#پاورقی
📍تا حالا درباره کتابی که در انتخاب کلمات محدودیت داره چیزی شنیدین؟
کتاب Alphabetical Africa در واقع یه آزمایش نوشتاری محدوده که توسط والتر آبیش نوشته شده.
در نیمه اول کتاب کار به این صورته که فصل اول فقط شامل کلماتی میشه که با حرف a شروع میشن، فصل دوم فقط شامل کلماتیه که با a یا b شروع میشن و همینطور میره تا در فصل ۲۶ و با اضافه شدن حرف z محدودیت تموم میشه.
در نیمه دوم کتاب حروف به ترتیب اضافه شدن حذف میشن. بنابراین، کلمات z در فصل 27، y در فصل 28 حذف میشن و همینطور ادامه پیدا میکنه تا آخر.
پ.ن: این حرکت بیشتر برای تمرین نوشتنه و کتابش داستان قوی نداره و حتی در برخی قسمتها گنگه.
@Book_dot_com📚
📍تا حالا درباره کتابی که در انتخاب کلمات محدودیت داره چیزی شنیدین؟
کتاب Alphabetical Africa در واقع یه آزمایش نوشتاری محدوده که توسط والتر آبیش نوشته شده.
در نیمه اول کتاب کار به این صورته که فصل اول فقط شامل کلماتی میشه که با حرف a شروع میشن، فصل دوم فقط شامل کلماتیه که با a یا b شروع میشن و همینطور میره تا در فصل ۲۶ و با اضافه شدن حرف z محدودیت تموم میشه.
در نیمه دوم کتاب حروف به ترتیب اضافه شدن حذف میشن. بنابراین، کلمات z در فصل 27، y در فصل 28 حذف میشن و همینطور ادامه پیدا میکنه تا آخر.
پ.ن: این حرکت بیشتر برای تمرین نوشتنه و کتابش داستان قوی نداره و حتی در برخی قسمتها گنگه.
@Book_dot_com📚
👍2❤1
🌙 آسیبهای کودکی
کم پیش میآید روانشناس ها چیزی را به طور قطعی بدانند؛ اما یکی از چیزهایی که آن را قطعی میدانند این است که آسیبهای دوران کودکی میتواند ما را نابود کند.
📖اوضاع خیلی خراب است
✍🏻 مارک منسن
💬نظر شما درباره این موضوع چیه؟
#شبانگاه
@Book_dot_com📚
کم پیش میآید روانشناس ها چیزی را به طور قطعی بدانند؛ اما یکی از چیزهایی که آن را قطعی میدانند این است که آسیبهای دوران کودکی میتواند ما را نابود کند.
📖اوضاع خیلی خراب است
✍🏻 مارک منسن
💬نظر شما درباره این موضوع چیه؟
#شبانگاه
@Book_dot_com📚
👍3
#جاکتابی
🪧اینجا یه کتابخونه خفن با معماری جذابه.
این مکان سال ۱۸۷۳ میلادی تاسیس شده. در اون زمان با هدف استفاده به عنوان مدرسه عمومی ساخته شده اما کم کم سال ۱۸۸۹ کتابخونه عمومی شهر شد.
نمای بیرونی اون شبیه به چند کتاب قطوره که کنار هم چیده شدهان. اینجا فقط مختص علاقه مندان به مطالعه نیست و فعالیتهای دیگهای مثل پخش فیلم، بازیها و سرگرمیهایی برای نوجوانان، شعرخوانی و موسیقی و ….. نیز در اون انجام میشه.
🏬کتابخانه عمومی کانزاسسیتی|Kansas City Public Library
@Book_dot_com📚
🪧اینجا یه کتابخونه خفن با معماری جذابه.
این مکان سال ۱۸۷۳ میلادی تاسیس شده. در اون زمان با هدف استفاده به عنوان مدرسه عمومی ساخته شده اما کم کم سال ۱۸۸۹ کتابخونه عمومی شهر شد.
نمای بیرونی اون شبیه به چند کتاب قطوره که کنار هم چیده شدهان. اینجا فقط مختص علاقه مندان به مطالعه نیست و فعالیتهای دیگهای مثل پخش فیلم، بازیها و سرگرمیهایی برای نوجوانان، شعرخوانی و موسیقی و ….. نیز در اون انجام میشه.
