#معرفی_کتاب
📖کتاب: سمفونی پاستورال
✍️نویسنده: آندره ژید
🔄بازگردان: محمد مجلسی
انتشارات: دنیای نو
ژانر: رمان عاشقانه
📜خلاصه کتاب: کتاب درباره کشیشیه که یه روز به بستر زن در حال مرگ میره اما وقتی به اونجا میرسه پیرزن مرده و تنها نوه کور و نیمه وحشی اون باقی مونده. کشیش تصمیم میگیره بچه رو با خودش به خانه ببره و سرپرستیش رو به عهده بگیره.
@book_dot_com📚
📖کتاب: سمفونی پاستورال
✍️نویسنده: آندره ژید
🔄بازگردان: محمد مجلسی
انتشارات: دنیای نو
ژانر: رمان عاشقانه
📜خلاصه کتاب: کتاب درباره کشیشیه که یه روز به بستر زن در حال مرگ میره اما وقتی به اونجا میرسه پیرزن مرده و تنها نوه کور و نیمه وحشی اون باقی مونده. کشیش تصمیم میگیره بچه رو با خودش به خانه ببره و سرپرستیش رو به عهده بگیره.
@book_dot_com📚
❤2
🗞معرفی کتاب"سمفونی پاستورال"
برای امروز یه کتاب کوتاه اما فوقالعاده قشنگ در نظر گرفتم. کتابی که انسانها و احساساتشون رو به شکلی واقعبینانه و جذاب به تصویر کشیده.
کتاب از زاویه دید شخصیت اصلی یعنی کشیش نوشته شده و این مسئله خیلی توی شخصیت پردازی و درک احساسات کاراکتر تاثیر داشته. هر چند دیدگاه شخصیت اصلی به عنوان یه کشیش کمی عجیب و متفاوته اما در عین حال معمولی و ساده است مثل جوری که همه ادمها فکر میکنن. و همه اینا باعث میشه موقع خوندن حس عجیبی داشته باشی.
چیزی که جالبه اینکه توی روایت داستان صداقت وجود نداره. بخوام دقیقتر بگم کشیش قصه ما با خودش صادق نیست و چیزی که کاملا واضحه رو حاضر نیست بپذیره و این عدم صداقت ذهنی و کشمکش درونی کشیش مسئله و محور اصلی داستانه.
ایده داستان عجیب، غیر معمول و درگیر کننده است. به نظر من ممکنه داستان برای هر کسی قابل درک نباشه و حتی برخی نقده جدی بهش داشته باشن و در کل داستان کتاب شاید خیلی جدید نباشه اما میشه گفت خاص و بحثبرنگیزه.
داستان فضا سازی قدرتمندی داره و توصیفات و توضیحاتی که ارائه میده اون رو لطیف و ملایم میکنه و پرداخت قابل توجه اون به جزئیات داستان رو برای خواننده قابل لمس میکنه. علاوه بر این با استفاده از اشاراتی که به انجیل کتاب مقدس مسیحیان داره فضای کتاب حالتی عرفانی و شاعرانه به خودش میگیره.
داستان فراز و فرود زیادی نداره و هر چند مضمون داستان کشش لازم رو برای وادار کردن شما به ادامه دادن داره اما ممکنه کمی خسته کننده بشه. چون بیشتر از وقایع به درون بینیها و احساسات شخصیت کشیش پرداخته شده و در کل داستان حادثه محوری نیست.
نکتهای که باید توجه موقع انتخاب کتاب توجه کنین اینکه پایان کتاب غم انگیز و تا حدی ناراحت کننده است و ممکنه شما رو متاثر کنه پس بهتره با آمادگی این کتاب رو شروع کنین.
حجم کتاب خیلی زیاد نیست و هر چند این مسئله لطمهای به سیر داستانی و درک مخاطب از داستان نزده اما به شخصه دوست داشتم طولانیتر میبود.
📚در مجموع اگه دنبال یه کتاب کوتاه عاشقانه میگردین که به شکلی واقعگرایانه احساسات انسان رو به تصویر بکشه این کتاب انتخاب خوبیه.
پ.ن: این کتاب با اسمهای آهنگ عشق یا آهنگ روستایی هم شناخته میشهه اما اسم اصلی سمفونی پاستوراله که در واقع نام سمفونی شماره شش بتهوونه.
💬نظر شما درباره این کتاب چیه؟
✍️نویسنده: آرونیا
@book_dot_com📚
برای امروز یه کتاب کوتاه اما فوقالعاده قشنگ در نظر گرفتم. کتابی که انسانها و احساساتشون رو به شکلی واقعبینانه و جذاب به تصویر کشیده.
کتاب از زاویه دید شخصیت اصلی یعنی کشیش نوشته شده و این مسئله خیلی توی شخصیت پردازی و درک احساسات کاراکتر تاثیر داشته. هر چند دیدگاه شخصیت اصلی به عنوان یه کشیش کمی عجیب و متفاوته اما در عین حال معمولی و ساده است مثل جوری که همه ادمها فکر میکنن. و همه اینا باعث میشه موقع خوندن حس عجیبی داشته باشی.
