#جاکتابی
🪧اینجا یه کافه کتاب فوقالعاده زیبا در شهر مشهده!
فصای وسیع و آرومی داره و پاتوقی خوبی برای کتاب خونهاست. اما چیزی که اینجا رو خاص میکنه گردهماییها و دورهمیهایین که که صاحبان اینجا برگزار میکنن. مثل برنامههای ملاقات با نویسندهها یا مترجمین کتابها و فعالیتهایی از این دست.
🏬 کافه کتاب آفتاب
آدرس: استان خراسان رضوی، مشهد، منطقه ۱، خیابان قائم، پلاک 4
@book_dot_com 📚
🪧اینجا یه کافه کتاب فوقالعاده زیبا در شهر مشهده!
فصای وسیع و آرومی داره و پاتوقی خوبی برای کتاب خونهاست. اما چیزی که اینجا رو خاص میکنه گردهماییها و دورهمیهایین که که صاحبان اینجا برگزار میکنن. مثل برنامههای ملاقات با نویسندهها یا مترجمین کتابها و فعالیتهایی از این دست.
🏬 کافه کتاب آفتاب
آدرس: استان خراسان رضوی، مشهد، منطقه ۱، خیابان قائم، پلاک 4
@book_dot_com 📚
❤4
💬اگه تو شهر شما هم یه کافه کتاب قشنگ وجود داره که دوست دارین خوشحال میشم بهم بگین تا با بقیه به اشتراک بزارم.
اگر هم که دنبال کافه کتابهای خوب شهر خودتون میگردین میتونین تو کامنتها و یا ناشناس اسم شهرتون رو بگین تا دفعههای بعد بریم سراغ شهر شما.
https://t.me/BiChatBot?start=sc-319798-NVTYEM8
اگر هم که دنبال کافه کتابهای خوب شهر خودتون میگردین میتونین تو کامنتها و یا ناشناس اسم شهرتون رو بگین تا دفعههای بعد بریم سراغ شهر شما.
https://t.me/BiChatBot?start=sc-319798-NVTYEM8
Telegram
برنامه ناشناس
بزرگترین ، قدیمیترین و مطمئنترین بات پیام ناشناس
📢 کانال رسمی و پشتیبانی
👨💻 @ChatgramSupport
📢 کانال رسمی و پشتیبانی
👨💻 @ChatgramSupport
❤2
🌙شادمانی از بازگشت فرزند گمشده
به محض آن که به خانه برگشتیم، اَملی به من فهماند که با برنامهی آن روز مخالف بوده. طبق عادت همیشگی، به جای این که پیش از رفتن ما مخالفت کند، گذاشت کار انجام شود تا بعد بتواند ایراد بگیرد. البته سرزنشم نکرد، ولی دلخوریاش را با سکوت نشان داد. حالا که میدانست من ژرترود را به کنسرت بردهام، میتوانست نظرمان را درباره برنامه بپرسد. اما سکوت کرد. میتوانست به تفریح دخترک علاقه نشان دهد و شادی هرچند اندک او را بیشتر کند. البته سکوتش چندان به درازا نکشید. گویی عمدا میخواست پرگویی هم بکند، ولی فقط درباره چیزهای پیش پا افتاده. سرانجام شب هنگام که دخترکمان خوابید، اَملی را به کناری کشیدم و پرخاش کردم که:« ظاهرا عصبانی هستی که چرا ژرترود را به کنسرت بردهام»
«این کارها را برای هیچکدام از کسان خودت نمیکنی»
بازهم همان مشکل همیشگی، انسان ها نمیفهمند که باید برای « بازگشت فرزند گمشده» شادمانی کرد نه برای کسانی که خود به خود در خانه هستند. افزون بر این رنج میبردم که چرا اَملی توجهی به علیل بودن ژرترود ندارد و نمیفهمد که دخترک بینوا از هر تفریح دیگری جز این محروم است.
📖سمفونی پاستورال
✍️آندره ژید
#شبانگاه
@Book_dot_com📚
به محض آن که به خانه برگشتیم، اَملی به من فهماند که با برنامهی آن روز مخالف بوده. طبق عادت همیشگی، به جای این که پیش از رفتن ما مخالفت کند، گذاشت کار انجام شود تا بعد بتواند ایراد بگیرد. البته سرزنشم نکرد، ولی دلخوریاش را با سکوت نشان داد. حالا که میدانست من ژرترود را به کنسرت بردهام، میتوانست نظرمان را درباره برنامه بپرسد. اما سکوت کرد. میتوانست به تفریح دخترک علاقه نشان دهد و شادی هرچند اندک او را بیشتر کند. البته سکوتش چندان به درازا نکشید. گویی عمدا میخواست پرگویی هم بکند، ولی فقط درباره چیزهای پیش پا افتاده. سرانجام شب هنگام که دخترکمان خوابید، اَملی را به کناری کشیدم و پرخاش کردم که:« ظاهرا عصبانی هستی که چرا ژرترود را به کنسرت بردهام»
«این کارها را برای هیچکدام از کسان خودت نمیکنی»
بازهم همان مشکل همیشگی، انسان ها نمیفهمند که باید برای « بازگشت فرزند گمشده» شادمانی کرد نه برای کسانی که خود به خود در خانه هستند. افزون بر این رنج میبردم که چرا اَملی توجهی به علیل بودن ژرترود ندارد و نمیفهمد که دخترک بینوا از هر تفریح دیگری جز این محروم است.
