#داستان_کوتاه
استخون لا زخم گذاشتن ...
درروزگاران کهن
در شهری کهن قصابی بود بسیار خوش نام و محبوب ، روزی قصاب دست خودرا برید و چون زخم عمیق بود
جهت مداوا نزد حکیم شهر رفت .
حکیم وقتی قصاب را دید بسیار خوشحال شد خصوصا که راسته گوشتی لذیذ بهمراه داشت ...
طبیب راسته گوشت را از قصاب گرفت و درخفا تکه ای از استخوان راسته را برداشت و لای زخم قصاب نهاد و زخم را بست ...
حکیم به قصاب گفت هفته آینده جهت رویت زخم نزدش آید ...
هفته بعد قصاب مجددا با راسته گوسفند نزد طبیب رفت و طبیب نیز زخم وی را پانسمان کرد و استخوان قبلی را از بین زخم برداشت و مجددا تکه ای از استخوان جدید راسته رادر
بین زخم قرار داد تا مبادا زخم قصاب جوش خورده و بهبود یابد !!!
مداوای طبیب ماه ها طول کشید و قصاب نگون بخت زخمش بهبود نیافت تا روزیکه طبیب سخت بیمار گشت و مجبور به ماندن در منزل شد .
طبیب فرزند خودرا که در طبابت کمی از پدر نداشت جای خود فرستاد تا زمانیکه اون نیست فرزندش بیماران را مداوا کند ...
از قضا همانروز قصاب مجددا باراسته ای لذیذ نزد حکیم رفت و پسر اورا جای پدر دید ، قصاب زخم خودرا به پسر نشان داد و پسرک نیز از همه جا بیخبر استخوان لای زخم قصاب را برداشت و پانسمان اورا تعویض نمود و قصاب رامداوانمود ..
شب پسر به خانه بازگشت و داستان را برای پدر تعریف کرد ...
پدر فریادی کشید وبرسرش زد و گفت :
ای نادان آن استخوان را من لای زخم قصاب نهاده بودم ...
زین پس باید مانند قدیم نان خشک باشیر بخوریم چون دیگر استخوانی لای زخمی نیست !!!
واینگونه شد که این مثل بین رندان دهان به دهان گشت و به آنان آموخت برای مفتخوری بایدحتما استخوان لازخم خلق الله نهند ...
👉 @BooksCase 📚
🌾🌹🌾🌹
استخون لا زخم گذاشتن ...
درروزگاران کهن
در شهری کهن قصابی بود بسیار خوش نام و محبوب ، روزی قصاب دست خودرا برید و چون زخم عمیق بود
جهت مداوا نزد حکیم شهر رفت .
حکیم وقتی قصاب را دید بسیار خوشحال شد خصوصا که راسته گوشتی لذیذ بهمراه داشت ...
طبیب راسته گوشت را از قصاب گرفت و درخفا تکه ای از استخوان راسته را برداشت و لای زخم قصاب نهاد و زخم را بست ...
حکیم به قصاب گفت هفته آینده جهت رویت زخم نزدش آید ...
هفته بعد قصاب مجددا با راسته گوسفند نزد طبیب رفت و طبیب نیز زخم وی را پانسمان کرد و استخوان قبلی را از بین زخم برداشت و مجددا تکه ای از استخوان جدید راسته رادر
بین زخم قرار داد تا مبادا زخم قصاب جوش خورده و بهبود یابد !!!
مداوای طبیب ماه ها طول کشید و قصاب نگون بخت زخمش بهبود نیافت تا روزیکه طبیب سخت بیمار گشت و مجبور به ماندن در منزل شد .
طبیب فرزند خودرا که در طبابت کمی از پدر نداشت جای خود فرستاد تا زمانیکه اون نیست فرزندش بیماران را مداوا کند ...
از قضا همانروز قصاب مجددا باراسته ای لذیذ نزد حکیم رفت و پسر اورا جای پدر دید ، قصاب زخم خودرا به پسر نشان داد و پسرک نیز از همه جا بیخبر استخوان لای زخم قصاب را برداشت و پانسمان اورا تعویض نمود و قصاب رامداوانمود ..
شب پسر به خانه بازگشت و داستان را برای پدر تعریف کرد ...
