#حسوحال
💫حسی که کتاب فرانکشتاین به آدم میده یه همچین چیزیه.
ترکیب علمی جنون آمیز، ترس از ناشناختهها و شاید عشقی احمقانه.
@book_dot_com📚
💫حسی که کتاب فرانکشتاین به آدم میده یه همچین چیزیه.
ترکیب علمی جنون آمیز، ترس از ناشناختهها و شاید عشقی احمقانه.
@book_dot_com📚
❤2
🌙به یک دوست نیاز دارم.
اما یک خواسته هست که تاکنون هرگز نتوانستهام برآوردهاش کنم و احساس میکنم که این کمبود برایم بسیار زیانبار بوده است. من دوستی ندارم، مارگارت! وقتی که از هیجان ناشی از موفقیت سرمستم، هیچکس نیست که در این شادی با من شریک باشد و اگر در اثر یأس، دچار عجز شوم، هیچکس سعی نمیکند که برای مقابله با افسردگی، به من دلداری دهد. درست است که من افکارم را روی کاغذ میآورم؛ اما این وسیلهی مناسبی برای تبادل احساس نیست. کاش دوستی همراهم بود که میتوانست با من همدردی کند و با چشمانش با من سخن بگوید. خواهر عزیزم! شاید فکر کنی من احساساتی شدهام؛ اما شدیداً به یک دوست نیاز دارم.
📖فرانکنشتاین
✍️مری شلی
#شبانگاه
@Book_dot_com 📚
اما یک خواسته هست که تاکنون هرگز نتوانستهام برآوردهاش کنم و احساس میکنم که این کمبود برایم بسیار زیانبار بوده است. من دوستی ندارم، مارگارت! وقتی که از هیجان ناشی از موفقیت سرمستم، هیچکس نیست که در این شادی با من شریک باشد و اگر در اثر یأس، دچار عجز شوم، هیچکس سعی نمیکند که برای مقابله با افسردگی، به من دلداری دهد. درست است که من افکارم را روی کاغذ میآورم؛ اما این وسیلهی مناسبی برای تبادل احساس نیست. کاش دوستی همراهم بود که میتوانست با من همدردی کند و با چشمانش با من سخن بگوید. خواهر عزیزم! شاید فکر کنی من احساساتی شدهام؛ اما شدیداً به یک دوست نیاز دارم.
📖فرانکنشتاین
✍️مری شلی
#شبانگاه
@Book_dot_com 📚
❤2
Forwarded from فرش بوک
درسته که سالهای زیادی ایران زندگی نکردم، از خانواده دور بودم، از بودن کنار عزیزانم محروم بودم، ولی…
ولی با آدمهای مختلف با دین و اعتقادهای مختلف از شهر و کشورهای گوناگون ، آشنا شدم.
خیلی از حرفهایی که میشنوم یا قضاوت هایی که میبینم، برام عجیبه، از واقعیت دوره …
براتون از تجربه هام بیشتر خواهم گفت…
#درست_بدونیم
#اینجا_چه_خبر
@freshfarshbook
ولی با آدمهای مختلف با دین و اعتقادهای مختلف از شهر و کشورهای گوناگون ، آشنا شدم.
خیلی از حرفهایی که میشنوم یا قضاوت هایی که میبینم، برام عجیبه، از واقعیت دوره …
براتون از تجربه هام بیشتر خواهم گفت…
#درست_بدونیم
#اینجا_چه_خبر
@freshfarshbook
فرش بوک
درسته که سالهای زیادی ایران زندگی نکردم، از خانواده دور بودم، از بودن کنار عزیزانم محروم بودم، ولی… ولی با آدمهای مختلف با دین و اعتقادهای مختلف از شهر و کشورهای گوناگون ، آشنا شدم. خیلی از حرفهایی که میشنوم یا قضاوت هایی که میبینم، برام عجیبه، از واقعیت…
بچه ها
قراره بریم لندن گردی😁
عضو این چنل بشین باهم بریم ببینیم لندن چه خبره
قراره بریم لندن گردی😁
عضو این چنل بشین باهم بریم ببینیم لندن چه خبره
#پاورقی
📍تا حالا درباره کتابی با عنوانی یک صفحهای چیزی شنیدین؟
معمولا عنوان هر کتاب ۲ تا نهایتا ۶ کلمه داره. اما کتابی از نویسندهای هندی به نام Vityala Yehindra دارای عنوانی با بیش از ۳۷۰۰ کلمه است که چیزی معادل یک صفحهی کامل کتابه. در واقع تمام خطوطی که روی صفحه میبینین بخشی از عنوان کتابه!