چیزی که جالبه اینکه توی روایت داستان صداقت وجود نداره. بخوام دقیقتر بگم کشیش قصه ما با خودش صادق نیست و چیزی که کاملا واضحه رو حاضر نیست بپذیره و این عدم صداقت ذهنی و کشمکش درونی کشیش مسئله و محور اصلی داستانه.
ایده داستان عجیب، غیر معمول و درگیر کننده است. به نظر من ممکنه داستان برای هر کسی قابل درک نباشه و حتی برخی نقده جدی بهش داشته باشن و در کل داستان کتاب شاید خیلی جدید نباشه اما میشه گفت خاص و بحثبرنگیزه.
داستان فضا سازی قدرتمندی داره و توصیفات و توضیحاتی که ارائه میده اون رو لطیف و ملایم میکنه و پرداخت قابل توجه اون به جزئیات داستان رو برای خواننده قابل لمس میکنه. علاوه بر این با استفاده از اشاراتی که به انجیل کتاب مقدس مسیحیان داره فضای کتاب حالتی عرفانی و شاعرانه به خودش میگیره.
داستان فراز و فرود زیادی نداره و هر چند مضمون داستان کشش لازم رو برای وادار کردن شما به ادامه دادن داره اما ممکنه کمی خسته کننده بشه. چون بیشتر از وقایع به درون بینیها و احساسات شخصیت کشیش پرداخته شده و در کل داستان حادثه محوری نیست.
نکتهای که باید توجه موقع انتخاب کتاب توجه کنین اینکه پایان کتاب غم انگیز و تا حدی ناراحت کننده است و ممکنه شما رو متاثر کنه پس بهتره با آمادگی این کتاب رو شروع کنین.
حجم کتاب خیلی زیاد نیست و هر چند این مسئله لطمهای به سیر داستانی و درک مخاطب از داستان نزده اما به شخصه دوست داشتم طولانیتر میبود.
📚در مجموع اگه دنبال یه کتاب کوتاه عاشقانه میگردین که به شکلی واقعگرایانه احساسات انسان رو به تصویر بکشه این کتاب انتخاب خوبیه.
پ.ن: این کتاب با اسمهای آهنگ عشق یا آهنگ روستایی هم شناخته میشهه اما اسم اصلی سمفونی پاستوراله که در واقع نام سمفونی شماره شش بتهوونه.
💬نظر شما درباره این کتاب چیه؟
✍️نویسنده: آرونیا
@book_dot_com📚
👍2
🌙قوی ترین احساس
عشق قویترین همه احساسات است، زیرا همزمان به سر، قلب و حواس حمله میکند.
🗣لائوتسه
💬به نظر شما قویترین احساس آدم چیه؟
#شبانگاه
#سخن_چین
@Book_dot_com📚
عشق قویترین همه احساسات است، زیرا همزمان به سر، قلب و حواس حمله میکند.
🗣لائوتسه
💬به نظر شما قویترین احساس آدم چیه؟
#شبانگاه
#سخن_چین
@Book_dot_com📚
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#حسوحال
💫حسی که کتاب به آدم میده بینظیره اون وایبی که کتاب خوندن داره و هیچ کجای دیگه نمیشه پیدا کرد.
یه فنجون قهوه، یه کتاب خوب و یه پتوی گرم چیزیه که هر کتاب خونی عاشقشه.
@book_dot_com📚
💫حسی که کتاب به آدم میده بینظیره اون وایبی که کتاب خوندن داره و هیچ کجای دیگه نمیشه پیدا کرد.
یه فنجون قهوه، یه کتاب خوب و یه پتوی گرم چیزیه که هر کتاب خونی عاشقشه.
@book_dot_com📚
❤3
🌙آیا من زیبا هستم؟
«خب، حالا جواب این یکی را بدهید، آیا از آن موقع سعی کردهاید مرا گول بزنید؟»
«نه، فرزندم»
«قول میدهید هیچوقت سعی نکنید مرا گول بزنید؟»
«قول میدهم»
«پس زود بگویید ببینم، من قشنگم؟»
این پرسش ناگهانی ژرترود غافلگیرم کرد؛ خاصه از آن رو که تا آن لحظه نخواسته بودم به زیبایی انکار ناپذیر دخترک توجه کنم. تازه به نظرم فایدهای هم نداشت که توجه خودش به این موضوع جلب شود.
پس از قدری تامل پرسیدم:« چه اهمیتی برایت دارد که بدانی؟»
گفت:« من نگرانم. میخوام بدانم که … چطور بگویم؟ میخواهم بدانم که آیا مثل یک نت خارج در یک سمفونی نیستم؟ این را جز شما از چه کسی میتوانم بپرسم؟»
طفره رفتم و گفتم:« یک کشیش با ظاهر انسانها کاری ندارد»
«چطور؟»
«چون زیبایی معنوی برایش کافی است»
چهره اش حالت دلفریبی به خود گرفت و گفت:« انگار ترجیح میدهید مرا قانع کنید که زشت هستم»
نتوانستم جلوی خود را بگیرم و فریاد زدم:« ژرترود! خودتان میدانید که زیبایید!»