📖سمفونی پاستورال
✍️آندره ژید
#شبانگاه
@Book_dot_com📚
❤3
#شناسنامه
✍🏻آرمان آرین
زادهی: ۱۰ آبان ۱۳۶۰
ملیت: ایرانی🇮🇷
فعالیتها: رماننویس، پژوهشگر.
📚آثار: پارسیان و من، گوشوارهی تلخ، اشوزدنگهه، سپیتمان، رویای باغ سپید، راهنمای بازی نامهنویسی، افسوننامه، کابوس باغ سیاه، نگارههای اهورایی، غوغای خموش، صد پند هزاربار شنیده، آیندهی کهن، تاریک روشنا، پتش خوآرگر، شاهنامگ، تصویر یک روح، سپیدبال، بوف کر، ناب دانهها، من هم پسر کسی هستم.
@book_dot_com📚
✍🏻آرمان آرین
زادهی: ۱۰ آبان ۱۳۶۰
ملیت: ایرانی🇮🇷
فعالیتها: رماننویس، پژوهشگر.
📚آثار: پارسیان و من، گوشوارهی تلخ، اشوزدنگهه، سپیتمان، رویای باغ سپید، راهنمای بازی نامهنویسی، افسوننامه، کابوس باغ سیاه، نگارههای اهورایی، غوغای خموش، صد پند هزاربار شنیده، آیندهی کهن، تاریک روشنا، پتش خوآرگر، شاهنامگ، تصویر یک روح، سپیدبال، بوف کر، ناب دانهها، من هم پسر کسی هستم.
@book_dot_com📚
❤2
📜زندگینامه"آرمان آرین"
او که با آفرینش اثر سهگانهٔ «پارسیان و من» به دنیای ادبیات شناسانده شد، جوانترین برنده کتاب سال ایران است.
همچنین علاوه بر جوایز ملی بسیار، با دریافت لوح تقدیر از سی و یکمین کنگره بینالمللی کتاب برای نسل جوان (IBBY) دانمارک در سال ۲۰۰۸، در فهرست افتخار این کنگره قرار گرفت.
پارسیان و من نخستین رمان سهگانه خیال پردازی ایرانی است که بر اساس اسطورهها، حماسهها و تاریخ ایران نگاشته شدهاست، و نه تنها ستایش منتقدین و متخصصین حوزه ادبیات را برانگیخته بلکه مخاطبان بسیاری را نیز با خود همراه کردهاست. بطوریکه به گزارش روزنامه شرق، عنوان پرفروشترین رمان نوزدهمین نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران را به دست آورد.
رمان سهگانه پارسیان و من بازآفرین خلاقی از شاهنامه فردوسی است که با الهام از ساختار سه بخشی آن، برشهایی از سه دوره اسطوره، حماسه و تاریخ ایران را روایت میکند. جلد نخست این کتاب با نام پارسیان و من: کاخ اژدها بیانکنندهٔ داستان ضحاک ماردوش (آژیدهاک) است. جلد دوم با نام پارسیان و من: راز کوه پرنده بیانکنندهٔ پهلوانیهای رستم و شرح هفت خوان او در قالب رمانی جذاب و کتاب سوم هم با نام پارسیان و من: رستاخیز فرا میرسد بیانکنندهٔ داستان کوروش بزرگ است.
سایر آثار آرین نیز، همچون سهگانه پارسیان و من ریشه در فرهنگ و اساطیر کهن ایرانی دارند چرا که آرین بازگشتن به فرهنگ ایرانی و بازسازی آن را نیاز امروز جامعه ایرانی برای تعامل با جهان پرهیاهو میداند.
هر چند که آرین بیشتر با عنوان نویسنده داستانهای فانتزی حوزه کودک و نوجوان شناخته میشود،اما نه تنها مخاطبان آثار او محدود به این حوزه سنی نبوده و آثارش عموماً مخاطبانی از گروههای سنی مختلف را با خود همراه میکنند، بلکه آثارش ژانر و سبک پیچیده و متنوعی را نیز دربرمیگیرند. آرمان آرین در نوشتههایش موفق شدهاست تا با در هم آمیختن مطالعات حوزه سینما و همچنین دانش گسترده در اسطورهها، تاریخ، و ادیان ایرانی، آثاری بغایت تصویری، دراماتیک و خیالانگیز خلق کند. او معتقد است «اگر قصد فعالسازی تخیل در کودکان و نوجوانان را داریم، ابتدا باید در خودمان، آن را فعال کنیم؛ من فکر میکنم نویسنده یا هنرمندی که تخیل، خیالانگیزی و تصورش، ابتر و ناقص است، هرگز نمیتواند اثری به وجود آورد که موجب تخیل و خیالانگیزی در افراد دیگری شود.»
💬شما دیگه درباره زندگی این نویسنده چی میدونین؟
✍️نویسنده: نرگس
@book_dot_com📚
او که با آفرینش اثر سهگانهٔ «پارسیان و من» به دنیای ادبیات شناسانده شد، جوانترین برنده کتاب سال ایران است.