این کتاب در رکوردهای گینس ثبت شده.
پ.ن: این کتاب به عنوان یک اثر منتشر شده در نسخههای گسترده قابل دسترسی نیست و بیشتر یه تلاش شخصی برای ثبت رکورد بوده.
@Book_dot_com📚
📍تا حالا درباره کتابی با عنوانی یک صفحهای چیزی شنیدین؟
معمولا عنوان هر کتاب ۲ تا نهایتا ۶ کلمه داره. اما کتابی از نویسندهای هندی به نام Vityala Yehindra دارای عنوانی با بیش از ۳۷۰۰ کلمه است که چیزی معادل یک صفحهی کامل کتابه. در واقع تمام خطوطی که روی صفحه میبینین بخشی از عنوان کتابه!
این کتاب در رکوردهای گینس ثبت شده.
پ.ن: این کتاب به عنوان یک اثر منتشر شده در نسخههای گسترده قابل دسترسی نیست و بیشتر یه تلاش شخصی برای ثبت رکورد بوده.
@Book_dot_com📚
🤯2
🌙سالم مثل کادوی باز نشده
دنیا که تموم نشده، آدمها میآیند که یک روز بروند فلسفه آمدنشان همان رفتنشان است، یکی ده ساله یکی صد ساله، هر چه کمتر در این دنیا بمانند، کمتر رودخانهی کنار چشمهایشان گود میشود؛ کمتر بدی میبینند و کمتر بدی میکنند وقتی در بچگی میروند مثل یک کادوی باز نشده سالم میمانند .
📖قابهای خالی
✍️فهیم عطار
#شبانگاه
@Book_dot_com 📚
دنیا که تموم نشده، آدمها میآیند که یک روز بروند فلسفه آمدنشان همان رفتنشان است، یکی ده ساله یکی صد ساله، هر چه کمتر در این دنیا بمانند، کمتر رودخانهی کنار چشمهایشان گود میشود؛ کمتر بدی میبینند و کمتر بدی میکنند وقتی در بچگی میروند مثل یک کادوی باز نشده سالم میمانند .
📖قابهای خالی
✍️فهیم عطار
#شبانگاه
@Book_dot_com 📚
❤3
#جاکتابی
🪧اینا چندتا قفسه کتاب کلاسیکن.
به نظر من یکی از جذابترین کتابخونهها مدلهای کلاسیک هستن. یه وایب جالبی دارن که خیلی به کتاب خوندن میان.
🏬قفسه کتاب خونگی
💬نظر شما درباره کتابخونههای کلاسیک چیه؟
@Book_dot_com📚
🪧اینا چندتا قفسه کتاب کلاسیکن.
به نظر من یکی از جذابترین کتابخونهها مدلهای کلاسیک هستن. یه وایب جالبی دارن که خیلی به کتاب خوندن میان.
🏬قفسه کتاب خونگی
💬نظر شما درباره کتابخونههای کلاسیک چیه؟
@Book_dot_com📚
❤6👍1
🌙خوشبختی نامطمئن
هنگامی که دروغ جایگزین حقیقت میشود و خود را واقعیت نشان میدهد ، چه گونه میتوان اطمینانی به خوشبختی داشت؟
📖فرانکنشتاین
✍️مری شلی
#شبانگاه
@Book_dot_com 📚
هنگامی که دروغ جایگزین حقیقت میشود و خود را واقعیت نشان میدهد ، چه گونه میتوان اطمینانی به خوشبختی داشت؟
📖فرانکنشتاین
✍️مری شلی
#شبانگاه
@Book_dot_com 📚
#پاسپورت
✍🏻پل گیوم آندره ژید
زادهی: ۲۲ نوامبر ۱۸۶۹
درگذشت: ۱۹ فوریهٔ ۱۹۵۱
ملیت: فرانسوی🇫🇷
فعالیتها: رماننویس، مقالهنویس، نمایشنامهنویس.