🏬کتابخانه عمومی کانزاسسیتی|Kansas City Public Library
@Book_dot_com📚
🤩5❤1
🌙خنده با دهان بسته
وقتی با کسی صحبت میکردم سعی میکردم همه این کارها را انجام دهم، اما همیشه با دهان بسته لبخند میزدم، زیرا وقتی در زمان بچگی روزی در حین زمین خوردن لب بالاییام به میز قهوهخوری خورد و دندان شیری جلویام را کنده شد. به همین دلیل دندان جلوی من کج شد و به رنگ قهوهای تیره تغییر رنگ داد. پدر و مادرم پولی برای رفع آن نداشتند. من خجالت میکشیدم لبخند بزنم و دندان کج رنگ شدهام دیده شود و سعی میکردم مدام دهانم را بسته نگه دارم.
📖 مغازهی جادویی
✍️جیمز دوتی
💬شما نقصی دارین که پنهان کردنش براتون تبدیل به یه عادت شده باشه؟
#شبانگاه
@Book_dot_com📚
وقتی با کسی صحبت میکردم سعی میکردم همه این کارها را انجام دهم، اما همیشه با دهان بسته لبخند میزدم، زیرا وقتی در زمان بچگی روزی در حین زمین خوردن لب بالاییام به میز قهوهخوری خورد و دندان شیری جلویام را کنده شد. به همین دلیل دندان جلوی من کج شد و به رنگ قهوهای تیره تغییر رنگ داد. پدر و مادرم پولی برای رفع آن نداشتند. من خجالت میکشیدم لبخند بزنم و دندان کج رنگ شدهام دیده شود و سعی میکردم مدام دهانم را بسته نگه دارم.
📖 مغازهی جادویی
✍️جیمز دوتی
💬شما نقصی دارین که پنهان کردنش براتون تبدیل به یه عادت شده باشه؟
#شبانگاه
@Book_dot_com📚
👌1
#شناسنامه
✍🏻سید مجتبی آقابزرگ علوی
زادهی: ۱۳ بهمن ۱۲۸۳
درگذشت: ۲۸ بهمن ۱۳۷۵
ملیت: ایرانی🇮🇷
فعالیتها: نویسندهی واقعگرا، سیاستمدار چپگرا، روزنامهنگار نوگرا، استاد زبان فارسی، مترجم، منتقد، فرهنگنامهنویس
📚آثار: گیلهمرد، چمدان، ورقپاره های زندان، ۵۳ نفر، چشمهایش
@Book_dot_com📚
✍🏻سید مجتبی آقابزرگ علوی
زادهی: ۱۳ بهمن ۱۲۸۳
درگذشت: ۲۸ بهمن ۱۳۷۵
ملیت: ایرانی🇮🇷
فعالیتها: نویسندهی واقعگرا، سیاستمدار چپگرا، روزنامهنگار نوگرا، استاد زبان فارسی، مترجم، منتقد، فرهنگنامهنویس
📚آثار: گیلهمرد، چمدان، ورقپاره های زندان، ۵۳ نفر، چشمهایش
@Book_dot_com📚
❤2
📜زندگی نامهی "بزرگ علوی"
بزرگ علوی در ۱۳ بهمن ماه ۱۲۸۳ (سوم فوریه ۱۹۰۴) در محلۀ چال میدان تهران متولد شد.
پدر او سید ابوالحسن و پدر بزرگش سید محمد صراف نمایندهٔ نخستین دوره مجلس شورای ملی بود.
مادر وی نوهٔ مجتهدی به نام محمد حسین طباطبایی بود.
سید ابوالحسن علوی و همسرش خدیجه قمر السادات که از طرفداران مشروطیت بودند، سه دختر و سه پسر، مجموعاً شش فرزند، داشتند که مجتبی فرزند سوم آنان بود.
علوی همپای صادق هدایت در دگرگونی داستاننویسی ایران تأثیر گذاشت و همانند او به سبک واقعگرایی میپرداخت؛ «با گرایشهای رومانتیکی که در روحیهٔ ایرانی ریشه دارد.»و با نثری که «طنین زیبا پرستانهای دارد»، در داستانپردازیهایش به نوآوری گرایش داشت.