دخترک دیگر چیزی نگفت و چهرهاش در تمام طول گردشمان حالتی کاملا جدی به خود گرفت.
📖سمفونی پاستورال
✍️آندره ژید
#شبانگاه
@Book_dot_com📚
«خب، حالا جواب این یکی را بدهید، آیا از آن موقع سعی کردهاید مرا گول بزنید؟»
«نه، فرزندم»
«قول میدهید هیچوقت سعی نکنید مرا گول بزنید؟»
«قول میدهم»
«پس زود بگویید ببینم، من قشنگم؟»
این پرسش ناگهانی ژرترود غافلگیرم کرد؛ خاصه از آن رو که تا آن لحظه نخواسته بودم به زیبایی انکار ناپذیر دخترک توجه کنم. تازه به نظرم فایدهای هم نداشت که توجه خودش به این موضوع جلب شود.
پس از قدری تامل پرسیدم:« چه اهمیتی برایت دارد که بدانی؟»
گفت:« من نگرانم. میخوام بدانم که … چطور بگویم؟ میخواهم بدانم که آیا مثل یک نت خارج در یک سمفونی نیستم؟ این را جز شما از چه کسی میتوانم بپرسم؟»
طفره رفتم و گفتم:« یک کشیش با ظاهر انسانها کاری ندارد»
«چطور؟»
«چون زیبایی معنوی برایش کافی است»
چهره اش حالت دلفریبی به خود گرفت و گفت:« انگار ترجیح میدهید مرا قانع کنید که زشت هستم»
نتوانستم جلوی خود را بگیرم و فریاد زدم:« ژرترود! خودتان میدانید که زیبایید!»
دخترک دیگر چیزی نگفت و چهرهاش در تمام طول گردشمان حالتی کاملا جدی به خود گرفت.
📖سمفونی پاستورال
✍️آندره ژید
#شبانگاه
@Book_dot_com📚
#پاورقی
📍تا حالا درباره کتابی که به خاطر تنبلی یه نفر نوشته شد چیزی شنیدین؟
شوهرش خانم مارگارت میچل از دست کتابایی که ایشون میخونده خسته میشه. چون آوردن کتابها از کتابخونه با اون بوده .
برای همین یه بار به همسرش میگه بهجای اینهمه کتاب خوندن، بشین یه کتاب خودت بنویس!
و اینجوری میشه که خانم مارگارت میچل هم در سال ۱۹۲۶ میشینه و رمان بر باد رفته را مینویسه.
💬شما اگه به جای خانم میچل بودین چیکار میکردین؟
@Book_dot_com📚
📍تا حالا درباره کتابی که به خاطر تنبلی یه نفر نوشته شد چیزی شنیدین؟
شوهرش خانم مارگارت میچل از دست کتابایی که ایشون میخونده خسته میشه. چون آوردن کتابها از کتابخونه با اون بوده .
برای همین یه بار به همسرش میگه بهجای اینهمه کتاب خوندن، بشین یه کتاب خودت بنویس!
و اینجوری میشه که خانم مارگارت میچل هم در سال ۱۹۲۶ میشینه و رمان بر باد رفته را مینویسه.
💬شما اگه به جای خانم میچل بودین چیکار میکردین؟
@Book_dot_com📚
😁4
🌙دروغ در لباس حقیقت
وقتی دروغ و حقیقت با هم راه میرفتند، به چشمهای رسیدند. دروغ به حقیقت گفت:« بیا لباس خود را درآوریم و در این چشمه آب تنی کنیم.»
حقیقتِ سادهدل چنین کرد، در آن لحظه که در آب بود، دروغ، لباس حقیقت را از کنار چشمه برداشت و پوشید و به راه افتاد.
حقیقت، پس از آب تنی ناچار شد برهنه به راه افتد؛ از آن روز ما حقیقت را برهنه میبینیم، اما بسا اوقات دروغ را هم ملاقات میکنیم که متاسفانه لباس حقیقت پوشیده است؛ و طبعاً حقانیّت خود را در نظر ما به تلبیس ثابت میکند!
📖پاریز تا پاریس
✍🏻محمد ابراهیم باستانی
#شبانگاه
@book_dot_com📚
وقتی دروغ و حقیقت با هم راه میرفتند، به چشمهای رسیدند. دروغ به حقیقت گفت:« بیا لباس خود را درآوریم و در این چشمه آب تنی کنیم.»
حقیقتِ سادهدل چنین کرد، در آن لحظه که در آب بود، دروغ، لباس حقیقت را از کنار چشمه برداشت و پوشید و به راه افتاد.
حقیقت، پس از آب تنی ناچار شد برهنه به راه افتد؛ از آن روز ما حقیقت را برهنه میبینیم، اما بسا اوقات دروغ را هم ملاقات میکنیم که متاسفانه لباس حقیقت پوشیده است؛ و طبعاً حقانیّت خود را در نظر ما به تلبیس ثابت میکند!
📖پاریز تا پاریس
✍🏻محمد ابراهیم باستانی
#شبانگاه
@book_dot_com📚
#جاکتابی
🪧اینجا یه کافه کتاب فوقالعاده زیبا در شهر مشهده!