📚آثار:سردابهای واتیکان، یادداشتهای روزانهی آندره والتر، رسالهی نرگس، شعرهای آندره والتر، سفر اورین، مائدههای زمینی، پرومتهی سست زنجیر، ضد اخلاق، آمنتاس، در تنگ، ایزابل، سمفونی روستایی، کوریدون، اگر دانه نمیرد، سکه سازان، سفر به کنگو، بازگشت از چاد، اودیپ، بازگشت از شوروی، بهانه و بهانههای تازه
@book_dot_com📚
✍🏻پل گیوم آندره ژید
زادهی: ۲۲ نوامبر ۱۸۶۹
درگذشت: ۱۹ فوریهٔ ۱۹۵۱
ملیت: فرانسوی🇫🇷
فعالیتها: رماننویس، مقالهنویس، نمایشنامهنویس.
📚آثار:سردابهای واتیکان، یادداشتهای روزانهی آندره والتر، رسالهی نرگس، شعرهای آندره والتر، سفر اورین، مائدههای زمینی، پرومتهی سست زنجیر، ضد اخلاق، آمنتاس، در تنگ، ایزابل، سمفونی روستایی، کوریدون، اگر دانه نمیرد، سکه سازان، سفر به کنگو، بازگشت از چاد، اودیپ، بازگشت از شوروی، بهانه و بهانههای تازه
@book_dot_com📚
❤3
📜زندگینامه"آندره ژید"
آندره ژید نویسندهٔ نامدار فرانسوی، که به مدت نیم قرن حضوری نمایان در عرصهٔ ادب فرانسه داشت و تأثیر شگفتآور نوشتههایش در سالهای پس از جنگ جهانی بر اکثر مخاطبان و به ویژه بر نسل جوان انکارناپذیر است، به سال ۱۸۶۹ در پاریس، چشم به جهان گشود.
پدرش استاد حقوق و مادرش دختر یکی از بورژواهای ثروتمند نرماندی بود.
ژید در خانوادهای پایبند به سنتهای مذهب پروتستان پرورش یافت و سالهای نوجوانی و جوانی او، تحت تأثیر این امر قرار گرفت.
در کودکی، به سبب بیماری نتوانست بهطور منظم به تحصیل در مدرسه ادامه دهد. اما از آنجا که در خانوادهای علاقهمند به علم و فرهنگ میزیست، توانست این کمبود را به خوبی جبران کند و در خانه به تحصیل ادامه دهد.
پس از مرگ پدر به سال ۱۸۸۰، سرپرستی او به مادر دقیق و سختگیرش واگذار شد که با توجه و دلسوزی بیش از اندازه، پسر را به ستوه آورده بود. در این سالها، ژید در محیطی زنانه میزیست. در پانزده سالگی، با عشقی بیآلایش و عرفانی، به دخترخالهاش، مادلن روندو دل بست. این دلبستگی در سال ۱۸۹۵ به ازدواج انجامید و به رغم تمایلات دیگرگون ژید، آن دو تا سال ۱۹۳۸ (سال مرگ مادلن)، سعادتمندانه در کنار یکدیگر زیستند.
ژید فعالیت ادبی خود را در بیست و دو سالگی (۱۸۹۱) آغاز کرد.
از آنجا که به یاری بخت، از رفاه مالی برخوردار بود و نیازی به کار کردن نداشت، توانست با فراغ بال به نوشتن بپردازد و از پشتیبانی معنوی نویسندگان و شاعرانی چون پیر لوئیس، پل والری، و استفان مالارمه بهرهمند شود.
به ویژه دوستی او با مالارمه، سبب شد که در آغاز کار، به مکتب سمبولیسم روی آورد.
اما طولی نکشید که از این مکتب رویگردان شد و او نیز مانند مونتی، روسو و استندال، زندگی درونی انسان را موضوع آثار خود قرارداد و با تجزیه و تحلیل مداوم و مستمر مسائل عاطفی و روانی خویش، کوشید تا از خواستها، نیازها، اضطرابها، ضعفها، توانمندیها و پیچیدگیهای روح بشر، پرده بردارد.
