📚بوک‌ دات‌ کام📚
384 subscribers
481 photos
97 videos
62 links
کتاب یه دوست قدیمیه. دوستی که خیلی از ماها یه مدته باهاش قهر کردیم.
بیاین با این دوست قدیمی آشتی کنیم!😊

گروه هم خوانی
@Lets_read_a_book

ناشناس چنل
اگه نظری دارین خوشحال میشم اینجا باهام در میون بزارین
https://t.me/BiChatBot?start=sc-319798-NVTYEM8
Download Telegram
📜زندگی نامه‌ی "بزرگ علوی"

بزرگ علوی در ۱۳ بهمن ماه ۱۲۸۳ (سوم فوریه ۱۹۰۴) در محلۀ چال میدان تهران متولد شد.

پدر او سید ابوالحسن و پدر بزرگش سید محمد صراف نمایندهٔ نخستین دوره مجلس شورای ملی بود.

مادر وی نوهٔ مجتهدی به نام محمد حسین طباطبایی بود.

سید ابوالحسن علوی و همسرش خدیجه قمر السادات که از طرفداران مشروطیت بودند، سه دختر و سه پسر، مجموعاً شش فرزند، داشتند که مجتبی فرزند سوم آنان بود.

علوی همپای صادق هدایت در دگرگونی داستان‌نویسی ایران تأثیر گذاشت و همانند او به سبک واقع‌گرایی می‌پرداخت؛ «با گرایش‌های رومانتیکی که در روحیهٔ ایرانی ریشه دارد.»و با نثری که «طنین زیبا پرستانه‌ای دارد»، در داستان‌پردازی‌هایش به نوآوری گرایش داشت.

در بیشتر آثارش، ابتدا گِرِهی هست و حادثهٔ اصلی پیشتر روی داده‌است و راوی، حادثهٔ داستان را بازسازی می‌کند.این شگرد را اساساً ویژهٔ ادبیات پلیسی می‌دانند.

به سبک واقع‌گرایی اجتماعی می‌پرداخت و در داستان‌هایش به نابسامانی‌های اجتماعی روی می‌آورد؛ شخصیت‌های داستان‌هایش پویا یا مبارز هستند.

در ۱۳۰۲/۱۹۲۳م همراه پدرش به آلمان رفت و در رشته علوم تربیتی و روانشناسی ادامهٔ تحصیل داد تا در ایران آموزگار شود.

پدرش سید ابوالحسن علوی از کنشگران سیاسی بود که در ۱۳۰۶/۱۹۲۷م در برلین خودکشی کرد.بزرگ علوی سال بعد به ایران بازگشت و در مدرسه صنعتی شیراز یک سال به تدریس زبان آلمانی پرداخت.

او که از نسل نخستین دانش‌آموختگان ایرانیِ اروپا در آغاز سدهٔ ۱۴ ه‍.ش (دهه ۱۹۲۰م) به‌شمار می‌رفت، نخستین داستان برجسته‌اش، «سربازِ سُربی» را در دههٔ ۱۳۰۰ش نگاشت.

در ۱۳۰۸/ ۱۹۲۹م در تهران، تدریس و نویسندگی را ادامه داد.

ترجمهٔ کتاب حماسه ملی ایران از تئودور نولدکه را آغاز کرد و بخش‌هایی از آن را در مجلهٔ شرق (سعید نفیسی) چاپ کرد.

 در ۱۳۱۰/۱۹۳۱م با صادق هدایت  آشنا شد و همراه مسعود فرزاد و مجتبی مینوی، گروه نوگرای ربعه را در برابر ادیبان سنت‌گرا برپا کرد.سپس به‌طور مشترک با صادق هدایت و شین پرتو، مجموعه داستان انیران را در همان سال چاپ کرد. در این دوران در مجله دنیا با تقی ارانی نیز همکاری می‌کرد و با نام مستعار «فریدون ناخدا» مقاله می‌نوشت.


