📚بوک‌ دات‌ کام📚
384 subscribers
481 photos
97 videos
62 links
کتاب یه دوست قدیمیه. دوستی که خیلی از ماها یه مدته باهاش قهر کردیم.
بیاین با این دوست قدیمی آشتی کنیم!😊

گروه هم خوانی
@Lets_read_a_book

ناشناس چنل
اگه نظری دارین خوشحال میشم اینجا باهام در میون بزارین
https://t.me/BiChatBot?start=sc-319798-NVTYEM8
Download Telegram
بعضی از پیام‌های قدیمی تر مثل اینکه که جذابن رو دوباره پست کنم؟
Anonymous Poll
93%
آره من تا حالا ندیده بودم
7%
نه هر کی بخواد می‌تونه تو کانال بگرده
🌙توطئه

گفتنش آسان است، ولی من هم چیز زیادی نمی دانم. ببین، پسرم، حشاشین کسانی بودند که در قرون وسطی و به خصوص در دروان رنسانس، در سال‌های حکومت پاپ خاندان بورجا، یعنی در زمانی که استفاده از زهر برای از بین بردن مخالفین، مد روز بود، برای پاپ و به دستور پاپ آدم می‌کشتند. حشاشین، ابزاری مهم و کارساز برای اجرای سیاست‌های دربار پاپ بودند. نکته تعیین کننده‌ای که خواهر شما سخت به آن چسبیده بود، کسب اطلاعات درباره‌ی شایعاتی بود که درمورد از سر گرفته شدن فعالیت حشاشین بر سر زبان‌ها افتاده بود. منظور، شروع فعالیت مجدد حشاشین در سال‌های جنگ جهانی، این جا، یعنی در شهر پاریس است. البته، این فقط یک شایعه بود و خود من هیچ وقت به طور جدی آن را باور نکردم. در آن سال ها بازار شایعه داغ بود. ولی ویکار با من فرق داشت. برخورد او با این نوع شایعات بسیار جدی تر از برخورد من بود. ویکار، دیوانه‌ی دسیسه و توطئه بود. او در زمان تهیه فیلم «مرد سوم» در وین بود. از دیدن این فیلم سیر نمی‌شد، شاید بیش‌تر از ده بار آن را دیده بود. عاشق دسیسه بود و در هر گوشه توطئه‌ای را می‌دید و دسیسه‌ای را بو می‌کشید. به همین دلیل بود که دوست داشت درباره‌ی کلیسا گزارش تهیه کند. و کلیسا در این مورد یعنی در دسیسه چینی و کارهای توطئه آمیز هرگز او را ناامید نکرد.

📖حشاشین
✍️تامس گیفورد

#شبانگاه

@Book_dot_com 📚
#پاسپورت

✍🏻مارگارت مانرلین میچل واش
زاده‌ی: ۸ نوامبر ۱۹۰۰
درگذشت: ۱۶ اوت ۱۹۴۹
ملیت: آمریکایی🇺🇸
فعالیت‌ها: رمان‌نویس، روزنامه‌نگار

📚آثار: بر باد رفته

@book_dot_com📚
2
📜زندگی‌نامه‌ی "مارگارت میچل"

مارگارت میچل در آتلانتا در ایالت جورجیا زاده شد.

او تحصیلات خود را در رشتهٔ پزشکی ادامه داد، اما به علت مرگ مادر، آن را نیمه‌کاره گذاشت و به روزنامه‌نگاری پرداخت.

خانواده‌ی او از جمله اشراف و افراد بانفوذ منطقه‌ی آتلانتا بودند و مارگارت میچل دوران کودکی خود را با مطالعه‌ی تاریخ در بستر جنگ‌زده‌ی آن زمان آمریکا گذراند.

مارگارت میچل فعالیت ادبی خود را با همکاری مجله‌ی ساندی آتلانتا آغاز کرد و در طول چهار سال، مقالات زیادی برای این مجله نوشت.

در همین زمان بود که به فعالیت به‌عنوان ویراستار هم می‌پرداخت، اما آسیب‌دیدگی در یکی از پاهایش سبب شد تا از کار در نشریه خداحافظی کند و برای استراحت به خانه برود. کتاب «بربادرفته» نیز نتیجه‌ی همین خانه‌نشینی بود.

