40-26-Meditation
Motaleb Barazandeh
#هنر_جذب_فراوانی های مادی
بخش 26 👉
باور کن اگر بخوای اگر باور داشته باشی غیر ممکن وجود ندارد...
هر روز با کتاب های #صوتی جذاب در خدمت شما هستیم.
👈 قفسه کتاب 📚
👉 @BooksCase
بخش 26 👉
باور کن اگر بخوای اگر باور داشته باشی غیر ممکن وجود ندارد...
هر روز با کتاب های #صوتی جذاب در خدمت شما هستیم.
👈 قفسه کتاب 📚
👉 @BooksCase
#تفکر💡
اولین جمله ای که ما در اول دبستان می آموزیم چیست؟
"بابا آب داد" بابا نان داد...
می دانید اولین جمله ای که انگلیسها در دبستان یاد می گیرند چیست؟
"من میتوانم بخوانم وبنویسم "
و اولین جمله ای که ژاپنی ها یاد میگیرند :
"من باید بدانم"
و این است که ما همیشه چشممان به دست پدر است و پدر را ضامن تامین همه ملزومات زندگی میدانیم و در بزرگسالی نیز حتی زندگی تجملی را انتظار داریم که ارث پدری باشد...
کار از ریشه خراب است و
این یعنی:
"فقر فرهنگی"
📚 👉👉 @BooksCase 👈👈
اولین جمله ای که ما در اول دبستان می آموزیم چیست؟
"بابا آب داد" بابا نان داد...
می دانید اولین جمله ای که انگلیسها در دبستان یاد می گیرند چیست؟
"من میتوانم بخوانم وبنویسم "
و اولین جمله ای که ژاپنی ها یاد میگیرند :
"من باید بدانم"
و این است که ما همیشه چشممان به دست پدر است و پدر را ضامن تامین همه ملزومات زندگی میدانیم و در بزرگسالی نیز حتی زندگی تجملی را انتظار داریم که ارث پدری باشد...
کار از ریشه خراب است و
این یعنی:
"فقر فرهنگی"
📚 👉👉 @BooksCase 👈👈
Audio
#کتاب_صوتی_نوآوری
نویسنده #برایان_تریسی
چگونه ادامه زندگی را به بهترین دوران زندگی تبدیل کنیم👇👇
#پست_ویژه
👉 @BooksCase 📘📗
نویسنده #برایان_تریسی
چگونه ادامه زندگی را به بهترین دوران زندگی تبدیل کنیم👇👇
#پست_ویژه
👉 @BooksCase 📘📗
یاد آن شبها و یلداها بخیر
برف بازی و سرماها بخیر
کرسی و مادربزرگ و قصه ها
آن تخیل ها و رویاها بخیر
دستهای بی حس و سرمازده
کرسی مطبوع و گرماها بخیر
👉 @BooksCase 📚
برف بازی و سرماها بخیر
کرسی و مادربزرگ و قصه ها
آن تخیل ها و رویاها بخیر
دستهای بی حس و سرمازده
کرسی مطبوع و گرماها بخیر
👉 @BooksCase 📚
💫سخن شب🙂
🌟 هر ڪس به طریقی بالا می آید !
یڪی پایش را بر سر دیگری می گذارد
یڪی دستش را در جیب دیگری .
دیگری دستش را بر زانوی خود میگذارد
یڪی هم پایش را بر روی تمام احساسات یا وجدانش
در آخر ڪسی در جای خود نمی ماند
همه بالا می روند
مهم این است وقتی به آن بالا رسیدیم
دریابیم چهچیزی به دست آوردیم، روی چه چیزی پا گذاشته ایم و چه چیز
را به چه قیمت از دست دادیم
✨ شب خوش😴
https://telegram.me/joinchat/BDol8j6i0avlQxfdRQoz3w
🌟 هر ڪس به طریقی بالا می آید !
یڪی پایش را بر سر دیگری می گذارد
یڪی دستش را در جیب دیگری .
دیگری دستش را بر زانوی خود میگذارد
یڪی هم پایش را بر روی تمام احساسات یا وجدانش
در آخر ڪسی در جای خود نمی ماند
همه بالا می روند
مهم این است وقتی به آن بالا رسیدیم
دریابیم چهچیزی به دست آوردیم، روی چه چیزی پا گذاشته ایم و چه چیز
را به چه قیمت از دست دادیم
✨ شب خوش😴
https://telegram.me/joinchat/BDol8j6i0avlQxfdRQoz3w
40-27-Meditation
Motaleb Barazandeh
#هنر_جذب_فراوانی های مادی
بخش 27 👉
باور کن اگر بخوای اگر باور داشته باشی غیر ممکن وجود ندارد...