فصای وسیع و آرومی داره و پاتوقی خوبی برای کتاب خونهاست. اما چیزی که اینجا رو خاص میکنه گردهماییها و دورهمیهایین که که صاحبان اینجا برگزار میکنن. مثل برنامههای ملاقات با نویسندهها یا مترجمین کتابها و فعالیتهایی از این دست.
🏬 کافه کتاب آفتاب
آدرس: استان خراسان رضوی، مشهد، منطقه ۱، خیابان قائم، پلاک 4
@book_dot_com 📚
🪧اینجا یه کافه کتاب فوقالعاده زیبا در شهر مشهده!
فصای وسیع و آرومی داره و پاتوقی خوبی برای کتاب خونهاست. اما چیزی که اینجا رو خاص میکنه گردهماییها و دورهمیهایین که که صاحبان اینجا برگزار میکنن. مثل برنامههای ملاقات با نویسندهها یا مترجمین کتابها و فعالیتهایی از این دست.
🏬 کافه کتاب آفتاب
آدرس: استان خراسان رضوی، مشهد، منطقه ۱، خیابان قائم، پلاک 4
@book_dot_com 📚
❤4
💬اگه تو شهر شما هم یه کافه کتاب قشنگ وجود داره که دوست دارین خوشحال میشم بهم بگین تا با بقیه به اشتراک بزارم.
اگر هم که دنبال کافه کتابهای خوب شهر خودتون میگردین میتونین تو کامنتها و یا ناشناس اسم شهرتون رو بگین تا دفعههای بعد بریم سراغ شهر شما.
https://t.me/BiChatBot?start=sc-319798-NVTYEM8
اگر هم که دنبال کافه کتابهای خوب شهر خودتون میگردین میتونین تو کامنتها و یا ناشناس اسم شهرتون رو بگین تا دفعههای بعد بریم سراغ شهر شما.
https://t.me/BiChatBot?start=sc-319798-NVTYEM8
Telegram
برنامه ناشناس
بزرگترین ، قدیمیترین و مطمئنترین بات پیام ناشناس
📢 کانال رسمی و پشتیبانی
👨💻 @ChatgramSupport
📢 کانال رسمی و پشتیبانی
👨💻 @ChatgramSupport
❤2
🌙شادمانی از بازگشت فرزند گمشده
به محض آن که به خانه برگشتیم، اَملی به من فهماند که با برنامهی آن روز مخالف بوده. طبق عادت همیشگی، به جای این که پیش از رفتن ما مخالفت کند، گذاشت کار انجام شود تا بعد بتواند ایراد بگیرد. البته سرزنشم نکرد، ولی دلخوریاش را با سکوت نشان داد. حالا که میدانست من ژرترود را به کنسرت بردهام، میتوانست نظرمان را درباره برنامه بپرسد. اما سکوت کرد. میتوانست به تفریح دخترک علاقه نشان دهد و شادی هرچند اندک او را بیشتر کند. البته سکوتش چندان به درازا نکشید. گویی عمدا میخواست پرگویی هم بکند، ولی فقط درباره چیزهای پیش پا افتاده. سرانجام شب هنگام که دخترکمان خوابید، اَملی را به کناری کشیدم و پرخاش کردم که:« ظاهرا عصبانی هستی که چرا ژرترود را به کنسرت بردهام»
«این کارها را برای هیچکدام از کسان خودت نمیکنی»
بازهم همان مشکل همیشگی، انسان ها نمیفهمند که باید برای « بازگشت فرزند گمشده» شادمانی کرد نه برای کسانی که خود به خود در خانه هستند. افزون بر این رنج میبردم که چرا اَملی توجهی به علیل بودن ژرترود ندارد و نمیفهمد که دخترک بینوا از هر تفریح دیگری جز این محروم است.
📖سمفونی پاستورال
✍️آندره ژید
#شبانگاه
@Book_dot_com📚
به محض آن که به خانه برگشتیم، اَملی به من فهماند که با برنامهی آن روز مخالف بوده. طبق عادت همیشگی، به جای این که پیش از رفتن ما مخالفت کند، گذاشت کار انجام شود تا بعد بتواند ایراد بگیرد. البته سرزنشم نکرد، ولی دلخوریاش را با سکوت نشان داد. حالا که میدانست من ژرترود را به کنسرت بردهام، میتوانست نظرمان را درباره برنامه بپرسد. اما سکوت کرد. میتوانست به تفریح دخترک علاقه نشان دهد و شادی هرچند اندک او را بیشتر کند. البته سکوتش چندان به درازا نکشید. گویی عمدا میخواست پرگویی هم بکند، ولی فقط درباره چیزهای پیش پا افتاده. سرانجام شب هنگام که دخترکمان خوابید، اَملی را به کناری کشیدم و پرخاش کردم که:« ظاهرا عصبانی هستی که چرا ژرترود را به کنسرت بردهام»
«این کارها را برای هیچکدام از کسان خودت نمیکنی»
بازهم همان مشکل همیشگی، انسان ها نمیفهمند که باید برای « بازگشت فرزند گمشده» شادمانی کرد نه برای کسانی که خود به خود در خانه هستند. افزون بر این رنج میبردم که چرا اَملی توجهی به علیل بودن ژرترود ندارد و نمیفهمد که دخترک بینوا از هر تفریح دیگری جز این محروم است.