او در سال ۱۹۲۶ شروع به نوشتن رمان بربادرفته کرد که سرانجام در سال ۱۹۳۶ چاپ شد و به‌سرعت به ۱۶ زبان ترجمه شد.

مارگارت به‌خاطر این رمان موفق به دریافت جایزهٔ کتاب ملی در سال ۱۹۳۶ و جایزهٔ ادبی پولیتزر در سال ۱۹۳۷ شد.

مارگارت میچل در طول عمر خود، علاقه‌ی زیادی به فعالیت‌های اجتماعی داشت و عواید فروش کتاب بربادرفته و همچنین امتیاز تولید فیلم بر اساس این کتاب را صرف فعالیت‌های اجتماعی به‌ویژه برای مردم ایالت آتلانتا کرد.

مارگارت میچل در طول عمر کوتاه خود، تنها به انتشار کتاب بربادرفته به‌عنوان یک رمان بلند اکتفا کرد. البته این تنها نوشته‌ی او نبود؛ مارگارت میچل در ابتدای جوانی و زمانی که تنها 15 سال داشت، داستان دیگری به نام «لایسِن گمشده» نوشت و آن را به یکی از دوستانش سپرد. این کتاب حدود هشتاد سال بعد و در سال 1996، سال‌ها پس از مرگ مارگارت میچل، منتشر شد.

در سال‌های اخیر، یک مجموعه از نوشته‌های دوران نوجوانی میچل با عنوان لاست لایسن منتشر شده‌است.

یک مجموعه از مقالاتی که توسط میچل در نشریهٔ آتلانتا منتشر شده بود، در یک کتاب بازچاپ شده‌است.

مارگارت هنگامی که با همسرش به تماشای فیلم یک داستان کنتربری می‌رفت با یک اتومبیل که با سرعت بالا در حال گذر بود تصادف کرد. او ۵ روز بعد در بیمارستان گریدی درگذشت.

راننده هاگ گراویت بعد از اتمام شیفتش مشغول رانندگی بود که با میچل تصادف کرد و دستگیر شد. گراویت به علت مستی و سرعت بالا و رانندگی در خلاف جهت جریمه شد و به ۱۸ ماه حبس محکوم شد.

میچل در قبرستان اکلند جورجیا به خاک سپرده شد. همسرش هم بعد از مرگ در کنار او به خاک سپرده شد.

@book_dot_com📚
2
🌙تولد دوباره

انسان فقط روزی متولد نمی‌شود که از شکم مادر بیرون می آید، بلکه زندگی وادارش می‌کند چندین مرتبه دیگر از شکم خود بیرون بیاید و متولد شود.

📖عشق سالهای وبا
✍️گابریل گارسیا مارکز

#شبانگاه

@Book_dot_com 📚
👍3
Yaghi
Rezatito X Alirzwha
#آهنگ

🎶یاغی
🎤رضا تیتو

یه دختر خانمی به رضا تیتو پیام می‌ده و براش تعریف می‌کنه که دوس‌ پسرش همیشه موزیکاش رو گوش‌ می‌کرده و عاشق آهنگاش بوده
یه روز که پیش هم بودن موقع برگشتن به همراه یکم جر و بحث از هم خداحافظی می‌کنن پسره در حال حرکت به سمت مسیر خونه با یه ماشین تصادف می‌کنه و از دنیا می‌ره.

این جای داستان رو مطمئن نیستم اما اینجور که شنیدم رضا تیتو از دختره خواهش کرده چند صفحه از آخرین چتشون رو براش اسکرین شات بفرسته تا با آخرین پیام‌های پسره شعر بسازه که نتیجه شده این آهنگ.

💬دوست دارین بازم آهنگ‌های این مدلی که یه داستانی پشتشون دارن بزارم؟

@Book_dot_com📚
2
🌙جنگ مقدس

تمام جنگ‌ها مقدسن! البته برای اونایی که میجنگن. اگر اون آدم‌هایی که این جنگ‌ها رو
به راه انداختن نمی‌گفتن مقدسه، کدوم احمقی حاضر میشد بجنگه؟!