پدر فریادی کشید وبرسرش زد و گفت :
ای نادان آن استخوان را من لای زخم قصاب نهاده بودم ...
زین پس باید مانند قدیم نان خشک باشیر بخوریم چون دیگر استخوانی لای زخمی نیست !!!
واینگونه شد که این مثل بین رندان دهان به دهان گشت و به آنان آموخت برای مفتخوری بایدحتما استخوان لازخم خلق الله نهند ...
👉 @BooksCase 📚
🌾🌹🌾🌹
⭕️ادب چیست؟/ حتما بخوانید
ادب مدرک نیست!
ادب لباس گران پوشیدن نیست،
ادب بالای شهر زندگی کردن نیست!
ادب ماشین خوب داشتن نیست،
ثروت و مدرک ادب نمی آورد،
ادب در ذات آدمهاست که با
تربیت و آموزش صحیح به بار می نشیند،
ادب یعنی به همسرت امنیت،
به فرزندت محبت
به پدر و مادرت خدمت
و به دوستانت شادی را هدیه کنی،
ادب یعنی با هر مدرک و مقامی که باشی
معنای انسانیت را درک کرده
و نام نیک از خود به جا گذاشتن است...!
🆔 @Bookscase 📚
ادب مدرک نیست!
ادب لباس گران پوشیدن نیست،
ادب بالای شهر زندگی کردن نیست!
ادب ماشین خوب داشتن نیست،
ثروت و مدرک ادب نمی آورد،
ادب در ذات آدمهاست که با
تربیت و آموزش صحیح به بار می نشیند،
ادب یعنی به همسرت امنیت،
به فرزندت محبت
به پدر و مادرت خدمت
و به دوستانت شادی را هدیه کنی،
ادب یعنی با هر مدرک و مقامی که باشی
معنای انسانیت را درک کرده
و نام نیک از خود به جا گذاشتن است...!
🆔 @Bookscase 📚
بسیاری از مشكلات، ناشی از پاسخ های مثبتِ زود هنگام يا پاسخ های منفیِ دير هنگام است.
به سوالات پیش آمده در زندگی، با تأمل و مشورت لازم و در فرصت مناسب پاسخ دهید.
ارسالی #فرشیدخیرآبادی
@BooksCase
به سوالات پیش آمده در زندگی، با تأمل و مشورت لازم و در فرصت مناسب پاسخ دهید.
ارسالی #فرشیدخیرآبادی
@BooksCase
#عشق
● عشقی که بر پایه ی زیبایی چهره بنا شده باشد، همانند خودِ زیبایی، به زودی خواهد مُرد.
«جان دان»
📚 نقل قول های مشاهیر
🖊 لیلی امیری شایسته
📚 @BooksCase 📚
● عشقی که بر پایه ی زیبایی چهره بنا شده باشد، همانند خودِ زیبایی، به زودی خواهد مُرد.
«جان دان»
📚 نقل قول های مشاهیر
🖊 لیلی امیری شایسته
📚 @BooksCase 📚
من چه سبزم امروز
و چه اندازه تنم هوشيار است
نکند اندوهی ،سر رسد از پس کوه
زندگی خالی نيست
مهربانی هست ،
سيب هست ،
ايمان هست..
صبح بخیر🌻❄️
📚 @BooksCase 👈
و چه اندازه تنم هوشيار است
نکند اندوهی ،سر رسد از پس کوه
زندگی خالی نيست
مهربانی هست ،
سيب هست ،
ايمان هست..
صبح بخیر🌻❄️
📚 @BooksCase 👈
ماهی تیلاپیا در بسیاری از کشورها به ماهی فقرا معروف است چون همه چیزخوار است و خوردن آن باعث آلزایمر، التهابات روده و بیماریهای قلبی و عروقی میشود
هانی جوادی ا!!!
🆔 @BooksCase
هانی جوادی ا!!!
🆔 @BooksCase
◾️سواد در قرن بیستویکم ،
خواندن و نوشتن نیست ؛
بلکه تواناییِ یـاد گرفتن
از یاد بردنِ نادرستها، و
دوباره یـاد گرفتن است !
#الوین_تافلر
📚 @BooksCase
خواندن و نوشتن نیست ؛
بلکه تواناییِ یـاد گرفتن
از یاد بردنِ نادرستها، و
دوباره یـاد گرفتن است !