در بیشتر آثارش، ابتدا گِرِهی هست و حادثهٔ اصلی پیشتر روی دادهاست و راوی، حادثهٔ داستان را بازسازی میکند.این شگرد را اساساً ویژهٔ ادبیات پلیسی میدانند.
به سبک واقعگرایی اجتماعی میپرداخت و در داستانهایش به نابسامانیهای اجتماعی روی میآورد؛ شخصیتهای داستانهایش پویا یا مبارز هستند.
در ۱۳۰۲/۱۹۲۳م همراه پدرش به آلمان رفت و در رشته علوم تربیتی و روانشناسی ادامهٔ تحصیل داد تا در ایران آموزگار شود.
پدرش سید ابوالحسن علوی از کنشگران سیاسی بود که در ۱۳۰۶/۱۹۲۷م در برلین خودکشی کرد.بزرگ علوی سال بعد به ایران بازگشت و در مدرسه صنعتی شیراز یک سال به تدریس زبان آلمانی پرداخت.
او که از نسل نخستین دانشآموختگان ایرانیِ اروپا در آغاز سدهٔ ۱۴ ه.ش (دهه ۱۹۲۰م) بهشمار میرفت، نخستین داستان برجستهاش، «سربازِ سُربی» را در دههٔ ۱۳۰۰ش نگاشت.
در ۱۳۰۸/ ۱۹۲۹م در تهران، تدریس و نویسندگی را ادامه داد.
ترجمهٔ کتاب حماسه ملی ایران از تئودور نولدکه را آغاز کرد و بخشهایی از آن را در مجلهٔ شرق (سعید نفیسی) چاپ کرد.
در ۱۳۱۰/۱۹۳۱م با صادق هدایت آشنا شد و همراه مسعود فرزاد و مجتبی مینوی، گروه نوگرای ربعه را در برابر ادیبان سنتگرا برپا کرد.سپس بهطور مشترک با صادق هدایت و شین پرتو، مجموعه داستان انیران را در همان سال چاپ کرد. در این دوران در مجله دنیا با تقی ارانی نیز همکاری میکرد و با نام مستعار «فریدون ناخدا» مقاله مینوشت.
نخستین مجموعه داستان خود را در ۱۳۱۳/۱۹۳۴م با عنوان چمدان نشر کرد که تأثیرپذیریاش از صادق هدایت و روانکاوی زیگموند فروید در آن آشکار است.
در اردیبهشت ۱۳۱۶/آوریل ۱۹۳۷م همراه گروه پنجاه و سه نفر دستگیر، محاکمه و به جرم پیروی از کمونیسم به هفت سال زندان محکوم شد؛ تا شهریور ۱۳۲۰ /اوت ۱۹۴۱م زندانی ماند.
بزرگ علوی در آثاری که پس از رهایی از زندان نوشت، به واقعگرایی انتقادی پرداخت.
در ورقپارههای زندان (۱۳۲۰/ ۱۹۴۱) که آن را پنهانی در زندان میتوانست ثبت کند، روزانهنویسیها و خواستههای همبندیان خود را آشکار ساخت.
۵۳ نفر نیز از دوران زندانش سخن میگوید و تصویری است از مبارزههای روشنفکران در دورهٔ پهلوی اول. در ۷ مهر همان سال، عضو حزب توده ایران و از اعضای بنیانگذار آن شد،در ۱۳۲۲/ ۱۹۴۳م عضو هیئت مدیرهٔ انجمن روابط فرهنگی ایران و شوروی و سردبیر پیام نو شد و تا ۱۳۳۰/ ۱۹۵۱م ترجمهها، نقدها، داستانها و سفرنامههایی در این مجله و مجلات سخن و مردم به چاپ رساند.
در برگزاری نخستین کنگرهٔ نویسندگان ایران در تیر ۱۳۲۵/ ژوئن ۱۹۴۶م مشارکت فعال داشت.
سومین مجموعه داستان خود، نامهها را در ۱۳۳۰/۱۹۵۱ پایان داد که مضمونش پیرامون اختلاف میان پدران و پسران است که در راه پیشرفت و پیشبرد با محافظهکاران مبارزه میکنند.
شاهکار خود، چشمهایش را در ۱۳۳۱/۱۹۵۲ چاپ کرد که رمانتیک و بر بستر مسائل سیاسی و مبارزاتی نوشته شدهاست.