نخستین مجموعه داستان خود را در ۱۳۱۳/۱۹۳۴م با عنوان چمدان نشر کرد که تأثیرپذیری‌اش از صادق هدایت و روان‌کاوی زیگموند فروید در آن آشکار است.

در اردیبهشت ۱۳۱۶/آوریل ۱۹۳۷م همراه گروه پنجاه و سه نفر دستگیر، محاکمه و به جرم پیروی از کمونیسم به هفت سال زندان محکوم شد؛ تا شهریور ۱۳۲۰ /اوت ۱۹۴۱م زندانی ماند.

بزرگ علوی در آثاری که پس از رهایی از زندان نوشت، به واقع‌گرایی انتقادی پرداخت.

در ورق‌پاره‌های زندان (۱۳۲۰/ ۱۹۴۱) که آن را پنهانی در زندان می‌توانست ثبت کند، روزانه‌نویسی‌ها و خواسته‌های هم‌بندیان خود را آشکار ساخت.

۵۳ نفر نیز از دوران زندانش سخن می‌گوید و تصویری است از مبارزه‌های روشنفکران در دورهٔ پهلوی اول. در ۷ مهر همان سال، عضو حزب توده ایران و از اعضای بنیانگذار آن شد،در ۱۳۲۲/ ۱۹۴۳م عضو هیئت مدیرهٔ انجمن روابط فرهنگی ایران و شوروی و سردبیر پیام نو شد و تا ۱۳۳۰/ ۱۹۵۱م ترجمه‌ها، نقدها، داستان‌ها و سفرنامه‌هایی در این مجله و مجلات سخن و مردم به چاپ رساند.

در برگزاری نخستین کنگرهٔ نویسندگان ایران در تیر ۱۳۲۵/ ژوئن ۱۹۴۶م مشارکت فعال داشت.

سومین مجموعه داستان خود، نامه‌ها را در ۱۳۳۰/۱۹۵۱ پایان داد که مضمونش پیرامون اختلاف میان پدران و پسران است که در راه پیشرفت و پیشبرد با محافظه‌کاران مبارزه می‌کنند.

شاهکار خود، چشم‌هایش را در ۱۳۳۱/۱۹۵۲ چاپ کرد که رمانتیک و بر بستر مسائل سیاسی و مبارزاتی نوشته شده‌است.

در ابتدای تابستان ۱۳۳۲/ژوئن ۱۹۵۳ برای شرکت در یک جشنوارهٔ ادبی به پراگ رفت.

به‌هنگام کودتای ۲۸ مرداد، به آلمان شرقی رفت و پس از مدتی، به استادی دانشگاه هومبولت در رشتهٔ زبان و ادبیات فارسی منصوب شد.

سپس در سال‌های بعد، به ایران‌شناسی روی آورد و داستان‌هایی دربارهٔ امیدها و رنج‌های مهاجران و آوارگان ایرانی در اروپا نگاشت. برخی از آن داستان‌ها را در مجموعه‌های میرزا و مجله‌ی کاوه منتشر کرد.

رمانی با عنوان سالاری‌ها (۱۳۵۷/ ۱۹۷۸) دربارهٔ تحولات خانواده‌ای اشرافی در دهه ۱۳۰۰/ ۱۹۲۰ نوشت.

در موریانه (۱۳۷۲/ ۱۹۹۳)، واپسین سال‌های پادشاهی ایران را از دید یک مقام ساواک بررسی کرد.

رمان روایت را دربارهٔ زندگی یک مبارز حزبی در سال‌های پیش و پس از کودتای ۲۸ مرداد نوشت که پس از مرگش در ۱۳۷۷/ ۱۹۹۸ چاپ شد.

او را از نویسندگان برجستهٔ ایرانی در سده ۲۰م می‌دانند که ابتکار ویژهٔ داستان‌نویسی داشته وآثارشان راهگشای نسلی نوگرا شد و نفوذشان به اندازه‌ای بود که واقع‌گرایی بر داستان‌نویسی ایرانی چیرگی همیشگی یافت.