ژید در ۲۴ سالگی (۱۸۹۳) در حالی که به شدت بیمار بود و میپنداشت که زندگیاش با خطری جدی روبهروست، به تونس رفت. اما دو سال بعد (۱۸۹۵)، هنگامی که از آفریقای شمالی به فرانسه بازگشت، تغییری ژرف در او پدید آمده بود و جدا از بهبود کامل، از بسیاری از قید و بندهای جسمی و روحی رهایی یافته بود.از این پس، دست به نوشتن آثاری زد که از تجربیاتی سرچشمه میگرفت گه از او «موجودی تازه» ساخته بودند.
اما کتابی که مایهٔ موفقیت او شد، دخمههای واتیکان بود که به سبب لحن جسورانهاش، شهرتی ناگهانی برایش به ارمغان آورد.
ژید مانند بسیاری از افراد، برای توجیه امیال خویش در برابر محرمات مذهبی، فلسفهای بنیاد نهاد.
وی در سال ۱۸۹۷ در کتاب مائدههای زمینی، فلسفهٔ پرشور و زیبایی را بنیان نهاد. این کتاب در آغاز مورد استقبال واقع نشد، بهطوریکه در طول ۱۰ سال تنها ۵۰۰ نسخه از آن فروش رفت، با اینکه از آثار دوره جوانی نویسنده است، وی تقریباً تمام آنچه را که میتوان فلسفه وی نامید در آن گنجاندهاست، و هرچه بعداً نوشته در تعقیب اندیشههایی است که در این کتاب بیان گردیده، یعنی امتناع از هر گونه وابستگی و قید و بند و ستایش شور و عشق و نگاهی هر لحظه نو به تمام جلوههای هستی. خط سیر اندیشههای او در این کتاب به مانند بسیاری ادبا و حکمای بزرگ جهان شامل درونی ساختن شکوه و زیباییهای هستی و سپس رهایی از خویشتن و سیر در جهان نامتناهی معانی ژرف و جاودانست.
ریشه اندیشههای مائدههای زمینی را در کتاب مقدس و نوشتههای نیچه فیلسوف و شاعر شهیر آلمانی باید جست. نشانههایی از تأثیر ادبیات مشرق زمین نیز در آن دیده میشود. او در این کتاب چنین استدلال میکند که تمام امیال طبیعی، سودمند بوده و مایه تندرستی است، و بدون این امیال، زندگی لطف خود را از دست میدهد.
ژید برای سالها بت «پیشروها» بود و محافظهکاران او را «منحرفکنندهٔ جوانان» میدانستند. اما او پاسخ میداد، سقراط نیز که اکنون یکی از خدایان این محافظهکاران محسوب میشود، از چنین تهمتهایی به دور نبودهاست.
آندره در سال ۱۹۴۷ و زمانی که هفتاد و هشت ساله بود، برندهٔ جایزه ادبی نوبل شد.
تا زمان مرگش (۱۹ فوریه ۱۹۵۱)، بحث و جدلهای فراوانی پیرامون شخصیت و نفوذ او در جریان بود و «سیل انتقاد» از چپ و راست، کمونیستها و کاتولیکها، تا لب گور او را دنبال میکرد.
به سبب سبک زندگی و برخی عقاید آندره ژید تمام کتابهای او در لیست کتابهای ممنوعه کلیسای کاتولیک قرار دارد.
@book_dot_com📚
آندره ژید نویسندهٔ نامدار فرانسوی، که به مدت نیم قرن حضوری نمایان در عرصهٔ ادب فرانسه داشت و تأثیر شگفتآور نوشتههایش در سالهای پس از جنگ جهانی بر اکثر مخاطبان و به ویژه بر نسل جوان انکارناپذیر است، به سال ۱۸۶۹ در پاریس، چشم به جهان گشود.
پدرش استاد حقوق و مادرش دختر یکی از بورژواهای ثروتمند نرماندی بود.
ژید در خانوادهای پایبند به سنتهای مذهب پروتستان پرورش یافت و سالهای نوجوانی و جوانی او، تحت تأثیر این امر قرار گرفت.