در ابتدای تابستان ۱۳۳۲/ژوئن ۱۹۵۳ برای شرکت در یک جشنوارهٔ ادبی به پراگ رفت.
بههنگام کودتای ۲۸ مرداد، به آلمان شرقی رفت و پس از مدتی، به استادی دانشگاه هومبولت در رشتهٔ زبان و ادبیات فارسی منصوب شد.
سپس در سالهای بعد، به ایرانشناسی روی آورد و داستانهایی دربارهٔ امیدها و رنجهای مهاجران و آوارگان ایرانی در اروپا نگاشت. برخی از آن داستانها را در مجموعههای میرزا و مجلهی کاوه منتشر کرد.
رمانی با عنوان سالاریها (۱۳۵۷/ ۱۹۷۸) دربارهٔ تحولات خانوادهای اشرافی در دهه ۱۳۰۰/ ۱۹۲۰ نوشت.
در موریانه (۱۳۷۲/ ۱۹۹۳)، واپسین سالهای پادشاهی ایران را از دید یک مقام ساواک بررسی کرد.
رمان روایت را دربارهٔ زندگی یک مبارز حزبی در سالهای پیش و پس از کودتای ۲۸ مرداد نوشت که پس از مرگش در ۱۳۷۷/ ۱۹۹۸ چاپ شد.
او را از نویسندگان برجستهٔ ایرانی در سده ۲۰م میدانند که ابتکار ویژهٔ داستاننویسی داشته وآثارشان راهگشای نسلی نوگرا شد و نفوذشان به اندازهای بود که واقعگرایی بر داستاننویسی ایرانی چیرگی همیشگی یافت.
💬شما دیگه چه چیزهایی درباره این نویسنده میدونین؟
@Book_dot_com📚
بزرگ علوی در ۱۳ بهمن ماه ۱۲۸۳ (سوم فوریه ۱۹۰۴) در محلۀ چال میدان تهران متولد شد.
پدر او سید ابوالحسن و پدر بزرگش سید محمد صراف نمایندهٔ نخستین دوره مجلس شورای ملی بود.
مادر وی نوهٔ مجتهدی به نام محمد حسین طباطبایی بود.
سید ابوالحسن علوی و همسرش خدیجه قمر السادات که از طرفداران مشروطیت بودند، سه دختر و سه پسر، مجموعاً شش فرزند، داشتند که مجتبی فرزند سوم آنان بود.
علوی همپای صادق هدایت در دگرگونی داستاننویسی ایران تأثیر گذاشت و همانند او به سبک واقعگرایی میپرداخت؛ «با گرایشهای رومانتیکی که در روحیهٔ ایرانی ریشه دارد.»و با نثری که «طنین زیبا پرستانهای دارد»، در داستانپردازیهایش به نوآوری گرایش داشت.
در بیشتر آثارش، ابتدا گِرِهی هست و حادثهٔ اصلی پیشتر روی دادهاست و راوی، حادثهٔ داستان را بازسازی میکند.این شگرد را اساساً ویژهٔ ادبیات پلیسی میدانند.
به سبک واقعگرایی اجتماعی میپرداخت و در داستانهایش به نابسامانیهای اجتماعی روی میآورد؛ شخصیتهای داستانهایش پویا یا مبارز هستند.
در ۱۳۰۲/۱۹۲۳م همراه پدرش به آلمان رفت و در رشته علوم تربیتی و روانشناسی ادامهٔ تحصیل داد تا در ایران آموزگار شود.
پدرش سید ابوالحسن علوی از کنشگران سیاسی بود که در ۱۳۰۶/۱۹۲۷م در برلین خودکشی کرد.بزرگ علوی سال بعد به ایران بازگشت و در مدرسه صنعتی شیراز یک سال به تدریس زبان آلمانی پرداخت.
او که از نسل نخستین دانشآموختگان ایرانیِ اروپا در آغاز سدهٔ ۱۴ ه.ش (دهه ۱۹۲۰م) بهشمار میرفت، نخستین داستان برجستهاش، «سربازِ سُربی» را در دههٔ ۱۳۰۰ش نگاشت.
در ۱۳۰۸/ ۱۹۲۹م در تهران، تدریس و نویسندگی را ادامه داد.