💬شما دیگه چه چیزهایی درباره این نویسنده می‌دونین؟

@Book_dot_com📚
2
🌙محو شدن درخشش

زندگی عجیبه نه؟ می‌تونی یه لحظه مدهوش چیزی بشی و حاضر باشی همه چیز رو فدا کنی تا مال تو بشه اما وقتی زمان می‌گذره یا وقتی دیدگاهت کمی عوض می‌شه، یکدفعه از محو شدن اون درخشش یکه می‌خوری و متعجب می‌شی که من به چی داشتم نگاه می‌کردم.

📖شهرزاد
✍🏻هاروکی موراکامی

💬شما چیزی داشتین که زمانی براتون خیلی با ارزش بوده باشه و بعد بفهمین هیچ ارزشی نداشته؟

#شبانگاه

@Book_dot_com📚
👍3
Mah O Mahi
Hojat Ashrafzadeh, Arash Bayat, Amir Bayat
#آهنگ

🎶ماه و ماهی
🎤حجت اشرف زاده

متن این آهنگ از شعری سروده شاعر معاصر علیرضا بدیع گرفته شده. شعر هم بخشی از کتاب شجره‌نامه‌ی یک جن هست که به نظر من یکی از زیباترین کتاب‌های شعر معاصره.

@Book_dot_com📚
3
🎼متن شعر"ماه و ماهی"

تو ماهی و من ماهی این برکه ی کاشی

اندوه بزرگی است زمانی که نباشی

آه از نفس پاک تو و صبح نشابور

از چشم تو و حجره ی فیروزه تراشی

پلکی بزن ای مخزن اسرار که هر بار

فیروزه و الماس به آفاق بپاشی

ای باد سبکسار مرا بگذر و بگذار

هشدار که آرامش ما را نخراشی

هرگز به تو دستم نرسد ماه بلندم

اندوه بزرگی است چه باشی...چه نباشی...

علیرضا بدیع

@Book_dot_com📚
3
دوست دارین هر چند وقت یه بار یه کتاب شعر معرفی کنم؟
Anonymous Poll
73%
آره حتما
27%
نه علاقه‌ای ندارم
🌙بی‌روح

بعضی چیزها را نمی‌شود گفت. بعضی چیزها را احساس می‌کنید. رگ و پی شما را می‌تراشد، دل شما را آب می‌کند، اما وقتی می‌خواهید بیان کنید می‌بینید که بی‌رنگ و جلاست. مانند تابلویی ست که شاگردی از روی کار استاد ساخته باشد. عینا همان تابلوست. اما آن روح، آن چیزی که دل شما را می‌فشارد، در آن نیست.

📖چشم‌هایش
✍🏻بزرگ علوی

#شبانگاه

@Book_dot_com📚
👍4
#معرفی_کتاب

📖کتاب: شجره‌نامه‌ی یک جن
✍️شاعر: علیرضا بدیع
انتشارات: فصل پنجم
ژانر: کتاب شعر

📜خلاصه کتاب: این کتاب شامل اشعار علیرضا بدیع در خلال سال‌های 89 تا 92 می‌شه.

@book_dot_com📚
2
🗞معرفی کتاب شعر"شناسنامه‌ی یک جن"

کتاب شعر شناسنامه‌ی یک جن اولین بار به خاطر اسمش نظر من رو جلب کرد و بعد از خوندنش واقعا عاشقش شدم.

سبک شعر‌های این کتاب خاصه، حداقل در بین شعرهای شاعران این دوره. شعرها حال و هوایی قدیمی دارن و من وقتی اولین بار خوندم انتظار داشتم برای شاعر سالخورده‌تری باشه تا جوونی سی ساله. البته شعرهای این کتاب علاوه بر سبک سنتی اشاره‌ها و کلمات نسبتا جدیدی داخل خودش دارن و خوب فکر کنم می‌شه گفت ترکیبی از سنگینی کلمات قدیمی و تازگی ایده های جوونیه.