در کودکی، به سبب بیماری نتوانست بهطور منظم به تحصیل در مدرسه ادامه دهد. اما از آنجا که در خانوادهای علاقهمند به علم و فرهنگ میزیست، توانست این کمبود را به خوبی جبران کند و در خانه به تحصیل ادامه دهد.
پس از مرگ پدر به سال ۱۸۸۰، سرپرستی او به مادر دقیق و سختگیرش واگذار شد که با توجه و دلسوزی بیش از اندازه، پسر را به ستوه آورده بود. در این سالها، ژید در محیطی زنانه میزیست. در پانزده سالگی، با عشقی بیآلایش و عرفانی، به دخترخالهاش، مادلن روندو دل بست. این دلبستگی در سال ۱۸۹۵ به ازدواج انجامید و به رغم تمایلات دیگرگون ژید، آن دو تا سال ۱۹۳۸ (سال مرگ مادلن)، سعادتمندانه در کنار یکدیگر زیستند.
ژید فعالیت ادبی خود را در بیست و دو سالگی (۱۸۹۱) آغاز کرد.
از آنجا که به یاری بخت، از رفاه مالی برخوردار بود و نیازی به کار کردن نداشت، توانست با فراغ بال به نوشتن بپردازد و از پشتیبانی معنوی نویسندگان و شاعرانی چون پیر لوئیس، پل والری، و استفان مالارمه بهرهمند شود.
به ویژه دوستی او با مالارمه، سبب شد که در آغاز کار، به مکتب سمبولیسم روی آورد.
اما طولی نکشید که از این مکتب رویگردان شد و او نیز مانند مونتی، روسو و استندال، زندگی درونی انسان را موضوع آثار خود قرارداد و با تجزیه و تحلیل مداوم و مستمر مسائل عاطفی و روانی خویش، کوشید تا از خواستها، نیازها، اضطرابها، ضعفها، توانمندیها و پیچیدگیهای روح بشر، پرده بردارد.
ژید در ۲۴ سالگی (۱۸۹۳) در حالی که به شدت بیمار بود و میپنداشت که زندگیاش با خطری جدی روبهروست، به تونس رفت. اما دو سال بعد (۱۸۹۵)، هنگامی که از آفریقای شمالی به فرانسه بازگشت، تغییری ژرف در او پدید آمده بود و جدا از بهبود کامل، از بسیاری از قید و بندهای جسمی و روحی رهایی یافته بود.از این پس، دست به نوشتن آثاری زد که از تجربیاتی سرچشمه میگرفت گه از او «موجودی تازه» ساخته بودند.
اما کتابی که مایهٔ موفقیت او شد، دخمههای واتیکان بود که به سبب لحن جسورانهاش، شهرتی ناگهانی برایش به ارمغان آورد.
ژید مانند بسیاری از افراد، برای توجیه امیال خویش در برابر محرمات مذهبی، فلسفهای بنیاد نهاد.
وی در سال ۱۸۹۷ در کتاب مائدههای زمینی، فلسفهٔ پرشور و زیبایی را بنیان نهاد. این کتاب در آغاز مورد استقبال واقع نشد، بهطوریکه در طول ۱۰ سال تنها ۵۰۰ نسخه از آن فروش رفت، با اینکه از آثار دوره جوانی نویسنده است، وی تقریباً تمام آنچه را که میتوان فلسفه وی نامید در آن گنجاندهاست، و هرچه بعداً نوشته در تعقیب اندیشههایی است که در این کتاب بیان گردیده، یعنی امتناع از هر گونه وابستگی و قید و بند و ستایش شور و عشق و نگاهی هر لحظه نو به تمام جلوههای هستی. خط سیر اندیشههای او در این کتاب به مانند بسیاری ادبا و حکمای بزرگ جهان شامل درونی ساختن شکوه و زیباییهای هستی و سپس رهایی از خویشتن و سیر در جهان نامتناهی معانی ژرف و جاودانست.