ترجمهٔ کتاب حماسه ملی ایران از تئودور نولدکه را آغاز کرد و بخشهایی از آن را در مجلهٔ شرق (سعید نفیسی) چاپ کرد.
در ۱۳۱۰/۱۹۳۱م با صادق هدایت آشنا شد و همراه مسعود فرزاد و مجتبی مینوی، گروه نوگرای ربعه را در برابر ادیبان سنتگرا برپا کرد.سپس بهطور مشترک با صادق هدایت و شین پرتو، مجموعه داستان انیران را در همان سال چاپ کرد. در این دوران در مجله دنیا با تقی ارانی نیز همکاری میکرد و با نام مستعار «فریدون ناخدا» مقاله مینوشت.
نخستین مجموعه داستان خود را در ۱۳۱۳/۱۹۳۴م با عنوان چمدان نشر کرد که تأثیرپذیریاش از صادق هدایت و روانکاوی زیگموند فروید در آن آشکار است.
در اردیبهشت ۱۳۱۶/آوریل ۱۹۳۷م همراه گروه پنجاه و سه نفر دستگیر، محاکمه و به جرم پیروی از کمونیسم به هفت سال زندان محکوم شد؛ تا شهریور ۱۳۲۰ /اوت ۱۹۴۱م زندانی ماند.
بزرگ علوی در آثاری که پس از رهایی از زندان نوشت، به واقعگرایی انتقادی پرداخت.
در ورقپارههای زندان (۱۳۲۰/ ۱۹۴۱) که آن را پنهانی در زندان میتوانست ثبت کند، روزانهنویسیها و خواستههای همبندیان خود را آشکار ساخت.
۵۳ نفر نیز از دوران زندانش سخن میگوید و تصویری است از مبارزههای روشنفکران در دورهٔ پهلوی اول. در ۷ مهر همان سال، عضو حزب توده ایران و از اعضای بنیانگذار آن شد،در ۱۳۲۲/ ۱۹۴۳م عضو هیئت مدیرهٔ انجمن روابط فرهنگی ایران و شوروی و سردبیر پیام نو شد و تا ۱۳۳۰/ ۱۹۵۱م ترجمهها، نقدها، داستانها و سفرنامههایی در این مجله و مجلات سخن و مردم به چاپ رساند.
در برگزاری نخستین کنگرهٔ نویسندگان ایران در تیر ۱۳۲۵/ ژوئن ۱۹۴۶م مشارکت فعال داشت.
سومین مجموعه داستان خود، نامهها را در ۱۳۳۰/۱۹۵۱ پایان داد که مضمونش پیرامون اختلاف میان پدران و پسران است که در راه پیشرفت و پیشبرد با محافظهکاران مبارزه میکنند.
شاهکار خود، چشمهایش را در ۱۳۳۱/۱۹۵۲ چاپ کرد که رمانتیک و بر بستر مسائل سیاسی و مبارزاتی نوشته شدهاست.
در ابتدای تابستان ۱۳۳۲/ژوئن ۱۹۵۳ برای شرکت در یک جشنوارهٔ ادبی به پراگ رفت.
بههنگام کودتای ۲۸ مرداد، به آلمان شرقی رفت و پس از مدتی، به استادی دانشگاه هومبولت در رشتهٔ زبان و ادبیات فارسی منصوب شد.
سپس در سالهای بعد، به ایرانشناسی روی آورد و داستانهایی دربارهٔ امیدها و رنجهای مهاجران و آوارگان ایرانی در اروپا نگاشت. برخی از آن داستانها را در مجموعههای میرزا و مجلهی کاوه منتشر کرد.
رمانی با عنوان سالاریها (۱۳۵۷/ ۱۹۷۸) دربارهٔ تحولات خانوادهای اشرافی در دهه ۱۳۰۰/ ۱۹۲۰ نوشت.
در موریانه (۱۳۷۲/ ۱۹۹۳)، واپسین سالهای پادشاهی ایران را از دید یک مقام ساواک بررسی کرد.
رمان روایت را دربارهٔ زندگی یک مبارز حزبی در سالهای پیش و پس از کودتای ۲۸ مرداد نوشت که پس از مرگش در ۱۳۷۷/ ۱۹۹۸ چاپ شد.