#الوین_تافلر
📚 @BooksCase
● شارک معتقد است که ماه عسل، همانند تشکری است که یک خریدار بعد از خریدن کالا از فروشنده می کند تا او را مطمئن کند که از خرید خود پشیمان نیست!
● حتی بعضی از ازدواج ها را هم، می توانیم نوعی تبادل جنسی محض تلقی کنیم.
● در این بین، دیدگاه های افراطی که ازدواج را به طور کامل به صورت اقتصادی تفسیر می کنند نیز، وجود دارند. بطور نمونه، مارکس و انگلس، عقیده داشتند که ازدواج، با اندکی تفاوت، نوعی فحشای قانونی شده است.
📚 هوسهای سرخ
🖊 کوروش رستگار
📚 @BooksCase 📚
● حتی بعضی از ازدواج ها را هم، می توانیم نوعی تبادل جنسی محض تلقی کنیم.
● در این بین، دیدگاه های افراطی که ازدواج را به طور کامل به صورت اقتصادی تفسیر می کنند نیز، وجود دارند. بطور نمونه، مارکس و انگلس، عقیده داشتند که ازدواج، با اندکی تفاوت، نوعی فحشای قانونی شده است.
📚 هوسهای سرخ
🖊 کوروش رستگار
📚 @BooksCase 📚
#داستان_کوتاه
یک داستان تکان دهنده:
پرستاری که مادری کرد.
سی وهشت سال قبل تمام بدن یک نوزاد "به غیراز صورتش" درآتش سوخت.
درسال1977عکس مراقبت ویژه ازیک کودک جزغاله شده درمطبوعات سرتاسردنیا چاپ شد؛نوزادی که سرتاپایش سوخته بود و کسی امیدوارنبود که زنده بماند.
هرکس که این عکس را می دید حدس میزد که مادرنوزاد اورادرآغوش گرفته اما واقعیت چیزدیگری بود !
آن زن مادربچه نبود ، اوسوزان برگر،سرپرستار بیمارستان" آلبانی نیویورک" بود که روزهای متوالی ،همچون یک مادر دلسوز از نوزادسوخته مراقبت کرد وشبانه روز به تیمارآن موجود معصوم پرداخت تابالاخره معجزه خدارابه چشم دید ونوزادرا از مرگ حتمی نجات داد.
حالا 38سال از آن روزهاگذشته و"آماندااسکارپیناتی"یعنی همان "نوزادکوچک" به "خانمی رشید "تبدیل شده و بالاخره دراواسط سال2015 موفق شده که پرستارش را از طریق رسانه های مجازی پیداکند ودرآغوش بکشد.
سوزان برگر "پرستارفرشته صفت"وقتی پس از این همه سال باآغوش گرم واشک آمانداپیناتی مواجه شد گفت:"وقتی فهمیدم نوزادی که عاشقانه تیمارش کردم این همه سال به دنبالم میگشته زبانم بندآمد."
من که اعتقاددارم جای این پرستاردربهشت است.
شماچه فکرمی کنید؟
👇قفسه کتاب 👇
https://telegram.me/joinchat/BDol8j6i0avlQxfdRQoz3w
یک داستان تکان دهنده:
پرستاری که مادری کرد.
سی وهشت سال قبل تمام بدن یک نوزاد "به غیراز صورتش" درآتش سوخت.
درسال1977عکس مراقبت ویژه ازیک کودک جزغاله شده درمطبوعات سرتاسردنیا چاپ شد؛نوزادی که سرتاپایش سوخته بود و کسی امیدوارنبود که زنده بماند.
هرکس که این عکس را می دید حدس میزد که مادرنوزاد اورادرآغوش گرفته اما واقعیت چیزدیگری بود !
آن زن مادربچه نبود ، اوسوزان برگر،سرپرستار بیمارستان" آلبانی نیویورک" بود که روزهای متوالی ،همچون یک مادر دلسوز از نوزادسوخته مراقبت کرد وشبانه روز به تیمارآن موجود معصوم پرداخت تابالاخره معجزه خدارابه چشم دید ونوزادرا از مرگ حتمی نجات داد.