هر روز با کتاب های #صوتی جذاب در خدمت شما هستیم.
👈 قفسه کتاب 📚
👉 @BooksCase
بخش 27 👉
باور کن اگر بخوای اگر باور داشته باشی غیر ممکن وجود ندارد...
هر روز با کتاب های #صوتی جذاب در خدمت شما هستیم.
👈 قفسه کتاب 📚
👉 @BooksCase
Forwarded from 🦴MR.Books🦴
40-28-Meditation
Motaleb Barazandeh
#هنر_جذب_فراوانی های مادی
بخش 28 👉
باور کن اگر بخوای اگر باور داشته باشی غیر ممکن وجود ندارد...
هر روز با کتاب های #صوتی جذاب در خدمت شما هستیم.
👈 قفسه کتاب 📚
👉 @BooksCase
بخش 28 👉
باور کن اگر بخوای اگر باور داشته باشی غیر ممکن وجود ندارد...
هر روز با کتاب های #صوتی جذاب در خدمت شما هستیم.
👈 قفسه کتاب 📚
👉 @BooksCase
#قطعه ای از یک کتاب 📗📘
برای مردی که در ارضای نیازهای جنسی خود مانده، فرصتی برای خلاقیت علمی و هنری باقی نمی ماند چرا که اندیشیدن به اینکه میل جنسی خود را چگونه ارضا کند، همهٔ قوت و گسترهٔ ذهن او را، به خود مشغول خواهد کرد.
📚 کتاب هوسهای سرخ
🖊 کوروش رستگار
📚 @BooksCase 📚
برای مردی که در ارضای نیازهای جنسی خود مانده، فرصتی برای خلاقیت علمی و هنری باقی نمی ماند چرا که اندیشیدن به اینکه میل جنسی خود را چگونه ارضا کند، همهٔ قوت و گسترهٔ ذهن او را، به خود مشغول خواهد کرد.
📚 کتاب هوسهای سرخ
🖊 کوروش رستگار
📚 @BooksCase 📚
HACK MIND 2.3gp
12 MB
#جهشی در علم با دوبله فارسی
آیا میتوان ذهن را هک کرد؟
حتما ببینید..... و برای دوستانتان ارسال کنید.
#هک_ذهن قسمت 2
👉 @BooksCase 👈
آیا میتوان ذهن را هک کرد؟
حتما ببینید..... و برای دوستانتان ارسال کنید.
#هک_ذهن قسمت 2
👉 @BooksCase 👈
#هرشب_پنج_دقیقه_کتاب 📙📕
گاهی اوقات توهم داشتن شادی میتواند واقعا شادی بیافریند، بی آن که آدم خود متوجه باشد.
#پس_از_تو
#جوجو_مویز
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
پس از تو عنوان رمانی است که جوجو مویز در سال 2015 در ادامهی رمان بسیار معروف و موفق من پیش از تو نوشته است. مویز اذعان داشته است که از قبل قصد نوشتن ادامهای برای من پیش از تو را نداشته است
پس از تو عنوان رمانی است که جوجو مویز در سال ۲۰۱۵ در ادامهی رمان بسیار معروف و موفق من پیش از تونوشته است . مویز اذعان داشته است که از قبل قصد نوشتن ادامهای برای من پیش از تو را نداشته است ولی ایمیلهایی که از سراسر دنیا در مورد سرگذشت لو و سایرین پس از اتفاقات من پیش از تو دریافت کرد و همچنین مرور دوباره شخصیتها هنگام نوشتن فیلمنامهی من پیش از تو؛ او را واداشت که داستان زندگی این شخصیتها را در کتابی دیگر ادامه دهد. این کتاب نیز مورد استقبال بسیار زیاد طرفداران مویز قرار گرفت.
📚 @BooksCase 👈
گاهی اوقات توهم داشتن شادی میتواند واقعا شادی بیافریند، بی آن که آدم خود متوجه باشد.