او را از نویسندگان برجستهٔ ایرانی در سده ۲۰م میدانند که ابتکار ویژهٔ داستاننویسی داشته وآثارشان راهگشای نسلی نوگرا شد و نفوذشان به اندازهای بود که واقعگرایی بر داستاننویسی ایرانی چیرگی همیشگی یافت.
💬شما دیگه چه چیزهایی درباره این نویسنده میدونین؟
@Book_dot_com📚
❤2
🌙محو شدن درخشش
زندگی عجیبه نه؟ میتونی یه لحظه مدهوش چیزی بشی و حاضر باشی همه چیز رو فدا کنی تا مال تو بشه اما وقتی زمان میگذره یا وقتی دیدگاهت کمی عوض میشه، یکدفعه از محو شدن اون درخشش یکه میخوری و متعجب میشی که من به چی داشتم نگاه میکردم.
📖شهرزاد
✍🏻هاروکی موراکامی
💬شما چیزی داشتین که زمانی براتون خیلی با ارزش بوده باشه و بعد بفهمین هیچ ارزشی نداشته؟
#شبانگاه
@Book_dot_com📚
زندگی عجیبه نه؟ میتونی یه لحظه مدهوش چیزی بشی و حاضر باشی همه چیز رو فدا کنی تا مال تو بشه اما وقتی زمان میگذره یا وقتی دیدگاهت کمی عوض میشه، یکدفعه از محو شدن اون درخشش یکه میخوری و متعجب میشی که من به چی داشتم نگاه میکردم.
📖شهرزاد
✍🏻هاروکی موراکامی
💬شما چیزی داشتین که زمانی براتون خیلی با ارزش بوده باشه و بعد بفهمین هیچ ارزشی نداشته؟
#شبانگاه
@Book_dot_com📚
👍3
Mah O Mahi
Hojat Ashrafzadeh, Arash Bayat, Amir Bayat
#آهنگ
🎶ماه و ماهی
🎤حجت اشرف زاده
متن این آهنگ از شعری سروده شاعر معاصر علیرضا بدیع گرفته شده. شعر هم بخشی از کتاب شجرهنامهی یک جن هست که به نظر من یکی از زیباترین کتابهای شعر معاصره.
@Book_dot_com📚
🎶ماه و ماهی
🎤حجت اشرف زاده
متن این آهنگ از شعری سروده شاعر معاصر علیرضا بدیع گرفته شده. شعر هم بخشی از کتاب شجرهنامهی یک جن هست که به نظر من یکی از زیباترین کتابهای شعر معاصره.
@Book_dot_com📚
❤3
🎼متن شعر"ماه و ماهی"
تو ماهی و من ماهی این برکه ی کاشی
اندوه بزرگی است زمانی که نباشی
آه از نفس پاک تو و صبح نشابور
از چشم تو و حجره ی فیروزه تراشی
پلکی بزن ای مخزن اسرار که هر بار
فیروزه و الماس به آفاق بپاشی
ای باد سبکسار مرا بگذر و بگذار
هشدار که آرامش ما را نخراشی
هرگز به تو دستم نرسد ماه بلندم
اندوه بزرگی است چه باشی...چه نباشی...
علیرضا بدیع
@Book_dot_com📚
تو ماهی و من ماهی این برکه ی کاشی
اندوه بزرگی است زمانی که نباشی
آه از نفس پاک تو و صبح نشابور
از چشم تو و حجره ی فیروزه تراشی
پلکی بزن ای مخزن اسرار که هر بار
فیروزه و الماس به آفاق بپاشی
ای باد سبکسار مرا بگذر و بگذار
هشدار که آرامش ما را نخراشی
هرگز به تو دستم نرسد ماه بلندم
اندوه بزرگی است چه باشی...چه نباشی...
علیرضا بدیع
@Book_dot_com📚
❤3
دوست دارین هر چند وقت یه بار یه کتاب شعر معرفی کنم؟
Anonymous Poll
73%
آره حتما
27%
نه علاقهای ندارم
🌙بیروح
بعضی چیزها را نمیشود گفت. بعضی چیزها را احساس میکنید. رگ و پی شما را میتراشد، دل شما را آب میکند، اما وقتی میخواهید بیان کنید میبینید که بیرنگ و جلاست. مانند تابلویی ست که شاگردی از روی کار استاد ساخته باشد. عینا همان تابلوست. اما آن روح، آن چیزی که دل شما را میفشارد، در آن نیست.