همچنین علاوه بر جوایز ملی بسیار، با دریافت لوح تقدیر از سی و یکمین کنگره بینالمللی کتاب برای نسل جوان (IBBY) دانمارک در سال ۲۰۰۸، در فهرست افتخار این کنگره قرار گرفت.
پارسیان و من نخستین رمان سهگانه خیال پردازی ایرانی است که بر اساس اسطورهها، حماسهها و تاریخ ایران نگاشته شدهاست، و نه تنها ستایش منتقدین و متخصصین حوزه ادبیات را برانگیخته بلکه مخاطبان بسیاری را نیز با خود همراه کردهاست. بطوریکه به گزارش روزنامه شرق، عنوان پرفروشترین رمان نوزدهمین نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران را به دست آورد.
رمان سهگانه پارسیان و من بازآفرین خلاقی از شاهنامه فردوسی است که با الهام از ساختار سه بخشی آن، برشهایی از سه دوره اسطوره، حماسه و تاریخ ایران را روایت میکند. جلد نخست این کتاب با نام پارسیان و من: کاخ اژدها بیانکنندهٔ داستان ضحاک ماردوش (آژیدهاک) است. جلد دوم با نام پارسیان و من: راز کوه پرنده بیانکنندهٔ پهلوانیهای رستم و شرح هفت خوان او در قالب رمانی جذاب و کتاب سوم هم با نام پارسیان و من: رستاخیز فرا میرسد بیانکنندهٔ داستان کوروش بزرگ است.
سایر آثار آرین نیز، همچون سهگانه پارسیان و من ریشه در فرهنگ و اساطیر کهن ایرانی دارند چرا که آرین بازگشتن به فرهنگ ایرانی و بازسازی آن را نیاز امروز جامعه ایرانی برای تعامل با جهان پرهیاهو میداند.
هر چند که آرین بیشتر با عنوان نویسنده داستانهای فانتزی حوزه کودک و نوجوان شناخته میشود،اما نه تنها مخاطبان آثار او محدود به این حوزه سنی نبوده و آثارش عموماً مخاطبانی از گروههای سنی مختلف را با خود همراه میکنند، بلکه آثارش ژانر و سبک پیچیده و متنوعی را نیز دربرمیگیرند. آرمان آرین در نوشتههایش موفق شدهاست تا با در هم آمیختن مطالعات حوزه سینما و همچنین دانش گسترده در اسطورهها، تاریخ، و ادیان ایرانی، آثاری بغایت تصویری، دراماتیک و خیالانگیز خلق کند. او معتقد است «اگر قصد فعالسازی تخیل در کودکان و نوجوانان را داریم، ابتدا باید در خودمان، آن را فعال کنیم؛ من فکر میکنم نویسنده یا هنرمندی که تخیل، خیالانگیزی و تصورش، ابتر و ناقص است، هرگز نمیتواند اثری به وجود آورد که موجب تخیل و خیالانگیزی در افراد دیگری شود.»
💬شما دیگه درباره زندگی این نویسنده چی میدونین؟
✍️نویسنده: نرگس
@book_dot_com📚
❤3
🌙اصولی برای چیزهای بزرگتر
باید اصولِ اخلاقیمان را در چیزهای بزرگتر به کار بگیریم. برای چیزهای کوچک بخشایش کافی است.
📖یادداشتها
✍🏻آلبر کامو
#شبانگاه
@book_dot_com 📚
باید اصولِ اخلاقیمان را در چیزهای بزرگتر به کار بگیریم. برای چیزهای کوچک بخشایش کافی است.
📖یادداشتها
✍🏻آلبر کامو
#شبانگاه
@book_dot_com 📚
❤5
Lily
Alan Walker, K-391, Emelie Hollow
#آهنگ
🎶lily
🎤alan walker & emelie hollow
این آهنگ الهام گرفته شده از افسانههای اسکاندیناوی و داستان پریانه. داستان آهنگ درباره دختری به اسم لیلیه که توی یه مکان امن زندانی شده تا از آسیبهای دنیای بیرون در امان بمونه اما یه روز لیلی فرار میکنه تا پا به دنیایی بزاره که همه بهش میگفتن خطرناکه و اونجا با هیولایی آشنا میشه که اون رو اغوا میکنه.
پ.ن: آهنگ از سرنوشت دختر به ما خبر نمیده اما بعضیها حدس میزنن لیلی در آخر میمیره.
@Book_dot_com📚
🎶lily
🎤alan walker & emelie hollow
این آهنگ الهام گرفته شده از افسانههای اسکاندیناوی و داستان پریانه. داستان آهنگ درباره دختری به اسم لیلیه که توی یه مکان امن زندانی شده تا از آسیبهای دنیای بیرون در امان بمونه اما یه روز لیلی فرار میکنه تا پا به دنیایی بزاره که همه بهش میگفتن خطرناکه و اونجا با هیولایی آشنا میشه که اون رو اغوا میکنه.
پ.ن: آهنگ از سرنوشت دختر به ما خبر نمیده اما بعضیها حدس میزنن لیلی در آخر میمیره.