#پس_از_تو
#جوجو_مویز
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
پس از تو عنوان رمانی است که جوجو مویز در سال 2015 در ادامهی رمان بسیار معروف و موفق من پیش از تو نوشته است. مویز اذعان داشته است که از قبل قصد نوشتن ادامهای برای من پیش از تو را نداشته است
پس از تو عنوان رمانی است که جوجو مویز در سال ۲۰۱۵ در ادامهی رمان بسیار معروف و موفق من پیش از تونوشته است . مویز اذعان داشته است که از قبل قصد نوشتن ادامهای برای من پیش از تو را نداشته است ولی ایمیلهایی که از سراسر دنیا در مورد سرگذشت لو و سایرین پس از اتفاقات من پیش از تو دریافت کرد و همچنین مرور دوباره شخصیتها هنگام نوشتن فیلمنامهی من پیش از تو؛ او را واداشت که داستان زندگی این شخصیتها را در کتابی دیگر ادامه دهد. این کتاب نیز مورد استقبال بسیار زیاد طرفداران مویز قرار گرفت.
📚 @BooksCase 👈
Forwarded from قفسه کتاب
zabane_badan[www.mybook.ir].pdf
2.9 MB
من برای پیشرفت کشورم
حاضرم دست در دست شیطان هم بگذارم؛
زیرا در سیاست
دوستان و دشمنان دائمی وجود ندارد؛
تنها چیز دائمی منافع است...
چرچیل
👉👉 @BooksCase 👈👈
حاضرم دست در دست شیطان هم بگذارم؛
زیرا در سیاست
دوستان و دشمنان دائمی وجود ندارد؛
تنها چیز دائمی منافع است...
چرچیل
👉👉 @BooksCase 👈👈
Toulide Kala Ba Negahi Kooli Negar
Mikail Shahrestani
#شیوه_های_رهبری
#برای_نسل_جدید_استیو_جابز
تولید کالا با نگاهی کلی نگر....
با صدای زیبای میکاییل شهرستانی
👈 قفسه کتاب 📚📚
👉 @BooksCase
#برای_نسل_جدید_استیو_جابز
تولید کالا با نگاهی کلی نگر....
با صدای زیبای میکاییل شهرستانی
👈 قفسه کتاب 📚📚
👉 @BooksCase
#داستان_کوتاه
📚ببخشيد شما ثروتمنديد؟
هوا بدجورى توفانى بود و آن پسر و دختر كوچولو حسابى مچاله شده بودند. هر دو لباس هاى كهنه و گشادى به تن داشتند و پشت در خانه مى لرزيدند. پسرك پرسيد: ببخشين خانم! شما كاغذ باطله دارين
كاغذ باطله نداشتم و وضع مالى خودمان هم چنگى به دل نمى زد و نمى توانستم به آنها كمك كنم. مى خواستم يك جورى از سر خودم بازشان كنم كه چشمم به پاهاى كوچك آنها افتاد كه توى دمپايى هاى كهنه كوچكشان قرمز شده بود. گفتم: بيايين تو يه فنجون شيركاكائوى گرم براتون درست كنم.
آنها را داخل آشپزخانه بردم و كنار بخارى نشاندم تا پاهايشان را گرم كنند. بعد يك فنجان شيركاكائو و كمى نان برشته و مربا به آنها دادم و مشغول كار خودم شدم. زير چشمى ديدم كه دختر كوچولو فنجان خالى را در دستش گرفت و خيره به آن نگاه كرد. بعد پرسيد: ببخشين خانم!شما پولدارين ؟
نگاهى به روكش نخ نماى مبل هايمان انداختم و گفتم: من اوه... نه!
دختر كوچولو فنجان را با احتياط روى نعلبكى آن گذاشت و گفت: آخه رنگ فنجون و نعلبكى اش به هم مى خوره.
آنها درحالى كه بسته هاى كاغذى را جلوى صورتشان گرفته بودند تا باران به صورتشان شلاق نزند، رفتند. فنجان هاى سفالى آبى رنگ را برداشتم و براى اولين بار در عمرم به رنگ آنها دقت كردم. بعد سيب زمينى ها را داخل آبگوشت ريختم و هم زدم. سيب زمينى، آبگوشت، سقفى بالاى سرم، همسرم، يك شغل خوب و دائمى، همه اينها به هم مى آمدند. صندلى ها را از جلوى بخارى برداشتم و سرجايشان گذاشتم و اتاق نشيمن كوچك خانه مان را مرتب كردم. لكه هاى كوچك دمپايى را از كنار بخارى، پاك نكردم. مى خواهم هميشه آنها را همان جا نگه دارم كه هيچ وقت يادم نرود چه آدم ثروتمندى هستم.