📖چشمهایش
✍🏻بزرگ علوی
#شبانگاه
@Book_dot_com📚
بعضی چیزها را نمیشود گفت. بعضی چیزها را احساس میکنید. رگ و پی شما را میتراشد، دل شما را آب میکند، اما وقتی میخواهید بیان کنید میبینید که بیرنگ و جلاست. مانند تابلویی ست که شاگردی از روی کار استاد ساخته باشد. عینا همان تابلوست. اما آن روح، آن چیزی که دل شما را میفشارد، در آن نیست.
📖چشمهایش
✍🏻بزرگ علوی
#شبانگاه
@Book_dot_com📚
👍4
#معرفی_کتاب
📖کتاب: شجرهنامهی یک جن
✍️شاعر: علیرضا بدیع
انتشارات: فصل پنجم
ژانر: کتاب شعر
📜خلاصه کتاب: این کتاب شامل اشعار علیرضا بدیع در خلال سالهای 89 تا 92 میشه.
@book_dot_com📚
📖کتاب: شجرهنامهی یک جن
✍️شاعر: علیرضا بدیع
انتشارات: فصل پنجم
ژانر: کتاب شعر
📜خلاصه کتاب: این کتاب شامل اشعار علیرضا بدیع در خلال سالهای 89 تا 92 میشه.
@book_dot_com📚
❤2
🗞معرفی کتاب شعر"شناسنامهی یک جن"
کتاب شعر شناسنامهی یک جن اولین بار به خاطر اسمش نظر من رو جلب کرد و بعد از خوندنش واقعا عاشقش شدم.
سبک شعرهای این کتاب خاصه، حداقل در بین شعرهای شاعران این دوره. شعرها حال و هوایی قدیمی دارن و من وقتی اولین بار خوندم انتظار داشتم برای شاعر سالخوردهتری باشه تا جوونی سی ساله. البته شعرهای این کتاب علاوه بر سبک سنتی اشارهها و کلمات نسبتا جدیدی داخل خودش دارن و خوب فکر کنم میشه گفت ترکیبی از سنگینی کلمات قدیمی و تازگی ایده های جوونیه.
مضمون اشعار این کتاب مثل بقیه اشعار علیرضا بدیع عاشقانه است ولی در این کتاب به شکل متفاوت و خاصی به تصویر کشیده شدن. شاعر سعی کرده تا با استفاده از افسانهها و داستانهای خیالی مثل دیو و دلبر، چراغ جادو و افسانههای جن و پری به این کتاب روح متفاوتی ببخشه.
تصویر آفرینیهای این کتاب بینظیر و زیبا ست و به خوبی مخاطب رو وارد حال و هوای این کتاب میکنه. شاعر در این کتاب با استفاده از واژههایی مثل ديو و شيطان، جن و پری، کژدم و ماهی، جمبل و جادو و بسياری واژگانی از اين دست تصاويری رويايی و جسورانه خلق میکنه.
📚در مجموع اگه دوست دارین کتاب شعری خاص و متفاوت بخونین که با سبکی سنتی شما رو به درون افسانههای قدیمی ببره و وارد دنیای خیال کنه این کتاب رو بهتون پیشنهاد میکنم.
پ.ن: آهنگ ماهی و من از یکی از شعرهای این کتاب گرفته شده که قبلا براتون داخل کانال گذاشتم
💬نظر شما درباره این کتاب چیه؟
✍️نویسنده: آرونیا
@book_dot_com📚
کتاب شعر شناسنامهی یک جن اولین بار به خاطر اسمش نظر من رو جلب کرد و بعد از خوندنش واقعا عاشقش شدم.
سبک شعرهای این کتاب خاصه، حداقل در بین شعرهای شاعران این دوره. شعرها حال و هوایی قدیمی دارن و من وقتی اولین بار خوندم انتظار داشتم برای شاعر سالخوردهتری باشه تا جوونی سی ساله. البته شعرهای این کتاب علاوه بر سبک سنتی اشارهها و کلمات نسبتا جدیدی داخل خودش دارن و خوب فکر کنم میشه گفت ترکیبی از سنگینی کلمات قدیمی و تازگی ایده های جوونیه.