@Book_dot_com📚
❤2
🎼متن آهنگ"لیلی"
Lily was a little girl
لیلی یه دختر کوچولو بود
Afraid of the big, wide world
ترس از دنیای بزرگ و وسیع
She grew up within her castle walls
اون بین دیوار های قصرش بزرگ شد
Now and then she tried to run
اون تصمیم گرفت فرار کنه
And then on the night with the setting sun
تو شب و موقع غروب خورشید
She went in the woods away
او به جنگل رفت
So afraid, all alone
میترسید, تنها بود
They warned her, don’t go there
بهش اخطار دادند اونجا نره
There’s creatures who are hiding in the dark
موجوداتی هستند که در تاریکی پنهان شدهاند
Then something came creeping
بعد یه چیزی اومد بیرون
It told her, don’t you worry just
بهش گفت نگران نباش
Follow everywhere I go
هرجا میرم دنبالم بیا
Top over the mountains or valley low
بالا کوهها و تپههای بلند
Give you everything you’ve been dreaming of
هر چیزی که آرزوشو داری بهت میدم
Just let me in, ooh
فقط بزار باشم داخل، اوو
Everything you wantin’ gonna
هر چیزی که می خواهید
be the magic story you’ve been told
همان داستان جادویی خواهد بود که به شما گفته شده است
And you’ll be safe under my control
و تو تحت کنترل من در امانی
Just let me in, ooh
فقط بزار باشم داخل اوو
Just let me in, ooh
فقط بزار باشم داخل اوو
She knew she was hypnotized
اون میدونست هیپنوتیزم شده
And walking on cold thin ice
و روی یخ نازک و سرد راه میره
Then it broke, and she awoke again
و یخ شکست و اون دوباره از خواب بیدار شد
Then she ran faster than
و بعد اون تندتر دوید
Start screaming, is there someone out there?
جیغ کشید کسی اینجاست
Please help me
لطفا کمکم کن
Come get me
بیا منو بگیر
Behind her, she can hear it say
کنارش میتونست این صدا رو بشنوه
Follow everywhere I go
هرجا میرم دنبالم بیا
Top over the mountains or valley low
بالا کوه ها و تپه های بلند
Give you everything you’ve been dreaming of
هر چیزی که آرزوشو داری بهت میدم
Just let me in, ooh
فقط بزار باشم داخل، اوو
Everything you wantin’ gonna
هر چیزی که میخواهید
be the magic story you’ve been told
همان داستان جادویی خواهد بود که به شما گفته شده است
And you’ll be safe under my control
و تو تحت کنترل من در امانی
Just let me in, ooh
فقط بزار باشم داخل وو
Just let me in, ooh
فقط بزار باشم داخل اوو
Ooh, ooh, ooh, ooh
اوو اوو اوو اوو
Everything you wantin’ gonna
هر چیزی که می خواهید
be the magic story you’ve been told
همان داستان جادویی خواهد بود که به شما گفته شده است
(Ooh, ooh, ooh, ooh)
(اوه، اوه، اوه، اوه)
And you’ll be safe under my control
و شما تحت کنترل من در امان خواهید بود
Just let me in, ooh
فقط بزار باشم داخل اوو
Follow everywhere I go
هرجا میرم دنبالم بیا
Top over the mountains or valley low
بالا کوه ها و تپه های بلند
Give you everything you‘ve been dreaming of
هر چیزی که آرزوشو داری بهت میدم
Just let me in, ooh
فقط بزار باشم اوو
Then she ran faster than
و بعد اون تند تر دوید
Start screaming, is there someone out there?
جیغ کشید کسی اینجاست
Please help me
لطفا کمکم کن
Just let me in, ooh
فقط بزار باشم داخل اوو
@Book_dot_com📚
Lily was a little girl
لیلی یه دختر کوچولو بود
Afraid of the big, wide world
ترس از دنیای بزرگ و وسیع
She grew up within her castle walls
اون بین دیوار های قصرش بزرگ شد
Now and then she tried to run
اون تصمیم گرفت فرار کنه
And then on the night with the setting sun
تو شب و موقع غروب خورشید
She went in the woods away
او به جنگل رفت
So afraid, all alone
میترسید, تنها بود
They warned her, don’t go there
بهش اخطار دادند اونجا نره
There’s creatures who are hiding in the dark
موجوداتی هستند که در تاریکی پنهان شدهاند
Then something came creeping
بعد یه چیزی اومد بیرون
It told her, don’t you worry just
بهش گفت نگران نباش
Follow everywhere I go
هرجا میرم دنبالم بیا
Top over the mountains or valley low
بالا کوهها و تپههای بلند
Give you everything you’ve been dreaming of
هر چیزی که آرزوشو داری بهت میدم
Just let me in, ooh
فقط بزار باشم داخل، اوو
Everything you wantin’ gonna
هر چیزی که می خواهید
be the magic story you’ve been told
همان داستان جادویی خواهد بود که به شما گفته شده است
And you’ll be safe under my control
و تو تحت کنترل من در امانی
Just let me in, ooh
فقط بزار باشم داخل اوو
Just let me in, ooh
فقط بزار باشم داخل اوو
She knew she was hypnotized
اون میدونست هیپنوتیزم شده
And walking on cold thin ice
و روی یخ نازک و سرد راه میره
Then it broke, and she awoke again
و یخ شکست و اون دوباره از خواب بیدار شد
Then she ran faster than
و بعد اون تندتر دوید
Start screaming, is there someone out there?