ریشه اندیشههای مائدههای زمینی را در کتاب مقدس و نوشتههای نیچه فیلسوف و شاعر شهیر آلمانی باید جست. نشانههایی از تأثیر ادبیات مشرق زمین نیز در آن دیده میشود. او در این کتاب چنین استدلال میکند که تمام امیال طبیعی، سودمند بوده و مایه تندرستی است، و بدون این امیال، زندگی لطف خود را از دست میدهد.
ژید برای سالها بت «پیشروها» بود و محافظهکاران او را «منحرفکنندهٔ جوانان» میدانستند. اما او پاسخ میداد، سقراط نیز که اکنون یکی از خدایان این محافظهکاران محسوب میشود، از چنین تهمتهایی به دور نبودهاست.
آندره در سال ۱۹۴۷ و زمانی که هفتاد و هشت ساله بود، برندهٔ جایزه ادبی نوبل شد.
تا زمان مرگش (۱۹ فوریه ۱۹۵۱)، بحث و جدلهای فراوانی پیرامون شخصیت و نفوذ او در جریان بود و «سیل انتقاد» از چپ و راست، کمونیستها و کاتولیکها، تا لب گور او را دنبال میکرد.
به سبب سبک زندگی و برخی عقاید آندره ژید تمام کتابهای او در لیست کتابهای ممنوعه کلیسای کاتولیک قرار دارد.
@book_dot_com📚
❤3👍1
🌙صحبت از آزادی
صحبت از آزادی را زیاد خواهی شنید. اینجا، کلمهٔ آزادی هم مثل عشق کلمه مبهمی است و عشق همانطور که برایت گفتم از همهٔ کلمات مبهمتر است. با انسانهایی برخورد خواهی کرد که برای آزادی خود را تکهتکه میکنند، شکنجه و عذاب و حتی مرگ را تحمّل مینمایند؛ و امیدوارم که تو از آن جمله باشی. در همان لحظهای که به خاطر آزادی خود را تکهتکه میکنی، متوجه خواهی شد که وجود ندارد، که تنها به آن اندازه وجود دارد که جستجویش میکنی. مثل یک خواب.
📖نامه به کودکی که هرگز زاده نشد
✍🏻اوریانا فالاچی
@Book_dot_com📚
صحبت از آزادی را زیاد خواهی شنید. اینجا، کلمهٔ آزادی هم مثل عشق کلمه مبهمی است و عشق همانطور که برایت گفتم از همهٔ کلمات مبهمتر است. با انسانهایی برخورد خواهی کرد که برای آزادی خود را تکهتکه میکنند، شکنجه و عذاب و حتی مرگ را تحمّل مینمایند؛ و امیدوارم که تو از آن جمله باشی. در همان لحظهای که به خاطر آزادی خود را تکهتکه میکنی، متوجه خواهی شد که وجود ندارد، که تنها به آن اندازه وجود دارد که جستجویش میکنی. مثل یک خواب.
📖نامه به کودکی که هرگز زاده نشد
✍🏻اوریانا فالاچی
@Book_dot_com📚
Wuthering Heights
Kate Bush
#آهنگ
🎶Wuthering Heights: بلندیهای بادگیر
🎤Kate Bush
این آهنگ از کتاب بلندیهای بادگیر الهام گرفته و حس و حال و بخشی از داستان کتاب رو روایت میکنه و حتی توی بخشی از قستها دقیقا از جملات کتاب استفاده کرده.
@Book_dot_com📚
🎶Wuthering Heights: بلندیهای بادگیر
🎤Kate Bush
این آهنگ از کتاب بلندیهای بادگیر الهام گرفته و حس و حال و بخشی از داستان کتاب رو روایت میکنه و حتی توی بخشی از قستها دقیقا از جملات کتاب استفاده کرده.
@Book_dot_com📚
❤2
🎼متن آهنگ"بلندیهای بادگیر"
Out on the wiley, windy moors
من گردش میکنم در چمنزارهای بادگیر، بادگیر
We'd roll and fall in green
با هم در میان سبزهها پرت میشویم و میافتیم
You had a temper like my jealousy
خشمی شدید داشتی، شبیه به حسادت من
Too hot, too greedy
خیلی داغ و طمعکار بودی
How could you leave me
چطور میتوانی مرا تنها بگذاری؟
When I needed to possess you
وقتی که نیاز داشتم که تو را به دست آورم
I was begging emptiness
تقاضای پوچ بودم
But, oh, love, you're so contagious
اما عشق، تو خیلی مسری است
I can't be left alone with this
من نمیتوانم با این تنها بمانم
Well, my little ghost
خب، روح کوچک من
When will we go rest in the snow?