📖سمفونی پاستورال
✍️آندره ژید
#شبانگاه
@Book_dot_com📚
❤3
#شناسنامه
✍🏻آرمان آرین
زادهی: ۱۰ آبان ۱۳۶۰
ملیت: ایرانی🇮🇷
فعالیتها: رماننویس، پژوهشگر.
📚آثار: پارسیان و من، گوشوارهی تلخ، اشوزدنگهه، سپیتمان، رویای باغ سپید، راهنمای بازی نامهنویسی، افسوننامه، کابوس باغ سیاه، نگارههای اهورایی، غوغای خموش، صد پند هزاربار شنیده، آیندهی کهن، تاریک روشنا، پتش خوآرگر، شاهنامگ، تصویر یک روح، سپیدبال، بوف کر، ناب دانهها، من هم پسر کسی هستم.
@book_dot_com📚
✍🏻آرمان آرین
زادهی: ۱۰ آبان ۱۳۶۰
ملیت: ایرانی🇮🇷
فعالیتها: رماننویس، پژوهشگر.
📚آثار: پارسیان و من، گوشوارهی تلخ، اشوزدنگهه، سپیتمان، رویای باغ سپید، راهنمای بازی نامهنویسی، افسوننامه، کابوس باغ سیاه، نگارههای اهورایی، غوغای خموش، صد پند هزاربار شنیده، آیندهی کهن، تاریک روشنا، پتش خوآرگر، شاهنامگ، تصویر یک روح، سپیدبال، بوف کر، ناب دانهها، من هم پسر کسی هستم.
@book_dot_com📚
❤2
📜زندگینامه"آرمان آرین"
او که با آفرینش اثر سهگانهٔ «پارسیان و من» به دنیای ادبیات شناسانده شد، جوانترین برنده کتاب سال ایران است.
همچنین علاوه بر جوایز ملی بسیار، با دریافت لوح تقدیر از سی و یکمین کنگره بینالمللی کتاب برای نسل جوان (IBBY) دانمارک در سال ۲۰۰۸، در فهرست افتخار این کنگره قرار گرفت.
پارسیان و من نخستین رمان سهگانه خیال پردازی ایرانی است که بر اساس اسطورهها، حماسهها و تاریخ ایران نگاشته شدهاست، و نه تنها ستایش منتقدین و متخصصین حوزه ادبیات را برانگیخته بلکه مخاطبان بسیاری را نیز با خود همراه کردهاست. بطوریکه به گزارش روزنامه شرق، عنوان پرفروشترین رمان نوزدهمین نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران را به دست آورد.
رمان سهگانه پارسیان و من بازآفرین خلاقی از شاهنامه فردوسی است که با الهام از ساختار سه بخشی آن، برشهایی از سه دوره اسطوره، حماسه و تاریخ ایران را روایت میکند. جلد نخست این کتاب با نام پارسیان و من: کاخ اژدها بیانکنندهٔ داستان ضحاک ماردوش (آژیدهاک) است. جلد دوم با نام پارسیان و من: راز کوه پرنده بیانکنندهٔ پهلوانیهای رستم و شرح هفت خوان او در قالب رمانی جذاب و کتاب سوم هم با نام پارسیان و من: رستاخیز فرا میرسد بیانکنندهٔ داستان کوروش بزرگ است.
سایر آثار آرین نیز، همچون سهگانه پارسیان و من ریشه در فرهنگ و اساطیر کهن ایرانی دارند چرا که آرین بازگشتن به فرهنگ ایرانی و بازسازی آن را نیاز امروز جامعه ایرانی برای تعامل با جهان پرهیاهو میداند.
هر چند که آرین بیشتر با عنوان نویسنده داستانهای فانتزی حوزه کودک و نوجوان شناخته میشود،اما نه تنها مخاطبان آثار او محدود به این حوزه سنی نبوده و آثارش عموماً مخاطبانی از گروههای سنی مختلف را با خود همراه میکنند، بلکه آثارش ژانر و سبک پیچیده و متنوعی را نیز دربرمیگیرند. آرمان آرین در نوشتههایش موفق شدهاست تا با در هم آمیختن مطالعات حوزه سینما و همچنین دانش گسترده در اسطورهها، تاریخ، و ادیان ایرانی، آثاری بغایت تصویری، دراماتیک و خیالانگیز خلق کند. او معتقد است «اگر قصد فعالسازی تخیل در کودکان و نوجوانان را داریم، ابتدا باید در خودمان، آن را فعال کنیم؛ من فکر میکنم نویسنده یا هنرمندی که تخیل، خیالانگیزی و تصورش، ابتر و ناقص است، هرگز نمیتواند اثری به وجود آورد که موجب تخیل و خیالانگیزی در افراد دیگری شود.»