جیغ کشید کسی اینجاست
Please help me
لطفا کمکم کن
Come get me
بیا منو بگیر
Behind her, she can hear it say
کنارش میتونست این صدا رو بشنوه
Follow everywhere I go
هرجا میرم دنبالم بیا
Top over the mountains or valley low
بالا کوه ها و تپه های بلند
Give you everything you’ve been dreaming of
هر چیزی که آرزوشو داری بهت میدم
Just let me in, ooh
فقط بزار باشم داخل، اوو
Everything you wantin’ gonna
هر چیزی که میخواهید
be the magic story you’ve been told
همان داستان جادویی خواهد بود که به شما گفته شده است
And you’ll be safe under my control
و تو تحت کنترل من در امانی
Just let me in, ooh
فقط بزار باشم داخل وو
Just let me in, ooh
فقط بزار باشم داخل اوو
Ooh, ooh, ooh, ooh
اوو اوو اوو اوو
Everything you wantin’ gonna
هر چیزی که می خواهید
be the magic story you’ve been told
همان داستان جادویی خواهد بود که به شما گفته شده است
(Ooh, ooh, ooh, ooh)
(اوه، اوه، اوه، اوه)
And you’ll be safe under my control
و شما تحت کنترل من در امان خواهید بود
Just let me in, ooh
فقط بزار باشم داخل اوو
Follow everywhere I go
هرجا میرم دنبالم بیا
Top over the mountains or valley low
بالا کوه ها و تپه های بلند
Give you everything you‘ve been dreaming of
هر چیزی که آرزوشو داری بهت میدم
Just let me in, ooh
فقط بزار باشم اوو
Then she ran faster than
و بعد اون تند تر دوید
Start screaming, is there someone out there?
جیغ کشید کسی اینجاست
Please help me
لطفا کمکم کن
Just let me in, ooh
فقط بزار باشم داخل اوو
@Book_dot_com📚
❤2👍1
🌙پنج سوال درباره زندگی
با آرامش بیشتری زمزمه میکند: نه من، نه تو و نه هیچ آدمیزاد دیگری، در بهترین نقطه ننشستهایم. هر کس چنین ادعایی کند، شک نکن که خودخواه یا نادان است. اما پس چه کسی به زاویهی دید بهتری دست پیدا میکند تا بتواند تحلیلهای بهتری دربارهی ذات جهان ارائه دهد؟ تفکر رایج زمانهی ما، رو به دیوار نشسته، پشت به حقیقت کرده، گوشهایش را بسته و خیال میکند که همهی حقیقت همین است که او میبیند! اما سرِ همهی حقیقتها این است که تو بفهمی این جهان عظیم را چه کسی و چرا خلق کرده، اینکه تو بفهمی خودت از کجا آمدهای، چرا هستی و به کجا خواهی رفت... در سکوت اندکی به هم خیره میشویم تا او دوباره میگوید: جواب این پنج سؤال را با تمسخر و تحقیر یا بیاعتنایی نمیشود داد. با فرو کردن سر زیر برف هم نمیشود! که پنج جواب محکم، لازم است تا بشود از زیر بار سنگینِ این پنج پرسش واقعی رها شد و نجات یافت و به رضایت واقعی رسید.
📖تاریک روشنا
✍🏻آرمان آرین
#شبانگاه
@book_dot_com📚
با آرامش بیشتری زمزمه میکند: نه من، نه تو و نه هیچ آدمیزاد دیگری، در بهترین نقطه ننشستهایم. هر کس چنین ادعایی کند، شک نکن که خودخواه یا نادان است. اما پس چه کسی به زاویهی دید بهتری دست پیدا میکند تا بتواند تحلیلهای بهتری دربارهی ذات جهان ارائه دهد؟ تفکر رایج زمانهی ما، رو به دیوار نشسته، پشت به حقیقت کرده، گوشهایش را بسته و خیال میکند که همهی حقیقت همین است که او میبیند! اما سرِ همهی حقیقتها این است که تو بفهمی این جهان عظیم را چه کسی و چرا خلق کرده، اینکه تو بفهمی خودت از کجا آمدهای، چرا هستی و به کجا خواهی رفت... در سکوت اندکی به هم خیره میشویم تا او دوباره میگوید: جواب این پنج سؤال را با تمسخر و تحقیر یا بیاعتنایی نمیشود داد. با فرو کردن سر زیر برف هم نمیشود! که پنج جواب محکم، لازم است تا بشود از زیر بار سنگینِ این پنج پرسش واقعی رها شد و نجات یافت و به رضایت واقعی رسید.