📖بر باد رفته
✍️مارگارت میچل

#شبانگاه

@Book_dot_com 📚
👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#نشانک

🏷این آموزش یه نشان کتاب ساده به شکل قلبه💛

@book_dot_com📚
2
🌙آگاه به عشق

امروز نه کس ‌ز عشق آگه چو من است

کز شکّر عشقم‌ همه‌ شیرین ‌سخن‌ است

در هر مژه من به ره خسرو عشق

نیروی هزار تیشه کوهکن است

✍️ملک الشعرای بهار

#شبانگاه
#شب_شعر

@Book_dot_com📚
2
#معرفی_کتاب

📖کتاب: و تنها باد می‌داند
✍️نویسنده: ایمی هارمون
🔄بازگردان: مرجان حمیدی
انتشارات: نشر نون
ژانر: عاشقانه، تاریخی، فانتزی

📜خلاصه کتاب: آنی گلهر، دختریه که بعد از مرگ پدربزرگش به خانه‌ی کودکی‌های اون می‌ره. وقتی داره خاطرات گذشته رو مرور می‌کنه ناگهان به زمان دیگه‌ای کشیده می‌شه و درگیر جنگ و عشق می‌شه.

@book_dot_com📚
2
🗞معرفی کتاب"و تنها باد می‌داند"

بارها جمله تاریخ دوباره تکرار میشه رو شنیدیم، این کتاب روایتی فانتزی از همین جمله است.

این کتاب داستانی عاشقانه، تاریخی و تا حدی سیاسی داره. روایتی که من فکر می‌کنم از اندوه پر شده. داستانی که با غم از دست دادن شروع می‌شه و با عشق غم‌انگیز ادامه پیدا می‌کنه. کتابی که قراره اشکتون در بیاره.

داستان کتاب فانتزی با موضوع سفر در زمانه. و باید بگم به نسبت بقیه کتاب‌هایی با همین موضوع ساخت و پرداخت قوی‌تری داره.

اوایل کتاب کمی کند و تا حدی گنگه ولی زمانی که ماجرای اصلی کتاب شروع می‌شه تازه داستان جون می‌گیره و ضرب آهنگ تندتری پیدا می‌کنه. داستان پر کشش‌تر و پیچیده‌تر می‌شه تا جایی که شما نمی‌تونین حتی یه لحظه کتاب رو زمین بزارین.

این کتاب برای علاقه‌مندان به ایرلند واقعا گزینه جذابیه. داستان کتاب برشی از تاریخ معاصر ایرلنده. علاوه بر این، کتاب افسانه‌های ایرلندی رو تعریف کرده و زندگی مردم ایرلند رو در سال‌های ۱۹۱۸ خیلی خوب تصویر سازی کرده جوری که اون دوره رو برای شما زنده می‌کنه.

داستان کتاب در دوران جنگ استقلال ایرلند اتفاق می‌افته و شخصیت‌های ما رو درگیر خودش می‌کنه و در واقع تبدیل به یکی از کشمکش‌های اصلی کاراکترها می‌کشه و چالش بزرگی ایجاد می‌کنه. جنگی که باعث رشد و پیشرفت کاراکترها می‌کشه.

این کتاب داستانی بسیار شاعرانه و لطیف داره. نویسنده در سراسر کتاب از اشعار ویلیام باتلر بیتس، شاعر معروف ایرلندی، وام گرفته تا این فضای شاعرانه رو بیشتر کنه و حس و حال داستان رو تشدید کنه.

داستان کتاب جلوه‌ای زیبا از زندگی رو به تصویر می‌کشه. داستانی که درباره عشقه اما نه فقط اون نوع معمول بین زن و مرد بلکه اشکال مختلفی از عشق که همه پاک و بی‌ریا و واقعا خالصانه‌ان. مثل عشق به وطن، به خاک و به سرزمین مادری. این کتاب درباره بازگشت به ریشه هاست. داستانی که ارزش سرزمین اجدادی رو بهمون یادآور می‌کنه.