کی خواهیم در برف استراحت کنیم؟
Well, my little ghost
خب، روح کوچک من
Where do we go?
به کجا برویم؟
God knows, but it's cold
خدا میداند، اما سرد است
Ooh, let me have it
اوه، اجازه بده من داشته باشمش
Let me grab your soul away
بگذار روحت رو ازت بگيرم
Ooh, let me have it
اوه، اجازه بده من داشته باشمش
Let me take your soul away
اجازه بده من روحت را بردارم
@Book_dot_com📚
Out on the wiley, windy moors
من گردش میکنم در چمنزارهای بادگیر، بادگیر
We'd roll and fall in green
با هم در میان سبزهها پرت میشویم و میافتیم
You had a temper like my jealousy
خشمی شدید داشتی، شبیه به حسادت من
Too hot, too greedy
خیلی داغ و طمعکار بودی
How could you leave me
چطور میتوانی مرا تنها بگذاری؟
When I needed to possess you
وقتی که نیاز داشتم که تو را به دست آورم
I was begging emptiness
تقاضای پوچ بودم
But, oh, love, you're so contagious
اما عشق، تو خیلی مسری است
I can't be left alone with this
من نمیتوانم با این تنها بمانم
Well, my little ghost
خب، روح کوچک من
When will we go rest in the snow?
کی خواهیم در برف استراحت کنیم؟
Well, my little ghost
خب، روح کوچک من
Where do we go?
به کجا برویم؟
God knows, but it's cold
خدا میداند، اما سرد است
Ooh, let me have it
اوه، اجازه بده من داشته باشمش
Let me grab your soul away
بگذار روحت رو ازت بگيرم
Ooh, let me have it
اوه، اجازه بده من داشته باشمش
Let me take your soul away
اجازه بده من روحت را بردارم
@Book_dot_com📚
👍3
🌙حقیقتی که باید بدانیم
رفیق، زندگی را بدانگونه که مردمان به تو عرضه میدارند مپذیر. پیوسته به خود بقبولان که زندگی، زندگی تو یا دیگران، میتواند زیباتر از این باشد. به هیچ روی آن زندگی دیگر را مپذیر؛ آن زندگی آینده را که شاید تسلیبخشمان باشد و یاریمان دهد تا آسانتر به رنجهای این یک گردن نهیم. از روزی که رفته، دریابی که مسئول بیشتر رنجهای زندگی نه خدا، بلکه بشر است، دیگر بدانها تن در نخواهی داد.
📖مائده های زمینی
✍🏻 آندره ژید
💬به نظر شما رنج و مشکلات دنیا تقصیر کیه؟
#شبانگاه
@Book_dot_com📚
رفیق، زندگی را بدانگونه که مردمان به تو عرضه میدارند مپذیر. پیوسته به خود بقبولان که زندگی، زندگی تو یا دیگران، میتواند زیباتر از این باشد. به هیچ روی آن زندگی دیگر را مپذیر؛ آن زندگی آینده را که شاید تسلیبخشمان باشد و یاریمان دهد تا آسانتر به رنجهای این یک گردن نهیم. از روزی که رفته، دریابی که مسئول بیشتر رنجهای زندگی نه خدا، بلکه بشر است، دیگر بدانها تن در نخواهی داد.
📖مائده های زمینی
✍🏻 آندره ژید
💬به نظر شما رنج و مشکلات دنیا تقصیر کیه؟
#شبانگاه
@Book_dot_com📚
👏3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#نشانک
🏷این هفته یه نشان کتاب جذاب و خاص داریم. این نشان با گیاههای خشک شده درست میشن و خیلی بامزهن.🍀
@book_dot_com📚
🏷این هفته یه نشان کتاب جذاب و خاص داریم. این نشان با گیاههای خشک شده درست میشن و خیلی بامزهن.🍀
@book_dot_com📚
❤3