ماريون دولن
👉 @BooksCase 📚
📚ببخشيد شما ثروتمنديد؟
هوا بدجورى توفانى بود و آن پسر و دختر كوچولو حسابى مچاله شده بودند. هر دو لباس هاى كهنه و گشادى به تن داشتند و پشت در خانه مى لرزيدند. پسرك پرسيد: ببخشين خانم! شما كاغذ باطله دارين
كاغذ باطله نداشتم و وضع مالى خودمان هم چنگى به دل نمى زد و نمى توانستم به آنها كمك كنم. مى خواستم يك جورى از سر خودم بازشان كنم كه چشمم به پاهاى كوچك آنها افتاد كه توى دمپايى هاى كهنه كوچكشان قرمز شده بود. گفتم: بيايين تو يه فنجون شيركاكائوى گرم براتون درست كنم.
آنها را داخل آشپزخانه بردم و كنار بخارى نشاندم تا پاهايشان را گرم كنند. بعد يك فنجان شيركاكائو و كمى نان برشته و مربا به آنها دادم و مشغول كار خودم شدم. زير چشمى ديدم كه دختر كوچولو فنجان خالى را در دستش گرفت و خيره به آن نگاه كرد. بعد پرسيد: ببخشين خانم!شما پولدارين ؟
نگاهى به روكش نخ نماى مبل هايمان انداختم و گفتم: من اوه... نه!
دختر كوچولو فنجان را با احتياط روى نعلبكى آن گذاشت و گفت: آخه رنگ فنجون و نعلبكى اش به هم مى خوره.
آنها درحالى كه بسته هاى كاغذى را جلوى صورتشان گرفته بودند تا باران به صورتشان شلاق نزند، رفتند. فنجان هاى سفالى آبى رنگ را برداشتم و براى اولين بار در عمرم به رنگ آنها دقت كردم. بعد سيب زمينى ها را داخل آبگوشت ريختم و هم زدم. سيب زمينى، آبگوشت، سقفى بالاى سرم، همسرم، يك شغل خوب و دائمى، همه اينها به هم مى آمدند. صندلى ها را از جلوى بخارى برداشتم و سرجايشان گذاشتم و اتاق نشيمن كوچك خانه مان را مرتب كردم. لكه هاى كوچك دمپايى را از كنار بخارى، پاك نكردم. مى خواهم هميشه آنها را همان جا نگه دارم كه هيچ وقت يادم نرود چه آدم ثروتمندى هستم.
ماريون دولن
👉 @BooksCase 📚
💫 سخن شب🙂
⭐️ ﺩﺭﺧﺘﻬﺎ ﻣﯿﻤﯿﺮﻧﺪ؛
ﻋﺪﻩ ﺍﯼ ﻋﺼﺎ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﻭ ﺩﺳﺘﯽ ﺭﺍ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻧﺪ ؛
ﻋﺪﻩ ﺍﯼ ﺗﺒﺮ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﺑﺮ ﻧﺴﻞ ﺧﻮﯾﺶ ؛
ﻋﺪﻩ ﺍﯼ ﭼﻮﺏ ﮐﺒﺮﯾﺖ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﺳﻮﺯﺍﻧﺪﻥ ﺗﺒﺎﺭ ﺧﻮﺩ
ﻭ .......
ﻋﺪﻩ ﺍﯼ ﺗﺨﺘﻪ ﺳﯿﺎﻩ ﻣﯿﺸﻮﻧﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻌﻠﯿﻢ ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﻫﺎ .
ﺷﻤﺎ ﺍﮔﺮ ﺩﺭﺧﺖ ﺑﻮﺩﯾﺪ ﺍﺯ ﮐﺪﺍﻡ ﺟﻨﺲ ﺑﻮﺩﯾﺪ؟؟
ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻧﮑﺮﺩﻩ ﮐﻪ ﺑﺎ ﭼﻪ ﻗﯿﺎﻓﻪ ﺍﯼ ﺩﺭ ﭼﻪ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ
ﺍﯼ ﻭ ﺑﺎ ﭼﻪ ﺷﺮﺍﯾﻄﯽ ﺑﺪﻧﯿﺎ ﺑﯿﺎﯾﺪ
ﻫﯿﭽﮑﺲ ﺭﺍ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰﺵ ﺗﺤﻘﯿﺮ ﯾﺎ ﻣﺴﺨﺮﻩ ﻧﮑﻨﯿﻢ ....
ﺩﺭ ﺑﺎﺭﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﻧﮑﻨﯿﻢ ...
ﻫﻤﺎﻥ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﮐﻪ ﺑﻪ ﯾﮏ ﻣﺪﯾﺮ ، ﻣﻬﻨﺪﺱ ، ﺩﮐﺘﺮ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﻣﯽ
ﮔﺬﺍﺭﯾﻢ
ﺑﻪ ﻫﻤﺎﻥ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺑﻪ ﯾﮏ ﮐﺎﺭﮔﺮ ، ﺭﻓﺘﮕﺮ ، ﻣﺴﺘﺨﺪﻡ ﻫﻢ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ
ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﻢ .
ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻫﯿﭽﮑﺲ ﺑﺮﺗﺮ ﻧﺒﯿﻨﯿﻢ ...
ﺧﺎﮐﯽ ﺑﺎﺷﯿﻢ ،
ﻣﺎ ﻭﺟﻮﺩﻣﺎﻥ ﺍﺯ ﮔﻞ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪﻩ .....
ﭘﺲ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺧﺎﮐﯽ ﺑﺎﺷﯿﻢ ﺗﺎ ﺑﻮﯼ ﻧﺎﺏ ﺁﺩﻣﯿﺰﺍﺩ ﺑﺪﻫﯿﻢ ....
ﺻﻮﺭﺕ ﺯﯾﺒﺎ ﺭﻭﺯﯼ ﭘﯿﺮ ....
ﭘﻮﺳﺖ ﺧﻮﺏ ﺭﻭﺯﯼ ﭼﺮﻭﮎ ...
ﺍﻧﺪﺍﻡ ﺧﻮﺏ ﺭﻭﺯﯼ ﺧﻤﯿﺪﻩ ....
ﻣﻮﯼ ﺯﯾﺒﺎ ﺭﻭﺯﯼ ﺳﻔﯿﺪ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ .
ﺗﻨﻬﺎﻗﻠﺐ ﺯﯾﺒﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﺯﯾﺒﺎ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﻣﺎﻧﺪ .
✨ شب تون خدایی 😴
👇 قفسه کتاب 👇
https://telegram.me/joinchat/BDol8j6i0avlQxfdRQoz3w
⭐️ ﺩﺭﺧﺘﻬﺎ ﻣﯿﻤﯿﺮﻧﺪ؛
ﻋﺪﻩ ﺍﯼ ﻋﺼﺎ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﻭ ﺩﺳﺘﯽ ﺭﺍ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻧﺪ ؛
ﻋﺪﻩ ﺍﯼ ﺗﺒﺮ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﺑﺮ ﻧﺴﻞ ﺧﻮﯾﺶ ؛
ﻋﺪﻩ ﺍﯼ ﭼﻮﺏ ﮐﺒﺮﯾﺖ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﺳﻮﺯﺍﻧﺪﻥ ﺗﺒﺎﺭ ﺧﻮﺩ
ﻭ .......
ﻋﺪﻩ ﺍﯼ ﺗﺨﺘﻪ ﺳﯿﺎﻩ ﻣﯿﺸﻮﻧﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻌﻠﯿﻢ ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﻫﺎ .
ﺷﻤﺎ ﺍﮔﺮ ﺩﺭﺧﺖ ﺑﻮﺩﯾﺪ ﺍﺯ ﮐﺪﺍﻡ ﺟﻨﺲ ﺑﻮﺩﯾﺪ؟؟
ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻧﮑﺮﺩﻩ ﮐﻪ ﺑﺎ ﭼﻪ ﻗﯿﺎﻓﻪ ﺍﯼ ﺩﺭ ﭼﻪ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ
ﺍﯼ ﻭ ﺑﺎ ﭼﻪ ﺷﺮﺍﯾﻄﯽ ﺑﺪﻧﯿﺎ ﺑﯿﺎﯾﺪ
ﻫﯿﭽﮑﺲ ﺭﺍ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰﺵ ﺗﺤﻘﯿﺮ ﯾﺎ ﻣﺴﺨﺮﻩ ﻧﮑﻨﯿﻢ ....
ﺩﺭ ﺑﺎﺭﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﻧﮑﻨﯿﻢ ...
ﻫﻤﺎﻥ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﮐﻪ ﺑﻪ ﯾﮏ ﻣﺪﯾﺮ ، ﻣﻬﻨﺪﺱ ، ﺩﮐﺘﺮ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﻣﯽ
ﮔﺬﺍﺭﯾﻢ
ﺑﻪ ﻫﻤﺎﻥ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺑﻪ ﯾﮏ ﮐﺎﺭﮔﺮ ، ﺭﻓﺘﮕﺮ ، ﻣﺴﺘﺨﺪﻡ ﻫﻢ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ
ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﻢ .
ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻫﯿﭽﮑﺲ ﺑﺮﺗﺮ ﻧﺒﯿﻨﯿﻢ ...
ﺧﺎﮐﯽ ﺑﺎﺷﯿﻢ ،
ﻣﺎ ﻭﺟﻮﺩﻣﺎﻥ ﺍﺯ ﮔﻞ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪﻩ .....
ﭘﺲ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺧﺎﮐﯽ ﺑﺎﺷﯿﻢ ﺗﺎ ﺑﻮﯼ ﻧﺎﺏ ﺁﺩﻣﯿﺰﺍﺩ ﺑﺪﻫﯿﻢ ....
ﺻﻮﺭﺕ ﺯﯾﺒﺎ ﺭﻭﺯﯼ ﭘﯿﺮ ....
ﭘﻮﺳﺖ ﺧﻮﺏ ﺭﻭﺯﯼ ﭼﺮﻭﮎ ...
ﺍﻧﺪﺍﻡ ﺧﻮﺏ ﺭﻭﺯﯼ ﺧﻤﯿﺪﻩ ....
ﻣﻮﯼ ﺯﯾﺒﺎ ﺭﻭﺯﯼ ﺳﻔﯿﺪ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ .
ﺗﻨﻬﺎﻗﻠﺐ ﺯﯾﺒﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﺯﯾﺒﺎ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﻣﺎﻧﺪ .
✨ شب تون خدایی 😴
👇 قفسه کتاب 👇
https://telegram.me/joinchat/BDol8j6i0avlQxfdRQoz3w
امروز صبح ،
متفاوت باشیم از دیروز ،
لبریز باشیم از امروز ،
وخالی باشیم از فردا
سلام روزتون قشنگ ...
صبح بخیر🌷
📚 @BooksCase
متفاوت باشیم از دیروز ،
لبریز باشیم از امروز ،
وخالی باشیم از فردا
سلام روزتون قشنگ ...
صبح بخیر🌷
📚 @BooksCase
به هنگام بازدید از یک بیمارستان روانى، از روان پزشک پرسیدم :
شما چطور میفهمید که یک بیمار روانى به بسترى شدن در بیمارستان نیاز دارد یا نه؟ روانپزشک گفت : ما وان حمام را پر از آب میکنیم و یک قاشق چای خورى، یک فنجان و یک سطل جلوى بیمار میگذاریم و از او میخواهیم که وان را خالى کند. من گفتم : آهان، فهمیدم. آدم عادى باید سطل را بردارد چون بزرگتر است. روانپزشک گفت: نه! آدم عادى درپوش زیر آب وان را برمیدارد. حالا شما هم میخواهید تختتان کنار پنجره باشد؟
نتیجه :
1- راه حل همیشه در گزینه های پیشنهادی نیست.
2- در حل مشکل و در هنگام تصمیم گیری هدفمان یادمان نرود . در حکایت فوق هدف خالی کردن آب وان است نه استفاده از ابزار پیشنهادی
3- راه حل همیشه جلوی چشم نیست. مغز ما یک دینام هزار ولتی است که متاسفانه اکثرمان بیش از یک لامپ از آن استفاده نمیکنیم.
#آنتونی_رابینز
🆔 @BooksCase 📚
شما چطور میفهمید که یک بیمار روانى به بسترى شدن در بیمارستان نیاز دارد یا نه؟ روانپزشک گفت : ما وان حمام را پر از آب میکنیم و یک قاشق چای خورى، یک فنجان و یک سطل جلوى بیمار میگذاریم و از او میخواهیم که وان را خالى کند. من گفتم : آهان، فهمیدم. آدم عادى باید سطل را بردارد چون بزرگتر است. روانپزشک گفت: نه! آدم عادى درپوش زیر آب وان را برمیدارد. حالا شما هم میخواهید تختتان کنار پنجره باشد؟
نتیجه :
1- راه حل همیشه در گزینه های پیشنهادی نیست.
2- در حل مشکل و در هنگام تصمیم گیری هدفمان یادمان نرود . در حکایت فوق هدف خالی کردن آب وان است نه استفاده از ابزار پیشنهادی
3- راه حل همیشه جلوی چشم نیست. مغز ما یک دینام هزار ولتی است که متاسفانه اکثرمان بیش از یک لامپ از آن استفاده نمیکنیم.
#آنتونی_رابینز
🆔 @BooksCase 📚