حالا 38سال از آن روزهاگذشته و"آماندااسکارپیناتی"یعنی همان "نوزادکوچک" به "خانمی رشید "تبدیل شده و بالاخره دراواسط سال2015 موفق شده که پرستارش را از طریق رسانه های مجازی پیداکند ودرآغوش بکشد.
سوزان برگر "پرستارفرشته صفت"وقتی پس از این همه سال باآغوش گرم واشک آمانداپیناتی مواجه شد گفت:"وقتی فهمیدم نوزادی که عاشقانه تیمارش کردم این همه سال به دنبالم میگشته زبانم بندآمد."
من که اعتقاددارم جای این پرستاردربهشت است.
شماچه فکرمی کنید؟
👇قفسه کتاب 👇
https://telegram.me/joinchat/BDol8j6i0avlQxfdRQoz3w
◾️ #هرشب_پنج_دقیقه_کتاب 📙📕
مردم شهر روزي متوجه مي شوند كه كرگدني در خيابان هاي شهر در حال دويدن و له كردن موانع سر راه است . به نظر مي رسد در روزهاي بعد به تعداد اين كرگدن ها اضافه مي شود و در جايي متوجه مي شويم كه اين مردم شهر هستند كه در اثر يك بيماري به كرگدن تبديل مي شوند و پس از مدتي حتي مردم با ميل خود تصميم مي گينرد كه انسانيت را كنار گذاشته و به سوي كرگدن بودن پيش بروند ....
#کرگدن
#اوژن_یونسکو
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
کرگدن نمایشنامه ای است در سه پرده اثر اوژن یونسکو،نمایشنامه نویس رومانیایی ساکن فرانسه، که در سال۱۹۵۹نوشته شده است.
خلاصه نمایشنامه:
در طول سه پرده نمایشنامه همه ساکنین شهر کوچکی در فرانسه به کرگدن تبدیل می شوند و تنها فردی که تسلیم این دگرگونی جمعی نمی شود، شخصیت اصلی داستان برنژه است، شخصیتی گیج و دستپاچه که در طول نمایشنامه به خاطر تأخیرها و نیز نوشیدن هایش مورد انتقاد قرار می گیرد. نمایشنامه به طور کلی پاسخی به وقایع بعد ازجنگ جهانی دوم و دربردارنده موضوعاتی مانند پیروی از رسوم و عقاید، فرهنگ، فلسفه و اخلاقیات است...
📚 @BooksCase
مردم شهر روزي متوجه مي شوند كه كرگدني در خيابان هاي شهر در حال دويدن و له كردن موانع سر راه است . به نظر مي رسد در روزهاي بعد به تعداد اين كرگدن ها اضافه مي شود و در جايي متوجه مي شويم كه اين مردم شهر هستند كه در اثر يك بيماري به كرگدن تبديل مي شوند و پس از مدتي حتي مردم با ميل خود تصميم مي گينرد كه انسانيت را كنار گذاشته و به سوي كرگدن بودن پيش بروند ....
#کرگدن
#اوژن_یونسکو
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
کرگدن نمایشنامه ای است در سه پرده اثر اوژن یونسکو،نمایشنامه نویس رومانیایی ساکن فرانسه، که در سال۱۹۵۹نوشته شده است.
خلاصه نمایشنامه:
در طول سه پرده نمایشنامه همه ساکنین شهر کوچکی در فرانسه به کرگدن تبدیل می شوند و تنها فردی که تسلیم این دگرگونی جمعی نمی شود، شخصیت اصلی داستان برنژه است، شخصیتی گیج و دستپاچه که در طول نمایشنامه به خاطر تأخیرها و نیز نوشیدن هایش مورد انتقاد قرار می گیرد. نمایشنامه به طور کلی پاسخی به وقایع بعد ازجنگ جهانی دوم و دربردارنده موضوعاتی مانند پیروی از رسوم و عقاید، فرهنگ، فلسفه و اخلاقیات است...
📚 @BooksCase
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#کلیپ_انگیزشی
👌فیلمی بی نظیر از اراده و اعتماد به نفس که همه ما به دیدن آن احتیاج داریم!
📚 @BooksCase 📚
👌فیلمی بی نظیر از اراده و اعتماد به نفس که همه ما به دیدن آن احتیاج داریم!
📚 @BooksCase 📚