💬شما دیگه درباره زندگی این نویسنده چی میدونین؟
✍️نویسنده: نرگس
@book_dot_com📚
او که با آفرینش اثر سهگانهٔ «پارسیان و من» به دنیای ادبیات شناسانده شد، جوانترین برنده کتاب سال ایران است.
همچنین علاوه بر جوایز ملی بسیار، با دریافت لوح تقدیر از سی و یکمین کنگره بینالمللی کتاب برای نسل جوان (IBBY) دانمارک در سال ۲۰۰۸، در فهرست افتخار این کنگره قرار گرفت.
پارسیان و من نخستین رمان سهگانه خیال پردازی ایرانی است که بر اساس اسطورهها، حماسهها و تاریخ ایران نگاشته شدهاست، و نه تنها ستایش منتقدین و متخصصین حوزه ادبیات را برانگیخته بلکه مخاطبان بسیاری را نیز با خود همراه کردهاست. بطوریکه به گزارش روزنامه شرق، عنوان پرفروشترین رمان نوزدهمین نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران را به دست آورد.
رمان سهگانه پارسیان و من بازآفرین خلاقی از شاهنامه فردوسی است که با الهام از ساختار سه بخشی آن، برشهایی از سه دوره اسطوره، حماسه و تاریخ ایران را روایت میکند. جلد نخست این کتاب با نام پارسیان و من: کاخ اژدها بیانکنندهٔ داستان ضحاک ماردوش (آژیدهاک) است. جلد دوم با نام پارسیان و من: راز کوه پرنده بیانکنندهٔ پهلوانیهای رستم و شرح هفت خوان او در قالب رمانی جذاب و کتاب سوم هم با نام پارسیان و من: رستاخیز فرا میرسد بیانکنندهٔ داستان کوروش بزرگ است.
سایر آثار آرین نیز، همچون سهگانه پارسیان و من ریشه در فرهنگ و اساطیر کهن ایرانی دارند چرا که آرین بازگشتن به فرهنگ ایرانی و بازسازی آن را نیاز امروز جامعه ایرانی برای تعامل با جهان پرهیاهو میداند.
هر چند که آرین بیشتر با عنوان نویسنده داستانهای فانتزی حوزه کودک و نوجوان شناخته میشود،اما نه تنها مخاطبان آثار او محدود به این حوزه سنی نبوده و آثارش عموماً مخاطبانی از گروههای سنی مختلف را با خود همراه میکنند، بلکه آثارش ژانر و سبک پیچیده و متنوعی را نیز دربرمیگیرند. آرمان آرین در نوشتههایش موفق شدهاست تا با در هم آمیختن مطالعات حوزه سینما و همچنین دانش گسترده در اسطورهها، تاریخ، و ادیان ایرانی، آثاری بغایت تصویری، دراماتیک و خیالانگیز خلق کند. او معتقد است «اگر قصد فعالسازی تخیل در کودکان و نوجوانان را داریم، ابتدا باید در خودمان، آن را فعال کنیم؛ من فکر میکنم نویسنده یا هنرمندی که تخیل، خیالانگیزی و تصورش، ابتر و ناقص است، هرگز نمیتواند اثری به وجود آورد که موجب تخیل و خیالانگیزی در افراد دیگری شود.»
💬شما دیگه درباره زندگی این نویسنده چی میدونین؟
✍️نویسنده: نرگس
@book_dot_com📚
❤3
🌙اصولی برای چیزهای بزرگتر
باید اصولِ اخلاقیمان را در چیزهای بزرگتر به کار بگیریم. برای چیزهای کوچک بخشایش کافی است.
📖یادداشتها
✍🏻آلبر کامو
#شبانگاه
@book_dot_com 📚
باید اصولِ اخلاقیمان را در چیزهای بزرگتر به کار بگیریم. برای چیزهای کوچک بخشایش کافی است.
📖یادداشتها
✍🏻آلبر کامو
#شبانگاه
@book_dot_com 📚
❤5
Lily
Alan Walker, K-391, Emelie Hollow
#آهنگ
🎶lily
🎤alan walker & emelie hollow
این آهنگ الهام گرفته شده از افسانههای اسکاندیناوی و داستان پریانه. داستان آهنگ درباره دختری به اسم لیلیه که توی یه مکان امن زندانی شده تا از آسیبهای دنیای بیرون در امان بمونه اما یه روز لیلی فرار میکنه تا پا به دنیایی بزاره که همه بهش میگفتن خطرناکه و اونجا با هیولایی آشنا میشه که اون رو اغوا میکنه.
پ.ن: آهنگ از سرنوشت دختر به ما خبر نمیده اما بعضیها حدس میزنن لیلی در آخر میمیره.
@Book_dot_com📚
🎶lily
🎤alan walker & emelie hollow
این آهنگ الهام گرفته شده از افسانههای اسکاندیناوی و داستان پریانه. داستان آهنگ درباره دختری به اسم لیلیه که توی یه مکان امن زندانی شده تا از آسیبهای دنیای بیرون در امان بمونه اما یه روز لیلی فرار میکنه تا پا به دنیایی بزاره که همه بهش میگفتن خطرناکه و اونجا با هیولایی آشنا میشه که اون رو اغوا میکنه.