📖تاریک روشنا
✍🏻آرمان آرین
#شبانگاه
@book_dot_com📚
🌙دل بیدار باش
ای دل اگر عاشقی در پی دلدار باش
بر در دل روز و شب منتظر یار باش
دلبر تو دایماً بر در دل حاضر است
رو در دل برگشای حاضر و بیدار باش
دیده ی جان روی او تا بنبیند عیان
در طلب روی او روی به دیوار باش
ناحیت دل گرفت لشگر غوغای نفس
پس تو اگر عاشقی عاشق هشیار باش
نیست کس آگه که یار کی بنماید جمال
لیک تو باری به نقد ساخته ی کار باش
در ره او هرچه هست تا دل و جان نفقه کن
تو به یکی زندهای از همه بیزار باش
گر دل و جان تو را در بقا آرزوست
دم مزن و در فنا همدم عطار باش
✍🏻عطار نیشابوری
#شبانگاه
#شب_شعر
@Book_dot_com 📚
ای دل اگر عاشقی در پی دلدار باش
بر در دل روز و شب منتظر یار باش
دلبر تو دایماً بر در دل حاضر است
رو در دل برگشای حاضر و بیدار باش
دیده ی جان روی او تا بنبیند عیان
در طلب روی او روی به دیوار باش
ناحیت دل گرفت لشگر غوغای نفس
پس تو اگر عاشقی عاشق هشیار باش
نیست کس آگه که یار کی بنماید جمال
لیک تو باری به نقد ساخته ی کار باش
در ره او هرچه هست تا دل و جان نفقه کن
تو به یکی زندهای از همه بیزار باش
گر دل و جان تو را در بقا آرزوست
دم مزن و در فنا همدم عطار باش
✍🏻عطار نیشابوری
#شبانگاه
#شب_شعر
@Book_dot_com 📚
❤5
#معرفی_کتاب
📖کتاب: فرانکنشتاین
✍️نویسنده: مری شلی
🔄بازگردان: فرشاد رضایی
انتشارات: ققنوس
ژانر: علمی تخیلی
📜خلاصه کتاب: فرانکشتاین دانشمندیه که تلاش میکنه با استفاده از اعضای بدن مردگان و جریان برق موجودی زنده شبیه به انسان خلق کنه. اینکار اون هیولایی خلق میکنه که به دنبال نابودی خالق خودشه.
@book_dot_com📚
📖کتاب: فرانکنشتاین
✍️نویسنده: مری شلی
🔄بازگردان: فرشاد رضایی
انتشارات: ققنوس
ژانر: علمی تخیلی
📜خلاصه کتاب: فرانکشتاین دانشمندیه که تلاش میکنه با استفاده از اعضای بدن مردگان و جریان برق موجودی زنده شبیه به انسان خلق کنه. اینکار اون هیولایی خلق میکنه که به دنبال نابودی خالق خودشه.
@book_dot_com📚
❤3
🗞معرفی کتاب"فرانکنشتاین"
این کتاب اولین در ژانر خودش یعنی ژانر علمی تخلیه. کتاب زمانی نوشته شده که انسانها به شکل دیوانهواری به دنبال پیشرفت علم بودن و نویسنده با استفاده از داستان خودش سعی در هشدار درباره این جنون و نتایجش به انسانها داشته.
این کتاب جزو از ادبیات گوتیک محسوب میشه. داستان ترکیبی ظریف از وحشت، جنون و عشقه که به شکل دردناکی در هم تنیده شدن. برای همین عجیب نیست که این کتاب تمرکز ویژهای روی احساسات کاراکترها به خصوص هیولای داستان داشته.
به نظرم کتاب فلسفه عمیق و پرسشهای مهمی رو درون خودش داره. به سادگی میشه گفت نقدی بر انسان بودنه. کتاب زیست انسان و انسانیت رو زیر سوال میبره و حد و مرز انسان برای تغییر و تصرف در دنیا رو به چالش میکشه.
این داستان روایت کننده درد و تنهایه در نتیجه اثری غم انگیز و افسرده کننده است که شما رو به فکر وا میداره. فضایی سرد و تاریک داره. جوری که به نظر میاد هیچ امیدی درون داستان وجود نداره حتی یک روزنه کوچیک از روشنایی.
این کتاب هیولایی ترسناک با شخیصت پردازی عالی داره. با داشتن فصلهایی که از زبون هیولا روایت میشه این شخصیت به خوبی واکاوی و برسی میشه و ما رو به این جواب میرسونه که هیولای فرانکشتاین چرا هیولا شد. ممکنه فکر کنین شاید شنیدن داستان هیولا اون رو کمتر تهدید آمیز و ترسناک میکنه اما باید بگم با شناخت عمیقی که از اون پیدا میکنین فصل به فصل براتون تهدیدآمیزتر میشه.
شیوه بیان داستان خاصه. هم از این نظر که ما دیدگاه هیولا رو میبینیم هم به خاطر اینکه داستان از طریق نامهنگاری روایت میشه. و البته هر بار که فرستنده نامه تغییر میکنه لحن نامه هم عوض میشه که واقعا قدرت قلم نویسنده رو نشون میده.
داستان کتاب نسبتا ساده و تقریبا بدون پیچیدگیه. در واقع میشه گفت روایت داستان تا حدی سطحیه و به درستی به جزئیات پرداخته نشده و در قستهایی مقدار زیادی از اطلاعات به طور ناگهانی و به شکلی آماری به مخاطب تزریق میشه. تا حدی که شاید در بخشهایی داستان عملکرد و پیرنگ منطقی نداشته باشه.
این کتاب ممکنه برای کسایی که روحیه حساسی دارن چندان مناسب نباشه. هم به دلیل خشونت پنهانی که در متن وجود داره و هم به خاطر داستان و فضای تاریکی که کتاب داره.
📚در مجموع اگه دوست دارین داستانی تاریک بخونین که شما رو بترسونه، اخلاقیات و اعتقاداتتون رو به چالش بکشه و احساساتتون رو به بازی بگیره این داستان رو انتخاب کنین.