مضمون اشعار این کتاب مثل بقیه اشعار علیرضا بدیع عاشقانه است ولی در این کتاب به شکل متفاوت و خاصی به تصویر کشیده شدن. شاعر سعی کرده تا با استفاده از افسانه‌ها و داستان‌های خیالی مثل دیو و دلبر، چراغ جادو و افسانه‌های جن و پری به این کتاب روح متفاوتی ببخشه.

تصویر آفرینی‌های این کتاب بی‌نظیر و زیبا ست و به خوبی مخاطب رو وارد حال و هوای این کتاب می‌کنه. شاعر در این کتاب با استفاده از واژه‌هایی مثل ديو و شيطان، جن و پری، کژدم و ماهی، جمبل و جادو و بسياری واژگانی از اين دست تصاويری رويايی و جسورانه‌ خلق می‌کنه.

📚در مجموع اگه دوست دارین کتاب شعری خاص و متفاوت بخونین که با سبکی سنتی شما رو به درون افسانه‌های قدیمی ببره و وارد دنیای خیال کنه این کتاب رو بهتون پیشنهاد می‌کنم.

پ.ن: آهنگ ماهی و من از یکی از شعرهای این کتاب گرفته شده که قبلا براتون داخل کانال گذاشتم

💬نظر شما درباره این کتاب چیه؟

✍️نویسنده: آرونیا

@book_dot_com📚
👍3
#حسوحال

💫شعر های کتاب شناسنامه یک جن یه همچین وایبی داره.
تو رو می‌بره به دنیای خیال. جوری که انگار هر برگ بخشی از یه افسانه قدیمیه.

@book_dot_com📚
4👌1
🌙شب‌های عربی

ای حاصلِ جمعِ پری و کژدم و ماهی!
یک نیمه طرب‌زایی و یک نیمه تباهی!

گیسوی تو تعبیر هزاران شب بغداد!
چون خواب شب باز‌پسین، تامتناهی!

گیسوی بلافاصله از کفر و یقین‌ات،
هم‌فرش شیاطین شده، هم عرش الهی!

در سایه‌ی هر پلک تو جمع‌اند خدایان
نزدیک‌ترین راه رسیدن به سیاهی!

دل‌سنگی از آن دست که کشکول دراویش
دل‌نازک از آن روی که آیینه‌ی شاهی

در شعر شکوه تو به تصویر نگنجد
چون کوه مصور شده بر کاغذ کاهی

آبان مجسم شده! سرخ است دلم باز...
این سیب می‌افتد... چه بخواهی... چه نخواهی...

📖شناسنامه یک جن
✍️علیرضا بدیع

#شبانگاه
#شب_شعر

@Book_dot_com📚
2🔥1
#پاورقی

📍می‌دونین کدوم کتاب‌ها بیشترین آمار خونده شدن رو دارن؟

کتاب مقدس مسیحیان بیشترین تعداد خونده شدن رو داره و بعد از اون کتاب نقل قول‌هایی از مائو تسه‌تونگ و سری کتاب‌های هری پاتر بقرار دارن.

@Book_dot_com📚
2
🌙هفتاد سال سیاه

آیا مقصودم نوشتن وصیت‌نامه است هرگز، چون نه مال دارم که دیوان خورند و نه دین دارم که شیطان ببرد وانگهی چه چیزی روی زمین می‌تواند برایم کوچک‌ترین ارزش را داشته باشد.
آن‌چه که زندگی بوده است از دست داده‌ام، گذاشتم و خواستم از دستم برود و بعد از آن‌که من رفتم، به درک، می‌خواهد کسی کاغذ پاره‌های مرا بخواند، می‌خواهد هفتاد سال سیاه هم نخواند.

📖بوف کور
✍️صادق هدایت

#شبانگاه

@Book_dot_com 📚
#جاکتابی

🪧اینا قفسه‌های مخصوص کتابن که در مکان‌های عمومی قرار گرفتن.

🏬قفسه‌های کتاب عمومی

@Book_dot_com📚
4