پ.ن: آهنگ از سرنوشت دختر به ما خبر نمیده اما بعضیها حدس میزنن لیلی در آخر میمیره.
@Book_dot_com📚
❤2
🎼متن آهنگ"لیلی"
Lily was a little girl
لیلی یه دختر کوچولو بود
Afraid of the big, wide world
ترس از دنیای بزرگ و وسیع
She grew up within her castle walls
اون بین دیوار های قصرش بزرگ شد
Now and then she tried to run
اون تصمیم گرفت فرار کنه
And then on the night with the setting sun
تو شب و موقع غروب خورشید
She went in the woods away
او به جنگل رفت
So afraid, all alone
میترسید, تنها بود
They warned her, don’t go there
بهش اخطار دادند اونجا نره
There’s creatures who are hiding in the dark
موجوداتی هستند که در تاریکی پنهان شدهاند
Then something came creeping
بعد یه چیزی اومد بیرون
It told her, don’t you worry just
بهش گفت نگران نباش
Follow everywhere I go
هرجا میرم دنبالم بیا
Top over the mountains or valley low
بالا کوهها و تپههای بلند
Give you everything you’ve been dreaming of
هر چیزی که آرزوشو داری بهت میدم
Just let me in, ooh
فقط بزار باشم داخل، اوو
Everything you wantin’ gonna
هر چیزی که می خواهید
be the magic story you’ve been told
همان داستان جادویی خواهد بود که به شما گفته شده است
And you’ll be safe under my control
و تو تحت کنترل من در امانی
Just let me in, ooh
فقط بزار باشم داخل اوو
Just let me in, ooh
فقط بزار باشم داخل اوو
She knew she was hypnotized
اون میدونست هیپنوتیزم شده
And walking on cold thin ice
و روی یخ نازک و سرد راه میره
Then it broke, and she awoke again
و یخ شکست و اون دوباره از خواب بیدار شد
Then she ran faster than
و بعد اون تندتر دوید
Start screaming, is there someone out there?
جیغ کشید کسی اینجاست
Please help me
لطفا کمکم کن
Come get me
بیا منو بگیر
Behind her, she can hear it say
کنارش میتونست این صدا رو بشنوه
Follow everywhere I go
هرجا میرم دنبالم بیا
Top over the mountains or valley low
بالا کوه ها و تپه های بلند
Give you everything you’ve been dreaming of
هر چیزی که آرزوشو داری بهت میدم
Just let me in, ooh
فقط بزار باشم داخل، اوو
Everything you wantin’ gonna
هر چیزی که میخواهید
be the magic story you’ve been told
همان داستان جادویی خواهد بود که به شما گفته شده است
And you’ll be safe under my control
و تو تحت کنترل من در امانی
Just let me in, ooh
فقط بزار باشم داخل وو
Just let me in, ooh
فقط بزار باشم داخل اوو
Ooh, ooh, ooh, ooh
اوو اوو اوو اوو
Everything you wantin’ gonna
هر چیزی که می خواهید
be the magic story you’ve been told
همان داستان جادویی خواهد بود که به شما گفته شده است
(Ooh, ooh, ooh, ooh)
(اوه، اوه، اوه، اوه)
And you’ll be safe under my control
و شما تحت کنترل من در امان خواهید بود
Just let me in, ooh
فقط بزار باشم داخل اوو
Follow everywhere I go
هرجا میرم دنبالم بیا
Top over the mountains or valley low
بالا کوه ها و تپه های بلند
Give you everything you‘ve been dreaming of
هر چیزی که آرزوشو داری بهت میدم
Just let me in, ooh
فقط بزار باشم اوو
Then she ran faster than
و بعد اون تند تر دوید
Start screaming, is there someone out there?
جیغ کشید کسی اینجاست
Please help me
لطفا کمکم کن
Just let me in, ooh
فقط بزار باشم داخل اوو
@Book_dot_com📚
Lily was a little girl
لیلی یه دختر کوچولو بود
Afraid of the big, wide world
ترس از دنیای بزرگ و وسیع
She grew up within her castle walls
اون بین دیوار های قصرش بزرگ شد
Now and then she tried to run
اون تصمیم گرفت فرار کنه
And then on the night with the setting sun
تو شب و موقع غروب خورشید
She went in the woods away
او به جنگل رفت
So afraid, all alone
میترسید, تنها بود
They warned her, don’t go there
بهش اخطار دادند اونجا نره
There’s creatures who are hiding in the dark
موجوداتی هستند که در تاریکی پنهان شدهاند
Then something came creeping
بعد یه چیزی اومد بیرون
It told her, don’t you worry just
بهش گفت نگران نباش
Follow everywhere I go
هرجا میرم دنبالم بیا
Top over the mountains or valley low
بالا کوهها و تپههای بلند
Give you everything you’ve been dreaming of
هر چیزی که آرزوشو داری بهت میدم
Just let me in, ooh
فقط بزار باشم داخل، اوو
Everything you wantin’ gonna
هر چیزی که می خواهید
be the magic story you’ve been told
همان داستان جادویی خواهد بود که به شما گفته شده است
And you’ll be safe under my control
و تو تحت کنترل من در امانی
Just let me in, ooh
فقط بزار باشم داخل اوو
Just let me in, ooh
فقط بزار باشم داخل اوو
She knew she was hypnotized
اون میدونست هیپنوتیزم شده
And walking on cold thin ice
و روی یخ نازک و سرد راه میره
Then it broke, and she awoke again
و یخ شکست و اون دوباره از خواب بیدار شد
Then she ran faster than
و بعد اون تندتر دوید
Start screaming, is there someone out there?