مضمون اشعار این کتاب مثل بقیه اشعار علیرضا بدیع عاشقانه است ولی در این کتاب به شکل متفاوت و خاصی به تصویر کشیده شدن. شاعر سعی کرده تا با استفاده از افسانهها و داستانهای خیالی مثل دیو و دلبر، چراغ جادو و افسانههای جن و پری به این کتاب روح متفاوتی ببخشه.
تصویر آفرینیهای این کتاب بینظیر و زیبا ست و به خوبی مخاطب رو وارد حال و هوای این کتاب میکنه. شاعر در این کتاب با استفاده از واژههایی مثل ديو و شيطان، جن و پری، کژدم و ماهی، جمبل و جادو و بسياری واژگانی از اين دست تصاويری رويايی و جسورانه خلق میکنه.
📚در مجموع اگه دوست دارین کتاب شعری خاص و متفاوت بخونین که با سبکی سنتی شما رو به درون افسانههای قدیمی ببره و وارد دنیای خیال کنه این کتاب رو بهتون پیشنهاد میکنم.
پ.ن: آهنگ ماهی و من از یکی از شعرهای این کتاب گرفته شده که قبلا براتون داخل کانال گذاشتم
💬نظر شما درباره این کتاب چیه؟
✍️نویسنده: آرونیا
@book_dot_com📚
👍3
#حسوحال
💫شعر های کتاب شناسنامه یک جن یه همچین وایبی داره.
تو رو میبره به دنیای خیال. جوری که انگار هر برگ بخشی از یه افسانه قدیمیه.
@book_dot_com📚
💫شعر های کتاب شناسنامه یک جن یه همچین وایبی داره.
تو رو میبره به دنیای خیال. جوری که انگار هر برگ بخشی از یه افسانه قدیمیه.
@book_dot_com📚
❤4👌1
🌙شبهای عربی
ای حاصلِ جمعِ پری و کژدم و ماهی!
یک نیمه طربزایی و یک نیمه تباهی!
گیسوی تو تعبیر هزاران شب بغداد!
چون خواب شب بازپسین، تامتناهی!
گیسوی بلافاصله از کفر و یقینات،
همفرش شیاطین شده، هم عرش الهی!
در سایهی هر پلک تو جمعاند خدایان
نزدیکترین راه رسیدن به سیاهی!
دلسنگی از آن دست که کشکول دراویش
دلنازک از آن روی که آیینهی شاهی
در شعر شکوه تو به تصویر نگنجد
چون کوه مصور شده بر کاغذ کاهی
آبان مجسم شده! سرخ است دلم باز...
این سیب میافتد... چه بخواهی... چه نخواهی...
📖شناسنامه یک جن
✍️علیرضا بدیع
#شبانگاه
#شب_شعر
@Book_dot_com📚
ای حاصلِ جمعِ پری و کژدم و ماهی!
یک نیمه طربزایی و یک نیمه تباهی!
گیسوی تو تعبیر هزاران شب بغداد!
چون خواب شب بازپسین، تامتناهی!
گیسوی بلافاصله از کفر و یقینات،
همفرش شیاطین شده، هم عرش الهی!
در سایهی هر پلک تو جمعاند خدایان
نزدیکترین راه رسیدن به سیاهی!
دلسنگی از آن دست که کشکول دراویش
دلنازک از آن روی که آیینهی شاهی
در شعر شکوه تو به تصویر نگنجد
چون کوه مصور شده بر کاغذ کاهی
آبان مجسم شده! سرخ است دلم باز...
این سیب میافتد... چه بخواهی... چه نخواهی...
📖شناسنامه یک جن
✍️علیرضا بدیع
#شبانگاه
#شب_شعر
@Book_dot_com📚
❤2🔥1
#پاورقی
📍میدونین کدوم کتابها بیشترین آمار خونده شدن رو دارن؟
کتاب مقدس مسیحیان بیشترین تعداد خونده شدن رو داره و بعد از اون کتاب نقل قولهایی از مائو تسهتونگ و سری کتابهای هری پاتر بقرار دارن.
@Book_dot_com📚
📍میدونین کدوم کتابها بیشترین آمار خونده شدن رو دارن؟
کتاب مقدس مسیحیان بیشترین تعداد خونده شدن رو داره و بعد از اون کتاب نقل قولهایی از مائو تسهتونگ و سری کتابهای هری پاتر بقرار دارن.
@Book_dot_com📚
❤2