پ.ن: این کتاب اقتباسی به همین نام در سال 1931 داره که میشه گفت بهترین اقتباس از این اثره.
💬نظر شما درباره این کتاب چیه؟
✍️نویسنده: آرونیا
@book_dot_com📚
این کتاب اولین در ژانر خودش یعنی ژانر علمی تخلیه. کتاب زمانی نوشته شده که انسانها به شکل دیوانهواری به دنبال پیشرفت علم بودن و نویسنده با استفاده از داستان خودش سعی در هشدار درباره این جنون و نتایجش به انسانها داشته.
این کتاب جزو از ادبیات گوتیک محسوب میشه. داستان ترکیبی ظریف از وحشت، جنون و عشقه که به شکل دردناکی در هم تنیده شدن. برای همین عجیب نیست که این کتاب تمرکز ویژهای روی احساسات کاراکترها به خصوص هیولای داستان داشته.
به نظرم کتاب فلسفه عمیق و پرسشهای مهمی رو درون خودش داره. به سادگی میشه گفت نقدی بر انسان بودنه. کتاب زیست انسان و انسانیت رو زیر سوال میبره و حد و مرز انسان برای تغییر و تصرف در دنیا رو به چالش میکشه.
این داستان روایت کننده درد و تنهایه در نتیجه اثری غم انگیز و افسرده کننده است که شما رو به فکر وا میداره. فضایی سرد و تاریک داره. جوری که به نظر میاد هیچ امیدی درون داستان وجود نداره حتی یک روزنه کوچیک از روشنایی.
این کتاب هیولایی ترسناک با شخیصت پردازی عالی داره. با داشتن فصلهایی که از زبون هیولا روایت میشه این شخصیت به خوبی واکاوی و برسی میشه و ما رو به این جواب میرسونه که هیولای فرانکشتاین چرا هیولا شد. ممکنه فکر کنین شاید شنیدن داستان هیولا اون رو کمتر تهدید آمیز و ترسناک میکنه اما باید بگم با شناخت عمیقی که از اون پیدا میکنین فصل به فصل براتون تهدیدآمیزتر میشه.
شیوه بیان داستان خاصه. هم از این نظر که ما دیدگاه هیولا رو میبینیم هم به خاطر اینکه داستان از طریق نامهنگاری روایت میشه. و البته هر بار که فرستنده نامه تغییر میکنه لحن نامه هم عوض میشه که واقعا قدرت قلم نویسنده رو نشون میده.
داستان کتاب نسبتا ساده و تقریبا بدون پیچیدگیه. در واقع میشه گفت روایت داستان تا حدی سطحیه و به درستی به جزئیات پرداخته نشده و در قستهایی مقدار زیادی از اطلاعات به طور ناگهانی و به شکلی آماری به مخاطب تزریق میشه. تا حدی که شاید در بخشهایی داستان عملکرد و پیرنگ منطقی نداشته باشه.
این کتاب ممکنه برای کسایی که روحیه حساسی دارن چندان مناسب نباشه. هم به دلیل خشونت پنهانی که در متن وجود داره و هم به خاطر داستان و فضای تاریکی که کتاب داره.
📚در مجموع اگه دوست دارین داستانی تاریک بخونین که شما رو بترسونه، اخلاقیات و اعتقاداتتون رو به چالش بکشه و احساساتتون رو به بازی بگیره این داستان رو انتخاب کنین.
پ.ن: این کتاب اقتباسی به همین نام در سال 1931 داره که میشه گفت بهترین اقتباس از این اثره.
💬نظر شما درباره این کتاب چیه؟
✍️نویسنده: آرونیا
@book_dot_com📚
👍4
#حسوحال
💫حسی که کتاب فرانکشتاین به آدم میده یه همچین چیزیه.
ترکیب علمی جنون آمیز، ترس از ناشناختهها و شاید عشقی احمقانه.
@book_dot_com📚
💫حسی که کتاب فرانکشتاین به آدم میده یه همچین چیزیه.
ترکیب علمی جنون آمیز، ترس از ناشناختهها و شاید عشقی احمقانه.
@book_dot_com📚
❤2
🌙به یک دوست نیاز دارم.
اما یک خواسته هست که تاکنون هرگز نتوانستهام برآوردهاش کنم و احساس میکنم که این کمبود برایم بسیار زیانبار بوده است. من دوستی ندارم، مارگارت! وقتی که از هیجان ناشی از موفقیت سرمستم، هیچکس نیست که در این شادی با من شریک باشد و اگر در اثر یأس، دچار عجز شوم، هیچکس سعی نمیکند که برای مقابله با افسردگی، به من دلداری دهد. درست است که من افکارم را روی کاغذ میآورم؛ اما این وسیلهی مناسبی برای تبادل احساس نیست. کاش دوستی همراهم بود که میتوانست با من همدردی کند و با چشمانش با من سخن بگوید. خواهر عزیزم! شاید فکر کنی من احساساتی شدهام؛ اما شدیداً به یک دوست نیاز دارم.