پایان کتاب کمی گنگ و رویا در رویا بود تا جایی که هر کسی پایان رو جور متفاوتی تصور می‌کرد. بعضی اون رو پایان ضعیفی می‌دونن و از نظر بعضی دیگه پایان داستان بسیار هنرمندانه بوده این تا حدی به نگاه شما بستگی داره. هر چند از نظر من پایان کتاب واقعا دلپذیر بود.

📚در مجموع اگه می‌خواین روایتی از عشق و جنگ بخونین و در کنارش با تاریخ و فرهنگ ایرلندی آشنا بشین این کتاب رو بهتون پیشنهاد می‌کنم.

💬نظر شما درباره این کتاب چیه؟

✍️نویسنده: آرونیا

@book_dot_com📚
2
🌙عاشق مسافت‌ها

باید این واقعیت را پذیرفت که حتی بین نزدیک‌ترین آدم ها، مسافت‌های نامحدودی وجود دارد. تنها در صورتی می‌توان یک زندگی شگفت انگیز داشت که عاشق این مسافت‌های نامحدود بین یک دیگر شویم چرا که باعث می‌شود یک دیگر را در آسمان ببینیم.

🗣راینر ماریا ریلکه

#شبانگاه
#سخن_چین

@Book_dot_com📚
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#حسوحال

💫حال و هوایی که کتاب خوندن به آدم می‌ده.
جوری که داخل کتاب حل می‌شی و دنیای اطرافت محو می‌شه.

@book_dot_com📚
2
🌙نگاهی به مذهب

کلیسا را هم درست مثل کتاب و قبرستان دوست داشتم. هر سه تای این‌ها نشان‌دهندۀ بشریت، زمان و زندگی بودند. میان دیوارهای مذهبی هیچ‌گونه نکوهش یا گناه و اندوه یا ترس احساس نمی‌کردم. می‌دانستم این حس من چندان رایج نیست و احتمالاً به‌ خاطر اوئن است که من چنین حسی دارم. همیشه نسبت به مذهب دیدگاهی محترمانه و طنزآمیز داشت. ترکیب عجیبی که برای خوبی‌ها ارزش قائل می‌شد و در جای خود بدی‌ها را هم می‌دید.

📖و تنها باد می‌داند
✍️ایمی هارمون

💬شما به مذهب چه نگاهی دارین؟

#شبانگاه

@Book_dot_com 📚
#پاورقی

📍تا حالا چیزی درباره بلندترین منظومه جهان شنیدین؟

مهابهارتا نوشته ویاس و جمعی از مؤلفانه که به زبان سانسکریت نوشته شده و بیش از یکصد هزار بیت شعر داره.
قدیمی‌ترین اشعار اون مربوط به ۴۰۰ سال قبل از میلاده و کار نوشتن اون تا سده سوم یا چهارم میلادی ادامه داشته.
برخی تاریخدان‌ها این سروده‌ها رو الهام گرفته از جنگ بین آریایی‌ها و دراویدی‌ها در هزاره دوم قبل از میلاد می‌دونن.

و.ن: برخی این منظومه رو شاهنامه هندی می‌دونن.

@Book_dot_com📚
4
🌙آموختن پرواز

هر آن کس که می خواهد پرواز کردن بیاموزد ابتدا بایستی ایستادن و راه رفتن و دویدن و صعود کردن و رقصیدن را یاد بگیرد. هیچ کس پرواز کردن را با پرواز کردن نمی آموزد...!

📖فردیش نیچه
✍️چنین گفت زرتشت

#شبانگاه

@Book_dot_com 📚
#جاکتابی

🪧از این کیوسک‌های تلفن به عنوان قفسه کتاب استفاده می‌شه.

این کیوسک‌های قرمز رنگ با طراحی خاص نشان کشور انگلیسه. با فراگیری تلفن‌های هوشمند این کیوسک‌ها ارزش خودشون رو به عنوان وسایل ارتباطی از دست دادن ولی با ابتکار دولت از این کیوسک‌ها حالا به عنوان قفسه کتاب استفاده می‌شه.

🏬قفسه کتاب

@Book_dot_com📚
3