جیغ کشید کسی اینجاست
Please help me
لطفا کمکم کن
Come get me
بیا منو بگیر
Behind her, she can hear it say
کنارش میتونست این صدا رو بشنوه
Follow everywhere I go
هرجا میرم دنبالم بیا
Top over the mountains or valley low
بالا کوه ها و تپه های بلند
Give you everything you’ve been dreaming of
هر چیزی که آرزوشو داری بهت میدم
Just let me in, ooh
فقط بزار باشم داخل، اوو
Everything you wantin’ gonna
هر چیزی که میخواهید
be the magic story you’ve been told
همان داستان جادویی خواهد بود که به شما گفته شده است
And you’ll be safe under my control
و تو تحت کنترل من در امانی
Just let me in, ooh
فقط بزار باشم داخل وو
Just let me in, ooh
فقط بزار باشم داخل اوو
Ooh, ooh, ooh, ooh
اوو اوو اوو اوو
Everything you wantin’ gonna
هر چیزی که می خواهید
be the magic story you’ve been told
همان داستان جادویی خواهد بود که به شما گفته شده است
(Ooh, ooh, ooh, ooh)
(اوه، اوه، اوه، اوه)
And you’ll be safe under my control
و شما تحت کنترل من در امان خواهید بود
Just let me in, ooh
فقط بزار باشم داخل اوو
Follow everywhere I go
هرجا میرم دنبالم بیا
Top over the mountains or valley low
بالا کوه ها و تپه های بلند
Give you everything you‘ve been dreaming of
هر چیزی که آرزوشو داری بهت میدم
Just let me in, ooh
فقط بزار باشم اوو
Then she ran faster than
و بعد اون تند تر دوید
Start screaming, is there someone out there?
جیغ کشید کسی اینجاست
Please help me
لطفا کمکم کن
Just let me in, ooh
فقط بزار باشم داخل اوو
@Book_dot_com📚
❤2👍1
🌙پنج سوال درباره زندگی
با آرامش بیشتری زمزمه میکند: نه من، نه تو و نه هیچ آدمیزاد دیگری، در بهترین نقطه ننشستهایم. هر کس چنین ادعایی کند، شک نکن که خودخواه یا نادان است. اما پس چه کسی به زاویهی دید بهتری دست پیدا میکند تا بتواند تحلیلهای بهتری دربارهی ذات جهان ارائه دهد؟ تفکر رایج زمانهی ما، رو به دیوار نشسته، پشت به حقیقت کرده، گوشهایش را بسته و خیال میکند که همهی حقیقت همین است که او میبیند! اما سرِ همهی حقیقتها این است که تو بفهمی این جهان عظیم را چه کسی و چرا خلق کرده، اینکه تو بفهمی خودت از کجا آمدهای، چرا هستی و به کجا خواهی رفت... در سکوت اندکی به هم خیره میشویم تا او دوباره میگوید: جواب این پنج سؤال را با تمسخر و تحقیر یا بیاعتنایی نمیشود داد. با فرو کردن سر زیر برف هم نمیشود! که پنج جواب محکم، لازم است تا بشود از زیر بار سنگینِ این پنج پرسش واقعی رها شد و نجات یافت و به رضایت واقعی رسید.
📖تاریک روشنا
✍🏻آرمان آرین
#شبانگاه
@book_dot_com📚
با آرامش بیشتری زمزمه میکند: نه من، نه تو و نه هیچ آدمیزاد دیگری، در بهترین نقطه ننشستهایم. هر کس چنین ادعایی کند، شک نکن که خودخواه یا نادان است. اما پس چه کسی به زاویهی دید بهتری دست پیدا میکند تا بتواند تحلیلهای بهتری دربارهی ذات جهان ارائه دهد؟ تفکر رایج زمانهی ما، رو به دیوار نشسته، پشت به حقیقت کرده، گوشهایش را بسته و خیال میکند که همهی حقیقت همین است که او میبیند! اما سرِ همهی حقیقتها این است که تو بفهمی این جهان عظیم را چه کسی و چرا خلق کرده، اینکه تو بفهمی خودت از کجا آمدهای، چرا هستی و به کجا خواهی رفت... در سکوت اندکی به هم خیره میشویم تا او دوباره میگوید: جواب این پنج سؤال را با تمسخر و تحقیر یا بیاعتنایی نمیشود داد. با فرو کردن سر زیر برف هم نمیشود! که پنج جواب محکم، لازم است تا بشود از زیر بار سنگینِ این پنج پرسش واقعی رها شد و نجات یافت و به رضایت واقعی رسید.
📖تاریک روشنا
✍🏻آرمان آرین
#شبانگاه
@book_dot_com📚