📖فرانکنشتاین
✍️مری شلی
#شبانگاه
@Book_dot_com 📚
اما یک خواسته هست که تاکنون هرگز نتوانستهام برآوردهاش کنم و احساس میکنم که این کمبود برایم بسیار زیانبار بوده است. من دوستی ندارم، مارگارت! وقتی که از هیجان ناشی از موفقیت سرمستم، هیچکس نیست که در این شادی با من شریک باشد و اگر در اثر یأس، دچار عجز شوم، هیچکس سعی نمیکند که برای مقابله با افسردگی، به من دلداری دهد. درست است که من افکارم را روی کاغذ میآورم؛ اما این وسیلهی مناسبی برای تبادل احساس نیست. کاش دوستی همراهم بود که میتوانست با من همدردی کند و با چشمانش با من سخن بگوید. خواهر عزیزم! شاید فکر کنی من احساساتی شدهام؛ اما شدیداً به یک دوست نیاز دارم.
📖فرانکنشتاین
✍️مری شلی
#شبانگاه
@Book_dot_com 📚
❤2
Forwarded from فرش بوک
درسته که سالهای زیادی ایران زندگی نکردم، از خانواده دور بودم، از بودن کنار عزیزانم محروم بودم، ولی…
ولی با آدمهای مختلف با دین و اعتقادهای مختلف از شهر و کشورهای گوناگون ، آشنا شدم.
خیلی از حرفهایی که میشنوم یا قضاوت هایی که میبینم، برام عجیبه، از واقعیت دوره …
براتون از تجربه هام بیشتر خواهم گفت…
#درست_بدونیم
#اینجا_چه_خبر
@freshfarshbook
ولی با آدمهای مختلف با دین و اعتقادهای مختلف از شهر و کشورهای گوناگون ، آشنا شدم.
خیلی از حرفهایی که میشنوم یا قضاوت هایی که میبینم، برام عجیبه، از واقعیت دوره …
براتون از تجربه هام بیشتر خواهم گفت…
#درست_بدونیم
#اینجا_چه_خبر
@freshfarshbook
فرش بوک
درسته که سالهای زیادی ایران زندگی نکردم، از خانواده دور بودم، از بودن کنار عزیزانم محروم بودم، ولی… ولی با آدمهای مختلف با دین و اعتقادهای مختلف از شهر و کشورهای گوناگون ، آشنا شدم. خیلی از حرفهایی که میشنوم یا قضاوت هایی که میبینم، برام عجیبه، از واقعیت…
بچه ها
قراره بریم لندن گردی😁
عضو این چنل بشین باهم بریم ببینیم لندن چه خبره
قراره بریم لندن گردی😁
عضو این چنل بشین باهم بریم ببینیم لندن چه خبره
#پاورقی
📍تا حالا درباره کتابی با عنوانی یک صفحهای چیزی شنیدین؟
معمولا عنوان هر کتاب ۲ تا نهایتا ۶ کلمه داره. اما کتابی از نویسندهای هندی به نام Vityala Yehindra دارای عنوانی با بیش از ۳۷۰۰ کلمه است که چیزی معادل یک صفحهی کامل کتابه. در واقع تمام خطوطی که روی صفحه میبینین بخشی از عنوان کتابه!
این کتاب در رکوردهای گینس ثبت شده.
پ.ن: این کتاب به عنوان یک اثر منتشر شده در نسخههای گسترده قابل دسترسی نیست و بیشتر یه تلاش شخصی برای ثبت رکورد بوده.
@Book_dot_com📚
📍تا حالا درباره کتابی با عنوانی یک صفحهای چیزی شنیدین؟
معمولا عنوان هر کتاب ۲ تا نهایتا ۶ کلمه داره. اما کتابی از نویسندهای هندی به نام Vityala Yehindra دارای عنوانی با بیش از ۳۷۰۰ کلمه است که چیزی معادل یک صفحهی کامل کتابه. در واقع تمام خطوطی که روی صفحه میبینین بخشی از عنوان کتابه!
این کتاب در رکوردهای گینس ثبت شده.
پ.ن: این کتاب به عنوان یک اثر منتشر شده در نسخههای گسترده قابل دسترسی نیست و بیشتر یه تلاش شخصی برای ثبت رکورد بوده.
@Book_dot_com📚
🤯2
🌙سالم مثل کادوی باز نشده
دنیا که تموم نشده، آدمها میآیند که یک روز بروند فلسفه آمدنشان همان رفتنشان است، یکی ده ساله یکی صد ساله، هر چه کمتر در این دنیا بمانند، کمتر رودخانهی کنار چشمهایشان گود میشود؛ کمتر بدی میبینند و کمتر بدی میکنند وقتی در بچگی میروند مثل یک کادوی باز نشده سالم میمانند .
📖قابهای خالی
✍️فهیم عطار
#شبانگاه
@Book_dot_com 📚
دنیا که تموم نشده، آدمها میآیند که یک روز بروند فلسفه آمدنشان همان رفتنشان است، یکی ده ساله یکی صد ساله، هر چه کمتر در این دنیا بمانند، کمتر رودخانهی کنار چشمهایشان گود میشود؛ کمتر بدی میبینند و کمتر بدی میکنند وقتی در بچگی میروند مثل یک کادوی باز نشده سالم میمانند .
📖قابهای خالی
✍️فهیم عطار
#شبانگاه
@Book_dot_com 📚
❤3