه،
نه اون قله کوهی
که می خواین ازش بالا برید...!

"محمد علی کلی"
📚 @BooksCom
در زندگی مراقب باشیم
کهنه های ریشه دار
رو فدای تازه به دوران
رسیده ها نکنیم...
📚 @BooksCom
هفت پند مولانا

شب باش : در پوشیدن خطای دیگران
زمین باش : در فروتنی
خورشیدباش : در مهر و دوستی
کوه باش : در هنگام خشم و غضب
رودباش : در سخاوت و یاری به دیگران
دریاباش : در کنار آمدن با دیگران
خودت باش : همانگونه که می نمایی..
ﻫﺮﮔﺰ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﯾﻦ ﺩﻭ ﺭﺍ ﺍﺑﺮﺍﺯ ﻧﮑﻨﯿﺪ:
ﺍﻭل ﺁﻧﭽﻪ ﻧﯿﺴﺘﯿﺪ…ﺩﻭﻡ ﻫﻤﻪ ﯼ ﺁﻧﭽﻪ ﻫﺴﺘﯿﺪ…..

همیشه یادمان باشد که نگفته ها را میتوان گفت ولی گفته ها را نمیتوان پس گرفت!..
چه سنگ را به کوزه بزنی چه کوزه را به سنگ بزنی .همیشه شکست با کوزه است…..
📚 @BooksCom
من هیچ غمى نداشتم که خواندن یک صفحه کتاب از بین نبرده باشد. کتاب، عمر دوباره است
. در دنیا لذتى که با لذت مطالعه برابرى کند، نیست.

👤 مُنْتِسکیو

۲۴ آبان روز مهربان ترین یار دیرینه، روز کتاب و کتابخوانی، گرامی باد 📚🌹

📚 @BooksCom
نصف اشباهاتمان
ناشی از این است که
وقتی باید فکر کنیم
احساس می کنیم
و وقتی که باید احساس کنیم
فکر می کنیم.
📚 @BooksCom
زاهدی کیسه ای گندم نزد آسیابان برد ، آسیابان گندم او را در کنار سایر کیسه ها گذاشت تا به نوبت آرد کند .

زاهد گفت : اگر گندم مرا زودتر آرد نکنی دعا می کنم خرت سنگ شود!

آسیابان گفت : تو که چنین مستجاب الدعوه هستی دعا کن گندمت آرد بشود ...
📚 @BooksCom
ابتدا فکر میکردم که مملکت وزیر دانا میخواهد، بعد فکر کردم شاید شاه دانا میخواهد؛ اما اکنون میفهمم ملت دانا میخواهد!

✍🏻امیر کبیر
📚 @BooksCom
وقتی مقصری و معذرت
خواهی نمیکنی، اسمش غرور
نیست؛
بیشعوریه...
📚 @BooksCom
یکی از بزرگترین اشتباهات من در زندگی این بود که فکر میکردم که دیگران همان اندازه به من محبت میکنند که من به آنها میکنم

👤هیث لجر
📚 @BooksCom
پادشاهي در يک شب سرد زمستان از قصر خارج شد هنگام بازگشت سرباز پيري را ديد که با لباسي اندک در سرما نگهباني مي داد از او پرسيد :آيا سردت نيست؟نگهبان پير گفت : چرا اي پادشاه اما لباس گرم ندارم و مجبورم تحمل کنم. پادشاه گفت : من الان داخل قصر مي روم و مي گويم يکي از لباس هاي گرم مرا را برايت بياورند.. نگهبان ذوق زده شد و از پادشاه تشکر کرد. اما پادشاه به محض ورود به داخل قصر وعده اش را فراموش کرد صبح روز بعد جسد سرمازده پيرمرد را در حوالي قصر پيدا کردند، در حالي که در کنارش با خطي ناخوانا نوشته بود اي پادشاه من هر شب با همين لباس کم سرما را تحمل مي کردم اما وعده لباس گرم تو مرا از پاي درآورد.

از مرگ نترسيد از اين بترسيد که وقتي زنده ايد چيزي درون شما بميرد.
📚 @BooksCom